بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15000
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد به نظر من این طور میرسه که در مساله کثرات عرضی وجود اگر قائل به وحدت شخصی وجود نباشیم و وجود رو یک واحد دارای مراتب بدونیم توجیه کثرات عرضی وجه درستی پیدا نمیکنه ... چون از آنجایی که وجود واحد هست نمیشه گفت که کثرات عرضی وجودات خاصه و مختلف اند.. چون وجودات مختلف که با وحدت وجود ذات مراتب سازگار نیست چون امتیازی به کمال و نقص نمیشه درست کرد. در کثرت عرضی در این صورت باید بگیم یک وجود چند وجوده و چند وجود یکی اند و بین وجودات تباین قائل بشیم و به ماهیات هم نمیشه کثرت رو زد چون ماهیت حد وجوده و تا وجود متکثر نباشه ماهیات کثیره انتزاع نمیشه ... در حالی که قائلیم به وحدت وجود البته اگه مراتب رو در طول هم بگیریم مشکلی پیش نمیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع توحید و فنایِ کثرات در وحدت توحیدی، موضوعِ بسیار عمیقی است و تنها در این مورد، تشکیکِ در ظهور مطرح است آن‌هم برای کسی که هنوز به مقامات عالیه‌ی توحید نرسیده است. موفق باشید

13619
متن پرسش
با سلام: 1. علت اینکه همه انبیاء گذشته وقتی به کربلا وارد می شدند جراحت بر می داشتند و به ایشان گفته می شده خون شما باید با خون امام حسین (ع) ترکیب شود چه بوده، چه سری در این مطلب است؟ لطفا بفرمایید. 2-لطفا بفرمایید حقیقت و باطن حادثه کربلا را اگر بخواهیم بفهمیم باید از کجا شروع کنیم؟ یعنی دستمایه فکری مناسبی که ما را به این حقیقت برساند را بفرمایید. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید برای آن است که یک نحوه احساس از شرایط وجود مقدس حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» برای آن بزرگان نیز حاصل شود 2- هیچ‌وقت حقیقت موضوعات با سؤال و جواب و فکر ظهور نمی‌کند، باید رویکرد ما با رفع حجاب اَنانیت به سوی حقیقت باشد تا نفس ناطقه‌ی ما با آن حقیقت مأنوس گردد. موفق باشید

13529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. می خواستم نظر استاد را در مورد آقای رایفی پور و مطالب ایشان و سخنرانی هایشان بدانم. آیا تحقیقات و نظرات ایشان مورد قبول شما می باشد و تا چه حد صحت دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال‌های شماره‌ی 7520 و 12598 شده است. می‌توانید به آن‌ها رجوع فرمایید. موفق باشید

