بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز و مهربان استاد عزیزم حقیر در قبل از ازدواج از جهت اعمال عبادی و حفظ عالم دینی به یاری خدای متعال بسیار موفق بودم و در مبانی معرفه النفس بسیار تغمّر کرده و توفیق مکاشفات تجردیه نصیبم می شد.اما بعد از ازدواج در این وادی دچار سستی و تسویف عجیبی شده ام که سرتاسر وجودم را زیر فشار خود لگد مال می کند نمی دانم چه کنم امیدوارم یاری بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: در روایت داریم وقتی انسان مؤمنی وارد برزخ می‌شود به جهت شرایط جدید، تعادل خود را از دست می‌دهد. مؤمنین ساکن برزخ چون می‌خواهند به سراغ او بروند بزرگان آن عالم می‌فرمایند: فعلاً رهایش کنید تا به خود آید. مدتی طول می‌کشد تا به خود می‌آید و زندگی برزخی را مطابق ملکاتی که در دنیا به‌دست آورده ادامه دهد. حالاقصه‌ی شما همین‌طور است. عجله نکنید إن‌شاءالله شخصیت مطلوب خود را در شرایط جدید بازخوانی می‌کنید و ادامه می‌دهید. إسرار بر داشتن آن نوع زندگی که قبل از ازدواج داشتید، نداشته باشید. موفق باشید
26265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: اینکه بنده خودم را زیاد مطرح نمی کنم و بعضا حتی جلوی بعضی دیده شدن و معروفیت را می گیرم، آیا این لطمه به انجام وظیفه ام می زند؟ چون واقعیتش، احساس می کنم الان که هم تدریس دارم و هم تحصیل علوم دینیه، و از طرفی هم لنگان لنگان قدم در سیر و سلوک، وقتی مطرح نیستم راحت تر به وظایفم می پردازم و تا کمی سرم شلوغ می شود افکارم پریشان می شود و ترس نرسیدن به پاسخهای به دوستان، ترس از اشتباه، ترس از به میان آمدن نفس، اذیت می کند، لذا بنده بسنده کردم به چند نفری از دوستان که از چند سال پیش همراه ما بودند و مباحثاتی با هم داشتیم و گاهی هم بعضی که شماره یا ایمیل ما را دارند چیزی بپرسند که بلد باشیم پاسخ می گوییم. آیا من در وظیفه ام کوتاهی کرده ام استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جایی که پیش می‌اید و شرایط برای ارائه‌ی معارف آماده هست، نباید مضایقه کرد. خداوند خودش کمک می‌کند. موفق باشید

24464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدا بر شما استاد بزرگوار: در مورد ازدواج سوال داشتم. بنده شخصیتی مذهبی دارم و گمان می کنم که جایگاه بالای زن در اسلام و آفرینش را تا حدودی می دانم. حس بسیار مهیج در محبتِ با همسر را دارم و در کل زن‌دوست هستم. با این همه، در مورد روابط با همسر و تمام فراز و فرود های رابطه در تمامی مسائلِ رابطه و هر چه که فکرش را کنید احساس ضعف شدید دارم. از شما احتراما می خواهم کتاب هایی را برای مطالعه معرفی کنید تا بصورت های خیلی جزئی بدانم که در هر لحظه با همسرم چه کنم. فقط لطف کنید کتاب هایی را بفرمایید که خیلی وارد جزئیات رابطه شوند و پر از مثال از مشکلات و راه حل های آن. این را اضافه کنم که بنده، از انتخاب گذشته ام و در شرف خواستگاری هستم. با تجدید احترام و سپاس فراوان از مهرتان. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست سری به کتاب «زن آن‌گونه که باید باشد» که بر روی سایت هست بزنید و کتاب‌های آخری که تحت عنوان منابع مدّ نظر خوانندگان قرار داده‌اند را هم بررسی بفرمایید تا ببینید کدام با ذوق جناب‌عالی می‌خواند. در این مورد، آقای دکتر بانکی تحقیقات خوبی داشته‌اند. موفق باشید

23709

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: جناب آقای لاریجانی رئیس سابق دستگاه قضاء در جلسه ی تودیع خود فرمودند «بنده تعهد دادم که کسانی که به من بهتان زدند، را نمی بخشم» به نظر حضرتعالی این سخن با سیره و مشی اولیاء الهی مغایرت ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضد انقلاب با تهمت به ایشان، سعی بر ضربه‌زدن به نظام اسلامی داشت و ایشان حق ندارند که ضد انقلاب را ببخشند. و این غیر از تهمت به انسان است در امور فردی. موفق باشید

