بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1. دختری دارم یازده سال سن دارد می خواهم مباحث معرفت نفس را با او کار کنم نظر استاد در این رابطه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید

8495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خداقوت در آیه 28 سوره مباره آل عمران. خدای متعال مومنان را از دوستی و سرپرست قراردادن کافران نهی فرموده. این دوستی و سرپرستی دقیقا به چه معناست؟ و آیا در شرایط سیاسی کنونی مصداقی دارد یا خیر؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ولایت در آیه‌ی مذکور هم به معنای دوستی و هم به معنای پذیرش شخصیت فکری و تمدنی کفر می‌باشد و مصداقش امروزش همان چیزی است که واقع شده که فرهنگ غربی بر همه‌ی شئون ما حاکم شده و آن‌طور که بایسته است از اسلام عزیز و ولایت الهی بهره‌ی لازم را نمی‌بریم. موفق باشید
8477
متن پرسش
با سلام و تشکر از پاسخگویی حضرتعالی 1-حقیقت نفس اماره چیست؟ 2-همانطور که فرمودید اهل البیت مثل ما خشم وشهوت دارند آیا آنها نفس اماره هم دارند؟ 3-آیا می شود انسان به جایی برسد که نفس اماره قدرتش را کامل از دست بدهد و دست از سر ما بردارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- میل به برآوردن امیال بدنی و اموراتی که مربوط به غرایز است، همان نفس امّاره است 2- آری ائمه هم نفس امّاره دارند ولی تسلیم آن نیستند. همان‌طور که رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند من شیطان خود را تسلیم کرده‌ام 3- آری، آری، به لطف عبادات و رعایت حرام و حلال. خواجه عبداللّه انصاری در منازل‌السائرین مسیر رسیدن به این حالت را در جلو ما قرار داده‌اند. موفق باشید
8322
متن پرسش
باسلام اینکه ابلیس درمقابل خداوند سجده نکرد به دلیل تبعیت از نفسش بود یا اینکه کسی وی را وسوسه کرد؟چگونه میشود او بدون وسوسه ی کسی درمقابل خدا سجده نکند؟خواهش میکنم جواب کاملی دهید...از حضرت آدم گرفته تا الان با توجه به اینکه وسوسه های ابلیس درکار بوده میتوان قبول کرد که گناهان ما با تبعیت از وسوسه های او بوده اما معلوم نیست ابلیس چطور حسود شد و به آدم حسادت کرد؟غیر از وسوسه هم میشود حسود شد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ما هم که تحت تأثیر شیطان قرار می‌گیریم به جهت نفس امّاره‌ی خودمان است و شیطان به خودی خود تجسم کامل منیّت یا نفسانیت است و منشأ تحریک همه‌ی نفسانیت‌ها. هرکس که به جای نظر به رحمت الهی نظر به امکانات بقیه داشته باشد حسود است چه شیطان در میان باشد و چه نباشد. به همین جهت شیطان در قیامت می گوید: وَ قالَ الشَّیْطانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ ما کانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی‏ فَلا تَلُومُونی‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِما أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمینَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ (ابراهیم/22) و شیطان، هنگامى که کار تمام مى‏شود، مى‏گوید: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده(باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنا بر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلّماً ستمکاران عذاب دردناکى دارند! . موفق باشید
7490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام وطول عمرباعزت برای استادجهت فیض بیشتر دوسوال داشتم یکی درموردسایت است که درشرح کتاب معادبخش صوتی تعداد50جلسه ان موجوداست ودرپایین ان کلمه ادامه داردرا نوشته ولی برای باقی جلسات فعال نمی باشدنحوه استفاده ازمابقی جلسات راتوضیح بفرماییدودرخصوص جزوات تفاسیرقران ونهج البلاغه درسایت هرچه جستجوکردیم یافت نشدراهنمایی بفرماییدودرخصوص بحث معرفت النفس همانطورکه مستحضرهستیدودریات قران هم امده نفس اماره داریم ولوامه ومطمئنه این مراتب درکجای من انسان قرارداردتوضیح بفرماییدباتشکرفراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مشکل به مسئول محترم سایت ارسال شد 2- موضوع معرفت نفس یک بحث فلسفی است ولی موضوعاتی مثل نفس امّاره و یا نفس مطمئنه موضوعات اخلاقی هستند. بدین معنا که نفس ناطقه طوری است که می‌تواند دارای هرکدام از این فضائل یا رذائل باشد. موفق باشید
6734
متن پرسش
