بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25350

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: محضر استاد عزیز عرض ادب و پوزش بابت تصدیع اوقات دارم: ریشه درخت توت همسایه در منزلمان سبز و به درخت کاملی تبدیل شده بود که هم باعث اذیت مادرم بود و هم در جای نامناسبی رشد کرده بود. زمستان سال گذشته تمام شاخه های آن را بریده و پای آن نفت ریختم. از دفتر آقای مکارم استعلام گرفتم گفتند: قطع آن اشکالی ندارد. اما با توجه به مباحث معرفتی که در محضر حضرتتان کسب کرده ام ناراحتم. چرا که مظهری از مظاهر را خشکانده ام. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ریشه‌ی آن درخت بیجا تشریف آورده بودند در خانه‌ی شما، مثل خروس بی‌محلی که بی‌جا می‌خواند. «مرغ را بینی که ناهنگام آوازی دهد/ سر بریدن واجب آید مرغ بی هنگام را». موفق باشید

24615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدا بر شما استاد گرانقدر: سوال بنده این است که آیا سجده ی یونسیه به عدد ۴۰۰ بار، برای خانم ها هم جایز و مفید است یا اینکه عدد آن برای خانم ها متفاوت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم تفاوت داشته باشد ولی با روح و روحیه‌ی خودتان مطلب را بررسی کنید که فشاری بر روح‌تان نیاید. موفق باشید

 

24077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: طاعات شما مورد قبول حق. من تقریبا از سال ۸۳ با مباحث شما آشنا شدم و تا پارسال مطالب شما را دنبال می کردم، تا اینکه یک روز خدمت شما عرض کردم که احساس می کنم فقط به قرآن و نهج البلاغه نیاز دارم و شما این را مبارک دانستید، اما این مربوط به شش ماه پیش هستش و من نه تفسیر ادامه دادم و نه نهج البلاغه را، علتش اینه که از درون مدام به خودم مهیب می زنم چرا بعد از این همه سال احساس می کنم عقایدم و باورهایم تثبیت نشده، این حس وسوسه انگیز نیست این حرف رو بر اساس امتحانات الهی که مواجه میشم بخوبی لمس کردم خواهش می کنم بفرمایید برای تثبیت عقایدم که همه را از شما دارم چکار کنم؟ آیا مطالب از اول شروع کنم؟ ممنون میشم راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکلی در تثبیت عقاید ندارید. بیشتر از طریق قرآن و روایات و عبادات شرعی آن عقاید را منوّر و عمیق می‌توانید بکنید. موفق باشید

23907

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالی را پرسیده بودم که جوابش برایم نیامد، دوباره می فرستم نظرتون در مورد این مطلب که از استاد حکیمی نقل شده را بیان کنید: «ملاصدرا هم از کتاب اسفار اربعه استغفار کرد» علامه محمدرضا حکیمی در گفت‌گو با سالنامه شرق: «ارزش دین به دو چیز است؛ تربیت و معرفت که جامع آن حکمت است و حکمت از طریق غیر وحی محال است. آنها که فلسفه را به حکمت برگرداندند آگاهانه یا ناخودآگاه خیانت کردند. حکمت علم استوار است و خاص قرآن. خود ملاصدرا اواخر عمر کتاب کوچکی دارد به نام «الحکمه العرشیه» که آن را پس از اسفار نوشته است. او در آن از اسفار نام برده و از این اثر فوق‌العاده و ستودنی خویش استغفار می‌کند و می‌گوید: خدایا در کتاب مطالبی است که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند. جمله او خبریه است نه شرطیه. نمی گوید اگر در کتاب مشکلی بود من استغفار می‌کنم، می‌گوید چنین چیزی هست و استغفار می‌کنم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال شماره‌ی ۲۳۸۳۲ جواب داده شد. موفق باشید

23900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سم الله الرحمن الرحیم سلام: خدا قوت خدمت شما پدر معنوی. خدا از شما راضی باشد اینقدر وقت صرف ما می کنید. می‌بخشید استاد گرامی متاسفانه جواب سوالات به ایمیلم نمیاد شاید مشکل از سایت هست چون ایمیلهای دیگر سایتها را دریافت می کنم اما از این سایت ایمیل جوابش نمیاد. ایمیل دیگری هم امتحان کردم اما متاسفانه باز از این سایت جوابها نمی آید. اگر جواب را باز هم مثل گذشته در سایت قرار بدید تا من ببینم متشکر میشم. کد سوال من ۲۳۸۶۹ بود متاسفانه جوابش را دریافت نکردم. و الحمدلله رب العالمین. اجرتان با صاحب و آقا و سرپرست و پدر حقیقیمان صاحب الزمان باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالی از شما دریافت نشده است. بفرمایید سؤال‌تان چه بوده؟ موفق باشید. بفرمایید سوال این بود: می‌بخشید استاد گرامی متاسفانه جواب سوالات به ایمیلم نمیاد اگر جواب را باز هم مثل گذشته در سایت قرار بدید تا من ببینم متشکر میشم. و الحمدلله رب العالمین. اجرتان با صاحب و آقا و سرپرست و پدر حقیقیمان صاحب الزمان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چیزی در رابطه با این سؤالات به نظرم نمی‌آید تا نسبت به جواب آن ورود کنم. بیشتر نسبت به جواب سؤالاتِ عقیدتی شاید بتوانم عرایضی داشته باشم. موفق باشید

