باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبتهای آقای حجت الاسلام مهدوی ارفع به عنوان خنثیکردن جریان چلهی قرن، کار خوبی است بهخصوص که افراد انقلابی و معتقد به نظام پیشنهاد آقای مهدوی را مدیریت میکنند. ولی رویهمرفته نباید از دقتهای جناب اقای احسان عبادی غفلت شود. آنهم در جای خود قابل توجه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سه جزوهی اخیر در مورد «زن» شده، به آن نظر کنید. به نظرم حضور اجتماعی و وکالت برای احقاق حقوق افراد، خودش نوعی گستردگی میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که فرمودهاید. ولی به گفتهی آقای دکتر داوری در سخنان اخیرشان و آقای دکتر طالبزاده؛ هر اندازه با فلسفهی غرب آشنا شویم، در زندهترکردنِ فلسفهی اسلامی موفقتر خواهیم بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اساتید مربوطه بحثهایی فرمودهاند؛ میفرمایند خوب است آن کشف را با کشف معصوم بسنجیم. اگر در آن وادی تأیید شد، میتوان به آن اطمینان کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. همین حالا در همین فضای وانفسا، انقلاب اسلامی به سوی اهداف خود دارد جلو میرود. راستی اگر مانعی مثل ترامپ و اوج تحریمهای پیشآمده نبود، از کجا معلوم خواهد شد انقلاب اسلامی میتواند با عبور از این تحریمها، تاریخِ دیگری را مدّ نظرها قرار دهد، تاریخی که آمریکا و استکبار با تمام قدرت نمیتواند از طلوع و ادامهی آن جلوگیری کند. معلوم است که برای طلوع یک تاریخ، هزینههایی باید پرداخت شود و ما در شرایطی هستیم که داریم این هزینهها را میپردازیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک جهت با نظر به توسعهنیافتگیِ خود باید بر توسعهیافتگی فکر کرد و در این رابطه شرایط را برای توسعهیافتگی و عقل مربوط به توسعهیافتگی فراهم کرد که با نظر به این امر، ایدههای زیادی در مقابل شما قرار میگیرد. مثل اصالتدادن به جامعه به جای اصالتدادن به فرد و یا اصالتدادن به قانون به جای اصالتدادن به برداشتهای شخصی. که البته در این رویکرد به جریان اصلاحطلبیِ انقلاب نزدیک میشویم. ولی از جهت دیگر با نظر به عقلی که ماوراء توسعهیافتگی به نحوهای از جامعه فکر میکند که انسانها معنابخشی به خود را بیشتر در نظر دارند تا هویتبخشی بر اساس فرهنگِ غربی. معنابخشی با تذکر به فطرت انسانها برای آنها پیش میآید که اگر بر این اساس در چند دههی بعد از انقلاب برنامهریزی شده بود چیزی که دولت سازندگی و جریانهای مربوط به آن از آن غفلت داشتند، امروز شاهد چنین حرصهای به دنیا که در واقع نحوهای از بحرانِ شخصیت انسانها شده است؛ روبهرو نبودیم. در چنین نظامی مسلّم تئوری اصلاحطلبی به هیچوجه کافی نیست و حقیقتاً در دویستسالهی اخیر روشن شده است که جواب نمیدهد. باید در عین نادیدهگرفتنِ عقلِ توسعهیافتگی به آموزههای دینی به صورت کاربردی جهت معنابخشی به انسانها اقدام نمود وگرنه این میشویم که هستیم. در حالیکه انقلاب در آغازِ خود چیز دیگری بود و بازگشت به آن آغاز، راهِ آیندهی ما است. چرا در این موارد ایدهپردازی نکنیم؟ وگرنه «این» میشویم که فعلاً «هستیم». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه از آنِ خداست و مخلوقِ او میباشد. حال اگر آن نفس، میل به امیال بدنی را هدف قرار دهد تبدیل به امّارة بالسوء میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تقسیم وقت و الأهم و فَالأهمکردن بسیار مهم است. 2- سعی کنید در کنار کسب معرفت و اولویتدادن به آنها، حفظ دعا را توفیق بدانید، و درک فهم مفاهیم قرآن از حفظ آن اولویت دارد، ولی اگر استعداد حفظ قرآن را دارید، جمع آن دو خوب است. در هرحال برنامهریزی، کار را بهخوبی جلو میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسهی قبل از جلسهی اخیر، بحثِ نظر به تابلوی اسلامی به میان آمد و اینکه ماوراء جزئیاتِ هر تابلویی، حقیقتی بر کلیت آن تابلو جاری است که انسان از طریق نظر به آن تابلو به کمک قوهی خیال به آن روحِ کلی منتقل میشود به همان معنایی که جسم را روحانی، و یا روحانیتی را جسمانی میکند. و در این جلسه سعی شد از این جهت نظری بر تواناییهای قوهی خیال بیندازیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه، تواضع، خدمت به خلق و تلاش برای کسب معارف الهی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علیالقاعده همین است که میفرمایید انسانها در عین داشتن فطرتی پاک، شخصیت خود را از قبل از تولد، خودشان انتخاب میکنند که بحث آن در عرفان تحت عنوان «عین ثابته» مطرح است. حتی شما در مرغهای خانگی ملاحظه میکنید که یکی بدذات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این که آقای روحانی سخنان بیجا، کم ندارند بحثی نیست. از جمله همان سخنی که برای توجیه کار خود، صحبت حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» با عمر سعد را به عنوان مذاکره مطرح کردهاند که کاملاً بیجا بود. از آن طرف جریان منتسب به ایشان، از بعضی جهات در تلاشاند تا جهت کلّی انقلاب را به حاشیه ببرند و تصوری که باید از نظام اسلامی در مقابل استکبار داشت، را دفن کنند و متأسفانه ما به جای اینکه بر روی این مسائل کار کنیم و روشن نماییم چرا این جریان سعی دارد نظام را ناکارآمد نشان دهد؛ میگردیم یک طوری سخن ایشان را مطرح کنیم که از آن نفیِ عصمت ائمه برآید و از این طریق، طرفداران ایشان را نیز به این سمت بکشانیم که میشود نفیِ عصمت آن بزرگواران را کرد. بنده این نوع برخوردها را اگر ناشی از جریان نفوذی ندانم، ناشی از بیفکریِ رفقای مذهبی خود میبینم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن میفرماید: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً . وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً . وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكيلاً (آیات 1 تا 3)/ احزاب) که به پیامبر خود میفرماید در مسیر رعایت احکام الهی به هیچوجه از کافرین و منافقین پیروی نکن و تنها وحی الهی را برنامهی راه خود قرار بده و بر خدا توکل کن و او کافی است که وکیل تو در همهی صحنهها باشد؛ دیگر گوش ما هرگز بدهکارِ این تحریمهای به اصطلاح سیاهچاله نخواهد شد. آنچه میماند وعدهی الهی است برای ایجاد بستری که در آن بستر، ضعف و ناتوانی و هلاکت جبههی استکبار بیش از پیش روشن میشود. چرا که میفرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً (22)/احزاب) چون مؤمنین اتحادِ کفر جهانی را در مقابل خود دیدند، متوجه شدند آن وعدهی الهی که باید در متن قدرتنماییِ کفر ظهور کند، فرا رسیده است. لذا گفتند: این است وعدهی خداوند و رسول او، و خداوند و رسولش به وعدهی خود عمل کردهاند. به آن معنا که در تقابلی سختْ جهانی چهرهی حقانیت و قدرتنماییِ جبههی توحید روشن خواهد شد و لذا «ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» نهتنها خود را نباختند، بلکه ایمانشان نسبت به خدا و تسلیمشان نسبت به دستورات دین بیشتر از پیش به صحنه آمد.
