بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7916
متن پرسش
سلام علیکم در شرح ده نکته فرمودید که حضور خداوند کامل و تمام است . حضور ملائکه هم با توجه به مجرد بودنشان کامل و تمام است سوالم این است که آیا حضور نفس من یا هر انسان دیگری (هر چند حضوری ضعیف باشد) آیا کامل و تمام است. یعنی «من» در همه جای عالم حضور (هر چند ضغیف باشد) دارم؟ یعنی مثلاً حضور «من» در سیاره مشتری هم هست و در عمق اقیانوس هم هست و ... جواب این سوال برایم خیلی مهم است. اگر اینطور باشد واقعاً امری شگفت است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین طور است. بحمداللّه در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» به این موضوع پرداخته‌ایم، موضوع از این هم شگفت‌آورتر است. موفق باشید
7290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام.استاد گرامی بنده دانشجوی سال دوم رشته مشاوره هستم واحساس نیازشدید به مطالعه یک سیر علم النفس دارم.لطفا مرا راهنمایی فرمایید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همان سیر مطالعاتی روی سایت خوب است. موفق باشید
29100

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: تعدادی از دوستان پس از آشنایی با مباحث شما در پی فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر نشر معارف در فضای مجازی اقدام به خلاصه کردن کتابها و ترجمه به انگلیسی و عربی و ساخت عکس‌نوشته در اینستاگرام برای معرفی به نسل جوان بوده و کارهایی نیز ارائه داده اند. .لازم به توضیح نیست که برای دوستان صرف تبلیغ معارف اهمیت دارد و نه نام و نشان و گروه خاصی. متشکر می‌شویم که این گروه کوچک را به گروهی که در ذیل مجموعه لب المیزان فعالیت دارند معرفی کنید تا با یک مدیریت واحد نیروها اداره شوند و از موازی کاری و هرز رفتن نیروها جلوگیری شود. متشکرم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر آن است که رفقا هر کدام مطابق سلیقه و میدان کار خود عمل کنند و شاید نیاز به یک هویت خاصی نباشد. با این‌همه بنده مطالب را برای آقای توکلی می‌فرستم تا اگر نظری داشتند اظهار نمایند. موفق باشید

28088
متن پرسش
سلام علیکم: استاد مدتی است این دل مشغولی من شده و کمی ذهن خودم را به آن مشغول کرده است. خواستم این مطلب رو از خود حضرتعالی بعنوان استاد خودم بپرسم. شما با توجه به وضعیت کنونی، معتقدید جامعه ویژه جوانان دیندار تر و مانوس با دین هستند و یا مردم و جوانان به دین حداقلی اعتقاد پیدا کرده اند و سبک دینداریشان از دینداری که مد نظر امام و آقا هست بسیار فاصله دارد؟ چون با دیدن یکسری مظاهر و پوشش ها و سوالات و حرفها و رفتار و سکنات مردم ویژه جوانان این مطلب مطرح می‌شود حکومت مردم را از دین گریزان کرده و مردم بسمت دین حداقلی رفته اند و انس شان با دین به شیوه دیگری شده است و بیشتر بینش سکولار دارند. شما جامعه و مردم را دیندار تر و مانوس تر با هویت دینی فی الحال می بینید یا گریزان از دین با معتقد به دین حداقلی و حتی بینش سکولار؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم چون ما مردم را به حدّ اقلِ دین توجه دادیم و در حدّ فقه، متوقف‌شان کردیم و ابعاد حِکمی و عرفانی دین را با جوانانی که بسیار آماده بودند، در میان نگذاشتیم؛ شما امروز با مردمی روبه‌رو هستید که دین را جدّی نمی‌گیرند. راستی! دینی که امروز ما در مجامع عُرفی و سنتی خود مطرح می‌کنیم، واقعاً جای جدّی‌بودن دارد؟! چرا حضرت امام برای همین مردم، شرح سوره‌ی حمد را پیش کشیدند؟ و ما هنوز اندر خمِ هیچ‌کوچه‌ای نیستیم. خدا به دادمان برسد در آینده‌ای که ما بخواهیم با این معارف دست و پا شکسته حاضر شویم. موفق باشید      

23694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به تأکیدات حضرت آقا در حمایت از کالای ایرانی و اهمیت به خرید کالای ایرانی چنانچه کالایی توسط یک ایرانی در کشوری دیگر تولید شود و پس از آن وارد ایران شود آیا این کالا جزء کالای ایرانی و تولید داخل محسوب می شود یا خارجی؟ وظیفه ما در برابر این کالا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. چون موجب تقویت پول ملی نمی‌شود و عملاً موجب می‌شود تا ارز از کشور خارج گردد. موفق باشید

