بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1306

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی، دو سوال داشتم ممنون میشوم اگر پاسخ گامل و جامع دهید:1. استاد، کسانی مانند ابن سینا شراب را نه تنها حرام ندانسته بلکه برای بدن نیز مفید می داندو حتی شعری هم در وصف آن داردشراب را چه گنه گر که ابلهی نوشد گهی به تیغ برد دست و گهی به سوی نجق چو بو علی می ناب ار خوری حکیمانه به حق حق که وجودت به حق شود ملحق حلال گشت به فتوای عقل بر دانا حرام گشت به فتوای شرع بر نادان (البته بر اساس خوانده ها این را عرض می کنم)، حال سوال من این است که با توجه به روایاتی که در خصوص حرمت شراب وارد شده است، و ازسویی بزرگان دیم ابن سینا را جزء عالمان میدانند، چه چیز را باید باور کرد؟ نص قرآن کریم حکم بر حرمت شراب می دهد، آیا تفسیر این حرمت چیز دیگری است.2. استاد، بعضی علما موسیقی را حرام و برخی آن را یاری دهنده در سلوک میدانند و اسلام و علمای دین هیچگاه به طور کامل تکلیف مردم را با موسیقی روشن نکرده اند. اصلا آدم می ماند بعضی چگونه در عین دینداری با استفاده از موسیقی به جاهایی می رسند اما برخی احکام دال بر تحریم آن است. آیا ما موسیقی خوب و بد، موسقی سفارش شده و سفارش نشده داریم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام با توجه به این‌که ابن‌سینا مسلمان متشرعی است احتمال می‌دهم عده‌ای خواسته‌اند با این کار اولا: چهره‌ی ایشان را ضایع کنند ثانیاً: شراب‌خواری خود را توجیه نمایند. و اما این‌که می‌فرمائید گفته است شراب مفید است، شاید با توجه به آیه‌ی 219 سوره‌ی بقره است که می‌فرماید:« یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فیهِما إِثْمٌ کَبیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما » در باره شراب و قمار از تو سؤال مى‏کنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگى است؛ و منافعى براى مردم در بردارد؛ (ولى) گناه آنها از نفعشان بیشتر است‏ ، ولی به این معنا نیست که توصیه به شراب‌خوارگی بکند. موفق باشید
22312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد طاهرزاده در آثار خود در باب معرفت النفس فرموده اند که حیوانات قدرت تعقل ندارند؛ در داستان حضرت سلیمان در قرآن داریم که حیوانات داری فکر و تفکر بودند و حتی نظرات خودشان در مورد مسائل مختلف بیان می کردند نظیر حرف هایی که یک مورچه یا هدهد به حضرت سلیمان گفتند ؛ چطور این مطلب که حیوانات قوه تعقل ندارند با اون موارد مطرح شده در داستان زندگی حضرت سلیمان قابل جمع است؟ در کتاب انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی هم در ضمن نقل یک روایت گفته شده که بین انسان ها نسبت های تکوینی خاصی وجود دارد و برای مثال گفتید که اگر شخصی مرتکب قتل پدر خود شود عمر خودش هم کوتاه می شود؛ برای نمونه منتصر، پسر متوکل عباسی رو هم مثال زدین ولی در تاریخ شخصیت های زیادی داشتیم که مرتکب این عمل شدند و تا سال ها بعد از آن زندگی کردند، این مسئله رو چطور تحلیل و توجیه می کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن‌چه در مورد عدم تعقل حیوانات گفته می‌شود تعقل به معنای درک مفاهیم کلی است و یافتن قواعد عالم و این غیر از فهمی که آن مورچه یا هدهد داشتند 2- در مورد کوتاهی عمر پسر متوکل، نظر ما به سخن امام هادی «علیه‌السلام» بود و جنبه‌ی تکوینی آن عمل. ولی فراموش نکنید که ممکن است عوامل دیگری در میان باشد که مانع تحقق آن جنبه‌ی تکوینی بشود. موفق باشید

20588
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. بده در بحث معاد فرمودید که خداوند به بالاترین عمل جزا میده مثلا از بین همه نمازها اون نمازی که حضور قلبش بیشتره، حالا یه سوال برام پیش اومد. این در رابطه با مومنه؟ چون مثلا شخص گناهکار اعمالش با گناه نابود میشه و ظرفشویی خالیه، پس یعنی باید اول شخص مومن باشه و در سیرش به بهترین عملش نگاه میکنن یا شامل غیرمومن هم میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر طلبِ متعالی انسان مؤمن است و این‌که حضرت پروردگار مطابق طلب متعالی او جزای اعمال او را به او می‌دهد به شرطی که همواره در آن طلب پایدار باشد. به همین جهت قرآن می‌فرماید: «وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (96)/ نحل). موفق باشید

