بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21643
متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید در جواب یکی از سوالات که پرسیده بودند از نظر برخی مراجع فلسفه حرام است و شخص چه کار کند شما پاسخ دادید که نیازی به مراجعه به مرجع در این زمینه نیست به دلایلی که ذکر کردید. سوال بنده این است که در مسائل لباس پوشیدن و ... هم همینطور است؟ برای مثال برخی مراجع کراوات زدن را حرام می دانند. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد عرفان و فلسفه، موضوعات عقیدتی است و مقدم بر تقلید است. و اساس تقلید بر امورِ عملی است که لباس‌پوشیدن نیز از همین امور عملی می‌باشد که در حوزه‌‌ی نظرِ فقهِ فقهاست. موفق باشید

21386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: یه سوال خانوادگی داشتم، من در سن ۳۰ سالگی ازدواج کردم و خیلی همسرم را دوست دارم. ولی این خوبی ها گاهی من را دچار افسوس میکنه که چرا زودتر ازدواج نکردم و اینقدر به خودم سختی دادم، مخصوصا که پدرم خیلی با درس خوندن من مخالف بود. و یاد یکی از خواستگار هام افتادم که خیلی هم اصرار داشت و من الان که فکر می کنم بی دلیل خاصی گفتم نه! و این افسوس یه موقع هایی به شدت منو اذیت میکنه، مخصوصا چون دیگه بوشهر زندگی می کنیم و از خیلی از زندگی معنوی خودم دور شدیم و کلاس شما را هم نمیتونم بیام ولی اون شاید زندگی معنوی تری داشت. استاد آیا این افسوس من درسته یا این تقدیر من بوده؟ خواهش می کنم راهنماییم کنید تا از این فکر ها بیرون بیام و صادقانه در کنار همسر خوبم باشم. با تشکر. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این حادثه‌ها مبتنی بر تقدیرات الهی است که ماورای اراده و تصمیمات ما مقرر می‌شود. بالاخره فرزندی که شما متولد می‌کنید، این پدر و مادر را انتخاب کرده است و لذا لازم بود شما کنار هم می‌آمدید تا آن فرزند متولد شود. موفق باشید

