بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
خواهش می کنم جواب بدید با اینکه متنم طولانیه. با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی : من یه دختر جوون هستم و به شدت از دختر پسر های مذهبی بدم میاد. اونایی که سرشون و میندازن و پایین و هی سرخ میشن هی سفید میشن. به جاش از دختر پسرایی خوشم میاد که سرشون رو بالا میگیرن و با اعتماد به نفس و عزت نفس راه میرن و تکبر جوانانه خاصی درشون هست. البته من با اون آدم های بد حجاب و خراب کاری ندارم. چه بسا آدم های با دین و خدایی که این خصوصیات رو دارن. وقتی که من با این مطلب رو به رو شدم که حتی اگر رابطه ی دختر و پسر خیابانی نباشه, بدور از شهوت باشه, با خانواده صورت بگیره, قصد این نوع دوستی ها همانند قصد دوستی با جنس موافق باشه و محدودیت های شرعی حفظ بشه هم حرام هستش شب و روزم گریه بود و افسردگی گرفته بودم. حتی از درس ها هم عقب موندم. من خودم آدم بی دینی نیستم و نماز و روره و حجاب و ... رعایت می کنم. حتی به پسرا هم پا نمیدم و از دوس پسر و دوس دختر گرفتن بدم میاد. اما با اینکه خانواده من اصلا اجازه نمیدن که حتی با پسرای فامیل حرف بزنم و نمیتونم همچین روابطی و با این شرایطی که گفتم برقرار کنم ولی میخوام بدونم که میشه. چون شده و دیدم که یه دختر و پسر با این شرایط دوست بودن و همسر و بچه هاشون و با هم آشنا کردن. واقعا چه اشکالی داره؟ من حتی خودم یک سال با یه پسر در ارتباط بودم هیچ گونه خطایی هم سر نزد و تمام شرایطی که گفتم و داشت بجز خانواده (البته اشتباه من همین بود چون بدون اطلاع خانواده از نظر من این روابط بی معنیه و میشه همون روابط خیابانی) ولی وقتی که فهمیدم گناهه باهاش بهم زدم تا مطمئن بشم. که تا این جا دلیل قانع کننده ای پیدا نکردم. من واقعا دوست ندارم که روابطم محدود بشه به دخترا. حتی دوست دارم همسر آیندم با دخترا با همچین شرایطی ارتباط داشته باشه. من دوست دارم زندگی کنم. وقتی میرم تو خیابون محکم باشم, پتق نزنم سرخ و سفید نشم و خجالتی از آب در نیام. و درباره پسرا هم همین نظر رو دارم. اصلا دوست ندارم مثل دخترای قدیم مثل یه ضفیفه باشم. بلکه دوست دارم پهنای ارتباطاتم رو گسترش بدم. ( البته با آدم های آدم حسابی چه دختر چه پسر) در ضمن من اصلا هم به فکر این نیستم که لذت جنسی ببرم یا کمبودهام جبران بشه, نه میخوام که بین دوستام حرف واسه گفتن داشته باشم. ببخشید اینقد صریح میگم ولی برای اینکه مشکلم رو بگم باید واضح باشه. هیچ گونه غریزه جنسی هم ندارم تا حالا هیچ نگاه بدی هم نداشتم و به تمام پسرایی که با این ویژگی های مخصوص به پستم خوردن بجز به چشم همین رابطه ای که مد نظرم هست نگاه نکردم. متنم طولانی شدش. واقعا معذرت میخوام. ولی فکر کنم لازم بودش. واقعا دنیا بدون معاشرت کردن محکم و قوی بودن برام مثل یه جهنمه. و اگه بفهمم که اشتباه می کنم دوباره افسرده میشم. حتی الانم بغضم گرفته. خیلی ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در تاریخی زندگی می‌کردیم که حوزه‌ی زندگی‌مان محدود بود به آدم‌های خاص، و حال با پدیدآمدنِ جامعه‌ای این‌چنین گسترده که برای تحصیل با هزاران آدم روبه‌رو‌ییم باید طور دیگری فکر کرد، در عین آن‌که به گفته‌ی خودتان، بستر رعایتِ شریعت محفوظ بماند. از این جهت وقتی در رابطه با نامحرم حریم الهی رعایت شود و آن رابطه به حکم ضرورت و رابطه‌ای معقول باشد و نه صرفاً وقت‌گذرانی که تبعاتِ خود را به همراه دارد؛ نمی‌تواند نفی شود. بالاخره انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. موفق باشید

