باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تذکر خود قرآن در رابطه با خاتمیت نبوت که میفرماید: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»(انعام/115) با اسلام، به عنوان کاملترین دین، نبوت ختم میشود و دیگر جایی برای ادامهی نبوت نمیماند و ادامهی هدایت بشر با تبیین هرچه بیشتر همین دین اسلام باید انجام بگیرد که این را امامانی که قلبشان با حقیقت قرآن مرتبط است به عهده دارند. در حالیکه در پیامبران تبلیغی، نبوت به انتها نرسیده و نحوهای از نبوت و وَحی به آنها در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال قبل عرض شد ذات تکنیک به اعتبار کشف استعدادهای طبیعت، چیز بدی نیست. مشکل به گشتلبردن و در قابِ محدودیتقراردادنِ آن برای سیطره بر طبیعت، مشکل تکنیک شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور همین باشد که شما برداشت کردهاید. ولی نمیتوان به آن سخن اعتماد داشت. زیارت عاشورا، راهِ ارتباط و اُنس با مولایمان حسین «علیهالسلام» است، در این فضا، هرچه پیش آید خوش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در جزوهی «نحوهی حیات بدن اخروی» در موضوع آن 4 پرنده مطابق نظر صدرالمتألهین که معاد را جسمانی میداند و نه مادی؛ مطالبی عرض شده است. خوب است به آن جزوه رجوع فرمایید 2- آری! عالم ماده بر اساس حرکت جوهری از قوه به فعل میرسد و به قیامت خود نایل میگردد، ولی طبق قاعدهی «غایتِ مفقود محال است» باید قیامتی باشد که عالم به سوی آن حرکت کند 3- در اینکه در آخرالزمان ظرفیت زمین بیش از این میشود که هست، میتوان گفت به یک معنا بعضی صفات قیامتی در آخرالزمان ظهور میکند. به همین جهت آن شرایط را «اشراط السّاعة» یعنی شرطِ تحقق قیامت نامیدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد آنکه میفرمایند فقر انسان را به کفر نزدیک میکند به آن معنا است که انسان نباید با تنبلی خود به فقر دامن بزند وگرنه پیامبران عموماً اهل ثروت نبودند و کافر هم نشدند 2- بنده خودم خیلی ارادت به این نوع بیمهها ندارم ولی شاید بتوان اینطور توجیه کرد که یک نوع سرمایهگذاری برای آینده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر کسی در مدت لازم با سیرهی اجتهادی جاری در حوزههای علمیه مأنوس باشد و در خود استعداد لازم را احساس کند پس از مدتی فهم اجتهادی مورد نظر در او پدید میآید و ربطی به مدرک اجتهادی ندارد. میماند که همان اساتیدی هم که ایشان در محضر آنها تلمذ کرده است، فهم اجتهادی او را تأیید مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این نوع زندگی که انسان کمتر تحرک دارد و بیشتر با وسایل نقلیه سفر میکند، این مشکلات را برای مردم، چه در غرب و چه در جاهای دیگر بهوجود میآورد و از این جهت نمیتوان از بعضی از ابزارهایی که به تبع این نوع زندگی مورد نیاز قرار میگیرد، استفاده نکرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف صحیحی است و اگر مسئولان اجرایی در سخنان خود و در اعمال خود متذکر چنین اهدافی باشند، مردم یکشبه ره صدسالهی را طی میکنند. ولی ما از نظر تاریخی مسیری را جهت این امر باید در مردم و مسئولان طی کنیم و مهم آن است که بتوانیم در این رابطه برنامهریزی نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ، میانبر در سلوک، رعایت حرام و حلال الهی است در عین حفظ روحیهی استکبارستیزی. ما نمیدانیم مصلحت ما چیست که حضرت هنوز ارادهی ظهور ندارند! ولی میبینیم که به حقّ در حرکات و الفاظ و سکنات نایبش یعنی حضرت آیت اللّه خامنهای«حفظهاللّه» بهخوبی حضور دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تجلی دائمی که در عینالوجود هست را باید مدّ نظر آورد و اینکه عینالوجود هیچچیزی جز عینالوجود نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمیدانم موضوع چیست. شاید نیز لازم نیست بدانم. ولی همین اندازه عرض میکنم آنچه دین خدا در مقابل ما قرار داده، راهی است که هر انسانی میتواند وارد آن شود و از راهی که رفته است به سوی خدا برگردد. سعی کنید طبق قاعدهای که میگوید: «رَه