بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: دو سوال از خدمتتان داشتم. ۱. دختر من امسال به تکلیف رسیده. خدا را شکر روزه ها را کامل گرفته ولی نماز خواندن خیلی برایش سخت است. همه جوره هم بهش گفته ام آیا رهایش کنم یا راهکار دیگری دارد؟ ۲. استاد من مشاور مدرسه هستم. الان می بینم اکثر اولیایی که در مقاطع مختلف به من مراجعه می کنند شاکی از این هستند که بچه هایشان بسیاری از مسائل جنسی را در مدرسه یاد گرفته اند. حالا با این شرایط آیا وقت آن نرسیده که مثل زمان کشف حجاب، بچه ها در خانه آموزش ببینند و به مدرسه نروند تا این اوضاع مدارس سر و سامانی یابد. چون واقعا اوضاع مدارس خوب نیست حتی در ابتدایی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تا آن‌جا که ممکن است کمکش کنید تا نمازش رابدون هرگونه مستحباتی که در نماز هست، انجام دهد البته دعوا کارساز نیست ولی قهر موقت، بد نیست. ۲. به هر حال فرزندان ما باید به نوعی از ایمان و آگاهی مجهز شوند تا از این فتنه‌ها بگذرند. عقب‌نشینی شرط کار نیست. موفق باشید

23895
متن پرسش
با سلام: جناب استاد در گفتگوی جنابعالی با آقای دخانچی به نظر می رسید نقدهای شما در کتابهایی مثل مدرنیته و توهم درباره غرب بر جای خود باقی است بیشتر مساله شما در مواجهه با غرب است که ما چگونه با غربی با این خصوصیات که کاردش تا استخوان همه رسیده مواجهه شویم که در عین حالی که منفعل نباشیم اثر گذار هم باشیم. درست برداشت کردم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. غرب، به معنایِ فرهنگِ پشت‌کرده به حقیقت و گرفتارِ پوزیتیویسم و سوء استفاده‌کننده از علم، یک غرب است که همان مدرنیته و توهم می‌باشد. و غرب به معنایِ عقلِ تکنیکی که هایدگر متذکر آن است و معتقد است آن عقل، گرفتار «گِشتل» شده؛ غرب دیگری است. غربِ عقلِ تکنیکی مربوط به این تاریخ است و ما باید در آن حاضر شویم و در آن سهیم گردیم که بحث آن مفصل است. عرایضی تحت عنوان «جایگاه تمدن نوین اسلامی در این تاریخ»  خواهم داشت. موفق باشید

23455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می خواستم نظر شما را در مورد آقای مسیحا برزگر که آثاری در مورد عرفان دارند بدونم آیا ایشان و آثارشان قابل اعتماد است یا نه؟ با تشکر از شما ان شاءالله موفق و سلامت باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:اطلاعی از آثار ایشان ندارم. موفق باشید

22566
متن پرسش
با سلام: وقتی در خودشناسی تاکید به پرداختن به درون و باطن شده است. سوال می شود که مگر نه اینکه ظاهر و باطن همه از اوست. و من واقعی اوست. حول و قوه از اوست. پس سوال کننده کیست؟ پاسخ دهنده از درون کیست؟ اینجا دوگانگی بوجود می آید. اگر وحدت وجود به یگانگی او اقرار می کند. اگر هر کسی در عالم امر و باطن کامل است، پس این همه جستجو برای چیست؟ اگر عاشق و معشوق خود اوست، درد عشق چیست؟ پس چه کسی جستجو می کند؟ چه کسی می یابد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بین تکوین و تشریع تفاوت قائل بود. آری! اگر از نظر تکوین همه‌چیز به نحوی مظهر حق و حقیقت است از نظر تشریع، ما نسبتی خاص با هرچیز داریم و در این رابطه است که چیزی برای ما حرام می‌شود و چیزی حلال، تا به مرور حجاب‌های بین ما و حضرت حق برطرف شود. موفق باشید

22323
متن پرسش
سلام: در برابر مسخره کنندگان و عیب جویان باید چه کار کنیم؟ آرامش و فکر و خیال انسان را بهم میریزن، قطع ارتباط کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با آرامش و طمأنینه شرایط آماده بود که به آن‌ها تذکر بدهید، این کار را بکنید وگرنه به حکم «اذا مرّوا باللغو مرّوا کراما». خیلی توجهی به آن‌ها نکنید و خودتان را مشغول جدال با چنین افرادی ننمایید. موفق باشید