21381
متن پرسش
با سلام: قصد جسارت و ایراد طعنه ندارم سوالم علمی است. در جایگاه دانشجو دستی از دور بر آتش مباحث کلامی جناب غزالی و نقد و تعریض های ایشان به فلاسفه دارم. عموم آقایان مدافع فلسفه در نقدشان به حملات جناب غزالی مدعی هستند عمده دلیل این درشت گویی و تکفیر عدم تسلط کافی غزالی بوده است بر حقیقت مطالب جناب ابن سینا و فارابی. و می گویند فلسفه را باید نزد استاد خبیر خواند و خود خوانی عاقبتش ترکستان کژ فهمی است (به صورت خاص جناب آشتیانی در کتاب نقد تهافت غزالی را به شدت نواخته اند و بارها متذکر شدند نفهمیدن مطالب دلیلش درس نیاموختن نزد استاد فن بوده است). حال اگر این کلیت را تا حدودی بپذیریم و بگوییم غزالی با آن هوش و استعداد و با وجود تسلط بسیار عالی بر زبان عربی، باز از فهم عمیق مطالب ابن سینا و فارابی باز ماند، آیا به طریق اولی نمی شود گفت چطور عزیزان مثل شما که علی الظاهر هایدیگر و گادامر و سایرین را با واسطه ترجمه های ناقص و بعضا پر غلط می خوانید و عمدتا نزد اهل فن مسلط بر فلسفه غرب هم تحصیل نکرده اید می توانید به فهم خود اینقدر اعتماد کنید؟ هنوز که هنوزه بنده بسیاری اساتید فلسفه اسلامی را می بینم و می شناسم که معتقدند اسلام شناسان و اساتید غربی (با وجود تسلط بر زبان عربی و بعضا شاگردی نزد اساتید ایرانی) هنوز به حاق برخی رموز فلسفه سینوی و صدرایی راه نیافته اند. مطلبی که به عنوان دانشجویی ناظر تا حدودی آن را می توانم تایید کنم. حال برایم بسیار جای تعجب و شگفتی است از اینکه می بینم عزیزان و اساتیدی چون شما که بنده در تسلط تان به علوم اسلامی و فلسفه اسلامی تردیدی ندارم، چطور می توانید با این اطمینان صحبت از نظریان امثال هایدیگر آلمانی بکنید که بعضا خود آلمانی ها در فهم دقیق فلسفه اش اظهار ضعف می کنند. این جسارت را از این جهت می کنم چون کمی درس ترجمه خوانده ام و می بینم تفاوت میان متن ترجمه و متن اصلی در امور فلسفی (حتی در صورت تسلط کافی مترجم) بعضا چقدر خواننده ای که نگاهش صرفا به ترجمه است را گمراه می کند. همین مصیبت و گرفتاری را در مراجعه به متون فلسفی یونان باستان هم داریم و بارها خدمت برخی اساتید گفته ام دعوای آقایان در کشور بر سر فلسفه یونان (با عدم تسلط هیچ یک به زبان یونانی و نبود اساتید خبره در این زمینه در کشور) مانند دعوا سر لحاف ملا است. چون جنابعالی را فردی اهل اندیشه و معتقد به مبانی علمی یافته ام جسارت کردم و این نکته را متذکر شدم. در خاتمه فقط بگویم که بنده با جنابعالی در مورد لزوم عبور از فلسفه و تمدن غرب برای نیل به تمدن اصیل اسلامی صد در صد موافق هستم (حتی پیش از خواندن نظرات شما هم در گفتگو با برخی از دوستان بارها همین مطلب را متذکر می شدم). اما عبور از تمدن یا فلسفه غرب بدون اجتهاد در آن علم امکان ندارد و الفبای اجتهاد هم یکی تسلط بر متون اصلی و شاگردی نزد اساتید فن خاص آن حیطه است. افسوس و صد افسوس که ما از امثال مرحوم دکتر حائری یزدی (که بعد اجتهاد فقهی و فلسفی اسلامی راهی غرب شدند و در آنجا هم به درجات عالی رسیدند) به تعداد انگشتان یک دست هم نداریم. بقیه آقایانی که مدعی آموزش و تدریس فلسفه غرب در ایران هستند به جز معدودی بقیه یا دچار توهم هستند یا خدای نکرده شارلاتان تشریف دارند و مردم را جهل می آموزند به جای علم. خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید و بنده را هم ببخشد. (اگر صلاح ندانستید مطلب را به صورت عمومی منتشر نکنید).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 21355 عرض کردم معتقد نیستم از فلسفه‌ی غرب باید عبور کنیم، بلکه بنده مثل آقای دکتر سید حمید طالب‌زاده معتقدم اگر بخواهیم جایگاه فلسفه‌ی خودمان را هم درست بشناسیم، باید فلسفه‌ی غرب را بفهمیم 2- اعتقاد بنده آن است که اگر در فضای تعقل و نه تقلید با تفکر فیلسوفان در هر جای دنیا که باشند، مرتبط شویم ماوراء حتی نوشته‌هایی که از آن‌ها به طور دست و پا شکسته ترجمه شده است، می‌توانیم آن‌ها را بفهمیم ولی نه در دستگاه رسمیِ آکادامیک بلکه به گفته‌ی هولدرلین به معنای سفر به سرزمین‌های بیگانه برای یافتن آن چیزی که خود داریم که بحث آن مفصل است. بد نیست که بالاخره سری به جواب سؤال شماره‌ی 21355 بزنید. موفق باشید

20516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: لطفا اگه ممکنه سوال شماره 20494 را پاسخ بدهید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً این‌طور جواب داده شده بود: باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر گوشه از نظام اسلامی اگر به قصد خدمت، تلاش کنید خود به خود احوالات روحانیِ خوبی نصیب شما می‌شود و جبرانِ کمبود استاد را می‌کند. از این جهت اگر بتوانید در امر اقتصاد مقاومتی تلاش کنید بهتر است. موفق باشید

