بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18787
متن پرسش
با سلام: دلیل اینکه حضرت نوح (ع) به بی دینی پسرش امتحان و یا گرفتار شد چه بود؟ و منظور از اینکه خداوند به او می گوید فرزندت از اهلت نبود یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خداوند در آیه‌ی 40 سوره‌ی هود به حضرت نوح فرموده بودند در آن کشتی اهلت را قرار بده. وقتی حضرت متوجه شدند موج بین ایشان و فرزندشان حائل شد، از سر دعا و ناراحتی در آیه‌ی 45 عرض کردند: پروردگارا فرزند من از اهل من است – که به قول علامه طباطبایی ظاهراً فرزندشان به ایشان ایمان داشته – و خودت فرمودی اهلت را سوار کن، پس باید فرزندم هم سوار می‌شد. در این جا خدا فرمود او اهل تو نیست، او عمل غیر صالح است. یعنی فرزند حقیقی انسان عمل صالح اوست، از این جهت نمی‌توان گفت حضرت نوح گرفتارِ بی‌دینیِ فرزندشان شدند. زیرا فرزند حقیقی ما، عمل صالح ما است و تعلق قلبی ما به عمل صالح است و یا فرزندی که مظهر عمل صالح باشد. موفق باشید  

16356

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: با پوزش از اینکه تعداد سوالتم زیاد شد. استاد منظور از اسمائی که خداوند برای خود انتخاب کرده اند چیست؟ استاد عزیز در این ماه عزیز ما را هم از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به همان معنایی که عین وجود است و عین کمال است، اسماء حسنایی دارد که در تجلیات انوار او ظهور می‌کند. بنابراین معنا نمی‌دهد که گفته شود خداوند برای خود اسمایی انتخاب کرد! موفق باشید

15695
متن پرسش
سلام حضرت استاد: خسته نباشید. آیا برداشتهای بنده در دو حدیث (مباتی معرفتی مهدویت) صحیح است؟ 1. با توجه به حدیث کنت نبیا و... نبوت یک مقام است که ممکن است مانعی در ظهور بیرونی آن وجود داشته باشد مثل حیات مادی نداشتن (تاخر زمانی بعد زمینی) در حضرت رسول (ص) پس الف) اهل البیت (علیهم السلام) مقام نبوت دارند اما امکان ظهور آن که اینجا مانع عامل ختم نبوت است نیست. ب) و با توجه به مقام علمای امت حضرت رسول (ص) و پیامبران بنی اسرائیل بزرگانی چون حضرت امام، ملاصدرا، بانو امین و... مقام نبوت دارند و به ایشان کتاب و حکم داده شده اما ظهور آن به شکل دیگری است اما مقام امامت خاص انسان کامل و در حصر انسانهای خاصی است. ج) پس راه تحصیل این مقام به روی انسانهای عادی باز است و با صفای درون و تحصیل معارف می توان آن را به دست آورد. د) ارسال رسل رتبه ای نبوده اما میان انبیاء بزرگ رتبه ای است تا می رسیم به حضرت رسول (ص) (یعنی حضرت آدم (ع)، نوح (ع) ابراهیم (ع) موسی(ع) عیسی (ع) و...)2. مقام کن فیکون شامل ایجاد فضایل اخلاقی مثل علم، شجاعت و...می شود ما زمینه ایجاد می کنیم اما غیرمنتظره می بینیم از صفتی بد رها شدیم یا متصف به صفتی یا حصول معرفتی شدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نبوت در رابطه با ربوبیت الهی است و خداوند در هرزمانی که بخواهد، انسان شایسته‌ای را جهت آن امر می‌پروراند و لذا قابل تأخیر نیست. و در مورد خاتم رسولان«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قابل تجدید هم نیست. و امامت نیز امری است که خداوند آن کسی را که شایسته است جهت این امر می‌پروراند و آن نیز قابل تأخیر نیست، هرچند ظهور اهداف امام به عهده‌ی مردم است و اگر مردم آمادگی نداشته باشند، امام غیبت خواهند داشت 2- حرف خوبی است. موفق باشید

15227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم بدونم منظور از اولی الامر چه کسانی هستند؟ آیا اراده در حوزه ی علم است؟ علت اینکه فرمودید بال فرشتگان اسماء آنان است؟ چیست؟ و آخر اینکه عرش توسط فرشتگان حمل می شود یعنی چه؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مصداق «اولی‌الأمر» طبق آیه‌ی 59 سوره‌ی نساء، ائمه«علیهم‌السلام» هستند. بعضی از قسمت‌های سؤال را متوجه نشدم. بحث «عرش» به صورتی نسبتاً مبسوط در شرح آیه‌ی 54 سوره‌ی اعراف شده است. خوب است که به صوت آن مباحث رجوع فرمایید، زیرا مطلب در حدّ یک سؤال و جواب روشن نمی‌شود. موفق باشید

