بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8458
متن پرسش
سلام علیکم استادعزیز چرا بعد از یک دوره روزداری با وجود آنکه قدرت مدیریت نفس زیاد می شود ماهیچه های دست و پا خیلی لاغر می شود ولی ماهیچه های شکم خیلی کم در صورتیکه ظاهرا باید برعکس باشد؟و بالاخره چگونه می توان این معادله را بر عکس کرد؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نباید در کنار روزه‌داری از فعالیت و ورزش کاسته شود. موفق باشید
8248
متن پرسش
سلام و به قول خودتون صبح کم الله بالخیر با وجود تاکید شدید رهبری به ورزش و مطالعه مطالب شما در کتاب جوان و انتخاب بزرگ راجع به ورزش اما بنده متاسفانه هنوز ورزشکار نیستم لکن ورزشکارها رو دوست دارم و خلاصه تنبلی میکنم در امر ورزش میشه اندر فواید ورزش به صورت طبقه بندی شده توضیح بدید و منو به این ور و اون ور رجوع ندید که واقعا انگیزه و پشتکار پیدا کنم تشکر از شما فقط استدعا دارم مختصر توضیح ندید چون دلم میشکنه
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر نخواهی ورزش کنی صد تا کتاب در راستای بحث «تأثیر روح بر حرکات ورزشی» که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» عرض کردم هم بنویسم ورزش نخواهی کرد. و اگر بخواهی ورزش کنی، همین مقدار هم که گفته‌ام زیادی است. موفق باشید
28360
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در پاسخ به سوال ۲۸۳۴۲ فرمودید شیخ جعفر (ره) اهل کرامت است و نه اهل عرفان، فرق عرفان و کرامت چیست؟ خب کسی هم که صاحب کرامت می‌شود بر اساس یه عرفانی به کرامت رسیده است، و اهل کرامت مگر چشم باطن ندارند؟ ممنون می شوم مفصل توضیح دهید و منابعی هم معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل عرفان از طریق توحید و نفی خود، اعمال و تأثیرات خود را انجام می‌دهند و اهل کرامت از طریق قدرت نفس و ریاضت‌های آن‌چنانی اعمالی را انجام می دهند، هرچند که امثال مرحوم شیخ جعفر مجتهدی و یا مرحوم رجبعلی خیاط در ریاضت نفس از اعمال شرعی استفاده می‌کردند. ولی در هر حال، اهل کرامت بودند و این افراد با امثال مرحوم سید علی قاضی که اهل عرفان بودند، متفاوت می‌باشند. در این مورد خوب است به کتاب «آیت الحقّ» که فرزند مرحوم قاضی در آن جریان رجوع مرحوم شیخ رجبعلی خیاط به مرحوم قاضی گزارش داده‌اند؛ رجوع فرمایید. موفق باشید

26656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر از استاد بزرگوار: سوال من در رابطه عالم ذر هست. در کدام کتاب‌ تان در این زمینه صحبت کردید؟ و یا توضیح داده اید. و اینکه چه رابطه ای بین عالم ذر و عمل انسان و اختیار وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه جوادی در تفسیر آیه‌ی ۱۷۳ سوره‌ی اعراف به طور نسبتاً مفصل نکاتی در رابطه با فطرت فرموده‌اند و موضوع عالم ذر را چندان برنمی‌تابند و بیشتر بحث فطرت را مدّ نظر قرار می‌دهند. سی‌دی تفسیر سوره‌ی اعرافِ ایشان در بازار هست خوب است که به آن رجوع شود. موفق باشید

24448
متن پرسش
با سلام و عرض ادب. لطفا: ۱. در صورت امکان راجع به این جمله توضیحی بفرمایید: «عرفا درباره تغییر جواهر به تجدد امثال قائل اند» ۲. در آیه قرآن سوره بقره می گوییم: «ربنا ولا تحملنا ما لاطاقت لنا ورحمنا...» سوالم این است که مگر رب حکیم چیزی ورای طاقت ما بر ما تحمیل می کند که ما اینچنین تقاضا می کنیم لطفا بفرمایید سر این مطلب چیست؟ متشکرم و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! تغییر جوهر عملاً به یک نوع تغییر اعراض و تثبیت جوهر ختم می‌شد ولی با نگاه حرکت جوهریِ صدرایی، موضوع به نگاه عرفا نزدیک شد که معتقدند همواره عالَم جدید است و نظر به خلق جدید دارد. ۲. حضرت ربّ العالمین همواره برای تربیت انسان‌ها به نور ربوبیت خود عمل می‌کند ولی این انسان‌ها هستند که بعضاً آمادگی تربیت ربّ خود را ندارند و در این راستا از پروردگار می‌خواهند که مطابق طاقت آن‌ها با آن‌ها برخورد کند و این دعای بسیار ارزشمندی است. موفق باشید