7991

مکتب تفکیکبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز 1- می خواستم در مورد شخصیت شیخ حسن میلانی و نظریاتی که علیه فلسفه دارن را را از نظر شما بدانم. 2- ایشان تقریبا بزرگان ما را و انقلاب را نقد کرده اند از قبیل( شهید مطهری-علامه طباطبایی-امام خمینی و ......) آیا کار ایشان هدفی سیاسی دارد و یا فقط شبهه علمی دارند؟ 3- چرا به شبهات این مرد پاسخی درست و محکم دادن نمی شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- بنده به ایشان گفتم یک ماه تشریف بیاورید تا به شما فلسفه و عرفان درس دهم و تصورات غلط شما را تصحیح کنم، بعداً در مورد فلسفه و عرفان نظر دهید، ولی نیامدند 2- هرچه هست روش ایشان عالمانه نیست 3- سایت آقای وکیلی در مشهد به طور مفصل این شبهات را جواب داده‌اند در سایت http://www.erfanvahekmat.ir/. موفق باشید
5197
متن پرسش
با سلام خدمت استاد منظور از آیه ی 7 سوره ی هود که می فرماید وَکَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء چیست؟ با تشکر از شما و التماس دعا در این ماه مبارک
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از مفسرین این «آب» را علم گرفته‌اند و می‌فرمایند قبل از آن‌که خداوند مخلوقات را ارداه کند و عرش و سلطه و قدرت خود را بر آسمان و زمین قرار دهد، صورت علمی مخلوقات در نزد خداوند بود و عرش و سلطه و قدرت او بر علم او که علم به حقایق و اعیان موجودات بود، قرار داشت. موفق باشید
28178
متن پرسش
سلام علیکم: آقای مهدی نصیری در کتاب اخیرشون بنام عصر حیرت، مطالبی مطرح شده است بصورت ویژه تمدن سازی پیش از ظهور حضرت ولیعصر (عج) و در عصر فعلی که مدرنیته حاضرست را بلند پروازی و امری غیر لازم و حتی هزینه زا برای انقلاب و نظام می‌دانند. ایشان بعلت غیبت و عدم دسترسی به امام معصوم و ولایت او بصورت ظاهری و عمومی همچنین اختلاف فقها و مجتهدان در استنباط احکام شرعی، مباحث کلامی و فقهی و احادیثی را بصورت زیادی می آورند و آنها را دلایلی بر عدم لزوم و تکلیف مومنین برای بنای تمدنی پیش از عصر ظهور می‌دانند و معتقدند عصر غیبت، عصر فروبستگی و حیرانی و محدویت مومنین است و البته معتقدند اقدام امام برای انقلاب یک اقدام درست جهت حفظ کیان دین بود ولی به معنای لزوم تمدن سازی نیست بلکه باید تا حد ممکن یکسری اصلاح گری در حد توان انجام داد و تمدن سازی و تلاش برای ساخت تمدن را یک اقدام غیر ضروری و هزینه زا برای انقلاب می‌دانند که به مقبولیت عمومی نظام و انقلاب ضربه می‌زند و باید تا حد ممکن تساهل داشت و در سطح خانواده ها هم اگر اختلافاتی پیش می آید و گرایشهای مدرن و نه چندان مقیدانه به شرع دیده شد، با آنها مدارا کرد و برایشان دعا کرد و تسامح را پیش گرفت و عقلانیت حکم می‌کند باید فعلا از ابزارهای مفید و تجارب بشری جهان برای تقویت کارآمدی استفاده کرد و منتظر وضع موعود ماند و رویاهای بزرگ را رها کرد. البته ایشان مدرنیته را هم مشکل دیگر می‌دانند که شوره زاری تمدنی ایجاد کرده است و مانعی برای برقراری جامعه وحدانی است و نیازها و ساحاتی که بسیاریشان کاذب است را برای بشر ایجاد کرده که دین برای آنها برنامه نمی‌تواند بریزد و البته به نظر آقای نصیری لازم هم نیست دین برای آنها حرفی بزند چون نیازهای دست ساخت مبانی معرفتی و سیاسی مدرنیته است و خودش یک شوره زار تمدنی است و بعید است بتوان در این فضا با ابزار و نیازهایی که مبدا آن مدرنیته است، بتوان شریعت را بصورت جامع در تمام زیرنظام ها و ابعاد و ساحت ها و فضاهای زندگی کنونی بشر پیاده کرد. من خودم بشدت منتقد این دیدگاه عصر حیرت آقای نصیری هستم و شاید نوعی دیگر از قبض و بسط شریعت آقای سروش باشد البته با این تفاوت که آقای سروش ذات دین را دارای این محدودیت می‌داند ولی آقای نصیری، عصر غیبت و عصر مدرنیته را باعث ایجاد محدودیتهایی می‌دانند. خواستم از حضرتعالی بعنوان استاد خود و شخصی که دغدغه مند در عرصه تمدن نوین اسلامی-انقلابی هستید و در تبیین اندیشه حضرت آقا (حفظه الله) در راستای تمدن نوین اسلامی هستید این مطلب را بپرسم و درخواست کنم لطفا نظرتان را در این باب و این مباحث عصر حیرت آقای نصیری، بفرمایید. با تشکر و عرض ارادت فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم رفته در جریان نگاه آقای نصیری هستم. مصاحبه‌ی ایشان و آقای علیزاده را هم دیدم. نگاه ایشان، نگاه یک شخص نیست، نگاه آنهایی است که در رابطه با شریعت الهی معتقد به تدبّر در متون دینی و تفکر نسبت به آن‌ها نیستند. بیشتر عقل خود را تعطیل می‌کنند و به سوی دین می‌روند. و مخالفت ایشان با فلسفه و عرفان از این جنس است و حتماً چنین نتایجی را به همراه دارد خیلی شبیه توصیه‌ای است که می‌گوید: «چراغ خرد خاموش کن». و عملاً نوعی بریدگی در مقابل تمدن غربی برای ایشان پیش آمده است، ولی با ادبیاتی که در آن ادبیات، حرف‌های خوبی زده می‌شود که مثلاً ما نباید با مخالفان تندی می‌کردیم و یا تندی بکنیم. ولی این سخنان، با زیربنایی که امثال مقام معظم رهبری می‌گویند، فرق دارد. زیرا رهبری برای سعه‌ی انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی چنین راه‌کاری دارند که لازم است. موفق باشید  

26535

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب: چرا در حدیث عنوان بصری، امام صادق (ع) خطاب به او می فرمایند از فتوا دادن حذر کن و بپرهیز همانگونکه از مواجهه با شیر درنده می پرهیزی و احتیاط پیشه کن. به چه علت از فتوا دادن، امام او را منع می کند؟ آیا این یک روش کلی در سیر و سلوک است حتی برای مرجع تقلید صاحب فتوا یا اینکه ویژه شخص عنوان بصری است و امام مطابق ظرفیت او چنین می فرمایند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که جناب «عنوان بصری» در فضای اهل سنت تفکر می‌کند و در آن فضا، استحسان و به یک معنا قیاس، جایز است که از جزء می‌توانند به جزء دیگر برسند. و حضرت او را از این گونه ورود به احکام الهی بر حذر می‌دارند. موفق باشید

