بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18993

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: یکی از روحانیون مطلبی در رد دعای «یا من ارجوه» نوشته نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌جا نوشته است. دعای به این خوبی چه اشکالی دارد؟! در حالی‌که به بهترین نحو، گشودگیِ فوق‌العاده‌ای در مقابل انسان نسبت به حضرت حق می‌گشاید. موفق باشید

8206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . آیا در قرآن آیه ای هست که به حشر موجودات دیگر جز انسان دلالت داشته باشد . مثل حشر جمادات و نباتات و حیوانات . با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: قرآن می‌فرماید: «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» و آن‌گاه که وحوش حشر می‌یابند. ولی در مورد جماد و نبات صراحت ندارد. موفق باشید
7673
متن پرسش
سلام علیکم . استاد من دارم کتاب آشتی با خدا را برای بچه های پایگاه بسیج شرح میدهم . حال دنبال منبعی میگردم که تجرد روح را با استناد به قرآن و حدیث ذکر کرده باشد . کتابی هست به من معرفی کنید ؟ و سوال دیگر اینکه جند تا سوال در خصوص علم دینی قبل از حضورتان پرسیدم ولی باز هم برای من جای سوال است . علمی که راهش به سمت مصرف زدگی و رفاه گرائی است و انسان را از حقیقت وجودی خودش دور میکند . چرا رهبری توصیه میکنند که این علوم باید فراگرفته شود ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در ابتدای کتاب «خویشتن پنهان» روایاتی آورده شده. در ضمن، تفسیر علامه از آیه‌ی «قوا انفسکم» در همان کتاب به صورت خلاصه آورده شده، إن‌شاءاللّه کمک می‌کند 2- شاید جواب سؤال 7659 در این مورد کمک کند. موفق باشید
7636
متن پرسش
با سلام میدانیم که ملکوت هرچیز امرکن فیکون و ایجاد هرچیزی است که تدریج بردار نیست.با این حساب عالم ماده که عالمی زمان مند و دارای حرکت جوهری است،ملکوتش برزخ و قیامت است؟با این حساب ملکوت هرچیزی بدست خداست،در مورد عالم ماده به چه صورت است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و لذا ملکوت عالم ماده آن جنبه‌ی وجودی آن عالم است که به صورت حرکت و تبدیل قوه به فعل ظاهر شده، زیرا ملکوت هرچیز جنبه‌ی ثبات آن است. موفق باشید
6736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد با عرض ادب و احترام و دعا برای سلامتی حضرتعالی. سؤال بنده در باره اختلاف مراتب انبیا و اولیاء و به طور خاص امامان معصوم صلوات الله علیهم است. آیا این عرض بنده قابل قبول است؟ امامان معصوم علیهم السلام همه نور واحد، همه در عالیترین مرتبه عصمت و همه مبرای از هر نقص و رجس به عنوان انسان کامل هستند. اما این به معنی تساوی در همه مراتب و عدم برتری یکی بر دیگری نیست. در هر صورت این حضرات نیز در سیر الی الله سلوک فردی خود را دارند و هر کدام هر اندازه که مراتبی را فتح کند به همان میزان بر آن عزیزی که آن مرتبه را فتح نکرده است برتری دارد. ولی این ناقض کمال انسانی و نور واحد بودن ایشان نیست. وجه جمع این دو مطلب به این صورت است که امامان معصوم علیهم السلام به عنوان امام انسان کامل بوده، در مقام امامت و هدایتگری انسانها هیچ کاستی ندارند. در مقام مثال می توان اینطور فرض کرد که اگر امام برای هدایت کامل انسانها باید به درجه 100 رسیده باشد هر دوازده امام این 100 درجه را فتح کرده اند و در این بعد هیچ فرقی با هم ندارند. اما در ابعاد دیگر که هیچ ربطی به هدایت مردم ندارد و به سلوک شخصی خود ایشان مرتبط است، مقام امام امیرالمؤمنین علیه السلام یک مقام است و مقام امام حسین علیه السلام مقام دیگر و ... و برای هر کدام این امکان است که در سیر به سوی خدا بر دیگر عزیزان درگاه خدا سبقت گیرد. نظیر افضلیت مقام حضرت ابراهیم علیه السلام بر بقیه انبیا با اینکه بخش هدایتگری ایشان نسبت به مثلا حضرت موسی علیه السلام - با توجه به تعالیم ارائه شده در کتابهایشان - اگر نگوییم کمتر نیست لااقل مساوی است و این به خاطر اختلاف فهم مردم زمانشان است ولی بازهم اعتقاد داریم مقام ابراهیم بالاتر است. یا تفاوت بین موسی و خضر علیهماالسلام که موسی صاحب دین و شریعت است اما پیش خضر شاگردی می کند. استاد آیا این مطلب صحیح است؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم و این‌که معتقدیم امامان با هم از جهاتی متفاوت‌اند را از خود امامان داریم وگرنه این چیزی نیست که ما تشخیص دهیم. مثلاً حضرت باقر«علیه‌السلام» می‌فرمایند حضرت علی«علیه‌السلام» افضل از سایر ائمه«علیهم‌السلام» هستند و این شاید به همین معنایی است که شما فرموده‌اید. موفق باشید