23474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده طلبه ای هستم که هدف و ماموریتم را رهبری جامعه به سمت تمدن اسلامی در نظر گرفتم می خواهم برای تحصیلم اعم از تحصبل علم و مهارت و هر چیزی که برای هدفم نیاز است طرحی بریزم و طبق آن حرکت کنم. از شما درخواست دارم که طرح تحصیلی جامعی برای بنده پیشنهاد بدید. 09176546897
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این دو جمله‌ی مقام معظم رهبری و حضرت امام فکر کنید که در ذیل می‌آید و لذا اگر می‌خواهید به تمدن اسلامی بیندیشید، بعد از گذراندن دروس حوزوی باید از حکمت متعالیه‌ی صدرا غافل نبود. موفق باشید

در راستای نظر به حکمت متعالیه جهت حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، مقام معظم رهبرى «حفظه‌اللّه» مى‏ فرمايند: «... به گمان ما فلسفه‏ ى اسلامى در اسلوب و محتواى حكمت صدرايى، جاى خالى خويش را در انديشه‏ ى انسان اين روزگار مى‏ جويد و سرانجام آن را خواهد يافت ...».

 حضرت امام خمینی «رضوان‏الله‌تعالی‌عليه» در جواب به سؤال آقای دکتر «حسنين هيكل‏» خبرنگار مشهور مصری و از یاران جمال عبدالناصر كه از ايشان مى‏ پرسد چه انديشه‏ ها و انديشمندانى بر شما تأثيرگذار بوده‏ اند؟ مى‏ فرمايند: «در فلسفه: ملا صدرا، از كتبِ اخبار: كافى، از فقه: جواهر.» (صحيفه‏ ى امام، ج 5، ص 271) و نيز در دعوت گورباچف به اسلام، موضوع حكمت متعاليه‏ ى صدرا و عرفان محى‏ الدين را مطرح مى‏ كنند. زيرا آموزه‏ هاى دينى ما در مكتب ملاصدرا به يك نظم منسجم در آمده و مى‏ تواند پشتوانه‏ ى فلسفى انقلاب اسلامى و تمدن اسلامى باشد در آن حدّ که حضرت امام خمینی «رضوان‏ الله‌تعالی‌عليه» متوجه‌اند اگر آقای گورباچف بخواهد از اردوگاه مارکسیسم به‌در آید و در دامن لیبرال‌دموکراسی نیفتد، حکمت صدرایی و عرفان ابن‌عربی چنین استعدادی را دارا است.

22635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
مطابی که در لینک زیر http://lobolmizan.ir/quest/17002 به دکتر سریع القلم نسبت داده شده حلاف واقع است. ایشان چنین مطلبی ننوشته اند. این مطلب را برای تخریب ایشان در فضای اینترنت منتشر کرده اند. برای اطلاع از تالیفات و یادداشت و نوشته های ایشان به وبسایت شان مراجعه کنید. از شما انتظار می رود که مطلب مورد اشاره را از خروجی سایت خود حذف نمایید. با سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که سؤال‌کننده بر اساس نوشته‌ی رسانه‌ی خبر آنلاین آن مطلب را مطرح نموده است. آیا شما مدرکی در نفیِ گزارش خبر آنلاین دارید؟ موفق باشید

22245
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: ۱. آیا سیر در مراتب روح با مدد عقل صورت می گیرد؟ ۲. آیا عقل در مرتبه‌ی بالاتر نسبت به عقل مرتبه‌ی پایینتر کاملتر است و به حسب هر مرتبه ای است؟ ۳. آیا منظور از عقل همان قوه ی عاقلهٔ نفس است یا یک نیرویی از طرف خدا و جدای از نفس است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: نفس انسانی استعداد آن را دارد که با عقل فعال مرتبط شود و جذبه‌های ذاتی نفس ناطقه اگر در مسیر صحیح قرار بگیرد کششی به سوی آن عقل دارد و عملا آن عقل کمک می‌کند تا نفس ناطقه به سوی کمالاتش سیر کند و طبیعی است که عقل در جای خود مراتب خاص خود را دارد تحت عنوان «عقل مستفاد» و «عقل هیولانی» و غیره از مراتب عقل نام برده می‌شود. موفق باشید

22221
متن پرسش
سلام: ۱: خوردن میوه، کلوچه، کیک و... بین دو وعده غذایی اشکال سلوکی داره؟ ۲. اگه صبحانه یا ناهار مثلا دیرتر بخوریم و تو ساعتی که مشخص کردیم برای وعده بعدی هنوز گرسنه نشده باشیم باید سر موقع غذا بخوریم ولو که گرسنه نباشیم یا منتظر بمونیم تا گرسنه بشیم چون در فرض اینکه منتظر بمونیم، ممکنه خوابمون دیر بشه یا برناممون بهم بخوره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به هر صورت، خوردن تنقلات در حین دو وعده‌ی غذایی، نفس را مشغول به آن تنقلات می‌کند 2- می‌توان با اندازه‌ای از غذا مصرف ‌کنید که زمان‌های خوردن غذا مطابق برنامه‌ی ریخته‌شده مدیریت شود. موفق باشید

