بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20188
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید و خدا همراهتون باشه ان شاءالله و اینجوری که شما برای ماها وقت میذارین و راهنمایی میکنین ان شاءالله خداوند قرب خاص خودشو نصیبتون کنه. استاد بنده در مورد اینکه گفته میشه عبادت به معرفت منتهی میشه خیلی ابهام داشتم، تا اینکه خیلی فکر کردم و شنیده هامو کنار هم گذاشتم و به این نتیجه رسیدم که چون همه این معارف در فطرت ما نهادینه شده ولی در اثر غفلت و گناه حجاب ظلمت گرفته و با نور عبادت حجاب از سرشت و فطرت الهی ما کنار میره و ما به این معارف و معرفت می رسیم. استاد این استدلال درسته؟ بخشید و یه موضوعات دیگه که تجربی بهشون رسیدم این بود که هر چه کمتر صحبت کنیم مراقبه و احساس حضورمون قوی تر میشه و هرچه که در نماز حضور قلب بیشتری داشته باشیم رقت قلب و اشک چشم بیشتری داریم و بعد از گناه، شوق مناجات کمتری خواهیم داشت، استاد این استدلالات درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! 2- آری! ولی سعی باید کرد در عین کثرت، به وحدت رسید تا حالت گوشه‌گیری پیدا نشود زیرا به حکم «واعتصموا بحبل‌اللّه جمیعا» انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. موفق باشید

16507

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا جناب ملاصدرا به روح بخاری اعتقاد داشته اند؟ و اینکه آیا بدن را به مثابه ابزاری در دست روح می دانستند یا نه؟ آیا به نظر شما اینکه روح انسان صورت تکامل یافته ی بدن انسان است، با ابزاری بودن بدن برای روح منافات دارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر نمی‌کنم بر روی روح بخاری تأکید داشته باشد. می‌توانید در این مورد به صفحات اولیه‌ی کتاب «معرفتِ نفس و حشر» رجوع فرمایید 2- هیچ‌کس نگفته روح، صورت تکامل‌یافته‌ی بدن است. موفق باشید

15589
متن پرسش
سلام علیکم: پیرو سوال شماره 15567 بنده به کتاب آشتی با خدا مراجعه کردم اما جوابم را نگرفتم. استاد آیا خلق شدن ما در دنیا جبری بوده یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در آن کتاب ملاحظه فرمودید خلق‌شدن، طلبِ ذاتی هر موجودی است و خداوند جواب آن طلب را می‌دهد. به همین جهت هم اگر بخواهید وجود را از انسان‌ها بگیرید، آن‌ها فرار می‌کنند و ناراحت می‌شوند. موفق باشید

15345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد آیا مطالعه کتابهای آقای محمد رضا حکیمی برای تحکیم و تقویت مبانی اعتقادی مفید است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم رفته خوب است. موفق باشید

13679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در کتاب «منتهی الآمال» نقل شده وقتی وجود مبارک امام حسین (ع) می خواسته از مکه خارج شود ابن عباس می گوید امام بر در کعبه ایستاده بود و دست جبرییل در دست او بود و جبرییل مردم را به بیعت آن حضرت دعوت می کرد و ندا می داد که: هلموا الی بیعت الله.. ابن عباس در چه فضایی است که متوجه جبرییل می شود ولی به خوبی برخورد نمی کند و به یاری امام نمی شتابد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به شخصیتی که از ابن عباس سراغ داریم ایشان اهل این حرف‌ها و این شهودها نیست. احتمالاً بعداً بنی‌العباس برای قداست‌بخشیدن به سرسلسله‌ی خود این خبرها را ساخته‌اند. موفق باشید

9819
متن پرسش
استاد به نظر شما علت فساد اداری در سیستم اداری غربی است یا مساله دیگری است؟ راه مقابله و مبارزه با آن و فرهنگ سازی در این زمینه چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع بین نظام غربی و نفس امّاره است. برای تخقق نظام اسلامی هم باید نظام اداری به‌کلّی تغییر کند و هم انسانی مناسب اهداف الهی جهت نظام اداری تربیت شود. إن‌شاءاللّه وقتی تاریخ آن فرا رسید می‌فهمیم چگونه سازمان اداری موجود مانع تحقق اهداف انقلاب اسلامی است. موفق باشید
1206