23782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد. از سال نود و یک که مشکلات زندگیم بسیار زیاد شد و همچنان ادامه دارد خداوند به وسیله بحثهای شما منو سرپا نگه داره وگرنه نمیدونم چطور میتونستم ادامه بدم. واقعا دستتون درد نکنه. خدا اجر جزیل بهتون بده. ازتون التماس دعا دارم استاد. در تفسیر عرفانی آیه «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا» فرموده اید،به این فکر کن که اگر زکریایِ روح آدمی که در عین عباداتِ طولانی هنوز به رزقی نرسیده که جان او را اشباع کند، ناگاه خداوند با مریمِ جان خود او را روبه‌رو می‌کند، که وَجهِ لطیف جان اوست و در آن‌جا رزق‌هایی می‌یابد که دیگر نسبت به آینده‌ی وجهِ معنوی خود عقیم نخواهد بود. چنین تفسیر زیبایی از قران رو در کدام کتاب تفسیری میتونم مطالعه کنم؟ ای کاش خودتون برای حداقل بعضی سوره ها چنین تفسیرهای زیبایی مینوشتین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه عرض شد، تحت عنوان تفسیر انفسی مشهور است. تفسیری که در بازار تحت عنوان «تفسیر محیی الدین» از انتشارات «بیدار» هست، که البته مربوط به جناب عبدالرزارق کاشانی است، تفسیری انفسی است. نمی‌دانم به فارسی ترجمه شده‌است یا نه ولی تفسیر خوبی است. موفق باشید

21677
متن پرسش
سلام: در عبارت «المعروف من الموت هو عباره عن قطع تدبیر النفس عن مرتبه الحس و النمو ای المرتبه الحیوانیه و النباتیه لا عن المعدنیه» منظور از «لا عن المعدنیه» چیست؟ اینکه ارتباط روح با بدن معدنی قطع نمی شود یعنی چه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره روح دارای بدن است منتها با بودن بدن عنصری، در خفاست و با عبور از بدن عنصری، ظهور می کند همچنانکه با عبور از بدن برزخیف بدن قیامتی ظهور می کند. موفق باشید

20489
متن پرسش
سلام علیکم: امتحان در مورد ملائکه صادق است؟ بعضی روحانیون می گویند قضیه سجده ملائکه به آدم امتحان ملائکه هم بوده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً این حرف‌ها معنا نمی‌دهد. زیرا فرشتگان ابعاد مختلفی ندارند تا از طریق امتحان، بخواهند بُعدی را بر بُعدی ترجیح دهند. در مورد آن‌ها قرآن می‌فرماید: «و ما منّا إلاّ و له مقام معلوم» یعنی هرکدام از ما مقام معلوم و ثابتی داریم. موفق باشید

19202
متن پرسش
سلام استاد: در کتاب ادب عقل و خیال و قلب اشاره فرمودید که برای تربیت عقل روی کتابهای برهانی و امثال کتابهای ملاصدرا برنامه ریزی بشود و برای تربیت خیال روی کتابهای مولوی و حافظ کار شود برای تربیت قلب چه کنیم؟ تربیت قلبی خیلی سخت است. بنده خودم به شدت به یکی از بستگانم کینه دارم هر چه تلاش می کنم تا این کینه از دل من برود نمی شود چه کنم؟ و خیلی صفت های بد دیگر. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه اُنس با حضرت حق و شوق عبادت را در خود بیشتر کنیم، بیشتر قلب به اصلاح، گرایش می‌یابد. موفق باشید

19075

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعد از دیداری که حضرت آقا با کنگره بزرگداشت حاج آقا نور الله نجفی (رحمة الله علیه) داشتند این چنین شایع شده بود که حضرت آقا در حین مقالات با شما عبارتی به این مضمون فرموده بودند که ما کتاب های شما را دیده ایم (و خلاصه به نحوی کتاب های شما را تائید کرده بودند)، با توجه به اینکه این مطلب را صرفا شنیده ایم و منبع موثقی در کار نبوده، می خواستیم بپرسیم آیا صحت دارد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً این‌طور نبود. بنده بعضی از کتاب‌ها را به ایشان تقدیم کردم و عرض کردم جهت آن‌که جنابعالی خوشحال شوید که به سخنان شما بی‌محلی نشده است و بعضاً کتابی یا کتاب‌هایی در آن راستا نوشته شده؛ این‌ها را به جنابعالی تقدیم می‌کنم. موفق باشید

18996
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز دو سوال از خدمتتان داشتم. اول اینکه من چند کتاب از کتابهای زیبای شما را مطالعه کرده ام. در کتاب اخیری که مطالعه می کردم این سوال برایم پیش آمد که شما فرمودید که روح اولین مخلوق خداوند است و طبق تعریفی که از امر و خلق داشتید فرمودید که خلق ایجاد در زمان است و امر ایجاد خارج از زمان، و در آیه ای از قرآن خداوند می فرماید: «قل روح من امر ربی» حال سوال اینکه روح که از عالم امر خداست و امر هم که مبری از زمان است پس روح مبری از زمان است، حال چطور این جمله را درک کنم که روح اولین مخلوق است در حالی که مخلوق در زمان است؟ دو اینکه در سایتها فیلمی دیدم که گویا شما چند سال پیش در برنامه از تلویزیون گفتگویی داشتید در مورد یکی از کتابهایتان،آیا الان هم چنین برنامه هایی را دارید؟ آیا امکان داره روزی در برنامه کاریتان باشد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نیست اولین مخلوق از نظر زمانی، اولین مخلوق باشد، بلکه از نظر رتبه و شرافت نسبت به خالق خود متأخر است و با تجلیِ نور حقْ موجود است بدون تأخر زمانی، مثل رابطه‌ی حرکت انگشتر به وسیله‌ی حرکت دست که حرکت انگشتر تأخر زمانی ندارد 2- برنامه‌ی «گره» با مصاحبه‌گریِ جناب آقای دخانچی شکل گرفت که انسان فرهیخته و مطلعی است و آن هم بالاخره با رودربایستی پذیرفته شد. موفق باشید 