12934
متن پرسش
سلام علیکم: برخی اعمال چه واجب چه مستحب و حتی مباح مشخص شده اگر به قصد قربت انجام شود ثواب دارد آیا این ثواب ها قطعی است؟ البته مشخص است که نسبت به هر کس درجه ثواب اعمال فرق می کند ولی سوال این است که بالاخره حداقل ثواب قطعی است؟ یا این نظر درست است که ما اعمال را انجام می دهیم به امید این که ثواب داشته باشد یعنی ممکن است ثواب داشته باشد ممکن است نداشته باشد اگر اینگونه باشد آیا شوق و انگیزه ما برای انجام اعمال کم نمی شود چون اولا اعمال گذشته مان را نمی دانیم ثواب داشته یا نه و از طرفی آن انگیزه برای انجام اعمال در آینده کم خواهد شد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک در قبولی عمل خلوص است و هراندازه انسان با نظر به رضوان الهی عملی را انجام دهد، به همان اندازه امید ثواب باید داشته باشد. این‌که می‌گویند شما عمل را انجام دهید و امید ثواب داشته باشید، به جهت آن است که نسبت به خلوص خود اطمینان نداریم. موفق باشید

1519

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. آیا ادم میتونه از فرشته ها درخواست کمک کنه مثلا از حضرت عزرائیل یا میکائیل؟حضرت میکائیل مظهر کدام اسماء الهی است؟ از کجا میتونم مطالعه کنم هر ملک مقرب مظهر کدام اسم است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما همین‌که از خداوند تقاضای مدد ‌کنیم حضرت حق مدد خود را از طریق مظاهر خاص آن مدد به ما می‌رسانند فرشته‌گان مظاهر اسماء و انوار و الطاف الهی‌اند. موفق باشید
31072
متن پرسش

سلام علیکم و تشکر ویژه از شما و همکارانتان: متأسفانه عده‌ای بر عقاید خلاف واقعِ خود اصرار می‌ورزند و متوجه نیستند بسیاری از مشکلات امروز ما به جهت ضعف‌های اساسی دولت آقای روحانی و روحیه اصلاح‌طلبیِ آن دولت است که بیش از اندازه به خارج امیدوار بود و از امکانات داخلی که جوابگوی بسیاری از نیازهای جامعه بود، غفلت کرد. جالب آن است که آن دولت با امیدواری به دشمنان ما، می‌خواسته مشکلات ما را حل کند و حال، عده‌ای به جای پشت‌کردن به این دولت و افکار به اصطلاح اصلاح‌طلبیِ آن‌ها، درست به انقلاب اسلامی و به رهبر انقلاب و حتی به اسلام و خدا پشت کردند. ما نمی‌دانیم با این افراد چه باید کرد که چگونه به جای اعتراض به این دولت، هم‌زبان با دشمنان اسلام و ملت؛ در گردونه «ما رأی نمی‌دهیم» قرار گرفتند یعنی در کنار براندازهایی مثل مسیح علینژاد. جناب استاد بفرمایید بالاخره ما با این ضعف‌هایی که در بین بعضی از مردم ما هست، چه کار باید بکنیم؟ و این‌که مردم بر خلاف آن جریان در چنین شرایطی تا این اندازه در انتخابات حاضر شدند را چگونه باید بنگریم؟

متن پاسخ

31072- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان‌طور که به‌خوبی و حکیمانه فرموده‌اید مشکلات، هست ولی هنر ما آن است که گرفتار تبلیغات دشمنان‌مان نشویم و جایگاه قاتل و شهید را عوض نکنیم. در این‌که آقای روحانی با برجسته‌کردنِ جریان مذاکرات با غرب از یک طرف، و جدّی‌نگرفتن توانایی‌های مردم و امکانات کشور از طرف دیگر، شکستی را به ما تحمیل کردند؛ حرفی نیست. سخن در آن است که اولاً: به روشی دوستانه و مسالمت‌آمیز، آن عده‌ای که رأی ندادند را آگاه کنیم که سختْ به خطا رفتند و آن‌ها را از آنِ خود بدانیم. ثانیاً: که از همه مهم‌تر است به رخداد عجیب حضور چشم‌گیرِ مردم در انتخابات ۱۴۰۰ فکر کنیم. زیرا چنانچه متوجه شرایطی باشیم که از یک طرف دشمنان خارجی به‌وجود آوردند و از طرف دیگر، افرادِ نادان داخلی بدان دامن زدند؛ می‌فهمیم چه معجزه بزرگی رخ داده است. به نظر این حقیر ابداً این حماسه، کم‌تر از فتح خرمشهر نیست.