19252
متن پرسش
سلام استاد: کتاب جوان و انتخاب بزرگتون رو خوندم راجع به ورزش گفتین، خواستم بدونم من که میرم والیبال چجور از این ورزش همچین استفاده ای که گفتین رو ببرم منظورم اینه وقتی تمرین می کنم وقتی ورزش می کنم چه چیزی باعث میشه روح من همچین قدرتی بدست بیاره؟ به چی فکر کنم تو دو ساعت تمرین و ورزش؟ آیا ژیمناستیک هم ورزش خوبیست برای بدست آوردن همچین قدرتی؟ هنگام این ورزش موسیقی های تند پخش میشه و شما خودتون چه رشته های ورزشیی رو توصیه می کنید؟ بعد سوال دیگرم اینه که اگر تو ذهنم از اینکه از این ورزش تناسب اندام هم درست می کنم خوشحال باشم آیا خلوص نیت ندارم؟ اگر هم به نیت تناسب اندام برم هم قدرت روحی آیا خلوص نیت ندارم؟ چیکار کنم که اصلا برایم مهم نباشه تناسب اندام بدست میارم یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده در هر ورزشی عزمِ حاکمیت اراده بر بدن باید باشد. لذا هر دو ورزش که نام بردید چنین ظرفیتی را دارد. هم‌چنین ورزش‌های رزمی، بستر خوبی برای حاکمیت اراده بر بدن است. در ضمن طبیعی است که در کنار ورزش، نتایجی هم برای بدن ما پیش می‌آید. موفق باشید

18803

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: 1. آیا هر موضوع علمی را که شروع کردیم بهتر این است که تا آخرش تحقیق کنیم بعد ورود به مبحث دیگری کنیم یا چه توصیه ای می فرمایید؟ 2. مدتی است که با همچین مسئله ای در گیرم که نکند من بزرگ شدم عالم و عارف کامل نباشم لذا برای خودم دعا کردم این به فکر خود بودن اشکالی دارد آیا گم شدن در آینده نیست؟ 3. بنده نوجوان هستم و هنوز 18 ساله نشده ام در این شرایطی که قرار داریم مساجدی هستند که نیاز به مسئول جلسه دارند بنده هم بحمد الله اهل سیر هستم و اهل شوخی و بازی و... نیستم اگر عالم من با عالم این بچه ها نخوره از آن طرف هم باید این ها را کسی هدایت کند که فردا گمراه کننده نشوند دوست دارم هدایت شوند ولی ان شاءالله خودتان بهتر می دانید که بچه های امروزی غالبا چگونه اند. اگر بچه هایی باشند که اهل شوخی وقت سوزی و بازی احیانا حرف بد و کار بد و... من با این حال آیا اخلاقا بهتر است مسئول شوم یا نه؟ آیا این عذاب نیست که کسی که معنویتی دارد گرفتار عده ای شود که او را در ک نمی کنند و گرفتار بی عالمی هستند (اگرغافل باشند البته)؟ از آن طرف مسئول جلسه باید تلاش فراوان کند جان بکند و... شاید 70 درصد کار مسئول جلسه در بیرون جلسه است من اگر بروم بشوم پس مطالعات خودم چه می شود هم درس هم مطالعه هم جلسه! استاد آیا اگر مسئول جلسه نشدم کار بدی کردم امام زمان (عج) ناراحت می شوند؟ باید روی خودم در این سنی که دارم وقت بگذارم پس جامعه چه؟ بچه های مدرسه و دم کوچه و مسجد و شهر را چه کسی هدایت کند قحط الرجال است! یا روی جامعه وقت بگذاریم پس شخصیت علمی و فکری و خلوت و...چه؟ در ضمن کسی که مسئول شد چه بسا باب مکروهات زیادی را مرتکب شود روحیه عرفانی به درد جلسه نمی خوره! آیا روحیه شاد و... نداشتن من دلیل محکمی هست که مسئول نشوم؟ آیا اخلاقا مجاز است من به خاطر این امر مکروهات را مرتکب شویم؟ استاد عزیز جوری جواب دهید که از سرگردانی، کاملا نجات یابم و مجبور به پرسش های دیگر نباشم. ممنون و متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! ولی با تفکر اجتهادی، ولی نه در حدّ حفظ‌شدن و حفظ‌کردن 2- خیر! خیلی هم خوب است 3- روی این فکر کنید که اگر بشود مسئول نباشید ولی در خدمت موضوعات فرهنگی آن گروه قرار داشته باشید، بهتر است 4- اگر این پیشنهاد عملی نیست، لااقل در مسئولیت خود وقت‌تان را تقسیم کنید که سایر کارها و مطالعات زمین نماند و همه‌ی فکر و ذهن‌تان مسئولیت‌تان شود. موفق باشید

17732
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: امسال به امید خداوند متعال با گروهی از برادران اهل سنت به زیارت اربعین مشرف می شویم خواهشمندم اگر توصیف یا توصیه ای در این رابطه دارید ما را مستفیض کنید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده یک کلمه بیشتر نیست و آن این‌که از طریق این نوع پاس‌داشتِ اربعین می‌خواهیم عزّت اسلام و اتحاد اسلامی را در مقابل فرهنگ سکولار نشان دهیم. عرایضی در قسمت سوم کتاب «اربعین حسینی؛ حضور در تاریخی دیگر» شده است. موفق باشید 

