باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتدال در هر مرحلهای مناسب آن مرحله باید باشد. به جوانی که عادت به عبادت ندارد، اعتدال را باید اینطور معنی کنیم که بدون هیچ مستحبی فقط واجبات نمازش را انجام دهد. ولی اعتدال برای کسی که میخواهد یک لحظه از نظر به خداوند غافل نشود، معنای دیگری دارد و سخن حضرت سجاد«علیهالسلام» در رابطه با اعتدال برای هر دو مرحله، تقاضایی است مناسب همان مرحله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات داریم حتی اگر والدین هیچ کمکی به فرزند نکرده باشند از آن جهت که مسیر وجودِ فرزند میباشند؛ حقوقی به گردن فرزند دارند. در روایت نبوی داریم با محبت به والدین، انسان به بهشت نزدیک میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم این حالت، حالتِ بدی نباشد و لذا اگر در موضوع معرفت نفس در ادامهی آن بحث «خویشتن پنهان» و سپس بحثهای معاد را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید، نهتنها از این شبهات عبور خواهید کرد، بلکه با وسعت بهتری معارف دینی را درک می کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن گناهان جهت کلّی نفس را از مسیر زندگی به حقایق مختل میکند. ۲. از اُنس با حضرت حق محروم و انسان گرفتار جهنم و آتش میشود. ۳. از پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» هست: «مَنْ صَلَّى الْفَرِيضَةَ لِغَيْرِ وَقْتِهَا رُفِعَتْ لَهُ سَوْدَاءَ مُظْلِمَةً تَقُولُ لَهُ ضَيَّعَكَ اللَّهُ كَمَا ضَيَّعْتَنِي وَ أَوَّلُ مَا يُسْأَلُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ صَلَوَاتِهِ فَإِنْ زَكَتْ صَلَاتُهُ زَكَا سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَزْكُ صَلَاتُهُ لَمْ يَزْكُ عَمَلُه» کسی که نماز را در وقت خود نخواند نماز او مانند نقطه سیاهی بالا می رود و خطاب به نماز گزار می گوید مرا تضییع کردی خداوند تو را تضییع کند و اولین چیزی که از بنده خدا در پیشگاه خداوند سوال می شود از نمازهایش است اگر نماز او نماز پاک و صالحی بود و از هر گونه نا خالصی و کم و کاستی به دور بود سایر اعمالش هم چنین خواهد بود و اگر نمازش نماز پاک و صالح و خالصی نبود در این صورت سایر اعمالش نیز صالح و پاک به حساب نخواهد آمد. (کافی ج 3 ص 268). آری! ترک نماز یعنی بستن دریچهی رحمت الهی به خود و واگذاشتن انسان به خودش. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تربیتها انسانها را دیندار نمیکند، هرچند ممکن است مثل تربیتهای غربی، انسانها را اجتماعی و منظم بنماید. ولی اسم آن را نباید دین گذاشت. یکی از شاخصههای مهم پیامبران همیشه این است که مردم را در فضایی به دینداری دعوت میکنند و سخن هر کدام از آنها این است که: «وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ» و من اجری از شما برای رسالت نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم. البته مردم وظیفه دارند نسبت به نیاز های روحانیت بی تفاوت نباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود جناب علامه هم دائماً به جهت دقتهای ادبی «مجمعالبیان» به آن تفسیر نظر دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون اگر مُهری و اتهامی بر شخصیت کسی خورده شد دیگر آن شخص در نزد بقیه با آن مهر و اتهام شناخته میشود و این، حقِ افرادی که هرلحظه میتوانند تغییر مسیر بدهند، نیست. آری! اگر فسق کسی علنی بود در آن صورت میتوانیم آن را به بقیه معرفی کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توفیق میخواهد إنشاءاللّه شرایط آن فراهم شود. فکر میکنم مباحث «معرفت نفس» و «فصوصالحکم» تا حدّی جبران آن مطالب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید خود جنابعالی با آن نوجوان مرتبط شوید. زیرا ممکن است با مباحث سایت نتواند ارتباط برقرار کند. اینکه کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» به او پیشنهاد کردهاید کار خوبی است، ولی در این مورد هم باید ابتدا کلیّاتی از آن کتاب را برای او روشن کنید تا آمادگی ارتباط با کتاب در او بهوجود آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در تاریخی زندگی میکردیم که حوزهی زندگیمان محدود بود به آدمهای خاص، و حال با