23787
متن پرسش
سلام و عرض احترام خدمت شما: بنده با دنبال کردن مباحث شرح فصوص در شرح فص آدمی، آنجا که معنی کشف رو توضیح داده می‌شود سوالی پیش آمده است که ممنون می‌شوم اگر کمک کنید. از چه طریق می‌توان مطمئن بود که کشفی که در هنگام شنیدن سخنان شیخ اکبر (یا هر عارف بزرگی) صورت می گیرد کشف درستی است؟ اگر قرار باشد که درون خود سوال نپرسیم که آن کشف کو و پرسیدن و جستجوی عقلی مانع از رسیدن کشف است چگونه می‌توان به آن مطلبی که رسیده‌ایم مطمئن باشیم و بفهمیم که این معرفت صرفا از جانب گوینده و تحت تاثیر فن بیان وی و یا شاید محیط صورت نگرفته یا در نظام کلمات و معنایی دلخواه آن مطلب مفاهیمی که خودمان می خواهیم استخراج کنیم را نمی فهمیم. متوجه هستم که مطلبی که با کشف رویت می شود از چرایی به دور است و مثلا شکوه دریا سوال‌بردار نیست ولی آیا اینکه از خود بپرسیم که دریا واقعا شکوه دارد طریقه‌ی رسیدن به صدق این معرفت را خدشه‌دار می کند؟ و هیچ راه شکی برای مطمئن‌تر شدن به صدق این مطلب وجود ندارد؟ راهی که بتوان فهمید کشف صورت گرفته حقیقت بوده و توهم نبوده چه برای خود شخص چه برای شخص دیگر چیست؟ مثلا آیا کشف یک نفر که در مکتب عرفانی غیراسلامی یا حتی غیر شیعی تفکر می کند، اگر بتوان به آن کشف را نسبت داد، لزوما درست است و او هم به ظرفیت کشفی که داشته است بهره‌ای از معارف حقه الهی برده است؟ خدا رو شکر. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اساتید مربوطه بحث‌هایی فرموده‌اند؛ ‌می‌فرمایند خوب است آن کشف را با کشف معصوم بسنجیم. اگر در آن وادی تأیید شد، می‌توان به آن اطمینان کرد. موفق باشید

23625
متن پرسش
سلام: رهبر در دیدار مداحان گفتند: «پیامبران زنده اند و دشمنان نابود شده اند.» اگر اینطور باشد می توان گفت فرعون و فرعونیان نیز هنوز زنده اند و راهشان ادامه دارد و هنوز مقابل پیغمبران می ایستند آن را می توان در ترامپ و یارانش دید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز هیچ‌کس نمی‌گوید من پیرو فرعون هستم. ولی همه‌ی بشریت می‌خواهند به دنبال پیامبران باشند. از این جهت گفته می‌شود پیامبران زنده‌اند که انسان‌ها به دنبال راهی می‌باشند که پیامبران گشوده‌اند ولی کسی به دنبال آن راهی نیست که فرعونیان داشتند و موجب هلاکت‌شان شد. موفق باشید