16349
متن پرسش
با سلام: طاعات و عباداتتان قبول. استاد عزیز من کتابهایی از کتابهایتان را مطالعه کرده ام. سوالی داشتم و آن اینکه قرآن می فرماید آسمانها ابتدا به شکل دود بود، فرمودید به معنی بی شکل بودن است،صحیح؛ آیا این به شکل دود بودن در ابتدا، برای همین آسمان مادی هم صدق می کند؟ و دوم اینکه آسمان باطن و معنی به شکل دود و بی شکل بود، بی شکل بودن آسمان معنی به چه معناست؟ آیا به معنی تعین نداشتن و یکی بودن صفات و اسماء است و جدا جدا نبودنشان است، یعنی مثلا صفت کریم و عظیم هنوز تعین نگرفته اند و واحدند؟ لطفا یه کم توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً آیه‌ی مذکور نظر به دخان‌بودنِ ماده‌ی اولیه‌ی عالَم ماده دارد و حقیقتاً چیزی بوده که اطلاق دود بر آن صدق می‌کرده است و امروز نیز یکی از نظریه‌های مربوط به ماده‌ی اولیه‌ی جهان همین موضوع را تصدیق می‌کند. بنابراین نمی‌توان موضوع را به عالم معنا سرایت داد و معنای آسمان در آیه‌ی 11 سوره‌ی فصلت می‌تواند آسمانِ همین زمین باشد که از عالم ماده‌بودن خارج نیست. موفق باشید

10177
متن پرسش
سلام علیکم. بخشش لیالی قدر و روز عرفه شامل چه کسانی میشود ؟ در بخشی از سوالات سایت در مورد احادیث خاصی شما میفرمایید فلان حدیث را باید با توجه به فضای خاص ان زمان یا مردمان ان زمان یا سایل ان سوال یا ... مورد بحث وفهم قرار داد .ایا احادیث در مورد بخشش اکثر افراد هم تفسیر خاصی دارد؟ ایا گناهکاران قهر کرده با او! میتوانند کورسویی داشته باشند ؟ ایا بخشیده شدن علامت خاصی دارد؟ نگران نباشید اگر بفرمایید رحمتش به قاضی ها و خمینی ها و بهجت ها کجا و تو کجا!! کاری نمیکنم خود را حلق اویز نمیکنم چون من ضعیفم مگه جه کارش میتوانم بکنم زورم بهش نمیرسه . قهر هم بکنم هیچیش نمیشه ای امان از مخلوق ضعیف بودن. ای امان از نیازمندی به کسی که خیلی قدرتمند است..فقد هربت الیک.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو مگو ما را بدان شه راه نیست/ با کریمان کارها دشوار نیست» کافی است فقر خود را برداری و به سوی کریم ببری و امیدوار باشی هیچ کم نمی‌گذارد. اگر حق الناسی بر پشت داری و یا بی‌انصافی‌هایی به خلق داشته‌ای و خودخواهی‌‌هایی را بر خلق خدا تحمیل کرده‌ای، برو حلالیت بطلب و راه را به سوی پروردگارت بگشا.« نگو زورم به خدا نمی‌رسد» بگو چه خدایی که با این‌همه قهر و قدرت چقدر مهربان است و چقدر از خطاهای ما اغماض می‌کند. موفق باشید
8109
متن پرسش
سلام علیکم اگر ممکن است کتابی در رابطه با قضا و قدر معرفی بفرمایید باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری و کتاب «طلب و اراده» از حضرت امام خوب است. اگر کتاب‌هایی بعد از این کتاب‌ها به بازار آمده است – که حتماً آمده – از آن ها اطلاع ندارم. عرایضی هم به صورت صوت در رابطه با قضا و قدر در سی‌دی‌ها داشته‌ام. موفق باشید
7660