26162
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز واقعا این حوادث اخیر گیجمان کرده است. آیا دشمن ما آنقدر زرنگ و دقیق است که بتواند چنین حوادثی مثل سقوط هؤاپیما را برنامه ریزی کند یا خودمان اشتباهاتی می کنیم و دشمن سریع روی آن ها سوار می‌شود؟ اگر اشتباه خودمان است نسبتش با اراده الهی چیست؟ چرا در پی آن پیروزی شیرین حضور ملت و شکست هژمونی غرب چنین باید شود؟ یعنی خداوند متعال از طریق این حوادث چه پیامی می خواهد به ما برساند؟ آیا فقط امتحان است؟ یا عدم اعتماد به قدرت خود؟ یا... ممنون از راهگشای های همیشگی تان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال‌های شماره‌ی ۲۶۱۵۳ و ۲۶۱۵۵ شد. به نظر می‌آید باید مردم ما با هیمن تجربه‌ها آماده‌ی حضور در تاریخی بس بزرگ‌تر شوند. تاریخی که مسلّم آمریکا از ابرقدرتیِ خود افول کرده و انقلاب اسلامی در این جهان، حرف برای نجات بشر دارد. موفق باشید

24069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: استاد شکر خدا بنده در ضمینه فعالیت اقتصادی به مرحله رسیدم که سرمایه ای جمع کنم و اشتغال زایی انجام بدهم و از دبستان تا الان با کار آشنا بودم. الان به توصیه ی یکی از دوستان دعوت شدم که طلبه شوم. با توضیحات دوستم احساس می کنم که دیگر این مسیر بهترین مسیر نیست و باید زندگی را رها و به سمت طلبه خدا شدن روم. با توجه به اینکه از نظر تحصیلات زیاد موفق نبودم و زیاد آشنا با این فضا نیستم و راه سختی را جلوی خودم می بینم نظر حضرتعالی برام مهم است به نظر شما کدام راه بهتر است جهت رضا و خشنودی خدا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر استعدا کار علمی در شما چندان پر قوت نیست، ولی در کار اقتصادی می‌توانید فعّال باشید؛ همان کار اقتصادی را ادامه دهید. موفق باشید

23612
متن پرسش
سلام و عرض ادب: منظورم از سوالی که پرسیدم به درستی منتقل نشد، گویا. علم حصولی (که برای من فعلا فیزیک و شیمی و... است) بدرد نمی خورد مگر با حضور واردش شویم و بتوانیم توجیهی (البته کلمه توجیه آن اصالت و عظمت مورد نیاز را شاید نداسته باشد) ایمانی برایش تعریف کنیم، اینکه بگوییم نیتمان را درست کنیم یا نمی دانم مثلا بگوییم هدفمان کمک به جامعه و...(از این دست کمرنگی ها و بی رمقی ها.) است بدرد نخواهد خورد، بلکه باید با احساس دردمندی و حضوری تاریخی به سراغ این علوم حصولی برویم. سوال من از اینجا آغاز می شود که: بنده حقیر که الان در مقطع دهم (دبیرستان دوره دوم) هستم. چه نوع رجوعی به علوم حصولی برای من اصالت و رنگ و بوی لازم را خواهد داشت؟ به طریقی یعنی چگونه این علوم غربی حضور به همراه خواهد داشت؟ آیا اصلا وجوبی به مطالعه این علوم هست؟ یا فقط جبر پوچ و تهی از معنای جامعه است که مرا به دنبال این علوم برده؟اصلا چه می شود که مطالعه علوم حصولی در این تاریخ اصالت پیدا می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که با روحیه‌ی طلبِ عمق مطالبی که در تاریخ ما ظاهر شده، با این علوم برخورد کنید – مثل شهید آوینی و روحیه‌ی معماری و راه و ساختمان که رشته‌ی دانشگاهی او بود - تا وقتی در ساحاتِ مختلف در نظام اجتماعی حاضر می‌شوید از آن عمقی که دارید، حضورِ جدّی‌تری را دنبال کنید. موفق باشید

22872
متن پرسش
مرتبط و در ادامه سوال ۲۲۸۶۲ جناب استاد با عرض سلام و احترام و تشکر فراوان از پاسخ حضرتعالی؛ ببخشید که من درست متوجه نشدم: آیا در اینکه روح فرزند رحم من را انتخاب کند بنده نقش و اختیاری داشته و دارم (تقصیری از بنده سرزده که این اتفاق نیفتاده)؟ چه باید بکنم آیا دعا نمی تواند تقدیر را عوض کند؟ آنچه من فهمیدم: یعنی می فرمائید تقدیر بنده در بچه دار شدن نیست؟ به نظر حضرتعالی این اقدامات درمانی که عرض شد اصرار بیش از حد به حساب می آید؟ شرمنده ام از سوالات متعدد، پریشانی مرا ببخشید. با وجود آرزومندی، توفیق پیاده روی اربعین ندارم و از محضرتان بسیار ملتمس دعا هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما و شما نمی‌دانیم آیا این رحم برای آن‌که روحی آن را انتخاب کند، هست یا نه؟ عمده آن است که در حدّ معمول به وسیله‌ی دعا و درمان، خود را آماده کنید تا اگر تقدیر بود که روحی مناسب این رحم که بخواهد مادرش شما باشید، آن را انتخاب کرد، هوالمطلوب. و اگر تقدیر چنین نبود، هوالمطلوب. به چه کار می‌آید فرزندی که خودش رحم مادرش را انتخاب نکرده است و ما بخواهیم او را با زور در رحمی جای دهیم! موفق باشید