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم؛سلام علیکم-استاد عزیز:من به غربشناسی و اتفاقاتی که در غرب می گذرد علاقه دارم.آیا مطالعه کتب غربشناسی شما (مدرنیته،تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب)احتیاج به پیشنیاز دارد؟البته درحال حاضر مشغول مباحثه جزوه خویشتن پنهان با دوستانم هستم،آیا اول این جزوه را باید تمام کرد و یا می شود همزمان با این جزوه ، مباحث غربشناسی را نیز مطالعه نمود؟با آرزوی قبولی طاعات و عبادات؛التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم می‌توانید استفاده کنید. موفق باشید
29623
متن پرسش
سلام علیکم: در بین سوالات به سوال ۲۹۶۱۵ رسیدم و مطالب آن پرسش‌گر محترم که دغدغه و حرارت ویژه و قابل تحسین و ارزشمندی را داشتند دیدم. سوالی که شاید خیلی‌ها را درگیر و نظام فکری‌شان را مبهم کند. بنای من هم بر این نیست که بگویم چرا چنین نسبت‌هایی را دادید و این روند شما محکوم است و مذموم، و جزمی برخورد کنم. نه؛ سخن آن عزیز عیب و ایراد داشت، ولی آن دغدغه و شور ایشان واقعا ارزش دارد. من براساس فکر عامی خودم و تلقی که در حدّ خودم از سیره‌ی حضرت آقا دارم، سخنانی رو عرض می‌کنم و به نظرم و به گواهی قلبم، امام جامعه حکمت و صبرش فوق‌العاده بالا و عظیم است. شاید بد نیست یک‌بار همه‌ی ما داستان سفر خضر نبی «علیه‌السلام» و موسی کلیم «علیه‌السلام» را مرور کنیم. ویژه آن‌جا که در بیان حکمتِ سوراخ‌کردن بدنه‌ی قایق، حضرت خضر فرمودند من این کار را کردم چون خیر اکبری در انتظار آن‌ها بود و اگر چنین نمی‌کردم، آن حاکم جبّار، راه ارتزاق‌شان را کاملاً مسدود می‌کرد. هنر ولایت مداری و امام محوری، در بحبوحه‌ی فتنه‌ها و صحنه‌های دشوار و تنگناهاست، ویژه آن‌جا که علیرغم محکمات گفتمانی انقلاب، متشابه موضع می‌گیرد؛ و هنر اطاعت این‌جا مشخص می‌شود و غربال خالصین از آنان که همچنان سست بنیان‌اند. عبور انقلاب از تفکرات خطرناکی مانند تفکر سازندگی و اصلاحات، کم هدایت و زعامتی می‌خواهد؟ والله با آن تفکرات آقای هاشمی و آن برهه‌ی دوم خرداد که رسماً مسئولین خاک سفید گفتند باید از طریق همین دولت، ایران را به وضعیت گورباچف در دوره‌ی پایانی شوروی بیندازیم، حفظ انقلاب به شدت دشوارست. ویژه این‌که امام امت باید تا حدّ ممکن دفع افسد به فاسد کند و اتمام حجت بر آنان که با او قرابت فکری ندارند. چه کند این سیّد با آنان که مفسران قرآن‌اند و در عین حال غرب شناسانی که شعار عقلانیت و تبعیت از عقلا می‌دهند و در عین حال آنان که می‌خواهند تمام مظاهر تمدن غرب را هم‌اکنون حذف کنند و به دنبال غرب‌گریزی‌اند. این‌که امروز این‌همه نیروهای عمیق و گفتمان‌ساز انقلابی می‌بینم و انقلابی که لیبرال دموکراسی و مستکبرین را به ضعف انداخته و مردم تدریجاً از شبه مدرنیته در حال گذارند و در سطح جهان اسلام ماییم که دغدغه‌ی علم دینی و علوم انسانی توحیدی و الگوی پیشرفت اسلامی داریم و دستاوردهای محسوس مادیِ چشم‌گیر یافته‌ایم، ثمره چیست؟ جز این است که این سیّد آنچنان باید انقلاب را پیش ببرد که هم آفاتِ شبه مدرنیته‌ی ۲۰۰ ساله‌ی ایرانی را بتواند پشت سر نهد، و هم مقابل مدرنیته پرچم این نهضت، رفیع بماند و در عین حال از حجاب‌هایی گذار کند که در طی دو قرن اخیر جوامع اسلامی را زمین‌گیر کرده است؟ خطر التقاطی‌ها و غربگرایی اقلاً برای کسی که بر تاریخ معاصر مسلط باشد به شدت واضح است و بالفرض که این افراد را حذف کنیم، با تفکرشان چه خواهید کرد و با الگوسازی‌هایشان؟ مگر سیره‌ی اولیاء معصوم بر حذف تفکر غیر ناب بود و امیر مؤمنان آمدند و آن افراد دوران خلفا را کنار زدند؟ خیر! باید از این تفکر گذار کرد و تا جایی‌که چشمانم به من گواهی می‌دهند هرچه جلوتر می‌رویم مشخص می‌شود غربگرایان فاقد آینده و مأوای‌اند و حتی تحلیلگران غرب هم بر این مسئله اذعان داشتند، کما این‌که سفیر اسبق ایتالیا در عراق یادداشتِ به‌شدت جالبی در این باب دارد. گمان می‌شود گذار از تفکری که حتی در دل حوزه‌های علمیه نفوذ کرده و رسماً اقتصاد اسلامی را به سخره می‌گیرد و آن‌را با علوم طبیعی مقایسه می‌کند و شأن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را در حدّ مرشد معنوی می‌بیند، راحت است؟ آیا زعامت انقلابی که باید علوم توحیدی و جنبش نرم افزاری پیدا کند و در عین حال باید حکیمانه این دورانِ گذار راهبری شود، کم صبر و سعه‌ی صدری می‌خواهد؟ انقلاب، تجلی نظام امام و امت است و امام باید پا به پای مردم، آن‌ها را متذکر عطای الهیه‌ی این دوران کند و اگر مردم کُند حرکت کنند حتی ولیّ معصوم هم حرکتش کند می‌شود. رشد مردم است که به فرمایش امام متضمن بقای انقلاب است و تا این بعثت درونی در جان مردم نهادینه نشود هر چقدر هاشمی‌ها و خاتمی‌ها و روحانی‌ها و لاریجانی‌ها کنار زده شوند، مشکلی حل نخواهد شد. اگر گاه امام انقلاب و خضرِ نهضت اجازه می‌دهد به کشتی انقلاب و حرکت نهضت، خللی وارد شود، مطمئناً خیر اکبری را در انتظار می‌بیند و به دنبال قطع ید است و اتمام حجت بر آنان که با کوچک‌ترین حرفی نامه‌ی سرگشاده می‌نویسند و هجمه‌ها که نمی‌کنند. چنین رهبری که به این شکل به مدرنیته معرفت داشته باشد و راهِ گذار از آن در ساحت انقلاب و در عین حال نگاه تمدنی و منسجم و جهانی به اسلام و مبانی فقهی، را داشته باشد، نعمتی است که وجودش خیر و برکت برای امت هست. او در عصری زعامت انقلاب را بر عهده گرفته که شرایط به مراتب حساس‌تر از عصر حضرت امام است و او آنچنان ممتاز این عَلَم را بالا نگه داشت تا جوانانی که شهدا و امام شهدا را ندیده‌اند چنین پاک‌باخته‌ی انقلاب شوند و حتی دشمنان را به عجز وادارد. آیا نباید در این حرف نتانیاهو تدبّر کرد که بزرگ‌ترین خطر ما شخص آیت الله خامنه‌ای است و این‌که فوکویاما، ایشان را ابرحریفی برای نظام سلطه خواند. اگر علیرغم محکمات صریح امام امت، متشابهی یافتیم، کلان نگاه کنیم و خیر اکبری را در نظر بگیریم که به صحنه می‌آید چنانچه امروز امید حقیقی برای عبور از عالم تجدد در بستر انقلاب اسلامی است و شیخ عمران نزار حسین به خوبی این مسئله را دریافت و به آقا نامه نوشت و گفت شما زمینه‌ی شکستن هیمنه استکبار را در بین تمام جهان اسلام دارید و ما امیدمان به شماست. صراط مستقیم انقلاب که نه تحجر، نه غربگرایی، نه التقاط است در مسیری است که حکیمانه و به تدریج مقابل ما این رهبری عزیز می‌گشاید؛ دلیلش هم مشخص است چون انقلاب حقیقتی بس نورانی و اشراقی است که به تدریج و فرآیندی به ظهور می‌آید و باید از طریق صالحین، از اجمال به تفصیل برسد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این شما و این نظر کاربر عزیز! بنده حرفی بهتر از آن‌چه ایشان گفت ندارم. حقیقتاً اصیل‌ترین نگاه در این زمانه، درست‌شناختن و درست‌فهمیدنِ جایگاه رهبر معظم انقلاب است، حالا می‌فهمیم چرا رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»؛ هر کس بميرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلى مرده است. من نمی گویم رهبر انقلاب امام زمان اند ولی او زمانه خود را می شناسد.

