بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2692

نمی دانمبازدید:

متن پرسش
با سلام.استاد عزیز من حقیر در گذشته دبیرستان نمونه دولتی درس می خواندم0آنجا یکی از دانش آموزان بهم گفت مارمولک و تا سال آخر من همین طور مدام از دست حرفها و رفتارهاش ناراحت می شدم تا اینکه تقریبا یک سال بعد از جدا شدنمون فیلم مارمولک ساخته شد که به قول یکی از روحانیون قم از بس که بهشون گفته بودن مارمولک ضعف اعصاب گرفته بودن و حتی مردم به جایی رسونده بودن که آخوندها مجبور شدن به بعضی هاشون بگن لعنت بهت.بعد یک شب که خواب بودم شنیدم یه صدایی گفت ای بنده خدا از خواب برخیز و بعد آیه صم بکم عمی برام تلاوت شد خیلی ترسیدم یه مقداری هم حالات مرگ را گذروندم و بعد از یک سال و نیم وارد به حوزه و مباحث دینی شدم.حالا گاهی فکر میکنم این حوادث چه ربطی به هم داشت؟اون دانش آموز هم الان توی دانشگاه درس میده و همون موقع هم توی مدرسه خیلی کار فرهنگی انجام میداد و به نوعی الگو بود.مذهبی هم بود ولایت فقیه را هم خیلی قبول داشت.فقط ما با هم ناسازگار بودیم.یعنی ممکنه اون آیه که تلاوت شد توسط شیطان باشه؟؟؟ممنون که صحبتهام را شنیدید.خداحافظ.ادامه دارد....
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌دانم. موفق باشید
1352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد محترم علاقه داشتم نظر شما را در مورد اینکه رنگ چادر خانمها می بایست سفید رنگ باشد که در نشریه خاتون دولت آمده بود بدانم.آیا طرز برخورد علما با این مسأله مطرح شده را صحیح می د انید؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مسلم هیج اشکالی ندارد که رنگ چادر غیر مشکی باشد، با این‌که نشریه‌ی خاتون ضعف‌هایی داشت ولی متاسفانه با آن برخورد سیاسی کردند تا رقیب‌کشی بشود. به نظرم آقای یامین‌پور در وبلاک خود تحلیل خوبی روی موضوع کرد. به جواب شماره‌ی 1208 رجوع فرمایید. موفق باشید
1226