22166
متن پرسش
سلام علیکم استاد جان طاعات مقبول درگاه احدیت. شهادت امام موحدین علی علیه السلام تسلیت. استاد من با توفیق الهی تا جلسه ۹ ندای بی صدای انقلاب اسلامی را گوش کردم. خیلی سعی کردم با قلبم بفهمم و هواس حیوانی را کنار بزارم نمیدونم چقدر موفق شدم. نکاتی به ذهنم رسید. اولا: موقع شهادت حججی تو قلبم احساس کردم خیلی زیاد منم مشتاق شهادتم نه من بلکه خیلی از دوستان و آشنایان انگار آتشی بود که از قبل روشن بوده هنوزم روشنه بلکه بیشترم شده. ثانیا: تو قلب هم سن سالای من یا کوچکتر یه گرایشی به عدالت هست که اصلا نمی تونند ازش خارج بشن (من تو بزرگتر ها خیلی کم دیدم یا اصلا نیست) که این عدالت داره از ظرفش لبریز میشه و خدا بداد اینایی که ناعدالتی می کنند برسه (نمونه بارزش تکنوکرات ها و لیبرال های داخلی هستن که به امید خیر رساندن دارن کاملا شرشونو به ملت و دنیا میرسونند و این نکته را بگم که شر به خودشون میرسونند مثل کار شیطان که باعث عبور از خودشون میشه و رسیدن به خدا منجر میشه. ثالثا: یه نور خیلی قوی تو قلبم هست که میخوام برم اسراییل و با اسراییل بجنگم و اعتقاد راسخ به این دارم که دشمن ترین مردم به خدا و امام زمان (عج) همین ملعون ها هستن و فکر می کنم خدا هم همین را میخواد که ان شاءلله بزودی اتفاق می یوفته. استاد با توجه به ایکه جبهه کفر که تمام قد در حال حاضر مقابل ما ایستاده و طبق نظر شما هم خدا هم قطعا همین رو میخواد اما خیلی ها از جمله خود ما بچه های مذهبی هم احتمال داره ریزش کنیم چون واقعا وضعیت دود آلود است. پیشنهاد شما برای این طیف از دوستاداران ولایت و امامت و رهبری چیه؟ ممنون میشم. لطفا اگه امکانش هست خصوصی جواب بدین. ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رفقای وِلایی متوجه‌ی جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی بشوند و توجه کنند خداوند در این تاریخ با انقلاب اسلامی بنا دارد صحنه‌هایی را به‌وجود آورد که در آن صحنه‌ها استکبار با همه‌ی قدرت و ادعایش، خوار گردد سعی می‌کنند به بهترین نحو خود را در مقابل جبهه‌ی کفر قرار دهند و این نحوه حضور در جبهه‌ی انقلاب اسلامی را از آنِ خود کنند. موفق باشید  

21703

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: لطفا در خصوص علل طلاق و راهکار عملی پیشگیری از آن راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این  مورد جناب آقای دکتر بانکی به صورت کارشناسانه مطالب را دنبال کرده‌اند. خوب است که به نظرات ایشان رجوع شود. موفق باشید

20756
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد رهبر معظم در کرمانشاه فرمودند: همه مردم به قدر وسعشان به کرمانشاه کمک کردند چرا که پیروزی در جنگ را مدیون کرمانشاهیان می دانند جناب استاد در میان این همه مردم و دوست و آشنا و غریبانه که در شهر ما کمک کردند. حتی با ماشین شخصی اجناس را بردند حتی یک نفر را هم ندیدم که اصلا به مسئله پیروزی در جنگ و نقش کرمانشاه و این چیزها فکر کند حتی خود من که عاشق دفاع مقدس و رهبرم هستم اصلا به مخیله ام چنین چیزی خطور نکرد. مردم بر اساس حس انسانی کمک کردند اگر هر شهر دیگری که اصلا نقشی در جنگ نداشت بود مردم همین کار را می کردند. پس چرا رهبر چنین می گویند که عده ای بگویند ببین رهبر از همه چیز استفاده برای اهداف خودش می کند. واقعا به نظر شما این مردم به خاطر نقش کرمانشاه در جنگ به زلزله زده ها کمک کردند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» متذکر امر قابل توجهی شدند تا اگر افراد از آن غافل بودند متوجه شوند. این یک روش اخلاقی است که بتوانیم نیّت‌ها را تصحیح و متعالی کنیم. موفق باشید

19732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جمعی از جوانان اعم از طلبه، معلم، کارمند، دانشجو و... قصد کار تشکیلاتی در سطح شهرستان داریم لطف می فرمایید راهنماییمان کنید تا سر لوحه کار خود قرار دهیم. ممنون و متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم سیر مطالعاتی بر روی سایت به عنوان محور فکری رفقا کارساز باشد. موفق باشید

18817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در جواب سوالی به پرسش ۱۸۷۹۵ ارجاع فرموده بودید. در پرسشها این شماره روی سایت پیدا نکردم. شماره های قبل و بعد هستند. در پناه حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب این سؤال قبلاً به جهت قسمت دوم سؤال که در این‌جا حذف کردیم به صورت شخصی به ایمیل‌تان ارسال شد. موفق باشید این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع عین ثابته را باید در مباحث عرفانی دنبال بفرمایید و چون سؤال‌کنندگان محترم بر آن مبنا سؤال می‌کردند و بحث را می‌شناختند، در همان حدّ جواب داده می‌شد ولی با این جواب‌ها، اصلِ مطلب به‌دست نمی‌آید. موفق باشید

23688

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. با توجه به اینکه عین ثابته هر شخص در علم خدا می خواهد و قابلیت موجود شدن در فلان رحم را دارد آیا این صحیح است که اگر از شخص بارداری پرسیدند پسر دوست داری یا دختر بگوید هرچه خدا بخواهد؟ چون در این صورت خواست خدا همان انتخاب عین ثابته هست؟ ۲. برای رضای خدا نهی کردن افراد از صفت بدی که خودمان به آن مبتلا هستیم صحیح است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حتی اگر بپرسند پسر دوست داری یا دختر، می‌تواند بگوید هرچه آن جنین که رحم مرا انتخاب کرده است، دوست دارد. ۲. آری! با این توجه که به نور اولیاء معصوم متذکر شویم. یعنی بگوییم ائمه «علیهم‌السلام» چنین می‌گویند، تا شخصیت ما با ذهنیتی که ممکن است از ما داشته باشند در میان نباشد. موفق باشید

23673

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا: ببخشید می خواستم نظرتون رو در مورد انتخاب اسم فرزند و ارتباط آن با عوالم دیگر بفرمایید؟ و چقدر باید به عرف بودن یا نبودن و تأثیراتی که امروزه می گویند بر فرزند می‌گذارد و مثلاً اسم برخی از معصومین را در هر زمان به نوعی می گویند که عرف نیست و قدیمی است و اسم های خداوند رو هم که می گویند نباید بگذاریم و یا اسم های ملائکه مقرب خداوند و غیره اهمیت داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه در فرهنگ دینی به ما توصیه شده است، مهم می‌باشد و نه نظر مردم. ولی باید به شخصیت فرزند هم توجه داشت که بعداً که بزرگ شد از نامِ خود خوشش بیاید. موفق باشید

23530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد بزرگوارم: استاد در رابطه با سوالی که از شما درباره کتاب های آقای محمدرضا حدادپور جهرمی پرسیده بودم و شما فرمودید که مطالعه نکردید و از بنده پرسیدید که این کتاب ها چه نکاتی دارد می خواهم عرض کنم که این کتاب ها رو یک طلبه ای به نام آقای محمدرضا حدادپور جهرمی می نویسند. ایشون پرونده های سوخته وزارت اطلاعات رو که الان سوخته رو به صورت رمان کرده اند و موضوعاتشان غالبا سیاسی است. برای مثال کتابی با عنوان «نه» درباره جنایت های اسرائیل و صهیونیست و تربیت جاسوس و تغییرات ژنتیکی در افراد مسلمان تمام دنیا می باشد. یا کتابی با عنوان «تب مژگان» درباره فرقه ضاله بهاییت می باشد که چطور در عمق جامعه نفوذ کرده اند و چطور عضو گیری می کنند و چطور فعالیت می کنند و ... و مابقی کتاب های ایشون که الحق و الانصاف آدم رو جذب میکنه و آدم می ماند که واقعا این اتفاق ها دارد میفتد؟ کتاب های دیگر ایشان مانند «حیفا» یا «حجره پریا» که درباره خانم های طلبه است که کار سیاسی می کنند و یا کتاب های دیگر ایشان. یکی از کارهایی که این کتاب می کند روشنگری درباره این مسائل می باشد. و بنده تقاضا می کنم که استاد بزرگوار شما خود اگر امکان دارد مطالعه بفرمایید و نظر خودتان رو درباره این کتاب ها بفرمایید که جدا نظر شما برای حقیر خیلی مهم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور که می‌فرمایید کار خوبی است و باید از ایشان به خاطر این‌کار تشکر کرد. اما اجازه دهید بنده کارهایی که فکر می‌کنم در اولویت هست، دنبال نمایم. موفق باشید

23205
متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل و گرامی: احتراما، یکی از دوستانم در آلمان یک کانال مذهبی در تلگرام برای اعضای مسجدی در آلمان تاسیس کرده، با توجه به نزدیک بودن میلاد حضرت عیسی (ع) می خواهد مطالبی از عیسی (ع) در کانالش بگذارد. لذا لطفا مطالبی بفرمایید تا در این کانال و سایت خودم گذاشته شود. تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت عیسی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «يا بَني إسرائيلَ قَلْبُ كُلِّ إنسانٍ حَيثُ مالُهُ، فَاجْعَلُوا أمْوالَكُم فِي السَّماءِ تَكُنْ قُلُوبُكُم فِي السَّماءِ» اى بنى‌اسرائيل! قلب هر انسان آن جاست كه مال او در آن جاست، پس اموال‌تان را در آسمان قرار دهيد تا دل‌هاى شما در آسمان باشد. - که البته مراد اموالِ سماوى علوم و معارف و اعمال صالحه است كه عامل تجليات الهيه و سعادت ابديه مى ‏باشد - و مال، مال ناميده نشد مگر بدين جهت كه دل‌ها بالذّات به سوى آن ميل مى‏ كند و آن را مى‏ پرستد. پس مال، مقصود اعظمِ معظم در دل‌هاست، زیرا به آن احتیاج هست ولی مالِ حقیقی که همان علوم و معارف الهی و اعمال صالح است. موفق باشید

23188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوالی فرمودید وقتی موجودی ناقص باشد، جسم دارد و چون خدا کامل است، جسم ندارد. بنابراین  لازم نمی‌اید که خداوند جسم را به موجودی داده باشد، همان‌طور که شوری نمک مربوط به مرتبه‌ی ناقص آن موجود است و لذا لازم نمی‌آید که خداوند شور باشد. آیا مثل ماست به اینکه من دستم نیستم ولی نه این است که آن در سیطره ی من نباشد خداوند شور نیست ولی او شوری را بر اثر مرتبه ی وجودیش که در علم خداست در این جایگاه خلق کرده است. مگر این نیست که همه چیز چه ناقص چه جسم و چه روح و همه چیز که اصلا بتوان به آن ماهیت بودن داد از خداست ولی در مراتب مختلف به گونه ای متفاوت شکل گرفته است شوری به جهت شور بودن کامل است ولی نه اینکه بخواهیم این مرتبه ی کامل بودن را به کامل بودن خداوند وصل کرد و خداست که شوری را خلق کرده است نسبت به هر چه خوانده بودم تا حالا گیج گیج شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیاز است بحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن را دنبال بفرمایید. «برهان صدیقین» را در کتاب «از برهان تا عرفان» که بر روی سایت هست می‌توانید در اختیار بگیرید و شرح صوتی آن نیز بر روی سایت هست. موفق باشید

22102
متن پرسش
با عرض سلام و قبولی طاعات: استاد گرامی در کتاب «خویشتن پنهان» جایی فرمودید که نفس ما بدن رو خودش می سازه این یعنی که کسی که معلوله خودش اون رو خواسته و ساخته؟ یا هر نقص دیگری؟ اگر خواسته پس چرا الان توان تحملش رو گاها نداره؟ با احترام. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان در دوره‌ی جنینی بدن مناسب خود را می‌سازد. حال اگر در آن شرایط روح انسان با موانعی روبه‌رو شود که نتواند همه‌ی اعضای خود را بسازد، در ساختن بعضی از آن‌ها ناتوان می‌شود. موفق باشید

21568
متن پرسش
سلام علیکم با احترام: مرحوم سید هاشم حداد (موسوی) رضوان الله تعالی علیه می فرمایند «تو که از دست مردم فرار می کنی برای آن است که اذیت آنها به تو نرسد یا اذیت تو به آنها نرسد؟ صورت دوم خوب است نه صورت اول. و صورتی بهتر نیز هست و آن اینکه خود و آنها را نبینی. سؤال: لطفاً بفرمائید در خصوص صورت سوم چگونه می شود در روابط با مردم، خود و دیگران را ندید؟! راهکار عملی چگونه است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه توحیدی، به آن معنا که آن‌چه در عالم جریان دارد مشیت الهی است، تنها وظیفه‌‌ی ما نسبت به افراد در میان است، و نه نظر به خودمان و نه نظر به دیگران. موفق باشید

21361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: در شرح بیت «به می سجاده رنگین کن» حاج آقا نکته ای گفت که اگر پیر مغان که پیر پیران هست و منظور انبیا و ائمه هستند که معصوم اند سالک باید بدون چون و چرا عمل کند مثل داستان خضر علیه السلام ولی اگر یکی از اولیا که جزء مغان محسوب می شوند نه پیر مغان بگوید چون معصوم نیست نباید عمل کرد چون ظاهرش خلاف شرع است مثلا _ البته مثال را من میگم _ اگر مرحوم قاضی علیه الرحمه دستوری داد که خلاف شرع بود مثل همین مثال حافظ ما ملزم به عمل نیستیم به نظر شما این تفکیک درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا صحت هر کشفی را باید بر اساس کشف انسان‌های معصوم معین کرد. موفق باشید

20480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و برکات خدا از طرف من بر شما باد: استاد گرامی و بزرگوار من دوستی دارم که ۳۱ سال دارد و سال هاست در مسیر سیر و سلوک هست اما بدون استاد عبادات شرعی خودش را انجام می دهد خالصانه و شکر خدا هیچ انحرافی ندارد در این مسیر یه چیزی هایی روحا بهش افاضه شده مثلا شب های قدر چند سال مثلا در یکی سوره طارق به عدد فلان یا دعای نور خانم فاطمه زهرا سلام الله به عدد فلان و یا ذکر رکوع و سجده به تعداد چهارده مرتبه در نمازهای واجب ميگه روحا نمی تونم تا ذکر رکوع و سجده را تا چهارده نگفته ام بلند شوم و توانایی ندارم سرم را بلند کنم بخاطر این نماز جماعت ها را با جماعت نمی خونه من گفتم اشتباه هست و حدیث راجع نماز جماعت داریم قرار شد از شما بپرسم و دیگر اینکه از حدود دو سال قبل بعضی وقتها یه موجی می گفت من را می گیره که انگار یکی از دهنش حرف بد می زنه بی اختیار یا یه دفعه بهش گفته که سیگار خواهم کشید این را میگه شاید جنی چیزی بوده باشد به یکی که در سیر و سلوک تقریبا نه کاملا استاد بوده گفتند برو رفته ایشان گفته این کار من نیست از دستم بر نمی اید یعنی شاید پیش قوی تر از من برو به محض اینکه دوستم را دیده بوده گفته بود در گردن یک غسل میت هست دوستم می گفت یادم افتاد درسته چیزی بدین مضمون ایشان در قم بوده اند. الان چه توصیه ای برای دوستم دارید برای این دو مشکلش؟ مشکل من هم این هست که خدای تعالی از سر تفضل علم حصولی عرفان نظری را روزی کرده شاید تمامش را، خودتان می دانید که هیچ هست بدون عرفان عملی، مشکل شوق دارم. والحمدلله رب العالمین. با تشکر فراوان از شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- در عبادات باید سلوک خود را مطابق سیره‌ی امامان معصوم جلو برد و اعتناء به آن القائاتی که می‌گوید مثلاً 14 مرتبه باید آن ذکر را گفت؛ نباید کرد 2- به نظر می‌آید با مطالعه‌ی کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در مورد قسمت دوم سؤال، نکات خوبی برایتان روشن می‌شود. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

20277
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده کتاب از برهان تا عرفان و همچنین چند کتاب فلسفی دیگر را نیز خوانده ام و ابدی و ازلی بودن واجب الوجود را قبول دارم. در عبارت: «اگر واجب الوجود نقص داشت پس نیازمند می شود و اگر نیازمند شد پس دیگر واجب الوجود نیست» 2 مشکل دارم: 1. ممکن است مثلا چیزی نقص داشته باشد ولی نیاز به رفع آن چیز در خودش احساس نکند و نخواهد نقصش را برطرف سازد. 2. چرا واجب الوجود نیازمند نیست؟ من فقط برایم اثبات شده که وجود او ازلی و ابدی است و خالق ممکن الوجود نیز هست. (یگانه بودن آن نیز برایم اثبات نشده چون کامل بودن آن برایم اثبات نشده)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برهان صدیقین روشن می‌شود واجب‌الوجود عین وجود است و از آن‌جایی که عین وجود، عین کمال است پس واجب‌الوجود هیچ نقصی و نیازی ندارد. موفق باشید

17201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: دو سئوال از محضر منورتان دارم: 1. از آنجایی که مقام معظم رهبری سبک زندگی اسلامی را به دو بخش تقسیم کرده اند و فرموده اند که در بخش حقیقی آن پیشرفت چندانی نداشتیم و از طرفی هم حضرتعالی در جزوات این را تاکید کردید که باید ریشه بابی کرد و تاکید ویژه داریدکه باید نظام «قضایی» ، «اداری»، «آموزشی» از نو بازسازی شود هنوز بنده آن چنان که باید ملتفت نشدم. البته یک بار دیگر از جنابعالی در خصوص نظام اداری پرسش کردم که ارجاع دادید به خطبه نهج البلاغه اما پیرامون نظام قضایی و آموزشی منظور شما را خیلی درک نکردم لطف کنید توضیح دهید و اگر نوشتاری از خویش یا دیگران موجود هست معرفی کنید و احیانا اگر نوشتاری نیست سعی کنید کلیات نظام سازی را اگر مقدور هست مفصلا مرقوم نمایید. 2. استاد به نظر شما بهتر و افضل این است که برای تدبر در قرآن و روایات آن کریمه ها را یادداشت کنیم یا می توانیم از نرم افزارهای که روی تلفن همرا نصب می شود استفاده کنیم؟ با سپاس، ببخشید دوباره مزاحم شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوه ی "علوم انسانی؛ عبور از مدرنیته، نظر به اسماء الهی" در مورد نگاه بنیادین به سبک زندگی شده است 2- همان طور که روایت مشهور پیامبر متذکر می شود یادداشت کردن نقش مهمی در فهم و نگه داری آیات و روایت دارد. موفق باشید

8258
متن پرسش
سلام استاد عزیز. روزگاری بود که جایگاه والای این انقلاب را نمی‌دانستم و هر ناعدالتی در هرگوشه و کناری و هر مقام و مسئولی را به کلیت نظام مربوط می‌دانستم اما به حول و قوه‌ی الهی و مدد روشنگری‌های شما، نور این اانقلاب را می بینم و آن ناعدالتی ها را ضعف و بی توفیقی برخی در همگون شدن با اهداف این انقلاب میدانم. اگرچه سال‌ها به لطف خدای تبارک و تعالی و بدون تلاشی، در درون قلبم محبتی ویژه نسبت به رهبری عزیز احساس می‌کردم اما اکنون به کمک تحلیل مواضع ایشان، می دانم که اسلام ناب است که از این حلقوم بیرون می آید و آقا ذخیره خداوند برای دنیای ظلمت بار امروز بوده است...استاد؛ خدا می‌داند سال‌هاست به هر جان کندنی دلم می‌خواهد در راه دوست قدم بردارم و اکنون به اینجا رسیده ام که می‌دانم خدا از من چه می‌خواهد و من از زندگی چه....اما استاد؛ نمی‌دانم این دل هرجایی چرا به هر محبتی به سمت غیر کشیده می شود... دوسال پیش بود که عمیقا عاشق کسی شد؛ این دل لامذهب ما را کشت ، در آن دوره غیر، داشت می نشست جای خدا و من خود، به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود.... توفیق شد رفتم حرم امام رضا علیه السلام و در دامنش زار زدم که آقا به دادم برس، مرا رها کند، خلاصه به شهرمان برگشتیم و محبوب به اصرار برایمان قرار ملاقاتی گذاشت(برای اولین بار) مانده بودم بروم یا نروم و استخاره کردیم؛ آمد که برو... رفتم جلسه در کمال احترامات و رسمی در رستورانی شلوغ برگزار شد و ...استاد به لطف خدا فردای آن روز محبوب مرا فحش باران کرد و به قدری مرا کوبید و حال این نفس را گرفت که ساعت‌ها اشک ریختم و البته شکر خدا را می‌کردم که این فرد این‌قدر تحقیرم کرد تا جل و پلاس محبتش از قلبم بیرون ریخته شد؛ نمی‌دانید چگونه مات عنایت امام رضا شدم.... دل ما صاف شد و چسبیدیم به سیر خودمان و بهره گیری از راهنمایی‌های شما و سرخوش بودیم تا این‌که.... سروکله‌ی کس دیگری پیدا شده و انگار می‌خواهد دل ما را زیر و رو کند و عامدانه مرا به سوی خودش بکشد؛ می‌فهمم که او به من دلباخته است و می‌خواهد مرا هم شریک این عشق کند و ابراز کند... نمی‌دانید چه دربه دری می‌کشم؟! استاد از یک طرف خودم چندسال است که دل در گرو مهرش دارم ولیکن به شدت مهار کردم این عشق را و خوشحال بودم که من عشقنی و کتمنی و... الآن نفسم خوشحال است که سودای شعله شدن این عشق از خاکستر قلب محبوب هم سرزده و نمی‌خواهد این توجه را از دست بدهد و از طرف دیگر عمیقا دنبال جلب محبت خدا هستم و دیگر دیوانه شده‌ام؛ میان این خاک و افلاک...استاد چه کنم؟چه خاکی به سرم بریزم....؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این‌که در چنین شعور ارزشمندی نسبت به انقلاب و رهبری قرار گرفته‌ای و رابطه‌ات با حضرت ثامن‌الأئمه«علیه‌السلام» روبه‌راه است خیلی خوب است. همان‌طور که مولوی می‌گوید: «عاشقی گر زین سر و گر زان سر است.... عاقبت ما را به آن سو رهبر است» بالاخره دل بعد از مدتی سراغ خانه‌ی محبوب اصلی را می‌گیرد، ولی در مورد این سرک‌کشیدن برای دیدن شعله‌هایی که از خاکستر آن قلب ظهور کرده، همان‌طور که متوجه‌اید باید خوددار بود و آسایش و آرامش خود را در زیر سایه‌ی رب‌العالمین جستجو نمود تا خداوند هرچه را خواست خودش پیش بیاورد. موفق باشید
6402
متن پرسش
چرا امام خمینی به سید احمد اقا که برای ایشان سیستم خنک کننده درست کرده بودند در حالی که مردم عادی هم از این سیستم استفاده می کردند, فرمودند شما می خواهید مرا جهنمی کنید ؟ این برای من هضم نشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح بزرگ حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در صدد است که تا آن‌جا که ممکن است از رفاه و رفاه‌زدگی خود را آزاد کند. موفق باشید
35909
متن پرسش

سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات و زیارات، ممنون میشم نظرتون رو درباره متن زیر بدونم و نکات تصحیحی و تکمیلی رو بفرمایید.
یا رب الحسین علیه السلام اشف صدر الحسین علیه السلام بظهور الحجه علیه السلام
چهل گام در اربعین
 ۱. در اربعین؛  تمام «من»‌ها، یک «من» می‌شود و آن هم «منِ» امام است. هر منی که در امام فانی نباشد، منیّت است و محکوم به هلاکت.
۲.  در اربعین؛ می‌آموزی که همه خواسته‌ها، احساسات و ظهوراتت باید یا از امام باشد یا به سوی امام، حتی خوردن و آشامیدنت...
۳. در اربعین؛ تن‌های شیعیان چون براده‌های آهنی هستند که به سمت مغناطیس امام جذب می‌شوند. و این انجذاب ناشی از شیفتگی قلب‌ها به امام است.
۴. در اربعین؛ «خود راه بگویدت که چون باید رفت»...
۵.  در اربعین؛ خادم و زائر چون آیینه‌هایی‌اند که گرچه مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند اما  فقط تصویر صاحب جمال را نشان یکدیگر می‌دهند... حسین... حسین... حسین.
۶. در اربعین؛ می‌یابی که اگر امام طبیب دلت باشد، نسخه و دارویت جدا از هم نیستند.
۷. در اربعین؛ می‌یابی که  این تو نیستی که می‌روی، می‌برندت. «گر میروی بی‌حاصلی، ور می‌برندت واصلی، رفتن کجا! بردن کجا!! توفیق ربّانی‌ست این».
۸. در اربعین؛ عالی‌ترین مقامات عرفان برای عموم، دست یافتنی می‌شود، مثل دیدن وحدت در کثرت. کسی چه می‌داند! شاید یکی است که این‌همه به ظهور آمده  یا این‌همه است که فقط یکی را نشان می‌دهد.
۹. در اربعین؛ قدم‌ها نیز وسعت می‌یابند. این یک قدم نیست که رو به امام می‌رود، هر قدم شامل هزاران گامی است که حسرت بوسیدن این خاک را داشته و به صاحب قدم، التماس دعا گفته‌اند.
۱۰. در اربعین؛  زمین کربلا وسعت می‌یابد، و هر قلبی که خود را به ارض کربلا رسانده است این وسعت حضور را حس خواهد کرد. یک نفر، همه می‌شود و همه، یک نفر... امام.
۱۱. در اربعین؛  خود را مرکز عالم می‌یابی. گویی همه عالم گرد نقطه‌ای که تو ایستاده‌ای می‌چرخد. چه جای عجب است، که به قطب ملکوت یعنی امام نزدیک شده‌ای و زمین نیز حول خورشید امام در گردش است.
۱۲. در اربعین؛ مریم وار در طوف امام خویش به عبادت مشغولی و رزق آسمانی در جایگاه عبادتت، طریق الحسین، نازل می‌شود. ناظرانی که تو را می‌بینند خواهند پرسید: «انّی لک هذا؟» و تو خواهی گفت: «هی من عندالله.» آری! روزی‌ها از دامنه وجودی امام است که بر ما جاری می‌شود. از ما، طواف امام، از امام، روزی رساندن...
 ۱۳. در اربعین؛ می‌یابی که چگونه وقتی دنبال موسی باشی از آسمان برایت «مَنَّ وَالسَّلْوَى» نازل می‌شود. معیّت با ولی الله همان و معجزه دیدن، همان...
 ۱۴. در اربعین؛  می‌یابی که اگر در مدار امام باشی اعمال زمینی‌ات هم آسمانی می‌شود، حتی خوردن.
 ۱۵. در اربعین؛ پرده غیبت امام کنار می رود وگرنه چگونه ممکن است این همه مهربانی و ایثار به تجلی در آید؟! ۱۶. در اربعین؛  می یابی برای رسیدن به امام، بلکه به خدای امام، باید خود را در چشمه مهربانی شستشو دهی.
 ۱۷. در اربعین؛ از سویی تواضع به زائر را تواضع به امام می‌دانی و می‌یابی و از دیگر سو خود را سفیری از جانب امام می‌یابی برای تشکر از خدّام. آیینه‌ای دو وجهی هستی که از یک وجه، نور امام را می‌گیرد و از وجهی دیگر نور امام را متشعشع  می‌کند.
۱۸. در اربعین؛ همه می‌کوشند تا شکوفه لبخند بر لبان دیگران بنشانند، همین و بس. درست مثل لبخند رضایت امام. «اللّهُمَّ ارْزُقْنا».
 ۱۹. در اربعین؛  اسفار اربعه عرفا را می‌توانی بچشی. این چهار سفر  عبارتند از: ۱. سفر «من الخلق الی الحق» یا به اختصار سفر الی الحق، زائر از خلق بریده و به حق رو می‌کند. ۲. سفر «من الحق الی الحق فی الحق» یا به اختصار سفر فی الحق، زائر در خلوت خویش به تفکر و سلوک فردی پرداخته و با امام خویش نجوا می کند. ۳. سفر «من الحق الی الخلق بالحق» یا به اختصار سفر الی الخلق، زائر از عزلت خویش بیرون آمده و خدام و دیگر زائران را می‌بیند. ۴. سفر «من الخلق الی الخلق فی الخلق بالحق» یا به اختصار سفر فی الخلق. زائر در خدمت زوار در آمده و در سلوکی جمعی زمین را به آسمان متصل می کند. آری! انتهای این مسیر خادم الحسین شدن است.
 ۲۰. در اربعین؛ کوچکترین کارها قدر پیدا کرده و بزرگترین می شوند. چرا که مبداء و مقصد عمل، امام است. «إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه...»
 ۲۱. در اربعین؛ بیشتر از آنکه به منفعت خویش بیندیشی به خدمت مطلوب‌تر همت می‌گماری. این همت برای خدمت رسانی به رضایتی درونی و ماندگار ختم می شود. برخلاف آموزه هایی که طلبکاری را حق دانسته و دیگران را فقط برای رسیدن به منافع خود می‌بینند و نتیجه اش نیز جز خشم یا افسردگی نمی باشد.
 ۲۲. در اربعین؛ همه جاده یک نقطه است، نقطه‌ای که تو ایستاده‌ای. کسی  نه احساس سبقت می‌کند، نه جاماندگی. مگر جز این است که قطره‌ها چنین حسی نسبت به هم دا رند؟
 ۲۳. در اربعین؛ می یابی که راه خدا از امام می گذرد و راه امام، از خلق.
 ۲۴. در اربعین؛ نفوذ نگاه و ثبات قدم حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» را می‌بینی که امتداد یافته است. چه جای تعجب که قدمی خالصانه هزاران قدم شود؟ و مگر نه این است که خدا اجر محسنان را ضایع نمی‌کند به حکم: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» بلکه بیشتر.
 ۲۵. در اربعین؛ رنج و لذت، معنی می‌یابد. هرچیزی که از امام، برای امام و بسوی امام نباشد، رنج است و هرچیزی که از امام، برای امام و بسوی امام باشد، لذت.
 ۲۶. در اربعین؛ غدیرِ نهضت اباعبدالله الحسین «علیه‌السلام» ظهور یافت؛  «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي». اکمال و اتمامِ شهادت حسین «علیه‌السلام» و یارانش، با جوشش خون آن‌ها در قلوب شیعیان ظاهر شد.
 ۲۷. در اربعین؛ جهان شمول می‌شوی، چرا که کشش قدمهایت با طپش‌های قلب امام تنظیم می‌شود. و امام، قلب عالم است.
 ۲۸. در اربعین؛ از دریچه نگاه زینب کبری «سلام‌الله‌علیها»، عالم را می‌بینی که: «مَا رَأَیْتُ إِلاّجَمِیلاً».
 ۲۹. در اربعین؛  می‌یابی که:  رضایت به داشتن نیست،  به امام داشتن است.
 ۳۰- در اربعین؛ جایی برای جاماندگی باقی نمی‌ماند. جامانده کسی را گویند که یا دیر می‌فهمد یا دیر اقدام می‌کند.  دل‌های مشتاقی که از ماه‌ها قبل در انتظار سفری ملکوتی‌اند، جا نمی‌مانند هرچند محدودیت عالم خاک زنجیر به پایشان بسته باشد، «بُعد منزل نبود در سفر روحانی». اینان همان «دل‌دادگانند» و نه «جاماندگان».
 ۳۱. در اربعین؛ آمده‌ای که به امام خود بگویی:  اگر خاکی شوم،  اگر خسته شوم،  اگر گرسنه شوم، اگر تشنه شوم، اگر مجروح شوم،  اگر، اگر، اگر... باز هم شرمنده تو و خاندان پاکت هستم. و شرمندگی، علامت عشق است.
 ۳۲. در اربعین؛ دنیایت قبل اربعین و بعد از آن  عوض می‌شود. گرچه در یکی شوق وصال است  و در دیگری خوف فراق، اما این شوق و خوف، شعاعی از جمال و جلال امام اند که نقطه ملاقاتشان، طریق الحسین است و فروغی از رخ ساقی است که به جام دلت تابیدن گرفته و تو را چنین میانه میدان به رقص واداشته است.
 ۳۳. در اربعین؛ می‌یابی که وقتی عقل، عاشق  شود، می‌توان مناسبات عالم را تغییر داد.
 ۳۴- در اربعین؛ معنای فنا و بقا را خواهی یافت. رنج‌ها می‌گذرند و فراموش می‌شوند و تنها خاطرات آسمانی‌اش می‌مانند و روز بروز بیشتر می‌درخشند. «کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبِّک ذوالجلالِ والاکرامِ».
 ۳۵. در اربعین؛ خلوت را در جلوت می‌یابی و جلوت را در خلوت. مناجات با خدایت را در خدمت به زائر می‌جویی و رابطه‌ات با زائران را همان رابطه با خدا می‌بینی. به مقام جمع رسیدن، طی‌کردنِ ره صدساله‌ای است که در طریق الحسین می‌شود یک شبه طی کرد.
 ۳۶. در اربعین؛ شهدا را زنده‌تر از همیشه می‌یابی. چه می‌گویم؟ گویا خودت زنده شده و آنها را می بینی. اگر بساط «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونی» آنها پهن نبود، این همه مائده آسمانی از کجا می‌آمد؟!
 ۳۷. در اربعین؛ نفس واحد را خواهی یافت. همان وجه مشترک خلقت همه انسان‌ها، حسین را می‌گویم. از این روست که گویی با همه آشنایی و همه، یکی هستند.
 ۳۸- در اربعین؛ معنای حرکت جوهری را خواهی دانست. مگر نه این است که جوهر و ذات ماده، حرکت است و تمام بودن ها به شدن ها ختم می شود و همه قوه ها به فعلیت؟ زمین به مرکزیت طریق الحسین بستر فعلیت یافتن قوایی است که با رسیدن به کمال یا همان امام خویش، آرام می‌گیرد. این یعنی: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْض». آری! گویی طریق الحسین، زمین دیگری است.
 ۳۹. در اربعین؛ برهان صدیقین را مرور می‌کنی. آنانکه پا در این طریق می‌گذارند، با قدمهای استوار، قامت‌های برافراشته، نگاه‌های نافذ و قلبهای مشتاق خویش چنین برهانی را اقامه می‌کنند که مگر می‌شود این امواج معرفت وایمان و شور و شوق و شعور و عشق به اقیانوس بیکران علم و ایمان وصل نبوده و از آن برنخاسته باشد؟ مگر جز صدیقین می توانند چنین ایمان و معرفتی را نه از خود بلکه شعاعی از خورشید وجود امام بدانند؟ «اللّهُمَّ اجعَلنا مَعَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا..»
 ۴۰. در اربعین؛ به انتظار طلوع خورشیدی هستی که ظهر عاشورا غروب کرد. پیوند اشک و لبخند نمایانگر ایمان توست به ظهور امام موعودی که روشنایی‌ها و زیبایی‌های اربعین، فقط پرتوی از تابش وجودش در عصر ظهور است. باش  تا صبح  دولتش  بدمد کاین همه از نتایج سحر است، به همان معنای «انتظار» و «وارستگی».