1393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استادارجمند دانشجوی ارشدهستم وقصدازدواج دارم ولی هیچ کاری ندارم آیاخواستگاری رفتنم به جاست چون همیشه به ما گفته اندخداوندفرموده شما قدم بگذار مابقی ان بامن
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با همین شرط به خواستگاری روید که فعلاً دانشجو هستم و پس از پیداکردن شغل ازدواج می‌کنم. موفق باشید
834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سللم وتشکر فراوان از استاد عزیز به خاطر مباحث خوب ولطیفتان آیا ما می توانیم برای فرزندار شدن یا نشدن خود تصمیم بگیریم واز ترس اینکه فرزند خوبی نداشته باشیم یا برای اینکه دل به آنها نبندیم وتمام عمر خود راصرف بزرگ کردن وتربیت آنها نکنیم که آخر عمر هیچ در دست نداشته باشیم جز عمر تلف شده برای آنهامی توانیم فرزندار نشویم یابرعکس برای فرار از روز های تنهایی وبرای اینکه آنها تنها نباشند چندین فرزند داشته باشیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در مسیر انجام وظیفه‌ی دینی چنانچه مانع خاصی در میان نباشد خوب است که انسان‌ها منشاء تولید مثل باشند و چند انسان را بپرورانند و در مورد تربیت آن‌ها در حدّ انجام وظیفه حساس باشند بقیه مربوط به خدا است. کتاب تعلیم و تربیت اسلامی از آیت‌الله حائری شیرازی خوب است چون ایشان روشن می‌کنند بسیاری از مسائل تربیتی در دست ما نیست و مربوط به «ما فِی الإنسان» است و نه «ما فی الشرایط». موفق باشید
833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام چرا ما نسبت به آینده احساس ترس داریم؟وچه کنیم که با عهد هایی که باخدا و امام زمان(عج)می بندیم پایبند باشیم؟ احساس تنهایی که در بعضی مواقع سراغ ما می آید ناشی از چیست؟ با تشکراز شما
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: خوف از آینده اگر به جهت آن باشد که روح شما متوجه است اگر به همین منوال بماند آینده‌ی او نورانی نیست ، خوب است، ولی اگر فکر می‌کنید که آینده در دست خدا نیست و یا ممکن است خدا شما را فراموش کند، این‌ها وَهمیات است و با تدبّر در قرآن رفع می‌شود. عهد با خدا و امام را با رعایت تقوا و ترک گناه زنده و با طراوت نگه دارید. در مورد قسمت آخر سؤال؛ سه جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» مطالعه شود. موفق باشید
34680
متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید و تبریک اعیاد شعبانیه. استاد می‌خواستم نظرتان را در مورد این تحلیل آقای...... که درباره آقای علیزاده انجام داده اند بدانم با تشکر. رو‌نمایی از ناامیدنادان۳ لندن نشین ویژه بی سوادان رسانه. قبلا تذکر داده شده بود منتظر باشید این کارشناس بی بی سی ضربه اش را بزنه، تو این کلیپ تلاش کرده تقابل میان دولت و سپاه را رقم بزنه، ایجاد حس شکست و نا امیدی، ادعای اینکه مماشات با مس سرچشمه به علت کمک به عتبات عالیات و حمایت از ائمه جمعه هست، ادعای اینکه سپاه در تقابل با مفاسد اقتصادی ساکت هست (دروغ محض)، حواله دادن تقابل با فساد اقتصادی به سردار حاجی زاده و ایجاد توقع غلط در مردم که ایشون را مسول مبارزه بدانند در حالیکه در حوزه کاری ایشون اصلا این مباحث نیست‌. ادعای شکست کامل اقتصادی ایران در مقابل آمریکا چون دلار چند هزار تومان بالا و پایین شده، زیر سوال بردن شهدای مدافع حرم و تمام پیروزی های امنیتی نظامی سیاسی ایران با این عبارت: «حالا که دلار ۵۰ تومان شده پس برای چی جوانهاتون را فرستادید» سوریه کشته بشن! صد بار گفتیم به لندن نشین ها اعتماد نکنید. اینها اول اعتماد سازی می کنند بعد که «این یقولو تسمع لقولهم» شدند زهرشون را می ریزند. #فتنه_امیدنادان۳

