باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از آن جهت که در حرکت جوهری جناب صدرالمتألهین اثبات میکند که ذات و جوهرِ عالم ماده عین حرکت است پس نمیتوان در عالم ماده به خودی خود به دنبال ثبوت بود به آن معنا که چیزی در مسیر تبدیل قوه به فعل نباشد و اساساً معنی نمیدهد که بگوییم همهچیز در عالم ماده تشکیکی است زیرا تشکیک، از مقولهی وجود است و عالم ماده یکی از مراتب آن است 2- به نظرم سیر مطالعاتی بر روی سایت بتواند نسبت به هدفی که در پیش دارید، کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرمودهاند کسب روزی حلال، جهاد در راه خداوند است و مگر در ماه مبارک رمضان هر کار خوبی چندین برابر برکت ندارد. مطمئن باشید با همین روحیهی کسب روزی حلال آن وقتی که به خانه میآیید و در خواب عمیق خود فرصت هیچگونه شبزندهداری ندارید، ملائکة اللّه آن خواب را برای شما بهترین عبادات مینویسند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن تصمیم مبنایی است که انسانها در جان خود نگاشتهاند که به زبان عرفا همان «عین ثابته» میباشد. البته در تمام این حالات، اختیارِ انسان محفوظ است و روایت مذکور میخواهد ما در عمیقترین لایهی وجودِ خود به «توحید» نظر کنیم تا کارهایمان نتیجه بدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت هر موجودی، وجودِ آن موجود است که نازلهی وجودِ مطلق است و در قیامت که نسبتها از حالت دنیایی آن خارج میشود، اساساً حقیقت یا وجود هر موجودی ظهور میکند و از این جهت انسان با حقیقت خود و با حقیقت سایر موجودات روبهرو میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به کتاب «بدایة الحکمه» از مرحوم علامه طباطبایی و یا به کتاب «از برهان تا عرفان» که بر روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است سیر مطالعاتی که مبتنی بر معرفت نفس است، را دنبال کنید. مثل سیر مطالعاتی که بر روی سایت قرار دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عجله نکنید. در شرایطی که فرصت فکرکردن دارید هفتهای دو جلسه با یادداشتِ نکات مهم و تأمل بر آن نکات کافی است 2- آری جلو بروید بعضی از مباحث در مراحل بعدی حل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. با این نظر که جهت انتخاب ما نیز به کمک حق اصلاح میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون کافران در برزخ گرفتار گناهان خود هستند، نفس آنها قدرت نفوذ ندارد مگر به اذن خاصی که از طرف حضرت حق به آنها داده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت امکانیِ هر موجودی، مربوط به خود موجود است و ذات آن موجود در مقام ممکنالوجودیاش زمینهی پذیرش ولایت اهلالبیت یا مفیدبودن برای خلق را دارد، بدون آنکه بحث تشریع در میان باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید در زیر سایهی رحمت الهی روزگار بگذرانیم تا رحمت الهی ما را بپوشاند و اگر به شجرهی ممنوعه نزدیک می شویم و رحمت الهی از ما فرو افتد خود را برهنه میبینیم و سرگردانِ جمعآوری برگهای بهشت میشویم تا به خود بگیریم. تمام دستورات الهی برای آن است که بتوانیم در زیر سایهی رحمت الهی بمانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صبر بر عفاف، موجب میشود تا انسان ره صدساله را یکشبه طی کند، مشروط بر اینکه مواظب باشد حالت عفافش با نگاه به نامحرمان از بین نرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرکجا که هستید، زندگی را گسترده احساس کنید تا در عین معلمِ ابتداییبودن، با رشد فکری و عمقبخشیدن به روح و روحانیت خود بهخصوص به کمک قرآن و روایات، در همان موقعیت معلمِ ابتداییبودن دانشآموزان و همکاران و بقیهی افراد از شما بهرههای فراوان میبرند و شخصیتتان بسط پیدا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید آقای دکتر فیاض متوجه میبودند که جهانِ ما در آینده چه جهانی است و با چه هویتی؟ مسلّم آنطور که آقای دکتر فیاض فکر میکنند ما جزیرهای خواهیم شد مثل جزیرهی وهابیت، و شیعه با دیوارهایی که از نظر فکری به گِردِ خود میکشد، بهکلّی از جهانِ امروز بیرون خواهد افتاد؛ در حالیکه ما طلوع دیگری خواهیم داشت، طلوعی که حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» در نامهی خود به آقای گورباچف از آن خبر داد و گورباچف را نیز به تأمل در اندیشههای صدرایی و ابن عربی نمود. این، وسعتِ آیندهی ما است. هرگز نباید معطل امثال آقای دکتر ابراهیم فیاض شد که تاریخِ آنها سالها است گذشته است و بالاخره چند نفری که آمادهی حضور جهانی با آموزههای تشیع را ندارند، همدیگر را پیدا میکنند ولی به گفتهی مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب».