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز بنده حدود 4 تا 5 ماهی است که طبق سیری که معرفی فرمودید پیش می روم( البته از چند سال پیش با آثار شما از طزیق دوستانم آشنا بودم) با توجه به اینکه ترم آخر دانشگاهم است و با توجه به اینکه تقریبا می شود گفت در شروع سیر هستم ودر حال جمع بندی ذهن و مبانی اعتقادی و بنیادی فکرم هستم، فکر میکنم که اگر الآن ازدواج کنم نتوانم پیوستگی مطالبم را حفظ کنم و به آن قله های متعالی مد نظر جناب عالی دست پیدا کنم و دوباره به حالت اول برگردم زیرا احساس مسئولیت و دغدغه زیربال گرفتن یک شخص دیگر( من آقا هستم) و تشویش ذهنی و حبی که پس از ازدواج نسبت به طرف مقابل به وجود می آید و مشکلات امروز زندگی متاهلی نیز به آن اضافه می شود. به نظر جناب عالی فعلا صبر کنم که مطالب و ذهنم کامل جمع بندی شود و به مدارجی از معنویت برسم و چند سال دیگر جهت ازدواج اقدام کنم یا با ازدواج، خللی در سلوک پیش نمی آید و همین الآن اقدام کنم؟ ببخشید که مطلب طولانی شد، خدا حفظتون کنه
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر در شرایطی هستید که حداقل یک‌سال می‌توانید صبر کنید، بهتر است صبر کنید تا روح مباحث برایتان آشکار شود. موفق باشید
7616
متن پرسش
سلام علیکم. مدتی است که قبل از خواب مسبحات میخوانم و حالات خاصی برای بنده رخ میدهد ( البته نمیدانم این حالات برای خواندن مسبحات هست یا خیر ولی این اتفاقات بعد از خواندن سوره مسبحات رخ داده است). اولین حالاتی که برای بنده رخ داد این بود که هنگام خواب وقتی که چشم خود را بستم نورهایی که پرشدت و کم شدت میشدند مشاهد کردم ( در حالی که چشمم رو بسته بودم و تازه میخواستم بخوابم) نگها احساس کردم نیرویی دارد دستم را حرکت میدهد، ناگهان دستم بلند شد و دوباره به سر جای اولش برگشت ، بعد ان دستم ، بعد پاهام و سپس چشم هام حرکت کردند و باز و بسته میشدند. اولش ترسیدم ولی بعد برایم عادی شده است. تا وقتی که بخواهم اختیار بدنم در دست خودم بود اما وقتی بدنم رو شل میکردم و اختیار را بر میداشتم خودش کم کم شروع به تکان خوردن میخورد و حرکت میکرد. الان مدتی است که کنترلم بیشتر شده و دیگر بدنم بدون اختیار تکان نمیخورد بلکه مثلا اختیار میکنم دست بلند شوم دستم با نیروی دیگری غیر از نیروی بدنی بلند میشود. ( البته فشار زیادی به دستم وارد میشود) خواستم بدانم این حالت ها آیا خوب است یا بد؟ اگر خوب است چکار کنم تا کامل ترش کنم و اگر ناقص است چگونه درمانش کنم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نباید وارد این حالات شوید وگرنه راه برای شیطان باز می‌شود و در بدن‌تان تصرف می‌کند. با اراده‌ای که از طرف خدا به شما داده شده است و در ذیل نور عقل و شرع عمل کنید و بدن‌تان را در اختیار هیچ اراده‌ای قرار ندهید. موفق باشید
26065
متن پرسش
سلام و رحمت خداوند بر استادی که دریچه‌ای شد تا با عالم اندیشه شما آشنا شویم، و با تنفس در آن علاوه بر آنکه اندیشیدن را بیاموزیم، به اندازه وسع احساس حضور کنیم، همان چیزی که گمشده‌ی انسان این عصر است. قریب به چهار سال پیش بود، که به‌سان یک مادر با کتاب جوان و انتخاب بزرگ دستمان را گرفت و با آشتی با خدا، خویشتن پنهان و فرزندم گام به گام ما را پیش برد، و در همین حین یعنی شناخت خود، حقیقتی برایمان جلوه کرد به نام انقلاب اسلامی، و این همان اصل اصیلمان بود که مدت‌ها آن را گم کرده‌ و غیر آن را خود پنداشته‌بودیم. و حال این ایام سرگردانی چنین بود: زندگی کردن من مردن تدریجی بود / هرچه جان کند تنم عمر حسابش کردم. مدت زیادی نگذشته بود که با چند نفر از رفقا (جمع طلبگی) تصمیم گرفتیم که شناختمان از انقلاب را عمق ببخشیم و بذری را که کاشته شده بود را پرورش دهیم. لذا شروع کردیم به مباحثه کتب انقلاب اسلامی، قرارمان هر چهارشنبه بود، روزی که تمام ایام هفته را به شوق آن سپری می‌کردیم تا لحظه دیدار فرا رسد و مستانه به تماشای حقیقت انقلاب بنشینیم. کلام را طولانی نکنم گرچه چاره‌ای نیست. همین هفته گذشته بود که با جملات غم‌انگیز اما روح افزای مطلب «ای امام» کتاب برون رفت از عالم غربی را پایان رساندیم. اما از اوایل کتاب چهارم بود که جمعمان حضور یک چالش را احساس کرد و الان یعنی پس از پایان کتاب چهارم -گرچه شاید دیر باشد- اما به این نتیجه رسیده‌ایم که باید به طوری جدی با آن مواجه شویم و راه‌حلی برایش بیابیم. گردنه‌ای که در این ایام برایمان صعب العبور شده است عبور از عالم ذهن به عالم عین است، واضح تر بگویم مدتی است احساس می‌کنیم صرف بحث نظری و مطالعه کتاب برایمان حجاب شده است و باید متناسب با فعالیت نظری این سه چهار سال کار عملیاتی و در وسط میدان انجام دهیم، یعنی دچار یک احساس بی عملی شده‌ایم احساسی که به نظر می‌رسد بی‌پایه نباشد. استاد تمام این‌ها را گفتم تا به این سوال برسم که پیشنهاد شما برای شروع چیست؟ روش پیشنهادیتان برای یک گروه طلبگی که می‌خواهد این معارف عمیق انقلاب را با سایرین نیز در میان بگذارد چیست؟ چه نوع فعالیت را دنبال کنیم تا به پوچی ختم نشود؟ از اینکه وقت گرانبهای شما را گرفتم بی‌نهایت عذر خواهم امیدوارم توانسته باشم دغدغه تشکیلات فرزندان امام روح الله رحمه الله را منتقل کرده باشم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعات نظری برای درکِ تاریخی که در آن قرار داریم و ما را فرا گرفته است، موجب رویکرد صحیح به موضوعاتی می‌شود که ما بنا است در آن وارد شویم، چه کارگر باشیم و چه کارآفرین و چه طلبه و چه مهندس. آری! یک طلبه وقتی که بنا است به نور قرآن و روایات به مردم کمک کند و آن‌ها را از زندگی‌های پوچ بر حذر دارد؛ وقتی با آن‌ها تذکرات قرآنی و روایی را در میان می‌گذارد باید بتواند آن‌ها را متوجه‌ی وظایف اصیلی کند که در زمانه‌ی خود به عهده دارند. این‌جا است که یک طلبه می‌فهمد چرا باید درس بخواند و دیگر گرفتار بی‌انگیزه‌‌گی نمی‌شود، زیرا در تاریخ و زمان خود، آیات و روایات را می‌فهمد و می‌فهماند. البته این برای یک دانشجو از جهت دیگر باز صدق می‌کند. موفق باشید