با سلام 1-اینکه باید مخلوقاتی باشند تا خدا را به ظهور برسانند به معنای نیاز خدا به مخلوقات به حساب نمی آید؟ 2-و آیا انسان در تمام عوالم وجود حاضر است و یا اینکه با اختیار خود می تواند در عوالم بالاتر حاضر شود؟ 3- چرا با وجود نظریه وحدت شخصی ملاصدرا شما برای تبیین برخی از مسایل از تشکیک وجود استفاده میکنید؟ رابطه این دو نظریه دقیقا چیست؟ و آیا نظریه وحدت شخصی نواقصی دارد که نمیگذارد از تشکیک وجود دست کشید؟4- آیا مخلوقات همان ظهور اسماء‌الهی هستند یا چیزی هستند که اسماء الهی توسط آنها ظاهر میشود و دراینصورت رابطه وجودی آنها با خداوند چگونه در نظریه وحدت شخصی تبیین میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این نیاز به حساب نمی‌آید این عبارت است از ظهور کمالات حضرت حق. در حالی‌که حضرت حق آن کمالات را دارا است و با ظهور آن چیزی بر خداوند افزوده نمی‌شود 2- از نظر تکوینی نفس ناطقه‌ی انسان در تمام عوالم حاضر است ولی از نظر تشریع و اراده‌ی فردی هرکس باید خودش با رفع موانع، خود را در عالمی مناسبِ اراده و انتخابش حاضر گرداند 3- در نظر به تشکیک وجود ما متوجه نسبت‌های مختلفی هستیم که اعیان ثابته‌ی اشیاء با همدیگر دارند و خداوند مطابق عین ثابته‌ی هر موجود بر آن تجلی می‌کند ولی در وحدت شخصیِ وجود نظر به حضرت حق داریم و این‌که در همه‌جا حضرت حق است که در صحنه است و از این جهت این دو قابل جمع‌اند، چون در تجلی حق در عین ثابته‌ی اشیاء نیز حق در صحنه است 4- همان‌طور که در بحث عین ثابته‌ی اشیاء روشن شده «امکان»، ذاتی اشیاء است به همان معنایی که ابن‌سینا می‌فرماید: «ما جَعل‌اللّه المشمشة، مشمشة بل اَوجَدها» خداوند زردآلو را زردآلو نکرد بلکه ایجاد کرد. پس حضرت حق ممکنات را که امکان، ذاتی خودشان است وجود می‌دهد و از این جهت هر ممکن‌الوجودی مظهری از اسماء الهی است و در ذات خود هیچ وجودی ندارند. موفق باشید
887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد ارجمند با سلام و احترام مدتی است به زعم حقیر خداوند با اسم جلال بر بنده ظاهر می شود ،بیماری صعب العلاج عزیزان ،گر فتاری های شدید اداری و...... یکی از دوستان می گویند بررسی کنید ببینید از کجا دارید می خورید؟ من آدمی بسیار بد و گناهکار چرا باید اطرافیانم (حتی یک طفل معصوم ) تاوان اشتباهات مرا بدهند ؟ راهی برای بنده پیشنهاد می فرمایید؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: صدقه بدهید، نمازهای واجب خود را اول وقت بخوانید، خوش‌برخورد باشید به‌خصوص با پدر و مادر خود و با پدر و مادر همسرتان، و با خود همسرتان نیز بسیار خوش‌برخورد باشید، صله‌ی رحم را فراموش نکنید. موفق باشید
828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وتشکر خانمی 38 ساله با تحصیلات سطح 2حوزوی دوستدار مطالعه وتحقیق وآشنا با آثار شماهستم امابه این نتیجه رسیده ام که بخش روان وجود میتواند آنقدر قوی شود که از روح وجسم مستقل عمل کند وآنها را تحت تاثیر قرار دهد طوری که تحت کنترل خود سازی هم قرار نگیرد تربیت غلط را اولین علت آن میدانم مثل حساس ،زود رنج ووابسته کردن فرزند که عاقبت آن اصطکاک زیاد با دیگران عدم رضایت از زندگی ودر نتیجه بی انگیزگی برای ادامه امور وپیشرفت ،ودر آخرمصرف داروی اعصاب است وپناه بردن به خواب ووقت گذرانی است برای بیرون آمدن از چنین مهلکه ای چه راهنمایی عملی می فرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بتوانید جلو بروید. موفق باشید
28088
متن پرسش
سلام علیکم: استاد مدتی است این دل مشغولی من شده و کمی ذهن خودم را به آن مشغول کرده است. خواستم این مطلب رو از خود حضرتعالی بعنوان استاد خودم بپرسم. شما با توجه به وضعیت کنونی، معتقدید جامعه ویژه جوانان دیندار تر و مانوس با دین هستند و یا مردم و جوانان به دین حداقلی اعتقاد پیدا کرده اند و سبک دینداریشان از دینداری که مد نظر امام و آقا هست بسیار فاصله دارد؟ چون با دیدن یکسری مظاهر و پوشش ها و سوالات و حرفها و رفتار و سکنات مردم ویژه جوانان این مطلب مطرح می‌شود حکومت مردم را از دین گریزان کرده و مردم بسمت دین حداقلی رفته اند و انس شان با دین به شیوه دیگری شده است و بیشتر بینش سکولار دارند. شما جامعه و مردم را دیندار تر و مانوس تر با هویت دینی فی الحال می بینید یا گریزان از دین با معتقد به دین حداقلی و حتی بینش سکولار؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم چون ما مردم را به حدّ اقلِ دین توجه دادیم و در حدّ فقه، متوقف‌شان کردیم و ابعاد حِکمی و عرفانی دین را با جوانانی که بسیار آماده بودند، در میان نگذاشتیم؛ شما امروز با مردمی روبه‌رو هستید که دین را جدّی نمی‌گیرند. راستی! دینی که امروز ما در مجامع عُرفی و سنتی خود مطرح می‌کنیم، واقعاً جای جدّی‌بودن دارد؟! چرا حضرت امام برای همین مردم، شرح سوره‌ی حمد را پیش کشیدند؟ و ما هنوز اندر خمِ هیچ‌کوچه‌ای نیستیم. خدا به دادمان برسد در آینده‌ای که ما بخواهیم با این معارف دست و پا شکسته حاضر شویم. موفق باشید      

25552
متن پرسش
سلام و عرض ارادت به حضور حضرت استاد: خیلی وقت بود از حال شریفتان مطلع نیستم. بگذارید به پای درگیری های کاری اخیرم. البته ماه پیش در سروش پیام دادم ولی ظاهرا حضرت استاد مشاهده نکردند. امیدوارم سایه تان بر سر امثال حقیر مستدام باشد و دعایمان کنید. از وقتی که از حوزه بیرون آمدم نه تغییری در اخلاقم پدید آمده و نه تغییری در مطالعاتم. حتی از زمان بیرون آمدن دو جلد لمعه را هم خواندم و وارد شرایع شدم. نه مطالعات سیر را متوقف کرده ام نه مطالعات حوزوی و تخصصی را. جلسه معرفت نفس برگزار کردیم. تمام شد، و معاد را به لطف خدا شروع کردیم در حوالی کرج. استقبالها عالی است ، آن هم در چنین زمانه ای! باشد که با دعای شما مسیر به سمت انس با مطالب الهی بیشتر از پیش شود. هرروز بیشتر به دعایتان نیاز دارم. کوچک شما وحدتی فر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخی که انقلاب اسلامی به ظهور آمده است، حضور در تاریخی است به وسعت بشریت. حال چه نهادهای رسمی شما را ببینند و چه نبینند. این‌که قصه‌ی همه‌ی بشریت دوران است که خود را در غربتی سختْ آزاردهنده می‌یابند. اگر به سؤال شماره‌ی ۲۵۴۴۴ سایت المیزان هم نگاه کنید می‌بینید آن رفیق در این مورد چه تقلاها دارد. گویا باید به جمله‌ی حضرت مولا «علیه‌السلام» به فرزندشان فکر کرد که می‌فرمایند: «خُذ الْغَمَرَاتِ لِلْحَقِّ حَيْثُ كَانَ،» خود را برای حق در گرداب‌ها بیفکن. از آن جهت که گرداب، جایی است که انسان دیگر در دست خود نیست، باید بگوید «بادا باد» هرچه می‌خواهد بشود. فضایی برای ورود در عالمی که نمی‌دانیم آن عالم چیست، فراهم شده است، آن‌قدر هست که بانک جرسی می‌آید. هر چه پیش آید خوش آید ما که خندان می‌رویم. خوش باشید و موفق.

23911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب. ۱. عذر می خواهم سوالی کردم در مورد ارزش حیاتی رزق برای حضرت مریم سلام الله علیها و فرموده بودید و درخواست توضیح بیشتر داشتم که توی سایت نیومد و فکرکنم آدرس ایمیل را اشتباه داده بودم لطفا مجدد لطف بفرمایید توضیح دهید. ۲. لطفا بفرمایید در دعای توقیع ماه رجب در فرازی که می فرماید «لافرق بینک و بینها الا انهم عبادک و خلقک» چرا در کلمه «بینها» از ضمیر «هم» استفاده نکرده است؟ ممنونم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این‌طور جواب داده شد:

  ۱-۲۳۸۷۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: رزق غیبی مشخص است، توضیح بیشتر نمی‌خواهد. مگر نداریم که بعضی از ارزاق، برای اولیاء الهی از بهشت می‌آید؟ موفق باشید

۲. شاید نظر به مجموعه‌ی معارفی دارد که نزد ائمه «علیهم‌السلام» است. موفق باشید

23864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد چند سوال از محضرتون دارم: ۱. نظرتون در مورد فرقه گنابادی چیه؟ دراویش نعمت اللهی منظورم هست. منحرف هستند؟ ۲. کتاب شریف مقالات اثر مرحوم آیت الله شجاعی در جلد سوم امر هشتم از مرتبه دوم مراقبه امر ورد است. استاد می فرمایند سالک باید مشغول به اوراد شود البته بسیار تاکید می کنند که اوراد نباید سلیقه ایی انتخاب شود و باید با راهنمایی فردی که به معنای واقعی کامل است صورت گیرد. حال ما که دسترسی به کامل نداریم برای این مورد چه کار کنیم؟ کتاب مقالات از جلد اول تا سوم تمامش قابل اجرا است بجز امر هشتم. از مرتبه دوم مراقه که دستور ورد می باشد. چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. طرفداران آن فرقه متفاوت‌اند و بنده تحقیق مفصل در موردشان ندارم. ولی عده‌ای را می‌شناسم که در عین تعلق به آن فرقه، انسان‌های مثبتی هستند. ۲. فکر می‌کنم با اذکار عمومی که مورد تأیید ائمه «علیهم‌السلام» هست، بتوان مشکل را حلّ کرد. مثل اذکاری که در این ماه شعبان در مفاتیح وارد شده است یا ذکر «لا إله إلاّ اللّه» و یا ذکر «یا حیّ و یا قیّوم». موفق باشید

23748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: خواهش دارم جوابم رو بدید من از جاهای دیگه پرسیدم ولی واقعا جواب نگرفتم. سوالم اینه: من در ارتباط با پدرم به شدت مشکل دارم. یعنی وقتی باهاش حرف می زنم بهم فشار میاد، از دستش عصبی میشم، دوست ندارم باهاش حرف بزنم، نمیدونم چرا اینطوری ام. بیشتر وقتی دانشگاهم و پشت گوشی باهاش صحبت می کنم. اصلا دست خودم نیست میخوام باهاش خوب باشم ولی حس بد عصبانیت زور گرفتنی در من بوجود میاد که نمیذاره خوب باهاش صحبت کنم و جوابشو بدم همش ازش عصبی میشم زورم میگیره. نمیدونم بخاطر گناهان منه یا رفتارهای اشتباهی که پدرم از نوجوونی تا بعدها باهام داشته، پرخاش ها و عصبانیت های او و اینکه خیلی بهم همیشه دستور میده، کار میده و من روحیه م اصلا با این، سازگار نیست. من واقعا موندم چرا اینطوری شدم؟ علتش چیه و باید چیکار کنم درست بشه؟ خواهش می کنم جوابم رو بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید در همین مرحله خود را بسازید و با او مدارا کنید. به نظرم رسید شرح مقالات آیت الله شجاعی را دنبال کنید خوب است. موفق باشید

23694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به تأکیدات حضرت آقا در حمایت از کالای ایرانی و اهمیت به خرید کالای ایرانی چنانچه کالایی توسط یک ایرانی در کشوری دیگر تولید شود و پس از آن وارد ایران شود آیا این کالا جزء کالای ایرانی و تولید داخل محسوب می شود یا خارجی؟ وظیفه ما در برابر این کالا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. چون موجب تقویت پول ملی نمی‌شود و عملاً موجب می‌شود تا ارز از کشور خارج گردد. موفق باشید

22873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: پیرامون سوالات بالا در جواب باز شک و سوال ایجاد می شود. انسان امکان پذیرش نهایت بدی را و همینطور نهایت خوبی و تقرب را دارد و انسان ظرفیت تمامی ابعاد را دارد و شایدم تمامی ابعاد هست و چیزی از ذات اوست پس شیطان هم شاید بعدی از درون ماست که چون ما به آن گاهی ذاتا در اثر موقعیت های مختلف نظر می کنیم و گاهی نظر نمی‌کنیم به عنوان بعد بیرونی معرفی می گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال همین نظرکردن به بیرون که می‌فرمایید حکایت از آن دارد که وسوسه‌گری در بیرون هست. آری! میدانِ فعالیت او در خیال ما است و ما در درون خود با آن روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

22700
متن پرسش
استاد عزیز سلام: حضرت روح الله در پیامی به مناسبت سالگرد رخداد ۱۵ خرداد ۴۲ در سال ۱۳۶۲ این چنین می‌فرمایند: «رمز پیروزی اسلام بر کفر جهانی را در این قرن که پانزدهم خرداد 42 سرآغاز آن بود، در دوازدهم محرّم حسینی جستجو کنید، که انقلاب اسلامی ایران، پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.» دو سوال: ۱. منظور از (دوازدهم محرم حسینی) چیست؟ ۲. امام ۱۵ خرداد ۴۲ را سرآغاز قرن جدیدی می دانند و یحتمل این همان قرنی است که امام خامنه‌ای از آن به عنوان قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین یاد می‌کنند و امام هم در شعرشان دارند که (انتظار فرج از نیمه خرداد کشم)، و با توجه به تصریح حضرت امام در همین پیام که می فرمایند ما انتظار نداشتیم به این زودی ها انقلاب شود ولی دست تقدیر الهی مقدمات را سریع آماده کرد یعنی می توان این را اشارتی گرفت مبنی بر اینکه در این قرن یعنی ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا ۱۵ خرداد ۱۴۴۲ با اینکه شرایط کلی انتظار امر ظهور نیست اما دست تقدیر الهی کار را یکسره کند و به آن نقطه پایانی برسیم، کما اینکه آقای میرشکاک در آخرین مصاحبه‌ای که با خبرگزاری مهر داشته اند و مطالبی داشتند مبنی بر اینکه هر نسلی آزمونی را پس می‌دهد و این نسل جوانی که الان هست این همان نسلی است که آزمون نهایی را پس می‌دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- منظور از دوازدهم محرم حسینی را نمی‌دانم، بیشتر ما متوجه‌ی اصل حرکت حسینی در آن پیام بودیم 2- شاخصه‌ی اصلی 15 خرداد سال 42 آن بود که نحوه‌ی خاص از مبارزه در مقابل نظام شاهنشاهی به ظهور آمد که آن، تقابل خون با شمشیر بود و این راه به‌کلّی با مبارزاتِ قبلی که بیشتر مبارزات پارتیزانی و چریکی از طریق عده‌ای خاص انجام می‌شد متفاوت بود و نهایتاً همین راه منجر به پیروزی انقلاب شد. این همان راهی است که در کربلا به ظهور آمد. در حالی‌که در کوفه بنابر مقابله‌ی نظامی صرف بود که عملی نشد. در ضمن بد نیست سری به جواب سؤال 22696 بزنید. موفق باشید

22313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: آیت الله جوادی در شرح فصوص در فص یعقوبی می فرماید کشف روحی در مقام اجمال است و بالاتر از کشف قلبی که تفصیلی است و چون به اجمال زنده بودن یوسف را می دانست آنقدر گریه کرد تا کور شد ظاهرا منظور این است که اگر به تفصیر می دانست اینقدر ناله نمی کرد چرا کشف روحی با اینکه از کشف عقلی بالاتر است ولی اجمالی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور استاد از اجمال، وسیع‌تربودن باشد وگرنه آن اشکالی که به نظر شما رسیده است، وارد است و شاید به طور کلی بتوان گفت علمِ حضرت یعقوب «علیه‌السلام» در زنده‌بودنِ حضرت یوسف «علیه‌السلام» در حدّ علمِ نفس ناطقه بوده است که مادونِ کشف قلبی است. واین‌جا معنا می‌دهد که آن علم اجمالی باشد. موفق باشید

22198
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: حدیثی از مولا علی (ع) شنیده ام که می خواستم منبع آن را برایم ذکر کنید متن حدیث مشابه این متن می باشد: «اگر من علی هم در اداره ی حکومت از من پیروی نکنند در اداره ی آن دچار مشکل می شوم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در خطبه‌ی 27 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «وَ لَكِنْ لَا رَأْيَ لِمَنْ لَا يُطَاع‏» امّا دريغ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، رأيى نخواهد داشت. و این به همان معنایی است که می‌فرمایید. آری! اگر از علی «علیه‌السلام» هم پیروی نشود، در اداره‌ی حکومت به مشکل خواهد افتاد.  موفق باشید

21905
متن پرسش
با سلام: به نظر شما راه حل تحمل مشکلات، بیماری ها، گرفتاری ها و ناامید نشدن از مشکلات زندگی مادی و صبر در برابر آنها و دچار نشدن به افسرگی در دنیا چیست؟ آیا علت این همه مشکلات نظر به دنیا می باشد و با نظر به قیامت می توان کاملا شاداب و سرحال در این دنیا زندگی کرد یا باید اقدامات دیگری نیز انسان انجام دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه امور را به خدا بسپاریم، در مشکلات، خودمان را در آغوش خدا احساس می‌کنیم. گفت: «چون‌که غم پیش‌آیدت، در حق گریز / هیچ جز حق غمگساری دیده‌ای؟». موفق باشید

21809
متن پرسش
سلام: چه عملی و چطور باعث میشه انسان گناه نکنه؟ به هر دری زدم نتونستم جلو نفسم وایسم. من فقط نماز رو می شناسم ولی نمازی که میخونم اصلا اون کیفیت لازم رو نداره که مانع گناه من بشه چون دارم هم نماز میخونم و هم مرتکب گناه میشم. قبلا نمازم منو از گناه سرد می کرد ولی الان هرچی میخوام اونطور نمازی بخونم نمیتونم. حضور قلب نیست دل پاک نیست چیکار کنم؟ قلب و دلی که مهر شده رو چطور از هواهای نفسانی و با چه قدرتی باید آزادش کرد؟ خواهشا جواب بدید به داد ما جوونا برسید. حالا جوونایی که اصلا نماز نخوندن و میخوان شروع کنند و از گناه فاصله بگیرند باید چیکار کنند؟ به چه تکیه کنیم چطور مانع نفس و هوی بشیم؟ واقعا سخته خواهش می کنم راهنمایی کنید باید چه کرد؟ فکر مرگ و... هم برام فایده چندانی نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم ما علاوه بر وجهِ زمینی و ناسوتی، وجهِ آسمانی و ملکوتی داریم بهترین حالت برای ما حاضرشدن در آن وجه است. وجهی که روی به حضرت حق دارد و در آن وقت است که می‌فهمیم گناه چه اندازه موجب محرومیت ما از اُنس با خدا می‌شود و استقرار ما را از آن وجه ضایع می‌کند. باید به‌دست‌آوردنِ معارف الهی متوجه‌ی آن وجه ملکوتی خود شویم و در آن صورت عبادات ما مسیر خود را می‌یابد و در همین رابطه است که جناب مولوی توصیه می‌کند:

همچو چَه‌کن چاه می‌کند گر کسی / زین تنِ خاکی که بر آبی رسید

مباحث «معرفت نفس» در این رابطه کارساز است. جناب حافظ در غزل شماره‌ی 55 دیوانش گزارش اُنس با وجه ملکوتی‌اش را با ما در میان می‌گذارد. آن غزل همراه با شرح آن خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

غزل شماره‌ی 55

باسمه تعالی

زندگی با وَجهِ یمینی

آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست         

چشم میّ‌گون، لب خندان، دلِ خرّم با اوست

جناب حافظ در نظر به وَجه متعالیِ «ما به إزاءِ انسانیِ خود» و در رابطه با اُنسی که می‌خواهد با او داشته باشد، به وصف او می‌پردازد، و او را چنین وصف می‌کند که : آن خودِ آسمانی در عین داشتن ملاحت، طوری است که شیرینیِ عالم با اوست. با چشمانی مِیّ‌گونه و شراب‌آسا که بیننده‌ی خود را مست جمالش می‌کند. دارای لبانی خندان همراه با دلی خرّم. و این صورت متعالیِ «ما به إزاءِ انسانی ما است» که می‌توان در عشق به او خود را بیابیم و عشق را در خود معنا کنیم.

جناب حافظ در این نوع غزل‌ها به وجه ملکوتی‌اش که نیمه‌ی متعالیِ اوست نظر می‌کند به عالمی که از آن‌جا رمزها به انسان می‌رسد و اگر کسی رمزشناس باشد متوجه‌ی اشارات و رمزهای سخنان امثال حافظ می‌شود و می‌تواند آن سخنان را به تأویل ببرد و متوجه شود آن سخنان ریشه در بُعد ملکوتی گوینده دارد[1] و آن واقعیتی است فرشته‌وَش که می‌توانیم با آن مرتبط باشیم و آن مَثَل اعلای انسان است، و امثال حافظ و سهروردی می‌توانند با او معاشقه کنند و آن را که سیمرغ آن‌ها محسوب می‌شود به عنوان حقیقت ،در افق جان خود داشته باشند، با توجه به این‌که «زیبایی هاله‌ای از حقیقت است» یعنی هرجا حقیقت هست زیبایی هاله‌ای است در اطراف آن، و جناب حافظ نظر به زیبایی حقیقت سیمرغ خود می‌اندازد و در غزلیاتِ خود آن را گزارش می‌دهد ، بعضی مواقع آن‌چنان خیال قدرت پرواز می‌یابد که انسان محبوب ملکوتی خود را در مقابل‌خود می‌یابد و آن‌چه که در عالم مثال برای انسان هست قابل شهود می‌گردد، به همان معنایی که افلاطون در نظریه‌ی «مُثُل» به آن می‌پردازد.

گرچه شیرن‌دهنان پادشهانند، ولی     

او سلیمان زمان است که خاتم با اوست

در بین شیرین‌دهنان که همچون پادشاهان بر جان انسان‌ها حکومت می‌کنند، آن وَجه متعالی که من به دنبال آن هستم، چیز دیگری است. او همانند سلیمان خاتم دارد و با انگشتریِ خود عالم را افسون می‌کند تا در مسیر عشقِ به خود، عقل و اختیار از کف برود و یگانگی با محبوب که اوج عشق‌ورزی است، محقق شود.

خال مشکین که بدان عارض گندم‌گون است           

 سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست

خال سیاهِ آن وجه متعالی که بنا است من با انس با او خود را بیابم، طوری بر چهره‌ی گندم‌گون اوبه زیبایی ظهور کرده که از جهت جذابیت همانند دانه‌ی گندمی است که رهزن آدم شد و او را در خود متوقف کرد که به چیز بالاتری فکر نکند. و این محبوب ملکوتی این‌چنین مرا در خود متوقف کرده که به چیزی بالاتر نمی‌‌توانم اندیشه کنم، هرچه بادا باد.

دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران          

چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست

آن وجه متعالی که زیبایی اش او را فراگرفته، اگر از جهتی با من بیگانه نیست، ولی آن‌چنان هم نیست که همواره در منظر جان من حاضر باشد، آری! عزم سفر می‌کند و مرا در تنهایی‌ام تنها می‌گذارد و حال، من با این دلِ مجروح چه کنم در حالی‌که مرهم این دل مجروح، حضور او و اُنس من با اوست.

رویْ خوب است و کمالِ هنر و دامن پاک             لاجرم همّت پاکانِ دو عالم با اوست

علت دل‌دادگیِ من به این وجه متعالی که همّت همه‌ی پاکان عالم با اوست و همه می‌خواهند همواره با چنین وجهی به‌سر برند، آن است که علاوه بر آن‌چه در بیت اول در وصف او به میان آمد، دارای رویی خوب و کمالِ هنر و دامنی پاک است. یعنی هر آن‌چه هر انسانی برای خود می‌طلبد که آن باشد تا از خود فرار نکند و بتواند با خود به‌سر برد، در او می‌توان یافت.

با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌دل     کُشت ما را و دمِ عیسی مریم با اوست

آن‌که من به دنبال آن هستم اگر از جهتی به من نزدیک است، به جهت جنبه‌ی ملکوتی‌اش، سخت از دسترس من دور است و از علوّ مرتبه‌ی او همین بس که مانند عیسی (ع) با دَمِ قدسی خود می‌تواند منِ مردم را زنده کند و به شعف و شور آورد و بدین لحاظ هرگز نمی‌توانم از او دل، بر کَنم و نسبت به او بی‌تفاوت باشم.

حافظ از معتقدان است گرامی دارش           زان‌که بخشایشِ بسْ روح مکرم با اوست

در رابطه با علّو مرتبه‌ی آن وجه متعالی که به راحتی در دسترس نیست، اعلام می‌دارد که حافظ متوجه و معتقد به آن وجه متعالی هست و نسبت به آن امر بی‌تفاوت نمی‌باشد، پس او را از خود مران زیرا بخشایش فراوان که مشخصه‌ی روح مکرم است هم با آن وجه متعالی است و انسان می‌تواند در مأنوس‌‌بودن با او و این‌که هرکس می‌تواند با رفع حجاب از وجهِ یمینی‌اش به بودن با او امیدوار باشد زیرا آن وجه یمینی چیزی جز نیمه‌ی متعالی ما نیست.

والسلام

[1] -به همان معنایی که در آخر سوره یس داریم « فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛» پس منزه است خداوندى كه ملكوت همه چيز در دست قدرت او است و همه شما به سوى او باز مى ‏گرديد.

 

20006
متن پرسش
با سلام: اگر بپذیریم که معلولیت کودک یا تولد به صورت زنا انتخاب عین ثابت فرد باشد حال سوال پیش می آید که چرا چنین انتخاب بدی داشته؟ و ثانیا آیا این انتخاب را با علم به جوانب آن انجام داده؟ و همچنین بر طبق «کل یعمل علی شاکلته» در دنیا اعمالمان باعث انتخاب هایمان می شوند. مثلا اگر گناه کنیم سنخیت وجودیمان به شر متمایل شده و انتخاب های بد می کنیم. حال سوال این است که انتخاب عین ثابت با چه عقبه ای از شخصیت صورت گرفته؟ اگر عقبه ی شخصیت همه را یکسان و بدون عمل خیر یا شر در نظر بگیریم باید همه انتخاب های عین ثابته ی خوب ولو متفاوتی داشته باشند اما چرا شاهد چنین انتخاب هایی نظیر زنا زادگی ... غیره هستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرض آخری که می‌فرمایید نمی‌تواند درست باشد. زیرا آن اولین انتخاب بد را به کجا نسبت دهیم؟ می‌ماند که به هرحال متوجه باشیم انسان در ذات خود انتخاب‌گر است و ریشه‌ی انتخاب او در تعریفی است که از خود کرده است. آن معلول هم به هرحال بین خلق‌نشدن و آن‌گونه خلق‌شدن چنین انتخابی را داشته است. سری هم به جواب سؤال شماره‌ی 19997 بزنید. موفق باشید

19984
متن پرسش
سلام: مثلا می خواهیم قرآن بخوانیم یک دفعه یادمان می آید فردا باید بریم اداره بیمه برای دفترچه یا می خواهیم نماز شب بخوانیم یک دفعه یادمان می آید چند ساعت دیگه باید بریم وام گرفته شده مان را پرداخت کنیم و ... اینها نه حضور قلب میزاره برام نه انگیزه، چی کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین کثرت‌ها باید نظر به وحدت را بر روح و روان خود غلبه داد. موفق باشید

7916
متن پرسش
سلام علیکم در شرح ده نکته فرمودید که حضور خداوند کامل و تمام است . حضور ملائکه هم با توجه به مجرد بودنشان کامل و تمام است سوالم این است که آیا حضور نفس من یا هر انسان دیگری (هر چند حضوری ضعیف باشد) آیا کامل و تمام است. یعنی «من» در همه جای عالم حضور (هر چند ضغیف باشد) دارم؟ یعنی مثلاً حضور «من» در سیاره مشتری هم هست و در عمق اقیانوس هم هست و ... جواب این سوال برایم خیلی مهم است. اگر اینطور باشد واقعاً امری شگفت است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین طور است. بحمداللّه در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» به این موضوع پرداخته‌ایم، موضوع از این هم شگفت‌آورتر است. موفق باشید
1342

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید دختری هستم 26 ساله که بارها تصمیم به جهاد نفس گرفته و سعی کرده ام تعلقات مادی خود را کم کنم. اما تصمیماتم معمولاً نهایت یک هفته بیشتر به طول نمی انجامد که با نوعی روزمرگی مواجه شده و اراده ام سست می شود. حال می خواهم بدانم چگونه می توانم اراده ای مصمم داشته باشم و از هوی و هوس‌ها به دور باشم. (خصوصاً اینکه در برابر برخی محرک‌های مادی بسیار ذلیلم) آیا هیچگونه راهکار عملی وجود دارد که مسأله برایم از حالت عادی خارج شده و به دغدغه اصلی زندگی ام تبدیل شود؟ سپاسگزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: سعی کنید معارف خود را نسبت به توحید و معاد و مقام نبی و امام قوی کنید تا در عمل بهتر موفق باشید. موفق باشید
1219

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. چرا ما باید در راهپیمایی روز قدس شرکت کنیم؟ خیلی ها این سوال را از من می پرسندولی متاسفانه جوابی ندارم بدهم. بازم از سایت خوبتون متشکرم سلام من را به استاد برسونید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: استکبار با نفی کشور فلسطین نه‌تنها یک کشور اسلامی را از روی نقشه پاک کرده، زمینه را جهت مقابله با سایر کشورهای اسلامی فراهم می‌کند تا با تحقیر جهان اسلام هویت آن‌ها را بی‌رنگ کند و حضرت امام روح الله خمینی«رضوان‌الله‌علیه» با طرح روز قدس به جهان اسلام نشان دادند چگونه هویت اسلامی و عزت انسانی خود را شعار دهند و بر عزم نفی اسرائیل پای بفشارند و نتیجه بگیرند. موفق باشید
نمایش چاپی