21637
متن پرسش
سلام استاد! در مورد درد که فرمودین ما علم حضوری به درد داریم. خُب درد نیز احساسی از قبیل دیگر احساست انسان مانند: گرسنگی، تشنگی، و... است. در اینگونه موارد ما فقط همان احساس را داریم. اگر کسی بپرسد احساس درد از چه واقعیتی حکایت دارد؟ فقط می توانیم بگوییم از وجود درد. اما درد چیست؟ احساسی درونی است. نمی توان به نحو دیگری نشانش داد. مثلا هنگامی که من احساس درد می کنم در واقع یک فعل و انفعالتی در بدن من و باالتبع در مغز من رخ می دهد. آیا درد همام فعل و انفعالات مادی هست؟ اگر آن باشد که من او را درک نمی کنم من فقط به صورت یک احساس درک می کنم. و این احساس را می توان به صورت مصنوعی با دست کاری مغز من به وجود آورد. یا کاری کرد که من درد را در بدنم احساس نکنم. با وجود اینکه بدنم زنده است و حیات دارد اما وقتی ضربه بخورد احساس نکنم. پس این علم حضوری را می توان به صورت مصنوعی در فرد ایجاد کرد. یا آن را از بین برد. واقعا وقتی به صورت مصنوعی در ما درد ایجاد می شود با علم حضوری به چه چیزی علم داریم؟ در علم حضوری به درد، ما علم به چه چیزی داریم؟ از یک واقعیت مادی یا مجرد به صورت علم حضوری آگاه نمی گردیم. بلکه صرفا احساس ناخوشایندی را در خود می یابیم. در دست کاری مغز که در من احساس درد به وجود می آید، آیا خود درد ایجاد می شود؟ یعنی یک حقیقتی در عالم ایجاد می شود که تا حالا وجود نداشت و من بلا واسطه و مستقیما آن واقعیت را درک می کنیم؟ آیا می شود این دردِ من را به نحوی به دیگران هم نشان داد و چشاند؟ (خودِ دردی را که در بدن من است نه دردی که در بدن او ایجاد می شود) اگر یک واقعیتی مستقل باشد که من او را درک می کنم، پس باید امکان اینکه دیگران نیز همان دردی را که در وجود من است درک کنند. اما دیگران فقط حالت و وضعیت من را درک می کنند نه دردم را. دکتر نیز فقط فعل و انفعالات بدن من را می بیند نه خود درد من را. پس این درد یک واقعیتی نیست که در خارج ایجاد شود و من آن را درک کنم بلکه فقط احساسی است که من می یابم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احساسِ درونی به شکل حضوری است و انسان به آن احساس علمِ حضوری دارد. حال اگر آن احساس به صورتی عمیق‌تر در روح ما جای گیرد، بعد از بدن هم با ما خواهد بود و آن احساس، اگر علمِ به نداشتنِ کمال باشد به صورت آتش از درون و بیرون، انسان را فرا می‌گیرد. در این مورد می‌توانید به کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّ‌‌ی‌ترین زندگی» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

21481
متن پرسش
سلام علیکم: ازکجا می توان تشخیص داد گناه آدمی از ناحیه نفس است یا شیطان؟ از زنجان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه‌ پایه‌ی هر گناهی، نفس امّاره‌ی انسان است و شیطان بر اساس همین نفس امّاره وسوسه می‌کند. بدین لحاظ شیطان در قیامت به افرادی که آن‌ها را گمراه کرده است، می‌گوید: «فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم‏»(ابراهیم/22)  مرا ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید. موفق باشید

21465

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اوقات متعالی. میشه از استاد محترم بپرسم راجع به اینکه اگر از اخلاق و منش کسی که نه دیده ایم و نه می شناسیم آگهی یافتیم. به قصد آشنایی بیشتر مثلا در فضای مجازی در وبلاگ ها، ارتباط بیشتری از طریق همان گفتگوهایی که در پست ها کامنت می شود، برقرار کنیم، آیا این خلاف با مقام رضا هست؟ یا با کسی که در سیر و خودسازی هست ایراد دارد؟ اصلا مقدمات ازدواج چگونه باید اتفاق بیفتد؟ آیا این دست تلاش ها هر چند ممکن هست گاهی کمی احساسات را بر انگیزد و اصل و بنایش اگر همان اخلاق و کسب شناخت باشد آیا ایرادی در آن وجود دارد؟ خیلی تمایل دارم راضی باشم. و موقعیت ازدواج خودش حاصل بشود. نمی دانم چه کنشی درست و معقول تر است. متشکرم از راهنمایی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که این حرکات که می‌فرمایید جهت ارتباط با افراد، در صورت رعایت شئون اسلامی، طبیعی باشد به‌خصوص به عنوان مقدمه‌ی ازدواج. ولی باید مواظب بود خیالات و توهمات بر ما غلبه نکند. مواردی داشتیم که خانمی تصور می‌کرد آن آقا بر اساس انگیزه‌ی ازدواج در فضای مجازی ورود می‌کند؛ ولی بعد معلوم شد این‌طور نیست و یک حالت توهمی برای آن خانم بوده است. موفق باشید

20343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: نظر شما در مورد کره شمالی و مواضع رئیس جمهور آن چيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تحلیل در این مورد آسان نیست به‌خصوص که بحث حق و باطل در میان نمی‌باشد. آری! خداوند انسان‌های شجاع را دوست دارد و إن‌شاءاللّه از طریق کره‌ی شمالی، آمریکا و جریان استکباری اطراف کره‌ی شمالی تحقیر خواهند شد. موفق باشید

19949
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ۱._ چند وقتی است که با خانواده به مسافرت به استان های مختلف ایران مثل مازندران و اصفهان و تهران و... آمده ایم و هنوز میزان زیادی از این سفر باقی مانده است. می خواستم بدانم رویکردمان از سفر و در سفر چگونه باید باشد؟ آیا در شرع مقدس اسلام سفر برای گردش و تفریح ممدوح است یا اینکه امری مباح است؟ آیا می توان این سفر ها را مصداق توصیه و امر قران دانست (سیروا فی الارض) یا اینکه این آیه مقصود دیگری دارد؟ (که به نظر بنده هم مقصود دیگری دارد) ۲. چکار کنیم که در این سفر ها بهره ی مناسب را ببریم و مغبون واقع نشویم؟ ۳. با توجه به منطاق گردشگری اصفهان که اکثرا معماری های اسلامی می باشد و روحیه خاصی که در این معماری حاکم است آیا توصیه ای در سفر به اصفهان دارید؟ خیلی ممنون از لطفتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این نوع گردش‌کردن‌ها مصداق «سیروا فی‌الأرض» نیست. زیرا در سیروا فی‌الأرض رجوع به آثار کسانی است که در تاریخ‌های گذشته مقابل انبیاء ایستادند و به سرنوشت‌های بدی گرفتار شدند. ولی به نظرم اگر به صورت درستی این سفرها صورت گیرد، علاوه بر آن‌که یک تفریح می‌تواند باشد، می‌شود که انسان روحِ شهرها را احساس کند. زیرا هر شهری روحی دارد که بر اساس آن ساخته شده است و این به شرطی است که در دلِ شهر وارد شود و علاوه بر آثار معماری آن شهر، به نحوی روابط انسانیِ آن شهر را نیز در نظر بگیرد. موفق باشید

19763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پرسیده بودم بعد مقالات چه باید کار کنم فرمودید معاد، حقیر مباحث معاد با صوت، معرفت النفس، خویشتن پنهان را کار کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه آماده‌اید که با تأمل بر شرح سوره‌ی حمد امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» افقِ دیگری را در مقابل خود بگشایید. موفق باشید

19119
متن پرسش
با سلام و خسته نباشيد استاد: در مورد استفاده از حروف ابجد و تغيير اسم و تزاحم اسامي زن و شوهر و اينكه آيا حضرت علي، از اين علم استفاده مي كردند، و همچنین عرفای نامی؟ لطفا کتابی معرفی بفرمایید که برایم ثابت بشود آیا این راه درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها، کارهای غلطی است و در سیره‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» ابداً چنین چیزهایی دیده نمی‌شود. نکاتی در این رابطه در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

