باسمه تعالی: سلام علیکم: خود خداوند فرموده است «توّاب» است. لذا دلیل ندارد که ما وقتی از سر صدق به گناهانی که شریعت الهی متذکر شده است، پشت کرده باشیم، حضرت توّاب به ما نظر نیندازد؟! گفت: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صبر بر عفاف، موجب میشود تا انسان ره صدساله را یکشبه طی کند، مشروط بر اینکه مواظب باشد حالت عفافش با نگاه به نامحرمان از بین نرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها باید مانع تهمت و دروغ شد وگرنه هرگز نباید مانع اظهار نظر و اظهار عقیده باشیم. ممیزیِ کتاب هم تنها به آن صورت قابل قبول است، وگرنه پس از مدتی جامعه از نظر اندیشه افول میکند زیرا رشد جامعه به تضارب آراء است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است که آدمهای این دوره را به جز آنهایی که عناد دارند، دوست دارید. با اینهمه فراموش نفرمایید که اگر زمانی، ظلمات زیاد شود، از آن طرف هم حضرت حق نور هدایت خود را زیاد میکند. به گفتهی مولوی:
چونکه سرکه، سرکگی افزون کند / پس شکر را واجب افزونی بود
قهرِ سرکه، لطف هم از انگبین / این دو باشد اصلِ هر سرکنگبین
در هر حال در هر دورهای خداوند بر اساس استعداد انسانها و شرایطی که دارند، آنها را امتحان میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر المیزان در رابطه با آیهی «فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لَا يَتَسَاءَلُون» (مومنون 101) نکاتی در این مورد دارند و بر این نکته میتوان تکیه کرد که حقیقت انسان غیر از بدن او و نسبت بدنی است که با والدین دارد لذا هر روحی بدنی را انتخاب میکند که مناسب روح او است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمیکند، در حدّی که نفس از قوه به فعل درآید، دیگر از آن جهت به عقب بر نمیگردد زیرا در هویت دیگری مستقر شده، حتی اگر همهی قوههایش به فعل نرسیده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل همین امروز در دنیا هم، انسانها با تصور و برداشتی که از خود و از امکانهای خود دارند، انتخاب میکنند. همیشه همینطور بوده است در عین اینکه همیشه دارای فطرت الهی و توحیدی بوده و هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: محسوسات، محسوساتاند و معقولات، معقولاتاند. چگونه میشود بگوییم محسوسی مثل رنگ قرمز معقول است؟ آری! اگر اخلاق مبتنی بر دین باشد با توجه به اینکه در این صورت پایگاه اخلاق امری قدسی خواهد بود، این اخلاق پایدار است. برعکسِ اخلاق سکولار که مبتنی بر توصیههای اجتماعی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال واسطهی فیض باید حضورش در عالم تامّ و تمام باشد و بدین لحاظ در تمام عوالم از جمله عالم ناسوت حاضر است و از این جهت واسطهی فیض در هر زمانی چه پیامبر باشد و چه امام، به عنوان واسطهی فیض در قید حیات است هرچند امامی که واسطهی فیض است هویت و شریعت خود را از پیامبر گرفته باشد، پس بالاتر از پیامبر نیست بلکه مظهر کمالات و شریعت پیامبر به صورت متعیّن است 2- بقیهی سؤالات را به صورت جداگانه در فرصتی دیگر بفرستید، إنشاءاللّه در خدمت هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان محدود به بدن آن نیست. در این موارد میتوانید به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «چگونگی فعلیتیافتن باورها» که همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تفاوت نمیکند که انسان چه چیز را بنیاد تفکّر خود نسبت به «وجود» قرار دهد. بالاخره باید بپذیرد وجودی هست که عین وجود نسبت به این وجود مبنا و بنیاد است در حالی که سوفسطایی حاضر نیست بر هیچ وجودی تأکید کند؛ همه را خواب و