20470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار و عزیزم: لطفا نظر مبارکتان را در خصوص تحلیل زیر و تحلیلتان از این ماجرا را بیان فرمایید: با تشکر 1. «پیروزی بدون جنگ»؛ این عنوان کتابی است که توسط «ریچارد نیکسون»، رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده نوشته شده و در آن اشاره‌ای به راهبردهای واشنگتن در خارج از کشور دارد. 2. در این کتاب، یک جمله کلیدی وجود دارد: «همیشه دشمنتان را سر دوراهی‌ای قرار دهید که هرکدام را انتخاب کند، شکست بخورد.» 3. دشمنان مجانی بودن پول آب و برق از کلام امام را می گویند ولی برای چه کسی را نمی گویند؟ از خودمان بپرسیم چرا به این طریق دشمن پا فشاری بر روی این حرف امام آن هم به این شکل هر از چند گاهی می کند؟ 4. بچه های انقلابی هم یا از سر جهل و یا آگاهیه از باب اصلاح مابین الناس، صورت مسئله را پاک می کنند. با این نگاه که امام دروغ نگفته و چنین حرفی را نزده و این حرف را گردن آقای امیر عباس انتظام و دولت آقای بازرگان می گذارند. این در حالی است که امام حقیقتا این حرف را زده ولی با قید و شرط یعنی برای قشر کم در آمد نه برای همه. (جلد ششم صحیفه امام خمینی (ره) 5. با این وضع ما کلام امام را به طریقی که غرب مطرح کرده چه انکار کنیم و چه تصدیق کنیم، غرب به نتیجه خود وارد شده به این شکل که: اگر بگوییم امام گفته است. غرب به خواسته اش رسیده ۱. با این همه کلیپ و متن و برنامه های که ساخته در زمین دشمن بازی کرده ایم ۲. مجانی بودن برای همه اقشار جامعه امکان پذیر نیست و وعده ای فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و بدور از واقعیت است. ۳. با این کار امام را فریب دهنده تلقی می کنند. ۴. و به نتایج دیگر آنها که با چنین وعده هایی انقلاب را پیش برده اند دامن زده ایم. 5. اما اگر بگوییم امام نگفته است، با این کار هم به نتیجه خود رسیده است. ۱. چرا که اصل کلام امام که کمک به قشر کم در آمد از طریق ارگان ها است نادیده گرفته شده ۲. دشمن هر روز بیشتر و بیشتر از این حربه برای فشار به انقلابیون و قشر کم در آمد استفاده می کند. ۳. جوانان انقلابی کمک به قشر مستضعف از طریق ارگانهای دولتی که سیستمی غربی دارند را از یاد برده و اصلا درصدد اصلاح ارگانها با دید توحیدی و کمک به قشر مستضعف از این طریق نشده و غرب حکم رانی خود را ادامه می دهد. ۴. مسئولین و دولت مردان آینده و کنونی ناخواسته هر روز از این طریق به خاطر غربی بودن سیستم ارگانها به مردم اجهاف کرده و انقلابیون در مقابل سکوت می کنند. چون حرف امام را منکر شده اند پس باید سکوت کنند. تحلیل دیگر اینکه دشمن هم دامن به نقل قول امام و وعده پوشالی آن می زند و هم تحلیل ها و کلیپ هایی که امام این حرف را نزده. 6. اما راه حل بازی نکردن در میدان دشمن این است که: مردم را از تمامی کلام امام آگاه شوند و عین آنچه را گفته متوجه شوند با تمامی قیدها و آن اینکه این مجانی بودن برای کم در آمدها است نه برای همه مردم. با این کار امام نیز از تحریف حفظ می شود. و اینکه دولت جمهوری اسلامی درصدد این امر بوده و با پرداخت یارانه تا حدودی در اجرای این امر کوشیده است ولیکن موفق نبوده چون مردم شاهدنند که افرادی که از خدایشان است که انقلابیون منکر این حرف امام شوند از آب گل آلود ماهی خود را گرفته و با شیبی ملایم بر روی قبوضشان کم کم همین پول یارانه را هم به عناوین مختلف گرفته و باز فقرا و کم در آمد ها در زیر این فشار به سر می برند. اینم تحلیل یکی دیگه از دوستان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکات خوبی است. در ضمن عنایت داشته باشید هر اندازه دشمن را بهتر معرفی کنیم، این نوع حرف‌هایش بیشتر بی‌ارزش جلوه می‌کند. و هر اندازه بتوانیم اهداف الهیِ انسان‌ها را به انسان‌ها متذکر شویم، بهتر دشمن را می‌شناسند. موفق باشید

19757
متن پرسش
سلام محضر استاد عزیز و نور دیده: در انتخاب نام نیکو برای فرزند، نیکویی در امروز، به چه معناست؟ به نظر شما چرا امام راحل و امام حاضر جامعه، نام فرزندانشان را از اسماء انبیاء و اولیاء انتخاب نکرده اند؟ تفأل به قرآن کریم برای انتخاب نام، کار درست و نیکویی ست؟ حشرنا الله مع اولیائه و احبائه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم هر انسانی خوب است نماد شخصیتی باشد که انسان بتواند کمال خود را در آن شخص احساس کند و با نظر به شخصیت او خود را جلو ببرد. موفق باشید

18925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و عرض تبریک به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام الل ه(علیها) می بخشید استاد! این سوال و یکی دیگه از کاربرا پرسیده بود اما.... چرا شما که این همه از انقلاب و پیروی از رهبری صحبت می کنید از کانال تلگرام استفاده می کنید؟ استفاده از کانال های سروش و سلام که ایرانی هستند کمک به اقتصاد مقاومتی نیست؟ شرمنده قصد جسارت ندارم فقط ....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به مسئول محترم سایت نوشتم که بررسی بفرمایند. عنایت بفرمایید که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در صحبتی که در تاریخ 19/8/95 که با جبهه‌ی انقلاب فرهنگی داشتند؛ در جواب سؤالی که از ایشان شده بود در مورد شبکه‌های اجتماعی و مجازی خارجی می‌فرمایند: «درباره‌ی استفاده و ورود به شبکه‌های اجتماعی و مجازیِ خارجی، ورود هوشمندانه به شبکه‌های اجتماعی و مجازی خارجی‌ها – که سؤال شده است – خوب است اما به شرطی که خودمان غرق نشویم و مثال آن غلام و آب جو نشود «شد غلامی که آب جوی آرد /  آب جوی آمد و غلام ببرد» ورودِ تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن. موفق باشید