21988
متن پرسش
استاد عزیز سلام: استاد عزیز من چند کتاب زیبای شما درباره ی ظهور مطالعه کردم. با توجه به سوال قبلی که در مورد فلسفه غیبت امام زمان (عج) از خدمتتان پرسیدم، چون در جواب سوالی فرموده بودید که ظهور اینگونه نیست که به تاخیر بیفتد پس می توان گفت که تعجیل در ظهور هم معنا ندارد؟ و دوم اینکه چون فرموده بودید که فلسفه غیبت امام زمان (عج) حضور در تمام تاریخ است پس اینگونه برداشت می شود که زمانی ظهور خواهند کرد که تاریخ به پایان خود رسیده باشد و علم به زمان قیامت و ظهور تنها نزد خداست، آیا می توان این را گفت که ما پایبندی واقعی و عمیق به انقلاب و دین و مذهبمان و همچنین بیزاری جستن از استکبار و دشمن را فقط برای وظیفه ای است که خداوند بر دوش ما در راستای عمل به دین و مذهب مان قرار داده و چون ریشه و علت قرآنی و الهی داره و به زمان ظهور و تعجیل و تاخیر امام زمان (عج) ربطی نداره؟و شاید ما نتوانیم بگیم که با زمینه سازی ظهور از نظر زمانی وصل به ظهور اصلی شویم؟ استاد خواهش می کنم جواب بدید حالا یا تو سایت یا ایمیل فقط بی جواب نذارید که خیلی روی جواب شما برای پیشبرد مطلب استفاده می کنم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تأخیر در ظهور به جهت عدم آمادگی مردم است و تقاضای تعجیل در ظهور، در راستایِ اعلان آمادگی است 2- آری! می‌توان گفت ظهور، پایانِ تاریخ است ولی به معنای بلوغ تاریخ و به کمال‌رسیدن اهداف خلقت. در کتاب «بصیرت و انظار فرج» به نظر می‌آید دلایلی هست بر آن‌که باید بلوغ خاصی در تجربه‌ی تاریخی مردم پیش آید تا این آخرین ذخیره‌ی الهی، بی‌ثمر نماند. موفق باشید

18835
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بهترین کار برای خانمی که هنوز ازدواج نکرده و سی سال را رد کرده چیست؟ متاسفانه در مسیر کسب معارف اسلامی هم دچار رکود و خستگی می شوم و احساس می کنم به بن بست رسیده ام. به خصوص که ذهنم مدام به سمت علاقه ای کشیده می شود که هنوز منجر به ازدواج نشده و گویا گره های سر راهمان قرار نیست باز شود. نکند به این حرف شما گرفتار شده ام که شیطان سعی کرده به کمک خودم مشکل را حل کند و من فکر می کنم که مسیرم درست است. چگونه رد پای شیطان را تشخیص دهیم؟ همش فکر می کنم که بعد از ازدواج زندگی ام جهت پیدا می کند و به رشد معنوی خواهم رسید. همه چیز را به بعد موکول می کنم که معلوم نیست چه موقع باشد و اصلا این بعدی که منتظرش هستم می آید یا نه. چگونه خود را از این وضع نجات دهم؟ ببخشید که سوالم مشاوره ای است ولی نمی دانم از چه کسی بپرسم، چندین بار از ارسال منصرف شدم ولی آخر هم فرستادم. ان شاءالله به خاطر وقتی که از شما می گیرم بنده را ببخشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی خوبی متذکر شده‌اید که گمان می‌کنید زندگی را باید در بعد از ازدواج‌کردن جستجو نمایید. در حالی‌که اگر دقت کنید هم‌اکنون زندگی در نزد شماست. آری! ازدواج یکی از نیازهای عاطفی ما است ولی ما بدون ازدواج هم، خودمان هستیم. به همین جهت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در جواب آن کس که از حضرت پرسید ازدواج بکنم یا نه؟ حضرت فرمودند: اگر می‌خواهی به سیره‌ی برادرم عیسی«علیه‌السلام» عمل کنی، نیاز نیست ازدواج کنی، و اگر می‌خواهی به سیره‌ی حبیبم محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» عمل کنی، ازدواج کن. باید طوری خود را معنا کنید که هم‌اکنون در حال زندگی باشید، اگر هم مورد مناسبی پیش آمد، نوع دیگری زندگی خواهید کرد، به همین جهت زندگی بدون همسر هم خصوصیات خاص خود را دارد و انسان نسبت‌ها و رابطه‌های خاصی را با دوستان و آشنایان در این حالت شکل می‌دهد، نه آن‌که در انزوا به‌سر برد. موفق باشید  

18816
متن پرسش
با عرض سلام و تحیت: ابتدا جا دارد پیش از سوال با اجازه یک انتقاد بکنم، هرچند جوینده یابنده است، اما بنده چندین سال است که در مجموعه زیادی از پرسش ها غرق و گمراه بودم (و شاید هنوز هم باشم) و خداوند متعال با لطف خود مرا از آزمایش های دشوارتر معاف کرد. از زمانی که با نوشته های جنابعالی آشنا شده ام با خود می گویم اگر زودتر آشنا می شدم شاید کارهای مفیدی انجام می دادم، البته شاید آن آزمایش ها باعث این آشنایی شد. هر چند بزرگان چندان تمایل به خودنمایی ندارند ولی تصور می کنم، افراد بیشتری باید جنابعالی را بشناسند. به هر حال اگرچه هنوز توفیق دیدار جنابعالی را نداشته ام اما از راه دور روی شما را می بوسم. مسأله ای برای بنده پیش آمده که پیش از این یکبار در صفحه «تماس با ما» پرسیدم و بعدا متوجه شدم که از جای اشتباه استفاده کرده ام. اما سوال: فرض کنید کسی روشی یافته است که می تواند در مدت نسبتا کوتاهی نه تنها در ساختار و طرز نگاه افراد به دنیا و معقولات ثانویه ای که دارند بلکه در اساسی ترین امور ادراکی شان دستکاری کنند. در واقع افراد در کنش هایشان خود تصمیم می گیرند اما واقعیت این است که این کنش به طور ناخودآگاه و توسط دیگری در ذهن آنها ایجاد شده، این مهم نه تنها در افراد (به عنوان فرد فرد) بلکه در جمع ها (به صورت توده ای) نیز قابل استفاده است. با فرض یاد شده: 1. آیا اصولاً چنین کاری به لحاظ اخلاق اسلامی صحیح است؟ 2. با توجه به محدودیت آگاهی ما حتی با فرض صحیح بودن اهداف، از کجا بدانیم تبعات آتی این دستکاری چیست؟ چه معیاری داشته باشیم (با فرض تأیید مورد اول) که از صحت اتفاقات آتی مطمئن باشیم؟ 3. اگر شک داشته باشیم که این روش ممکن است به هر دلیلی به دست افراد نااهل بیافتد و ممکن است تبعاتی داشته باشد، با فرض تایید دو مورد قبل، چطور از این اتفاق جلوگیری کنم؟ عذر خواهی می کنم بابت طولانی شدن و پیچیدگی: خلاصه موارد فوق: آیا دستکاری در ذهن و انگاره های انسانی با هر هدفی (حتی صحیح) به لحاظ اخلاق اسلامی صحیح است؟ پیشاپیش از وقتی که بنده اختصاص دادید نهایت تشکر به عمل می آید. امیدوارم از نزدیک زیارتتان کنم. دمقس فادوسبان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده هم بدون آن‌که بسیاری از رفقا را دیده باشم، محبت قلبی خود را تقدیم‌شان می‌کنم تا در جهت قلبی آن‌ها که به سوی حق است؛ قلبِ این حقیر نیز روانه‌ی آن دیار شود 2- به همان معنایی که داریم: «می‌رود از سینه‌ها در سینه‌ها / از رهِ پنهان، صلاح و کینه‌ها» انسان‌ها تحت تأثیر همدیگر قرار می‌گیرند و اگر کسی در امر تحتِ تأثیرقراردادنِ ذهن بقیه تلاش کند به نتایجی می‌رسد، ولی اولاً: خودش را از سلوکِ حقیقی که سیر به سوی ملکوت است، محروم می‌نماید. ثانیاً: خدمتی به طرف نکرده، زیرا او را به معرفتی نرسانده بلکه خطوراتی را در او ایجاد کرده. ثالثاً: حدّ این کار «ذهن» است و ذهن از ابعادِ مادونِ شخصیت انسانی است و آن‌چه ارزش دارد رشد عقلی است که با دادنِ معارف به افراد و با تزکیه‌ی افراد پیش می‌آید. موفق باشید

12210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: دانشجویی هستم که در آستانه طلبه شدن می باشم و از نظر موقعیت اجتماعی عموما در معرض مباحثات سیاسی می باشم. برای اینکه بتوانم در عرصه های سیاسی قدرت تحلیل و بررسی داشته باشم و در واقع بتوانیم نظر بدهم و همچنین به شناخت مناسبی از دنیای سیاست و فضای سیاسی ایران و جهان برسم چه سیر مطالعاتی یا کتاب هایی را پیشنهاد می کنید؟ با آرزوی سلامتی برای شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های آقایان دکتر موسی نجفی و موسی حقّانی خوب است. موفق باشید   

8220
متن پرسش
سلام . جناب استاد بنده در محیط دانشگاه خیلی اذیتم با اینکه نگاهم رو کنترل می کنم و جز در موارد ضرورت با نامحرم صحبت نمی کنم و خلاصه به وهم میدون نمیدم اما متاسفانه وقتی از دانشگاه برمیگردم احساس بدی دارم و اوهام و خاطرات روزی که در دانشگاه گذشت منو مشغول میکنه و نمیدونم چرا حضور رو از من میگیره دیگه خسته شدم به قول لسان الغیب خواهم شدن آستین فشان به دیر مغان زین فتنه ها که دامن آخر زمان کرفت حاج اصغر آقا ما که به وهم میدون نمیدیم کجای کار میلنگه که انقد اذیتیم جان کشیده سوی بالا بالها اما...
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنا این بود که انسان را در زمین بیاورند و با جذبه‌های زمینی روبه‌رو شود، ولی خود را ماوراء آن‌ها قرار دهد. چاره‌ی کار همین است که در فضایی که وَهم‌خیز است با وَهم خود کنار نیایی، و وقتی آمد آن را دنبال نکنی تا بعد از مدتی، آری بعد از مدتی خود را در ماوراء وَهم بیابی. چرا شعر حافظ بزرگ را به‌هم ریختی؟ می‌گوید: «خواهم شدن به کوی مغان آستین‌فشان.... زین فتنه‌ها که دامن آخر زمان گرفت» یعنی با روحیه‌ای شاد و بشاش به کوی مغان و محل اُنس با حق می‌رود به جهت این جذبه‌های زمینی که در آخر زمان دنیا را گرفتار کرده. پس راه را نشان داده. راه‌رفتن به کوی مغان امروز گلستان ارادتمندی به انقلاب اسلامی و تاریخی است که در افق جهت تحقق تمدن اسلامی در حال طلوع است. هیچ جای کار نمی‌لنگد قرار همین است که با شیطان بجنگید و در نهایت بر او پیروز شوید، هرچند او در آزار شما و بعضاً در پیروزی بر شما بیکار نیست. موفق باشید
29915
متن پرسش
سلام: یکی از روحانیون در تفسیر سوره قدر و مقام حضرت فاطمه گفتند لیله قدر حضرت فاطمه و شهر امام معصوم هست و یعنی حضرت فاطمه از هزار امام رضا برتر است! آیا این تفسیر صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از آن جهت گفته‌اند که حضرت عسکری «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «نَحْنُ حُجَجُ ‏اللهِ عَلي خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةٌ عَلَيْنا»[1] يعنى؛ ما (امامان) حجّت‏هاى خدا بر مردم هستيم،- تا راه را از بيراهه نشان دهيم- و جَدّه ما فاطمه، حجّت است بر ما. و حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه نيز در اولين سخن خود پس از ظهور مى‏فرمايند: «وَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ‏ اللهِ لي اسْوَةٌ حَسَنَةٌ»[2]يعنى؛ اسوه و راهنماى من در اين نهضت، دختر رسول‏ خدا است. و اين سخن نشان مى‏دهد نظامنامه حكومت جهانى مهدى عجل الله تعالى فرجه مبتنى بر سيره فاطمه عليهاالسلام است. موفق باشید

 


[1] ( 1)-« تفسير اطيب‏البيان»، ج 13، ص 223.

[2] ( 2)-« بحارالانوار»، ج 53، ص 180.

26114
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: دیشب نائب الزیاره تان قم و در جوار پیکر سرداران رشید اسلام شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس بودم. از کنارم پیکر سردار سلیمانی عبور کردم و ناگهان چشمم به عکس تابوت او گره خود و انسانی را دیدم که سراسر توحید بود. حقیقتاً این شعر تازه برایم معنی شد: دیده آن باشد که باشد شه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس. این شعر و این جمله حضرت امام که می فرمود شروع کار انسان متاله و خداجو تازه آنجاست که سراسر نور توحید را ببیند و به مقام یقظه برسد و پس از آن تازه باید حیاتش بر اساس آن نور تماماً مومنانه شود، تازه دیشب وقتی چشمم به تابوت حاج قاسم گره خورد معنی شد. صحنه عجیبی در قم و در جوار مسجد مقدس جمکران بود. ان شاء الله ما هم از این قافله جا نمانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حاج قاسم، صورت و تعیّنِ اخلاص بود و با اخلاص است که می‌توان خدا را به ظهور آورد و خود را کنار زد. موفق باشید

25857
متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. در مورد حجاب: با توجه به فرمایشات حضرت عالی آن عده از کسانی که مسلمان نیستند و در ایران زندگی می کنند و به هر دلیلی حجاب را بر خود ملزم نمی دانند باید چه کنند طبق نظر اسلام؟ ۲. در مورد سوال روز پیش در مورد خودم: اولا منازل را با شرح حضرتعالی و استاد یزدان پناه کار می کنم. و ثانیا: اگر اشتباه نکنم خواجه عبدالله انصاری در باب مکاشفه، سه رتبه را به تصویر می کشد. اول مکاشفه علم است که برای سالک، گه گاه دست می دهد. اگر عارفی به مقامی بالاتر دست یافت و حالت او دائمی شد و به گونه ای رخ داد که عارف خود را در حالت کشف نبیند و به نحو تمام و کمال محو و فانی باشد، مکاشفه حال صورت گرفته است. و مکاشفه عین به معنای مکاشفه ای که همراه تجلی ذاتی الهی باشد، و عین ثابت و سر قدر با آن منکشف گردد. حال سوالم اینست که بنده به احتمال ۹۹ درصد در قسمت اول هستم - فقط وقتی کشفی رخ می دهد خوشحال نمی شوم - انگار چیزی درونم می گوید : خب که چه؟ اینها را می دهند تا تو را راضی کنند؟! من راضی نمی شوم به اینها...! در عین حال یک شوق ریزی گوشه قلبم می گوید همین هم از جانب دوست است - به کشف نگاه نکن به فرستنده نگاه کن. نمی دانم توانستم منظورم را برسانم یا نه؟ البته ذکر این نکته را ضروری می دانم که بگویم منظورم ناشکری و یا وسوه نیست الحمدلله - نوعی طلب بیشتر از خداست احساس می کنم. یا یک نوع حالت شوخی - نمی دانم ولله نمی دانم اسمش را چی بگذارم - اصلا زیاد نمی توانم توضیح بدهم - فقط می دانم که هیچ کشفی آن لذت خاص که برای برخی از دوستان را داده و چندین سال با لذتش زندگی کرده اند را به من نمی دهد! و این موضوع برای شخص خودم نگران کننده نیست، فقط یک مقدار کوچکی وسواس گرفتم! احساس می کنم با اصوات به جواب سوالم نرسیدم بهمین جهت مزاحم شدم - گرچه نمی دانم توانستم توضیح دهم یا نه! نمی دانم وسواس الکی شدم یا اینکه واقعا باید تجدید نظری کنم؟ شما بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قانوناً ملزم به حجاب‌اند، مثل آن‌که امام خمینی در فرانسه ملزم به قوانین آن کشور بودند. ۲. در سیر و سلوک انسان به مرور از احوال که به گفته‌ی شما حالِ خوش است و تا منزل ۵۰ در میان است، می‌گذرد و به لطف خدا به معارفی که در آن‌ها تلوّن نیست، می‌رسد. موفق باشید

23675
متن پرسش
سلام علیکم: بنده دانشجوی ارشد روان شناسی هستم. موضوع پایان نامه من روش های ایجاد تجربه معنوی از طریق مواجه شدن با خود و طبیعت است. وقتی کتاب خویشتن پنهان شما رو مطالعه کردم به نظرم رسید که شاید بتونم از نظرات شما استفاده کنم. سوال من به طور روشن این هست که: اولا در کنار موضوع خواب چه اموردیگری وجود دارد که می توان به کمک آنها با خود حقیقی و مجرد خودمان مواجه بشیم؟ دوما: اگر امکان دارد بفرمایید چطور میشه این امور رو به صورت تمرین به مخاطبین ارائه نمود (یعنی چه تمریناتی رو افراد مثلا در طی یک هفته باید انجام بدن تا به این تجربه برسند)؟ سوما: سوالی که در مورد خواب دارم این هست که شما پدیده آشناپنداری اتفاقات رو (مواجه شدن با اتفاقاتی که احساس می کنیم قبلا آن را جایی دیده ایم) دلیل بر مجرد بودن روح و خبر یافتن روح از آینده گرفته اید. در صورتی که در علوم جدید این پدیده رو معمولا به اشتباه مغز نسبت می دهند به این صورت که اتفاقی رو که تازه برای ما رخ داده به جای آنکه به حافظه کوتاه مدت بفرستد به حافظه بلند مدت می فرستد و این امر موجب می شود تا ما احساس کنیم آن اتفاق را قبلا جایی یا زمانی دیده ایم. چطور به این سوال باید پاسخ داد؟ دلیل اهمیت این سوال این هست که چون تاکید ما بر تجربه های شخصی است این پدیده اگرچه زیاد اتفاق می افتد با این حال توجیه علمی دارد و اموری هم مثل رویاهای صادقه که توجیه علمی ندارند (اگر چه منکرین به تصادف نسبت می دهند) حداقل من تجربه اش نکرده ام. با این توصیف چگونه می توانم از خواب به عنوان پدیده ای برای مواجه شدن با خود حقیقی خود استفاده کنم؟ با تشکر. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه موجب می‌شود انسان با تجرد بیشتر خود روبه‌رو شود، رویکرد درست به دستورات دین و زهدی است که در دین پیشنهاد می‌شود. عمده آن است که برای هرچه بیشتر آزادشدن از وجه مادیِ خود به رعایت حلال و حرام الهی بپردازیم. در مورد رؤیای صادقانه هم، به هرحال چیزی نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد و لوازم آن را مدّ نظر قرار نداد، از آن جهت که نفس ناطقه‌ی انسان در صحنه‌هایی حاضر می‌شود که اساساً در آن زمان وجود خارجی نداشته است و عیناً انسان با آن رؤیای خود پس از مدت‌ها روبه‌رو می‌شود. به نظر می‌آید افرادی که گمان می‌کنند رؤیای صادقانه ندارند به جهت آن است که وقتی با صورت خارجی رؤیای خود روبه‌رو می‌شوند، تلاش نمی‌کنند جایگاه آن را که در رؤیا دیده‌اند دنبال نمایند. موفق باشید  

23524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب، ببخشید من هنوز متوجه نشدم تقدم و تاخر مطالعات را، آیا ما ابتدا سیر کتب شهید مطهری را بخوانیم و سپس بقیه را، يا چیز دیگری مقدم است؟ همچنین زمان شروع سیر مطالعاتی استاد طاهرزاده چه زمانی است؟ مقدمه ی سایرین است یا موخر از برخی مطالعات دیگر؟ در کل کاش استاد طرح و سیری را ارائه می دادند که عمومی باشد و جامع، که هرکس تکلیف خود را بداند که از هر عالم چه کتابی و چه زمانی بخواند تا به کلیت اسلام ناب دست پیدا کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری مطابق سیر خاصی نوشته‌ها و سخنان خود را تنظیم نکرده‌اند. بعدها این فکر پیش آمد که ترتیبی به آن سخنان داده شود. فکر می‌کنم با کتاب‌هایی مثل «داستان راستان» و «جاذبه و دافعه علی «علیه‌السلام» و «سیره‌ی نبوی» و «سیری در نهج‌البلاغه» و «حماسه‌‌ی حسینی» را اگر مطالعه کنید، خودتان متوجه می‌شوید چگونه از اندیشه‌های آن مرد بزرگ می‌توانید بهره بگیرید. ما در کنار آن مطالعات، سیر مطالعاتی بر روی سایت را پیشنهاد می‌کنیم. موفق باشید

23230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: عذرخواهی می کنم می خواستم برای مطالعه در علم «اتیمولوژی» منابعی را معرفی بفرمایید. بنده طلبه پایه 8 هستم. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مستقلی متأسفانه در این مورد نمی‌شناسم. هایدگر در نوشته‌های خود به طور خیلی خوب، روشِ اتیمولوژی را گوشزد می‌کند. فکر می‌کنم اگر در اینترنت جستجو بنمایید، مقالات خوبی به‌دست آورید. در ضمن یادداشت‌‌هایی در این مورد از دکتر فردید به صورتی نسبتاً جامع هست که متأسفانه هنوز چاپ نشده است. موفق باشید

23162
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: منظور شما دقیقا از این جمله در کتاب آشتی با خدا چیست؟ به خصوص آن قسمت «اگر عکس آن را انجام دهيم مي توانيم نفس خود را به خطا بيندازيم، به طوري ِکه موادي را در بدن تزريق کنيم که موجب تحريک اعصاب گردند. صِرف مواد مخدر که عامل تحريک عصبي شده اند موجب ايجاد خيالات گردند و از اين طريق نفس را به خطا بيندازيم» *کل پاراگراف* «علت اين امر - که پديده هاي مادي موجب ايجاد خيالات غير مادي مي شوند - آن است که همان طور که روح وقتي خواست عضوي از اعضاء ما را تحريک کند، ابتدا اعصاب ما را تحريک مي کند و آن اعصاب با تحريک الکتريکي خود ماهيچه ها را متأثر مي کنند و در نتيجه آن عضو حرکت مي کند، اگر عکس آن را انجام دهيم مي توانيم نفس خود را به خطا بيندازيم، به طوري ِکه موادي را در بدن تزريق کنيم که موجب تحريک اعصاب گردند و نفس را در بُعد خيالات تحريک کنند و لذا بدون آن که چيزي در خارج موجب تحريک خيالات شود، صِرف مواد مخدر که عامل تحريک عصبي شده اند موجب ايجاد خيالات گردند و از اين طريق نفس را به خطا بيندازيم، به طوري که در اثر تحريک عصب ها، نفس در خود صورت هايي ايجاد کند که منشأ خارجي ندارند.» با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «آدمی را فربهی هست از خیال / گر خیالاتش بُوَد صاحب‌جمال». اگر خیالات انسان از عالَم بالا و از پرتو عقل بر موطن خیال نازل شود و عصب‌ها و ماهیچه‌ها را تحریک کند؛ فعالیت های انسان سالم و جهت‌دار است. ولی اگر با تحریک الکتریکی و مواد خام، خیالات را ایجاد کنیم و مبتنی بر آن، ماهیچه‌ها تحریک شود، فعالیت‌ها ناسالم است و واهمه زندگی انسان را در اختیار می‌گیرد. موفق باشید