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: همان‌طور که خود آقای علیزاده مکرر گفته‌اند از سوابق خود دفاعی ندارند. ثانیاً بحث بر سر آن نیست که بخواهیم پشت سر ایشان نماز بخوانیم و یا همه نظرات ایشان را بدون هر نقد و تفکری بپذیریم! بحث بر سر آن است که آیا مواضع سال های اخیر ایشان تحت عنوان ژئوپلیتیک منطقه‌ای ایران، تقویت جبهه انقلاب و مواضع رهبر معظم انقلاب هست یا نه؟ و آیا تحلیل‌هایی که ایشان نسبت به موقعیت جبهه انقلاب با مخاطبان‌شان در میان می‌گذارند، جبهه انقلاب را تقویت می‌کند یا نه؟ در حالی‌که چنانچه با دقت مواضع ایشان را دنبال بفرمایید، می‌یابید که حتی بسیاری از افرادی که نسبت به مسائل دینی موضع مثبتی نداشته‌اند، با تحلیل‌های ایشان در مورد جایگاه تاریخی انقلاب و مواضع مقام معظم رهبری تجدید نظر کرده‌اند. آنچه از نظر بنده هوشیاری ایشان را به عنوان یک شخصیت رسانه‌ای نشان می‌دهد؛ در آن‌جا است که دقیقاً به موضوعاتی می‌پردازند که دشمنان نظام اسلامی و ایرانِ انقلابی بر سر آن معرکه می‌گیرند. در حالی‌که ایشان همراه با خانم پریسا نصرآبادی با هوشیاری سیاسی خود، مخاطبان را قانع می‌کنند که در حال حاضر رهبر معظم انقلاب بهترین مواضع را نسبت به شرایط ژئوپلیتیک منطقه گرفته‌اند. اساساً ایشان با آقای امید دانا که به صرف نوعی ایران‌پرستی از رهبر معظم انقلاب از جهتی خاص دفاع می‌کرد؛ قابل مقایسه است؟! چرا عزیزان با دقت کامل به سخنان آقای علیزاده آن‌هم در کلیّت قضیه، فکر نمی‌کنند که چگونه مقابل جریان اصلاحات، مواضعی گرفته‌اند تا نشان دهند جریان اصلاح طلبی و جریان برجام‌سازان چه اندازه برای موقعیت نظام اسلامی خطرناکند؟ انتظاری که از افراد متفکر می‌رود آن است که بر مبنای حضور تمدنیِ انقلاب اسلامی متوجه «دیگری» نیز باشند وگرنه متهم به تنگ‌نظری و قبیله‌گرایی خواهیم شد. موفق باشید  

25286
متن پرسش
سلام استاد جان: ببخشید ما هفته آینده عازم سفر اربعین هستیم. بنده و سه نفر از دوستانم رو به عنوان مربی به جای مبلغ در این سفر دعوت کردند که با جمع دانشجویی ارتباط بگیریم و کار تربیتی انجام بدیم. می خواستم ببینم تو این سفر ما باب مباحث مبنایی مثل معرفت النفس و ظاهر و باطن عالم رو باز کنیم بهتره یا مباحث اربعینی که روی سایت اخیرا بارگذاری شده؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  بگذارید به عهده‌ی آن‌چه حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» در ابتدا تا انتهای این سفر پیش می‌آورند، همان را انجام دهید. موفق باشید