18834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به فرمایش استاد گرامی که در نماز باید نظر به امام علیه السلام داشت در صورت امکان توضیحی در این مورد یا مرجعی که به آن رجوع کرده و مطلب ان شاءالله به خوبی واضح و درک شود ارائه بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» و شرح 17 جلسه‌ای آن شده است. خوب است جهت چنین سلوکی به آن‌ کتاب همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. ‌کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

18107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: نظراتی از دکتر شریعتی راجع به اسلام منهای روحانیت و اینکه اسلام رو هم مثل نفت باید ملی کرد که دیگر دست عده ای مثل علما نباشد نقل شده است که می گویند بعضی از ترورهای صدر انقلاب با این پشتوانه انجام شد ولی این صحبتها با بعضی نظرات حضرت آقا و.. نمی خواند نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد بهترین کسی که دکتر را می‌شناسند حضرت آقا می‌باشند. نظرات ایشان را در اینترنت جستجو کنید خوب است. موفق باشید

15955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با عرض تبریک به مناسبت حلول ماه مبارک شعبان. گاهی انسان برای اینکه در مقابل نفس اماره قوت پیدا کند در انجام کارهای خوب یا ترک کارهای بد، نذر یا عهد شرعی می کند و به این وسیله و ترس از نقض عهد یا نذر، اراده خود را در انجام یا ترک مستحکم می کند. سؤال بنده این است که برای تربیت خود در مقابله با نفس اماره انجام این نذر و عهدها - با این فرض که به رعایت آنها پایبند باشیم - مفیدتر است یا بدون آنها و با مقاومت و تحمل اختیاری و بدون ترس از نقض عهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو خوب است. بعضاً این نذرها مفیدند به شرطی که عملی که برای ترک آن یا انجام آن نذر می‌کنیم، آن‌چنان شاق نباشد که به زحمت بیفتیم. موفق باشید

15157
متن پرسش
سلام وارادت؛استادگرانقدروبصیر،منظورتان ازاین جمله چیست؟به مردم خود افقی ماوراء وضعیت روحِ سکولاریته‌ی جهان معاصر را نشان دهیم تا در مقابل وعده‌های جریان‌های متجددمآب، از خود شیفتگی نشان ندهند.سپاس فراوان ازشما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع مهمی است که تا حدّی در کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» بر روی آن بحث شده است. ما نیاز داریم نوعی از زندگی را بشناسیم که آن زندگی با توسعه‌ی غربی متفاوت است و آرمان‌شهرِ ما شهری است که به رفاه مادی به عنوان یک هدف نمی‌نگرد، بلکه رفاه را به عنوان یک وسیله‌ی محدود برای هدفی بزرگ‌تر می‌پذیرد و لذا غرق زندگی رفاهی نمی‌شود. انقلاب اسلامی این نوع زندگی را در منظر ما قرار می‌دهد، هرچند جریان‌های علاقه‌مند به سبک زندگی غربی، این موضوع را نادیده می‌گیرند. موفق باشید

8425

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا وجه امری هر چیزی همان وجود آنست که از آن به ملکوت هم تعبیر میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است به شرطی که وجود را به صورت حضوری مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید
25336
متن پرسش
با سلام: آیا بدون قبول ولایت ائمه می توان به عرفان رسید؟ جناب مولوی که سنی بوده و در شعری عزاداران امام حسین (ع) را به طعنه گرفته چطور توانسته به عرفان برسد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فهم مولوی کار هر کسی نیست. مسلّم تعبیراتی که نسبت به کربلا و امام حسین «علیه‌السلام» دارد، بالاترین تعبیرات ممکنه است. حدّاقل به این غزل که نیاز به شرح زیادی دارد فکر کنید: موفق باشید

مولوی، با نظر به روحِ خندان حضرت اباعبداللّه (ع) که توانستند درِ زندان تن را بشکند و از قفس آزاد شود. می گوید:

کجایید ای شهیدان خدایی / بلاجویان دشت کربلایی

در حسرت شهادت امام حسین (ع) که به چه درجه‌ای رسیدند این چنین می گوید.

کجایید ای سبک‌بالان عاشق / پرنده‌تر ز مرغان هوایی

زیرا چسبیدن به دنیا روح را تنگ می‌کند. ما اشک می‌ریزیم زیرا ما هم طلب پرواز داریم.