21440
متن پرسش
سلام و خدا قوت: بعد از خواندن کتاب معرفت نفس و حشر شما می توانم کتاب مفاتیح الغیب ملاصدرا را بخوانم یا حتما باید بعد از اسفار کتاب مفاتیح الغیب را خواند؟ در مورد کتاب اسرار الایات هم همین سوال را دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مانعی ندارد ولی اگر بخواهید مباحث «حکمت متعالیه» با جدیت دنبال کنید، خوب است از دروس استاد دکتر امامی‌جمعه در شرح کتاب «الاشارات و التنبهات» و یا شرح کتاب «عرشیه» استفاده نمایید که در مرکز «سُها» تدریس فرموده‌اند. موفق باشید

19953

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگر حرکت رو مرتبه‌ای از وجود میدونیم، پس باید براش شدت و ضعف قائل بشیم، اگر اینطوره، شدت و ضعف حرکت در چیه؟ یعنی وقتی میگیم حرکت شدید شده، شدت اینجا به چه معنیه؟ میتونیم تشدید شتاب رو در نظر بگیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روشن است که عالَم ماده یکی از مراتب وجود است که عین حرکت است، دیگر عین حرکت که شدت و ضعف برنمی‌دارد! مگر بحث مراتب وجود در «برهان صدیقین» کار نشده است؟! موفق باشید

19694
متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از زحمات شما. شما فرمودید که (بدین مضمون) کسانی که کافرانی که کارهای خیر انجام می دهند و به فقرا و نیازمندان کمک می کنند، اینگونه اعملشان در راستای ارضای نفس اماره است و هیچگونه پاداش اخروی به آن تعلق نمی گیرد و به عبارتی، هیچگونه صورت برزخیه در آن دنیا نخواهد داشت زیرا در اعتقادشان معادی را باور نداشتند؛ این سخن شما با یک روایتی که در مفاتیح الحیات است، ظاهرا جور در نمی آید: قال رسول الله صلی الله علیه واله: یا علی من ترک الخمر لغیر الله سقاه الله من الرحیق المختوم فقال علی علیه السلام: نعم والله من ترکها صیانة لنفسه یشکره الله علی ذلک مفاتیح الحیات ص94 در این روایت، ترک شراب که با انگیزه ی غیر الهی ترک شده، صورت برزخیه اش خوردن از شراب بهشتی است. یا آن داستانی که بزرگان نقل می کنند که فلان کافر را در جهنم دیدند که خانه ای در وسط جهنم دارد که مانع از سوختن او می شود، پرسیدند جریان چیست؟ گفته شد که این کافری است که در دنیا همسایه ای مومن نیازمند داشته که به آن مومن کمک می کرده. یا در مسئله ی شفاعت اهل بیت علیهم السلام زیاد شنیده ایم که امیرالمؤمنین به آن شخص شیعه فرمود که آن ناصبی، حقی بر گردن ما دارد؛ مومن پرسید چه حقی؟ مولا فرمود: یکبار دلش برای حسینم سوخته است. یک روحانی در تلویزیون می گفت عمل خوب دو دسته است: عمل صالح که برای رضای خداست، عمل حسن که برای رضای خدا هم نیست، آن روحانی می گفت به حکم «ان الله لایضیع اجر المحسنین»، خداوند به آن کسی که عمل حسن انجام داده، پاداش می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همه‌ی آموزه‌های دینی را ذیل اصل توحید و دوری از شرک معنا کرد و در هر حال باید یک نوع رجوع به خداوند در دنیا باشد تا در قیامت که صورت رجوع «انّا للّه و إنّا الیه راجعون» ظهور می‌کند، افراد به سوی خدا سیر نمایند که همان بهشت است و محل اسماء الهی، وگرنه در مقام دوری از خدا قرار می‌گیرند حتی اگر در میان جهنم باشند. از آن روایت اول به جمله‌ی «صیانة لنفسه» اگر نظر کنیم نحوه‌ی همراهی با فطرت را که مبنایِ توحیدی دارد، می‌یابیم و یا محسنین را باید کسانی دانست که در فضای توحیدی عمل می‌کنند. موفق باشید