22920
متن پرسش
با سلام کانال سایت در ایتا و سروش بروز نمی گردد علت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت، لطفاً بررسی فرمایید. موفق باشید  

22239
متن پرسش
سلام استاد: نظر شما درباره استفاده از علم روانشناسی و روانکاوی برای یافتن برخی صفات و ویژگی های درون نفس و روح چیست؟ برخی از مشاهیر روانشناسی کتاب ها و نظریاتی دارند که با مطالعه آنها بشدت احساس می شود که مطالبشان در مورد وجود برخی اوصاف در وجود خود شخص بنده به عنوان مثال درست و صحیح است، مانند حسادت، و حتی سادیسم های پنهان به گونه ای که کاملا در لباس های موجه و حتی شرعی مانند امر به معروف و نهی از منکر در برخی افراد متشرع (و اتفاقا مراعات و مراقبت کننده بر رفتارها و با تقوا) بیرون می آیند. پرسشم از این بابت هست که واقعا تا قبل از مطالعه نظرات و کتب اینها از وجود چنین صفاتی در خود آگاه نیستیم و حتی برخی تمایلات را انسان دوستی و دین مداری تعبیر می کنیم در حالی که می بینیم خودفریبی بیش نبودند و برای ارضای برخی خلاهای روانی انجام می شدند به گونه ای که خود ما هم متوجه آن نیت و انگیزه پنهان درون نفس نبودیم و باصطلاح چون در ناخودآگاه ما بوده نسبت به آن آگاهی نداشتیم. و ضمن اینکه راه های درمانی که می دهند لزوما غیرشرعی نیست و البته گاها هم غیرشرعی، اما جواب می دهد در صورتی که تا قبل از آن گمان می کردیم که مثلا این حالت اضطراب و تشویش بخاطر کم گذاشتن در عبادات و ... است. ممنون میشم نظرتون رو بفرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از راه‌های گوناگون می‌توان متوجه‌ی صفات رذیله یا انگیزه‌های غلط شد که یکی از راه‌های آن روانکاوی است 2- عمده‌ی کار، در راه‌های عبور از آن رذائل است که تنها با رویکرد توحیدی می‌توانیم از أنانیت خود آزاد شویم وگرنه مشکل، به نحوه دیگری باقی خواهد ماند. موفق باشید

21949
متن پرسش
سلام علیکم استاد ارجمند: لطفاً بفرمائید درخواست برآورده کردن حاجت چه اخروی چه دنیوی از امام زادگان یا ائمه اطهار علیهم السلام شرک به خدا نیست؟ به عنوان مثال پیرمردی را دیدم کمرش (گویا کمردرد داشت) را به ضریح امام زاده ای می مالید و اسم امام زاده را صدا می زد و می گفت یا من را بکش یا شفا بده. (در حالیکه قرآن کریم به صراحت گفته خداست که می میراند و زنده می کند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه در فرهنگ شفاعت مدّ نظر است، واسطه‌بودن اولیاء الهی است، نه آن‌که آن ها منشاء زندگی و مرگ انسان‌ها باشند. علامه طباطبایی ذیل آیه‌ی آیت‌الکرسی موضوع شفاعت در قرآن را به‌خوبی روشن می‌نمایند. موفق باشید

21450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. استاد عزیز ما تقریبا بحث معاد شما رو به اتمام رساندیم و همان طور که مستحضرید بحث معاد با یکی دو کتاب تمام نمی شود، لطفا کتابی معرفی کنید که ما بتوانیم این بحث را به خوبی ادامه دهیم. ۲. علاوه بر این به نظر شما الان ما جوانان در این سن چه بحثی را باید خوب دنبال کنیم و نیاز است؟ با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب «معرفتِ نفس و حشر» 2- «خویشتن پنهان» 3- کتاب‌های مربوط به انقلاب اسلامی مثل «انقلاب اسلامی و بازگشت به عهد قدسی» إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