مولوى در رابطه با اينكه عده اى همواره كار زياد مى كنند و مردم را از كار اصلى خود باز مى دارند داستان كُره اسبى را به ميان مى آورد كه در حال آب خوردن بود تا تشنگى خود را رفع كند و صاحب اسبها كه با سوت زدن مانع آب خوردن آن كره اسب میشد و نتيجه مى گيرد همواره از اين كارافزاها بوده و هستند، تو كار خود را انجام بده. مى گويد:
|
گفت مادر، تا جهان بوده است از اين |
كار افزايان، بُدند اندر زمين |
|
|
هين تو كار خويش كن اى ارجمند |
زود، كايشان ريشِ خود بَر مى كَنند |
|
|
وقتْ تنگ و مى رود آبِ فراخ |
پيش از آن كز هجر گردى شاخ شاخ |
|
|
شهره كهريزىست پر، آبِ حيات |
آب كَش، تا بَر دَمَد از تو نبات |
|
|
آبِ خضر از جوى نطق اولياء |
مى خوريم اى تشنة غافل بيا |
|
|
ما چو آن كُرّه، هم آب جو خوريم |
سوى آن وسواس طاعن ننگريم |
|
وقتى انسان متوجه شد كارافزايانِ عالَم دامهايى براى زندگى ما پهن كرده اند، راه خود را پيدا كرده ايم. و فرصت را جهت نوشيدن آب زندگانى از دست نمى دهيم و با شناختن حقّ ربّ و حق رسول و حق اهل بيت راه خود را از بقيه جدا مى نماييم و مى فهميم بقيه ى راهها قيل و قالى بيش نيست كه حضرت رضا «علیهالسلام» در آن مورد فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْقِيلَ وَ الْقَالَ وَ إِضَاعَةَ الْمَالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤَال»[1] خداوند، قيل و قال، و ضايع كردن مال، و كثرت سؤال را دشمن دارد. راه حل مشكلات ريشه در آرامشى دارد كه ماوراء حرص ها و ولع ها قرار دارد.