16791
متن پرسش
سلام: گاهی که اخباری از فساد اقتصادی می شنوم خیلی ناراحت می شوم، به حدی که اعصابم خرد می شود و خیلی برایم تلخ و منزجر کننده است. آیا حال من در این مواقع طبیعی است؟ اگر نه چه کار کنم که در این اوقات آن قدر عصبانی نشوم و بهم نریزم؟ به طور کلی خوب است در این مواقع چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا نباید انسان از این فاجعه‌ی بزرگ که به آبروی انقلاب اسلامی ضربه می‌زند، ناراحت نشود؟ می‌ماند که همه‌ی این مشکلات به جهت آن است که ما در نظام آموزشی و رسانه‌ای خود، همّت کامل برای تربیت معنوی و عرفانیِ مردم اعمال نکردیم تا روحیه‌ی حرص به دنیا به روحیه‌ی اُنس با خدا تبدیل شود. آن وقتی که مردم به جای تماشای ماهواره، تلویزیون می‌دیدند، یا آن‌ها را مشغول سریا‌ل‌های سطحی و بی‌محتوا کردیم و یا به برنامه‌های مذهبی کم‌عمق دل‌خوش بودیم. لذا مردم آماده‌ی فاجعه‌ای که در پیش رو داشتند، نشدند. از این جهت باید خود را ملامت کنیم و برای آینده با جدّیت تمام بر اساس آموزه‌های عرفانی حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برنامه‌ریزی نماییم. موفق باشید

6800
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرام بنده دجار بن بست فکری شدم نمیدونم میشه اسمشو همین گذاشت یا نه سوالام ازین نوع ه این دنیا و ادماش برای چی اومدن؟برای عبادت خدا؟خدا این همه چیز خلق کرده که ما فقط عبادتش کنیم؟هدف از عبادت چی بود؟خدا که نیازی نداره بزرگیش رو به کسی مثل انسان نشون بده؟ اومدیم ک علم بیاموزیم؟خدا علمشو تو جهان پخش کرد و کثیر شد تا جمعش کنیم و به وحدت برسونیمش؟اصلا درک نمیکنم برای چی باید علم بیاموزیم ما همه یه تیکه از پازلیم تا هر کدوم رسالت خودمونو به نحو احسن انجام بدیم اون وقت این پازل کامل بشه ک چی بشه؟ واقعیتش رو بخواین وقتی به جهنم و بهشت فکر می کنم از اتش جهنم میترسم و از بهشت بی مشکل زجر میکشم...بخوابیم بخوریم لذت ببریم اونم تا ابد،خسته کنندس...من بهشت این طوری نمی خوام هرچقدر به هدف ها فکر می کنم بیشتر به پوچی میرسم شما بگید چی کار کنم؟نه دنبال بهشت و جهنمم و نه دنبال دنیای فانی فقط شدم یه علامت سوال بزرگ از این که وقت گذاشتید برای سوالاتم و جوابی ک ان شاالله خواهید داد سپاس گزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آشتی با خدا» در بحث «خدا چرا ما خلق کرد؟» عرایضی داشته‌ام. اصل کتاب روی سایت هست. موفق باشید
29420
متن پرسش
سلام علیکم: امروز که در شرایط جنگ احزابیم و دوباره همان وضعی برای این انقلاب برآمده از طرح کلی نهضت نبوی (ص) پیش آمده که حتی قرآن می‌فرمایید «تظنون بالله الظنون»؛ به خداوند چه گمانها که نبردید و شرایط آنچنان شده که «زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ.» گویی در صددند جنود جهل و دولت ابلیس که به مردم چنان القاء کنند همین که ارزاق و مایحتاج کفاف زندگی تان را تامین کنید هم خوشحال باشید و دست از آرمانخواهی انقلابی و آینده بردارید و فعلا مهم است کفاف معیشت و مایحتاج مان را بدهیم و دیگر چقدر تاوان انقلابی بودن و حضور در جمهوری اسلامی را بدهیم حال آنکه خود آن تمدن مدرن جائرست و حجابی برای ظهور حق در عالم است و البته منافقین هم با نفاقشان در داخل امت و حکومت اسلامی، موریانه وار در حال تولید شک و شبهه و معضل اند و به راستی چه عمیقانه زعیم امت فرمود که جنگ، جنگ اراده هاست و آنکه اراده اش را محفوظ بدارد پیروزست. خود دشمنان خوب فهمیده اند اراده ها را باید نشانه گرفت تا انقلاب از پا بیفتد و هراسشان تبدیل به واقعیت نشود؛ دو سال پیش دکتر ریچارد واتسون که آینده پژوه مطرح سازمان ملل است گفت تا سال ۲۰۳۶ کلید اقتدار جهانی در اختیار تفکر انقلاب اسلامی است چون که نرم افزار تمدن را دارد و بدنبال ارائه تمدنی دیگر در این تاریخ هست و هویتش آنچنان است که می‌تواند تمدن آینده را بسازد و چقدر هراس دارند که مبادا این بشود و آن فتح مکه پس از جنگ احزاب پیش بیاید آنچنان که سخت ترین برهه نهضت نبوی گذشت و رسول الله به ابوسفیان فرمود از این به بعد ما پیش میاییم و جنود عقل و دولت آدم پیش آمد تا فتح مکه رقم خورد. حال هم هراس از فتح الفتوح انقلاب اسلامی دارند و فکر می‌کنند می‌توانند مانع از انحطاط مدرنیته شوند اما حتی نیچه هم فهمید قرن ۲۰ آغازی بر پایان این تمدن است و حال در تقلایند مانع از این پایان شوند اما این تمدن آنگاه آغازش شروع شد که به فرمایش سید شهیدان اهل قلم، خلافت اللهی انسان در وجود انسانی مانند امام راحل امت تجلی یافت و جای جای مناطق عملیاتی لبریز از انسان های ترازی شد که سبب اتصال ارض و سماء بودند و پس از آن نایب خلف امام راحل فرمود قرن آینده قرن اسلام ناب و انقلاب است و مستکبران و عهد غربی چه بخواهند چه نخواهند عصر جدیدی در عالم شروع شده و پیچ تاریخی برای ملت ما حادث شده و شرط عبور از آن نظر به افق تمدنی است که هدف والای ماست و فرمود راهش جنبش نرم افزاری و علوم انسانی اسلامی و تولید الگوی پیشرفتی بر اساس مبانی اسلام تمدن سازست. حال اراده ما و پایداری مان در این مسیر افق آینده را روشن می‌کند و حقا بزرگترین خطر، عدم مقاومت در مسیری است که ذیل انقلاب پیش گرفته ایم و اینکه با یکسری کاستی ها و نارسایی های تلخ و دردناک و موجب غم، فراموش کنیم در کدام مسیریم و قطعا طلوع حق چون تشکیکی و ذو مراتب است، زمان و مراحل خود را می‌برد آن سان که خلافت اللهی انسان هم ذو مراتب است و سیر از عبودیت تا ربوبیت این منازل را دارد. هر چند قدر مسلم است وقتی عهد قدسی در صحنه بیاید، یکسری که همچنان در سیطره و تصرف عهد طاغوتند نمی‌توانند خود را وارد عالم قدسی کنند و نمی‌توانند تاب بیاورند جامعه ای عبودیت حق را و سیر الی المطلوب را در پیش بگیرد البته آن چنان که حضرتعالی به کرات فرمودیده اید به راستی اگر این افراد خود را با انواع سهل انگاری ها و قانون شکنی ها و فسادها و بی اعتنایی ها به مردم و عدم طهارت اقتصادی و اخلاقی در صحنه نمی‌آوردند آیا آینده انقلاب و تمدن نوین اسلامی در خطر نبود و آیا خط نفاق و التقاط اگر آشکار نمی‌شد براستی نباید غم آینده و نفاق را می‌خوردیم. و براستی مومنین احزاب با این بینش و نظر به تاریخ و افقی که آنها را فراگرفته است گفتند: «وَ لَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌چیز گواه است که خداوند اراده کرده تا بشریت در تاریخی بیرون از تاریخ مدرن حاضر شوند و معلوم است همان‌طور که انسان‌ها نمی‌توانند از روی سایه‌ی خود بپرند، غرب‌زده‌های ما هم نمی‌توانند این را بفهمند که باید خود را برای حضور در تاریخی قدسی و معنوی که تاریخ دیگری است، آماده کنند و به همین دلیل برای حفظ خود در نظام سرمایه‌داری به دنبال سکه و دلار و خانه‌های آنچنانی هستند. ولی بخواهند یا نخواهند، راه دیگری در پیش است و او که فرمود: «من انقلابی‌ام، من دیپلمات نیستم»؛ راه دیگری در مقابل ما گشوده است. مقاله‌ای در این رابطه تنظیم شده که بعداً روی سایت قرار می‌گیرد که خدمتتان می‌فرستم تا در جریان آن باشید. موفق باشید      