21412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: حضرت آقای کمیلی در پاسخ به این سوال که کدامیک از مسیر های این دو بزرگوار (علامه طباطبایی و سید هاشم حداد) جامع تر و انسان را زودتر به مقصد می رساند مرحوم حداد را ترجیح می دهند. (http://www.komeily.com/1391-05-13-22-52-53/) چند سوال 1. نظر ایشان مورد تایید حضرتعالیست؟ 2. جانشین و ادامه دهنده راه این دو بزرگ اکنون چه کسی است؟ 3. اگر سوالی که از کمیلی شده است را به طور عام بیان کنیم یعنی کدام طریق عرفانی و کدام عالم جامع ترند بین همه علما و عرفا پاسخ شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعات بنده از مرحوم سیدهاشم حداد در حدّ کتاب «روح مجرد» است که بیشتر، سلوک فردی آن مرحوم را به میان آورده‌اند. در حالی‌که آثارِ قلمی علامه طباطبایی نشان می‌دهد در سعه‌ی بیشتری در عالَم حاضرند. واللّه اعلم. موفق باشید

21323
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: این سوال به شدت ذهنم را مشغول در رابطه با مبحث معرفت شناسی و اینکه ما هر مبدای که برای بدیهیات بگیریم و یا هر چیز دیگری اعم از اجتماع نقیضین و... باز هم در حالتی انسان می تواند تصور کند که شاید آیندگان حرف های ما را رد کنند پس ما به این امور عمل می کنیم اما نباید بطور قطع یقین بگوییم و اصالتا انسان در این دنیا راهی ندارد برای شناخت مطلق و این را در رابطه ی با دین عزیز و اهلبیت مان چکار کنیم؟ الان دیگر دارم به این نتیجه می رسم امثال آقای ملکیان بیراه نمی گویند که انسان هر لحظه باید به دنبال حقیقت باشد که البته شما گفتید که ایشان ما را در بی افقی قرار می دهند، درست است اما حقیقت گویی همین است. 2. استاد من اصلا ادبیات شما و عقلانیتی که به آن اشاره می کنید را نمی فهمم مثلا در سوالی شما نسبت به نظری که آقای عبدالکریمی در رابطه با انقلاب گفته بودند در سوالی جواب داده بودید من نمی دانم ایشان به کجا نظر می کنند که حضور تاریخی انقلاب را نمی بینند حالا سوال من اینجاست این چه عقلانیتی است که در و پیکر ندارد؟ معیارش چیست؟ بیشتر کسانی که در این ادبیات سوالاتی برای شما ارسال می کنند احساس می کنم جوری فرار رو به جلوست و بیشتر دنبال لفظ عقلانیت برای خواست های قلبیشان است. اما باید به این تلخی انسان تن داد چرا که راهی نیست. احساس می کنم این عقلانیتی که شما می گویید بیشتر شبیه عرفان است ولی اسم عقلانیت روی آن قرار گرفته. با تشکر از استاد عزیزمان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیا به این روایت فکر کرده‌اید که حضرت صادق «علیه‌السلام» جهت توجه به بنیادی‌ترین بنیادِ روحانی هر انسان روشن می‌کنند ‏كه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديك‏ترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى ‏تواند با خدا روبه ‏رو شود، ما را متوجه نكته ‏اى مى‏ كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه‏: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ‏ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى‏ شوند خدا را با تمام خلوص مى ‏خوانند و چون آن‏ها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى‏ ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن‏ وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ‏ چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى‏ شود «فَذَلِكَ الشَّيْ‏ءُ هُوَ اللَّهُ‏ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى‏ شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده ‏اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى ‏يابد.

حديث مذكور؛ از بهترين نكته‏ ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى ‏كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه ‏روى خود مى ‏يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى‏ شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهم‏تر اين‏كه كافى است حجاب‏هايى كه خود را براى ما نجات‏ دهنده و فريادرس مى‏ نمايانند كنار رود، يك‏ مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه ‏رو مى‏ بيند. به همين جهت حضرت مى ‏فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات‏ دهنده ‏اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات ‏دهنده‏ اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات‏ دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آن‏ها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته ‏اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آن‏ها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته ‏اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى‏ گردد و ما با او روبه ‏رو مى ‏شويم. 2- چرا به گفته‌ی هایدگر نظر نداشته باشیم که «تفکر» را نظر به بنیادی‌ترین و سرآغازینِ حقیقت می‌داند که در تاریخ ظهور می‌کند؟ بنده تفکر در این تاریخ با نظر به حقیقت وجودی انقلاب اسلامی می‌دانم و این را عقلانیتِ این دوران می‌شناسم. برای روشن‌شدنِ مطلب، یادداشتی که در این مورد داشته‌ام را خدمتتان ارسال می‌دارم:

برای بیشتر فهمیدن انقلاب اسلامی و تفکر در آن از آن جهت که به جهت وجودی‌اش «تفکرناشدنی» باقی می‌ماند در صورتی ممکن است که به تقدیری فکر کنیم که در جان انسان‌ها رخ داد و نه به حرکات و فعالیت آن‌ها. انقلاب اسلامی یک رخداد تاریخی بود که از طریق آن انسان‌ها در جان خود شنوایِ سخنی شدند که باید تاریخ دیگری را رقم بزنند بدون آن‌که متوجه‌ی شنیدن آن پیغام درونی باشند، در عین آن‌که همیشه در طول تاریخ انسان‌های فرزانه به صدای حقیقت گوش داده‌اند که البته روشنفکران ما نتوانستند آن پیغام درونی تاریخیِ خود را درک کنند.

آن پیغام، مردم ایران را فراخواند تا با او از درِ هم‌سخنی درآیند و حقیقتاً مردم ایران در مقامِ انسانی‌شان دلبسته‌ی کمند آن مشیت تاریخ‌ساز شدند و از آن به بعد عده‌ای را می‌یابید که همچون پیکی، مدام حاملِ آن پیغام می‌باشند، پیغامی که از سوی خدا در این تاریخ به انسان می‌رسد تا متوجه شود می‌تواند با حضور خدا در این تاریخ حاضر گردد و از دوگانگیِ بین سوبژه و اُبژه عبور نماید و خودش، زبانِ حقیقت دوران گردد به آن صورت که حقیقت او را فرا می‌گیرد و مشکل روشنفکران ما چه در لباس ادبیات هایدگر سخن بگویند و چه عرفان‌نمایی کنند؛ آن است که پیغام تاریخیِ خود را که در بستر انقلاب اسلامی ظهور کرد و شهداء شنیدند، را نشنیدند. موفق باشید


[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.

[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ (ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّى‏ءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.

21279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب «فرزندم این چنین باید بود» عنوانی هست به این نام که من چگونه ساخته می شود. درست متوجه نشدم جایی دیگر این قسمت را توضیح نداده اید؟ می بخشید با تشکر!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن بتوانید جواب خود را پیدا کنید. موفق باشید

21171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار خدا شما را حفظ کند. استاد عزیز اجازه دهید از پاسخهای حضرتعالی در خصوص بیانات اخیر آیت الله جوادی آملی نسبت به مرحوم هاشمی قانع نشویم! استاد جان همه حرفهای شما در مورد نوع نگاه آیت الله جوادی آملی به تمدن و غرب و ...فرضا درست (که البته همین هم جای بحث دارد) منتهی تعبیراتی مانند «خلق عظیم» را چه می گویید؟ یا «... آن کسی که جامع بین این فضائل است، به نحو جمع سالم و نحو جمع اکبر، زندان را برای رضای خدا، کرسی ریاست مجلس شورای اسلامی را برای خدا، ریاست مجمع تشخیص مصلحت را سالیان دراز برای رضای خدا، ریاست مجلس خبرگان را سالیان متمادی برای رضای خدا و سایر مسائل را برای رضای خدا تجربه می‌کند و اگر همه اینها یک‌جا از دست ایشان گرفته شد، برای رضای خدا صبر می‌کند، بنگرید ببینید که اخلاق چه می‌کند...» و... استاد جان یا آقای جوادی آملی از روی احساسات چنین حرفهایی می زنند که اینطوری باید به خیلی از موضع گیریهای دیگرشون هم شک داشت یا اینکه بگوییم بعد از این همه سال تفقه و تدبیر در قرآن و المیزان و... ایشان به شناخت فرهنگ و تمدن اسلامی و تقابلاتش با فرهنگ غرب نائل نیامده پس واقعا این همه سال چه می کرده که بینش نصفه و نیمه ای بیشتر کسب نکرده اند؟! وقتی این همه سال تدبر در المیزان ایشان را به بصیرت جامع نکشاند چه فایده؟! استاد یا باید بگوییم واقعا آقای هاشمی همینگونه اند که آقای جوادی گفته اند که هر کاری می کنیم نمی توانیم به این نتیجه برسیم. فرمودید نظرشان تقابلی با دیدگاه رهبری ندارد و... چرا ندارد؟ پیامهای رهبری در تسلیت درگذشت ایشان به هیچ وجه مدیحه سرایی نبود که هیچ، معلوم بود خیلی هم با مدارا و اغماض برخورد کرده اند. نماز میت و... هم که شاهدی دیگر بر این ماجرا بود... استاد هر گونه که پاسخ کاربران را دهید با هر بیانی و زبانی و... نمی توان بر روی حرفهای آقای جوادی ماله کشید و ایشان رأی قاطع و تام به حقانیت آیت الله هاشمی در تمام مواضع و عمرشان بوده. با چه استدلالی می شود این موضوع را رد کرد؟ خدا حفظتان کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال یا باید تصور کرد تقابلی بین نظر رهبری و آیت اللّه جوادی نسبت به آقای هاشمی هست، و یا باید نظرات آیت اللّه جوادی را توجیه کنیم. بنده با تجربیات خودم معتقدم آقای هاشمی اگر خدماتی هم داشتند، صدمات مبنایی در راستای پشت‌کردن به ساده‌زیستیِ انقلابی و نگرانی نسبت به ضعفا، به روح انقلاب زدند که در سال‌های سال ما گرفتار آن هستیم، ولی فعلاً وقت این حرف‌ها نیست. موفق باشید