در ضمن جناب آقای دکتر مهدی امامجمعه در کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» مطالبِ درخوری نسبت به انتقادهایی که اینگونه افراد به مکتب صدرا دارند؛ مطرح کردهاند. موفق باشید
[1] - تحف العقول عن آل الرسول( ص)، ص 443.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بد نیست به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهلالبیت «علیهمالسلام» همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: متوجه باشید با ظهور انقلاب اسلامی در این تاریخ، تاریخِ ادامهی این حرکات و فرقهها تمام شده است و این حرکات مذبوحانه حکایت از آن دارد که خودشون هم فهمیدهاند امکانی برای ادامه در ذات آن اندیشهها نیست. ثانیاً: همینکه بر عهد انقلاب اسلامی و ذیل رهبری آن قرار دارید، خودش کم کاری نیست. همهی تلاشهای دشمن برای آن است که چنین عهد و استقراری را از ما بگیرد. جای هیچ حرص و ناراحتی نیست، جای صبر و پایداری و طمأنینه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن پس از مدتی شرایط تحقق احکام نهایی خود را فراهم کرد و دیگر دلیلی نداریم که احکام موجود، موقتی باشد بهخصوص که خود آیاتی که بعداً نسخ میشوند موقتیبودنِ خود را متذکر میگردد 2- اگر مرجع دیگری را اعلم میدانید، مگر میشود به مرجع قبلی باقی بود؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این غیر از آن است که انسان مطالب را به قلب و باور خود نرسانده باشد و همچنان سرِ زبانی مطالب حقی را به صورت عادت بگوید. معلوم است که در برزخ شخصیت او شخصیت یک انسان متدین نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قصهی فال قصهی یک اشاره است و بس. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در شرح کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» تا حدّی بحث شد. بدین معنا که همان وقتی که غضب حضرت حق هم در میان است، رحمت حق در صحنه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدن انسان، صورت روح انسان است که در این دنیا اتحادش با روح، اتحادِ انضمامی است و در آن دنیا اتحادش حقیقی است و صورتِ اعمال و اخلاق اوست. در این دستگاه شاید دیگر به آن مباحث نیاز نداشته باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه اراده کرده باشید تا به مرور نمازهای قضا را انجام دهید انشاءاللّه مسیر سیرِ به توحید به مرور برایتان گشوده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده برای چندمین بار عرض میکنم بالاخره همان عزیزانی که شما بهراحتی سخنانشان را قبول دارید مثل جناب استاد پناهیان از همین علماء و مجتهدین بهره بردهاند. سعی کنید با حضور در جلسات علماء به عمق روحی که آنها حامل آن هستند نظر کنید. موفق باشید
سلام، وقتتون بخیر استاد ۱. استاد بنده سخنرانی دکتر داوری در جلسه نقد و بررسی کتاب پایان تئولوژی آقای عبدالکریمی را گوش کردم منتهی متوجه نشدم دقیقا نقد ایشون به کتاب چی بود. بی زحمت این رو برام توضیح بفرمایید و اینکه اساسا اندیشه دکتر داوری با آقای عبدالکریمی چه تفاوت هایی دارد؟ ۲. آیا شما نامه دکتر داوری به همسر شهید آوینی که اخیرا نوشته شده درباره کتاب روایت جنگ در دل جنگ خوانده اید؟ اگر آری، می خواستم اونجاهایی که نظر خودشون و شهید آوینی رو درباره انقلاب و تفاوتشون رو بیان می کنند نظرتون رو بدونم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. دکتر داوری مثل همیشه با ظرافت خاص خود در رابطه با پایان تئولوژی بحث تئوس را که به یک معنا خدا به حساب میآید، مطرح کردند و فرمودند تئوس که پایان ندارد. و سپس آقای دکتر عبدالکریمی را حواله دادند به جواب نقدی که آقای دکتر پورحسن مطرح کرده بودند. ۲. در مورد نظر آقای دکتر داوری به آن کتاب، بنده مطلب ذیل را برای رفقا نوشتم: موفق باشید
شهید آوینی و سپر آتنا و دکتر داوری
همانطور که دکتر داوری میفرمایند آوینی انقلاب را نه جانشینشدنِ یک سیاست و حکومت به جای حکومت دیگر، بلکه انقلاب در جانها و آغاز عصری دیگر که در آن صفا و امید و آسایش مردم و ...به میان می آمد، میدانست.