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وارادت خدمت استاد بزرگوار.آیا شمادربیانات اخیر حضرت آقا مخالفت وانتقاداتی نسبت به جریان موسوم انحرافی رامشاهده میکنید؟لطفا نظرتان راراجع به سخنان آیت الله مصباح دراین زمینه (بخصوص بحث سحرشدن دکترورمالی آقای مشایی)بفرمایید.باتشکرفراوان
متن پاسخ
بسمه تعالی؛ علیک السلام: این سؤال را در جواب‌های شماره‌ی 1220 و 1210و 1152 عرض کرده‌ام. موفق باشید
1205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا شفیع بودن اهل بیت رامی توان فقط باآیات قرآن اثبات کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بله؛ به جلد اول تفسیر المیزان تحت عنوان شفاعت رجوع فرمایید. موفق باشید
850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدا بر مجاهدین راه حق استاد عزیز بنده دانشجوی ترم آخر کارشناسی مهندسی نرم افزار هستم.از دو سال پیش که با شما و تالیفات جنابعالی آشنا شدم ساحت دین را شایسته ی هرگونه فداکاری و جانبازی دیدم بطوریکه تکامل شخصیتی خود را جز در مسیر تابش انوار قدسی دین و فقه اهل بیت علیهم السلام نمی دانم. بعد از گذشت دو سال و با توجه به زمینه هایی که داشتم تصمیم گرفتم بعد از اتمام دانشگاه به نیت اجتهاد وارد حوزه علمیه معصومیه شوم. منتها در این راه موانعی را احساس می کنم که باعث کندی حرکت من شده است! استاد عزیز،با مشورتی که با بچه های معصومیه داشتم دیدم که درس های این حوزه بسیار فشرده است و عملا تمام وقت انسان را می گیرد.و از طرفی می نمی خواهم نسبت به توانایی هایم در رشته کامپیوتر چشم پوشی کنم. چرا که احساس می کنم اگر تمام وقت خود را به حوزه اختصاص بدهم بعد از مدت کوتاهی راندمان کارم پایین می آید و دچار نوعی افسردگی می شوم. این درحالیست که وقت فشرده کلاس های حوزوی امکان چندانی برای پیگیری سائر مسائل نمی دهد. از جملیه در پیگیری ورزش های رزمی هم شائق هستم. مورد دوم که فکر مرا مشغول کرده مادر عزیزمه.بنده اهل سنقر هستم . پدر عزیزم سال گذشته به رحمت خدا رفت و مادرم بعد از رحلت ایشان تنها شده و از بهمن ماه امسال که خواهرم برای دانشگاه رهسپار تهران می شود فقط من هستم که با مادرم می مانم.تا بحال که نتوانسته ام ایشان را برای عزیمت به قم موافق کنم. و من هم به خود اجازه نمی دهم که ایشان را تنها بگزارم. شما ادامه حل این مسئله را چگونه پیشنهاد می کنید؟ یاعلی آن رشته که باتیر جفا پاره نگردید / در نزد خدا رشته پیمان حسین است
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: با توجه به شرایطی که دارید – اعم از گرایش‌تان به رشته‌ی کامپیوتر و رعایت مادرتان – در کنار فعالیت در رشته‌ی خودتان علوم دینی را به همان عمقی که طلاب در حوزه پیگیری می‌کنند ادامه دهید که نمونه‌ی چنین شخصیتی را جنابعالی در آقای احمدی‌نژاد می‌توانید ملاحظه کنید که در عین احاطه‌ی عمیق به علوم دینی در امور دیگر نیز تلاش می‌کنند و منشأ خدمات بزرگی شدند. شما هم در حدّ خودتان چنین جامعیتی را در خود ایجاد کنید تا وقتی پیش آمد که در خدمت نظام اسلامی باشید منشأ خدمت باشید. موفق باشید
26757
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد طاهرزاده: مدتی بود به پرسش ها و پاسخ ها سر نزده بودم تا اینکه دیشب مرور می کردم به سوال ۲۶۶۱۲ رسیدم. استاد می فرمایید رای ۴۲ در صد ضربه ای به دموکراسی نمی زند و ملاک را کشورهای غربی قرار داده اید. استاد ۱. به طور قطع عده ی بسیاری از همین ۴۲ در صد به خاطر ترس پای صندوق آمدند حداقل در شهر ۱۵ هزار نفری ما که حدود ۳۰ در صد رای دادند پنج شش نفر اطرافیان من به وضوح چنین سخنی را گفتند. به عنوان نمونه مستخدم باز نشسته مدرسه قسم جلاله می خورد که من می ترسم یارانه و حقوقم قطع شود. مستخدم پیمانی مدرسه دیگری می گفت چند ماه دیگر قراره استخدام بشم اگه نرم رای بدم ممکنه ردم کنند و میوه فروش محل و.... می توانم با آنچه که در بین مردم