23232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد حقیر بعد از اینکه دوران بدی رو بخاطر شرایط محیطی و ضعف درونی خودم در مواجهه با غرایزم و شهواتم گذرانم، کتاباتون خیلی بهم کمک کردند. تو این مسیر مسأله ازدواج برام قابل حل نبوده تا الان. استاد ابتدا بخاطر شهواتم یا شور عاطفی که داشتم میل زیادی به جنس مخالف (در واقع برای ازدواج_جوری که هر دو را بتوانم ارضا کنم، هم میل جنسی هم کسی باشد که بتوانم حداقل بهش محبت کنم) داشتم. اما الان که برخی کتاباتون مثل «آشتی با خدا»، «ده نکته در معرفت النفس»، «ادب خیال و عقل و قلب»، «عالم انسان دینی» رو مطالعه‌ کردم. اون احساس از بین رفته. تا جایی که اگه خانواده پیشنهاد بدن با فلانی ازدواج کن، شاید مدتی (بخاطر انس نازله گذشته) فکرم مشغول شود، اما مثلاً یه کلیپ از کربلا و اربعین کافیه که بیخیالش بشم (واقعا) و فراموشش کنم. من طلبه ام و فکر اینکه با درس نخواندنم و عدم خدمت به انقلاب بعد ازدواج هویت خودمو نتونم خوب پیدا کنم هم در فراموشی‌اش بی تاثیر نبوده. اما حاج آقا پناهیان یک وقتی در دانشگاه امام صادق (ع) رو به دانشجویان فرمودند: «الان میشه فهمید چرا برخی ائمه یار نداشتند. الان آقا می فرمایند ازدواج کنید، یکی از شما اقدام نمیکنه» حال سوالم اینه که: اگه من راهم رو اینطور ادامه بدم همون فکر مشغولی هم بخاطر پیشنهاد دیگران رخ نمی‌دهد و بخاطر حضور شدیدتر در عالم دینی نیاز به همون کلیپ هم نخواهم داشت؟با این اوصاف چرا ازدواج کنم وقتی اینطور دارم خوب پیش میرم؟ اصلا اینطور پیش برم و بخوام ازدواج کنم شور و حالی خواهد بود یا صرفا یه تکلیف خشک خواهد بود؟ حلاوت ازدواج بعد از تفکر در مسائلی دینی و شدیت وجودیشون برای طلاب رو در چه چیزی می‌بینید وقتی از خود گذشتگی خاصی در ازدواجش (بخاطر رشد قبل ازدواج) رخ ندهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای طلبه اگر خطرِ مرتکب‌شدن به گناه نیست، همان‌طور که جناب شهید ثانی در کتاب «منیة المرید» می‌فرماید خوب است که زود ازدواج نکند. و حضرت امام در 27 سالگی ازدواج کردند. آری! فرزندآوری امر لازمی است، ولی به وقتش و در شرایطی مناسب. موفق باشید

23053
متن پرسش
سلام: استاد پاسخ شما به سوال شماره ۲۳۰۲۶ که در خصوص قاعده الظاهر عنوان الباطن بود را مطالعه کردم، اما در حکمت متعالیه صدرایی در باب معاد هم سخنی به این مضمون وجود داره که عالم برزخ صورت باطنی عالم دنیاست و صورت بدن مادّی انسان، ظهور بدن برزخی اوست و بدن برزخی، باطن بدن مادّی می باشد. به همین نحو، بدن برزخی نیز ظهور بدن اخروی می باشد؛ و بدن اخروی باطن و حقیقت بدن برزخی است. لذا بدن برزخی همان بدن دنیایی است حقیقتاً و غیر آن است رقیقتاً ... اگر این فرمایش جناب ملاصدرا در باب این که صورت بدن مادی انسان ظهور بدن برزخی اوست را در کنار قاعده الظاهر عنوان الباطن قرار دهیم بار دیگر با همان اشکال مطرح شده در سوال شماره ۲۳۰۲۶ مواجه می شویم، اگر صورت بدن مادی ظهور بدن برزخی است و الظاهر عنوان الباطن، پس چرا کفار و گناهکاران زیادی هستند که چهره زیبایی دارند؟ در متون دینی ما گفته شده که انسان های کافر و فاسد صورت برزخی زشتی دارند، این مطلب با فرمایش ملاصدرا چگونه قابل جمع است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جملات ملاصدرا اگر از بدن دنیایی نام برده می‌شود منظور آن بدنی است که طی دنیا می‌سازیم و آن غیر از بدن مادی است که ابزاری بیش نیست و به گفته‌ی جناب صدرا، اتحادش با نفس، انضمامی است و نه حقیقی. در بحث «حرکت جوهری» در مورد آن بدن عرایضی شده است. موفق باشید

22697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ریشه نفس اماره از کجاست؟ نفسی که وجودش از خداست چگونه می تواند وجهی داشته باشد که به بدیها امر کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه از آنِ خداست و مخلوقِ او می‌باشد. حال اگر آن نفس، میل به امیال بدنی را هدف قرار دهد تبدیل به امّارة‌ بالسوء می‌شود. موفق باشید

22598
متن پرسش
سلام: استاد در عرفان نظری و بحث وحدت شخصیه وجود در حکمت متعالیه گفته می شود که هر کدام از موجودات در نظام هستی مظهر و جلوه یکی از اسماء الهی هستند یا به بیان برخی عرفا همه مخلوقات مظاهر و جلوه هایی از وجود حضرت حق هستند. برای مثال برخی عرفای قدیم، می گفتند که انسان های خوش سیما جلوه زیبایی و جمال حق هستند و در این باب در آثار شخصیت هایی نظیر مرحوم ملاصدرا و ابن سینا صحبت هایی در خصوص نگاه به حسان الوجوه مطرح شده است. اما سوالی برای بنده پیش آمده است، همه آنچه که در عالم هستی وجود دارد که یکسره خوب و نیکو نیست، مثلا اگر به انسان ها نگاه کنیم همه افراد که زیبا و خوش سیما نیستند بلکه در میان انسان ها افراد زشت و کریح المنظر هم فراوان هستند یا برخی از انسان ها ذاتا از همان دوران کودکی خودشان کودن، گیج و بی عرضه هستند و انواع ناهنجاری های جسمی و ذهنی مادرزادی هم در بین انسان ها وجود دارد. اگر بنا به سخن عرفا بگوئیم هر مخلوقی مظهری از وجود خدا و جلوه یکی از اسماء الهی است و به قول جناب ملاصدرا برای مثال زیبارویان جلوه ای از جمال حق هستند آنچه در نقطه مقابل وجود دارد جلوه و مظهر چیست؟ الان فلان آدم، زشت، گیج و بی عرضه که هزار و یک ناهنجاری ظاهری و باطنی دیگر هم دارد مظهر و جلوه کدام یک از اسماء حضرت حق است؟! البته شاید هم پیش فرض بنده در این سوال صحیح نیست، اون نقاط ضعفی که در افراد وجود داره نشانه اسماء نیست بلکه نشانه دور شدن از یک اسم یا فقدان تجلی برخی اسماء در اون فرد باشند. استاد اگر ممکن هست در مورد این موضوع توضیحاتی ارائه بفرمائید تا مسئله برای بنده روشن شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انوار الهی در مظاهر است ولی گاهی مصلحت‌هایی و حکمت‌هایی در میان است که ظاهر بعضی از انسان‌ها باید به اعتبارِ مصلحتی دیگر دیده شود. مثل جهاد که خوب نیست ولی بنا به مصلحت حفظ اسلام باید به آن تن داد و نوعی از زیبایی که ماوراء زشتیِ ظاهری آن است را دنبال کرد.

حضرت عیسی(عليه السلام) روزی از راهی می گذشت که چشمش به جمعیتی از مردم افتاد. آن جمعیت در گوشه ای ایستاده بودند و به چیزی نگاه می کردند. عیسی به سوی آن جمعیت رفت تا ببیند چه چیزی توجه آن عده را جلب کرده است. وقتی نزدیک رفت دید که سگ مرده ای روی زمین افتاده است و آن جمعیت به دور آن جسد جمع شده اند.
هرکس از آنان درباره ی آن سگ مرده حرفی می زد یکی می گفت:
- عجب حیوان پست و بی ارزشی است. خوب شد که مرد.
- اگر هم کسی این سگ را کشته باشد حق داشته است زیرا این حیوان زشت و بد قواره است.
- چشمش کور که مرده است. این حیوان چقدر زشت رو و پلید است.
عیسی 
(عليه السلام) هر چقدر گوش داد از حرف های مردم غیر از بد گویی درباره ی سگ چیزی نشنید.
وقتی آن جمعیت هر چه دلشان خواست درباره ی آن سگ مرده بدگویی کردند نوبت به عیسی 
(عليه السلام) رسید. آن مردم می خواستند از دیدگاه پیامبر خدا آگاه شوند.
حضرت عیسی 
(عليه السلام) فرمود:
- خوب نگاه کنید دندان های سفید این سگ را مشاهده کنید و ببینید که چه دندان های سفید و قشنگی دارد. آیا درّ گرانبها به سفیدی دندان های او هست؟
مردم به دهان نیمه باز سگ مرده نگاه کردند دندان های حیوان به راستی سفید و درخشان بود. دندان هایی سالم که شاید نظیرش در دهان هیچ کدام از آنان نبود.
حضرت عیسی 
(عليه السلام) که سکوت آن مردم را مشاهده کرد با سخن دیگری که بر زبان آورد آنها را بیشتر به اندیشه برد.