او که خواست برای حفظ انقلاب، انقلابی بماند و نه دیپلمات

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

راستی را! چرا رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» فرمودند: «من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام»؟ مسلّم نخواستند با این جمله جایگاه دیپلماسی را نفی و یا تضعیف نمایند، بلکه خواستند جایگاه مسئولیت‌ها را مشخص نمایند و روشن کنند خودشان به عنوان رهبر انقلاب چه جایگاه و مسئولیتی به عهده دارند.در این رابطه خوب است عزیزان به موارد زیر فکر کنند:

1- مسئولان اجرایی در قوای سه‌گانه، هرکدام وظیفه و جایگاهی دارند که باید طبق قانون به آن وظایف بپردازند ولی وظیفه‌ی رهبر انقلاب، حفظ هویت انقلاب اسلامی است، به عنوان حرکتی که کلّیت نظام را در مقابل خطر استحاله در فرهنگ استکباری حفظ می‌نماید و سعی در تربیت انسانِ تراز انقلاب اسلامی دارد، تا انسان‌ها به‌خصوص ملت ایران، هویت از دست‌رفته‌ی خود را باز یابند.

2- مسلّم است آن‌جایی که دولت یا مجلس و یا قوه‌ی قضائیه از جهت‌گیری کلّی خود غفلت کنند، این رهبر انقلاب‌اند که وظیفه دارند متذکر آن امر ‌شوند، ولی رویهمرفته سعی رهبر انقلاب عدم دخالت در امور سه قوه است و آن‌ها هستند که باید مسئول کار خود و مسئول کوتاهی‌های خود باشند و هرگز نمی‌توانند به بهانه‌ی آن‌که رهبر انقلاب مانع انحراف آن‌ها از اصول انقلاب شده‌اند، نتایج کوتاهی‌های خود را به دوش رهبر انقلاب بیندازند.