کوچه بازار می بینم بگویم حداقل ۱۰ در صد از این ۴۲ درصد رای ترس است و اگر ترس نبود از رای آنها هم خبری نبود. ۲. تازه آنچه که به این رای ۴۲ درصدی کمک کرد رای شهرهایی بود که بیشتر نظام قبیله ای و طایفه ای مطرح است. ۳. شما چگونه رای حکومتی که ولایت فقیه فتوای واجب شرعی حضور را در انتخابات می دهد و تقریبا ۷۰ درصد مردم (با احتساب آن ۱۰ در صد ترس که اگر ترسشان نبود نمی آمدند) را با رای دموکراسی غربی مقایسه می کنید و نتیجه می گیرد به دموکراسی ضرری نزده است. ۴. براستی اینکه ۷۰ درصد یا بگو ۶۰ درصد مردم نظر ولی فقیه برایشان مهم نبود جای تامل ندارد!؟ ۵. من یک فرهنگی هستم و در محل به چشم انقلابی و کسی که نظام را قبول دارد به من نگاه می شود با این‌حال که خیلی ها خود سانسوری می کنند تعداد بسیار بسیار زیادی معتقدند که ما آنچه پدرانمان انتخاب کرده اند نمی خواهیم، شما چطور کلیک کرده اید روی نظر سنجی دانشگاه مریلند و نظر ۹۰ در صدی موافق نظام؟ کافیست کسی در کوچه و بازار باشد تا به وضوح عدم دقت این نظر سنجی را ببیند (حالا کاری به این شبهه که بعضی مطرح می کنند و این نظر سنجی را مدیریت شده می دانند ندارم) به عنوان نمونه (در روزهای اخیر، نتایج یک نظرسنجی به نام دانشگاه مریلند آمریکا منتشر شده که براساس آن، «اکثریت مردم ایران» حامی سیاست‌های جمهوری اسلامی، نظیر سرکوب مخالفان یا حضور در سوریه و لبنان، هستند.) اما منتقدان می‌گویند هم درباره برگزار کننده این نظرسنجی و هم درباره شیوه انجام آن تردیدهایی جدی وجود دارد و نمی‌توان نتایج آن را معتبر دانست. ابراهیم محسنی، که مسئولیت انجام این نظرسنجی را برعهده داشته، مدیر مرکز پژوهش‌های افکارعمومی و تحولات اجتماعی دانشگاه تهران است. با این حال، این نظرسنجی نه به نام دانشگاه تهران، بلکه به نام موسسه «ایران پل"» و دانشگاه مریلند آمریکا منتشر شده است، بدون آنکه به طور دقیق توضیح داده شده باشد که این دانشگاه چه نقشی در انجام این نظرسنجی داشته و چه اندازه در تعیین پرسش‌ها، غربالگری و انتخاب نظردهندگان و ارزیابی نتایج به دست آمده مشارکت داشته است. بر اساس داده‌های «ایران پل» در این نظرسنجی از حدود هزار خانوار ایرانی سوال شده، اما توضیح بیشتری درباره آنها داده نشده است. اعتبار نظرسنجی‌ها از جمله مشروط به ارایه اطلاعات دقیق‌ پیرامون جنسیت سوال شوندگان، رده سنی، پایگاه اجتماعیً، شغل، حوزه جغرافیایی (شهرهای بزرگ، کوچک یا روستا)، تحصیلات و اطلاعاتی از این دست است تا کارشناسان قادر به تجزیه و تحلیل نتایج آن نظرسنجی شوند. عامل دیگری که می‌تواند اعتبار نظرسنجی‌هایی از این دست را زیر سوال ببرد میزان آزادی پرسش‌شوندگان در دادن نظر واقعی خود است. آیا مراکز و موسسات نظرسنجی امکان ارتباط بی‌دردسر و بدون محدودیت با مردم را داشته‌اند؟ آیا مردم احساس امنیت و اطمینان می‌کنند که به عنوان مثال به سوالاتی درباره رهبر جمهوری اسلامی و یا نهادهایی مانند سپاه پاسداران با صداقت پاسخ دهند؟) و جان مطلب اینکه: استاد با توجه به فتوای علما و نظر صحیح رهبری و وجوب شرعی و درخواست مکرر رهبر حتی از کسانی که نظام را قبول ندارد به خاطر ایران و عدم استجابت و لبیک. و شرکت حدودا ۳۰ در صدی شهر های بزرگ که مسئله قبیله ای و طائفه ای در آن مطرح نیست از این مسئله باید باید درسهای فراوانی گرفت. با تشکر. لطفا در صورت امکان در سایت گذاشته شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً ملاحظه کرده‌اید که بنده در دیدگاه خود از جهت دیگری به تاریخی که توسط انقلاب اسلامی شروع شده، می‌نگرم و آن تاریخ، تاریخِ عبور از تنگناهایی است که استکبار جهانی و غرب‌زدگان پیش آورده‌اند. ولی «إنّ وعد اللّه حق». به هر حال این مشکلات، ریشه در تنگناهای تاریخی ما دارد و تنها با دلسوزیِ دلسوزانِ متدیّن این مشکلات رفع می‌شود و راهِ دیگری که غرب‌زده‌ها مطرح می‌کنند با تاریخِ ما هماهنگی ندارد. موفق باشید