موفق باشید

22298
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: استاد گرانقدر در یکی از صحبت هایی که داشتیم، برای فهم راه گشایش این برهه از تاریخ انقلاب بمنظور فهم چگونگی تغییر نظام مفاهیم اتفاق افتاده و نحوه مواجهه نخبگان و مردم ما را به بازخوانی سال 43 تا 57 رجوع دادید. پرسش حقیر این است که در این سال قرار است چگونه و چه کمکی به ما انجام دهد و این بازخوانی چگونه باید اتفاق بیفتد تا بتواند کمک کند و چگونه و چه منابعی در این زمانه راهگشا هستند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک بحث بسیار مهمی است که تفکر نسبت به آینده، همیشه با نظر به ریشه‌ها انجام می‌گیرد و در مورد انقلاب اسلامی نیز چنین است. در همین رابطه در بحث «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» عرض شد:

«باید از خود پرسید چرا آن‌چه در آغاز انقلاب اسلامی قلب‌هایمان را متوجه‌ی خود کرد، فراموش کرده‌ایم و به جای آن‌که همواره متوجه‌ی حقیقت آن باشیم که امروز هم کار ما باید بر همان منوال باشد؛ به مطلوباتِ دیگری دل بسته‌ایم. در حالی‌که توجه به آن آغاز، تفکر تاریخی ما را به سرچشمه‌ای که ابتدا چندان روشن نبود، راهنمایی می‌کند. زیرا «این آغاز است که همواره در آینده پایدار می‌ماند»، و شما وقتی این را روشن‌تر خواهید یافت که به شأنِ بنیادین تذکرات بنیان‌گذار انقلاب اسلامی نظر کنید که قلب او را آن اشراقِ آغازین در برگرفته و او گزارش‌گرِ آن است و البته این، بازگشت به گذشته نیست، بلکه معنابخشیدن به آینده است. و در این رابطه نیاز به نگاهی داریم که در اُنسِ با آن آغاز، همواره پاک و غیر آلوده مانده باشد و روح تاریخی انقلاب اسلامی را در منظر خود نگه داشته است. باز باید به صورتی به انقلاب اسلامی فکر کنیم که در آغاز، شروع شد تا آن اشراق در معنایِ تجلی به مقام تفکر آید و روشنی بخشد و یگانگی بین ما و انقلاب که چندی است پیش آمده، از میان برخیزد.»

در این مورد در جلسه‌ی اخیر عرایضی عرض شد. موفق باشید 

21377

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می گویند انسان در کودکی لوح سفیدی بوده که به مرور ممکن است صفات رذیله بگیرد. در حالی که کودک از همان اوایل خودخواه است، همه چیز را برای خود می خواهد، بازی و لذت خودش شرط است نه دیگران، هرچه بیشتر اسباب بازی می خواهد و.... خب همین آدم اگر در بزرگسالی در محیط کاری خودش اگر چنان روحیاتی داسته باشد ما می گوییم فلانی را بازار یا جامعه خراب کرده و فرد بسیار تربیت نشده و گناهکاری است. پس ما انسانها از ابتدا با جولان نفس اماره به دنیا می آییم نه پاک؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علی‌القاعده همین است که می‌فرمایید انسان‌ها در عین داشتن فطرتی پاک، شخصیت خود را از قبل از تولد، خودشان انتخاب می‌کنند که بحث آن در عرفان تحت عنوان «عین ثابته» مطرح است. حتی شما در مرغ‌های خانگی ملاحظه می‌کنید که یکی بدذات است. موفق باشید 