کجایید ای شهان آسمانی / بدانسته فلک را درگشایی

اینان درهای مخزن فیض الهی را گشودند. لذا چون شمشیر بر فرق علی اکبر (ع) خورد، ندا سر داد:«یا أَبَتاهُ السَّلامُ عَلَیْکَ هذا جَدِّی رَسُولُ اللَّهِ قَدْ سَقانِی بِکَأْسِهِ الْأَوْفى‏ وَیُقْرِئُکَ السَّلامَ وَ یَقُولُ: عَجِّلْ الْقُدُومَ إِلَیْنا فَإِنَّ لَکَ کَأساً مَذْخُورَةً»

کجایید ای ز جان و جا رهیده / کسی مر عقل را گوید کجایی

کجایید ای درِ زندان شکسته / بداده وام‌داران را رهایی

کجایید ای درِ مخزن گشاده / کجایید ای نوای بی‌نوایی

در آن بحرید کاین عالم کف اوست / زمانی بیش دارید آشنایی

در آن بحر و دریایی هستید که این عالم ، کفِ بر روی آب آن دریا به حساب می‌آید و دنیادوستی، کف عالم دنیا را برگرفتن است و شما که در دریای معانی هستید، بیشتر با ما آشنا شوید و ما را بیشتر با خود آشنا کنید، تا ما هم به جای چسبیدن به کفِ این دریا یعنی دنیا، در این دریا شنا کنیم.

کف دریاست صورت‌های عالم / ز کف بگذر اگر اهل صفایی

صورت‌های عالم، کف‌اند. این دنیا باطنی ملکوتی دارد، اگر تو اهل صفا هستی از کف بگذر و با ملکوت عالم مرتبط باش.

25154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: استاد بنده به نکته هشتم ده نکته رسیده ام و در پوست خودم نمی گنجم وقتی به آیات قرآن نهج البلاغه و دیگر روایات نگاه می کنم و متوجه این نوع نگاه می شوم و چقدر این مباحث حضور می آورد. استاد چند سوال داشتم از محضرتون: ۱. با توجه به حضور مجردات در عالم، مخاطب ما در دعا کردن خدا باید باشد یا امام زمان (عج)، اگر هنگام گناه باید امام را در خانه خدا واسطه کنیم چرا فرعون وقتی از حضرت موسی (ع) درخواست کرد پاسخی داده نشد؟ ۲. بعد از فهم مباحثتان حضور خوبی در نماز احساس می کنم اما شبهاتی در رابطه با ذات خداوند اذیتم می کند آیا این دسته از شبهات از طرف شیطان است یا خداوند می خواهد آزاد شویم از این شبهات و با حضور بیشتری در نماز حاضر شویم؟ ۳. متوجه این سخن پیامبر (ص) نشدم که می فرمایند «الان قیامتی قائم» آیا صرف دیدن آینده مد نظر است یا اینکه قیامت افراد برپاست الان؟ در پناه خدا باشید استاد عزیز تر از جان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با نظر به حضرت حق از امام به عنوان واسطه‌ی فیض بخواهیم و یا از حضرت حق با نظر به واسطه‌بودنِ امام بخواهیم، هر دو ممکن است. به آن روایتی که اشاره کردید چندان نمی‌توان اعتماد کرد. ۲. هرچه هست چیز خوبی است و نمی‌گذارند شما در باورهای اولیه‌ی خود متوقف شوید. ۳. این مطلب را إن‌شاءاللّه بعداً و بعد از دنبال‌کردنِ مباحث «برهان صدیقین» در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