پدیدآمدنِ جامعهای اینچنین گسترده که برای تحصیل با هزاران آدم روبهروییم باید طور دیگری فکر کرد، در عین آنکه به گفتهی خودتان، بستر رعایتِ شریعت محفوظ بماند. از این جهت وقتی در رابطه با نامحرم حریم الهی رعایت شود و آن رابطه به حکم ضرورت و رابطهای معقول باشد و نه صرفاً وقتگذرانی که تبعاتِ خود را به همراه دارد؛ نمیتواند نفی شود. بالاخره انسانها با انسانها انسان میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید که این حرکات که میفرمایید جهت ارتباط با افراد، در صورت رعایت شئون اسلامی، طبیعی باشد بهخصوص به عنوان مقدمهی ازدواج. ولی باید مواظب بود خیالات و توهمات بر ما غلبه نکند. مواردی داشتیم که خانمی تصور میکرد آن آقا بر اساس انگیزهی ازدواج در فضای مجازی ورود میکند؛ ولی بعد معلوم شد اینطور نیست و یک حالت توهمی برای آن خانم بوده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این حادثهها مبتنی بر تقدیرات الهی است که ماورای اراده و تصمیمات ما مقرر میشود. بالاخره فرزندی که شما متولد میکنید، این پدر و مادر را انتخاب کرده است و لذا لازم بود شما کنار هم میآمدید تا آن فرزند متولد شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم قوهی قضائیه در این موارد تحت تأثیر جریانی باشد که رسانههای بیگانه میگویند. شاهدان دلیل کافی بر ادعای خود نداشتند، قاضی در این مورد کاری جز تکیه بر ادله نمیتواند بکند. از کجا که اصل جریان برای بیابروکردن دفتر رهبری مشکوک نباشد! بهخصوص که رسانههای دشمن به طور غیر معمول به این امر دامن میزنند. حال آنکه به ما دستور دادهاند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا» اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد (الحجرات/6 ) آیا فاسقتر از رسانههای بیگانه شما فاسقی را سراغ دارید!؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیا به این روایت فکر کردهاید که حضرت صادق «علیهالسلام» جهت توجه به بنیادیترین بنیادِ روحانی هر انسان روشن میکنند كه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديكترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى تواند با خدا روبه رو شود، ما را متوجه نكته اى مى كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى شوند خدا را با تمام خلوص مى خوانند و چون آنها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى شود «فَذَلِكَ الشَّيْءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى يابد.
حديث مذكور؛ از بهترين نكته ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه روى خود مى يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهمتر اينكه كافى است حجابهايى كه خود را براى ما نجات دهنده و فريادرس مى نمايانند كنار رود، يك مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه رو مى بيند. به همين جهت حضرت مى فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات دهنده اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات دهنده اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آنها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آنها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى گردد و ما با او روبه رو مى شويم. 2- چرا به گفتهی هایدگر نظر نداشته باشیم که «تفکر» را نظر به بنیادیترین و سرآغازینِ حقیقت میداند که در تاریخ ظهور میکند؟ بنده تفکر در این تاریخ با نظر به حقیقت وجودی انقلاب اسلامی میدانم و این را عقلانیتِ این دوران میشناسم. برای روشنشدنِ مطلب، یادداشتی که در این مورد داشتهام را خدمتتان ارسال میدارم:
برای بیشتر فهمیدن انقلاب اسلامی و تفکر در آن از آن جهت که به جهت وجودیاش «تفکرناشدنی» باقی میماند در صورتی ممکن است که به تقدیری فکر کنیم که در جان انسانها رخ داد و نه به حرکات و فعالیت آنها. انقلاب اسلامی یک رخداد تاریخی بود که از طریق آن انسانها در جان خود شنوایِ سخنی شدند که باید تاریخ دیگری را رقم بزنند بدون آنکه متوجهی شنیدن آن پیغام درونی باشند، در عین آنکه همیشه در طول تاریخ انسانهای فرزانه به صدای حقیقت گوش دادهاند که البته روشنفکران ما نتوانستند آن پیغام درونی تاریخیِ خود را درک کنند.