19116
متن پرسش
چقدر خوب نویسنده‌ی متن «یک عالَم دروغ، به‌خصوص دروغ به خود!!» توانست اعتراف کند! و بگوید: «می‌خواهم با اعتراف، از شرِّ دروغ‌گویی به خویشتن خلاصی یابم......» درگیر آن تارهای نامرئی دینی نبود، که تا خواستی کمی صادق باشی پیچ و تابت دهد درون خودش ... چه خوب چهره از من برداشت «می‌خواهم نقابِ نفرت‌انگیز حفظِ ظاهر را از چهره بردارم...» آن ظاهرِ موجه دینی که نمی‌گذارد خودت باشی، خودت با همه‌ی زخمِ ریشه‌کرده در جانت... لنگان لنگان به پهنه‌ی انقلابم که شد آمده‌ام... اما بریده‌تر از قبلم! به‌راستی هر موقع که دیدمتان همه‌ی حرف‌ها تمام می‌شدند! زبانم به همان ادبی که آموخته بودید، باز می‌شد... اما آن زبانِ دل من نبود! حرفی می راند که از دل نبود! زبان‌تان، زبان قاصدکی‌ست که از لجن‌زاری عبور می‌کند، تا به وطن قریبش برسد... کجا خبر از دل‌شکستگی، ناامیدی و غریبی، بدانید وقتی امید روزگار ما هستید! اگر جای من بودید هر روز به چیزهایی پناه می‌بردیدکه هزاربار دل‌تان می‌خواست نباشید! آن متن، زبانش باز است به اعترافاتش... آن‌که غیر از کور و کربودن، لال است چه کند؟ هرچند خراب، ولی نوشتم... منی که حتی قاصرم از گفتن حرف‌های دلم باید هزاربار مز‌مزه کنم تا بگویم آخرش هم راحت نشدم!! «کاش قاصدک من هم بودید؛ شما که چون جان، عزیز هستید» کاش اینقدر بی‌خبر از من نبودید!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا می‌توان باور کرد که انسان‌ها ماورای کلمات با همدیگر سخن‌ها دارند؟! آیا می‌توان باور کرد که: «متحد بودیم یک گوهر همه / بی‌سر و بی‌پا بُدیم آن دم همه» و از این جهت می‌توان سخن‌های ناگفته‌ی همدیگر را شنید و به رویِ خود نیاورد؟! زیرا: «وقتْ تنگ و می‌رود آبِ فراخ / پیش از آن کز هجر گردی شاخ شاخ.  شهره کهریزی‌ست پر آبِ حیات /  آب کَش، تا بَر دَمَد از تو نبات.  آب خضر از جوی نطق اولیاء / می‌خوریم ای تشنه‌ی غافل بیا». پس باید در دامنه‌ی این کوه بلند، نَفَس‌نَفَس هم که شده جلو رفت. می‌دانم می‌گویی احساسات‌مان را درک نمی‌کنی، نه! این‌طور نیست، جایِ درد و دل نیست، زمان، زمانِ رفتن است حتی در شوره‌زاری سخت و گرم و بی‌آب و علف. بمانیم، می‌میریم و این، ابتدایِ ویرانی است و چنگال‌های سردِ نیهیلیسم تا عمق جان‌مان فرو خواهد رفت. باید به سوی عبودیت او حرکت کرد تا بالاخره راهْ گشوده شود، حتی اگر سال‌ها با حرکت در این کویر، سرگردان بمانیم باز باید رفت و به ارتفاع‌های حقیر نباید دل‌بست. در افقِ این تاریخ چیز دیگری نمایان است و باید زندگی را با نگاه به آن افق معنا کرد وگرنه چه فرقی است بین احساسی که یک داعشیِ خون‌خوار در این دوران دارد با آن کاخ‌نشینِ مرفه که مشغول وقت‌کشی در زندگی است؟! هر دو به خودْ دروغ می‌گویند و زندگی را وارونه می‌بینند و هر دو تسلیم پوچی‌های دوران خود هستند و به راهِ گشوده‌ای که در افق نمایان است و گهگاه گنجشک‌ها از آن خبر می‌آورند، نظر نمی‌کنند.

اگر به تولدی دیگر که در آن تولد، شب می‌میرد و صبحگاه به‌دنیا می‌آید نیندیشیم، چگونه معنای حضور در تاریخی را که خداوند را از آسمان به زمین آورده، فهم خواهیم کرد؟! سراسرِ فرهنگ زندگی به سبک مدرنیته پوچی است و پوچی آن تا عمق استخوان انسان‌ها نفوذ کرده است و در مقابل، افق برای عبور از آن به روشنایی گرائیده است زیرا که گفت: «چون‌که سرکه سرکِگی افزون کند / پس شکر را واجبْ افزونی بُوَد» به همان معنایی که اخوان ثالث گفت: «بهار، آن‌جا نگه کن، با همین آفاقِ تنگ خانه‌ی تو، باز هم آن کوه‌ها پیداست». و من افقی که انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده است را، اشاره به آن کوه‌هایی می‌دانم که با گذر از خانه‌ی تنگِ زندگی مدرن، می‌توان آرام‌آرام به آن نزدیک شد.  موفق باشید   