24136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق. یه مطلبی است که از ابتدای ماه رمضان بنده را به هم ریخته و مرا با اعتقاداتم درگیر کرده است. هر چند در این درگیری فکری (که آن را نعمتی الهی می دانم) به نتایج خوبی رسیدم اما واقعا ته قلبم هنوز مسئله حل نشده و می ترسم پاسخ های خودم به خودم از باب حب نفس بوده باشد نه از باب شرع و عقل. اصل قضیه از سخنرانی یکی از روحانیون شروع شد که شاگردانی دارد و کلاس های درس و به دلایلی از اقبال مردمی نیز برخوردار است. او چند روز پیش گفته بود: «ما (آخوندها) مردم را درست تربیت نکرده ایم. مردم باید برای دینشان هزینه کنند. آخوند نباید مجانی نماز بخواند یا منبر برود و... . آخوند باید برای خدماتی که ارائه می کند با مردم طی کند و مبلغ مشخص کند. اگر بر سر مبلغ توافق شد که کار را ادامه می دهد والا نباید مجانی کار کند. کار مجانی ارزش کار را پایین می آورد. مگر زندگی مردم با پول سامان نمی گیرد؟ خوب آخوند هم یکی از مردم است و برای زندگی اش نیاز به پول دارد که باید مردم آن را بپردازند.» این خلاصه صحبت ایشون بود. برای اینکه تفسیر ها و توجیه های مطابق مبانی خودمون از صحبت های ایشون نداشته باشیم لازم است اجرای عملی این صحبت ها را نیز عرض کنم. ببینید ایشون همون اول کار با نماز گزاران مطرح می کنه که این دهه محرم اگه می خواهید در مسجدتان نماز اقامه کنم دو میلیون تومان باید بدهید. اگر قبول کردند ایشون نماز را اقامه می کنه والا مسجد را رها می کنند. به کسانی که ایشون را دعوت به منبر می کنند می گویند برای یک دهه، ده منبر می روم و هر منبری یک میلیون تومان. اگه پذیرفتند که هیچ والا کار را رها می کنند. جالب اینکه در بعضی از مناطق، مردم با این استاد بزرگوار بر سر قیمت به توافق هم می رسند. اینجاست که ایشون ادعای دوم را مطرح می کنند و می کویند: «ببینید تربیت مردم در این مناطق تغییر کرد و اصلاح شد. لذا در همه جا اگه چنین برخورد کنیم تربیت مردم اصلاح می شود و قطعا این روش تربتی است که درست است.» از شما استاد عزیز می خواهم مطلب را برای ما روشن کنید. والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع تربیت‌ها انسان‌ها را دیندار نمی‌کند، هرچند ممکن است مثل تربیت‌های غربی، انسان‌ها را اجتماعی و منظم بنماید. ولی اسم آن را نباید دین گذاشت. یکی از شاخصه‌های مهم پیامبران همیشه این است که مردم را در فضایی به دینداری دعوت می‌کنند و سخن‌ هر کدام از آن‌ها این است که: «وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَىٰ رَبِّ الْعَالَمِينَ» و من اجری از شما برای رسالت نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم. البته مردم وظیفه دارند نسبت به نیاز های روحانیت بی تفاوت نباشند. موفق باشید

23935

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: بنده عقیده ایی دارم و آن اینست که نباید مستقیما به قرآن رجوع کنم و قرآن را به قصد فهم و استدلال شخصی خودم مورد به سیستم فکریم عرضه دارم چرا که بیم کج تابی و کج فهمی دارم و می گویم نکند با قرآن برخورد ناشیانه و غیر فنی بکنم (همانند خوارج آن زمان و خوارج معاصر!!) و لذا بیشتر گمراه باشم و راه درست را چنین می یابم که با واسطه ی استاتیدی هم چون شما به قرآن رجوع کنم و فهم معانی را از کارکشتگان قرآنی بگیرم و حتی به خاطر ارتباطم با شما در خود نیازی به رجوع مستقیم به تفسیر المیزان هم حس نمی کنم چون شما را در این زمینه متخصص می بینم. و بالکل تا کنون توفیق مطالعه ی مستقیم قرآن را از خود دریغ کرده ام این عقیده ی من درست است؟ اگر ناقص است چه بکنم و دستورالعملتان چیست ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیری مثل تفسیر «المیزان» بعد از دنبال‌کردن شرح صوتیِ چند سوره که بنده عرض کرده‌ام، می‌تواند شما را با دریایی از معارف روبه‌رو کند. در ثانی: به نظر بنده خوب است سوره‌هایی که تفسیر آن‌ها را می‌دانید از قرآن و با قرائت آن سوره‌ها، وسیله‌ای به عنوان تذکر استفاده نمایید. موفق باشید

23682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: توصیه رهبر انقلاب به طلاب در دیدار اخیر با اعضای موسسه عالی فقه و علوم اسلامی این بود که تفسیر بخوانند و تفسیر مجمع البیان را مثال میزنند و پیشنهاد می کنند. حال سوالم این است وقتی ما یک گنجی به اسم تفسیر المیزان داریم، چرا مجمع البیان؟! اصلا چرا تا المیزان هست مجمع البیان را مثال می زنند و پیشنهاد می کنند و کلی از آن تعریف می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود جناب علامه هم دائماً به جهت دقت‌های ادبی «مجمع‌البیان» به آن تفسیر نظر دارند. موفق باشید

23113
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی: من مشاور دینی در دبیرستان شاهد هستم، تعدادی از شاگردان درباره آیه 34 سوره نساء در رابطه با زدن زنان سرکش سوال داشتند و می گویند اگر دین اسلام، دین مهربانی و محبت است پس چرا به زدن زن توصیه کرده و این را بهانه ای کردن برای گریز از دین. من برای رفع این شبهه تفسیر آیه 34 را بصورت کامل برایشان شرح دادم ولی متاسفانه قانع نشدن و از من دلیل علمی و قانع کننده می خواهند. لذا خواهشمندم در این مورد من را راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آیه‌ی مذکور عرایضی که در تبیین سوره‌ی نساء شد، پیش آمد مبنی بر این‌که آن نوع زدن که در آیه‌ی مذکور مطرح است مربوط به زنان ناشزه می‌باشد که از خانه بدون خبردادن طوری خارج شده‌اند که احتمال ارتباط با نامحرم در آن می‌رود و لذا قرآن خواسته است آن‌چه را باید محاکم قضایی اجرا کنند که آبروی خانواده به خطر می‌افتد را؛ همان همسر خانم اجرا کند وگرنه کجا شما یک مورد هم یافته‌اید که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» چنین برخوردهایی با همسرانشان داشته باشند؟! با این‌که بعضی از آن‌ها حرکاتی مقابل نظر پیامبر خدا انجام داده‌اند. موفق باشید 