24061
متن پرسش
با سلام: ۱. فرق بین تعریف یقین در فلسفه و منطق با یقین در علوم تجربی و در عامیانه چیست؟ ۲. آیا یقین در علوم تجربی و تجربه، دائمی و ضد شک است؟ ۳. آیا ظنون متراکمه که در منطق می گویند یقین آور و اطمینان بخش است؟ ۴. اگر علوم تجربی و تجربیات یقینی نیستند پس باید به تجربیاتمان و ادراکات حسی مان که از اطراف درک می کنیم شک کنیم و مثلا در حین راه رفتن شک کنیم نکنه زمین دیگه سفت نباشه و شل بشه و بریم تو زمین و یا یکدفعه قانون جاذبه از بین نره مریم تو آسمان و... همانند سوفسطائیان؟ ۵. آیا خداوند در قرآن برای تذکر و ایجاد یقین از علوم تجربی استفاده نمی کند؟ اینطور که بنده متوجه شدم ۶۰۰ آیه مربوط به علوم تجربی داریم آیا همین امر دلیل بر اطمینان بخش بودن و یقینی بودن علوم تجربی و تجربیات نیست؟ لطفا پاسخ بنده را واضح و قابل فهم بدهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 24055 عرض شد در دلِ هر تجربه‌ای، قیاسی خفی که آن قیاس، یقین‌آور است؛ نهفته است و حضرت پروردگار بر اساس تجربه‌ی انسان‌ها و عقل تجربیِ آن‌ها با آن‌ها سخن می‌گوید. موفق باشید

21829
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: لطفا بفرمایید اینکه مادر گرامی امام علی سلام الله علیه از شکاف دیوار کعبه وارد شدند نکته ای هست؟ چرا از درب خانه کعبه وارد نشدند؟ ممنون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است خداوند با این کار خواسته باشد غیرِ عادی‌بودنِ عطای خود را و این‌که به آن مولود عنایت خاصی دارد؛ نشان دهد. در حالی‌که اگر از درِ کعبه وارد می‌شدند چنین تذکری واقع نمی‌شد. موفق باشید

21599

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: چگونه است که شق القمر رخ داد ولی ما اسناد تاریخی بر آن نداریم صدها هزار نفر از افرادی که بودند در کشورهای مختلف هیچ یک گزارش نکردند و اگر بگوییم مسلمانان برای تقویت نبوت پیامبر این واقعه را جعل کردند باید بپذیریم بسیاری از معجزات دیگری هم که به حضرت نسبت دادند ولو متواتر باشد همه جعلیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست در آن زمان سایر ملل متوجه‌ی غیرعادی‌بودن آن صحنه نسبت به «ماه» شده باشند. لذا وقتی همان حرکات را هم، حرکات عادی ماه بدانند، چیزی را ثبت نمی‌کنند. در این زمان است که این حساسیت‌ها پیدا شده. موفق باشید

21256
متن پرسش
سلام علیکم: سوالی داشتم خدمتتون. منظور اصلی از وحدت وجود چیست؟ آیا این معنی با چیزی که در اسفار آمده مطابقت دارد: به معنی نفی غیریت لله من غیره من الموجودات و نفی الاثنینیـۀ و وحدت شخصـی فی دارالتحقق. لطفا توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده «اسفار» جناب صدرا به‌خوبی توان تبیین «وحدت وجود» را داراست. وقتی روشن می‌کند که غیر حق، عین ربط به حق است که بودش همان ربط است؛ دیگر جایی برای غیر حق نمی‌ماند. موفق باشید