3- بصیرت رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» با نظر به جمله‌ی «من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام» آن است که متوجه‌اند آن چیزی که سرنوشت یک ملت را به صورتی متعالی به ظهور می‌آورد، روحیه‌ی مجاهده و سلحشوری در مقابل جهان کفر و شرک و استکبار و جهالت است و بدین لحاظ است که حضرت حق، نه‌تنها به روح و روحیه‌ی مجاهدان قسم می‌خورد، حتی به نَفَس، نَفَس‌زنانِ اسبان آن‌‌ها و به جرقه‌هایی که در اثر برخورد نعل اسبان‌شان به سنگ‌ها پیدا می‌شود، قسم یاد می‌کند و می‌فرماید: «وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً& فَالْمُورِياتِ قَدْحاً»(عادیات/1 و2).

4- خدایی به نَفَس، نَفَس اسبانِ مجاهدان و جرقه‌های حاصل از نعل اسبان آن‌ها قسم می‌خورد که کمال مطلق است و کمال مطلق جز به کمال مطلق به چیز دیگر نظر ندارد و این نشان می‌دهد خداوند در حرکت مجاهدان، خود را در آن صحنه‌ها به نظاره می‌نشیند، زیرا حرکت مجاهدان، حرکتی است در راستای به ظهورآوردن خداوند در تاریخ و حضرت حق در ادامه‌ی آیات سوره‌ی مبارکه‌ی عادیات پس از قسم‌هایی که با نظر به صحنه‌های فعالیت مجاهدان یاد می‌کند، متذکر می‌شود که چگونه می‌شود انسان از چنین نقشی در زندگی خود غفلت می‌کند و به شدت گرفتار حبّ دنیا و حبّ مال می‌شود. می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ& وَ إِنَّهُ عَلى‏ ذلِكَ لَشَهيدٌ& وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ»(آیات 6 تا8).

5- آنچه سرنوشت یک ملت را به سوی سعادت تغییر می‌دهد، برگرداندنِ خداوند به مناسبات اجتماع است و این با انقلابی‌بودن و با مجاهده و جهاد در مقابل دشمنان خدا و دشمنان انسانیت محقق می‌شود و نه با دوستی نسبت به آن‌ها و لذا خداوند در خطاب به مؤمنین می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ ...» (ممتحنه/1).

6- رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» برای حفظ حرکت توحیدی که از طریق انقلاب اسلامی و جان‌فشانی شهدا به ظهور آمد، با جمله‌ی «من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام»؛ به سیره‌ی حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» و یاران آن حضرت عمل نمودند. آن‌جا که حضرت حق به مسلمانان می‌فرماید: «‏قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ» (ممتحنه/4) رهبر انقلاب نه‌تنها ابراهیم‌وار برائت خود را از دشمنان خدا و دشمنان انسانیت اعلام می‌کنند، بلکه اظهار می‌دارند که بین ما و شما دشمنی و کینه برای همیشه برقرار است به همان معنایی که دائماً متذکر می‌شوند دشمنی با آمریکا را فراموش نکنید.

7- ملتی که بخواهد آزادانه خودش سرنوشت خود را به‌دست گیرد، باید با روحیه‌ی حماسی در صحنه باشد، تا مردم خودشان برای خود تصمیم بگیرند و نه دشمنان آن‌ها در امورات آن‌ها دخالت کنند.

نقش تربیتی رهبر انقلاب در آن‌جا است که ملتی سلحشور و حاکم بر سرنوشت خود تربیت کنند و این کاری است ماورای آنچه در مدارس و دانشگاه‌های ما شکل می‌گیرد. در مراکر آموزشی عموماً افراد جهت کارهایی که جامعه‌ی جدید نیاز دارد، تربیت می‌شوند که متأسفانه مراکز آموزشیِ استعمارزده از همین کار هم باز مانده‌اند. ولی رهبر انقلاب، یک ملت را در ابعادی بس متعالی مورد خطاب قرار می‌دهند تا آن‌جا که یک ملت است که جلو می‌رود و در انواع توطئه‌ها می‌تواند پایدار بماند و نقشه‌های دشمن را خنثی کند به طوری که إن‌شاءالله نه‌تنها دشمنان از ادامه‌ی توطئه مأیوس می‌شوند، بلکه با ظهور ناتوانی استکبار، افول ابر قدرتی آن به ظهور آید.

8- مسئولانی بودند که متوجه‌ی جایگاه حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبودند و معنای حضور ما در لبنان و سوریه را متوجه نمی‌شدند و گمان می‌کردند ما اگر به خود بپردازیم و کاری به کار نظام استکباری نداشته باشیم، می‌توانیم سر به سلامت ببریم. غافل از آن‌که اگر ما هم کاری به کار استکبار نداشته باشیم-که این با هویت انقلاب اسلامی ناسازگار است- استکبار با روحیه‌ی تمامیت‌خواهِ خود اجازه نمی‌دهد ما سرنوشت خود را به‌دست گیریم. آری! بر فرض هم که چنین می‌شد و رهبر انقلاب به توصیه‌ی آن‌هایی که معتقد بودند ما در مقابل استکبار کوتاه بیاییم، عمل می‌کردند، نهایتاً ما کشوری می‌شدیم مانند ترکیه، که مشکلات امروزین را نداشتیم ولی مسلّم چیزی به نام انقلاب اسلامی در میان نبود و آن معنایی که امروز ما از خود در جهان داریم و عامل احساس هویتی متعالی برای ما است؛ شکل نمی‌گرفت و هرگز از آن احساسِ غرور و سرافرازی که با حاج قاسم‌ها برای ما پیش آمد، خبری نمی‌شد و این یقیناً با خِرد اسلامی- ایرانیِ ما نمی‌خواند و رهبر انقلاب حافظ چنین هویتی برای این ملت بودند تا ما در این جهان گرفتار بی‌معنایی که ملت‌ها امروزه به جهت سرافکندگیِ حاکمان‌شان در مقابل استکبار، در آن گرفتارند؛ نباشیم.