حقیقتاً دکتر داوری به خوبی تشخیص داده است که نگاه شهید آوینی به انقلاب چگونه بوده است. دکتر داوری متوجه است که آوینی با سپری که زشتیها را میپوشاند، به ذات انقلاب نگریسته است و عملاً زشتیهایی که بود و خواهد بهوجود آید را به کمک آن سپر نمیبیند و نمیخواهد ببیند. زیرا او به ذات و حقیقت انقلاب مینگرد که چون نوری همچنان در ظلمات جلو میآید و روا نیست که برای دیدنِ نور و راهی که در پیش دارد، به ظلمات نظر کند و این بدان معنا نیست که نمیبیند، بلکه به جهانی مینگرد که عصر دیگری است غیر از عصر غربزدگی و فلکزدگیِ ما که هم میراث دیروز است و هم کجفهمیهای امروز.
جناب آقای دکتر داوری فریاد بر میآورند که چرا سپر آتنایِ آقای آوینی دیده نشود؟ و آوینی جواب میدهد: «من جایی بیرون از جهان توسعه خود را جستجو میکنم و امروز و فردایِ خود را به نمایش میگذارم. در آنجا که جهان توسعهیافتگی و توسعهنیافتگی هر دو بر بادند، اساسا سپری نیست، زیرا ظلماتی در صحنه نمیباشد.» تفاوت دقیقاً اینجا است که ما کجا ایستادهایم؟ بر مرکب نور سوار شده و در دل ظلمات به سوی حقیقت میشتابیم؟ و یا در زمین جهانِ فلکزدگی و غربزدگی تلاش داریم گرفتاریهای مردم فلکزدهی غربزده را فرو بنشانیم و آنها را متوجهی راز فلکزدگیِ خود در جهان توسعهیافتگی بکنیم. عجیب است که این هر دو همدیگر را میفهمند با اینکه یکی به افقی نظر دارد که حضرت روح اللهِ او بر آن افق پای میفشارد و دیگری بر مشکلات تاریخیِ مردمی دل میسوزاند که راه حلّ امروزین آن را نجات از خرد توسعهنیافتگی میداند با دلسوزیهایی که متفکرانی چون هگل برای جهان جدید داشتند. همانطور که ما نیز نه میتوانیم از دکتر داوری بگذریم و نه از حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه».
راستی! ادامهی راه کدام است؟ آیا راهی که آوینی مدّ نظر دارد همان نگاهی نیست که رهبر معظم انقلاب بر آن پای میفشرد و دکتر داوری بدون آنکه از آن افق چشم بردارد، به ما میگوید متفکرانه از اطراف خود غافل نباشید و بدانید سپر آتنا بالاخره چیزهایی را میپوشاند که آینده ما را در سپردن راه در این ظلمات بعضاً زمینگیر میکند. ولی آوینی فریاد بر می آورد که ای مقدسان نادان! و ای متحجرین! و ای لشکریان علی «علیهالسلام» در کسوت خوارج! چرا مواظب نیستید، شکست معاویه نزدیک است. ولی بخواهیم و نخواهیم نمیتوان از خوارج چشم پوشید.
با این همه، امروز روزی نیست که بتوان معطل این مقدسان نادان و یا غربزدگانی شد که نمیتوانند به جهانی بین دو جهان فکر کنند. آنها نه داوری را میفهمند و نه امام خمینی را. و آوینی هم داوری را فهمید و هم حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» را.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این موارد هر اندازه انسان خود را به امور متعالی مشغول کند از خیالاتِ واهی آزاد میگردد. در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زده شود. ۲. نمیدانم. شاید نتوانستهاند مطلب را درست بگیرند و با آن فکر کنند. ۳. ایمان به خدا فطری است و با تذکر انسانها، آنها متوجهی توحید فطری خود میشوند به همان روش قرآنی.
بقیهی سوالات طلبتان باشد. چون از جواب سؤالات کاربران محترم باز میمانم و اساساً بنا بر این است مباحثی که در کتابها هست، مورد سؤال قرار گیرد. این نوع سؤالات نیاز به کتابهای مفصلی دارد که بحمداللّه در معرض مطالعهی عزیزان هست. موفق باشید