پیشنهاد بنده آن است که کاربران عزیز با دقت کامل سخنان سؤال‌کننده را که از سر دلسوزی و شور معنوی و بصیرت تاریخی نوشته‌اند، مطالعه فرمایند. موفق باشید

22632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالی که خیلی ذهنم را درگیر کرده و نمیدونم چرا اندیشمندان به وفور در این موارد بحث ندارند ولی در مورد اینکه بول الاغ مکروه هست یا حلال مشتاقانه بحث کرده اند خودم را کشته ام جواب ندادن بهم و گیرم نیومده جوابش. ۱. آیا با توبه کردن از گناهان مثلا زنا آثار وضعی گناه از بین میره؟ مثلا یکی از اثراتش از بین رفتن زیبایی چهره هست. یا هر گناه دیگه. خواهشن کامل پاسخ دهید. ۲. ایا کسی که به وفور گناه کرده با عزم توبه در آینده می تواند از اولیای خدا شود تا حدی که به لقاء الله برسد و حتی از پاکان بزرگی چون امام عزیز هم مقرب تر شود؟ ۳. آیا با توبه این امکان وجود دارد که بعد از مراحلی شخص تائب خودش هم دیگر گناهان گذشته اش یادش نیاید؟ تو را خدا جواب کامل که حقایق هم باشند بدهید که برایم خیلی مهم هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در روایتی جواب همه‌ی سؤالات شما را داده‌اند. آن‌جا که می‌فرمایند: «من تاب لذنبٍ کما لا ذَنب له» یعنی اگر کسی حقیقتاً از گناهی توبه کند مثل کسی است که آن گناه را نکرده است. بنابراین نه آثار وضعی برای آن گناه مطرح است و نه از مقرب‌شدن عقب می‌افتد و نه ذهنش مشغول یاد گناهان گذشته خواهد شد. موفق باشید

21994
متن پرسش
با سلام و تشکر: لطفا در مورد رابطه توحیدی و حقیقی با اعضای خانواده که در پاسخ به سوال 21976 فرمودید نوضیحی بفرمایید؟ و اینکه لطفا توضیحی در مورد مقام «شطح» که در پاسخ سوال 21963 فرمودید بدهید. بسیار ممنون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در موقعیت سؤال و جواب نمی‌توان موضوعات را به صورت تعلیمی جواب داد. آری! شاید این جواب‌ها کمک کند که رفقای عزیز بتوانند مطالب را به صورت تعلیمی دنبال نمایند. موفق باشید

21935
متن پرسش
جناب آقای استاد طاهرزاده با سلام: احتراما با توجه به روحیات ارزشمند حضرتعالی در زمینه تمدن سازی آیا فکر نمی کنید انقلاب اسلامی یک چاقوی دولبه هست یعنی همانطور که می تواند با تمدنسازی زمینه ساز ظهور شود می تواند با پیداکردن سرنوشتی مانند غرب برای قرن ها ظهور را عقب بیاندازد. کتاب علل گرایش به مادیگری استاد مطهری به همین نکته اشاره دارد که تعالیمی که کلیسا از خدا ارائه می کرد با منطق عقلانی همخوانی نداشت. همچنین رفتار آنها با تعالیمشان یکسان نبود. به همین دلیل مردم نتوانستند تشخیص دهند که این مشکل کلیسا است بلکه کل دین و خدا را انکار کردند در واقع آنجه مردم انکار کردند خدایی بود که کلیسا برای آنها ساخته بود ولی به هر حال عاقبت غرب از دینداری به بی دینی کامل گرایید. اکنون فکر نمی کنید این خطر در کمین انقلاب اسلامی باشد؟ نشانه هایی از آن در جامعه امروز ما قابل مشاهده است. برای مثال حجاب اجباری که هیچ مستند محکمی هم برای آن نمی توان یافت آیا پافشاری به این موضوع سبب نمی شود که مردم کل دین را منکر شوند؟ و یا مشخصا ظلم کردن قوه قضائیه که راس آن یک روحانی دینی است باعث نمی شود مردم کل دین را منکر شوند؟ و یا فساد موجود در جامعه و عدم اراده جدی در برخورد با آن از سوی حکومت اسلامی؟ از آنجا که محیط کار بنده به گونه است که با قشر جامعه از نزدیک در ارتباط هستم این خطر را به شدت احساس می کنم و سوال بنده این است که مشخصا ما چه مزایایی نسبت به غرب داریم که امید داشته باشیم به سرنوشت آنها دچار نشویم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم ما برای ظهور تمدن اسلامی با تنگناهایی روبه‌رو هستیم. ولی کلیت انقلاب اسلامی که همان روحیه‌ی ضد استکباری آن از یک طرف، و نظر به توحید الهی از طرف دیگر، هست به خوبی در صحنه‌ی امروزین تاریخ جهان نقش‌آفرین است و به همین جهت دشمنان آن، بدترین انسان‌های روزگارند و این است که انسان را امیدوار می‌کند آینده‌ی ما، آینده‌ای خواهد بود که نه غرب‌زده‌ایم و نه ارتجاع‌زده. البته با واژه‌ی حجاب اجباری شما موافق نیستم. حجاب، حکم خدا است و به اعتبار آن‌که جامعه‌ی ما می‌خواهد خدایی باشد، نباید با حکم خدا مقابله نمود به‌خصوص که بی‌حجابیِ افراطی موجب ضربه‌زدن به کانون خانواده می‌گردد. موفق باشید  

21425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در خصوص نام مقدس رسول اکرم (ص) در قرآن کریم چرا هنگامی که حضرت عیسی (ع) بشارت آمدن ایشان را می دهد با نام احمد معرفی می نماید (سوره مبارکه صف آیه 6) ولی خداوند حضرت را با نام محمد خطاب قرار می دهد؟ ممنون از راهنمایی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید در کشف حضرت عیسی «علیه‌السلام» حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به نام «احمد» ظاهر شده باشند. موفق باشید