22951
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: طلبه پایه۲ حوزه هستم. در رابطه ی با هیئاتی که روش جدیدی در سالهای جدید در پی گرفته اند که به آن مداحی شور می گویند نظرتان چیست؟ (البته معارف الهی جایگاه خود را دارد و آن را منکر نمی شوم) سوالم نسبت به ماهیت خود امر است چرا که در سوالی با این مضمون دیدم که گفته بودید جذبی که با احساسات بیاید با احساساتی می رود!! و یا گفته بودید باید وقار معنوی انسان حفظ بشود! و یا گفته بودید که بهتر است به گونه ای عزاداری بشود که عزای حضرتش بیشتر مد نظر باشد. (قریب به این مضمون) خیلی از شنیدن این حرفها از شما تعجب کردم که اینگونه عملی را اینگونه توصیف می کنید مگر هیات تنها باید برای عزاداری باشد. (چرا آن را به احساسات تقلیل می دهید؟! بارها از شما در رابطه ی با نهلیسم دوران و پوچ شدن و سرد شدن مسایل دینی و لزوم عبور از آن شنیدم و حال خودتان اینگونه می گویید. جالب اینکه در جواب سوالی دیگر با همین موضوع فرمودید که تجربه ای ندارید و اضهار نظر خاصی نکردیده بودید.) شاید آتش عشقی است در دل محبان حضرتش که اینگونه به وجد آمده اند. چرا این قبیل امور را از آنگونه رفتار هایی ندانیم که مانند علامه حسن زاده که استاد رمضانی نقل کردند داستان زیارت رفتن علامه حسن زاده به صورت سینه خیز که نشان از عشقی جنون وار در آن لحظه حکایت می کند. چرا به امثال ایشان نمی گویید که اینها احساسات است و یا و قارتان را حفظ کنید آن هم با لباس طلبگی؟! (که این حرکت البته جای اشکال است فقط محض مثال گفته ام) البته مشخص است که این انسانها و جوانها هم گرفتار دنیای غرب هستند و هر کدام نفسانیتی دارند و ممکن است در خلال عملشان منحرف بشوند اما چه بسیار اینگونه جوانان را دیده ام در قم که همینگونه به صف مدافعان حرم پیوسته و شهید شده اند که به نسبت جمعیتشان درصد قابل توجهی است. اینکه به امثال علما توجهی نمی کنند قسمتی از آن برمی گردد به تکرار مکررات و خسته بودن از مطالبی که معنی را در آن نمی یابند. والا از انسان احساسی که آمده است تخلیه انرژی کند و بالا پایین بپرد که اینگونه فداکاری ها سربزند و تلاش بی وقفه و حتی افراطی (که البته خالی از اشکال نیست) که نسبت به هیات دارند و از زندگی دنیاییشان هم جا می مانند به دلی شرکت افراطی و طولانی مدت در هیات. اینها به نظر حرکتی قدسی است که در این دوران شروع شده است هرچند کم فروغ که البته اشکالات جزیی هم دارند که با نزدیک شدن یک عالم برای آن انسان ها آن هم قابل رفع است و به نظر با توجه به دینداری امروز ما که مباحث دینی بعضا در حوزه ها به پاره ای از دانستنیها و عمل گرایی در سطح واجب و حرام که جهنم نرویم تبدیل شده اینگونه حرکات که این چنین این مناسبات را بهم می ریزد قابل توجه و تامل و حمایت نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم است که اولیاء الهی «علیهم‌السلام» به‌خصوص حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» کاری کردند که احساسات انسان‌های مؤمن بتواند در تعالی خود حاضر شوند. و اگر عزاداری‌های ما در آن بستر و با ظهور احساساتِ متعالی باشد، کار ارزشمندی است به همان معنایی که خود حضرت فرمودند من کشته‌شده‌ی اشک‌ها هستم. بحث بر سر آن نوع عزاداری است که ممکن است در فضای دیگری انجام شود. باید مواظب بود فضای عزاداری‌ها از مسیر احساسات متعالی در مسیر دیگری قرار نگیرد. موفق باشید