19887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتابی در مورد راه جدا کردن روح از بدن خواندم. بعد از مطالعه تصمیم گرفتم این کار را انجام بدم وقتی شروع به تمرکز کردم دستهایم بدون اراده من بالا آمد و یک دفعه صورتی را جلوی خود دیدم که به من زل زده در این هنگام ترسیدم و بلند شدم رفتم. 1. اگر ادامه می دادم می توانستم این کار را انجام بدم. کلا نظرتان چیست؟ چون این راه گناه نیست که بخواهد راه اهل بیت (ع) نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آن صورتی که روبه‌رو شده‌اید، صورتی از صورت‌های شیطان بوده است و اگر ادامه دهید بسیاری از ابعاد شما را در تصرف خود قرار می‌دهد. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. موفق باشید

19113
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به اینکه تنها راه طی حقیقی مسیر سیر و سلوک و البته ترک گناه و انجام طاعات، عشق است و عاشق خدا شدنT همانطور که در قرآن و روایات و مناجات ها (مثلا شعبانیه) و کلام بزرگان ذکر شده است. اساسا وظیفه ام چیست تا عاشق او شویم؟ تا بوسیله این عشق دیگر گناه رنگ ببازد و هرچه هست او بشود؟ راه عملی چیست؟ بعضی بزرگان می فرمایند راه رسیدن به عشق، اطاعت و طاعت است. اما مشکل این است که در عالم پیچیده مدرنیته، نفس اطاعت بدون انرژی عشق ناممکن و یا بعید است. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و شرح صوتی آن در این مورد شده است. آری! اگر با رویکردِ حبّی به حقیقت که جانِ ما به آن تعلق دارد نظر کنیم و موانع حبّ به حقیقت را که همان حجاب‌های خودخواهی است، برطرف نماییم و رعایت دستورات الهی را عملی سازیم، حبّ به حضرت حق و محبت به اولیاء الهی در ما سر برمی‌آورد. موفق باشید

19024
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: می شود کمی بیشتر در مورد عالم فقه و اینکه چگونه وارد آن شویم تا از فقه زده نشویم و لذت آن را ببریم توضیح دهید. با توجه به آن قسمت از کتاب ادب خیال و عقل و قلب قسمت آخر که می فرمایید باید در فقه وارد عالم فقیه شد. من طلبه ای هستم که نیم سال لمعه خوانده ام ولی از فقه احساس لذت که نمی کنم احساس دل زدگی می کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا چندان کاری به موضوعات فقهی نداشته باشید متوجه‌ی دقت فقیه شوید که چگونه از روایات و آیات، احکام مربوطه را استنباط می‌کند. عقلِ فقهیِ فقیهان در متون فقهی بسیار ارزشمند است. موفق باشید

16612
متن پرسش
استاد سلام: در نوشته ای از شما که یادداشت ویژه بود با عنوان «وسعت محبت پیامبر (ص)» ، شما فرمودید که پیامبر (ص) از آنجایی که در مقام توحیدی و حقیقت نوری شان بر تمام ذرات عالم احاطه دارند به اذن خدا پس تسبیح و... آنها را هم می فهمند و درک می کنند، حال با توجه به این نکته، آیا آن آیه از سوره انبیا که اشاره به همراهی کوه وپ رندگان در تسبیح حضرت داوود (ع) را دارد، آیا به همین معنی است و نشان از این حقیقت حضرت داوود (ع) را دارد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نبوت همه‌ی پیامبران به نحوی با حقیقت نبوت و صاحب نبوت یعنی حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مرتبط است و به نور آن نبوت در امت‌های خود از کمالات آن حضرت به نحو مناسب تاریخ آن امت بهره‌مند هستند. موفق باشید

14376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: فلسفه این که عطار در داستان شیخ صنعان نهایتا نجات شیخ صنعان را از عشق دختر ترسا توسط دعای یکی از شاگردانش بیان می کند چیست؟ چرا شیخ خود دعا نمی کند و آیا این داستان را در موارد مشابه می شود استفاده کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب عطار در آن مثال می‌خواهد راز عشقی که درون هر انسانی نهفته است را بیان کند و این‌که انسان در طلب آن چه‌ها که نمی‌کند و چون طالب عشق الهی است مدد الهی او را دستگیری می‌کند و آن شاگرد، نمادِ مدد الهی است. موفق باشید