18760
متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام: بنده دانشجوی کارشناسی ارشد یک رشته مهندسی در دانشگاه امیرکبیر هستم. مدتی بود و هست که نحوه برخورد با سخنان حضرت آقا برایم سوال شده که آیا واقعا ایشان نائب امام زمان (عج) است؟ اگر هست پس تقریبا حکم مسلم ابن عقیل را باید برای ما داشته باشد و وای بر ما اگر چنین باشد و.... که خداوند مثل همیشه بنده را هدایت فرموده و توفیق خواندن جزوه «گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت» استاد را نصیب من کردند اما سوالاتی در ذهن بنده پیش آمد که هم برای بنده دانستنش ضروری ایست هم شاید به بهبود متن حاضر در آینده کمک کند ان شاالله، آن نکات و سوالات از این قرارند: 1. چرا امام خمینی (ره) یک انسان قدسی است؟ (این مهمترین سوالی است که باید قبل از خواندن چنین متنی پرسیده شود و خیلی خوب و قوی از آن دفاع شود تا بتوان ادامه بحث را پیگیری و تامل نمود....) 2. چرا نائب امام زمان (عج) است؟ 3. این انسان قدسی چطور مامور به این امر شده؟ آیا روایتی از معصوم راجع به چنین موضوعی داریم که انسان قدسی غیر از امام زمان هر عصر وجود دارد که به انسان ها نظر ولایت داشته و روح و جان آنها را متاثر کند یا فقط به اشعار چند شاعر باید بسنده کرد؟! 4. شما می فرمایید که انسان با جنبه روحانی خود متوجه چنین فردی (انسان قدسی) می شود حال اگر فردی به هر دلیل متذکر چنین وصفی نشد، آیا نمی توان از راه دیگر این موضوع را به او فهماند؟ بسیار بسیار متشکر. بنده منتظر لطف پاسخگویی به این سوالات از طرف شما هستم. یا علی (ع)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبانی عرایض بنده به‌خصوص در رابطه با اشراقی که به قلب امام به صورتِ انقلاب اسلامی ظهور کرد، در دو کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و «امام خمینی و سلوک در تقدیر تاریخی زمانه» باید دنبال شود. آن‌چه مهم است توجه به آن نوع معارفی است که قرآن در نسبتی که بین خدا و رسولان است و بین خدا و امت رسولان می‌باشد، متذکر می‌شود که وَحی را نه‌تنها بر رسولان بلکه بر امت آن‌ها مثل حواریون به میان می‌آورد. این آن معرفتی است که در دنیای جدید مورد غفلتِ جدّی قرار گرفته و باید بازخوانی شود. در شرح مقدمه‌ی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تا حدّی سعی شد این بازخوانی صورت گیرد و معنای «گویا ولیّ شناسان رفتند از این ولایت» روشن شود که حقیقتاً ولیِّ الهی در این تاریخ کیست.

نکته‌ی دوم موضوعِ روایتی بود که از امام رضا«علیه‌السلام» در جزوه‌ی مذکور مطرح شد که مي‌فرمايند: «إِنَّ‌ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده‌اي از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سينه‌ي او را گشاده مي‌گرداند. تا در مديريت خود کوچک‌ترين لغزشي نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مي‌شود که در جواب‌گويي به هيچ نيازي در نمي‌ماند و غير از صواب از او نخواهي يافت و به‌خوبي مصلحت مردم را در نظر مي‌گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأييد الهي است.

از همه مهم‌تر مگر به ما نفرموده‌اند که: «اعرف الحقّ تعرف اهله» حق را بشناسید و مطابق آن اهل آن را بشناسید. حال از خود بپرسید مثلاً اگر در این کنفرانس بین‌المللی دفاع از حقوق فلسطین که اخیراً تشکیل شد، وجودِ مقدس حضرت حجت«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» تشریف داشتند و می‌خواستند یک راه‌کارِ جامع برای جهان اسلام بدهند، جز همین سخنانی را می‌فرمودند که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» مطرح کردند؟ آیا تصور بالاتری نسبت به آن‌چه گفته شد، می‌توان داشت؟

قبول دارم باید بر روی موضوع ولیّ شناسی مطابق این تاریخ کاری جدّی صورت بگیرد و در همین رابطه به رفقا عرض شد بر روی جزوه کار شود تا إن‌شاءاللّه اجمال آن به تفصیل در آید و مطالب آن که معارف گمشده‌ی ما است، به تاریخ ما برگردد و بحمداللّه شنیدم کار را شروع کرده‌اند تا پس از چند جلسه‌ای که کار می‌کنند و سؤالات تنظیم می‌شود، بنده در خدمت‌شان باشم. موفق باشید 


[1] - تحف العقول، ص443

18265
متن پرسش
سلام استاد: در قرآن یک بحثی هست درباره السابقون و اینکه سبقت بگیرید، این سبقت گرفتن از خود نازل و رسیدن به خود عالی است یا سبقت از مومنان؟ در صورت دوم یک نوع قیاس به وجود نمیاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «سابقون» یعنی کسانی که در مقابل کارهای خوب در انجام بالاترین آن‌ها سبقت می‌گیرند. موفق باشید

16549
متن پرسش
استاد بزرگوار دلیل اینکه به سوال 16472 و 16520 که بنده فرستاده بودم جواب ندادید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال در آدرس الکترونیکی جنابعالی است. سؤالات مذکور جواب داده شده است. موفق باشید