24405

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: ۱. استاد عزیز در یک سایت مذهبی پرسش و پاسخ در جواب سوالی راجع به برزخ نوشته بود که دو دسته برزخ دارن انسانهای خیلی خوب و انسانهای خیلی بد و انسانهای متوسط در حالتی مثل خواب و بی حسی به سر می برند در برزخ... آیا این حرف درست است؟ ۲. شما در تایید فرمایشتون مبنی بر اینکه بهشت و جهنم از درون انسان نشأت می گیرد به آیه « تطلع علی الافئده» استناد می فرمایید ولی ظاهر آیه به این معناست که عذاب قلبها را احاطه می کند نه اینکه از قلبها ناشی شود (کلمه «علی» آمده و «من» بکار نرفته) لطفا راهنمایی بفرمایید. متشکرم و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال چون نفس ناطقه مجرد است و هرگز نابود نمی‌شود بعد از انتقال از بدن به هرحال در برزخ خود زندگی می‌کند. ۲. در این مورد خوب است که به تفسیر آیت اللّه جوادی رجوع شود از آن جهت که بعضاً «علی» اشاره به وجه متعالی و در برگرفتگی می‌دهد و این در درون انسان رخ می دهد. موفق باشید

24033
متن پرسش
باسمه تعالي سلام بر استاد گرانقدر: در كتاب «رمضان دريچه رؤيت» تاكيد بر جوع و خوراك درحد «اكل ما لابد منه» تاكيد بسيار شده است. «گرسنگي بكشيد و بر بدنهايتان سخت بگيريد شايد دل‌هايتان خداوند متعال را ببينيد.» ص 32 «جوع و گرسنگي شروع لازمي است، هيچ كس به جايي نرسيد مگر اين كه خورش او جوع باشد.» من براي حفظ سلامتي و افزايش نيروي بدني به نيت حفظ آمادگي براي زمان ظهور، هم كوه مي روم هم بدنسازي. انجام اين ورزشها باگرسنگي جور در نمي آيد. البته از فرهنگ روزه هاي مستحبي دور نيستم و به مناسبتهايي روزه مي‌گيرم. بفرماييد اكنون چه بايد بكنم؟ به جوع رجوع كنم و قيد آمادگي جسماني را بزنم؟ يا هم ورزش كنم و هم گرسنگي بكشم. و يا روش فعلي آسيبي به سلوك نمي زند و همين راه را ادامه دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نظر آخر درست باشد که بین گرسنگی و ورزش را جمع کنیم. زیرا بنا نیست با گرسنگی، بُنیه‌ی انسان تحلیل رود. موفق باشید