آن پیغام، مردم ایران را فراخواند تا با او از درِ همسخنی درآیند و حقیقتاً مردم ایران در مقامِ انسانیشان دلبستهی کمند آن مشیت تاریخساز شدند و از آن به بعد عدهای را مییابید که همچون پیکی، مدام حاملِ آن پیغام میباشند، پیغامی که از سوی خدا در این تاریخ به انسان میرسد تا متوجه شود میتواند با حضور خدا در این تاریخ حاضر گردد و از دوگانگیِ بین سوبژه و اُبژه عبور نماید و خودش، زبانِ حقیقت دوران گردد به آن صورت که حقیقت او را فرا میگیرد و مشکل روشنفکران ما چه در لباس ادبیات هایدگر سخن بگویند و چه عرفاننمایی کنند؛ آن است که پیغام تاریخیِ خود را که در بستر انقلاب اسلامی ظهور کرد و شهداء شنیدند، را نشنیدند. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.
[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ (ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّىءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه آمادهاید که با تأمل بر شرح سورهی حمد امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» افقِ دیگری را در مقابل خود بگشایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» و شرح 17 جلسهای آن شده است. خوب است جهت چنین سلوکی به آن کتاب همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یقین قلبی حتماً حضوری است و نه مفهومی که در آن صورت، سالک الی اللّه با علمالیقین و حقالیقین نظر به حق دارد. و البته در حقالیقین سالک به مقام فنا رسیده ولی علم الیقین، یقینِ عقلی است و نه حضوری. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست از ابتدا تا انتها مطالعه فرمایید إنشاءاللّه جواب مناسب خودتان را دریافت میکنید. البته خوب است که سری هم به دو جلد کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» بزنید. بالاخره سؤالهای اساسی زندگی هرکسی، همین سؤالها است و نباید سرسری از آنها گذشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب دادن به تکتک سؤالات مشکلی را حل نمیکند. باید متوجهی امکان ذاتی موجودات ممکنالوجود بشوید که امکانِ آنها از خودِ آنها است و حضرت ربّالعالمین علم به امکان آنها دارد و بر اساس فیضبخشیِ حضرت حق، به امکان آنها «وجود» میدهد و از این جهت گفته میشود علم خداوند علم به واقعیت است. از طرفی در مورد ائمه «علیهمالسلام» باید وجه انسانی آنها را از وجه نور عظمتشان جدا کرد. وجه انسانی آنها با فطرت الهیشان مثل همهی انسانها، امکان خلیفة اللهی دارند و وجه نور عظمت آنها جهت هدایت بقیهی انسانها است. آری! حضرت احدیت بر اساس زمینههای پذیرش تجلیات الهی به صورت اسماء، متجلی میشود که مقام جامعیت اسماء را حضرت «اللّه» میگویند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف، یک کلمه بیش نیست اگر در حدّ معقول جهت کسب روزی تلاش کنید و در همهی موارد، انصاف را، آری! انصاف را رعایت نمایید، در سنّ پیری همانطور که روایتهای موجود در آن کتاب متذکر میشود؛ نهتنها در پیری درنمیمانید، بلکه راحتتر از دوران جوانی زندگی خواهید کرد. موفق باشید