23204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در قسمتی از صلوات روز جمعه آمده «والسلام علیهم و علی ارواحهم و اجسادهم و رحمه الله و برکاته» مگر نه اینکه انسان خودش هست که همان روح می باشد و ابزارش که همان جسد است؟ پس این قسمت اول که نوشته والسلام علیهم منظور چیست که روح و جسد را هم به آن نسبت داده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید این تفصیلِ بعد از اجمال است. یعنی به همان اعتبار که سلام بر شخصیت آن‌ها می‌کنیم، سلام بر روح و جسم آن‌ها می‌نماییم. موفق باشید

23136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سایت دنبال جزوه «قرآن هرگز تحریف نشده است» گشتم نبود. و یا آن دو جزوه دیگر که چرا نام حضرت علی (ع) در قرآن نیامده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه جزوه‌ی «قرآن هرگز تحریف نشده» است بر روی سایت نیست ولی احتمالاً متن جزوه را می‌توانید از جناب حاج آقای نظری تهیه نمایید. در مورد آن‌که نام حضرت علی «علیه‌السلام» چرا در قرآن نیامده است؛ عرض شد به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید. اصل کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

23020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت خداوند در آیه ۲۰ سوره مبارکه حشر کلمه «اصحاب النار و اصحاب الجنه» را بکار می برد. بنظر میرسه که معنی اون بشه یاران نار و جنت. اما در کتابی دیدم تعبیر «ساکنان اتش» و «یاران بهشت» بکار برده و اولش این طور حلاجی کردم که فرق است بین ساکن و یار! از اول قرار نبود جهنمی، جهنمی باشد بلکه او خود غافل شد و وارد جهنم شده و حالا هم که وارد شده یار جهنم نیست که ساکن آن است و بعد ها شاید وارد بهشت شود! اما یار بهشت از اول بهشتی بوده! این را با خود گفتم و رفتم سراغ پاورقی آن مطلب که آدرس (حشر ۲۰) را داد اما دیدم در قران مجید برای نار و جنت هر دو یک تعبیرِ اصحاب بکار رفته و به المیزان حضرت علامه طباطبایی (ره) رجوع کردم و مطلب خاصی ذیل این آیه در این موضعی که گفتم نبود! نظرتان چیست ایات یا روایات موثقی درباره تایید تفکر بنده وجود دارد؟ یا فکر اشتباهیست؟ خیلی ممنونم. استاد ما که شخصی دعات می کنیم شما رو نمیدونم. ارادتمند. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست معنای «اصحاب» یعنی کسانی که در مصاحبت و همراهیِ امری هستند و به همین جهت می‌توان گفت اصحاب نار و اصحاب جنّت، آن‌هایی‌اند که همراه بهشت و جهنم می‌باشند حال یا آن همراهی برای اهل نار، ابدی است و یا پس از مدتی از آن راحت می‌شوند. موفق باشید

22989
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام: استاد ارجمندم قبلا هم در این مورد سوال کردم و جواب فرمودید اما چون سوال و جواب خیلی مختصر بود اجازه بدهید باز هم مصدع اوقاتتان بشوم و کاملتر حال و روز خودم‌ را توضیح بدهم؛ جناب استاد حدود دو ماه است که مطالعه آثار نوشتاری و صوتی شما را در زمینه معرفت النفس و آداب الصلوه و شرح چند حدیث و... شروع کرده ام. اما خیلی هول زده هستم. مثل انسانی که روزها غذا نخورده و اکنون سر سفره رنگارنگی از انواع غذاهای لذیذ نشسته. خیلی بیقرارم. بعضی وقتها از شدت هیجان نمی توانم بحثها را دنبال کنم و آن را به وقتی دیگر مؤکول می کنم، از این شاخه به آن شاخه هم می پرم. یک بحث تمام نشده بحث دیگری را هم دست می گیرم. گاهی از بیقراری گریه می کنم. اگر نوجوان فارغ البالی بودم احتمالا تمام وقتم را با گوش دادن به سخنرانی ها، ذکر گفتن و تمرین سکوت و... پر می کردم. اما اکنون یک زن بسیار پر مشغله با چند بچه در سنین مختلف هستم و شاید علت بیقراری ام همین است که بر سر سفره نشستم اما نمی توانم آن طور که باید استفاده ببرم، شاید هم به خاطر اینکه تازه وارد این دنیای رنگارنگ شده ام این حالت را دارم، کارهای روزمره ضروری را هم به سختی انجام می دهم. می دانم که اتفاقا قرب و لقاء الهی را در همین امور روز مره خودم مثل بچه داری می توانم جستجو کنم اما این آگاهی مرا آرام نمی کند و برای درک بیشتر حقایق خیلی هول زده هستم. شما را به خدا به دادم برسید. به اصطلاح عامیانه دلم دارد به حلقم می آید. ۱. به نظر شما این بیقراری برای چیست؟ ۲. برای آرامش و تحمل بیشتر چکار کنم و یا چه ذکری بگویم؟ ۳. اگر نظرتان نماز است چه نمازی بخوانم؟ نماز قضا یا مستحب یا... ۴. وقتی رسیدگی به بچه یا عذر شرعی مانع نماز خواندنم می شود چه کنم؟ از اینکه وقت گرانبهایتان را می گیرم عذر می‌خواهم و از شما تشکر می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که خداوند راهی در مقابل شما گشوده است جای شکر دارد. ولی همان خدا خواسته است تا برنامه‌ای برای همه‌ی زندگی خود یعنی تا آخر عمر بریزید نه آن‌که همه‌ی آن برنامه‌ها را بخواهید همین امروز انجام دهید. با حوصله به همه‌ی وظایف زندگی مشغول باشید و در کنار آن برنامه‌ای برای مطالعه و حضور در جلسات دینی طراحی نمایید. حضور در امور معنوی مثل حضور در نور است. در هرجایی از نور که بایستید در همه‌ی جای آن ایستاده‌اید. موفق باشید