 

18042
متن پرسش
با سلام خدمت مبارک استاد عزیزم: حضرتعالی در کتاب تمدن زایی شیعه فرمودید که من نمی گوییم برگردیم به گذشته، در حالی که در مواردی بنده وقتی تامل می کنم می بینم باید به گذشته برگردیم و این امر اجتناب ناپذیر است مانند ساختن مسجد مطابق معماری اسلامی، اما چند سئوال: 1. استاد بنده فکر می کنم برای شروع فرایند تمدن اسلامی ساختن مساجد و مسکن مطابق معماری اسلامی ظرفیت خیلی خوبی است، نظر مبارک چیست؟ 2. شما فرمودید که با سوار بر تکنولوژی تفکر خود را ارائه دهیم، بالفرض برای صنعت خودرو چه جوری سوار بشویم به نظرتان آمده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی می‌گوییم نمی‌توانیم به گذشته برگردیم، به آن معنا است که نمی‌توانیم به همان سبک و با همان معنا که از زندگی داشتیم، زندگی کنیم. ادامه‌ی تاریخ نشان داد انسان‌ها استعدادها و توانایی‌های دیگری نیز دارند. ولی در این‌که باید همواره قواعد ناب طبیعت را مدّ نظر قرار داد، موضوع فرق می‌کند 2- حاکم‌شدن بر تکنولوژی به معنای آن است که اهداف خود را طوری تعریف کنیم که حرص و تجاوز بر طبیعت، همه‌ی افق شخصیت ما را اشغال نکند و متوجه باشیم پدیده‌ها، چهره‌ای غیر از آن‌که فقط برای مصرف ما باشند بر ما می‌گشاید. یعنی نه جنگل، تنها وسیله‌ی ساختن دکور چوبی خانه‌های ما است و نه رودخانه، تنها برای سدساختن. این‌ها به چیزها و جاهای دیگری نیز اشاره دارند که روحیه‌ی مصرف‌گرایی ما آن عالمی را که آیات الهی بدان اشاره می‌کنند، نمی‌بینند و این به جهت حاکمیت تکنولوژی بر روح و روان ما است که نمی‌گذارد پدیده‌ها را با چشم ماورای چشم تکنیکی نگاه کرد. موفق باشید  

13448
متن پرسش
با سلام: در جلسه دوشنبه قبل از عید قربان در مورد رعایت کردن اعتدال در تمام موارد زندگی گفتید. برای مثال عرض کردید حتی گوشت قربانی رو گفتند قسمی برای فقیر قسمی برای همسایه و رحم و قسمی برای خودمان. حال چرا حضرت علی (ع) و فاطمه (س) در آن شبهای بیاد ماندنی افطاری خود را به فقیر دادند و هیچ چیز برای خود نگه نداشتند. شاید بگویید قیاس بزرگان به خود مگیر ولی بالاخره این نحوه از زندگی و رعایت اعتدال از زبان خود معصوم در قالب همان دعایی که شرح می دادید به ما رسیده. لطفا توضیح دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتدال در هر مرحله‌ای مناسب آن مرحله باید باشد. به جوانی که عادت به عبادت ندارد، اعتدال را باید این‌طور معنی کنیم که بدون هیچ مستحبی فقط واجبات نمازش را انجام دهد. ولی اعتدال برای کسی که می‌خواهد یک لحظه از نظر به خداوند غافل نشود، معنای دیگری دارد و سخن حضرت سجاد«علیه‌السلام» در رابطه با اعتدال برای هر دو مرحله، تقاضایی است مناسب همان مرحله. موفق باشید