4884
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید سایت مشکل داره فقط بخش پرسش پاسخ باز می شه
متن پاسخ
سلام علیکم: مسئول محترم سایت
906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چه کنیم که برای نماز شب بیدار شویم بنده قبلا در دوران مجردی خیلی راحت می توانستم بر خوابم غلبه کنم و سحر بیدار شوم اما بعد از تاهل و خصوصا جدیدا که دارای فرزند شدم بخاطر دیر خوابیدن بچه و نیز زیاد بیدار شدن او در طول شب بیدار شدن سحر برایم خیلی سخت شده است و حتی بسیار می شود که بیدار هم می شوم اما از فرط خستگی می خوابم چه می شود کرد با اینکه این مشکل به این زودی هم گریبانگیرم می باشد؟ یکی از بستگان نزدیکم دختری حدود 20 ساله است که دچار افسردگی شدید شده است و با اینکه فردی مذهبی و نماز خوان و خانواده مذهبی هست اما بخاطر برخوردهای بد دیگران در دوران تحصیل که ایشان راتحقیر می کردند کم کم به همه چیز بدبین شده و به هیچ چیز هم امید ندارد و همه چیز برایش بی معنا شده است و حتی با اینکه به روانپزشک هم مراجعه کرده اما باز داروهایش را استفاده نمی کند و قائل است که این ها فایده ندارد و ... به نظر شما چگونه می شود به این فرد کمک کرد در ضمن با مباحث معرفتی اینقدر اشنا نیستند که بشود با صحبت از نظام الهی و .. او را راضی کرد یعنی توان فهم این مسائل برایش سخت است با اینهمه چگونه می شود به او کمک کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: با توجه به این که شور نماز شب خواندن را در خود نگه داشته‌اید انشاءالله خداوند شرایط آن را فراهم می‌نماید، فراموش نکنید خداوند هدایت‌هایی دارد که فقط در نیمه شب به قلب انسان الهام می‌نماید. قسمت دوم سؤالتان در حیطه‌ی اطلاعات بنده نیست. موفق باشید.
28812
متن پرسش
سلام علیکم: ۲۸۸۰۱ اشاره کردید که باید متفکران غربی که متوجه نقصیه های فرهنگی خود هستند را از تمدن غربی جدا کرد. منظور از این متفکران، امثال هایدگر و کربن هستند که به ضعف های مدرنیته و خلاها و ضعف و انحرافات تمدن مدرن پرداختند یا تمام متفکران غرب؟ چون‌که خود امثال کانت و دکارت پدران مدرنیته و بنیان گذاران تفکر منقطع از عالم قدس و معرفت وحیانی و نگرش توحیدی به عالم هستند و نظری به عقل قدسی ندارند و در کتاب سلوک ذیل شخصیت امام هم گفتید که در فضای تفکر کانتی و دکارتی تقابل با اندیشه حضرت امام قطعی و محتوم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر کانت و دکارت در مقایسه با فلسفه‌ی اسلامی مسلّم ضعف‌هایی دارد در آن حدّ که بعضاً کار را به شکاکیت می‌کشاند و این در نسبت با تفکری است که ما در حوزه‌ی اندیشه‌ورزی خود دنبال می‌کنیم. ولی اگر در جایگاه تاریخی خودشان و دغدغه‌هایی که نسبت به مسائل خودشان داشتند به تفکر آن‌ها بنگریم، به نظر بنده متفکران تاریخ خود بوده‌اند. زیرا آن‌ها متوجه بودند در تاریخی که شروع شده یعنی تاریخ مدرن، اگر به کمک بشر نیایند بشر بیش از پیش گرفتار خواهد شد و امروز اگر غرب از جهتی قوامی بس مختصر در بین مردم دارد به جهت متفکران آن‌ها می‌باشد که از طریق فلسفه و رُمان متذکر آسیب‌های جامعه‌ی خود شدند و دقت مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در دنبال‌کردن رمان‌ها به جهت آن است که متوجه شوند اندیشه‌ورزانِ آن دیار جهت رفع مشکلات جهان مدرن چه راه‌کارهایی را ابداع کرده‌اند و این در حالی است که ما نیز از تاریخ جهان مدرن بیرون نیستیم. به نظر بنده صحبت آقای دکتر حمیدطالب‌زاده از اساتید فلسفه‌ی اسلامی و آشنا به فلسفه‌ی غرب سخن خوبی است که معتقد است اگر بخواهیم فلسفه‌ی اسلامی را به صورتی زنده و فعّال در این زمانه مطرح کنیم، لازم است که فلسفه‌ی غرب را نیز خوب بدانیم. موفق باشید 