خیال میداند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما در شرايط تاريخى سخت آن زمان انتظار نداريم مورخينِ اهل سنت آنچه را كه نسبت به فاطمه عليهاالسلام واقع شده بالصراحه بنويسند، ولى به همان اندازه ناقص هم كه اشاره كرده اند خواننده را متوجه اصل قضيه مى نمايد. به عنوان مثال: ابن ابى الحديد در ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 شرح نهج البلاغه پس از ذكر سند مى گويد: ابابكر به دنبال على فرستاد و از او بيعت خواست و على بيعت نكرد، و با عمر شعله اى از آتش بود، فاطمه عمر را در درب خانه خود ديد و گفت: «يَابْنَالْخَطّاب! اتُراكَ مُحَرِّقاً عَلى بابى؟ قالَ نعم، و ذلك اقوى فيما جاءَ بِهِ ابُوكَ وَ جاءَ عَلِى فَبايَعَ» يعنى؛ اى پسر خطّاب! مى بينم كه مى خواهى خانه مرا آتش بزنى؟ گفت: و اين آتش زدن در آنچه پدر تو آورده است وارتر است، و على آمد و بيعت كرد. و نيز ابراهيم بن سعيد ثقفى با طرح سند روايت مى گويد: «واللهِ مَا بايِعَ عَلِى حَتّى رَآى الدُّخانَ قَدْ دَخَلَ بَيْتِه» يعنى؛ به خدا سوگند على بيعت نكرد مگر اينكه ديد دود داخل خانه شد (امام شناسى از آيت الله حسينى تهرانى ج 10 ص 395). و نيز عبدالفتّاح عبدالمقصود در ج 1 كتاب امام على عليه السلام ص 343 مى نويسد: فاطمه به سلمى گفت: «بستر مرا در وسط خانه بگستران» و در ادامه گفت: «در اين ساعت روح از بدنم مفارقت مى كند، شستشو كرده ام، ديگر كسى بازوى مرا برهنه نسازد».
2- نهتنها حضرت دختر خود را به خلیفهی دوم دادند حتی نام فرزندان خود را به نام خلفا گذاشتند تا فضا را آرام نمایند و شرایط برای حضور تاریخی علی «علیهالسلام» فراهم شود و انگیزهای برای مخالفت آنان نماند. زیرا در این تقابلها آنچه قربانی میشد اسلام بود و حضرت راضی به این امر نبودند. در این مورد خوب است به جزوهی «رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام» که بر روی سایت هست رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین حرکت که شدت و ضعف برنمیدارد، مثل عین تری و مثل عین وجود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار میگیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمیرود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. در ضمن خوب است به جواب سؤالهای شمارهی 8144 و 8224 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اینجا بستگی به قابل دارد نه فاعل. آری! حضرت حق هادی مطلق است ولی انسانها در رجوع به حق متفاوت هستند 2- خیر 3- حرف خوبی است. شواهد در روایت هم این نکته را تأیید میکند که بعضاً ائمه به بعضی از اصحاب فرمودهاند شما در بهشت با ما خواهید بود 4- این موضوع در شرح مقدمهی کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی» در جلسهی اول در حدّ ممکن تبیین شده است از آن جهت که صاحب نور توحید جاری در زمانهی خاص که نور حق به قلبش اشراق شده است، واصل است و آن عده که با نظر به آن صاحبِ نور توحید با حق مرتبطاند، تابع خواهند بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی آیت اللّه بهجت، علم تو استاد توست. عرفان نظری میتواند به عنوان علم ما، استاد ما باشد و در این رابطه، کتاب «فصوصالحکم» از محیالدین و «منازلالسائرین» از خواجه عبداللّه کمککار است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی 15269 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع سؤالات که مربوط به علم فقه است را باید از فقیه بپرسید. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حجاب مانند نماز جزء احکام است و نه جزء اصول دین که مربوط به مبانیِ عقیدتی انسانها است. موفق باشید