10456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در رابطه با پاسختان به سوال 10412 در رابطه با روانشناسی در کدام جزوه صحبت فرموده اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ای هست تحت عنوان «رابطه دین و روانشناسی». موفق باشید
6718
متن پرسش
سلام.آیا هم اکنون نیز فرشتگانی به وجود می آیند؟دقیقا فرآیند به وجود آمدن یک فرشته چگونه است در حالی که مانند انسان جسمی در کار نیست که از آن حادث گردد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن‏» همواره خدا در ایجاد است، چرا دائماً فرشته نیافریند؟ در بحث برهان صدیقین، رابطه‌ی خالق و مخلوق را دنبال کنید. موفق باشید
890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
لطفا فلسفه ی امید به خدا را بفرمایید که چیست چون من امیدم را به کل ره خودم از دست دادم و امید به خدا هم داشتم ولی خدا لطفی که می خواسته در حق من بکند دیگر کرده و این من هستم که برای گرفتن لطف او باید قدم بردارم. با این تعبیر جایگاه امید به خدا چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: وقتی متوجه شدیم همه‌کاره‌ی عالَم و آدم خدا است در همه‌ی امور اعتمادمان را به خدا قطع نمی‌کنیم و مأیوس هم نمی‌شویم او دریای رحمت و کرم است. موفق باشید
28068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی: ببخشید رابطه پیامکی قبل از ازدواج با توجه به دنیای جدید که شاید اگه قبل از خواستگاری با دختر در میان نگذاریم، به نوعی سنتی گرا با مسئله برخورد می‌کنی، اشکالی دارد؟ مخصوصا برای ما که بچه مذهبی هستیم. ممنون میشم راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تنها جنبه‌ی صحبت‌های قبل از ازدواج داشته باشد و گرفتار سخنان لغو و سرگرم‌شدن با نامحرم نداشته باشد؛ قابل قبول است. موفق باشید

25753

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما پدر عزیز و گرانقدر: در ارتباط با سوال ۲۵۷۳۱ فرمودید: (ظاهراً مربوط به صورت برزخی است که در موطن خیال افراد ظهور می‌کند). اگر ممکن است لطفاً توضیح بفرمایید فرآیند ظهور در موطن خیال چگونه است و چرا عقل در صحنه نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

24161
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. گناهان از جنس شهوت جنسی و لذت های جنسی چه تاثیری بر نفس می‌گذارد و کدام قوه در نفس را متاثر می کند و چه تغییری در نفس ایجاد می کند؟ ۲. با این گناهان انسان از چه چیزهایی نزد پروردگار محروم خواهد شد و چه تاثیری در دنیا و آخرت دارد؟ ۳. چگونه می شود کسی را که نماز نمی‌خواند که البته قبلاً می‌خوانده با استفاده از خوف و رجا و احادیث، مخصوصا اگر درصد خوفش بیشتر باشد، مثلا احادیثی که خوف بیشتری ایجاد می کند، متذکر کرد؟ یک نمونه حدیث که خوف آن بیشتر است و در مورد ترک نماز است برای بنده بیان کنید، یک سری کتب احادیث که اینگونه هست و یا جزوه که برای انسان مشخص بشه اگر نماز را ترک کرد چه چیزی را از دست خواهد داد معرفی کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن گناهان جهت کلّی نفس را از مسیر زندگی به حقایق مختل می‌کند. ۲. از اُنس با حضرت حق محروم و انسان گرفتار جهنم و آتش می‌شود. ۳. از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هست: «مَنْ صَلَّى الْفَرِيضَةَ لِغَيْرِ وَقْتِهَا رُفِعَتْ لَهُ سَوْدَاءَ مُظْلِمَةً تَقُولُ لَهُ ضَيَّعَكَ اللَّهُ كَمَا ضَيَّعْتَنِي وَ أَوَّلُ مَا يُسْأَلُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ صَلَوَاتِهِ فَإِنْ زَكَتْ صَلَاتُهُ زَكَا سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَزْكُ صَلَاتُهُ لَمْ يَزْكُ عَمَلُه» کسی که نماز را در وقت خود نخواند نماز او مانند نقطه سیاهی بالا می رود و خطاب به نماز گزار می گوید مرا تضییع کردی خداوند تو را تضییع کند و اولین چیزی که از بنده خدا در پیشگاه خداوند سوال می شود از نمازهایش است اگر نماز او نماز پاک و صالحی بود و از هر گونه نا خالصی و کم و کاستی به دور بود سایر اعمالش هم چنین خواهد بود و اگر نمازش نماز پاک و صالح و خالصی نبود در این صورت سایر اعمالش نیز صالح و پاک به حساب نخواهد آمد. (کافی ج 3 ص 268). آری! ترک نماز یعنی بستن دریچه‌ی رحمت الهی به خود و واگذاشتن انسان به خودش. موفق باشید