19926
متن پرسش
سلام: در جواب یکی از سوال کنندگان این برداشت را کردم اگر غلط است اصلاح کنید: یک سلسه عللی باعث صدور فعل از انسان می شود، یکی از این علت ها اراده انسان است که تا نباشد فعل انجام نمی شود ولی فقط اراده انسان در صدور فعل از جوارح او نقش ندارد بلکه چیز های دیگری هم هست مانند خواست خدا - شرایط محیط - ترس - وسواس - و... که ارده انسان در کنار همه این ها است و کامل می کند علل را برای صدور فعل از جوارح او، پس نه فقط ارده محض انسانی است که باعث صدور فعل است (لا تفویض) و نه فقط چیزهای دیگری است که باعث صدور فعل انسانی می شود به طوری که بگوییم اراده انسانی اصلا دخیل نیست (لا جبر) بلکه هم ارده هم چیزهای دیگر هست که ارده انسانی کامل کننده علت های دیگر همچنان که خودش یکی از علت هاست در کنار سایر علل؛ و این معنای (بل امر بین امرین) است. 1. این صحبت های بالا درست است؟ 2. یعنی می شود گفت در قتل ظالمانه یک فرد، هم خدا دخیل است هم شرایط هم اراده قاتل؟ خدا چرا؟ 3. اگر این متن بالا درست است پس چرا انسان تماما به کارش معذب می شود؟ انسان اراده اش یکی از علت هاست نه تمام علت اراده باشد. پس انسان باید به اندازه دخالت اراده اش که در کنار سایر علت ها است عذاب شود؟ ممنونم از شما استاد عزیزم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید همان‌طور که مرحوم شهید مطهری متذکر می‌شوند اراده‌ی انسان، آخرین حلقه از سلسله عللی است که موجب تحقق فعل می‌شود و لذا تا انسان اراده نکند آن فعل انجام نمی‌گیرد و از این جهت انسان مسئول آن افعال خواهد بود. موفق باشید   

19902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی ک جنبه گلایه دارد از خدمتتان داشتم: کاش می شد ایمیل را ننویسم، چون پاسخ شما دیگر به حال من سودی ندارد. استاد عزیز، انسان های اهل فکر، یک موضوع را از جهات مختلف می بینند. در تعجبم چرا شما در مورد مسئله سیگار کشیدن، موضوع را فقط از جنبه حیات ثانوی مطرح کردید. آن هم در جایی که می دانید حرف شما دلیل و حجت و بهتر بگویم بهانه برای عمل افراد می شود. در جایی که در خانه ای پول برای تهیه اقلام ضروری وجود ندارد، پول هفتگی و ماهانه تهیه دخانیات جز ثابت برنامه خانواده می شود، پاتق های شبانه و عصرانه و گاه و بی گاه با رفقا به دلیل جمع شدن برای مصرف دخانیات، جای با خانواده بودن را می گیرد. روابط زناشویی کاملا تحت تاثیر این موضوع، به سردی و دوری می گراید. آبروی اجتماعی یک طلبه، به خاطر نوع رفت و آمدها و بسیاری مسائل کوچک، تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی از دست دادن با افراد امتناع می شود، چون خیلی مواقع فرصت و امکان این نیست که بوی بد سیگار را برطرف کرد. پازلی که از هزار جزء آن، شما تنها به حیات ثانوی اکتفا کردید و طرفدارانتان نفهمیدند که گفتید، خودتان این کار را انجام نمی دهید، چرا که علاوه بر عمل، قول افراد حکیم هم مورد وثوق است. و من هنوز حکمت ورود تک بعدی شما را ب این موضوع نمی فهمم. ان شالله وجدان آگاهتان در پیشگاه حضرت حق، به خاطر بیان این سخنان آرام باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی می‌فرمایید که برای بنده و جنابعالی همین نکات باید مدّ نظر باشد، ولی از آن‌جایی که باید کارِ بزرگان را حمل بر صحت کرد، آن نکات گفته شد. موفق باشید

18390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: فرمودین کار قوه وهم صورت دادن به معانی و‌ حقایقه. یه جا هم هست که کارش درک معانی جزئیه‌ است. این دو چطور با هم جمع میشن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو یکی است. زیرا قوه‌ی واهمه معانی و حقایق را جزیی و مصداقی می‌کند. موفق باشید