15676
متن پرسش
بر فرض انجام توبه نصوح و قبولی آن از سوی خداوند، آیا اثرات ظلمانی گناه بر نفس باقی می ماند؟ چگونه می توان این اثرات را از بین برد؟ خیلی از بزرگان می گویند این نفس هیچگاه مانند اول نمی شود و مثال کاغذ و مداد و پاک کن را می زنند که شاید صفحه نفس را با پاک کن توبه پاک کردید ولی اثر مداد گناه باقی خواهد ماند. آیا این مثال درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه‏»؛ اگر کسی از گناهی توبه کرد، مثل آن است که آن گناه را نکرده است. پس نباید به این حرف‌ها توجه کرد. موفق باشید

15442
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم فاضل همانطورکه مستحضرید رشد اخلاقی و علمی در برزخ برای برخی امکان پذیراست. لطفا تفاوت این رشد با رشد اخلاقی و علمی در دنیا را بیان کنید؟ این رشد برای چه کسانی امکان پذیراست؟ سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ مثل دنیا، اراده‌ای جهت رشد و تعالی نیست، بلکه رفع حجاب است و روبه‌روشدن با ذات اراده‌ها و اعمالی که در دنیا داشته‌ایم. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم فاضل، منظور حضرتعالی از ذات اراده ها در پاسخ فوق چیست؟ اراده انسان یا اراده خدا؟ جواب فوق متعلق به حضرتعالی است. سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل اراده‌ی انسان‌ها در برزخ و قیامت، هم‌چون سفره‌ی گسترده‌ای می‌شود که انسان‌ها می‌توانند از آن بهره گیرند. و رشد در برزخ و قیامت به معنایِ تفصیل آن اراده‌ها است، نه ایجاد اراده‌ای جدید. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم عالیقدر آیا منظور حضرتعالی از جواب فوق این است که در برزخ انسان اراده و اختیاری ندارد و فقط اراده خدا حاکم است. ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد به اراده خدا است نه انسان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته می‌شود پس از سکرات، انسان اراده‌ای که بخواهد در مقابل دو وظیفه، یکی را انتخاب کند و انجام دهد را؛ ندارد به همان معنایی است که قرآن در توصیف قیامت می‌فرماید: «والامر یؤمئذ للّه». موفق باشید

12717
متن پرسش
سلام استاد: عید فطر بر شما مبارک. من زیاد دچار شبهه و سوالات بیهوده می شوم که حس می کنم فقط عمر مرا تلف می کند و مطمئنم نوعی حیله از طرف شیطان ملعون برای بازداشتن من و امثال من و همه کسانی که دوست دارند عالم دینی داشته باشند است، لطفا مرا از راهنمایی حکیمانه خود بی نصیب نفرمایید و به بنده بگویید چه کار کنم که از این حیله و دام خلاص شوم و مطیع محض خدا و قرآن و چهارده معصوم و اولیاءالهی بشم، لطفا راهی به بنده نشان دهید که از شبهه و سوال زیاد خلاص شوم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز در جواب سؤالات کاربران عرض شد، باید تلاش کنید تا در یک دستگاه فکری قرار گیرید و بتوانید بسیاری از شبهات خود را جواب دهید. بنده مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین را پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید

12700
متن پرسش
عرض سلام و خسته نباشید: از حضورتان سوال داشتم که از نظر شما تعامل مطلوب حکومت اسلامی با جامعه ی بین المللی چگونه باید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین تشنج‌زدایی و داشتن رابطه‌ی فرهنگی و نظر به تعامل بین فرهنگ‌ها باید مواظب بود وَجهِ استکباری جاری در فرهنگ غربی وجه انقلابی ما را بی‌رنگ نکند. در این مورد نظرات جناب آقای دکتر اصغر مصلح در رابطه با «فلسفه‌ی میان‌فرهنگی» قابل استفاده است. موفق باشید