23613
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز دو سوال از خدمت شما داشتم: ۱. در جلسه امشب و چند جلسه گذشته با توجه به آیات بیان شده نوضیحاتی در مورد تبعیت و دوستی با یهود و نصاری را بیان نمودید، گفتید که نیاز نیست که آنها را لعن کنید ولی از دوستی با آنها خودداری کنید، من هنوز برایم با وجود توضیحات شما ابهام برایم وجود دارد که چگونه باید این مرزبندی را در ارتباطاتمان با یهود و نصاری تنطیم کنید، لطفا با ذکر مثال بیشتر برایم توضیح دهید. در ضمن اگر موردهای محسوسی از به دوستی گرفتن و تبعیت از یهود و نصاری به طور مستقیم و عیر مستقیم در زندگی ما هست که در جامعه زیاد شایع است لطفا ذکر کنید. ۲. در دو سه جلسه پیش در حاشیه جلسه توضیحاتی در مورد امامزاده نزدیک فرودگاه دادید. که برداشت من این بود که شما هم صحت این امامزاده را تائید نمی کنید، اگر این صحیح است چرا اعتراضی از سوی بزرگان و رووحانیون شهر در این مورد نمی شود که بیش از این از شعور مردم سو استفاده نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مگر قرآن در مورد تورات و انجیل نفرمود: «نوراً و هُدی»؟ و فرمود یهود و نصاری به همان هدایتی که خداوند در کتب آسمانی‌شان در مقابل آن‌ها گذاشته است، مشغول باشند؟ پس چرا به آن‌ها بدبین باشیم و بگوییم چرا اسلام نیاورده‌اند؟ از طرفی علاقه به آن‌ها که متأسفانه در جامعه‌ی ما هست، در حالی‌که آیه‌ی ۵۱ سوره‌ی مائده علاقه‌مندی به آن‌ها را نهی کرده، باید مدّ نظر باشد وگرنه ما جامعه‌ی دینی خود را که مأوای توحیدی ما است، از دست می‌دهیم و این غیر از آن است که با یهود و نصاری رابطه‌ی اقتصادی و سیاسی داشته باشیم. ۲. فکر می‌کنم همین راه درست است که اهل نظر، متذکر امر باشند ولی جبهه‌بندی پیش نیاید.   موفق باشید

 

23010
متن پرسش
سلام و عرض ادب کوتاه سخن می گویم استاد گرامی: 6 سال پیش سیر مطالعاتی شما را شروع کرده بودم و لذت می بردم تا اینکه امر ازدواج و پس از آن تولد فرزندان و کار اداره فراغت بال را کاملا از من گرفت. دوست دارم دوباره شروع کنم به لطف الهی. از طرفی همسری دارم کم توجه به مسائل دینی و انجام واجبات که حتی نمازهای یومیه را با یاداوری من و یکی در میان می خواند نمی دانم چکار کنم؟ نگران آینده ی مذهبی دخترانم هستم که نکند آنها هم به این فرهنگ عادت کنند. گاهی اوقات به جدایی فکر می کنم ولی وابستگی عاطفی فرزندان مانع از این کار می شود. بفرمایید چه کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در مأوای زندگی دینی بدون هرگونه افراط و تفریط و اضطرابی می‌توانید فرزندان خود را تربیت کنید و به همسرتان هم کمک نمایید. به مأوای زندگی دینی فکر کنید و نه به جدایی. موفق باشید

21797

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد گرانقدر بنده نظرات و صحبتهایی دارم فکر می کنم گوش شنوایی که به آن اهمیت دهد نیست و فکر می کنم مطالبی که به ذهنم می رسد به درد می خورد لاکن بهتر دیدم برای شما بگویم ولی می ترسم گاه وقت ارزشمند شما را بگیرم از طرفی حس مسیولیت نسبت به انقلاب اسلامی نمی گذارد آروم بگیرم. بنابر این تصمیم گرفتم مطالب را به افرادی که تو این فضا هستند بگویم که به حمدالله مورد اطمینان ترین برایم شما هستید٬ اضافه بر اینکه به این واسطه در پاسخهای شما ذهنم چکش کاری میشه و مسیر رو بهتر می فهمم. تو زندگی حس می کنم فکر و تفکر هست که مسایل و مشکلات رو حل میکنه مدرک تحصیلی به زور گرفتم چون گمان می کنم عقل بکار نگیرم نمیتونم خودم باشم. اما مطالبی که گاه اونها را دیدم اینکه؛ حاج آقا فکر و ادراک می کنم انقلاب یه وجوده یه چیز که ما را در بر میگیره اما شدت بخشیدن به این حالت به نظرم دست مسیولین فرهنگیه٬ محبت و عشق افراد نسبت به هم کمه یه زمانی حس می کردم ما آدمها «ببخشید عامیانه میگم» اگر قربون هم نریم قربانی میشیم این نوع تربیت از خانواده اگر شروع بشه بهتره٬ مادران قدیم که روی فطرت بودن بیشتر این عاطفه را خرج می کردن٬ مادر خودم هم هنوز همینطور اند. بنده سعی کردم ضمن مباحث سلوک از فضای انس و ارتباط با وجود بخصوص خانواده جدا نشم. نمی دونم صحیحه یا خیر ولی ملاکم این بوده از آن خصوصیات خوب نسل گذشته جدا نشم خیلی سخته ولی... و اما راجع به تعقل فرموده بودید راجع به آیه قلوب که تعقل میکنن قلوبی که تفکر میکنن این آیات ذهنم رو درگیر کرده٬ در متون روانشناسی غربی خیلی بحث همدلی مطرح میشه اگر به نظرم رو این مطلب کار نکنیم عقب می افتیم. خیلی وقته دنبال آیه ای برای ایجاد همدلی می گردم٬ راستش یه وقتی حالتی نسبت به فردی پیدا کردم که عشق نبود یک نوع حرارت و محبت قلبی بود انگار چیزی در ته دلم داغ می شد و این حالت باعث شد من حس کنم باید یک نوع از این نوع محبت بین افراد پیدا بشه و از این حالت دلم می خواهد استفاده کنم برای اون نوع همدلی٬ به عبارتی دنبال آیه ای از قران هستم که این طور محبت و همدلی و دوست داشتن را در فرد ایجاد کنه همانطور که قلب یعقل قلب ایطوری با چنین محبت از ته دل فکر می کنم این نوع محبت افراد را به هم میچسبونه و شاید یه راه مبارزه با گسستگی تکنیک همین باشه. حاج آقا لطفا مثل همیشه بنده را از نظرات خود بهره مند و نسبت به صحبتم نظر خودتون رو بفرمایید. امیدوارم فرصت های من وقتتونون را نگرفته باشه چون گاه که میخام چنین مباحثی را بفرستم ترسم از اینه که نکنه مغرورم و خودم را دارم به عبارتی همصحبت شما می کنم ولی وقتی می بینم شما نسبت به انقلاب اسلامی و انسجام اون بحث می کنید نسبت به انقلاب و خون شهدا احساس تکلیف می کنم. ممنون اگر راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بر روی نکته‌ی خوبی دست گذاشته‌اید و در این مورد دعای «مکارم الاخلاق» حضرت سجاد «علیه‌السلام» غوغا می‌کند. بنده نیز شرحی بر آن داشته‌ام و صوت آن موجود است. آدرس آن بر روی سایت این است:    http://lobolmizan.ir/sound/1113 . موفق باشید

