باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع بهشت برزخیِ آدم را در همان قوس نزول باید مورد بررسی قرار داد که در فلسفه مدّ نظر است از آن جهت که سیر از عالَم اعلی به عالم مادون است تا انسانها در زمین، جنسِ آسمانی خود را در خود نهادینه و ملکه کنند و از این به بعد، قوسِ صعود به میان میآید تا انسان را به بهشتِ اخروی برساند که در آنجا با ملکاتِ روحانی خود بهسر برد. معلوم است که در این مسیر اُفت و خیز هست، ولی اگر ارادهی کلی انسان رجوع به حضرت حق باشد، بالاخره این صعود به بهشت ختم میشود و نه به جهنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نکتهای که حضرت امام متذکر شدهاند، نکتهی فوقالعاده مهمی در این تاریخ میباشد که مردم بنا دارند خودشان سرنوشت خود را شکل دهند و این قصهی روح تاریخ ما میباشد. در این رابطه عرایضی در جزوهی «پاسداشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» شده است. موفق باشید
به آدرس http://lobolmizan.ir/leaflet/1579/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C--%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه با سیرهی رهبر معظم انقلاب، انقلاب از این نوع افراد و افکار در حال عبور است. باید معطل آنها نشد. گفت: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی به یاد ندارم. اگر عین جملات باشد، بهتر میتوان به مقصد کلام پی برد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. بنا به فرمایش علامهی طباطبایی بر حضرت یوسف «علیهالسلام» واجب بود که از وسیلهی خلاصی که خداوند در اختیار ایشان قرار داده، استفاده کنند و از آن جهت که ایشان از مخلَصین بودند، شیطان تصرفی در ایشان نداشت و لذا روایاتی که در رابطه با تأثیر شیطان بر آن حضرت گفته شده، بنا به نظر علامه اعتبار ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق برهان «حرکت جوهری» قوههای عالم ماده به فعلیت میرسد و در آن صورت، قیامتِ عالم ماده محقق میشود و زمین همچون نفسِ ناطقه زنده و بیدار خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سنّ سیسالگی، سنِ سرزندگی برای درک حقایق است. اگر در کنار مدیریت عاطفی خانه به عنوان یک مادر به مباحثی که روحِ کلی دارد مثل فلسفه و عرفان رجوع فرمایید، راهی به سوی حقیقت برای اُنس با تفسیر شریف المیزان و روایات اهلالبیت «علیهمالسلام» در مقابل شما میگشاید. و با حوزه ی علمیه همان اندازه ارتباط داشته باشید که بستر فعالیت های شما در آن فراهم باشد. مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و «معاد» همراه با شرح صوتی آنها که بر روی سایت هست، به غیر از کتاب «خویشتن پنهان» خوب است دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جواب سوالهای شماره «21632» و «14842» رجوع شود. عنایت داشته باشید که علما اگر کسی اعلان و اظهار نکند که از اسلام خارج شدهاست را مشمول حکم ارتداد نمیدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه بنده در مطالعهی مختصری که از اوپانیشادها داشتم بیشتر نظرم به وَجهِ توحیدی آن سرودها بوده و حیرتی که برایم پیش آمد. ولی فکر میکنم قضیه همینطور است که شما میگویید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه انسان در توسلات خود به دنبال کمالاتی است که در حضرت حق هست، با نظر به مظاهری که حضرت حق کمالات خود را در آنها ظاهر نموده است و با شفیع قراردادنِ آن مظاهر به حضرت حق رجوع مینماییم و معنی توسل همچنان که عرض شد با نظر به حضرت حق است که معنا میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم نفس ناطقه در ذات خود همهی مراحل عقل و خیال و حس را دارا میباشد. منتها بعضاً انسانها در مرتبهی خیال خود که متأثر از محسوسات بیرونی است، متوقف میشوند و خود را از تعلقات و محسوسات بیرونی آزاد نمیکنند تا نفس ناطقه با عالم عقل مرتبط شود و خیال مناسب تجلیات عقل داشته باشد. تکلم ملائکه به جهت نزول آنها از مرحلهی عقل به مرحلهی قوای نفس در موطن سامعهی نفس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم باید روی این موضوع فکر کرد که بعد از قرون وسطی یک رویکرد کلی در غرب بهوجود آمد که منجر به فرهنگ مدرنیته شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با پدیدهی مجردی روبهرو باشیم، از یکطرف ثابت است و تحت تأثیر حرکتهای مادی قرار نمیگیرد و از طرف دیگر، چون محدودیتهای مادی مثل زمانمندی و مکانمندی را ندارد، به این معنا بینهایت میباشد. و انسان از آن جهت که طالب خداوند است، طالب بینهایت کمالات میباشد. پیشنهاد میگردد کتاب «ذه نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» در این رابطه مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمیدانم آن شخصی که این سیدی را در مقابل برخوردی که شما با او داشتهاید، چه کسی است؟! هرچه هست این سیرهی پیامبران است و راهی است که آن بندهی خدا در مقابل شما گشوده است. اگر بتوانید در آن راه جلو روید به چیزهایی میرسید که تصور آن را هم نمیکردید. حال! خود دانید. موفق باشید
سلام علیکم جناب استاد گرامی: کتب «برهان تا عرفان» و «ده نکته معرفت نفس» شما را مطالعه کردم، سپاسگزارم از اینکه مفاهیم حکمت متعالیه را به زبان ساده آموزش می دهید. کتاب شما باعث شد که سوالات بسیاری برایم پیش بیاید در نتیجه به مقالات و کتب متعددی رجوع کردم. لیکن ابهامات و سوالات اساسی در این مطالب برای من بر جا مانده که ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید. ۱. مباحث وحدت وجود تماما در باب ذات الهی است، در حالی که می دانیم در احادیث بسیاری از اهل بیت تفکر در ذات الهی نهی شده است. آیا هیچیک از فلاسفه اسلامی، قائل به وحدت وجود در مورد این ایراد جوابی ارائه کرده اند؟ مثلا در تعریف وحدت تشکیکی وجود، ذات الهی برابر با وجود دانسته شده که دارای مراتب شدت توصیف می شود! آیا قائل شدن مراتب شدت و ضعف وجود معادل به قائل شدن کم و کیف برای ذات الهی نیست؟! که در این صورت قابل پذیرش نیست. ۲. بنده منابع بسیاری را برای یافتن تعریف دقیق از «وحدت شخصیه وجود» جستجو کردم. علی رغم اینکه این نظریه از زمان ابن عربی بین عرفا رایج بوده ولی متاسفانه تعریف دقیق و شفافی از آن یافت نمی شود. در تعریف ویکی فقه بیان شده است که «وحدت شخصی وجود» به معنای وحدت مطلق در وجود است اما مراتب در تجلی وجود است. حال آنکه در «وحدت تشکیکی وجود» مراتب در خود وجود است. بنابر این تعریف «وحدت شخصی وجود» منطقی تر به نظر می رسد. ۳. در مورد مساله «وجود شرور» در عالم دلایل ارائه شده در حکمت متعالیه غامض میباشد. اول اینکه خواسته شده با ارجاع به وحدت تشکیکی وجود، شرور معادل با «عدم» در نظر گرفته شود که ناشی از نقص وجود در مراتب پایین تر است. در وحدت شخصی وجود نیز هیچ توضیحی برای شرور نیافتم! بنده شخصا به این می اندیشم که با وجود این همه ظلمها و شرارتها در اطراف ما، چگونه می توان فلسفه آنها را با کمک وحدت وجود فهم کرد؟! ۴. در باب اختیار انسان، جناب ملاصدرا در اسفار متذکر شده است که چون انسان دارای سه بعد عقلانی، مثالی و جسمانی می باشد در نتیجه مضطر به اختیار است. ولی این استدلال قویی نیست زیرا ابتدا باید اثبات شود که بین عقل و مثل و جسم تضاد وجود دارد تا نتیجه شود که انسان مضطر به اختیار بین این نشئات متضاد است. در حالی که می دانیم این سه عوالم به ترتیب در طول و منتج از یکدیگرند پس قاعدتا نباید تضادی بین این سه عوالم باشد! ۴. در مورد حرکت جوهری، ظاهرا حکمت متعالیه آن را مختص عالم ماده دانسته است و عالم مجردات فاقد حرکت است. در حالی که می دانیم تنها خداوند کمال مطلق است و هر چه غیر اوست فقیر بالذات است. در نتیجه منطقی این است که استدلال کنیم تمامی عوالم وجود اعم از مادی و مجرد همه به سوی کمال مطلق در حرکت هستند تا از او فیض گیرند. و این حرکت باید نامتوقف باشد. مثلا اینکه بهشتیان در بهشت ارتقای مقام می یابند ویا گروهی از جهنمیان پس از مدتی از جهنم آزاد میشوند همگی مثالهایی بر حرکت جوهری در عالم غیر ماده است. در عالم فرشتگان نیز می دانیم هاروت و ماروت (بنابر داستانی در عیون اخبارالرضا) دچار امتحان الهی شدند که نشانگر امکان تحول و حرکت جوهری بین فرشتگان نیز هست! در انتها اگر ذکری نیز دستور بفرمایید بسیار متشکر خواهم شد. خداوند توفیقات شما استاد گرامی را افزون فرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد نیاز به بحث مفصل دارد. ولی به طور مختصر عنایت داشته باشید که حضرت امام در کتاب «چهل حدیث» حدیث چهاردم که مربوط به تفکر در ذات الهی است، نکاتی در رابطه با وحدت وجود مطرح فرمودهاند. عنایت داشته باشید که خداوند عین وجود و وجودِ مطلق است و در تشکیک وجود بحث در تجلیات وجود است که همه به ذات حق برمیگردد ولی هیچکدام خداوند نیستند زیرا هیچکدام وجود مطلق نمیباشند.
در مورد شرور و وجه عدمی آن اتفاقاً بهترین جواب در دستگاه «اصالت وجود» توسط مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» داده شده است.
همینکه انسان دارای مقام امکانات مختلف و ابعاد مختلف وجودی است، عملاً در گذرگاه انتخاب قرار میگیرد. به همین جهت در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» بحث شد که انتخاب، ذاتیِ وجود انسان است.
حرکت جوهری را باید با دقت مطالعه کرد تا این نوع اشکالات در دل آن رفع شود. زیرا آنچه در «حرکت جوهری» مطرح است تبدیل قوه به فعل میباشد و این غیر از حرکت به معنای رفع موانع حضور و حاضرشدن در مرتبه حضور برتر است. آنجا بحث حضور در حضور است و این ربطی به حرکت جوهری ندارد.
به هر حال ملاحظه میفرمایید که معارف گرانقدری در «حکمت متعالیه» نهفته است که دقیقاً جواب نیازهای معرفتیِ این زمان میباشد و باید با همت زیاد و دقت فراوان در آن وارد شد تا معلوم شود حتی «وحدت وجود» در نسبت حضور حق با حق، با «تشکیک وجود» در نسبتِ حضور حق با خلق، قابل جمع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نتیجهی درک «بودن»ِ خود آن میشود که قرآن در وصف مؤمنین فرمود: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً» چون با امر لغو و بیهودهای روبهرو شدند، خود را همسنگِ آن افراد که چنین اعمالی را انجام میدهند، نمیکنند. ۲. فکر میکنم کتاب «بدایة الحکمة» از علامه با شرح آقای امینینژاد بتواند در نظم ذهنیِ لازم کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشتهباشید که اهل کرامت غیر از اهل توحید میباشند. اهل کرامت با قوای جسمی و تمرکزهای روحی بعضی از کارها را انجام میدهند ولی اهل توحید مثل مرحوم سید علی قاضی طباطباییها مسیر تحقق ارادهی الهی را فراهم میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده مستجابالدعوه نیستم، روسیاهی هستم که حتماً در مورد جنابعالی دعا خواهم کرد. پیشنهاد بنده آن است که در هر روز طبق روایتی که برای رفع مشکلات داریم ۲۱ مرتبه «آیت الکرسی» را قرائت کنید.
دعای هفتم صحیفه سجادیه دعای خیلی مهمی است. در روایت داریم امام سجاد (علیه السلام) هر وقت امر مهمی برایشان پیش میآمد یا مشکل حادی پیش میآمد یا غم و غصه و فشارهای روحی و جسمی و ظاهری و دنیایی داشتند، در تلاطم و فشارهای روزگار که برای همه پیش میآید، این دعا را میخواندند و این دعا برای حل معضلات و مشکلات و غمها، مشکلات اقتصادی و تنگی سینه و غم و غصه خیلی مؤثر است. مرحوم سید علی آقا شوشتری فرمودند: حضرت صدیقه طاهره (س) این ختم را تعلیم فرمودند و بسیار مجرب است. چون به شدت و بلیه ای مبتلا شدی با حضور قلب، ۱۰۰۱ مرتبه آیه کریمه «رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَ أَنتَ أَرحَمُ الرّاحِمِینَ» را با خضوع و خشوع و تضرع بخوانی، نجات خواهی یافت.
مرحوم انصاری لاهیجی که از شاگردان مرحوم قاضی هستند، میگفت: روزی از ایشان پرسیدم که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه در امور دنیوی و چه در امور اخروی، و در بنبست کارها به چه ذکر مشغول شوم تا گشایش یابم؟ در جواب فرمودند: «پس از پنج مرتبه صلوات و آیةالکرسی، در دل خود (بدون آوردن به زبان) بسیار بگو: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تَشاء» تا ان شاء الله گشایش یابد. ایشان فرمودند: من در مواقع گرفتاریهای صعب و مشکلات لاینحل به این دستور عمل کردم و نتیجههای عجیب گرفتم.
آیت الله العظمی شبیری زنجانی فرمودند: به چند واسطه از مرحوم آقا سید مرتضی کشمیری نقل است که ایشان هم از حضرت بقیه الله نقل کرده اند که برای رفع مشکلات، این دعا خوانده شود: «یَا مَن إذا تَضَاَیَقَتِ الاُمُورُ فَتَحَ لَها باباً لَم تَذهَب إلیه وَهمٌ، یا اَرحَمَ الرّاحمین»
آیت الله سید عبدالکریم کشمیری معتقد بودند که در زمان هجوم گرفتاریها و مشکلات، قرائت سوره و یا ذکری به نیت هدیه به امام جواد (ع) بسیار مؤثر و مجرب است.
همچنین ایشان می فرمودند: هرگاه برای من مشکلی پیش می آید یک سوره «یس» به بابا رکن الدین هدیه می کنم و به این امر سفارش می کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوهای در سایت هست با این آدرس http://lobolmizan.ir/leaflet/1304/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D8%A7%D8%A6%D8%B1-%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AA
إنشاءاللّه میتواند کمککار باشد. التماس دعا. موفق باشید