22735
متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد جانمان. استاد تقریبا ۲۲ جلسه ندای بی صدای انقلاب اسلامی را گوش کردم ولی یه جوریه! من صوت های قبلی شما را گوش میدم ولی همشو تقریبا می فهمم یا با چند بار گوش دادن می فهمم چی دارید می گویید و عملی بکارشون می گیریم. ولی این جلسه چیزی دستگیرم نمیشه جلسه آخر را دو بار گوش کردم اگرم صد بار هم گوش کنم میدونم مثل همین دوباره هیچی انگار دستگیرم نمیشه فقط تصدیقش می کنم میگم انگاری همینه. نمیدونم چرا اینجوریه! باید با چه رویکردی با این نوع جلسات همراهی کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در جلسه‌ی اول عرض نشد می‌خواهیم با روش اشاره‌کردن به وجهِ وجودی انقلاب اسلامی نظر کنیم؟ پس بنا نیست چیزی دستگیرتان شود. به نظر می‌آید نکات جلسات اول و دوم را باید دوباره مرور بفرمایید. البته آن جلسات پیاده شده و در حال تدوینِ نهایی است ولی شما معطل آن‌ها نباشید. موفق باشید   

22156
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: 1. استاد نسبت بین فقه و عرفان چیست؟ جایی هست که عرفان دست فقه را بگیرد؟ لطفا قدری باز کنید مطلب را. 2. در این باره چرا Hیت الله قاضی روی اجتهاد شاگردانشون تاکید داشتند. تشکر از لطف حضرتعالی. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقه و عرفان هرکدام جای خود را دارند. فقیه به اعتبار فقاهتش سعی می‌کند حکم خدا را در امورات عملی انسان‌ها تعیین کند و عرفان، انسان را متوجه‌ی حقایق عالم می‌نماید. حال اگر فقیه با عرفان آشنایی داشته باشد بهتر می‌تواند حکم خدا را در بستر حقایق الهی تعیین نماید. با این‌همه عارف باید در سلوک خود وظایف عملی خود را به‌خوبی بشناسد و چه خوب است که در این مورد مجتهد باشد. موفق باشید

18185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده ده نکته از معرفت + شرح صوتی + خویشتن پنهان رو مطالعه کردم و قرارم این بود که بعد از اینها کتاب معرفت نفس و حشر رو بخونم ولی این کتاب برام سنگینه و نمی فهمم و نیاز به شرح ساده ترشرو دارم لطفا کمکم کنید یا کتاب دیگری معرفی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است فعلاً به جای کتاب «معرفت نفس و حشر»، کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. زیرا در کتاب «معاد» بسیاری از مباحث جلد 8 و 9 اسفار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. موفق باشید

17030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمةالله: استاد بزرگوار، علامه طباطبایی رضوان الله علیه در تفسیر آیات یک تا پنج سوره بقره در المیزان فرموده اند این پنج خصلتی که برای متقین ذکر شده، نتیجه هدایت اول آنان است که به دلیل سلامت فطرتشان در آن ها ایجاد شده است. بنده می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم که چرا عده ای فطرت سالم و عده ای فطرت ناسالم دارند؟ چه عواملی روی سلامت فطرت اثر دارد؟ تشکر میکنم از پاسخگویی تان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه دارای فطرت سالم‌اند، منتها عده‌ای طوری زندگی را برای خود تعریف می‌کنند که نتیجه‌ی آن نوع زندگی محرومیت از هدایت الهی است و از این جهت در فطرت خود باقی نمی‌مانند. موفق باشید