27739
متن پرسش
با سلام: طاعات و عبادات شما مقبول ان‌شاءالله. استاد مقدمات معرفت النفس و توحید (جوان، آشتی، ده نکته، از برهان تا عرفان) رو مطالعه کردم از کتب شما. به اضافه مطالعه‌ی خوب منطق. الان قصد مطالعه‌ی بدایه‌الحکمه رو داشتم. اما اضطرار بدایه رو اونطور که می‌خواهم ندارم. خواستم ازتون بپرسم نسبت کتب شما (ده نکته، از برهان تا عرفان، معاد، خویشتن، جلد ۸ و ۹ اشعار) با بدایه و نهایه چگونه هست؟ چرا نیاز هست؟ آیا بدایه و نهایه را برای بعد از کتب شما (معاد، خویشتن، جلد ۸ و ۹ ) بگذارم بهتر نتیجه می‌گیرم؟ ممنون میشم نسبت کتب خودتون رو با بدایه و نهایه بیان بفرمایید. خدا خیرتون بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «بدایة الحکمه» بالاخره یک کتاب مبنایی جهت تفکر فلسفه‌ی حکمت متعالیه می‌باشد و باید اگر کسی بنا دارد آن فلسفه را دنبال کند، با جدیّت کامل آن را مطالعه نماید، البته بدون آن‌که معطل آن شود. باید خوب مطالعه کرد و جلو رفت. شرح استاد امینی‌نژاد إن‌شاءاللّه کمک می کند. موفق باشید

24074

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد من اگر با خانمم به خونه دوست صمیمی و مذهبی ام می روم، آیا اشکالی دارد که با خانم دوستم شوخی کنم یا اینکه باید فرقی بین خانم دوستم با سایر خانمهای نامحرم نگذارم؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید بدانید همسر دوست شما به شما نامحرم است. پس شوخی‌هایی که حریم نامحرم را می‌شکند، نباید انجام شود. ولی در عین حال، می‌شود ارتباط‌ها، خشک و غیر معمول نباشد. موفق باشید

23945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: نتیجه اتحاد روحانی با امام زمان (عج) چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در افق نگاه حضرت به عالَم، زندگی خود را معنا خواهیم کرد. موفق باشید

23273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: فتنه 98 از چه جنسی است؟ آیا قرار است بزرگان و محترمان و قدیسانی از حوزه و امثالهم در برابر رهبری موضع های خاصی بگیرند؟ آیا در باب کنار رفتن رهبری و تبدیل شدن این عام البلوا به خواست مردمی فتنه ای در کار است و در راه است؟ وظیفه احاد ملت در برابر فتنه 98 چیست؟ لطفا این دفعه نخواهید از موضع همدلی و همزبانی با دولت که وظیفه! سالهای قبل! بود مردم در صحنه باشند. پس کی و کجا رویکرد همدلی و همزبانی با ولی فقیه به صحنه اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً نمی‌دانم مقام معظم رهبری چه چیزی را مدّ نظر دارند. آن‌چه هست خداوند می‌فرماید: «إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ» (اعراف/27) شیطان و قبیله‌ی او با نقشه‌هایی که شما نمی‌دانید سعی در ایجاد مشکلات برای شما دارد ولی با رعایت دستورات خدایی که او را می‌بیند، نقشه‌های او را خنثی کنید. بدین لحاظ اگر ما در مسیر دیانت و ذیل ولایت نایب الإمام قرار گیریم، فتنه‌های آن‌ها خنثی خواهد شد. موفق باشید

نمایش چاپی