20775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: نظرتان درباره سیده قطب و نقد هایی که در نقد تمدن غرب زده است چیست؟ نظرتان درباره خود ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته عالِم فهمیده‌ای است ولی رگه‌هایی که منجر به غفلت‌های اخوان‌المسلمین نسبت به تحقق دین در جهان در او بود، از طریق حضرت امام با تحقق نظام ولایت فقیه مرتفع شد. موفق باشید

16061

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: با توجه به آنچه درباره اجتهاد آقای هاشمی فرمودید می شود بفرمایید ایشان در چه سنی و با اجازه کدام مراجع اجتهاد خود را دریافت کردند؟ جناب استاد شما در تربیت معلم می فرمودید یکی از مشکلات هاشمی این است دایما در حال گریز و خطر بودند و در مقابل استادهای بزرگ زانو نزده اند این مطلب با اجتهاد ایشان چگونه همخوانی دراد؟ با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجتهاد فقهی آقای هاشمی غیر از شکل‌دادن به شخصیتی است که با تعمق در متون دینی و اصلاح نفس حاصل می‌شود. در ابتدای انقلاب نمایندگان مجلس باید مدرک خود را مطرح می‌کردند و ایشان در همان زمان به عنوان مجتهد در فقه مطرح بودند و کسی هم در این مورد مناقشه‌ای نداشت زیرا ایشان در درس خارج فقه و اصول اساتیدی همچون آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله محقق داماد، آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یزدی و آیت‌الله مرعشی نجفی  شرکت می‌کردند. موفق باشید

15858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اینکه در داستان حضرت سلیمان (ع) ایشان صدای مورچگان را شنیدند آیا این شنیدن، شنیدن درونی بوده؟ لطفا کمی توضیح دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این‌طور باید باشد. چه فرقی برای من و شما دارد؟!!! موفق باشید

15777
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: اگر حقیقت کلی نبات و حیوان در مرتبه ی عقل در قوس نزول باشد در این صورت چرا می گوییم تجرد حیوانات مثالی است و یا اینکه ملاصدرا می گوید در قوس صعود تعین حیوانات نهایتا تا برزخ ادامه دارد و در مراتب بعدی تعین شان نمی ماند. آیا با توجه به این ادعاها نباید گفت حقیقت کلی حیوانات مربوط به مرتبه ی مثال قوس نزول است؟ و آیا در این صورت کلی اینها صورت دارد مثلا صورت کلی تمام پلنگها که همه ی پلنگها در دنیا به آن برمی گردند مثل کلی طبیعی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه در قوس نزول و چه در قوس صعود، مرتبه‌ی مثالی موجود است و مقام کلی حیوانات در مقام خود از قوس صعود بالاتر نمی‌رود. موفق باشید

9333

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا نفس، با بدن مادی می تواند در صحنه هایی حاضر شود که آن صحنه ها «واقعی» باشد؟ یعنی نیاز نداشته باشد تا به خواب رود تا یک حقیقتی را که در آینده اتفاق میافتد ببیند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آن صحنه هنوز از نظر مادی ظهور نکرده باشد چگونه او به صورت مادی در آن صحنه حاضر شود؟ موفق باشید
9161
متن پرسش
سلام علیکم: در جایی فرمودید: «علت غم عصر جمعه این است که روح دلش در حال و هوای عالم غیب است ولی ما آن را مشغول بازی های دنیایی کرده ایم.» اگر ما روح را مشغول بازی دنیایی کرده بشیم، مسلما روح دیگر نباید حواسش به آن عالم باشد که ناراحت شود، چون اصل را بدن مادی و دنیا گرفته است. و از طرفی این من هست که با اراده و اختیار سمت کارهای دنیایی میرود. مسلما انسان با رضایت خاطر و از روی اراده این کار را انجام میدهد، و از طرفی هم اراده مربوط به روح است، پس چطور ممکن است روح ناراحت شود در حالی که اراده کننده و تصمیم گیرنده خود اوست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح یا نفس ناطقه‌ی انسان دارای طیف گسترده‌ای است، از فطرت تا غریزه. درست در همان موقعی که مطابق غریزه عمل می‌کند فطرت، اظهار نارضایتی می‌نماید. موفق باشید
7580
متن پرسش
در کتاب تمدن زایی شیعه فرموده اید:"ما به جهت روح فرهنگ غربی،ساعت و ماشین و هواپیما بدست آوردیم ولی زمین را به عنوان وطن خود از دست دادیم و این ابزارها بیش از آنکه وسیله رسیدن به اهدافمان شود،برای ما چهره ای از شیطان شده و بی وطنی ما را رقم زده است"چرا ساعت برای ما چهره ای از شیطان شده؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ساعت با این‌چنین تقسیم‌کردن‌های زمان که تا ثانیه و ریزتر از ثانیه جلو می‌رود ما را از حضور با کیفیت‌ها به کثرت‌ها می‌کشاند و این غیر از نظمی است که در اسلام توصیه شده هر چند امروزه از این نوع نظم گریزی نیست. موفق باشید
28910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حديث «إبار» مستمسک روشننفکران دینی شده است تا به جدایی علم دین از علم آخرت برسند. چون حضرت به اصحابش فرموده‌اند شما به مصالح دنیا از من اعلمید! این حدیث در منابع اهل سنت آمده است ولی تأیید ابن عربی و ذکر آن در فصوص الحکم موجب شده علمای شیعی مثل علامه حسن زاده آن را قبول کنند! هرچند آیت الله جوادی از مضمون آن انتقاد کرده اند. توقع بود در شرح فصوص بیشتر این مسئله تبیین می شد. در این کتاب می خوانیم که ابن عربی برای نشان دادن انصار رسول الله چنین شاهدی را آورده، شاید بتوان گفت لزوم نداشته رسول خدا در این امر به عنوان شخصی که به این امور مهارت دارد وارد شود هرچند اگر می‌خواستند به عنایت الهی می‌توانستند. همان طور که حضرت باقر (ع) در سن سالخوردگی در مجلس هشام بن عبد الملک تیرها را در فاق تیر قبلی زدند (ص571). یکی از نکات لازم در شرح کتاب این است که شبهات احتمالی هم دفع شوند. اما توضیح شما هم اجمالی است و هم مبهم. توضیح بفرمایید اولاً در یک نگرش تمدنی چطور رسول خدا از امور ضروری دنیای مردم فاصله گرفتند و ثانیاً چطور از حدیث امام باقر (ع) نتیجه گرفتید که پیامبر می توانست علم به دنیای مردم را کسب کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در مقام واسطه‌ی فیض مستقر باشد، عموم مراتب پایین‌تر را می‌شناسد و امکان تصرف در آن امور را دارد، می‌ماند که چقدر لازم می‌داند در آن امور جزئی تصرف کند. مثل وقتی که حضرت شترشان گم شده بود و در این مورد علم خود را اعمال نکردند مگر وقتی که طعنه‌ی منافقین پیش آمد. در مورد حدیث «إبار» هم می‌توان گفت حضرت بنا را گذاشته بودند تا به طور طبیعی آنچه به نظرشان می‌رسد، مطرح کنند مثل وقتی که حضرت صادق «علیه‌السلام» به دنبال کنیز خود که پنهان شده بود، می‌گشتند. حال اگر از آن حدیث چنین برآید که نتوان توجیه فوق را بپذیریم، مسلّم با واسطه‌ی فیض‌بودنِ حضرت باید آن حدیث را ساختگی بدانیم. موفق باشید