17917
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: من کتابهای زیبای شما را خوانده ام اما راستیتش در مورد شر و بدی ها هنوز کاملا برایم روشن نشده، که آیا با توجه به اینکه خداوند خیر و کمال مطلق است و از او جز خیر صادر نشود، آیا شر و بدی مثل قتل و فساد و بدی وجود دارد در این دنیا اما به آن معنی که ما از آن به معنای شر و بدی یاد می کنیم نیست، بلکه ذیل حکمت الهی است این موارد؟ مثلا این جمله که ظلمت در نبود نور است نه اینکه وجود داشته باشد را نمی فهمم. مگر می شود نور وجود نباشد، خواهشا راهنمایی فرمایید. اگر من اشتباه برداشت کردم لطفا کمی توضیح فرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری«رحمه‌اللّه‌علیه» در کتاب «عدل الهی» به‌خوبی روشن می‌کنند که «شرّ» از آن جهت که شرّ است یا عدم است مثل جهل که عدمِ دانایی است و یا منشأ عدم می‌باشد مثل سیل که عامل تخریب است. موفق باشید

15668

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: فردی هستم که به شدت از خود متنفرم. در ناامیدی شدیدی بسر می برم نمی توانم خود را بخاطر گناهان و خطاهایی که در گذشته مرتکب شده ام ببخشم، در حق خودم، پدر و مادر بستگان و بندگان خدا مرتکب ظلمهای زیادی شده ام. دائم حسرت گذشته و نعمت هایی که در گذشته داشتم و خدا آن ها را ازم گرفت را می خورم. خانه ای که دوست داشتم را از دست دادم و در خانه ای به اجبار ساکن شده ام که علاقه ای به آن ندارم. کاری که به آن مسلط بودم و حقوق خوبی داشتم از دست دادم و مشغول به کاری هستم که علاقه ای به آن ندارم که البته در مقابل ظلمهایی که بخاطر آن عذاب می کشم قابل ذکر نیست. بنظرم خطاهایم به حدی رسیده بود که خدا رسوایم کرد (لطف حق با تو مداراها کند / چون که از حد بگذرد رسوا کند) و خسر الدنیا و الاخره شده ام. چند روز است دیگر نماز نمی خوانم چون تاثیری از آن حس نمی کنم. آیا کسی که خدا در دنیا کمکش نکرد و در زمان اول بلوغ و نادانی به راه راست هدایتش نکرد در آخرت کمکش می کند هرچند نماز بخواند؟ اعتماد به نفس خیلی کمی داشتم که آن را نیز از دست داده ام نه جرات خودکشی دارم و نگران فرزندم نیز هستم و نه میل به زندگی دارم. در بن بستی گرفتار شده ام که راه خلاصی از آن نمی بینم. قبلا دعای کمیل می خواندم قسمت «لا اجد مفرا مما کان منی» را با تمام وجود درک می کردم. همچنین معنای «اللهم اغفر لی الذنوب التی تغییر النعم» (تغییر نعمت ها در زندگیم) امام سجاد (ع) در جایی به خدا فرموده اند هرجا دیدی زندگیم چراگاه شیطان شده جانم را بگیر. حال سوال من اینست اگر خدا ارحم الراحمین است چرا جان مرا در همان ابتدای بلوغ نگرفت که حالا دچار عذاب نشوم؟ همچنین از اینکه خدا عقل درستی بهم نداد که تصمیمات درستی در زندگی بگیرم و دچار مشکلات نشوم شاکی هستم. من هم مثل شما آفریده خدا هستم چرا باید شما را هدایت کند و من را محتاج التماس به شما برای کمک، آیا این بی عدالتی نیست؟ چرا بعضی از همان اوایل کودکی آثار هوش و بزرگی در آینده در چهره شان هویداست ولی برخی از افراد مثل من بعد از عمری زندگی تازه می فهمند که باید چکار می کرده اند که نکرده اند و دیگر امکانات و فرصت لازم را از دست داده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست که مصلحت شما در آن چیزهایی است که از دست داده‌اید. بهترین راه، راضی‌بودن به همان چیزی است که خداوند برای شما مقدّر کرده است و با عمیق‌کردن عبادات و نماز، خداوند نور هدایت خود را مقابل شما می‌گشاید. موفق باشید

