باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که بنده نظرات جناب آقای فیاض را دنبال کردم، نگاهشان نسبت به عرفان، محققانه نیست. در حالیکه حضرت امام در نامهای که به آقای گورباچف مینویسند برای حضور اسلام در جهان کنونی، عرفانِ ابنعربی و حکمت صدرایی را تأکید میکنند. گویا آقای فیاض در عین دلسوزی و سوابق خوبی که دارند؛ فعلاً در عصبانیت هستند و نمیدانند یقهی چه کسی را باید بگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم منظور این افراد درست مفهوم نمیشود زیرا درست است که بودنِ شیطان لازم است ولی این به معنای خوببودنِ شیطان نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیرهی اهلالبیت در کنار قرآن، نمونهی عملی اصلاحِ فهم ما نسبت به دین میتواند باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مطالب با شما همراه هستم، ولی نه به عنوان انکار دین و دیانت. آری! دین اسلام در حقیقتش همان دین علی «علیهالسلام» است که برای دنیا به اندازهی عطسهی بُز هم ارزش قائل نبود و نه دینی که با اشرافیت و اشرافزادگان همراهی کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این تذکر، تذکر بسیار مهمی است که ما عرفان نظری را جدای از سلوک به درس تبدیل نکنیم، در حالیکه عرفان، راهِ معرفت و اُنس با خداوند است همچنانکه اهل حکمت مشغول مفاهیم نمیشوند و به گفتهی مقام معظم رهبری ایشان غالباً کسانیاند که جنبهی معنوی در آنها وجود داشته. آری! خطر آنکه عرفان و حکمت به درسهای آموختنی تبدیل شود، هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیامبران و امامان ما، بر جنّیان نیز ولایت دارند. در این مورد میتوانید به تفسیر سورهی جنّ و کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که بر روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همهی سورههای بلند متذکر نحوهی حضور خداوند در تاریخ است که تحت عنوان «ایّام اللّه» نام میبرد تا ما را در فضای تاریخیمان به تفکر وارد کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آن آیه، خطاب حضرت حق به وجود علمی موجودات است تا وجود عینی آنها محقق شود و اینجا است که حضرت حق به موجودات «وجود» میدهد 2- در مورد تحققِ وجودی حضرت آدم، چون در بستر عالم ماده این تحقق انجام شده است میخواهد بفرماید بدون مقدمات داشتن پدر و مادری خاص، آن وجودِ علمی در بستر عالم ماده به وجودِ عینی ظهور کرد. و این جواب کسانی است که وجود حضرت عیسی«علیهالسلام» را بدون پدر منکر بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب این مجموعه سؤالات با چند کلمه عرض بنده برای هریک از آنها داده نمیشود. باید با روشی که با مطالعهی معارف الهی در پیش میگیرید إنشاءاللّه سؤالهای خود را به طور همهجانبه به جواب برسانید. پیشنهاد بنده سیر مطالعاتی روی سایت است به اضافهی مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در شرح صوتی بحث «حرکت جوهری» مطرح شده، در برزخ و قیامت دیگر حرکت به معنای تبدیل قوه به فعل نیست، بلکه در آنجا رفع حجاب هست و لذا در همین رابطه در روایات داریم: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که جملهی «آزادی جهت دسترسی به اطلاعات» مطلبی است که دنیای مدرن برای نفوذ در کشورهای جهان سوم در دهان روشنفکران انداخته. آزادی اندیشه و تفکر در آن حدّ که هرکس در عقایدش تفتیش نشود، امری است که اسلام آن را پذیرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی تحت عنوان «پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها» شده است. صوت آن را بر روی سایت میتوانید بیابید و متن آن را برایتان ارسال میدارم: موفق باشید
پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها
باسمه تعالی
«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حَبِیبَ اللَّهِ»
ما از رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» سخن میگوئیم ولی به حکم «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» سخنانمان در مورد همه پیامبران است.