21702
متن پرسش
سلام: در تکمیل بحث انجام شده در صفحه ی زیر می خواهم بگویم: الرزق رزقان اشاره به صفت رحمان و رحیم خداوند دارد. یعنی به خاطر رحمان بودن یک رزق معینی را به همه ی موجودات عالم می دهد و به خاطر رحیم بودنش به کسانی که از قوانینش پیروی می کنند و شاگرد اول کلاس می شوند رزق خاصی را به عنوان جایزه می دهد. ارادتمند شما عباسعلی ملک http://lobolmizan.ir/quest/2304
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد رزق این نکته که می‌فرمایید، نکته‌ی قابل دقت و تأمّل است. موفق باشید

21656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من همیشه از بی خدایی خودم رنج می برم. از این زندگی و بندگی نکبت باری که دارم رنج میبرم. از اینکه چرا نماز شب بیدار نمی شوم یا حتی نماز صبح ها هم اکثر اوقات بیدار نمی شوم. تا اینکه چند شب پیش وقتی که خواستم بخوابم با خودم این افکار را مرور می کردم که ناگهان گریه ام گرفت از این وضع بندگی ام. خیلی هم گریه کردم و اشک ریختم (با اینکه من خیلی سخت اشک چشمم می آید). استاد جان! خیلی خیلی دلم برای خدا تنگ شده بود. (خیلی حالت عجیبی بود). ولی استاد بعد از اینکه گرفتم خوابیدم، نه برای نماز شب بیدارم کرد و نه برای نماز صبح. استاد این حالات چندین بار برایم اتفاق افتاده ولی هر بار حتی برای نماز صبح هم بیدارم نکرد. سوالم این است که چرا؟! چرا احساس می کنم التفاتی نمی شود؟ گاهی وقت ها هم به خاطر همین، افکار شیطانی سراغم می آیند که اینها همه الکی اند و خبری نیست و ...تو رو خدا راهنمایی ام کنید. از دست نروم! یه جوری جوابم را بدهید که دلم را قانع کند. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در این موارد مأیوس شد. سعی کنید با آمادگی‌هایی که در روز در خودتان ایجاد می‌کنید، روح‌تان را نسبت به بیدارشدن حساس کنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در این مورد دارد. موفق باشید

21522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده چند وقتی هست در اقامه نماز کاهل شده ام و خیلی وقت ها نماز نمی خوانم و در ضمن می دانم این نمازهایی که نمی خوانم را بدهکارم و بالاخره باید بخوانم و می دانم که اگر الان بمیرم در جهنم عذاب خواهم دید و همچنین درک می کنم که نوعی مرض در نفس من به وجود آمده که نخواندن نماز برای من سهل و آسان شده، این مرض را می فهم اما دلیل به وجود آمدنش را نمی دانم، لطفا به بنده بفرمایید چطور این مرض نفسانی را درمان کنم و از این حالت خلاص بشوم؟ راه و روشی روشن جلوی پای بنده بگذارید، با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که با تقویت معارف الهیه این مشکل رفع می‌شود. پیشنهاد اولیه‌ی بنده مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است. هر دو بر روی سایت هست. موفق باشید

21264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید: نظرتون در مورد کتاب شش جلدی نور هدایت آقای سعادت پرور برای فهمیدن دعاها چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا ایشان را رحمت کند. به نظر بنده مطالب ارزشمندی را در آن آثار مطرح کرده‌اند. موفق باشید