9892

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در مورد خواب از دید خودشناسی فرمودید که وقتی جسم مادی توانایی فرمان برداری از روح خود را نداشته باشد روح موقتا جسم را ترک می کند و به اصطلاح انسان می خوابد. حال سوالی که مطرح می شود در انسانهایی که به سختی از خواب بلند می شوند و به اصطلاح خواب سنگین دارند مشکل کجاست؟ آیا روح آنان توانایی برگشت به جسمش را ندارد یا اشکال را باید در جسم مادی جست؟ لطفا راه حل را نیز ارائه نمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً به هر دوی جسم و روح مربوط است. نه روح آن حساسیت را دارد و نه جسم طوری است که آمادگی تدبیر روح در آن کامل شده باشد. به نظرم باید سعی کنند مزاج خود را با غذاهای مناسب متعادل کنند و روح خود را هم با آرزوهای بلند و پرحرفی خسته ننمایند. بعضاً هم ارثی است و کم‌کم بهتر می‌شود. پزشگان سنتی راه‌هایی را تجربه کرده‌اند، خوب است موضوع با آن‌ها در میان گذاشته شود. موفق باشید
3872
متن پرسش
سلام جناب طاهر زاده عزیز بنده خدمت سربازی را تمام کرده ام و اکنون به نقطه ی عطفی در زندگی ام رسیده ام. می خواهم باقی عمر خود را وقف در انقلاب و اسلام عزیز کنم بدون اینکه به هیچ سازمانی وابستگی داشته باشم. منتها خانواده اصرار دارند که یک شغل دولتی داشته باش و نیمروزت را به هر کاری که علاقه داشتی برِس! منتها احساس می کنم در این صورت سی سال از عمرم را با ترس از نان شب به بیهودگی گذرانده ام حال آنکه معنای ثمر بخش بودن زندگی را تنها در کار فرهنگی و خدمت فکری به مردم می دانم. استاد عزیز بنده در سن ازدواج هستم و بحث مالی هم برایم مطرح است ولی نمی دانم چه باید بکنم. خدایم، عمرم، زندگی ام، خانواده ام... لطفا راهنماییم بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره با همه‌ی زیبایی که در نیت پاک خود دارید (باشید) یا طلبگی را انتخاب کنید که زمینه کار فرهنگی در آن بیشتر فراهم است. موفق باشید
25115
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: عزیز جنابعالی در صوتی هاتون فرمودید یکی از طنابهای قوی شیطان مسئله رزق و روزی است و این که آدم تا برای خودش حلش نکنه راه به جایی نمیبره. بنده ۲۷ سالمه مجرد خیلی پایین تا میام روی خودم کار کنم خانواده میگن فردا پیری و کوری داری برو بیمه رد کن که فردا پیر شدی به یکی هم بگی یه تیکه نون بده بهت نمیده. حالا این طناب من رو زمین زده. تازه ندارم هم که بخوام ماهی ۴۰۰ تومان بدم. توکل هم که بلد نیستیم. هر کی میاد میگه به فکر آیندت باش منم می گم استاد طاهرزاده گفته باید همانطور که گنجشک توکل میکنه با شکم خالی میاد بیرون و با شکم پر برمیگرده باشی. اما باز هم شیطان وعده فقر، مریضی، گرفتاری و بی عزتی میده؟ بابا جان پدر جان تو رو خدا نگو این سئوال توی حوزه مباحث من نیست. کامل پسرتون رو کمک کنید تا بنده هم عاقبت به خیر بشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف، یک کلمه بیش نیست اگر در حدّ معقول جهت کسب روزی تلاش کنید و در همه‌ی موارد، انصاف را، آری! انصاف را رعایت نمایید، در سنّ پیری همان‌طور که روایت‌های موجود در آن کتاب متذکر می‌شود؛ نه‌تنها در پیری درنمی‌مانید، بلکه راحت‌تر از دوران جوانی زندگی خواهید کرد. موفق باشید

22755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد بزرگوار: چند وقتی است که از مباحث اخلاقی شما استفاده می کنم اما خیلی دوست داشتم نظر شما را راجع به یک ادعای سیاسی بدانم. سوالم را خیلی ساده بیان و بدون لفافه مطرح می کنم. بعضی تحلیلگران و منتقدان سیاسی مخالف رئیس جمهور هستند تا اینجای کار برای من قابل هضم است چون به هر حال هر کسی مشرب و سلیقه و تحلیل خاص خودش را دارد. ولی بعضی از ایشان با تاکید می گویند که آقای روحانی مهره نفوذی دشمن است و عملکردهایش نه از روی بی تدبیری و بی لیاقتی بلکه دقیقا خیانتکارانه و به منظور براندازی نظام است. سوال من این است که آیا واقعا ممکن است با وجود نظارت رهبری در همه امور کشور و با وجود فیلتر شورای نگهبان و ... شخص خیانتکاری تا این حد قدرت بگیرد و مهم ترین منصب کشور پس از رهبری را برعهده بگیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر این‌که کاملاً مخالف آن‌هایی هستم که چنین نگاهی به آقای روحانی دارند؛ از آن مهم‌تر سخنان اخیر رهبری با اعضای خبرگان است که بحث ویروس بدبینی را مطرح کردند و دقیقاً روی همین موضوع دست گذاشتند که انتقاد منطقی و مدلل آری، ولی ویروس بدبینی بسیار مضرّ است. موفق باشید

نمایش چاپی