24763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام: با توجه به جواب سوال ۲۴۷۵۷ که فرمودید: نوعی خلطی بین مفهوم و مصداق است اصل استدلال مغالطه ای این می باشد: انسان، شک ندارد که عدم، عدم است. ولی آن هنگام که این گفته را تصدیق می‌نماید در واقع به وجود عدم اعتراف می‌نماید. یعنی عدم، وجود دارد. انسان از سویی دیگر وجود را تصدیق می‌نماید. از این‌رو بین وجود و عدم تفاوتی نخواهد بود. و در نتیجه وجود، موجود نیست. بنده آن استدلال را اینگونه به صحیحش تصحیح کردم: انسان، شک ندارد که مفهوم عدم، مفهوم عدم است (یا بهتر است بگوییم مفهوم عدم وجود ذهنی دارد)، آن هنگام که این گفته را تصدیق می کنیم در واقع به وجود ذهنی مفهوم عدم اعتراف می نماییم یعنی مفهوم عدم وجود ذهنی دارد و انسان از سویی دیگر وجود خارجی و وجود ذهنی را تصدیق می نماید، از این رو بین وجود ذهنی و مفهوم عدم که وجود ذهنی می باشد تفاوتی نخواهد بود، در نتیجه مفهوم عدم که وجود ذهنی دارد در خارج وجود ندارد و فقط وجود ذهنی است. البته بهتر است اینگونه بگوییم: انسان، شک ندارد که مفهوم عدم، مفهوم عدم است (یا بهتر است بگوییم مفهوم عدم وجود ذهنی دارد)، آن هنگام که این گفته را تصدیق می کنیم در واقع به وجود ذهنی مفهوم عدم اعتراف می نماییم یعنی مفهوم عدم وجود ذهنی دارد و انسان از سویی دیگر وجود خارجی را هم تصدیق می نماید، از این رو بین وجود خارجی و مفهوم عدم که وجود ذهنی می باشد تفاوت می باشد، در نتیجه مفهوم عدم که وجود ذهنی است در خارج ذهن وجود ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید

23952
متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد با توجه به اهمیت بحث صله رحم در اسلام و نکاتی که جنابعالی در شرح نامه ۳۱ فرمودید سیره جنابعالی در این خصوص چیه و به چه نحویه؟ مثلا آیا فقط با اقوام درجه یک مانند عمو و خاله در ارتباطید یا شامل فرزندانشون هم می شد؟ آیا فقط سالی یک مرتبه هست یا بیشتر و از این قبیل سوالها چون امروز واقعا صله رحم مشکل است، اختلافات در خانواده ها زیاد و ... با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در مورد خواهران و برادران باید ارتباط، فعّال باشد و شاید کم‌تر از یک‌ماه درست نباشد. ارتباط با عمه و عمو و خاله و دایی نباید در حدّ سال به سال باشد ولی ارتباط با فرزندان آن‌ها سالی یک‌مرتبه خوب است تا حکم انقطاع رحم پیش نیاید. البته عنایت داشته باشید که رحم شما، رحمِ همسر شما نیست تا صله‌ی رحم خود را موکول کنید به همراهیِ همسرتان، البته چقدر خوب است که به هرحال رحمِ سببی را نیز محترم بشمارد. ولی در هر حال رحمِ سببی با رحمِ نسبی در یک حدّ نمی‌باشد. موفق باشید

23677
متن پرسش
سلام و درود خداوند بر شما: آیا مساله گرانی و تورم برای شما مهم نیست؟ اگر برای کشیدن یک خلخال از پای یک نفر جا دارد انسان بمیرد آیا برای فقیر شدن میلیونها انسان، سزاوار است که همچنان عمده بحثهای شما همان مباحث قبلی باشد؟ چطور می شود برای سیر در آفاق و انفس راه حل ارایه می دهید اما در حل مسایل دنیایی ناتوانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی مشکل در حرصِ به دنیا و غفلت از مسئولیت‌های اجتماعی است. آن‌هایی که باید جهت امور اقتصادیِ مردم تلاش کنند، باید در این کار کوتاهی ننمایند تا از برکات خدمت به مردم محروم شوند. ولی عنایت داشته باشید در کنار آن امور، باید مردم متوجه شوند در بستر ایمان و دوری از کفر زمانه و دوری از سبک زندگیِ اشرافی زندگی خود را تعریف کنند تا هر روز گرفتار دام‌های شیطان و استکبار نباشیم. موفق باشید