21407
متن پرسش
با سلام مجدد: در ادامه دو سوال پیشین (۲۱۳۸۱ و ۲۱۳۹۲). ۱. بنده حرف جدیدی نمی زنم استاد. در مورد شرط دانستن زبان برای اظهار نظر عالمانه در فلسفه و متون غربی بنده همان اصول علمی که شما و سایر بزرگان در مورد یادگیری علوم اسلامی می گویید فقط تکرار کردم. سوال بنده این است که اگر برای فهم صحیح و یادگیری و اظهار نظر در مورد فلسفه و فقه اسلامی شرط ابتدایی یادگیری زبان عربی و بعد شاگردی سالیان متمادی نزد اهالی فن است، چرا ما همین قاعده عقلی را در مورد فلسفه های غربی و علوم سایر ملل به کار نگریم؟ ۲. در مورد ترجمه پرسیدید. حرف بنده این است که همان طور که در هر مرحله ای و متناسب با سطح آموزشی باید به ترجمه نگاه کرد. یعنی همان طور که مثلا برای یک دانش آموز ایرانی که علاقمند به عرفان اسلامی است جنابعالی به متون ترجمه (آن هم ترجمه خوب و مورد اطمینان) از قرآن و یا کتب دیگر مراجعه می دهید و برای یک دانشجو او را امر به یادگیری عربی می کنید و در مرحله بالاتر برای یک طلبه یادگیری ادبیات گام پیش نیاز ورود به دریای مواج متون اسلامی است، در مواجهه با فلسفه و علوم غربی هم ترجمه تا جایی پاسخگو است و در مراحل بالاتر به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست (بر فرض اینکه اصلا ترجمه خوبی در دسترس باشد). مسئله را در قالب سیر تحصیلی دانشگاهی مثال می زنم خدمتتان. برای دانشجوی دوره کارشناسی فلسفه، یادگیری زبان خارجی (متناسب با متن مورد مطالعه) خوب است اما واجب نیست. می تواند متون را با استفاده از ترجمه های انتقادی معتبر (در صورت وجود داشتن) بخواند و همین قدر هم بیشتر از وی توقع نیست. اما همین دانشجو اگر خواست کارشناسی ارشد مثلا فلسفه غرب بگیرد و خواست پایان نامه اش را در مورد مثلا کانت بنویسد، منطق علمی دنیا می گوید باید بتواند در این مرحله کانت را به زبان آلمانی بخواند. و وقتی همین دانشجو خواست دکترا بگیرد اگر خواست مثلا کار تطبیقی میان نظرات کانت و هیوم داشته باشد باید علاوه بر آلمانی، انگلیسی را هم مسلط باشد. ۳. در مورد اساتیدی که الان مدعی غرب شناسی در دانشگاه های ایران هستند بنده شما را دعوت می کنم با همان معیارهایی که اساتید فلسفه اسلامی را محک می زنید ایشان را محک بزنید. یعنی اول ببینید ایشان چقدر به ابتدایی ترین پیش نیاز (یعنی دانستن زبان آن فیلسوف) مسلط هستند. دوم اینکه ایشان نزد کدام استاد درس خوانده اند. و سوم اینکه نظرات ایشان نزد صاحب نظران فن در دنیا چقدر اعتبار دارد. خلاصه حرف بنده این است که باید همان معیارهای عقلی و علمی که در یادگیری و آموزش و ترویج علوم اسلامی داریم، همان معیارها را هم در یادگیری و آموزش و اجتهاد در فلسفه ها و یا علوم غربی به کار ببریم. در غیر این صورت ما درگیر توهمات خودساخته ای می شویم که ممکن است خدای نکرده چند نسل ما را در کام جهل مرکب فرو ببرد همان طور که غرب را در کام «شرق شناسی» فرو برد و هنوز نتوانسته به طور کامل خودش را از آن نجات دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایید حرف درستی است که اگر کسی بخواهد فیلسوفی را فهم کند و تفکر او را حجت بگیرد، باید دغدغه‌ی فهمِ نظر آن فیلسوف برای او محفوظ باشد. مثل ابن رشد که می‌خواست ارسطو را بفهمد و تفکر ارسطو برایش حجت بود و لذا به فارابی و ابن‌سینا در این مورد اشکال داشت که شما تلاش نکرده‌اید ارسطو را بفهمید. در حالی‌که مسئله‌ی فارابی در آن غوغایی که اشعریان و معتزلیان به‌پا کرده بودند، ارسطو نبود. فارابی مسائلی داشت و به ارسطو رجوع کرد و متوجه شد در بعضی از مسائل خود می‌تواند با ارسطو فکر کند. حال بر فرض که ارسطو اصلاً آن‌چه فارابی از او گفته است را نگفته باشد؛ در هرحال فارابی مسائل خود را داشت و توانست چیزی از ارسطو بفهمد که با آن، به مسائل خود بیندیشد. مثل کاری که دکتر فردید نسبت به هایدگر کرد و او را متهم می‌کنند اصلاً هایدگر را نفهمیده. به قول خودش: «من به عنوان یک ایرانیِ مسلمانِ شیعه، مسائلی دارم که با هایدگر می‌توانم نسبت به آن‌ها فکر کنم، حالا می‌گویند هایدگر این‌ها را نگفته، نگفته باشد». عرض بنده در آن جواب اول به سؤال جنابعالی همین بود که ما بنا نداریم مثل محمدعلی فروغی، کانت و هگل و هایدگر بدانیم؛ ما مسائلی داریم و بر اساس آن مسائل به آن فیلسوفان رجوع می‌کنیم، اگر چیزی از زبانِ آن‌ها در مسائل خود یافتیم، می‌گیریم و إلاّ، «فلا» . موفق باشید