20952
متن پرسش
ضمن عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی: شما در فایل صوتی مربوط به مبحث حرکت جوهری فرموده اید که: «جسم مثالی حاصل حرکت جسم طبیعی است» یعنی جسم مادی در اثر حرکت جوهری به جسم مثالی تبدیل می شود. این در حالی است که انسانها در خواب هم دارای جسم مادی هستند و هم جسم مثالی و جسم مادی به مثالی تبدیل نشده! یا وقتی کسی می میرد جسم مادی هنوز ماده است و به جسم مثالی تبدیل نشده ولی متوفی در برزخ جسم مثالی خود را داراست. استدعا دارم این ابهام ذهنی بنده را روشن بفرمایید. بی نهایت از الطافتان سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم مثالی که حاصل حرکت جسمِ طبیعی است، آن جسمی است که انسان پس از مرگ با خودش در قوس صعود دارد و مربوط به خود اوست. ولی آن‌چه فعلاً به‌عنوان جسم مثالی دارد، مربوط به قوس نزول است و بعد از مرگ، مثل همین جسم که برای او از بین می‌رود، جسم مثالی قوس نزول هم از بین می‌رود و خودش می‌ماند و اعمال او و جسمی که حاصل اعمال و عقاید اوست. موفق باشید 

20779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت، می‌شود در باب این که ماده مانع حضور مجرد نیست روایاتی بیاورید؟ و سوال بعدی من این است که: انسان مثل اعلی خدا است یا مثل اسفل، در ۱۰ نکته از معرفت النفس گفتید انسان مثل خداوند است و آیه آوردید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در اصول دین هم باید به دنبال روایت بود؟!! مثل آن است که بخواهید برای حقانیت اسلام و قرآن، از روایت استفاده کنید؛ در حالی‌که اعتبار روایات بعد از حقانیت دین مطرح است 2- چرا انسان مثل اعلای خداوند نباشد به همان معنایی که می‌فرماید: «علّم آدم الاسماء کلّها». موفق باشید

20100
متن پرسش
سلام علیکم: گاه در خلوت خودم با کانت، هیوم و مخصوصا دکارت حرف می زنم و می گویم این چه کار بود که تو کردی؟ می بینی وضعیت امروز ما و دیگران را؟ در بن بستی قرار داریم که یا باید در حباب تحجر خود را سرگرم کنیم یا در بی خردی توسعه یافتگی و نیافتگی. درد درد عجیبی است، با من سخن بگو دوکوهه ی آوینی را که می بینم، حس می کنم من همان دوکوهه ی دردمندم و آوینی با من است که می گوید می دانم که چه می کشی دوکوهه. ولی افسوس که این گونه نیست و حقیقت و واقعیت هر دو حکایتی دیگر دارند و خیال خوشِ من تنها سازنده و پردازنده ی این هاست. می دانم که تنها راه برون رفت، جهانِ انقلاب اسلامی است اما پای حرکت نیست. ظلمت دوران و سنگینی این سیئه تاریخی بقدری است که کمر ما را شکسته و اراده و روح و روان ما را تحت تاثیر قرار داده است. رویمان به سمت انقلاب است ولی کج دار و مریض. گاها هم که به دلایل مختلف و البته برخلاف میل باطنی رویمان برمی گردد می بینیم که سخت ضربه می خوریم ولی انگار چاره ای نیست. انگار رو برگرداندن ها جبری شده. سوال من این است که چکار کنیم؟ نه می توان انقلابی نبود و نه با این انقلابی بودن ما می شود انقلابی بود. بی انقلاب هیچ ایم و این انقلابی بودن ما هم فرقی با بی انقلاب بودن ندارد. دل می خواهد شب و روزش با خمینی و خامنه ای ورق بخورد ولی انگار دست منحوسی مانع است. دل که هیچ، عقل هم فهمیده و رام شده ولی اشکال را نمی دانم که کجاست. مسئله و مشکل انقلاب نیست؛ مشکل رابطه من و ما و انقلاب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه که چنین روحی شما را نسبت به انقلاب اسلامی در بر گرفته است. شاید رجوع به فیلسوفان غربی با چنین روحیه‌ای کمک کند تا در فهم تاریخیِ خود جدّی‌تر باشید. عنایت داشته باشید که انقلاب اسلامی به عنوان یک رخداد تاریخی به آن صورت نیست که شما بخواهید آن را بیابید، بلکه باید روح خود را آماده کنید تا شما را در بر بگیرد مثل این‌که آماده می‌شوید تا شب قدر بر شما احاطه یابد. موفق باشید

19886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: سوالی داشتم در مورد بحث آیه های 56 الی 70 سوره نساء، تمام مواردی که در این آیات شما به آن اشاره فرمودید را قبول دارم و آرزوم همینه که بتونم مومن حقیقی باشم ولی در عمل به آن عاجزم. هر زمان تصمیم جدی برای اطاعت از خدا می گیرم شکست می خورم. حتی در نماز یومیه ام. برای قوی شدن اراده ام چه کاری باید انجام دهم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دوری از گناه و نداشتن آرزوهای دنیایی، توفیق اطاعت هرچه بیشتر از خدا و رسول او را فراهم می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی