باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند: «اول قدم آن است که او را یابی / دوم قدم آن است که با او باشی». روی این نکته فکر کنید راهی که در کسب معارف شروع میشود نیاز به صبر و پایداری دارد و در این مسیر، خود به خود حالِ انسان خوب است و موانع نمیتواند قدرت چندانی داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماده در ذات خود محدودیت دارد مثل عدد که عدد 1 غیر از عدد 2 میباشد ولی اینطور نیست که عدد در یکجایی به انتها برسد، بلکه هرچقدر جلو بروید باز امکان جلورفتن هست، برعکسز عالَم مجردات که در ذات خود چنین نیستند و به این معنا، کثرت در آنجا راه ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر صحت زیارت جامعهی کبیره را بپذیریم، تمام مضامینی که در روایات مذکور هست در آن زیارت به صراحت مطرح شده 2- اصلاً بحث سند روایات در میان نیست، عقل متوجه است که عالَم بدون انسان کامل محقق نمیشود و لازمهی انسان کامل چنین صفاتی است تا آنجا که شما در زیارت جامعه خطاب به اولیاء معصوم اظهار میدارید: «بکم فتح اللّه و بکم یختم» آیا مقامی بالاتر از این قابل تصور است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در عین اینکه این دو علم نسبت به همدیگر بیارتباط نیستند، و بحمدلله در سالهای اخیر علم روانشناسی به سوی مباحث معرفت نفس و به طور کلی به سوی تفکرات فلسفی توجه و شیفت داشته است؛ با اینهمه و در هر حال نباید فراموش کرد روانشناسی یک علم تجربی است و در نسبت با عکسالعملهای بدن نسبت روح را با بدن بررسی میکند و نباید از این نکته غفلت کرد و روانشناسی را در فلسفه جستجو نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. امروز در تاریخی هستیم که تفسیر المیزان بیشتر جواب میدهد و در کنار المیزان، از تسنیم کمک باید گرفت. ۲. مجمعالبیان همانطور که از اسم آن مشخص است به واقع، تفسیر نیست تا تکلیف ما را در نسبت با آیات و سور، مشخص کند بلکه جناب طبرسی زحمت زیاد کشیدهاند و نظرات مختلف را ذیل آیات به میان آوردهاند که کار با ارزشی است و چنانچه ملاحظه کنید مرحوم علامه طباطبایی در این رابطه از آن اثر، استفاده کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ راهی که راه سلوکی باشد و غیر از راه اخلاقی است، سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» است تا جان انسان در معرض إشراقی قرار گیرد که خداوند بر قلب او متجلی کرده است. به این موضوع فکر کنید. عرایضی در بحث سورهی «فتح» شده، خوب است به صوت آن توجه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید با تفکر و تعقل نسبت به حقایق، راهِ احساس آنها را میتوان با عبادت هموار کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» با فلسفه و عرفان نهتنها مشکلی نداشتند، بلکه در این اواخر، گورباچف را دعوت به آنها نمودند. آری! خود عرفان و حکمت، کاری میکند که انسان متوجه میشود نباید مشغول این علوم شود بلکه باید با بصیرتی که از حکمت و عرفان میگیرد، به بالاتر از آنها سیر کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟!! مگر نه اینکه خدا بسیار توبهپذیر است و توبهکنندگان را دوست دارد؟ زیرا انسان با رجوع به حضرت ربّ العالمین، راهِ استقبال پروردگارش را به سوی خود میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل، مشکلِ بسیاری از مردم در این دنیا است و ریشه در خودبینهای دنیای مدرن دارد و باید به طلوع جهان دیگری فکر کرد غیر از این جهان. باید بدانیم اگر بخواهیم از دین خود بهرهی لازم را ببریم، باید دوگانگیِ بین خود و دیگران را که ما را از نظر به خوبیهای آنها محروم کرده، تغییر دهیم. و رابطهی صحیح با دیگران به ظهور نمیآید مگر آنکه متوجه باشیم با این رابطههای غیر صحیح، عملاً از دستورات و برکاتِ قرآن محروم میشویم همانطور که به تعبیر قرآن یهود و نصاری از برکات استفاده از تورات و انجیل و از اقامهی آن به جهت عدم تحملِ «غیر» محروم شدند. آنجایی که خداوند میفرماید: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ» (68)/ مائده) ملاحظه میکنید که علت ناتوانی اهل کتاب از عدم اقامهی تورات و انجیل آن است که در مقابل وَحی محمدی «صلواتاللّهعلیهوآله» نهتنها خاضع نشدند بلکه طغیان و کفرشان افزوده شد. این خطر در مورد ما نیز هست که در مقابل سخنِ حق دیگران، وجوهِ انسانی آنها را در نظر نمیگیریم. به هر حال همینکه مسلمانند و به قول شما نمازخوان و هیئتی هستند، کافی است که با روحیهی گشاده و دلگرمکننده با آنها برخورد شود. در این مورد پیشنهاد میکنم نسبت به دعای شریف «مکارم الاخلاق» مأنوس باشید.
بسیاری از مردم از رویارویی با «دیگری» دوری میکنند ولی با دیگری تنها راه همزیستی خردمندانه، درک عمیق دیگری و وقوف به محدودیتهای خویش و در پیشگرفتن منش گفتگو است. بسیاری از مشکلات انسانی راه حلی جز تغییر نگاه به «دیگری» ندارد. هر کوششی برای حذف دیگری به خشونتی مضاعف منتهی میشود. باید در صدد یافتن الگوی مناسب زیستن با دیگری باشیم. بیش از هرچیز باید قرارگرفتن در کنار دیگری را پذیرفت. و این است تاریخی که باید طلوع کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اُنس با متون دینی به عنوان ذکری است که افقی از حقیقت را در مقابل ما بگشاید. باید با این رویکرد به قرآن و ادعیه رجوع کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره پس از چهل سال باید بتوانیم با بازخوانی نسبت به آنچه گذشت بیابیم چگونه باید اسلام را ارائه داد که ضعفهای گذشته از ما سر نزند و سعی کنیم به جای آنکه رنگ مردم اکنون زده به خود بدهیم با سعهی صدر و علم کافی مردم را تعالی ببخشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفاتی که مربوط به نفس ناطقه است به جهت تجرّدی که دارند عین ذاتش میباشند. به همان معنایی که برای خداوند قائلیم که صفات او عین ذات اوست. این که گفته میشود اتحاد بین عالم و معلوم هست در همین رابطه میباشد که نمیتوان علم را به معنای حقیقی عارض بر نفس یا ذات انسان دانست. هر چند در مباحث منطقی این کار را میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که قرآن میفرماید: «خُلِق الانسان ضعیفاً» و از آنجایی که ضعیفبودن بد نیست و ضعیفماندن بد است، هرکس به نحوی ضعفهایی دارد که باید در مسیر زندگی و از طریق اعمال و افکار، جبران کند. به نظر بنده دنبالکردنِ مباحث «معرفت نفس» خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. به یاد دارم که مرحوم علامه در جمعبندی میفرمایند الفاظ قرآن حادث است، ولی حقیقت آن از شئونات الهی است و قدیم میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر روحتان تحمل آن را ندارد تعداد آن اذکار را کم کنید و گرنه به زحمت می افتید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر راهی جز همان اخلاق فاضله که علمای اخلاقی همچون ملا احمد نراقی در کتاب شریف «معراج السعاده» در مقابل ما گشودهاند، راهی هست؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با پدیدهی مجردی روبهرو باشیم، از یکطرف ثابت است و تحت تأثیر حرکتهای مادی قرار نمیگیرد و از طرف دیگر، چون محدودیتهای مادی مثل زمانمندی و مکانمندی را ندارد، به این معنا بینهایت میباشد. و انسان از آن جهت که طالب خداوند است، طالب بینهایت کمالات میباشد. پیشنهاد میگردد کتاب «ذه نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» در این رابطه مطالعه شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وضو به عنوان طهارت ظاهر می تواند زمینهای باشد تا به حکم تبعیت باطن از ظاهر، باطن نیز راحتتر پاک باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «خویشتن پنهان» عرض شد درست است که نفس ناطقه در ذات خود نه زن میباشد و نه مرد، ولی همینکه در دورهی جنینی بدنی را که یا زن است و یا مرد، انتخاب میکند و تدبیر مینماید؛ نشان میدهد که در هر صورت از این جهت تفاوتهایی بین روح زن و روح مرد هست. موفق باشید