22660
متن پرسش
با سلام: استاد با توجه به جواب 22643 مشخص نشد خداوند می تواند عضو قطع شده معلولین را ایجاد کند اگر آری چرا حتی در جانبازان که عموما دارای ایمان بالایی هستند یک شاهد دعا برای ایجاد دوباره عضو قطع شده توسط حق نیستیم و دو بفرض که معدودی دعا بکنند شاهد شفا نیستیم تمام مواردی که ادعای شفا می شود ظاهرا مربوط به مواردی چون سرطان و ... است که اولا برای ما مشهود نیست که طرف این مشکل را دارد و بفرض هم مطمئن شویم که آن مشکل را دارد از موارد مجهوله علمی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا از نظر عقلی جز این است که حضرت حق در بستر سنت‌های خود عمل می‌کند. حال یا سنتی را جاری می‌فرماید که منوط به اسباب و وسایل است و یا سنتی را جاری می‌کند که ماوراء اسباب و وسایل است و ما این را در امور فردی خود نیز می‌توانیم تجربه کنیم. موفق باشید

22116
متن پرسش
با سلام: من فکر می کنم بسیاری از اعتقاداتم قلبی و ناشی از یک احساس درونی است و دلیل و برهان های عقلی زیاد من را قانع نمی کند و مرتب برای من ایجاد شبهه می کند! اما کاملا به اعتقادات مذهبی پایبندم! بعضا مرا بخاطر این طرز فکر به تقلید کورکورانه متهم می کنند! آیا اینکه بدون دلیل (دلیل آن خارج از درک و فهم ما باشد) به دستورات و مراسمات دینی معتقد باشیم غلط است و ارزشی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همین‌طور خوب است که انسان از طریق دریافت‌های قلبی‌اش با حقایق مرتبط باشد و چنان‌چه شبهه‌ای برایش پیش آمد، از دلایل عقلی کمک بگیرد وگرنه اگر بخواهد صرفاً با دلایل عقلی کار را جلو ببرد همین‌طور که متوجه شده‌اید عقل، دائماً شک و تردید برای هر چیزی به میان می‌آورد. موفق باشید

21299
متن پرسش
سلام استاد: آیا برنامه های سلوکی و معنوی برای اینکه از لحاظ علمی قوی بشویم هست؟ چرا بعضی در سلوک معنوی خیلی قوی هستند ولی از لحاظ علمی نه؟ آیا خودشان نمی خواهند یا رد وجودشان نیست؟ چه دستوری برای اینکه شخصیت هایی مثل علامه طباطبایی و امام خمینی شویم می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلوک حقیقی سلوکی است که با مبانیِ معرفتی همراه باشد. پیشنهاد بنده آن است که با مباحث «ده نکته در معرفت نفس» که هم کتاب و هم شرح صوتی آن بر روی سایت هست، کار را شروع کنید. موفق باشید

21272
متن پرسش
با سلام و احترام: صریح با شما درمیون میذارم که امروز حداقل تو دانشگاهی که من چندین ترم‌ هست زندگی می کنم، بسیاری از دختر های خدا پیغمبر دوست و حتی حزب اللهی نگاهشون به ازدواج خاص شده. الان تقریبا هیچ دختری دلش نمیخواد که با فیلترینگ سنتی خانواده انتخاب بشه. بلکه دوست داره بیرون از این فضا و تو گیر و دار اتفاقات خوب و بد غیر از دنیای فامیل و آشنا، و تو اون جمع و مجموعه ها و نقاطی که فکر می کنند پسرهای متناسب خودشون هم حضور دارند، حاضر بشند تا بتونن تو انتخاب شدنشون موثر باشند و یا حتی بالاتر؛ خود دختر ها انتخاب کنند. به نظر میرسه تمام این اتفاق ها بدون هیچ نقشه و برنامه ریزی و تا حد زیادی ناخودآگاه اتفاق میفته. این احساس فراگیر تو نسلی که من باهاش درگیرم از کجا نشات گرفته؟ باید چطور با این روحیه غالب روبرو شد؟ انقلاب اسلامی چطور باید با این نوع ارتباطات و تغییر ارزش انتخاب های خانواده محور برخورد کنه؟ از طرفی شکاف تفاهم بین نسل والدین و نسلِ در شرفِ ازدواج، غیر قابل انکاره و روز به روز و نسل به نسل این شکاف داره به سمت نقطه کور و ناخوش آیندی عمیق تر میشه و احساس نسل جدید برای اصل قرار ندادن فیلتر خانواده، از جهتی حقانیت داره. چه آینده ای برای این روند متصور هستید؟ و در آخر اینکه امثال من که دائم سعی میکنه اتفاقات رو تجزیه تحلیل کنه و از کنار به پشت حادثه ها توجه کنه چه نوع برخوردی اولا با رفقایی که دچار این نگاه شدند و ثانیا با انتخاب خودش داشته باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید بخواهیم و نخواهیم وسعت زندگیِ شهری امکان آن نوع خواستگاریِ سنتی را به مشکل انداخته است. می‌ماند که اگر محیط سالمی در میان باشد آن‌طور که شما آن را وصف می‌کنید؛ یعنی رابطه‌ها از بستر سنت دینی خارج نباشد، باید بتوانیم چیزی را جایگزین آن نوع خواستگاری سنتی کرد که نه، حریم‌ها بشکند و نه، کار به بن‌بست برسد. می‌ماند که آن چیز چگونه باید باشد و چه تعریفی باید برایش کرد، که اولاً: دختران بدانند چه کسی به خواستگاری آن‌ها می‌آیند. ثانیاً: پسران بدانند این نوع خواستگاری جدید و پیشنهاد ازدواج، چیزِ خطایی نسبت به سنت گذشته نیست. و این چیزی است که باید نسبت به آن فکر کرد. موفق باشید