9- چه اندازه حکیمانه رهبر انقلاب در مقابل آن‌هایی که با روحیه‌ی حق به جانب، اصرار بر نظرات خود داشتند تا ما را به غرب و آمریکا نزدیک کنند و گمان می‌کردند مشکلات را به کمک غربیان می‌توانند حل کنند، با مدارا برخورد کردند، تا معلوم شود جریان استکبار هرگز تا ما تماماً در اختیارش قرار نگیریم، از ما راضی نمی‌شود. آری! آموزگار واقعی کمک می‌کند تا ملت بتواند از خود‌بیگانگی رهایی یابد. آموزگار واقعی، ما را از خود نمی‌ستاند بلکه ما را از «خودِ کاذب» می‌رهاند تا به «خودِ راستین» برساند و این با دشمن‌شناسی و تأکیدات سال‌های متمادی رهبر معظم انقلاب در این امر ممکن شد. آیا جز این است که مربیان واقعی کسانی‌اند که ما را از توهّماتِ امید به دشمن آزاد می‌کنند تا به سوی خودمان باز گردیم؟ به همان صورتی که رهبر انقلابی ما با جدّیت تمام در این امر به ما کمک کردند. آیا او بهترین دونده در این میدان به سوی حقیقت نبود؟ چه بی‌انصاف‌اند سیاسی‌زدگان که کوتاهی‌ها و علت بی‌ثمریِ برنامه‌ها و تئوری‌های خود را از رهبر انقلاب مطالبه می‌کنند.

10- آری! ما با حضور در تاریخ انقلاب اسلامی بنا نیست «دیگری» را به خودمان تبدیل کنیم و یا «دیگری» را به خودمان فرو بکاهیم. در این کار، در عین آن‌که به نوعی خودمرکزبینیِ غیر اخلاقی وارد می‌شویم، عملاً از حضورِ «وجود» در مظاهر مختلف انسانی غفلت می‌شود. در حضور تاریخی انقلاب اسلامی، ما به دنبال فهم غیر خود هستیم بدون آن‌که بخواهیم همه مانند ما فکر کنند، بلکه به دنبال تذکر به چشم‌اندازی هستیم که انقلاب اسلامی برای آینده‌ی ما و بشریت متذکر خواهد بود و رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» به‌خوبی متوجه‌ی این نقش برای خود هستند.  

11- حضور در تاریخ انقلاب اسلامی، یعنی ایمان به ایمانی که تا حال با آن به‌سر می‌بردیم، به همان معنایی که حضرت حق می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا»(نساء/136). سنگینی این ایمان از آن جهت است که باید در گذشته‌ی خود نمانیم و از شرایطی که همه‌چیز معنای دیگری به خود گرفته، هراس به خود راه ندهیم. گشوده‌شدن در عالمی که هرچیز در معنای این ایمان تازه، معنای اصیل‌تری به خود می‌گیرد، ایمانی است که مؤمنین آخرالزمانی بدان منوّر هستند و با به ظهورآمدن انقلاب اسلامی، حقیقت در چشم‌اندازی که توحید در مقابل انسان می‌گشاید، خود را ظاهر می‌کند و رهبر معظم انقلاب با توجه به این امر متوجه‌ی چنین حضوری برای آینده‌ی انقلاب اسلامی هستند.

12- بشرِ امروز نقاب‌هایی که بعضی از انسان‌ها به عنوان «ایمان» بر چهره‌ می‌زنند را می‌شناسد و چون نمی‌تواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ کفر و یا ایمان حقیقی قرار می‌گیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آن‌که با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر ظهور انسان کاملی است که هرکس می‌تواند او را وجه برتر خود احساس کند. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان می‌تواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره می‌زند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت          حافظ این خرقه‌ی پشمینه بینداز و برو

13- رهبری که خواست برای حفظ انقلاب، انقلابی بماند و نه دیپلمات، می‌داند افق آینده با حفظ هویت انقلابیِ ملت تا کجاها روشن است و این تنها با روحیه‌ی سلحشوری و مجاهدت و شهادت‌طلبی ممکن است، راهی که توسط حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» گشوده شد و ایشان در وصف روحیه‌ی شهادت‌طلبی فرمودند:

 «ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ خون شهیدان و این ملت‌ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.» و فرمودند: ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌ایم و نیازمند به مشعل شهادت.»

و این همان روحیه‌ی انقلابی است که حاصل آن عبور از همه‌ی تنگناهایی است که جهان استکباری بر ما تحمیل کرده و مسلّم راه دیگری پیش روی ما نیست، هرچند دیپلمات‌ها باید کار خود را بکنند.

14- اگر متوجه شویم رفع مشکلات ما با روحیه‌ی انقلابی ممکن است و نه به روشِ تئوری توسعه و به عقلانیتی فکر کنیم که ناشی از درک امکانات خودمان می‌باشد؛ جایگاه رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» را در این تاریخ و در تاریخی که در آن قرار داریم، می‌فهمیم و می‌فهمیم چرا می‌فرمایند با روحیه‌ی انقلابی و سلحشوری و نترسیدن از مواجهه با تنگناهای استکبار غربی؛ می‌توان به اصالت‌های خود برگشت.

15- همین اندازه باید متوجه‌ی عظمت رهبریِ رهبر انقلاب شد که به‌خوبی مواظبت نمودند تا ما در نسبت با فرهنگ خودمان در جهان حاضر باشیم و در کلّیت نظام، گرفتار تجددزدگی که نوعی غرب‌زدگی است، نشویم از آن جهت که انقلاب اسلامی نوعی بازگشت به خویشتن است و نجات از خودبیگانگی. هنرِ رهبریِ رهبر انقلاب آن بود تا گام‌هایی در این دنیای طوفان‌زده برداریم، گام‌هایی لازم است که اگر آن گام‌ها در جای خود قرار ‌گیرند، گام‌هایی است آزاد از تجددزدگی که بعضاً دولت‌ها به آن تجددزدگی دامن می‌زدند.

به خوبی می‌بینیم که با رهبریِ رهبر انقلاب ما راه خود را می‌رویم و در عین حال در جهان حاضر می‌شویم و حضوری را دنبال می‌کنیم که آن حضور در گردونه‌ی جهان استکبار نیست و این است که ما را شدیداً به آینده‌‌ی خود امیدوار می‌کند. رهبر معظم انقلاب در طول مدت رهبری خود مواظب بودند ما خود را در جایی صورت‌بندی نکنیم که متعلق به فرهنگ و ایمان ما نیست و عملاً ما را از انقلاب اسلامی که راز هویت‌بخشیِ ما است، جدا می‌کند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

29096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام خدمت شما. شنیدم از بزرگواری که در روایتی از علامه مجلسی که فرموده عمر دنیا ۱۰۰ هزار سال است که بیست هزار سال آن برای حکومت دشمنان اهل بیت است و ۸۰ هزار سال آن حکومت اهل بیت است و هنوز حکومت اهل بیت آغاز نشده. اگر الان ۱۴۴۲ از حکومت غیر اهل بیت گذشته پس ما باید از ظهور امام زمان به این زودی ها چشم پوشی کنیم و دیگران را فقط به این تشویق کنیم که با جان خود به امام زمان نزدیک شوند وگرنه جهان هنوز برای ظهور حدود ۱۹ هزار سال فاصله است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً آن اعداد، اعداد سمبلیک است و حاکی از حاکمیت نهایی اهل‌البیت «علیهم‌السلام» می‌کند. موفق باشید

23184
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و دعای عمر با عزت و سلامتی برای شما: ضمن تشکر از پاسخگویی به سوال ۲۳۱۸۰ ، تمنا می کنم قسمت آخر آن را نیز پاسخ بفرمایید: توصیه شما به سالک مبتدی که گاهی از رفتار غیردوستانه و دور از انتظار دیگران ناراحت و مغموم می شود چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط، گذشت و خُلق نکو. مگر به ما نگفته‌اند: «من ندیدم در جهانِ جستجو / هیچ اهلیت به‌جز خُلق نکو». موفق باشید

22739
متن پرسش
استاد عزیز سلام: دوستی دارم که قبلا اهل نماز و روزه و زیارت بود و اهل دقت و فکر کردن روی آنها بود، اما مدتیه نمیدونم چه مشکلی براش پیش اومده (خواه مشکل مادی یا معنوی و فکری) و‌ به هیچ عنوان هم چیزی نمیگه اما خیلی بهم ریخته و حتی دیگه نمازش رو هم ترک کرده و هیچ حسی نسبت به اهل البیت ندارد، واقعا این روزها دلم برایش مثل سیر و سرکه می جوشد، پیشنهاد شما چیست؟ یا حق
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بروز این پدیده را به موضوع سیطره‌ی روحِ نیهیلیسم مربوط دانست. زیرا وقتی باورهای انسان در عمل جواب ندهد، چنین حالتی پیش می‌آید و اگر در مسیر باورهای معنوی، انسان‌ها با حقیقت مأنوس نشوند خود را در یک خلأ اندیشه‌ورزی احساس می‌کنند. با این‌همه امید آن را داشته باشید که طرف پس از تجربه‌هایی که در این حالت به او دست می‌دهد، باز با خودآگاهیِ بیشتر برگردد. موفق باشید

22261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: من در زمینه کنترل نفس برای خوردن مشکل دارم. انجام برنامه ریزی روزانه و عمل به آن برایم بسیار مشکل است و بسیاری از اوقات به برنامه هم عمل نمی کنم. بیدار شدن سحر برایم بسیار مشکل و تقریبا غیر ممکن است. حتی بسیاری از روزها نماز صبحم قضا می شود. البته واجبات خود را انجام می دهم و نمازهای ظهر تا عشا را اول وقت و معمولا به جماعت می خوانم. ممنون میشم راهکار و توصیه ای کاربردی برای من ارائه فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین این‌که نباید به خود سخت‌گیری کرد باید با تمرکز بر روی معارف الهی و سیره‌ی اولیاء الهی، جهتِ روح را به سوی شرایط مطلوب جلو برد. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید

22162
متن پرسش
سلام: حدیث هست که کسی که گناه کبیره کند خدا تا 40 روز دعای او را نمی شنود. اگر فرد توبه کند هم همین طور هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توبه آن‌چنان انسان زمینه‌ی برگشت نور خدا را بر جان خود و در جامعه فراهم می‌کند که خداوند در مورد «توّابین» فرموده است: «ان اللّه یحبّ التّوابین» مسلّم کسانی را که خداوند دوست دارد، تنها نمی‌گذارد که بعد از گناه، گرفتار خیالاتی که بر اثر گناه فراهم آمده است، باشد و این است معنایِ محبت خدا به توبه‌کنندگان. موفق باشید 

19569
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: از آنجایی که مجردات فاقد زمان و مکانند این عالم با تمام کهکشانها و ستارگان و زمین و هر چه در این زمین است از نظر درجه وجودی پایین ترین مرتبطه وجود است عالم ماده یا عرض گویند و زمان و مکان مختص این عالم است و نیز در حرکت جوهری گویای این است که زمان در این عالم همان تاخر و تقدم است و ذات عالم در حرکت و جنبش است و این ذات جز حرکت چیزی نیست پس همواره در تغییر است سوالم این است که این عالم که ماده است و مجرد نیست و زمان در آن همان تقدم و تاخر است مکان چگونه است آیا مکان همان مجموع اعراض نیست که ریشه در جوهر عالم دارد یا مکان در این عالم مفهوم دیگریست؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مکان، همان بُعد است. وقتی حرکت جوهری در صحنه است، لازمه‌ی حرکت، مکان می‌باشد و از این جهت، زمان و مکان، وصفِ عالَم ماده است که ذات آن عین حرکت می‌باشد. موفق باشید  