چنان رو که رهروان رفتند» مثل عرف مردم زندگی کنید و زندگی خود را مطابق مردم معمولی شکل دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی ۲۱۹۷۶ رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- راهی که با آمدن اسلام در تاریخ گشوده شد، راهِ متعالیشدن انسان در امور فرهنگی است تا خودش در چنین بستری آنجا که باید قیام کند و ظلم ظالمان را از خود دفع نماید، آن کار را انجام دهد. در صورتی که تا قبل از اسلام معجزات، کمتر جنبهی فرهنگی داشته است 2- هرچه بوده است مسائلی بوده که راه حلّ نجات بشر آن دوران در آن ده فرمان قرار داشته. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جریان اُموی به سرکردگی ابوسفیان چیزی نبوده که با اسلامآوردنِ آنچنان سطحی از بین برود و از آنجایی که خلفا در مقابل نظر عمومی که به علی «علیهالسلام» داشتند پایگاهی در مردم برایشان نبود – بهخصوص در همان ابتدا که رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» رحلت کرده بودند - مجبور بودند به نحوی از اُمویان کمک بگیرند. آری! خلفا ناخواسته راه را برای اُمویان تا آنجا گشودند که معاویه در شام به قدرتی رسید که حاکمیت علی «علیهالسلام» را تحتالشعاع قرار داد و عملاً حاکم جهان اسلام شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه باید همهکارهی عالم را خدا بدانیم، بحثی نیست و این، عالمانهترین تفکری است که میتوان در این عالم داشت. منتها به ما گفتهاند: «ره چنان رو که رهروان رفتند». انسانهای بزرگ در بستر زندگی با سایر انسانها و نشاندادنِ فضایل انسانی با نیّت قرب إلی اللّه، انسان شدند. به قول مولوی: «من ندیدم در جهان جستجو / هیچ اهلیت بهجز خُلقِ نکو». هرچه داریم از برخورد خوب و دلسوزانه و خوشبینانه و مدارا با سایر انسانها است و این در وقتی مؤثر و مفید است که با نیّت و هدفِ قرب الهی انجام شود و نه در راستایِ امور روانشناسانه که بیشتر یک نوع خودآرایی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فقیهی حاکم باشد و حکم فقاهتی بدهد، سایر فقها حق ندارند حکم فقاهتی بدهند وگرنه تعارض با فقیه حاکم پیش میآید. در شرایطی که فقیهی حاکم باشد، بقیهی فقها در حدّ تعیین وظایف فردی نظرشان نافذ است و مقلدین آنها در آن حوزه میتوانند از آنها تقلید کنند و مسائلی مثل دادن مالیات، مربوط به حکومت است. و همهی مقلدین فقها در این امر باید از فقیه حاکم تبعیت کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر از من بپرسید علوم تربیتیِ واقعی «عرفان عملی و نظری» است یعنی «منازلالسائرین» و «فصوصالحکم». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است در ابتدا چنین باشد که میفرمایید. ولی با رعایت دستورات شرع الهی آرامآرام فطرت انسان بیدار میشود و مییابد که اطاعت خداوند غذای جان اوست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول آیت اللّه بهجت این کار بدون مؤنه نمیشود. پیشنهاد بنده آن است که کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید تا آرامآرام راههای مناسب آن نیت بسیار خوبتان برایتان گشوده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوانید با نظر به توحید اسلامی و عمقی که این توحید دارد، او را متذکر اهمیت اسلام نمایید از آن جهت که اساس هر دینی توحید است وگرنه از نظر اخلاقی همهی ادیان متذکر اخلاق میباشند. ولی دین مسیحیت خدایی را برای خود تعیین کرده است که میتواند در حضرت مسیح«علیهالسلام» حلول کند و این با توحید حقیقی نمیخواند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جزوهی «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» که بر روی سایت هست میتواند در این مورد راهنمایی لازم را داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نفرمایید که علم توحید همچون نور است و با هر چهرهای که از آن روبرو شوید با همهی آن به صورت اجمال روبرو میشوید و به مرور آن اجمال به تفصیل میآید. خوب است در این مورد، کتاب «عالم انسان دینی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید
