باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به گفتهی شهید مطهری در کتاب ارزشمند «عدل الهی» نظام جهان، ذاتیِ جهان است. مثل آنکه بین رفتن و رسیدن، رابطهی ذاتی است و لذا اگر خداوند خواست رسیدنی را در نظام جهان ایجاد کند، رفتنی را محقق میکند. و در این رابطه است که میتوان گفت اگر خداوند بخواهد عضوی را که از بین رفته است بهوجود آورد، شرایط آن را که دورهی جنینی است باید بهوجود آورد. با اینهمه نباید از نقش معنویت و تقوا در تحقق امور غافل بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفاتی که مربوط به نفس ناطقه است به جهت تجرّدی که دارند عین ذاتش میباشند. به همان معنایی که برای خداوند قائلیم که صفات او عین ذات اوست. این که گفته میشود اتحاد بین عالم و معلوم هست در همین رابطه میباشد که نمیتوان علم را به معنای حقیقی عارض بر نفس یا ذات انسان دانست. هر چند در مباحث منطقی این کار را میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «صلوات بر پيامبر صلى الله عليه وآله؛ عامل قدسى شدن روح» که بر روی سایت هست، عرض شده که هر اندازه امت پیامبر که پارهی جان پیامبرند، رشد کنند برای آن حضرت ترفیع حاصل میشود و صلواتهای امت نیز برای آن عزیزان موجب ترفیع، و برای ما عامل ارتباط روحیِ بیشتر با آنها میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! حضرت استاد به جهت مشکلات جسمی که داشتند و نمیتوانستند افراد را بپذیرند، به تهران رفتند. إنشاءاللّه خدا خودش نسیمی از نور وجود اولیاء را به قلبتان میوزاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مگر دشمنان اسلام اجازه دادند که ائمه«علیهمالسلام» برنامههای خود را از جمله در شهرسازی شروع کنند؟! 2- همینکه تجربهی تمدن مدرن، امروزه با گسست روبهرو شده در حالیکه تمدنی است در اوج استفاده از عقل مستقل بشر از خدا، امید رجوع به عقل قدسی زیاد است همچنانکه کماکان شاهد آن هستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحی در جهان اسلام ظهور میکند که همه به سوی فرزند رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» رجوع خواهند کرد. شاید بتوان گفت انقلاب اسلامی بیدارباشی جهت آن رجوع باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر امام صادق «علیهالسلام» هر روحی دو هزار سال قبل از بدن خلق شده. به این روایت فکر کنید که حضرت صادق «علیهالسلام» میفرمایند: «أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ «علیهالسلام» وَ هُوَ مَعَ أَصْحَابِهِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَنَا وَ اللَّهِ أُحِبُّكَ وَ أَتَوَلَّاكَ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع كَذَبْتَ قَالَ بَلَى وَ اللَّهِ إِنِّي أُحِبُّكَ وَ أَتَوَلَّاكَ فَكَرَّرَ ثَلَاثاً فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ «علیهالسلام» كَذَبْتَ مَا أَنْتَ كَمَا قُلْتَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْأَرْوَاحَ قَبْلَ الْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ ثُمَّ عَرَضَ عَلَيْنَا الْمُحِبَّ لَنَا فَوَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ رُوحَكَ فِيمَنْ عُرِضَ فَأَيْنَ كُنْتَ فَسَكَتَ الرَّجُلُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ لَمْ يُرَاجِعْه» مردى نزد امير المؤمنين «علیهالسلام» آمد و آن حضرت با اصحاب خود بود، آن مرد به آن حضرت سلام كرد و عرض كرد: به خدا من ترا دوست دارم، و پيرو توأم، امير المؤمنين «علیهالسلام» به او فرمودند: دروغ مىگوئى. گفت: به خدا به راستى من دوستت دارم و پيرو توأم، تا سه بار تكرار كرد و امير المؤمنين «علیهالسلام» فرمودند: تو دروغ مىگوئى، تو چنان كه مىگوئى نيستى، به راستى خدا ارواح را دو هزار سال پيش از بدنها آفريده و سپس دوستان ما را به ما عرضه داشته، به خدا من روح تو را در ميان كسانى كه عرضه شدند نديدم، تو كجا بودى؟ آن مرد در اين هنگام خاموش شد و به آن حضرت مراجعه نكرد.
در خبر داریم آن فرد ابنملجم بوده است. روایت فوق حکایت از آن دارد که روحها قبل از بدن، شخصیت خود را انتخاب کردهاند که چه جایگاهی در دنیا داشته باشند. البته و صد البته به همان دلیل که موجودِ مختاری هستند، هر لحظه میتوانند در شخصیتی که برای خود پذیرفتهاند و مطابق آن انتخابهای خود را انجام دادهاند، تجدید نظر کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «رهروِ پیغمبرانی، ره سپر / طعنهی خلقان همه، بادی شمر». إنشاءاللّه به سعهای میرسید که این حرفها که ادامهی پوچی خودشان است را به چیزی نمیگیرید و قصّهی شما قصّهی کسانی باید باشد که خداوند در وصف آنها میفرماید: «وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً»(فرقان/۷۲) و كسانىاند كه گواهى دروغ نمى دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مىگذرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر واژهشناسی، واژهی «امام» به معنای رهبر است به همین جهت به آقای امام موسی صدر هم این عنوان داده شد. ولی اگر بحث اصطلاح در فرهنگ شیعه باشد، سخن ایشان درست است که مسلّم است وقتی گفته میشود امام موسی صدر و یا امام خمینی، منظور به اعتبارِ معنای آن واژه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امکانِ زردالو که امری است لااقتضاء نسبت به وجود و عدم، ذاتیِ زردآلوست و خداوند است که به آن وجود میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری با توجه به همین اشکالات اثر نفیس «عدل الهی» را تنظیم کردند. متأسفانه آقایان آن طور که شایسته است تلاش نمیکنند تا اندیشههای خود را بپرورانند، وگرنه خیلی راحت غیرِ منطقیترین سخنها، برایشان قابل پذیرش میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در ذهنم هست که مرحوم آیت اللّه شجاعی در سه جلد کتاب «مقالات» خود برای ذکر عام، عدد قائل نیستند و ذکر «لا إله إلاّ اللّه» از اذکار عام است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم منظور شما از سوفسطاییگری و ایدهآلیست چیست؟ به هر حال انسان متوجه میشود معرفت او از خارج، معرفتی لغو و بیهوده نیست و به دنبال آن است که مبنای آن معرفت را بیابد. به نظر میرسد بهترین نگاه برای یافتن آن معرفت چیزی است که جناب صدرالمتألهین فرموده است. آیا کسی را می شناسید که سخن دیگری در این رابطه داشته باشد تا ما را نسبت به ارتباط وجود ذهنی و وجود خارجی و ارتباط با «واهب الصور» آگاه کند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت عیسی «علیهالسلام» میفرمایند: «يا بَني إسرائيلَ قَلْبُ كُلِّ إنسانٍ حَيثُ مالُهُ، فَاجْعَلُوا أمْوالَكُم فِي السَّماءِ تَكُنْ قُلُوبُكُم فِي السَّماءِ» اى بنىاسرائيل! قلب هر انسان آن جاست كه مال او در آن جاست، پس اموالتان را در آسمان قرار دهيد تا دلهاى شما در آسمان باشد. - که البته مراد اموالِ سماوى علوم و معارف و اعمال صالحه است كه عامل تجليات الهيه و سعادت ابديه مى باشد - و مال، مال ناميده نشد مگر بدين جهت كه دلها بالذّات به سوى آن ميل مى كند و آن را مى پرستد. پس مال، مقصود اعظمِ معظم در دلهاست، زیرا به آن احتیاج هست ولی مالِ حقیقی که همان علوم و معارف الهی و اعمال صالح است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بد نیست کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که به چنین مواردی نیز اشاره دارد، مطالعه فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در روایات داریم ائمه «علیهمالسلام» میفرمایند اگر به صورت انسان محشور شوید ما شما را در سایر امور شفاعت میکنیم؛ میتوان برداشت کرد بدین معنا شفاعت در برزخ نباشد، ولی کسی که رویهی خود را در همهی امور، رجوع به امام معصوم قرار داده است در برزخ هم به کمک همین رویه مورد عنایت قرار میگیرد و از مشکلات آن عالم میگذرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نکتهی بسیار خوبی است این نکته که میفرمایید 2- این یک امر طبیعی است که در عالم ماده که حرکت هست، ماده به صورتش ماده است و در این رابطه حتماً تغییر در میان خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میرسد این یک برداشت ذوقی است که در جای خود ارزشمند است. ولی در نگاه تفسیری مثل کاری که علامه طباطبایی در المیزان انجام میدهند، چنین ورودی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کار خوبی است 2- در مقدمهی کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» عرایضی شده است مبنی بر آنکه باید سعی کنیم فضای محاورهای حفظ شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بحمداللّه متوجهی مقصد روایت در هر دو وجهی که فرمودهاید، شدهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان هر فرهنگ اشارات خاصی را با خود به همراه دارد. اگر فرهنگی سختْ سطحی و تحریفشده باشد، زبان آن فرهنگ نیز پوچ و بیمحتوا است، مثل زبان روزنامهها در این تاریخ. و چون زبان عربی در زمان حضرت علی«علیهالسلام» دارای اشارات بسیار متعالی بوده است و از محدودهی عبارات قالبی بالاتر آمده، آن زبان را مدّ نظر سؤالکننده قرار دادهاند و اگر امروز از آن حضرت آن سؤال میشد، ایشان زبان فارسی و زبان آلمانی را نیز در کنار زبان عربی قرار میدادند و زبان انگلیسی را در زمرهی زبانهای بیمحتوا که به سختی میتواند به حقایق الهی اشاره داشته باشد، متذکر میشدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی کسی زیباییهای وحی الهی را ننگرد و بگردد تا ضعفی در آن بیابد و به تمسخر بگیرد، چیزی برایش باقی نمیماند. پس وای بر او! که همهچیز را از دست داده است. این آدم مشغول دنیا خواهد شد و همین زندگی زودگذرِ دنیا را جاودانه میپندارد و هر روز نگران پایانیافتنِ چیزی است که او از پایانیافتنش در اضطراب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوبی است مگر آنکه افراد بدانند چنین حضورهایی برای بعضیها پیش آمده. ولی آنچه انسان را رشد میدهد حضوری است که از طریق معارف الهی برای انسان پیش آید. موفق باشید