به این نکته فکر کنید که مسلّم این نوع حضور چشم‌گیرِ مردم در چنین شرایطی جلوه‌ای است از شئونات اصیل انقلاب اسلامی و طلوع افقی که می‌رفت به غروب بگراید، ولی باز نسیم رحمت الهی بر میمنه جانِ مردمان وزیدن گرفت و افقِ حضور ما در آینده‌ای بزرگ گشوده شد.

بحث در این‌جا مربوط به شخصِ خاصی نیست، حتی اگر آن شخص، جناب آقای رئیسی باشند. بحث در افقی است که در بستر انقلاب اسلامی در این تاریخ در مقابل ملت گشوده شد و امیدواریِ خاصی بر جان‌ها طلوع کرد در آن حدّ که افراد، حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی را دوباره احساس کردند. گویا «لیلة القدری» پیش آمد و فرشتگان نازل شدند و مردم با عزمی دوباره ذیل رهبرِ خود نَفَس تازه کردند. و مطمئن باشید در مسیری قدم گذاشتیم که ادامه دفاع مقدس است و خارج‌شدن از ریلی که دولت سازندگی در مقابل ما قرار داد و با غرب‌گرایی و غرب‌زدگی، ما را به این روز انداخت. «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ» (حشر/۲).

صحنه به خودآمدنِ ملت در انتخابات ۱۴۰۰ از جنس برگشتِ جناب زردتشت از کوهستان است تا دوباره «خدا» به جامعه برگردد و ما راز ماندگاری‌مان را که در دفاع مقدس مزمزه کردیم و معنای پیروزی را با تکیه بر امکانات خود و محبت به دیگری چشیدیم، دوباره احساس کنیم.

اندازه پیروزی هر ملتی به اندازه ناکامی دشمنان آن ملت است و از آن جهت، ما در انتخابات ۱۴۰۰ پیروزی خود را می‌توان بزرگ دانست که دشمن تا حدّ براندازی با تمام نیرو و با برنامه چهل‌ساله خود به صحنه آمده بود. آری! بنا نیست در این هماوردی تلفات ندهیم. بلکه همچنان که قرآن می‌فرماید: «يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ ۚ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» (آل‌عمران/۱۴۰) اگر به شما ضربه‌ای وارد شد که شد، همانند آن بر دشمنان شما وارد شد و پیروزی و شکست بین شما و او چرخید و چرخید تا معلوم شود چه کسانی بر عهد ایمانی خود پایدارند. آری! بنا نیست در این هماوردی تلفات ندهیم، بنا آن است که بنگریم چگونه افقی که در این صحنه با انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شد، افقی است بس امیدوارکننده؛ در حالی‌که دشمنان ما خواستند این افق تیره و تار بماند و ما ناامید از ادامه راه آینده خود باشیم، ولی می‌بینید که بحمدلله باز این انقلاب اسلامی است که همچنان می‌درخشد و مردم ما پیروزی خود را جشن می‌گیرند، نه به خاطر آن‌که بهره‌ای از دنیا نصیب آن‌ها شد، شادی آن‌ها به جهت پیروزی اخلاق بر خشونت و پیروزی حضور در تاریخ قدسی بر غرب‌زدگی است و البته هرکسی متوجه این پیروزی نمی‌شود، مگر آن‌هایی که مزه رأی‌دادن خود را برای بسطِ انسانیت‌شان در هویت اجتماعی ذیل اسلام چشیدند.

مردم در این مرحله، ذیل رهبری که نایب الإمام بود و روحِ زمان را می‌شناخت؛ پیک انقلاب شدند از آن جهت که انقلاب اسلامی در این تاریخ، پیکِ خداوند است و تا قلب‌های این ملت منوّر به الهامِ الهی نشده بود، مسلّم چنین صحنه‌ای پیش نمی‌آمد. راستی را! آن پیرزن و پیرمردِ بی‌سوادی که از ما می‌خواستند روی تعرفه‌شان بنویسیم «رئیسی»، از جناب آقای رئیسی چه می‌دانستند؟! جز آن است که خداوند خواست از این طریق، قلب‌ها را به سوی افقی بکشاند تا قدمی دوباره برای نزدیکی به اهداف مقدس انقلاب برداشته شود؟

آری! این طور نیست که باز عادت پیشین، سر بر نیاورد. ولی وقتی افقِ توحیدی، جان‌‌ها را متذکر آینده‌ الهی‌شان بکند همچنان‌که ملاحظه کردید قلب‌ها همواره به سوی آن افق برمی‌گردند، مگر آن‌که دشمنانِ حقیقت سعی کنند چهره اصلی این انقلاب الهی را واژگونه نمایند، به همان شکل که سعی کردند با برپاکردن سقیفه، نور اهل‌البیت «علیهم‌السلام» و ادامه اسلام در آن مسیر دیده نشود و ما اگر در درست‌نشان‌دادنِ انقلاب اسلامی اصرار بورزیم، مسلّماً تبلیغات دشمن پایدار نمی‌ماند و دشمنِ بی‌تدبیر بالاخره به نحوی نادانی و حماقت خود را با شهادت سردارِ دل‌ها، مظهر حضرت دوست، حاج قاسم سلیمانی نشان می‌دهد.

ما با رجوع به انتخابات ۱۴۰۰ این را فهمیدیم که چگونه فتحی و فتوحاتی در پیش داریم تا دشمن انقلاب اسلامی همچنان رسوا و بی‌خاصیت شود و مشکلاتی که هست به بهترین نحو رفع گردد و این را شما، در نحوه احساسی دنبال خواهید کرد که به رأی‌دهندگان برگشت. احساسی که از هزاران بهشت دلنوازتر بود، گویا همه فرشتگان آمده بودند تا جان‌ها، راهِ گمشده خود را دوباره پیدا کنند. موفق باشید  

25069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: ۱. پسری هستم ۲۷ ساله. چند بار فرصت ازدواج برایم پیش آمده اما هر بار به طریقی به مشکل بر می خورم. بسیار دلتنگ و دلگیر شده ام. چند شب پیش شهید حججی را در تلویویزیون دیدم که خطاب به پسرش می گفت من از تو و مادرت گذشتم به خاطر رضای خدا. با خودم فکر کردم که اصلاً ازدواج برای چه؟ که وابستگی جدید به این دنیا پیدا کنم؟ به جای این که از این دنیا دل بکنم وابسته تر بشم؟ تصور می کنم دچار تناقض شده ام. ازدواج در اسلام مستحب است و این قدر بهش تأکید شده، اما خود عامل دل بستگی بیشتر به دنیا است. آیا فقط به خاطر جلوگیری از گناهش است که این قدر به آن تأکید شده؟ یعنی اگر کسی خوف گناه نداشت، آیا ازدواج می تواند در راستای سیر الی الله و ارتباط با حقایق هستی به او کمک کند؟ اگر می تواند چگونه؟ ۲. این ایام مشغول مطالعه کتاب ادب خیال، عقل و قلب هستم. با توجه به این که در ازدواج از نظر مسائل عاطفی و خیالی انسان دچار شعف می شود، آیا می توان این شعف را طوری به کار گرفت که به سوی محبوب واقعی منتقل شویم؟ آیا واقعا می توان عشق به یک انسان را -که قسمت عمده آن به خاطر ظاهر دلنشین طرف مقابل است - در طول عشق به خدا در خیال و عاطفه پروراند؟ چگونه چنین چیزی ممکن است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال، ازدواج نوعی تعادل به بار می‌آورد چیزی که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج؛ تولدی دیگر» عرض شد. ۲. در این مورد بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی ۲۵۰۶۲ سری بزنید. موفق باشید

24137
متن پرسش
با عرض سلام: مدتی است سوالی به شدت ذهن من رو مشغول کرده. اینکه آیا دعا کردن مراتب دارد؟ یعنی مثلا اولیای خدا و عرفا برای برطرف شدن حوائج دنیوی خود دعا نمی کنند؟ در بسیاری از کتب برجسته دینی، دعاهایی داریم برای درمان بیماری ها، وسعت رزق، ادای قرض و ... آیا این شکل از دعا کردن مخصوص عوام الناس است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در آیه‌ی ۷۷ سوره‌ی فرقان می‌فرماید: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» بگو که اگر دعای شما نبود خدا به شما چه توجه و اعتنایی داشت؟ پس همه نیازمند خداوند هستند و همه دعا می‌کنند. آری! بعضی انسان‌ها به مرحله‌ای می‌رسند که متوجه می‌شوند خداوند به طور طبیعی نیازهای مادی‌شان را فراهم کرده و چون حبّ دنیا و حرص دنیایی ندارند، تقاضای دنیای بیشتر نمی‌کنند. ولی این غیر از دعاهایی است که جنابعالی نام بردید. حتی وسعت رزق را می‌توان به معنای ساده‌تربه‌دست‌آوردنِ رزق گرفت. در هر حال در روایت داریم که خداوند به حضرت موسی«علیه‌السلام» دستور داد که نمک طعام خود را نیز از من بخواه؛ به معنای آن‌که انسان نباید در اموراتش نسبت به خداوند حالت استقلالی داشته باشد. موفق باشید  

22780
متن پرسش

با سلام و احترام: وقت بخیر من دو تا سوال دارم استاد گرامی: بنده مدرک تحصیلی ام کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی ست و با تحقیقات و مطالعات و روش مشاوره ها به باطل بودن و درمان شدن ظاهری و سطحی سبک تفکر مراجعین با توجه به استفاده ازین علم پی برده ام. به نظر شما ادامه دادن دکترا در روانشناسی بالینی مرا به خداوند نزدیک تر یا دورتر می کند با توجه به محیط علمی پر از جهل و ظلم این رشته؟ سوال دوم اینکه انسان چگونه پی به ظرفیت درونی جهت انتخابهایش ببرد. مثلا خیلی از افرادی را می شناسم که بعد از حوزه رفتن یا اعتکاف یا مسایل دیگر ظرفیتش را نداشته و انسانهای بدتری شده اند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره باید از این صراط که بر روی جهنمِ مدرنیته کشیده شده است، عبور کرد. لذا چه اشکال دارد دروس آن رشته را به خوبی دنبال کنید ولی افقِ دیگری را در آن بگشایید. ۲. ملاک فهم ظرفیت هرکس و کمال هرکس در رجوع به خداوند و لقای انوار اوست. در این حالت هرکس می‌فهمد اندازه‌ی شخصیت حقیقی او چقدر است به معنای «إنّ اکرمکم عنداللّه اتقیکم». موفق باشید.

20796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بنده عباراتی را در آثار شما می بینم که به علت کم سوادی، دقیقاً نمی دانم یعنی چه. این که انسان برای نظر به حق، باید از کثرات منصرف شود یعنی چه؟ دقیقاً باید چه کار کند؟ نظر به جنبه وجودی عالم دقیقاً چگونه میسر است؟ در صورت امکان ساده و قابل فهم توضیح فرمایید، و به صورت دستورات عملی و قابل اجرا. یعنی اگر بخواهیم به جنبه وجودی عالم نظر کنیم دقیقاً بایستی چه رفتارهایی را انجام بدهیم و چه رفتارهایی را انجام ندهیم. آیا لذت بردن از لذات حلال با این امر منافاتی دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن کمک می‌کند. از طرفی در روایت داریم: لذّات حلال عامل شوق در عبادات خواهد بود. موفق باشید 

20793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالی داشتم خدمتتون. ۱. تفاوت بدن انسان در برزخ با بدن انسان در قیامت چیست؟ ۲. برانگیخته شدن انسان ها با کدام بدن است، و اینکه در آیات متعددی از قرآن، خداوند می فرماید که استخوان های متلاشی شده و پوسیده شده شما را به شکل اول خود بازمی گردانیم، پس آیا برانگیخته شدن انسان ها دقیقا با همان بدن دنیوی و همان شکل و فورم آن است و هیچ تفاوتی با آن ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه در قیامت و چه در برزخ، جسمِ انسان جلوه‌ای از روح اوست و عقاید و اخلاق است که مظهریت پیدا می‌کند. در قیامت تفصیل بیشتری می‌یابد. در این مورد خوب است که به جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اُخروی» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

20524
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد از یک طرف گفته می شود هر چقدر انسان مومن تر و با تقوا تر شود کوه مشکلات ، بلاها ، آفتها، دردها، رنجها و سختی ها بر سرش خراب می شود و یا باید صبر کند که حداقل است و یا باید شکر کند و راضی باشد که حداکثر است. روایات و خصوصا سخن بزرگان عارفان در این باره بسیار است. از طرف دیگر جملاتی شنیده می شود که اگر با تقوا باشید مشکلات شما برطرف می شود سختی ها از بین می رود، درهای آسمان برویت گشوده می شود، امراض جسمانیتان شفا پیدا می کند، شفاء مرض اجسادکم، نهج البلاغه تا آنجا که امام علی علیه السلام بوضوح می فرماید: امواج انباشته و متراکم بلاها برایش گشوده می شود سختی ها و مشکلات برای وی آسان می گردد و انفرجت عنه الا مواج بعد تراکمها چشمه های نعمت بعد از فرو نشستن بر او جاری می شود نهج البلاغه خطبه 198 امام صادق علیه السلام می فرماید: خدا برای شخص متقی ضمانت کرده از کارهایی که از آن ناخشنود است را به کارهایی که دوست می دارد رهنمون کند. و احادیث و سخنان بسیاری از این دست که معمولا وقتی واعظ می خواهند مردم را به تقوا تشویق کنند این سخنان را می گویند. حال جمع این دو چگونه است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید انسان متقی در مسیری قدم می‌گذارد که به امیال نفس امّاره‌اش پشت کرده و از جهت نفس امّاره ناکام شده، و در این راستا با انواع مشکلات روبه‌رو می‌شود. مثل آن‌که راست می‌گوید و این راست‌گفتن، به ظاهر برایش درد سر پیش می‌آورد. ولی از طرف دیگر چون انسان متقی اهداف خاصی دارد که اگر در راه تقوا بماند به آن اهداف می‌رسد، زندگی برایش بهشت می‌شود و همه‌ی رنج‌های مربوط به راهِ تقوا را به جان می‌خرد. موفق باشید

20477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1. استاد با توجه به اینکه ما باید به هر چیز با توجه به نسبتش با هدف نهایی انسان بنگریم، جوان ها با چه نگاهی به خدمت سربازی بنگرند تا اون رو اتلاف وقت ندونند؟ 2. من خودم شاید با این انگیزه دارم میرم خدمت که در آینده از شغل های استخدامی محروم نشوم. اما آیا به نظر شما این ناتوان دیدن خدا در دادن شغلی به بنده اش که استخدامی نباشد نیست؟ 3. استاد اصلا اینکه در کشور ما خدمت سربازی کاری اجباری و با حداقل حقوق و مزایا برای سرباز است را کار درستی می دانید؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان‌ها تعهداتی نسبت به جامعه‌ی خود دارند و سربازی در جایگاه اصلی خود، رعایتِ آن تعهدی است که ما نسبت به کشورمان باید داشته باشیم، می‌ماند که در دل این کار تجربیات مخصوص به خودش برای ما پیش می‌آید و عموماً تفاوت روشنی بین کسانی که به سربازی رفته‌اند با بقیه پیش می‌آید. و به این دلیل به نظر بنده نباید سربازی اختیاری باشد. موفق باشید

20128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با آرزوی توفیقات بیشتر برای شما. بنده پس از تحصیل در دانشگاه در مقطع کارشناسی در دو رشته مهندسی مواد و مدیریت صنعتی، به حوزه علمیه پیوستم و بیش از یک سال هم هست که طلبه شده ام. یکی از بزرگترین دغدغه هام احیا عقاید و اخلاق ناب محمدی در جامعه است. به اصطلاح استاد «تنگنای تاریخی موجود» و وضعیت فرهنگی، اخلاقی، عفاف جامعه خیلی بنده را می رنجاند و می خواهم کار تحقیقاتی و جدی برای برونرفت از این پیچ تاریخی خطرناک انجام دهم و تقدیم جامعه اسلامی کنم. از استاد تقاضای راهنمایی و نقشه راه دارم. چه سرفصل هایی را باید مطالعه کنم، چه تحقیقاتی باید انجام دهم؟ چه اقداماتی فردی یا گروهی باید انجام دهم؟ خلاصه در این فضا که هرکس تقصیر وضعیت نابسامان فرهنگی، دینی، اجتماعی را گردن دیگری می اندازد، بنده چه کار مفیدی می توانم انجام دهم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که اسلام راه‌کارهای اساسی برای بحران‌های فرهنگیِ اجتماع دارد، ابتدا باید با حوصله‌ی زیاد روحِ قرآنیِ مسائل را با تدبّر در قرآن به‌دست آورد و این نیز نیاز به مقدمه‌ا‌ی به نام معرفت نفس دارد. لذا اگر می‌خواهید کاری اساسی و مبنایی انجام دهید، بدون عجله در عین تعمق در دروس رسمی حوزه، به مباحث «معرفت نفس» و سپس به تدبّر در قرآن بپردازید. موفق باشید

19839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض احترام: از چند روز پیش که این خبر را شنیدم آرامش از وجودم رفته است. این حادثه می توانست برای هر خانواده ای اتفاق بیفتد. حتی نمی توانیم بگوییم نعوذ بالله در شرایط مشابه ما در مقابل شیطان محکم می ایستادیم و کاری که قاتل آتنا انجام داد را انجام نمی دادیم (و ما ابرء نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی) می خواستم نظر جنابعالی را در خصوص قتل دختر 7 ساله آتنا اصلانی بدانم. چه علت یا عللی باعث اینگونه حوادث می شود؟ چه حکمتی در آن نهفته است؟ بلاها چگونه بین انسان ها تقسیم می شود؟ یکی دخترش سرطان می گیرد و می میرد و یکی دخترش مورد تجاوز قرار می گیرد و به قتل می رسد هر دو داغ عزیز می بینند اما این کجا و آن کجا؟ اللهم نعوذ بک من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیرات الهی اسراری دارد که برای ما روشن نیست. به هر حال در مبانی تفکری که هر انسانی از آن استفاده کند، روشن می‌شود که خالق مخلوقات آن مخلوقات را در عالَمی خلق کرده که آن عالم نیز مخلوق خدا است و لذا جایِ هر مخلوقی را در عالم می‌داند و این‌جا است که گفته می‌شود تقدیرات هرکس نیز به عهده‌ی حضرت حق است و وظیفه‌ی انسان‌ها آن است که خود را در تقدیرات معنا کنند و رشد دهند. موفق باشید

19638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: طاعات و عبادات شما استاد عزيزم مقبول درگاه حق. از حديقا الحقيقه ي جناب حكيم سنايي رحمه الله گزيده اي جناب يوسف علي ميرشكاك بزرگوار فراهم آورده كه شركت سهامي كتاب هاي جيبي آن را طبع كرده است. كتاب حاوي مقدمه اي ست به قلم جناب ميرشكاك، در مقدمه نكته اي ديدم كه بر اين حقير سنگين آمد، درخواست دارم نظرتان را در اين باره بيان بفرماييد: «يكي از كساني كه بسيار از سنايي ياد مي كرده و مشوق مولانا به خواندن آثار سنايي بوده، جناب شمس تبريزي است. البته اهل تامل مي دانند كه شمس گرفتار چنان انانيتي بوده كه بر تمام بزرگان خرده مي گرفته است و رد و قبول او در نزد اهل معني وزن و وقاري ندارد. هرچند اين مقال جاي سخن گفتن از شمس نيست، اما همين قدر بايد گفت كه مولانا جلال الدين مكافات انانيت شمس، او را به كيميا خاتون گرفتار كرد و شد آن چه شد...باغ حقيقت ص16» استاد عزيز و بزرگوارم! آيا چنين چيزي ممكن است؟ كسي كه آتش در هيزم مولوي افكند و شد آن چه شد به انانيتي كه جناب ميرشكاك مي فرمايد گرفتار باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظور جناب آقای میرشکاک چیست؟ آری! بزرگانی مثل شمس تبریزی وقتی با مدعیانی روبه‌رو می‌شوند که هیچ‌چیز در دست ندارند به نوعی آن‌ها را تحویل نمی‌گیرند. و این أنانیت به معنی منفی آن نیست. موفق باشید

19019
متن پرسش
سلام: من خیلی فراموشکارم بخاطر همینم همیشه توبه مو میشکونیم. واقعا نمیدونم چیکار کنم و دوس دارم مراقبه داشته باشم میشه برنامه ای به من بدهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنید قلب‌تان متوجه معارف الهی شود و در این راستا می‌توانید سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال بفرمایید تا نورِ معارف الهی زشتی گناه را برای شما روشن کند. موفق باشید

18984
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: استاد در میان سوالهای اخیر که پیرامون حجاب شده بود شما فرمودید قسمت‌هایی که شرع مقدس اجازه داده‌است که مردان ظاهر کنند مثل دست یا سر و صورت نباید انسان نگران باشد که ممکن است نا محرمی نسبت به آن تحریک شود؛ آن دیگر مربوط به خود آن فرد است و وظیفه‌ای برای مردان به وجود نمی‌آورد. آیا این فرموده ی شما برای بانوان هم صدق می کند؟ یعنی اگر خانمی حجاب خود را رعایت کند و از طرفی با وجود داشتن چادر و مقید به داشتن حجاب کامل لباس های رنگ روشن (روسری و مانتو و..) البته نه رنگهای جیغ، بپوشد این نوع پوشش جلب توجه محسوب می شود؟ استاد راستش بنده و خیلی از دوستان در این مورد نمی دانیم چه باید کنیم؟ و از طرفی اگر پوشش مان را با رنگهای تیره انتخاب کنیم مدام سرزنش مان می کنند و زمان امام صادق علیه السلام را برایمان مثال می زنند و می گویند امثال شما باعث دین زدگی افراد دیگر شده اید و افراطی هستید. اگر ممکن است راهنمایی مان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا باید زنان مسلمان ما در عین رعایت حجاب، خوش‌سلیقگی خود را در نوع و رنگ حجاب اعم از مانتو و روسری نداشته باشند؟ البته نباید طوری عمل کنیم که موجب جلب نظر نامحرمان گردد، ولی رعایت خوش‌سلیقگی و آراستگی و وارستگی خود نشانه‌ی تعادل یک انسان مسلمان است. موفق باشید

18929

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز، سال نو رو خدمتتون تبریک عرض می‌کنم. الان که به گذشته ای نه چندان دور نگاه می کنم خودم را می‌بینم که در گناه و پوچی غوطه ورم و بعد از خواندن کتاب جوان و انتخاب بزرگتان و دیگر کتب و همچنین صوت های عقل و جهل زندگیم از این رو به اون رو شد. الحمدلله. سوالی که از محضرتون داشتم: یک برادر اهل سنت گفتند شما صراحتا امام زمانتان را در قرآن که هیچ تحریفی در آن‌ نیست به من نشان بده تا شیعه شوم. زیرا کتب تفسیری آنچه می خواهند تفسیر می‌کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر خود قرآن نمی‌فرماید که «آن‌چه رسول خدا فرمودند را اطاعت کنید» آن‌جا که می‌فرماید «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»؟ و مگر طبق احادیث اهل سنّت از جمله حدیث جابر بن عبدالله انصاری که مورد اعتماد اهل سنت است از نام دوازده امام که پیامبر معرفی کردند خبر ندارند؟ و جناب قندوزی در کتاب «ینابیع الموده» از کتب اهل سنت همه‌ی احادیثی که پیامبر، امامان را معرفی کردند آورده و مرحوم علامه‌ی امینی در الغدیر مطابق سندهای اهل سنت اشارات لازم را به این موضوع کرده‌اند. موفق باشید