28235
متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد: با تشکر از اینکه مناظره را با اینکه بسیار سرتان شلوغ است گوش دادید. و شکر خدا این مناظره بابی شد که بعضی ها مبحث معاد را جدی بگیرند به دنبال ظن و گمان نروند، بلکه بروند به دنبال استدلال و تفکر محکم و مشاهدات معصوم (ع) لذا بحمدلله رفتار آقایون رفیعی و سرلک ، بعنوان پدری مهربان که متذکر اشتباهات فرزندش می‌شود ، بسیار راهگشا بود ، بنظرم هم برای آقای آقامیری و هم برای مخاطبین که خود آقای آقا میری طی کلیپی بعد از مناظره ، گفتند : آقای دکتر رفیعی با من مثل پدر رفتار کرد و گرنه اگر می‌خواستند به راحتی زبان مرا می‌بستند! کلیپش برایتان ارسال گردید. خدا به توفیقاتشان بیفزاید. آقای سرلک و آقای رفیعی را و خداوند باب تفکری برای آقای آقامیری باز کند ان شاءالله که خوشحال می‌شویم ایشان هم با تفکر مرحوم علامه طباطبایی مانوس گردند ، که آنطور که معلوم است ارادت هم دارند به علامه. و ای کاش این چنین گفتگو هایی بیشتر می‌بود. بنده باورم نمی‌شد ، به خود بنده ۷ نفر پیام دادند : تازه فهمیدیم که چرا می‌گفتید مبنا ندارد این حرفها، با این که بنده برای برخی ساعتها توضیح داده بودم ، ولی اثر این جلسه بیشتر بود! ای کاش به حرف مقام معظم رهبری گوش می‌دادیم برای کرسی های آزاداندیشی ، که یکی از آثارش این است که دیگر کسی نمی‌تواند حرف بی مبنا بزند. سوالی هم داشتم : آیا بنظر شما رفتار عده ای که بجای نقد فضا را می‌برند به سمت فحش و لعن و نفرین آقای آقامیری ، بهتر است چگونه مواجهه ای داشته باشند با حرف غلط و احیانا حرف درست ایشان؟ اساسا رفتار اسلامی با چنین اشخاصی چگونه باشد؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه انقلاب اسلامی در شرایطی است که می‌تواند از طریق گفتگو افق‌هایی را در مقابل مخاطب خود بگشاید که اگر طرف مقابل معاند نباشد نمی‌تواند آن تذکرات و اشارات را نادیده بگیرد. به همین جهت در جزوه‌ی «ما و آینده‌ی انقلاب اسلامی» مؤکداً عرض شد ما در شرایط گفتگو قرار داریم نه در شرایط تحکم و محکوم‌کردن. و ملاحظه فرمودید که جناب آقای آقامیری هم متذکر این امر شدند و انصاف را نیز نسبت به آقای دکتر رفیعی رعایت کردند. موفق باشید

26031
متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیزم: بنده قبلا در مورد نشانه های ظهور کم و بیش مطالعه می کردم و در کل به مسائل مهدویت علاقه زیادی داشتم. در واقع دلیل اصلیش این بود که من از طریق اعتقاد به ظهور حضرت صاحب الامر (عج) به دین اسلام و آرمان های انقلاب باور قلبی پیدا کردم. اما وقتی با کتاب های شما آشنا شدم، فهمیدم دین داری و توحید واقعی بسیار عمیق تر از آن چیزی است که من تصورش را می کردم. وقتی نوشته ها و کتاب های شما را در باب مهدویت مطالعه کردم در مورد مهدویت هم نگاهم به طور کل تغییر کرد. چند وقت پیش هم استاد رائفی پور صوتی را از مرحوم آیت الله خزعلی پخش کردند که ایشان ۲ یا ۳ سال قبل از انقلاب در تفسیر آیه ی ۱۰۵ و ۱۰۶سوره انبیاء مطالبی را فرمودند که ما را به نزدیکی ظهور امیدوارتر کردند، می خواستم بدانم با توجه به نگاه عمیق و ریشه ای که شما به همه مسائل دارید نظرتان را در مورد این مطالب بفرمائید. بیانات آیت الله خزعلی؛ کسانی که خودشون رو عبد، حق جو، هموار، نیکخواه، ضد باطل ساخته اند، اینها به دستشان خواهد آمد و نبض زمان برای اینها خواهد زد. چون دنیا، دنیای روبه کمال است اما با تدریج، چون چنین است دنیا باید آماده شود برای اینکه به بدست صالحین سپرده شود. این آمادگی دو گونه است؛ آمادگی مادی و آمادگی معنوی. در مورد آمادگی مادی، باید جهان بشود یک خانه، یعنی از این گوشه ی اتاق صدا آمد آن گوشه ی اتاق بشنود و برعکس. باید یک سلسه اعصابی کره ی زمین را به هم ربط دهد که صداها، رنگها، چهره ها، و فریاد ها را همه بفهمند. این جنبه های مادی است که بشود به دست صالحین اداره شود. نه اینکه در سبزوار اند از ورامین بی خبر، در ورامین از دزفول بی خبر. تمام باید به آن واحد خبردار شوند. لذا در روایات به این اشاره شده که مردم نشسته اند هم همدیگر را می بینند و هم صدای همدیگر را می شنوند. باید طوری شود که مردم این قدر ظلم و جفا دیده اند که دیگر اعتمادهایشان از همه بریده است و داد می زنند آیا یک منجی پیدا می شود به داد ما برسد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مسلّم در مراحل مختلف تاریخ، نور ظهور حضرت را داشته‌ایم و بعضاً نزدیک‌بودنِ ظهور را با نظر به این نوع ظهورات، متذکر شده‌اند. ولی ظهور تامّ، با شخص خود حضرت اتفاق می‌افتد. ۲. نحوه‌ی دیدنی که در آخرالزمان برای یاران حضرت اتفاق می‌افتد، فوق این دیدن‌هایی است که در آن کافر و مؤمن مساوی‌اند. موفق باشید

23903
متن پرسش
سلام استاد گرامی، عمری است با مباحث شما انس دارم و بارها سعی کرده ام در مسیر اخلاق و سیر و سلوک قرار گیرم، بحمدلله چند سالی است توفیق نماز شب پیدا کرده ام لیکن دو مشکل جدی دارم. اول اینکه: هیچ حظی از نماز شب نمی برم و الان بصورت عادت برایم درآمده است چون در هنگام انجام این عبادت اصلا حال تمرکز ندارم و از طرفی هیچ لذتی هم نصیبم نمی شود، گاهی شبها می خواهم نماز شب را ترک کنم و نخوانم ولی اینکار را هم نمی توانم انجام دهم چون در این فرصت شب اصلا خوابم نمی برد و فیزیولوژی بدنم عادت به بیداری حداقل نیم ساعت قبل از اذان صبح را دارد و به این صورت نماز شب می خوانم. دوم اینکه: با وجود گذشت ایام جوانی ام و قرار گرفتن در ایام میانسالی (حدود 45 سال) متاسفانه مدتی است در گیر تمایلات نفسانی و یا بهتر بگویم مسایل شهوانی شده ام، الان به حالت پوچی رسیده ام از یک طرف نماز شب می خوانم و بقول معروف در متدینین سری در سرها در جامعه دارم و از طرفی امیالی که مناسب سنین جوانی است به من حمله کرده است، این تناقضات را چگونه برطرف کنم؟ گیر افتاده ام؟ به خودم نهیب می زنم که عمرت و عباداتت بر باد رفته است، تقریبا همه کتابهای شما را خوانده و سخنرانی هایتان را گوش داده ام، جهت یاد گرفتن چیزی تقریبا کم ندارم، ولی مانده ام، اولا دعایم کنید بصورت ویژه، ثانیا با جمله ای قلب مرده ام را دوباره وعظی بفرمایید. ثالثا نماز شب بی لذتم را چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نماز شب را با این نیت ادامه دهید که به صورت تکوینی، نوعی هماهنگی با روح حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» برایتان به‌وجود می‌آید، هرچند ممکن است در این دنیا و در ساحتی که هستید آن را احساس نکنید، ولی با همان نیّتِ هماهنگی با رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» آن را انجام دهید. ۲. این‌که گفته‌اند همسر انسان موجب عفت انسان می‌گردد، جهت همین موضوع میل جنسی است که در این موارد سراغ انسان می‌آید و پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند هر آن‌چه در بقیه‌ سراغ دارید، در همسر خودت هست. موفق باشید  

23832
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی کتب شما را خوانده ام و اینجا سوالاتی پرسیده ام از محضرتان، اولا طلب حلالیت می کنم اگر چیزی بین ما هست، و مطلب دوم مطلبی از استاد حکیمی نقل شده که می خواهم نظرتان را بدانم: «ملاصدرا هم از کتاب اسفار اربعه استغفار کرد» علامه محمدرضا حکیمی در گفت‌گو با سالنامه شرق: «ارزش دین به دو چیز است؛ تربیت و معرفت که جامع آن حکمت است و حکمت از طریق غیر وحی محال است. آنها که فلسفه را به حکمت برگرداندند آگاهانه یا ناخودآگاه خیانت کردند. حکمت علم استوار است و خاص قرآن. خود ملاصدرا اواخر عمر کتاب کوچکی دارد به نام «الحکمه العرشیه» که آن را پس از اسفار نوشته است. او در آن از اسفار نام برده و از این اثر فوق‌العاده و ستودنی خویش استغفار می‌کند و می‌گوید: خدایا در کتاب مطالبی است که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند. جمله او خبریه است نه شرطیه. نمی گوید اگر در کتاب مشکلی بود من استغفار می‌کنم، می‌گوید چنین چیزی هست و استغفار می‌کنم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضرید که آقای حکیمی متعلق به جریان تفکیک هستند و این جریان، همه تلاشش‌شان آن است که طوری در جملات فیلسوفان بگردند و ثابت کنند آن‌ها مستبصر شده‌اند. یک زمانی در جملات علامه طباطبایی نشانه‌هایی را مطرح می‌کردند و حالا بحث ملاصدرا را. حضرت امام خمینی یک‌بار فرمودند از نمازهایی که خوانده‌ام، استغفار می‌کنم. آیا این بدین معنا است که عظمتِ جلال خدا را بالاتر از نمازی که خواندند می‌دانند؟ و یا به این معنا است که مستبصر شده‌اند و از این به بعد نماز نمی‌خوانند؟ جناب ملاصدرا تا آخر بر مبنای حکمت متعالیه و اصالت وجود که عین توحید است، پای‌بند می‌باشند. مگر می‌شود کسی حقایقی را که با عقل به‌دست آورده، زیر پا بگذارد؟! تأسف بنده از آن جهت است که چطور جریان تفکیک متوجه‌ی تاریخی که در آن قرار داریم نیستند و نمی‌دانند امروز اگر پشتوانه‌ی عقلی برای آموزه‌های دینی نداشته باشیم عملاً ما را متهم به انسان‌های خرافی و احساساتی و وَهم‌زده می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی