باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر ما ملاک داشته باشیم، میتوانیم به حقانیت موضوع پی ببریم و اینجا است که معارف الهی بهکار میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی به خود سخت نگیرید. بعد از مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» به سیر مطالعاتیِ روی سایت رجوع فرمایید. إنشاءاللّه کار جلو میرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک برتری اُمویان، برتری قومی و عربی است و اساس فکر آنها غلط است، نه آنکه از جهت تقوا بخواهند کسی را برتر بدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر کسی بتواند مقصد اصلیِ جناب صدرالمتألهین را بفهمد، عالیترین نگاه و بنیادیترین فهم را نسبت به بدن اخروی که منطبق بر آیات و روایات است، به میان آورده است. عرایضی بنده در این مورد در جزوهی «نحوهی حیات بدن اُخروی» داشتهام. البته فهم آن مبتنی بر فهمِ دستگاه فکری جناب صدرالمتألهین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جانا سخن از زبان ما میگویی. ولی متذکر باشید که همهی این ضعفها ریشه در کسانی دارد که مستقیم یا غیر مستقیم شیفتهی غرب و استکبارند و راهِ نجات ملت ما تنها با حفظ روحیهی انقلابی و مبارزه با استکبار میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم باید تا آنجا که ممکن است با شبکههای اجتماعیِ خودی کار کرد ولی عنایت داشته باشید که مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» اخیراً در تاریخ 19/8/95 که با جبههی انقلاب فرهنگی داشتند؛ در جواب سؤالی که از ایشان شده بود، میفرمایند: «دربارهی استفاده و ورود به شبکههای اجتماعی و مجازیِ خارجی، ورود هوشمندانه به شبکههای اجتماعی و مجازی خارجیها – که سؤال شده است – خوب است اما به شرطی که خودمان غرق نشویم و مثال آن غلام و آب جو نشود «شد غلامی که آب جوی آرد/ آب جوی آمد و غلام ببرد» ورودِ تهاجمی لازم است و گرفتن میدان از دست دشمن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود کتابهای «عالم انسان دینی» و «ادب خیال و عقل و قلب» را با تأمّل و ممارست طولانی دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی را طوری شکل دهید که اهمیت نماز دیده شود و این به شرطی است که جایگاه نماز را در زندگی بشناسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال آموزههای دینی به ما متذکر میشوند «کُن لدنیاک کانّک تعیش ابداً، و کن لآخرتک کأنّک تموت غداً» باید طوری زندگی کرد که گویا تا ابد زندهایم، و نیز باید طوری به فکر آخرت بود که گویا فردا از این دنیا میروی. به هر طرف بیفتیم، در افراط و تفریط قرار گرفتهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در وحدت شخصی وجود روشن میشود که جز حق در عالَم نیست و تمام عالَم، صورتِ علمی حضرت حقاند در حق، و خودِ او میخواهد علاوه بر نظر بر ذاتش، به آنچه در علم اوست، نظر بر اسماء خود هم داشته باشد. لذا به همانهایی که به صورت علمی در او هست، «وجود» میدهد تا حضرت حق در مرتبهی مخلوقات نیز حاضر شود و این نیز در موطن حضور خدا در عالَم محقق میشود و نهتنها بیرون از خدا نیست، بلکه با خلقت آنها تجلیات الهی نیز برای خدا و پیش خدا معنا میدهد. به همین جهت در قرآن بحث «حتّی نَعلم» به میان آمده است یعنی تا اینکه در موطن مخلوقات نیز میخواهد بداند. در این مورد خوب است به مباحثی که در «فصّ آدمی» شد و در کانال «ندای اندیشه» هست رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا دانی و علم به وجود خدا برای دوری از گناه، کافی نیست. باید در رجوع إلی اللّه و نظر به حضرت معبود، نقشِ حجاببودنِ گناه را برای رسیدن به حقیقت متوجه شد. در آنجا است که مییابیم گناهانی که دین خدا، گناه میداند چگونه مانع ما در اُنس با حضرت معبود میگردد. محرومیت خود را وقتی در این رابطه احساس کردیم، گناهْ از قدرتِ خود فرو میافتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خدا میخواهد زندگی را در همین بهسربردن با این بچهها معنی کنید جای دیگر خبری نیست. عشقورزیدن به این دو کودک و با تمام نشاط، زندگی را مدیریتکردن و از آن طریق، معنابخشیدن، چیز کمی نیست. لازم نیست به جای دیگر دل ببندید تا دلتان پس بزند. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم: شاید بتوان گفت در روایتی که میفرماید «لو لا الحجه لساخت الارض علی اهلها» به این معنا است که آنچنان نظام عالم به هم میریزد که انسانها بهرهی لازم را از زندگی زمینی خود نمیبرند و گرنه از نظر وجود اولیهی انسان کامل، که در روایت داریم که پیامبر میفرمایند «اول ما خلق الله نوری» یعنی عالم با نور پیامبر و آل پیامبر به وجود آمدهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم این سخن درستی باشد. مگر در قرآن نداریم: « وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً (115)/نساء) که یکی از انحرافات افراد پیرویکردن از راه غیر مؤمنین است به همان معنای مردم که حضرت امام بر آن تأکید دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه نسبت به حبّ اهلالبیت«علیهمالسلام» در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهلالبیت» بهخصوص در شرح صوتی آن در این مورد شده است. خوب است با حوصله و یک برنامهریزی حسابشده به آنجا رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «سفینة الصادقین» ایشان را مطالعه کردم و در این رابطه ایشان را انسان دقیق و خوبی یافتم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عینیت در هر حال به آن معنا است که معتَقداتِ ما توهمی نیست و تحقق خارجی دارد و برای فیلسوف و عارف و متکلّم، موضوع یکسان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و «آشتی با خدا» و تا حدی «فرزندم؛ اینچنین باید بود» إنشاءاللّه مفید هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت وظیفهی ما است که انتقادها را تبدیل به تنفر نکنیم و إنشاءاللّه در فضای رقابتی انتخاباتی، خوبیهای رقیب را در عین فرار از دوقطبی، بیان کنیم تا سطح فکر و فرهنگ جامعهی خود را بالا ببریم. موفق باشید
جناب استاد طاهر زاده با عرض سلام و احترام: برای توکل کردن به حضرت حق در امور دو دیدگاه در ذهن خود دارم: اولی همان دیدگاه توحیدی و باور همه کاره بودن خداوند و بقول جناب مولوی: «چونکه رخنه نیست در عالم پدید / خیره یوسفوار میباید دوید» و دومی همان داستانیست که از حضرت پیامبر موقع بستن زانوی شتر نقل کرده اند همانکه جناب مولوی می فرمایند با «توکل زانوی اشتر ببند». هر چه می اندیشم برای مورد دوم هیچ سنخیتی با مورد اول نمیابم و در ذهن خود به تناقض رسیده ام و بنظرم در این مورد حق با صحابه ی پیامبر است وقتی داریم کارهایمان را حتی در کارهای جزئی مثل بستن زانوی شتر یه درستی و محکمی انجام میدهیم دیگر چه جایی برای توکل باقی می ماند؟ مثلا به طور خاص اگر در امر تصمیم برای ازدواج وقتی هیچ شرایطی حتی شرایط حدااقلی (مسکن و درآمد مطمئن) را نمی توان به طور محکم و جدی فراهم کرد پس نباید ازدواج کرد و توکل نوعی توهم ذهنی است! جناب استاد لطفا جهت حل این تناقض بنده را یاری بفرمایید. با کمال تشکر از لطف حضرت عالی
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی که در آن زندگی میکنیم ظرفیت آن را دارد که نیازهای منطقی ما را جواب دهد و از این جهت تلاش میکنیم هرچند در ابتدای امر رخنهای به چشم نیاید. از طرف دیگر در این جهان و همراه با این تلاشها با هرکاری که روبهرو شدیم باید احتیاطهای لازم را در حدّ توان خود انجام دهیم تا در عین حضور در جهان با ظرفیتهای خاص و امید به گشودهشدن راه، با بیباکی جلو نرویم. موارد زیادی پیش آمده که بعضیها پس از گشودهشدن رخنهها با بیباکی عمل کردند و زانوی اشتر را نبستند و به مشکل افتادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از عجایب روزگار اینکه کسی بخواهد به دنبال بطلان فلسفه باشد. این حکایت از آن دارد که در رجوع به دین، قصد رجوع به حقیقت ندارد بلکه گرفتار محدودیتهای مفاهیم و آداب دینی است. وگرنه: «شاخ گل هر جا که میروید گل است». تفکیکِ مطرح در محافل مذکور، حکایت از بیتاریخی افراد دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً میدانید که این موارد گفتنی نیست. هرکس در مسیر تفکر فلسفی، خودش متوجه میشود گویا نمیتوان از آن فلسفه غفلت کرد. در سالهای اخیر آیت اللّه جوادی از آقای دکتر حمید طالبزاده خواسته بودند در رابطه با کتابشان تحت عنوان «صیرورت،دیالکتیک و ایده آلیسم در گفتگوی میان هگل و فلاسفه ی اسلامی» بحثی با همدیگر داشته باشند. همانطور که قبلاً عرض شد نظر آقای طالبزاده پس از آنکه مدتی در آلمان مشغول فلسفهی فیلسوفان غربی بودند، آن است که برای طراوت فلسفهی اسلامی خوب است که فلسفهی غرب را بشناسیم. موفق باشید