22995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: وقت بخیر. استاد چند شب پیش مهمانی بودم. یه نوجوانی بود که پدرش زندان بود و مادرش دو سال پیش فوت کرده بود و خواهر و برادر هم نداشت. من خیلی سعی کردم از فرصت استفاده کنم و باهاش صحبت کنم به لحاظ نوع فکرش و... اصلا نمیدونم چرا همون لحظه که دیدمش شما اومدید تو ذهنم و خیلی جالب بود برام. با سایت شما Hشناش کردم بیاد سوالاتشو بپرسه ولی چون تا چهارم رو خوانده بود انگلیسی بلد نبود واسه وارد کردن ایمیل، الان منتظر منه بهش اس ام اس بدم که با این شرایطی که داره چطور میتونه موفق باشه از نظر شما؟ و البته کتاب جوان و انتخاب بزرگ رو هم بهش آدرس دادم خرید کنند. خیلی زحمت می کشید. ممنون میشم پاسخ بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید خود جنابعالی با آن نوجوان مرتبط شوید. زیرا ممکن است با مباحث سایت نتواند ارتباط برقرار کند. این‌که کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» به او پیشنهاد کرده‌اید کار خوبی است، ولی در این مورد هم باید ابتدا کلیّاتی از آن کتاب را برای او روشن کنید تا آمادگی ارتباط با کتاب در او به‌وجود آید. موفق باشید

22871
متن پرسش
سلام: من یک دانشجوی داروسازی هستم و به یادگیری علوم تجربی و به کار گرفتن آنها برای بهبود زندگی مردم علاقه مندم. کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» را مطالعه کردم و سوالاتی برایم پیش آمد: ۱. در کتاب در چند جا توضیح داده اید که با انقلاب اسلامی که در کشور ما رخ داد می توانیم از غرب و تفکر غربی فاصله بگیریم تا به حیات معنوی برسیم. آیا این دور شدن مستلزم دوری از همه ی جوانب رایج آن فرهنگ است؟ برای مثال آیا باید از علوم تجربی که آنها به این شدت و حدت آن را تبلیغ کرده و مورد استفاده قرار می دهند و برای بسیاری از کارهایشان بدان استناد می کنند هم دوری کرد؟ ۲. اساساً چگونه ما می توانیم علوم تجربی _ که بسیار تحت سیطره غرب است _ را یاد بگیریم و از آنها استفاده کنیم به نحوی که از آن بهره ی الهی ببریم؟ آیا نیت الهی داشتن برای بهره بردن کافیست؟ ۳. چگونه می توان از دستاوردهای علمی که در غرب حاصل شده _ حضوراً و با تحصیل در دانشگاه هایشان یا از راه دور و مطالعه ی کتب و مقالاتشان _ بهره برد به نوعی که هم بتوانیم در کشورمان آنها را به خوبی به کار ببریم و هم روح مادی گرایی و غرب گرایی بر ما غلبه نکند؟ پ.ن. تا حدودی به این مطلب آشنا هستم که آنچه ما به عنوان علم در مدرسه و دانشگاه می آموزیم با علمی که ائمه در احادیث بدان اشاره کرده اند متفاوت است. متشکرم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه، روحِ سکولاریته‌ی فرهنگ غربی هر امری را برای انسان سکولار می‌کند. ۲. خیر، اساساً رویکرد علوم تجربی سیطره بر طبیعت است و نه به شکوفایی‌آوردنِ استعدادهای آن. ۳. با این‌همه نباید از عقلی که در غرب ظهور کرده و منجر به این علوم شده، به‌کلّی فاصله گرفت، بلکه باید آن را به‌دست آورد و جهتی مناسب اهداف قدسی به آن داد تا به جای سرکوبِ طبیعت به کشف استعدادهای آن بپردازیم. و امروز همان‌طور که هایدگر می‌گوید علمی که می‌توانست موجب شکوفایی شود با به‌وجودآوردنِ تکنولوژی تبدیل به سرکوبیِ طبیعت شده است و اراده‌ی معطوف به قدرت در آن حاکم است به جای اراده‌ی معطوف به حق. موفق باشید  

نمایش چاپی