18012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تبریک به مناسبت آغازین روز امامت امام جهانیان بقیه الله فی الارضیین سوالی داشتم که آیا عشق حضرت یعقوب (ع) به یوسف (ع) چرا وجود داشته؟ هر چه فکر می کنم وجه تمایزی بین حضرت یوسف (ع) با بقیه ی پیامبران پیدا نمی کنم جز زیبایی و هیبت ظاهری و وقار حضرت یوسف (ع). آیا می شود این عشق را همان عشق مجازی ای دانست که در سوالی تحت عنوان چگونگی سیر از عشق مجازی به عشق حقیقی توضیح داد؟ و آثار عشق مجازی چیه که چشمان حضرت یعقوب (ع) با پیراهن حضرت یوسف (ع) بینا می شود؟ این چه عشقی است؟ در پناه یوسف زهرا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع برای حضرت یعقوب«علیه‌السلام» نظر به پیامبری است که از منظر ایشان، غایب شده است و پیامبر است که قدر پیامبر را می‌داند و اگر هم نام این نوع علاقه را عشق مجازی بگذاریم، حقیقتاً همان عشقی است که انسان در آینه‌ی وجود او محبوب حقیقی را می‌نگرد. موفق باشید

9209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
از شما خواهشمندم کتابی در باب خود شناسی به من معرفی کنید (اینکه میگویند از خود شناسی میتوان به خدا شناسی رسید برای من مبهم است که چگونه این راه را طی کنم?)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر از ده نکته در معرفت نفس که در سایت هست همراه با سی‌دی شرح آن شروع کنید، شروع خوبی است. موفق باشید
8081
متن پرسش
سلام علیکم در قران کریم وقتی کلمه لبث (ماندن در دنیا )را بررسی نماییم غالبا درباره مجرمین است و اینکه مجرمین ماندن در دنیا را اندک می دانند مانند آیه 55 سوره روم که می فرماید:وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَیْرَ سَاعَةٍ کَذَلِکَ کَانُوا یُؤْفَکُونَ 1-این آیه فقط درنک کردن مجرمون در دنیا را اندک می داند یا مومنین هم چنین تصوری دارند؟ 2- حال که درنگ کردن ما در این دنیا به نعبیر قرآن اندک است و مانند ساعتی بیش نیست برنامه ریزی برای اهداف معنوی در دراز مدت چگونه تبین می شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- وقتی انسان‌ها در قیامت بیدار شدند می‌یابند چقدر فرصت دنیایی کوتاه بود، چیزی که مؤمنین از اول می‌دانستند 2- برنامه‌ی درازمدت به حکم وظیفه برای جامعه، غیر از آن است که ما برنامه‌ریزی کنیم که درازمدت در دنیا بمانیم. موفق باشید
8063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد بز رگوار و عرض خسته نباشید بابت فعالیت خالصانه و همراه با پشتکار مثال زدنی بنده مدتی است که می‌خواهم کتاب وجود و زمان هیدگر را مطالعه کنم. اما در انتخاب ترجمه مناسب دچار تردید هستم. می‌خواستم تقاضا کنم که اگر امکان دارد بفرمایید که حضرت عالی از کدامیک از ترجمه‌های موجود از کتاب وجود و زمان بهره گرفته اید و آن را مناسب تر می‌دانید؟ با تشکر از زحمات شما و سایر برادران فعال در سایت
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در حال حاضر نمی‌دانم کدام ترجمه بهتر ایت. شاید ترجمه‌ی آقای رشیدیان کامل‌تر باشد ولی ترجمه‌ی آقای دکتر نوالی نیز وجوهی دارد. کلاً حرف هیدگر را در این مورد باید ماوراء ترجمه‌ها، با یک همفکری درک کرد. موفق باشید
6870
متن پرسش
باسلام در جواب به عین ثابته فرموده بودید:سلام علیکم: عین ثابته‌ی انسان همواره با انتخاب او همراه است پس نه جبری پیش می‌آید و نه این‌که یک انتخاب اولیه باشد و دیگر هیچ. همواره با انتخاب‌اش همراه است و می‌تواند انتخاب جدیدی بکند، این درست اما سئوال اینجاست این انتخاب جدید او هم در عین ثابته تعیین شده است که فلانی این انتخاب را می کند یانه؟ 2.بنده برهان صدیقین و معاد و خویشتن پنهان و خیلی از مباحث شما را کار کردم می خواستم ببینم برای ورود به المیزان قبلش کتاب هدف حیات زمینی آدم را بخوانم و وارد شوم یا در کنار هم بخوانم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در علم خدا معلوم است که هرکس چه انتخابی می‌کند و این نیز موجب جبر نمی‌شود زیرا چون ما بعداً انتخاب می‌کنیم خدا از قبل می‌داند و نه چون خدا می‌داند ما انتخاب می‌کنیم 2- کتاب هدف حیات زمینی یک دستگاه سلوکی است هروقت آماده بودید می‌توانید وارد شوید. ولی با ورود در المیزان وارد دریایی از معارف و بصیرت‌ها می‌شوید که قواعد و سنن عالم برایتان روشن می‌گردد. موفق باشید
نمایش چاپی