آری! قصهی ما مبنی بر تأکید در نفی استکبار، باید به اینجاها میکشید و بحمداللّه کشیده شد. و مطمئن باشید این بهترین شرایط است برای به ظهورآمدنِ گوهر ایمانیِ مردمی که در وفاداری به انقلاب و نفیِ استکبار، یگانهی دوران خود هستند. اینان همان فئهی قلیلهاند که بر ازدهام پشههای این دوران پیروز خواهند شد. اینان همانهایی هستند که خداوند در موردشان فرمود: « لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ إِنْ شاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً. وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزيزاً» (24 و (25)/ احزاب) خداوند میخواهد در این رویارویی پاداش صداقت صادقین را و عذاب منافقین را اگر توبه نکنند، بدهد و خداوند غفور و رحیم است. خداوند کافران را در حالیکه هیچ بهرهای از این تقابل بهدست نیاوردند با عصبانیت کامل برمیگرداند و خداوند برای مقابله با دشمنان حقیقت و حفظ مؤمنین بدون آنکه مقاتلهی مستقیمی آنها با کافران انجام بدهند، کافی است چرا که او قوی و شکست ناپذیر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در درک معارف الهی مثل معرفت نفس و معرفت ربّ، قدم گذارد و در کنار آن رعایت تقوای الهی و حرام و حلال آن را انجام داد، خداوند او را به یقظه و شعوری خاص میرساند تا بتواند حق را از باطل تشخیص دهد و عباداتش کیفیت پیدا میکند در آن حال، یکبار ذکر اسماء الهی در مناجاتی مثل جوشن کبیر غوغا خواهد کرد. مگر حضرت یونس«علیهالسلام» بیش از یکبار عرضه داشتند: «لا إله الاّ انت سبحانک انّی کنت من الظالمین» که حضرت حق اجابت فرمود و او را از آن ظلمات نجات داد؟! بیشتر به کیفیت عبادات فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی روی سایت را اگر ادامه دهید؛ اولاً: تا حدّی تفکر فلسفی پیدا میکنید، ثانیاً: مباحث موجب میشود تا فلسفه را و جایگاه آن را بهتر درک کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقهی انسان محل اصلی همهی احساسات است ولی ظهورِ آن در اعضاء میباشد مثل بینایی که مربوط به نفس ناطقه است و شما در خواب که چشمانتان بسته است چیزهایی را میبینید که بعداً در بیداری با آنها روبهرو میشوید. نورونها نیز محل ظهور احساسات نفس ناطقه است. پیشنهاد میشود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از «سایه» با نظر به ظاهر آیه، همین سایهی اشیاء است که حتی سایهها در مقابل خداوند خاضعاند. و از نظر باطن، «سایه» وجهِ منفیِ مخلوقات است که آن وَجه نیز بیرون از حاکمیت حق نیست هرچند انسان تصور کند در مقابل حکم خدا عصیان کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور متذکر روحیهی حضرت هابیل میشود که حضرت، به نیّت آنکه قابیل بخواهد او را بکشد تصمیم نمیگیرد که او را به قتل برساند، نه اینکه دفاع از خود جهت دفع ظلم ننماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه» بنا دارند چند قدم تاریخ ملت ما را جلو ببرند و در عین به رسمیتشناختن جریانهای فکری معتقد به اصل انقلاب با سلایق مختلف هرکدام از این جریانهای فکری متوجه جایگاه جریان مقابلِ خود در انقلاب بشوند. امثال بنده انقلاب را طوری تعریف کرده و اهدافی را برای انقلاب مدّ نظر دارد که با تعریفی که امثال آقای دکتر روحانی و دکتر نوبخت و دکتر جهانگیری کردهاند یکسان نیست و از نظر امثال بنده آنچه که این افراد برای انقلاب اسلامی در نظر گرفتهاند و سعی میکنند آن را به فعلیت برسانند، انقلاب اسلامی را از شور انقلابیِ مقابله با استکبار فرو مینشاند و رسالت انقلاب اسلامی را که به نظر بنده «نفی استکبار» است تا حدّی به حاشیه میبرد و عملاً انقلاب اسلامی یک نوع هویت سیاسی فکری فرهنگی میشود در کنار فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار کشورهایی مثل ترکیه. و لذا این آقایان قبول ندارند اهداف انقلاب آن چیزی است که ما برای انقلاب اسلامی تعریف کردهایم. عمده آن است که ما حرف آقایان را اولاً: بفهمیم و متوجه باشیم این افراد نیز به یک معنا خود را فرزند انقلاب میدانند و مطابق تعریفی که از انقلاب اسلامی دارند تلاش میکنند به انقلاب و مردم خدمت کنند و از این جهت میتوان با آنها همدلی داشت و خدمت آنها را نادیده نگرفت. ثانیاً: از آن جهت که برای انقلاب اسلامی یک هویت مستقل قائلاند و بنا ندارند هویت اسلامی انقلابی ما را در ذیل غرب قرار دهند - هرچند ما را در کنار آنها تعریف کردهاند – میتوان با آنها همزبانی داشت و در عین حال دلایل خود را در ضعف این تعریف نسبت به انقلاب به صورت علمی به مردم عرضه داشت و یکی از موضوعات محافل علمی ما باید نقد علمی و عقلی نگاهی باشد که افراد فوقالذکر بدان معتقدند، در عین فهم اندیشهی آنان. این آن «آزاداندیشی» مهمی است که ما در این تاریخ بسیار به آن نیاز داریم تا چند قدمی در تاریخ خود جلوتر بیابیم. چرا ما اندیشهی این افراد را جدّی نمیگیریم و بر روی آن فکر نمیکنیم و انگیزههای آنها را که میخواهند در راستای انقلاب باشند، درک نمیکنیم. با اندک ضعفی که از آنها میبینیم بهکلّی آنها را نفی میکنیم. باید جای «نفی» را با «نقد» عوض کرد و خود را مجهز به معارف عالیهای نمود که معلوم شود نگاه آقایان فوقالذکر ما را به اهداف مقدس نظام اسلامی نمیرساند تا از این طریق آنها در نگاه خود بازاندیشی کنند و از آن مهمتر جداً در نوع برخورد خود با منتقدین خود تجدید نظر نمایند. اینها گمان میکنند منتقدینشان هیچ طرحی برای مدیریت نظام ندارند و فکر میکنند تنها روش مقابله با استکبار همین روشی است که آقایان پیشه کردهاند. آری! ما با همدلی و همزبانی نشان میدهیم میتوان به افکار همدیگر نظر داشت و لااقل همدیگر را بفهمیم و نه اینکه حتماً باید مثل هم فکر کنیم و مثل هم عمل نمائیم و سالهای سال طول میکشد تا این شعور تاریخی در جامعهی ما نهادینه شود. آری اگر چنین فضایی در تاریخ ما بهوجود آید دیگر نقد دیدگاهها به میان میآید به جای نقد اشخاص. در آن فضا ما میتوانیم دیدگاه دولت آقای روحانی را که در فضای امیدواری به فرهنگ غربی ، نقد نماییم و آرامآرام جامعهی خود را به این غنای فرهنگی برسانیم که برای ادامهی حیات انقلاب اسلامی باید آزاد از آنچه که غرب برای بشر پیشنهاد میکند تصمیم بگیرد و معنای همدلی و همزبانی برای ایجاد چنین فضایی است که اولاً بفهمیم انگیزهی دولت در رابطه با تعامل با غرب به چه معنا است و چرا تصور میکند ما مجبوریم برای ادامهی انقلاب ، غرب را نیز در نظر بگیریم؟ و ثانیاً با انتقادهای دلسوزانه عزمِ جریانی که تصور میکند دنیای مدرن دارای اصالت و آینده است، به امیدواری نسبت به آیندهی انقلاب توحیدی خود معطوف داریم و با همدلی و همزبانی سعی کنیم خطر دوقطبیشدن بین نیروهای وفادار به انقلاب را از سر انقلاب رد نماییم کاری که مقام معظم رهبری با تذکرات دلسوزانه پیشه کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر فرض که امامان در فتحِ ایران نقش داشته باشند، عنایت داشته باشید که به جهت طلب مردم ایران بود تا خود را از دست حاکمانِ ظالمشان نجات دهند و به همین دلیل، ایرانیان بعد از پذیرفتن اسلام به شدت نهتنها در کنار اهلالبیت قرار گرفتند بلکه بعد از استقلال از حاکمیت بغداد بر همان اسلامِ خود باقی ماندند. در صورتیکه اگر اسلام را به اجبار پذیرفته بودند، بعد از استقلال به دینِ قبلی خود برمیگشتند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی کردهاند که فقه را در بستر فلسفه نیاوردهاند. فقه باید در همان افقی که آیات و روایات بدان اشاره دارد، ادامه یابد و فقیه در همان بستر بر روی آیات و روایات تفقه و تعمق نماید، کاری که شیخ انصاری بزرگ انجام داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نباید از روشهایی که دنیای مدرن به جهت روبهروشدن با مسائل فرهنگ غربی ابداع کرده است، چشمپوشی کنیم. آری! باید همواره افقِ انسانشناسیِ معنوی و اسلامی را مدّ نظر داشت. موفق باشید