 

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ما و این‌همه جهانِ گشوده اربعینی، آن هم در تاریخی که انسان‌ها تنها در خانه تاریک خودشان به‌سر می‌برند، حتی وقتی با وسایل سریع دنیای جدید هرجا که می‌خواهند می‌توانند باشند. ولی عجیب است با این‌که همه جهان بر خط است، هرچه بیشتر در تنهایی تاریک خود در هیچ جایی نیستند. سخن اصلی بنده پس از تجربه اربعینیِ این سال، این است که اگر تا دیروز معتقد بودم هرکس در انقلاب اسلامی و در مقابله با استکبار حاضر نیست، در هیچ جایی حاضر نمی‌باشد و عملاً در هیچ جهانی جای ندارد؛ امروز در همان راستا باید عرض کنم اگر در این زمانه در دل انقلاب اسلامی، این اربعین را «فهم» نکند، در هیچ جهانی حاضر نیست، زیرا جهان امروزینِ آخرین بشر و بشرِ آخرالزمانی، حضور در نهایی‌ترین جهان است که این یعنی درکِ نهایی‌ترین ایثار خدّام و حضور در تاریخِ نهایی‌ترین وجه انسانی بین سیل انسان‌هایی که آمده‌اند یگانگیِ همدیگر را تجربه کنند.
به این فکر کنید که انسان آخرالزمانی هرچه می‌تواند از بستر هستی خود که عین اتصال به خالق هستی‌ها است، اندیشه‌های تازه که مطابق روح نهایی‌ترین انسان است می آفریند، نه آن‌که به مطالبی بپردازد که باور به آن‌ مطالب آسان باشد ولی در آن مطالب جواب نهایی‌ترین طلب حاضر نباشد.
باید متوجه بود؛ انسانِ آخرالزمانی، انسانی است که از سیطره اندیشه‌های معمولی که امکان تردید در آن‌ها هست، رهایی یافته تا با اصل‌ترین اصل‌ها روبه‌رو شود که آن انسانیت کامل است، انسانیتی که بالاتر از آن ممکن نیست و این یعنی اولیای الهی در نمادهایی همچون علی«علیه‌السلام» و سیدالشهداء«علیه‌السلام»، و لازمه چنان حضوری عبور از هر آن چیزی است که در آن توهّمات ساخته ذهن پنهان است، حضوری که مانع می‌شود تا انسان در گرداب نومیدی و انکار فرو غلتد. حضوری که این روزها می‌توان در حرکت اربعینی آن را تجربه کرد و از آن به بعد با آن حضور در همه زندگی به‌سر برد، در دل تذکرات چهل‌گانه‌ای که مطرح فرموده‌اید.
رخداد اربعینیِ این سال‌ها، پنجره‌ای شده برای آن‌که ما شیعیان، به‌خصوص ما ایرانیان، تا جهان مدرن را درست بفهمیم، جهانی که تا دیروز با نوعی شیفتگی به آن می‌نگریستیم. در حالی‌که امروز متوجه شده‌ایم جهان در وضعیت جدیدِ خود بیرون از ایران نیست و آینده جهان به نقش ایران در بستر انقلاب اسلامی پیوند خورده است و در این راستا و با توجه به این حضور، مردم ما در پیاده‌روی اربعینی حاضر می‌شوند که نوعی آمادگی است برای حضور در نظم جهانی پیش رو. امری که رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم سیستان و بلوچستان با تأکید بیشتر، متذکر آن شدند که «دشمن در دشمنی و نقشه‌کشی خود جدّی است، ما هم در مقابله با دشمن به شدت جدّی هستیم.»  موفق باشید       

 

 

24675
متن پرسش
سلام و خدا قوت: بنده کتاب های شما رو بخوبی مطالعه کرده و عمیقا تحت تاثیر قرار گرفته ام. خصوصا کتاب هایی مثل از برهان تا عرفان، معرفت نفس و حشر و.. که یک‌ فضای فلسفی-عرفانی برای مخاطب ایجاد می کنند. با شیوه ی زندگی علما، حالات عرفانی و زندگی سراسر توحیدی آن ها آشنایی نسبی دارم و حظّ معنوی می برم. خلاصه اینکه نمازهای یومیه (و حتی بعضا نماز شب) را با قلب می خوانم‌ و حالات معنوی بسیار خوب و وصف نشدنی به من دست می دهد. مشکل اینجاست اگه چند وقتی فرصت مطالعه نباشه (مخصوصا ایام مدرسه) و کارهای روزمره غلبه کنند گویا دچار کَثَراتی می شوم که شما از آن در سخنرانی ها یاد می کنید. در نتیجه همه ی آن حالات معنوی و نماز شب و... از یادم می روند که قابل قیاس با حالات اولی نیستند. فرد کاملا معمولی شده و بسیار معذب می شوم. لطفا راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر ما آن باید باشد که در فعالیت‌ روزمرّه هم، «دست در کار و دل با یار» باشد. موفق باشید

نمایش چاپی