18762
متن پرسش
سلام علیکم: چند هفته پیش در جلسه شرح کتاب عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی فرمودید که دشمن اندیشه تسخیر سه کشور اسلامی را در سر داشته است؛ ایران مصر و ترکیه. اگر ممکن است توضیحاتی در رابطه با علل و انگیزه انتخاب این سه کشور، فعالیت هایی که تا کنون در این باره انجام داده اند، درصد موفقیت و شکست فعالیت ها و هم چنین نتایجی که قصد دستیابی بدان دارند را بیان نمایید. درخواست دیگر اینکه درباره تجزیه و استعمار عراق نکاتی یا منبعی از آثارتان برای مراجعه بفرمائید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این صرفاً سخن بنده نیست یک موضوع اساسی است که صاحب‌نظران با تحقیقات خود از متون غربی متوجه‌ی این امر شده‌اند. زیرا سه کشور ایران و مصر و ترکیه سه قطب مهم تمدنیِ اسلام را تشکیل می‌دهند و این‌طور هم نیست که دشمن با تحمیل فرهنگ خود بر این کشورها مثل کاری که در زمان شاه بر کشور ایران تحمیل کرده بود، موفق باشد. زیرا در عمقِ فرهنگیِ این سه کشور چیزی بالاتر از آن‌چه در ظاهر در جریان است نهفته می‌باشد. و در اولین فرصت که سایه‌ی نظامی حاکمان غرب‌زده کم شود، بروز می‌کند 2- چیز خاصی در مورد دوم به صورت مدون ندارم. موفق باشید   

18022
متن پرسش
با سلام: این جمله را لطفا بصورت مصداقی معنا کنید. اگر وجود را به معنای حقیقی آن در خارج نگاه کردید که تشکیکی و دارای مراتب است متوجه می شوید مدرنیته حجاب حقیقت است و لذا مبارزه ی شما با روح تمدن غرب شروع می شود و قیام برای خدا معنا پیدا می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی نگاه ما به عالم و آدم نگاهِ وجودی شد و تنها وجود هرچیز مدّ نظر ما قرار گرفت، دیگر این‌همه کثرات که مدرنیته بر اذهان بشر حاکم کرده همچون سرابی غیر واقعی جلوه می‌کند و این‌جا است که عملاً رجوع به حق و حقیقت شروع می‌شود و همه‌چیز مظهر اسماء الهی می‌گردد. موفق باشید

17004

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی با سلام: استاد گرامی بنده قصد مطالعه سبک زندگی و ارائه آن را دارم. مصدع اوقات شدم کتبی را که در این راستا کمک کننده است معرفی بفرمایید. با کمال تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خاصی در نظرم نیست. جزوه‌ای تحت عنوان «سبک زندگی در تمدن نوین اسلامی» در قسمت نوشتاریِ سایت قسمتِ جزوات هست. امید است برایتان مفید باشد. موفق باشید

11876

توکلبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگر بخواهیم بطور عملی توکل خود را بالا ببریم چه باید بکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همه‌کاره‌ی عالم را خدا بدانیم و در راستای چنین عقیده‌ای طبق وظیفه‌ی الهی عمل کنیم. موفق باشید

11328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم بنده دارای مدرک لیسانس فناوری اطلاعات هستم و مدتی است با یکی از دوستانم تصمیم گرفته ایم وارد حوزه علمیه شویم و چون شرایط حضور در جلسات و کلاسها را نداریم می خواهیم به صورت غیر حضوری شرکت کنیم لذا در این مورد از شما سوالاتی داشتم خواهشمندم راهنمایی بفرمایید. 1- از آنجایی که می گوییند بدون شرکت در کلاسها و جلسات قبولی نسبتا سخت و بعید می باشد به خصوص که باید همه دروس را یک جا امتحان دهی آیا می توانیم از پس قبولی بر آییم 2- در خصوص اگر مطلبی برای
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر همت کنید موفق می‌شوید. بهانه‌ی خوبی است که علوم حوزوی را بدانید. موفق باشید
نمایش چاپی