۱. اصلیترین کار رسولان خدا توجه بشریت است به آغازِ آغازها، یعنی آغازِ هستیِ موجودات که همان حضرت حق است و آغاز انسان که وجه امکانی او یا عین ثابتهی او میباشد. زیرا از این طریق، تفکر اصیل به بشر عطا خواهد شد.
۲. پیامبران خدا متذکر شدند که خداوند خالق همهی عالم است یعنی «وجود» و «بودن»ِ هر موجودی را او داده است و در نتیجه خداوند، بودنِ محض و هستی مطلق میباشد و این اولین قدم در راستای تفکر است از آن جهت که تفکر مربوط به «وجود» است و آغازِ آغازها.
۳. پیامبران در مورد مخلوقات بهخصوص انسانها فرمودند خداوند با نظر به امکانِ بودن مخلوقات، آنها را خلق کرد و لذا حضرت موسی «علیهالسلام» در تفسیر جایگاهِ نبوت خویش و برادرشان دو نکته را در میان آوردند که: «قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» (طه/۵۰) یعنی اولاً: پروردگار ما خلقتِ هر موجودی را به آن موجود عطا میکند. ثانیاً: او را هدایت مینماید و در راستای هدایت خداوند است که پیامبران را میفرستد. ولی در نکتهی اول، معرفتی بس آغازین را متذکرشدند از آن جهتکه میفرمایند خلقت هرمخلوقی را خداوند بهآن مخلوق میدهد. یعنی از یک جهت خلقت آن مخلوق، مربوط بهخودش است و خداوند یعنی آن بودنِ محض، مطابقِ آن خلقت، آن موجود را «وجود» میبخشد.
۴. در راستای معرفتِ آغازین برای هر مخلوق، در قرآن داریم: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» (یس/۸۲) وقتی خداوند خواست موجودی را بهوجود آورد در خطاب به آن میگوید: «بشو» و آن موجود میپذیرد که «بشود». یعنی قبل از آنکه آن موجود، موجود شود؛ در علمِ خداوند امکانِ بودنش هست و خداوند مطابق آن امکان به آن موجود، وجود میدهد.
۵. راستی! اگر خداوند آغاز کنندهی امکانِ هر موجودی بود، آن مخلوق حق نداشت از خداوند سؤال کند که چرا آن را آنچنان خلق کرده است؟ در حالیکه: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/۱۴۹) برای خداوند حجت بالغه هست و آنچنان نیست که کسی بتواند حجتی در نفیِ حجت بالغهی الهی داشته باشد.
۶. حال با توجه به مباحث فوق، به این فکر کنید که اگر کسی نحوهی بودن خود را درست درک کند و متوجه باشد حضرت حق در راستای نحوهی بودنِ او به او «وجود» میدهد؛ مییابد که تنها از طریق وجود خود با پروردگارش میتواند مرتبط شود و معنی روایت مشهور: «الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق» میرساند که راهِ هرکس به سوی پروردگارش، همان نحوهی «بودن»ِ اوست، و مأوایِ حقیقی هرکس، بهسربردن در این نحوه بودن است.
۷. مشکل بشر از آن جا پیدا شد که به جای مأواگزیدن در نحوهی بودن خود و از آن طریق با پروردگار عالم، مرتبط شدن؛ دلْ در بودنهای دیگران انداخت و به مقایسهها گرفتار شد و از بهترین مأوا و «بود» محروم گشت. در حالیکه پیامبران خدا و بهخصوص آخرین پیامبر به ما متذکر شدند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ ۖ لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ» (مائده/۱۰۵) ای مؤمنان! متوجهی خودتان باشید که در آن صورت، انحرافِ بقیه وقتی شما در مسیر هدایت باشید، به شما ضرر نمیرساند.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد که اهل کرامت با ریاضتهای خود، نفس ناطقهی خود را قوت میبخشند ولی اهل توحید، با نفیِ خود همراه با معارف عالیه، توحید را به صحنه میآورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نگران نباشید. به طرفی که میخواهد آبروی شما را ببرد هم باج ندهید. خداوند مدافع مؤمن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «صبر» و «صبر».
همچو چَهکن چاه میکن گر کسی / زین تنِ خاکی که بر آبی رسی
قصهی سلوک دینی، همیشه همینطورها بوده است با همین بهار و خزانبودنِ روح است که لنگانلنگان جلو میرویم تا بالاخره آن شویم که باید بشویم. چرا عجله؟!! پشتکار، پشتکار. حوصله، حوصله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از سخنان نایب الإمام که میفرمایند: «ایجاد تشکیلات موازی با دولت هم راهِ اصلاح نیست... کار موازی در کنار دستگاه دولتی، کار موفقی نیست، این تجربهی قطعیِ این حقیر است در طول این سالها» اینطور میفهمم که نباید در مسیر جدا از آموزش و پرورش اقدام کرد. لذا شاید «مدرسه در مسجد» که جدایِ از آموزش و پرورش نیست ولی رویکرد دینی و انقلابی دارد خوب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده اینطور عرض کردم:
23127- باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال هرچه فکر می کنم زندگی با کسی که تا این حدّ مقیّد به دینی که شما با آن زندگی میکنید نیست، مشکل است، مگر آنکه خودتان بپذیرید و فکر کنید خواستگار بهتری به سراغتان نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شرح اسماء الحسنی» از مرحوم ملاهادی سبزواری نکات خوبی دارد که ظاهراً ترجمه شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون از جهتی خداوند حاضرتر است و قربِ مطلق از آنِ اوست، در هر رجوعی به حضرت حق میتوان رجوع داشت و او را آینهی نظر به پیامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» قرار داد. و از جهتی دیگر ممکن است شرایط طوری فراهم باشد مثل حضور در حرمهای ائمه و یا روزهای خاص، که میتوان به نور پیامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» که عالم و آدم را فرا گرفته است، نظر نمود و به آن حضرت سلام کرد. در این مورد مباحثی در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهی خوبی در معنای بیزمانیِ قیامت مطرح میفرمایید. در ضمن بد نیست به جواب سؤال شمارهی 20727 نیز رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمهی صداقت، درستدیدنِ همهی چیزها است و خداوند چنین است و لازمهی دروغ، نیاز به جلب نظر بقیه است و خداوند نیازمند به چیزی و کسی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقهِ مرسوم، انسان را نهتنها در موضوع احکام رشد میدهد، حتی در سایر موضوعات نیز میپروراند تا با دقت بیشتری موضوعاتی مثل عرفان و فلسفه و تفسیر را دنبال کند. به این جهت فقهِ مرسوم در این زمان میتواند برای امثال رهبری به جهت روحیهی تمدنسازی، نقش تاریخی ایفاء نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مخاطب ذکر شریف «لا إله إلاّ اللّه» که فرمود: «قولوا لا إله إلاّ اللّه تفلحوا» همهی بشریتاند. از آن جهت که برای خود معبودهای متکثری ساختهاند تا از شیدا و والهشدنِ آنها روی برگردانند و بنیادِ تعلق جان خود را حضرت احدیت قرار دهند. و این غیر از آن است که انسان نسبت به آشنایان خود با عواطف برخورد کند و به آنها محبت داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر انسان پای در جادهی دینداری بگذارد، نور ایمان به مرور بر قلبش میتابد و به همان اندازه به مرور، حبّ جاه از وَهم و خیالش رخت برمیبندد. لذا به ما گفتهاند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد» 2- وقتی آرامآرام معارف الهی برای انسان شکل گرفت به همان اندازه بصیرت لازم حاصل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد شما مستقیماً وارد نشوید. بلکه بد نیست در این مورد نظر منتقدان به مدرنیته را به میان بکشید. به این صورت که مثلاً کتاب «مبانی توسعه و تمدن غرب» از شهید آوینی را مطالعه فرمایید و به عنوان کنفرانس، گزارشی از آن کتاب بدهید به این معنا که منتقدین چنین و چنان میگویند و خودتان مستقیماً موضع نگیرید. از این طریق شاید قسمت دوم سؤالتان نیز حل شود. موفق باشید