20295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: دوستی دارم دکترای فلسفه دارد داستانی نقل کرد از یک روحانی که فلسفه خوانده و روزه می گرفته و بالاخره دیوانه شد و من ترسیدم که فلسفه بخوانم و دیوانه شوم، خود دوستم هم گفت نترس؛ استاد اگر خواندم و دیوانه شدم چه چه تضمینی هست؟ ۲. اگر یک سالک ابتدایی ابتدایی بخواهد مثلا 1000 بار ذکر بگوید آیا اشکالی هست در حالی که ظرفیت ندارد ممکن است چه اتفاقی بیافتد؟ (خواهش می کنم دو سوال را دقیق جواب دهید.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فلسفه‌خواندن برای هرکسی مفید نیست، برای کسی مفید است که تفکر فلسفی دارد و موضوعات آن را بدون فشار و با علاقه به‌راحتی درک می‌کند 2- اذکار عامی که در مفاتیح هست هر اندازه هم ذکر شود، مصداق ذکر کثیر است و إن‌شاءاللّه مفید است. موفق باشید

19538
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: نظر شما درباره این مطلب: از یکی از شاگرادانِ آیت الله ابراهیم جناتی شنیدم که از قول ایشان می‌گفت: «ای کاش آنقدر پول داشتم که طلبه‌ها و علما را می‌فرستادم اروپا را ببینند و بفهمند دنیا به اندازه ی قم نیست.» یک نمونه‌ی بسیار جالبِ دیگر، مرحومِ علامه طباطبایی است که دیدگاهِ بسیار بدبینانه‌ای نسب به غرب و تمدن غربی داشتند (برای نمونه بنگرید به: تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۱۶۰-۱۷۵). اما این دیدگاه در سفر ایشان به غرب و مشاهده‌ی خوبی‌های آنها در کنار بدی‌هایشان تعدیل شد. دکتر احمد احمدی اخیرا در مصاحبه‌ای اعلام کرده است که علامه طباطبایی پس از سفر به لندن، نگاه قبلی‌اش به غرب را نامهربانانه و غیرمنصفانه می‌شمرد. دکتر احمدی می‌گوید: «… موقع رفتن، پلیس خیلی به آقای طباطبایی احترام گذاشت. همان جا من به ایشان گفتم: حاج آقا شما در نوشته‌هایتان خیلی به اروپا تاخته‌اید. اگر قبلا آمده بودید و نظم و انضباط اینجا را دیده بودید، آیا اینقدر به این‌ها می‌تاختید؟ فرمود: نه. توجه می‌کنید. فرمود: نه. یعنی یک انصافی در این مرد عالی مقام بود و آنچه را که حق می‌دید، آن را درست می‌انگاشت؛ و آنچه را که نادرست می‌دید، طرد می‌کرد»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این نکته‌ی بسیار مهمی است و جناب آقای دکتر رضا داوری نیز در کتاب ارزشمند «خرد سیاسی در جهان توسعه‌نیافتگی» به همین نکته اشاره می‌کنند که اگر فرهنگ غربی با سکولاریته‌بودنش انسان را از حیات متعالی محروم می‌کند، نباید از عقلِ تکنیکی آن که همراه با نظم خاصی می‌باشد، غفلت کرد، چرا جهانِ توسعه‌نیافته به بهانه‌ی بدی فرهنگ غربی، خود را باید از نظم تکنیکی آن محروم کند و یا چرا آن‌چنان شیفته‌ی آن نظمِ دنیایی بشویم که فراموش کنیم ما معنای زندگی را باید در فرهنگی متعالی‌تر از فرهنگ غربی با سکولاریته‌بودنش جستجو کنیم. موفق باشید  

19184
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر: چرا مکاشفه آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني را طرفداران و مخالفان او به 2 گونه نقل کرده اند. طرفداران مي گويند که حضرت مهدي (ع) در آسمان با خطي سبز براي او نوشت که طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانکارنا – ولي مخالفان مي گويند در مكاشفه‌ای می‌بیند كه حضرت بقیّةالله ارواحنا فداه كاغذی به او دادند و در پشت آن كاغذ به خطّ سبز نوشته است: أنا الحُجّة‌ُ ‌ابْنُ الحَسَن. خودش این مكاشفه را تعبیر به بطلان سیر و سلوك خود نموده؛ و از آنجا از عرفان و پیمودن راه خدا زده می‌شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نیستم. ولی مگر مشکل ما امروز، این حرف‌هاست؟ در تاریخی که دشمنان اسلام هزاران شبهه مطرح کرده‌اند که تنها باید با استدلال‌های عقلی و فلسفی در مقابل آن‌ها ایستاد. موفق باشید

18901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به این که به ایام انتخابات نزدیک می شویم یکی از سوالاتی که به ذهن طلاب می رسد این است که ما نسبت به این رویداد چه وظیفه ای داریم؟ اصلا حدود و ثغور حضور طلاب در عرصه فعالیت های سیاسی چه چیزهایی هستند؟ حضور یک طلبه در عرصه فعالیت های سیاسی با سایر اقشار جامعه چه تفاوتی دارد؟ آیا این صحیح است که یک طلبه از یک نامزد خاص حمایت و برای او تبلیغ کند؟ به رفتارهای سیاسی موجود طلاب چه نقدهایی وارد است؟ از بذل توجه استاد بسیار سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید ببینیم آن شخص کاندیدا شده چه اندازه ارزش تبلیغ کردن برایش به اهداف انقلاب اسلامی ما را نزدیک می‌کند. با این همه، کسانی که فعالیت فرهنگی دارند تا آن‌جا که ممکن است نباید در جبهه بندی‌های سیاسی وارد شوند. بالاخره بگذارید ببینیم نیروهای «جمنا» فرد قابل اطمینانی را معرفی می‌کنند یا نه. موفق باشید

18662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: ببخشید استاد من چند وقتیه این حالت برام پیش اومده که مدام با خودم حرف می زنم، مثلا در مورد حوادث گذشته و آینده فکر می کنم و ساعت ها در مورد اونا با خودم حرف می زنم و تحلیلشون می کنم. آیا این حالت موجب غفلت انسان از خودش می شود؟ اگر می شود راه درمان آن چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست در این مورد إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک‌کارتان باشد. موفق باشید

18080
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض تبریک و تهنیت به مناسبت ایام سرور ربیع الاول. ببخشید استاد باز این سوال را مطرح کردم چون نفهمیدم جوابش را. با توجه به اینکه خداشناسی فلسفی از انظار بعض علماء و متکلمین جلیل القدر شیعه اثنی عشری رد می شود و حدیث هم در این زمینه موجود می باشد در جهت مذمت روش فلسفی خداشناسی، نظر جنابعالی چیست؟ آیا به خداشناسی فلسفی در عصر ما ارائه می شود باید اعتماد کرد و می شود اعتماد کرد با توجه به این دسته از مخالفت ها که از سوی علماء و روایات وارد شده؟ (لطفاً توضیح بفرمایید فقط استناد نکنید اینجور که یک عالم بزرگوار و جلیل القدر شیعه چون موافق خداشناسی فلسفی بوده و مشرب فکری اش مشرب فلسفی بوده حالا با استناد به این قضیه خداشناسی فلسفی خوب می شود، لطفا اینطور که مثالی آوردم استدلال نکنید بزرگوار)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید خداشناسیِ فلسفی و کلامی در حدّ مقابله با منکرین خدا است. پيامبران نيامدند تا خدا را ثابت كنند؛ آمدند تا ما خدا را بيابيم به همان معناي «إنّا لِلّه و إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» تا نه بت‌پرست باشيم و نه از حضور خداوند در جاي‌جاي عالم غافل بمانيم، وقتي فرمودند: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ في‏ أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»(180اعراف) خدا را به آن اسماء بخوانيد! و كسانى را كه در اسماء خدا به انحراف می‌روند، رها سازيد! آن‌ها به زودى جزاى اعمالى را كه انجام مى‏ دادند، مى ‏بينند. موفق باشید