21902
متن پرسش
سلام استاد جان: با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما. استاد به نظر شما اگر کتاب «هدف حیات زمینی آدم» را خوب کار کنیم به غیر از هدف خلقت و دلیل هبوط، چیزی که خیلی ذهن منو درگیر کرده اینه که میتونیم بر خواطر غالب یا حداقل آن را شناسایی و راه درمان برایش پیدا کنیم. من الان فصل ۹ هستم. می خواستم ببینم درست متوجه شدم یا نه. اگر نظر یا راه حل برای مطالعه این کتاب دارید، مشتاق شنیدن هستم. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حضور آدم در بهشت و نحوه‌ی هبوط آن موضوع بسیار جامعی است که می توان گفت تمام دین در دلِ این امر، معنای حقیقی خود را پیدا می‌کند. و درست تشخیص داده‌اید که تا آن‌جا این موضوع کار را جلو می‌برد که انسان می‌تواند خواطر خود را نیز مدیریت کند. موفق باشید

21720
متن پرسش
با سلام: استاد برای رهایی از رذائل اخلاقی مثل حسادت، کبر، عجب و... چه کار باید کرد؟ آیا برای شروع دعای مکارم اخلاق را بخوانم یا معراج السعاده؟ خواهش می کنم کمکم کنید. احساس می کنم این رذائل حجاب های زیادی بین من و خدا ساخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ / گَردِ گَله طوطیایِ چشم گرگ». وقتی متوجه شویم برای رسیدن به حقیقت، ارزش آن را دارد که بسیاری از امیال خود را زیر پا بگذاریم کار، راحت می‌شود و مسئله‌ی مهم در همین‌جا است وگرنه همه می‌دانیم حسادت و کبر و عجب چیست، عمده عزمِ عبور از آن است. با همه‌ی این‌ها دعای «مکارم الاخلاق» مولایمان حضرت سجاد«علیه‌السلام» غوغا می‌کند. این حقیر نیز شرحی بر آن داشته‌ام. جزوه‌ی آن بر روی سایت هست و صوت آن را هم می‌توانید از جناب آقای حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 بگیرید. موفق باشید

21668
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت استاد بزرگوار. با معارفی که ارائه می فرمایید احساس حیات می کنم. انگار زندگی دوباره پیدا کرده ام. خدا خیر دنیا و آخرت به شما عنایت فرماید. من متوجه نمی شوم چه گناهی صغیره است؟ گناهانی که اکثرا جامعه مومنین را هم گرفتار کرده مثل گناه غیبت که کبیره حساب می شود. پس صغیره چه گناهی حساب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گناهی که به‌کلّی نسبتِ انسان با خدا را به هم بزند مثل شرک، و یا حقوق افراد را نادیده بگیرد و به آبروی افراد ضربه بخورد؛ عموماً در زمره‌ی گناهان کبیره است. موفق باشید

20419
متن پرسش
سلام: در جواب یکی از کاربران که سوال کرده بود: «آیا گذاشتن تربت در قبر میت فایده ای دارد؟» شما در جواب فرمودید «بله زیرا نظر امام حسین (ع) به محل دفن بدنشان نیز هست و آن تربت شرایط ویژه ای دارد.» حال سوال من این است که خاکی که مربوط به عالم ماده می باشد ولو اینکه مقدس هم باشد و در دنیا بشود از آن بهره برد چه سودی برای یک میت دارد؟ و آن هم در قبر خاکی که پس از مرگ میت جز نظر به بدنی که مدتها با آن بوده کار دیگری با آن قبر خاکی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر متوفی مدت‌های مدیدی به بدنش می‌باشد به جهت تعلقی که به بدنش دارد. و در راستای همین توجه به بدن است که به تربت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» که با بدن دفن شده توجه می‌کند و منتقل می‌شود به نور آن حضرت، وگرنه، نه بدن مادی و نه تربت مادی به خودی خود نقش ندارد. موفق باشید

20412
متن پرسش
عرض سلام و احترام خدمت استاد ارجمند: و تسلیت بمناسبت ایام عزای حسینی با توجه به اینکه زیارت عاشورا حدیث قدسی ست، عباراتی مثل «بابی انت و امی» ، «علیکم منی سلام الله» ، «انی اتقرب الی الله» ، «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد» و ... چگونه قابل توجیه است؟ از این جهت که حدیث قدسی سخن خداست و این قبیل عبارات، سخنی بشری و خطابی از سوی بشر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یا باید بگوییم زیارت عاشورا حدیث قدسی است به این معنا که خداوند بر قلب حضرات باقر و صادق «علیهماالسلام» آن را القاء کرده‌اند تا آن حضرات خودشان حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» را زیارت کنند و یا باید بگوییم حضرت حق در آن زیارت به زبان عبد سخن گفته. مثل سوره‌ی حمد که در عین وحی الهی‌بودن، حضرت حق می‌فرمایند: «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین». موفق باشید  

20201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کسی که خواب نمی بیند به خاطر عقل، وقتی می خوابد کجا می رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس پیشِ خودش می‌ماند. موفق باشید

نمایش چاپی