15567

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار چرا خداوند جبرا من را به این دنیا آورد و خلق کرد؟ این عدالت است که کسی را جبرا به این دنیا بیاورند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جلسات اول کتاب «آشتی با خدا» تحت عنوان «چرا خدا ما را خلق کرد؟» شده است. خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

15269

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
یکی از سوالات اساسی که در ذهن همه ی ما انسان ها وجود دارد اعم از این که به آن توجه داشته باشیم یا نداشته باشیم این است که چرا علارغم این که هیچ یک از ما در درون خودش تمایلی به درد و رنج ندارد با این حال کم و بیش متحملش می شویم در واقع همه ی ما دچار نوعی تعارض و تضاد بین خواسته ی درونی و امر بیرونی می شویم، خواسته ی درونی که به ما می گوید هیچ یک از انواع درد و رنج با هیچ شدت و حدتی قابل پذیرش نیست و واقیعیتِ بیرونی که ما نشان داده که چنین خواسته ای تحقق پذیر نیست. سوال من یک چرای اعتراضی است که چرا چنین تعارض و تضادی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: «تریدون عرض الدنیا واللّه یرید الاخره» یعنی انسان‌ها در شرایط معمولی به امور دنیایی و اموری که به آن‌ها نزدیک‌ است، مشغول می‌شوند و لذا نسبت به مشکلاتی که این نوع انتخاب‌ها برایشان پیش می‌آورند، در حجاب قرار می‌گیرند. موفق باشید

14253
متن پرسش
سلام: اینکه یه نفر علاقه شدید به درسی مثل فلسفه پیدا می کنه رو میشه از نظر فلسفی یه کم توضیح دهید. اینکه حرکت جوهری رو به ویدیو پروژکتور تشبیه کنیم رو توضیح میدید. اینکه خداوند همواره نور خود را کامل می کند یعنی چه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی‌ها استعداشان در امور عقلی است و لذا از آن طریق بیشتر تغذیه می‌شوند. خداوند به عنوان کمال مطلق و فیّاض علی‌الاطلاق، فیض خود را در هر مخلوقی که زمینه‌ی گرفتنِ فیض را دارد، متجلی می‌کند و اگر آن مخلوق آمادگی بیشتر داشت آن فیض را کامل می‌گرداند. پس کامل‌شدنِ نور خدا بستگی به «قابل» دارد و نه «فاعل». زیرا که فاعل در مقام خود در کمال مطلق است. موفق باشید

14138
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: چرا در نماز باید وقتی سوره توحید خوانده می شود به جای اینکه از ضمیر متکلم وحده استفاده شود باید بگوییم قل هوالله احد؟ بنده به نظرم می رسد به خاطر اینکه باید حرمت قرآن حفظ شود و نسبت به حفظ قرآن ادب داشته باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع، بحث مفصلی را به دنبال دارد. در شرح کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرایضی شده است مبنی بر فنای ذاتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌و‌آله، که حضرت در آن مقام عین ظهور حکم خدا هستند و در مقابل احدیت حضرت حق، هویتی ندارند لذا به همان شکلی که حضرت حق می‌فرماید «بگو او احد است» همان را اظهار می‌کند و این در مورد تمام آیاتی که با «قل» شروع شده است، صدق می‌کند. موفق باشید

13432
متن پرسش
سلام علیکم: اینکه باید تمدن سازی بشود شکی نیست، اما آیا تمدن سازی اسلامی زمان امام معصوم می باشد یا انقلاب اسلامی هم الان می تواند تمدن سازی اسلامی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در حوزه‌ی محدودی، انقلاب اسلامی پایه‌های تمدن مهدوی را شروع باید بکند تا إن‌شاءاللّه با حضور مبارک آن حضرت آن تمدن، جهانی شود. موفق باشید

8564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. نظر حضرت امام (ره) راجع به پرستش ماه و خورشید و ستاره چیست؟ اگر ممکن است توضیحش دهید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تا آن‌جا که در ذهن دارم حضرت امام معتقدند حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» با ملکوت خیال و عقل و قلب روبه‌رو شدند که ستاره، ملکوت خیال و ماه، ملکوت عقل و خورشید، ملکوت قلب حساب شود. موفق باشید
نمایش چاپی