17130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: استاد بنده الحمدالله علی رغم این که میل به «شهرت» و «ریاست» دارم تلاش می کنم و عمیقا و قلبا دوست دارم که همیشه در زندگی در «گمنامی» به سر ببرم، و ان شاءالله تعالی مصداق آن روایت از امام محمد باقر علیه سلام که فرمودند «نیکو حالترین اولیاء الهی در نزد من که همه غبطه ی او را می خورند، گمنام بودن است.»باشم. منتهی در یک موقعیتی واقع شدم که باید در یک مجموعه فرهنگی بزرگ حضور پیدا کنم. منتهی از یک چیز به شدت می هراسم این که بعد از چندین سال افسوس بخورم که چرا «اسباب مطرح شدنم» را فراهم کردم! از طرفی هم حضرتعالی تاکید دارید که سلوکی به ثمر می رسد که نسبت به این انقلاب بی تفاوت نباشد، استاد واقعا می شود که هم سرباز انقلاب بود و هم گمنام؟ استاد به نظر شما بنده وارد این مجموعه فرهنگی بشوم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! گمنامی در جای خود خوب است ولی به گفته‌ی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به همان اندازه که باید در مشهورنشدن احتیاط کرد، از آن طرف هم باید احتیاط نمود که اگر می‌توانیم مشکلی از نظام را حل کنیم، کوتاهی ننماییم. موفق باشید

17106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار در خصوص سوال 17071 ، می خواستم بدونم آیا فردی که به درجه ی شهادت میرسه گناهانی هم که مربوط به مردم هست هم درباره ی او بخشیده میشه (حق الناس)؟! ضمن اینکه درباره ی حق الناس از فردی شنیدم که حتی اگر فرد هم ببخشه طبق صفت (وکیل) خداوند، خداوند حق اون فرد رو خودش میگیره چون بنده اش مظلوم واقع شده، این صحیحه؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت حق‌الناس کار را سخت می‌کند إلاّ این‌که خدا به قلب صاحبان حق بیندازد تا از حق خود بگذرند و خدا هم از حق خود از آن‌ها بگذرد. موفق باشید

16866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد آیا می توانیم نهرهای بهشتی و درختان و سایه های درختان بهشتی را به ترتیب علم و عمل و نتیجه ی عمل در نظر بگیریم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همین طورها است. موفق باشید

16086
متن پرسش
با سلام: در مورد رزق ازدواج که فرمودید کسانی که موفق نمی شوند ازدواج کنند یعنی رزقشان این بوده که ازدواج نکنند؟ اگر کسی اصرار داشته باشد با فرد خاصی ازدواج کند و دعاهایش همیشه در همین راستاست ولی تاکنون این امر اتفاق نیفتاده، یعنی مانع رسیدن رزق مقدرش به خودش شده؟ و خودش مقصر است؟ نمی شه دعا کرد که خداوند رزقش را این فرد قرار دهد؟ ببخشید که وقتتان را گرفتم.
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: دعا از طرف انسان باید باشد ولی خداوند مقدّرات و مصالحی را برای بنده‌اش و جهان در نظر گرفته است که معلوم نیست آن دعا مصلحت باشد که مستجاب گردد. به همین جهت در روایت داریم: اگر دعایی در دنیا مستجاب نشد یا ثواب آن را به او می‌دهند و یا در قیامت اجابت می‌شود در این مورد می توانید به کتاب « فرزندم اینچنین باید بود » رجوع فرمائید. موفق باشید

15987
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده عزیز: ضمن تبریک اعیاد ماه مبارک شعبان سئوالی داشتم. با توجه به اینکه در برخی از سئوالات که از شما درباره ی یادداشت برداری از کتب پرسیده شده است و شما تاکیدات فراوان داشته اید می خواستم بپرسم که چگونه می توانیم یک یادداشت خوب برداریم و یا معیار های یک یادداشت خوب چیست؟! در ضمن آیا کتاب «داستان راستان» شهید مطهری نیاز به یادداشت برداری دارد؟! بعضی معتقد اند چه خوب است که پیام هر داستان را بعنوان یادداشت برداریم. خیلی ممنون و متشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید جهت تمرکز و تثبیت، مطالبی که می‌خوانید را یادداشت‌برداری کنید. با این فرض که هر فصل از هر کتابی، نکات مهمی دارد که باید مدّ نظر قرار گیرد. در مورد کتاب‌های امثال کتاب «داستان راستان» نیز اگر احساس نمایید نکاتی را در همان راستایی که عرض شد، می‌توانید یادداشت کنید؛ کوتاهی ننمایید. موفق باشید

نمایش چاپی