باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- معلوم نیست که بتوان ایننوع خوابها را بیاعتبار دانست باید به اشارات و محتوای آنها نظر کرد 2- نمیتوان ایمان اضطراری فرعون در آن حالت را، ایمان به معنای قبول قلبی دانست 3- چیزی در این مورد نمیدانم ولی قرائتهای مختلف از آیات به معنای تحریف قرآن نیست 4- هر دو بزرگوار انسانهای ارزشمندی هستند. جناب آقای یزدانپناه چنانچه مباحثشان را دنبال فرمایید ملاحظه میکنید با دستهبندیهایی که کردهاند و ارجاعاتی که میدهند، برای تعلیم میتواند بهتر باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن مبتنی بر سخن ملاصدرا است که میفرماید: «هر علم حصولی مسبوق به علم حضوری است». یعنی وقتی شما با چیزی روبهرو شدید نفس ناطقه صورت آن را در شما ابداع میکند و شما با علم به آن صورت که به صورت حضوری نزد شما است، علم به آن چیز پیدا میکنید که در بیرون است، زیرا ابزارهای حسّی ما علت معدّه هستند تا نفس به عنوان علت حقیقی صورت مناسب شیئ بیرونی را در ما ابداع کند. در این مورد کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تفاوت عقلها، موضوعی نبوده است که در تاریخ تفکر گذشتهی ما محل بحث باشد. زیرا اندیشمندان ما در جمعی از تفکر ریاضی و فلسفی و کلامی و قدسی بهراحتی میاندیشیدند و سخن میگفتند تا اینکه در دوران جدید متفکرانی همچون دکارت پیدا شدند که در ذیل تفکر ریاضی خواست کار را جلو ببرد. و اما اینکه قرآن پس از طرح موضوعی خطاب میکند «افلا تعقلون» خطاب او به عقل انسانی است، همان عقلی که در فطرت هر انسان بهراحتی میتواند موضوعهای نزدیک به بدیهی را جمعبندی کند. ولی آنجا که میفرماید: «لقوم یعقلون» نظر به حقایق قدسی دارد و میخواهد ابعاد متعالی عقل را به صحنه آوریم تا آن موضوع را بیابیم. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر قیّم المیزان آنجایی که سه آیه به ترتیب بحث «یعقلون» و «یسمعون» و «یتفکرون» را میکند، نکاتی داشتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیسا پس از چندی از جوابگویی به بشری که باید با نور حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» و مکتب اسلام تغذیه کند، باز ماند و با بعثت حضرت پیامبر«صلواتاللّهعلیهوآله» بدون بهرهگیری از اشارات توحید محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» بر همان آموزههای قبلی خود تأکید نمود و عملاً به مدت چند قرن مسیحیانی را مدیریت میکرد که زندگی را در تشبه به حضرت مسیح به صورت تارک الدنیا میفهمیدند و با جنگهای صلیبی و به انتهارسیدنِ آن، که داستان بسیار پیچیدهای دارد اروپا با صورت دیگری از زندگی خواست، خود را شروع کند و این اروپا، اروپایی است که دیگر معنی زندگی را در سادگی گذشته دنبال نمیکرد و لذا نتوانست به کلیسایی که با غفلت از اسلام از زمانه عقب افتاده بود، هماهنگی داشته باشد. همچنانکه نتوانست به آموزههای جامع اسلامی رجوع کند و در مقابل آن تفریط یعنی دنیاگریزی، افراطِ دنیاطلبی را پیشه کرد و این همان روحی است که امثال فرانسیسبیکن در دل آن تولد میشود و جلو میرود. موفق باشید