22198
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: حدیثی از مولا علی (ع) شنیده ام که می خواستم منبع آن را برایم ذکر کنید متن حدیث مشابه این متن می باشد: «اگر من علی هم در اداره ی حکومت از من پیروی نکنند در اداره ی آن دچار مشکل می شوم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در خطبه‌ی 27 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «وَ لَكِنْ لَا رَأْيَ لِمَنْ لَا يُطَاع‏» امّا دريغ، آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند، رأيى نخواهد داشت. و این به همان معنایی است که می‌فرمایید. آری! اگر از علی «علیه‌السلام» هم پیروی نشود، در اداره‌ی حکومت به مشکل خواهد افتاد.  موفق باشید

21905
متن پرسش
با سلام: به نظر شما راه حل تحمل مشکلات، بیماری ها، گرفتاری ها و ناامید نشدن از مشکلات زندگی مادی و صبر در برابر آنها و دچار نشدن به افسرگی در دنیا چیست؟ آیا علت این همه مشکلات نظر به دنیا می باشد و با نظر به قیامت می توان کاملا شاداب و سرحال در این دنیا زندگی کرد یا باید اقدامات دیگری نیز انسان انجام دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه امور را به خدا بسپاریم، در مشکلات، خودمان را در آغوش خدا احساس می‌کنیم. گفت: «چون‌که غم پیش‌آیدت، در حق گریز / هیچ جز حق غمگساری دیده‌ای؟». موفق باشید

21687

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد سلام: ۱. آیا افکاری که مایل به آنها نیستیم و اجبارا در ذهن ما نقش می بندند و افکاری هستند که ما را اذیت می کنند و قادر به رفع آنها نیستیم، از القائات شیطانیست؟ یعنی از خارج به ما القاء می شود؟ برای دفع اینگونه افکار چه روش و راهی هست؟ ۲. آیا افکار نیکو و آرامش بخش که برخی موارد در ذهن ما نقش می بندد و می دانیم که در آن لحظه اصلا به آن موضوع فکر نکرده ایم و بدون مقدمه به ذهنمان خطور می کند از جانب ملائکه به ما القاء می شود؟ برای بیشتر شدن این افکار چه راه و روشی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌شود گفت در هر دو حالت همان‌طور است که می‌فرمایید. می‌ماند که در موقعی که خطورات شیطانی ورود می‌کند بنا به فرمایش آیت الله بهجت، باید آن را دنبال نکنیم تا به مرور از شدت و حدت آن کم شود. موفق باشید

20858
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام می فرمایند شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی‌خواهد به مردم زورگویی کند. اگر یک فقیهی بخواهد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. اسلام است، در اسلام قانون حکومت می‌کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابعِ قانون الهی، نمی‌توانست تخلف بکند. خدای تبارک و تعالی می‌فرماید که اگر چنانچه یک چیزی برخلاف آن چیزی که‌ من می‌گویم تو بگویی، من ترا اخذ می‌کنم و وَتینَت را قطع می‌کنم! به پیغمبر می‌فرماید. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصی بود که از او می‌ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرتها که دست او آمد دیکتاتوری بکند، اگر او یک شخص دیکتاتور بود، آن وقت فقیه هم می‌تواند باشد. اگر امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - یک آدم دیکتاتوری بود، آن وقت فقیه هم می‌تواند دیکتاتور باشد. دیکتاتوری در کار نیست، می‌خواهیم جلوی دیکتاتور را بگیریم. استاد تفسیر این سخن چیست ظاهر سخن نشان می دهد اگر ولی فقیه تخلف کند با خطر قطع وتین روبروست و الا اینکه امام از پیامبر مثال آوردند قیاس مع الفارق خواهد بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن است که دیکتاتور هرچه خودش خواست را عمل می‌کند، و ولیّ فقیه مطابق قانون شرع عمل می‌نماید و لذا آزاد نیست هرکاری بکند. بحث قطع وتین شاید به معنای آن باشد که رابطه‌ی قلبی که بین خدا و پیامبر و یا خداوند و زعیم هست، از بین می‌رود و دیگر توفیق لازم را ندارد. موفق باشید

نمایش چاپی