باسمه تعالی: سلام علیکم: تشکیکی بودن شب قدر یک بحث است به همان معنایی که شب ۲۳ را بیشتر به شب قدر نزدیک می دانند. ولی بحث شب قدر هر کشور بحث دیگری است که سالهای قبل عرایضی در این مورد شد. نهایتش آن که هر کشوری بر اساس افق خود، شب قدر خود را دارد. مثل آنکه روز و شب خود را دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی حکما علوم تجربی را غیرِ یقینی میدانند. به گفتهی ابنسینا، علوم تجربی «ظنون متراکمه» است یعنی به هر حال ما تجربههای مکرری را انجام میدهیم و بر اساس قاعدهی «حکمالامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد» به بقیهی آنچه تجربه نکردهایم، سرایت میدهیم. آری! آن حکم، یقینی است، ولی تجربهی ما در هر حال بر اساس تکرارها بهدست آمده است و این فرق میکند با آن نوع یقین عقلی که با استدلال حاصل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور که به ما فرمودهاند: «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب». در قیامت، انسان با آنچه دارد روبهرو میشود و دیگر فرصت عمل و اراده برای عملی دیگر برایش نیست. میماند رفع حجابی که در قیامت پیش میاید به جهت بعضی از اعمالی که باید با فشارهای جهنم، آن فشارها برطرف شود و انسان با حقیقت بهشت روبهرو گردد و این به معنایِ حرکت از قوه به فعل و ارادهی جدید و عملی دیگر نیست، بلکه روبهروشدن با همان عملی است که قبلاً انجام داده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید این تفصیلِ بعد از اجمال است. یعنی به همان اعتبار که سلام بر شخصیت آنها میکنیم، سلام بر روح و جسم آنها مینماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «امکان» به خودیِ خود یک مفهوم است که در تجزیه و تحلیل فکری میتوان متوجهی معنا و لوازم آن مفهوم شد و همانطور که متوجهاید به صورت «عین ثابته» در علمِ خدا است و خدا علم دارد که این معنا چه اقتضائاتی دارد و مطابق آن اقتضائاتِ ذاتی آن شیئ، آن شیئ را خلق میکند. تعجب میکنم که رفقا بحثی اینچنین دقیق و ظریفی را میخواهند با چند سؤال و جواب متوجه شوند!!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما باید در حدّ وظیفه تلاش کنیم و همیشه این دغدغه برایمان هست که آیا خدا از اعمال ما راضی میباشد یا نه؟ و البته نباید ناامید بود 2- به نظرم نکتهی خوبی را مطرح کردهاید، واقعاً اگر کسی امثال مولوی را درست بفهمد نمیتواند با آن مخالف باشد. مقام معظم رهبری میفرمایند: «مثنوى؛ که خودش میگوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر میآید آنچه گوشها را نسبت به ما شنوا خواهد کرد، اندیشهورزی است و نه مدرک 2- نه! قرآن فرموده است: «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فأولئکَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» (فرقان/70) مگر آن کسانی که از گناه توبه کنند و عمل صالح به جای آرند، پس خدا گناهان آنها را بدل به حسنات گرداند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. این یعنی آنکه همهچیز قابل جبران است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برداشت جنابعالی، برداشت درستی است. آری! ابتدا باید روحی که انقلاب اسلامی به عنوان نور خدا در این تاریخ از طریق حضرت امام آورده است را بشناسیم و این نیاز به سلوک دارد، ولی نظر به افقی که امام در سیره و سخن خود مدّ نظرها قرار دادهاند. حال که متوجهی روح تاریخی انقلاب شدیم در بستر آن نگاه، به هرکاری دست میزنیم، کارِ بیرون از تاریخ انجام ندادهایم. مثل نحوهی اعمالی که مقام معظم رهبری دارند. آری! میشود هم نظام پارلمانی داشت، هم نظام ریاستی داشت، ولی عمده آن است که جهتگیریها درست باشد، وگرنه هیچکدام از این نظامها به خودی خود نمیتواند مثمر ثمر گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده ایشان را میشناسم و از کتابهای ایشان استفاده کردهام و به همین جهت عرض شد ایشان یکی از علمای ارزشمند جهان اسلام هستند. مشکل، مریدانِ افراطیاند که میخواهند ایشان را در حدّ یک قطب بنگرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همانطور که آیت اللّه کمرهای در جلد چهارم کتاب شریف «عنصر شجاعت» میفرمایند جناب هانی بن عروه به جناب مسلم میگویند دوست ندارند آن قتل در خانهی ایشان انجام شود، در حالیکه عبیداللّه مهمان ایشان به حساب میآمده است. چرا که جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای مصطفی صادقی در کتاب «پیامبر» دلایلی میآورند که خود رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» دستور «فتک» را میدادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید ببینیم آن شخص کاندیدا شده چه اندازه ارزش تبلیغ کردن برایش به اهداف انقلاب اسلامی ما را نزدیک میکند. با این همه، کسانی که فعالیت فرهنگی دارند تا آنجا که ممکن است نباید در جبهه بندیهای سیاسی وارد شوند. بالاخره بگذارید ببینیم نیروهای «جمنا» فرد قابل اطمینانی را معرفی میکنند یا نه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست در این مورد إنشاءاللّه میتواند کمککارتان باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فیلم یتیمخانه همانطور که عرض شد، قصهی تاریخ ما است و اگر ما با جدیت تمام به مسائل اجتماعی خود نپردازیم همانطور که آن افسر انگلیسی به آن جوان گفت وقتی رهبرانمان را تنها بگذاریم، آن میشود که شد در آن حد که ما این همه کشته دادیم ولی نفوذ انگلستان آنقدر بود که مانع با خبر شدن حتی نخبگان شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش چون این نوع احوالات، تشکیکی است کسی نمیتواند زمان خاص برایش تعیین کند. همچنان لطف خداوند ظهور میکند وقتی انسان تصمیم گرفته باشد به حضرت حق رجوع نماید. به همین جهت فرمودهاند: یقظه برای مرید محقق میشود یعنی کسی که ارادهی رجوع به حق داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دستورالعمل واقعی چیزی جز انجام وظایف شرعی و رعایت اخلاق فاضله و تعمیق معارف الهی، چیزِ دیگری نیست! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. از آن جهت که بتوان با سؤالات جدّیتر کاربران، با حوصلهی بیشتر روبهرو شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مباحث اخلاقی آری! همین طور است ولی در مورد موضوعات عقیدتی و فقهی باید حتماً به سند روایت اعتماد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آیهی مذکور میفرماید «هر کس را که خداوند خواست دختر میدهد و هر کس را خواست، پسر» ولی دردل این مشیت الهی باید متوجهی عدل الهی بود لذا میتوان گفت خواستِ خداوند همان است که این عین ثابته بنا به طلب خودش در این رحم قرار بگیرد و آن عینِ ثابته در رحم دیگر قرار بگیرد تا به هر حال فردای قیامت کسی نگوید بر اساس انتخاب ما عمل نشدهاست. ۲. آیا نمیتوان گفت حضرت آدم به اعتبار خلیفهاللهی ایشان محل سجده ی ملائکه بودهاند که مربوط به آدمیت حضرت آدم است زیرا اگر موضوع سجدهی فرشتگان به شخص آدم مربوط بود، کسانی مثل ائمه و رسول خدا علیهم السلام از آن مقام خارج خواهند بود و مصداق خلیفهاللهی نخواهند شد در حالی که خداوند سجده را به اعتبار خلیفهاللهی آدم به ملائکه دستور دادهاست. در این مورد خوب است به تفسیر آیتالله جوادی رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده در همان سؤال اول آن بود که انتقادکردن از امثال دکتر داوری باید محفوظ باشد. ولی نقد و انتقاد غیر از تکفیر است. حرکات و سخنان آقای عباسی اولاً فاخر و در شأن کسی نبود که جوانان ما باید به سوی او نظر داشته باشند. ثانیاً شخصی مقابل آقای عباسی است و آقای عباسی میخواهد او را نقد کند که فیلسوف فرهنگ است و نه یک شخصیتِ ژورنالیستی. از این مهمتر بنده معتقدم جریان مذهبی و حوزوی ما نیاز دارند دکتر داوری را ببینند و با او بیندیشند، نه آنکه مقلد او باشند. سخنان آقای عباسی موجب تنفر به چنین دانشمندانی میشود و از این جهت سختْ باید نگران بود، زیرا با غفلت از امثال دکتر داوری «تفکر» میمیرد. در حالیکه وقتی «تفکر» زنده باشد اولین انتقاد یعنی انتقاد متفکرانه به امثال آقای داوری معنا پیدا میکند و این دیگر، تکفیر نیست، گفتگویی است متفکرانه، که جامعهی ما امروز در این تاریخ سختْ به آن نیاز دارد و تفکر مبنایی بین انتقاد و تکفیر است. ای کاش امثال آقای عباسی به مخاطبان خود کمک میکردند تا قدرت تفکر به آنها عطا شود. بنده بر اساس همین دغدغه بود که بحث «ما و آینده» را در آن مصاحبه به میان آوردم و رفقا به صورت جزوه تنظیم نمودند و بر وری سایت قرار دادند. فکر نمیکنید عدهای از نخبگانِ کشور که احتیاط میکنند به جریان اصولگرایی نزدیک شوند و ما آنها را متهم به دوری از ولایت فقیه میدانیم، نگران این امر هستند که با قدرتگرفتنِ هرچه بیشتر جریان اصولگرایی، با قدرتگرفتنِ هرچه بیشتر امثال آقای عباسی روبهرو میشوند؟ بنده عدهای را میشناسم که ابداً با جناب آقای رئیسی مسئله نداشتند، ولی نگران تبعات حضور افرادی بودند که تفکر قبیلهای آنها بر سعهای که انقلاب اسلامی سختْ بدان نیازمند است؛ حاکم شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی آنچه فرمودهاید در جای خودش خوب است و همانطور که برایتان پیش میآید استقبال کنید. مثل آنکه گاهی در قلب خود با نور خداوند کار را جلو میبرید و گاهی نورِ علوّ او را در مقابل خود احساس میکنید. هرکدام نحوهای است که در آن شرایط، رزقِ شما شده است. چشمبستن در ابتدای سلوک، مانعی ندارد. موفق باشید