21232
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. 1. اینکه انسان از مقام کلی در بدن دمیده میشه به صورت جزیی و بعد شخصیت پیدا میکنه رو نمیتونم در مورد نبی و امام بپذیرم. آیا ایشان هم اینگونه اند؟ ۲. به نظرم میاد ایشان از بدو ورود به عالم هیچ حجابی ندارند و آیا این هم صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال امام و پیامبر هم به خودی خود یک شخصیت فردی دارند. منتها شخصیتی که وسعتش به صورت بالفعل همه‌ی عالم هستی است 2- همین‌طور است. موفق باشید

21056
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام خدمت استاد! و تسلیت وفات حضرت معصومه (س) می بخشید چگونه به خود باوری برسیم که متکی به خداوند باشیم نه نفس خودمون یا چیزای دیگه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با باورِ اولیه‌ی خود به اسلام و توحید دستورات دینی را عمل کنید، چون توحید یک حقیقت است، آرام‌آرام خودِ خداوند خود را هرچه بیشتر به ما نشان می‌دهد. به قول خواجه سعید ابوالخیر: «تو، آمد رفته رفته / رفت، من آهسته آهسته». موفق باشید

19719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا اکنون زدگی همان در حال زندگی کردن است؟ و رابطه اکنون زدگی با در فکر دیروز و فردا زندگی کردن چیست؟
متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: اکنون‌زدگی یک نوع غفلت است به جهت روز‌مرّه‌گی‌ها، و این غیر از در «حال» بودن و خود را از روزمرّه‌گی‌ها آزادکردن است. موفق باشید

18243
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: برای فهم بهتر این جمله امام رحمه الله علیه نیاز به کمک و لطف شما دارم. عین جمله ایشان: ایمان تنزل علم عقلانی به مرتبه قلب است و قلب آن مرتبه تجرد خیالی است که در آن مرتبه، معقول را به صورت جزئیه می یابد و این مرتبه لوح نفس است که اگر در لوح نفس چیزی منتقش گردید، یعنی نفس در مرتبه خیال با آن معقولی که در مرتبه عقلانی، تعقل کرده، اتحاد پیدا نماید، همان ایمان است. 1- آیا هر تنزل علم عقلانی به صورتی خیالی، ایمان است؟ 2- آیا دریافت های قلب الزاما امری جزئی باید باشد و قلب قادر به دریافت کلیات نیست؟ 3- آیا منظور از لوح نفس در بیان ایشان همان خیال است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به این تقسیم‌بندی که مقام عقل که حامل حقایق کلی است برتر از مقام قلب است که محل مصداق‌های حقایق کلی است، این سخن گفته شده است. آری! وقتی آن حقایق کلی نازل شود، صورتِ جزئی و مصداقی پیدا می‌کنند مثل آن‌که عقل در فهم کلی خود، متوجه است حق همیشه پیروز است. حال در مصداقِ جزئی متوجه می‌شود انقلاب اسلامی در مقابل صدام پیروز خواهد بود، و این مقامِ ایمان بر پیروزی حق بر باطل است که در صفحه‌ی نفس منقش شده است. ولی اگر عقل را عقل استدلالی بگیریم، که انسان‌ها در موضوعاتی مثل اثبات خدا و قیامت به‌کار می‌برند؛ عقل مرتبه‌ی بالاتری خواهد بود که آن موضوعات را به صورتِ ایمان در خود دارد. موفق باشید                                                                                        

17046
متن پرسش
با سلام و عرض احترام: علت اینکه انسان پس از مرگ نمی تواند عمل صالح انجام دهد چیست؟ درست است که تکلیف از انسان برداشته می شود، اما آیا انسان نمی تواند مثلا ذکر بگوید و نماز بخواند؟ کماکان که ما در این دنیا ذکر و نماز مستحبی (و غیر تکلیفی) هم داریم. اساسا اصلا مگر می شود انسان در ساحتی باشد که نتواند عمل کند؟ مگر عمل عین ذات انسان نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در قیامت اراده‌ی جدیدی که منجر به عمل جدیدی شود واقع نمی‌گردد. ولی انسان از آن به بعد میهمان سفره‌ی خودش است و از حالات معنوی که برای خود ذخیره کرده است، لاینقطع بهره‌مند می‌شود. موفق باشید    

15566

حرکت جوهریبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم و رحمته الله: ببخشید مزاحم اوقات شریف میشم. می خواستم ببدونم این برداشت من از حرکت جوهری صحیح است یا نه و گرنه اصلاح بفرمایید. طبق حرکت جوهری، جهان ماده هر لحظه جهان جدیدی است یعنی هر آنی و هر لحظه این دنیای ماده و حتی بدن من حقیر از بین میره و دوباره شکل میگره منتهی کاملتر... یعنی مدام از بین میره و دوباره به قدرت الهی سر پا میشه...از بین مبره سرپا میشه .. از بین میره سرپا مبشه درسته! ممنون میشم راهنمایی بفرماببن
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. ولی اگر کار را ادامه دهید فهمِ تبدّلِ آن به آنِ جهان، به احساسِ روحانیِ این تبدّل تبدیل خواهد شد به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «کُلَّ یومٍ هو فی شأن». بدین معنا که هر لحظه‌ای خداوند با تجلّی جدیدی عالَم را ایجاد می‌کند. موفق باشید

12500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب: استاد بزرگوار چه کار کنم که انس با قرآن داشته باشم و مخصوصا ماه مبارک که خیلی فضیلت داره و امام رحمه الله در ماه مبارک در هر سه روز یک دور ختم می کرد، ما خیلی وضعمون خرابه فقط دوست داریم بخونیم ولی در روخوانی حسش نیست و بهانه ی اینکه کار خونه زیاده، نمی رسم . از این بابت خیلی ناراحتم. یا علی. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال سعی بفرمایید روزی یک جزء از قرآن را مرور کنید. لااقل صوت آن را گوش دهید و متن قرآن را در جلوی خود قرار دهید. موفق باشید

7492
متن پرسش
باسلام . ظلمت که عدم نور است میشود عدم. حال آیا به عدم خلقت تعلق میگیرد؟ یا خداوند نور را آفریده و عدم آن میشود ظلمت؟ پس چرا در دعای شریف سمات فرموده : خَلَقْتَ بهَا الظُّلْمَةَ وَ جَعَلْتَهَا لَیْلا ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که حضرت حق اراده کرده‌ است شب و روز در عالم باشد و برای تحقق شب اراده‌ای لازم است حتی اگر آن اراده، اراده به عدم حضور خورشید در قسمتی از زمین باشد و لذا از این جهت می‌فرمایند ظلمت را خلق کردی، مثل آن‌که به شما می‌گویند شما به خانه‌ی ما نیامدید. درست است که «نیامدن» فعل نیست ولی اراده به نیامدن فعل است. موفق باشید
6391

محل جلساتبازدید:

متن پرسش
باسلام محضر استاد بزرگ میخواستم ببینم کلاس هاتون هنوز نشکیل میشه؟ و اینکه آدرسش همین هست که تو سایته ؟ و یه سوال دیگه اینکه خانم ها هم می تونن شرکت کنن یا خیر؟ و آیا جای دیگه ای هم کلاس دارید؟ ممنون میشم جواب بدین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: محل جلسات: 1 - شرح تفسیر المیزان: • شنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء (نیمه دوم سال92)- مسجد انبیا - سه راه سیمین - اصفهان ۲ - شــرح ا دعیه / مکارم الاخلاق/ : • دوشنبه ها بعدازنمازمغرب وعشا-ابتدای اتوبان ذوب آهن؛گلزار اول -مسجدخدیجه‌ی کبری«سلام‌اللّه‌علیها»
25333
متن پرسش

سلام استاد گرامی: «فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند / خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش... دلِ حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود / نازپرورد وصال است مجو آزارش» این فال حافظ بود قبل از سفر. هفته قبل از سفر پر شده بود از نشانه هایی برای نرفتن، مریضی دختر کوچکم و ... ، بعد همه چیز روبه راهه شد ولی دلم باور نکرد. قبل از رفتن مدام گریه می کردم و احساس جامونده ها رو داشتم. راهی که شدیم فکر کردم همه اش یه خیال بوده و وهم رفتیم ،۶۰۰ کیلومتر رو با دو تا بچه خردسال راه افتادیم. رسیدیم. رسیدیم به مرز، جمعیت زیاد شده بود و مرز بسته، موندیم به امیدی، گشایشی، نگاهی. گروهمون جدا شد. آن ها که توانستند رفتند. «منِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوس گریستم همه جاده را اتوبان را» همه اش گریه می کنم میگم آقا جان ما اومدیم با دو تا بچه، اومدیم تا لب مرز، اومدیم منتظر، هوا گرم شد، هوای شلچمه طاقت از بچه ها برید، نگران شدیم اونطرف مرز بیشتر اذیت بشن، ترسیدم به خاطر سلامتی شون و برگشتم. دلم آروم بود ولی همین که سوار اتوبوس شدیم شکستم. دلم بی طاقت شده، یاد سال قبل می افتم و گریه می کنم، اسم اربعین میاد آتیش می گیرم، بی تابم و پر از حسرت، چشمام هر لحظه منتظر یه اشاره است که گریه کنه من همونجا، شلمچه جا موندم. ما توی زندگیمون چند سالیه تقویمی داریم به اسم اربعین. سالمون با اربعین شروع میشه، میریم تا زنده بشیم. موندم، جا موندم، گناه زیاد بود توی این پرونده که محرومم کنه ولی مگه سال های قبل به گناهام نیگا کردین؟ بقیه سال رو چطوری باید زندگی کنم؟ ای که در کوچه ی معشوقه ی ما می گذری. برحذر باش که سر می شکند دیوارش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای رفیق دل‌سوخته! فدای آه‌ات شوم که از هزار رفتن، جلوتر است. بگذار از قصه‌ای که جناب مولوی در همین رابطه‌ها با ما در میان گذاشت، برایت بگویم که می‌گوید:

آن یکی می‏ رفت در مسجد درون ** مردم از مسجد همی ‏آمد برون‏

گفت پرسان که جماعت را چه بود ** که ز مسجد می ‏برون آیند زود

آن یکی گفتش که پیغمبر نماز ** با جماعت کرد و فارغ شد ز راز

تو کجا در می‏روی ای مرد خام ** چون که پیغمبر بداده ست السلام‏

گفت آه و دود از آن اه شد برون ** آه او می‏ داد از دل بوی خون‏

آن یکی از جمع گفت این آه را ** تو به من ده و آن نماز من ترا

گفت دادم آه و پذرفتم نماز ** او ستد آن آه را با صد نیاز

شب به خواب اندر بگفتش هاتفی ** که خریدی آب حیوان و شفا

حرمت این اختیار و این دخول ** شد نماز جمله‏ ی خلقان قبول‏

پس اصل قضیه در «طلب» و «عطش» است که جایگاه هرکس را تعیین می‌کند. حتماً شنیده‌ای که شخصی در جنگ صفین خدمت مولایمان رسید و گفت برادرم بسیار مایل است در خدمت شما در این جهاد مقدس شرکت کند، ولی در یمن زندگی می‌کند و حضرت فرمودند: اگر با ما است در یمن هم که باشد در نزد ما است و اگر با ما نیست، در این‌جا هم که باشد در یمن است. و به گفته‌ی مولوی: «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی منی در یمنی».

آه و سوزی که عزیزانِ به جا مانده از آن رفتن با خود دارند، هزار قدم جلوتر از قدم‌های عزیزانی است که در جاده قدم می‌زنند و حجاب‌هایی که از اینان به اندازه‌ی سوز و آه‌شان رفع می‌شود، یقیناً کم‌تر از رفع حجاب‌هایی که برای حاضران در آن پیاده‌روی پیش می‌آید نیست. آری! عمده «حضور» است، حضوری که بتوان خود را در تاریخی حسّ کرد که بنا است جان انسان‌ها به وسعت اراده‌ی الهی برای تحقق تاریخی دیگر خود را درک کند و «بودن»ِ خود را که در این زمانه می‌تواند بهترین «بودن» باشد، بیابد. موفق باشید

25260

بدیهی یعنیبازدید:

متن پرسش
استاد سلام علیکم: بدیهی در فلسفه به چه معناست و چه خصوصیتی دارد؟ قاعدتاً ملاک بداهت قابل فهم و درک بودن برای همه نیست، زیرا با نگاه به آرا و نظرات برخی متوجه می‌شویم برخی در درک بدیهیات مثل عالم خارج و علیت و ... عاجزند٬ ملاک بداهت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بدیهی یعنی آن چیزی که انسان همین‌که تصور کند، تصدیق می‌نماید. موفق باشید

23828
متن پرسش
سلام بر حضرت استاد: می خواستم بدونم این مسئله چه طور حل می شود؟ این که ما در زندگی سئوالاتی داریم و به هر کسی که رجوع می کنیم نیز با برداشتی که از دین دارد به آن سئوال جواب می دهد و نظرهای مختلف می رسیم از مرجع تقلید گرفته تا مجتهد، و این که الان بالفعل هم خودمون اسلام شناس نشدیم که به کسی رجوع نکنیم، پس وقتی به کسی رجوع می کنیم هر کسی با برداشتی که از اسلام دارد به سئوال ما جواب می دهد، هر سئوالی که باید باشد، پس چرا حتما باید به یک شخص رجوع کنیم و احکام و عقاید و... را از آن بگیریم ؟ ۲. حالا هر کسی یک چیزی می گوید و با توجه به مبانی که دارد، از دریچه ای که به مسئله نگاه می کند نظر می دهد در این جا ما که مجتهد نشده ایم باید چه کنیم که نمی دانیم بالاخره کدام یک درست می گویند، بهتر بگم چه چیزی داریم که مشخص کند مرز این که در این اختلاف ها و نظرها کدام یک درست است و صحیح؟ پیش فرض: می خواهم تقلید کورکورانه نداشته باشم، و این که پاسخ های متفاوت در مواجهه با مسئله ی من افراد متخصص می دهند، بالاخره باید به کدام یک از آنها عمل کنم؟ آیا طبیعی است که هر کسی باید تمام حرف ها را بشنود و بعد خودش بهترین آنها را انتخاب کند؟ بهترین کدام یک هست؟ با چه چیزی از قبل بهترین آن ها را شخص می فهمد که کدام است؟ [خیلی ممنون اگر راهنمایی دقیق کنید که از همه افراد ناامیدم]
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خودمان کارشناس آن موضوع نیستیم. جواب قسمت دوم سؤال را بهتر است در کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» در جلسه‌ی دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفه‌ی تقليد از فقيه» که بر روی سایت هست دنبال کنید. موفق باشید

نمایش چاپی