باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان مسیر اربعین، عزمِ کلّی به خودی خود یک نوع حضور است و تمام حرکات و سکنات در دل آن حضور کلی صورت میگیرد و این غیر از آن حالتی است که بخواهیم به صورت عادت پشت سر هم دعاهای مذکور را بخوانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مکان، همان بُعد است. وقتی حرکت جوهری در صحنه است، لازمهی حرکت، مکان میباشد و از این جهت، زمان و مکان، وصفِ عالَم ماده است که ذات آن عین حرکت میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! شدتِ تجرد در قیامت بیشتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً اینطور نبود. بنده بعضی از کتابها را به ایشان تقدیم کردم و عرض کردم جهت آنکه جنابعالی خوشحال شوید که به سخنان شما بیمحلی نشده است و بعضاً کتابی یا کتابهایی در آن راستا نوشته شده؛ اینها را به جنابعالی تقدیم میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم مجردات که مکانی وجود ندارد معنا ندارد چیزی در عرض چیز دیگری باشد. در آنجا فقط مراتب وجود هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته ی استاد حکیمی، علامهی طباطبایی هم اهل تفکیک بودهاند زیرا به خوبی متوجهی جایگاه فلسفه و دین میشدند و هرگز این دو را مخلوط نمیکردند. بحمدالله بنده هم خود را اهل تفکیک میدانم. ولی تفکیکیهای رسمی انکارِ عقل فلسفی میکنند و با امثال جناب ملاصدرا، دشمنی مینمایند. مگر بنا بود عقل فلسفی را همطراز وحی بدانیم؟! که اینهمه وقت صرف میکنند که یک طوری آبروی فیلسوفان را ببرند، زیرا چیزی جز این کارها بلد نیستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهچیز گواه است که خداوند اراده کرده تا بشریت در تاریخی بیرون از تاریخ مدرن حاضر شوند و معلوم است همانطور که انسانها نمیتوانند از روی سایهی خود بپرند، غربزدههای ما هم نمیتوانند این را بفهمند که باید خود را برای حضور در تاریخی قدسی و معنوی که تاریخ دیگری است، آماده کنند و به همین دلیل برای حفظ خود در نظام سرمایهداری به دنبال سکه و دلار و خانههای آنچنانی هستند. ولی بخواهند یا نخواهند، راه دیگری در پیش است و او که فرمود: «من انقلابیام، من دیپلمات نیستم»؛ راه دیگری در مقابل ما گشوده است. مقالهای در این رابطه تنظیم شده که بعداً روی سایت قرار میگیرد که خدمتتان میفرستم تا در جریان آن باشید. موفق باشید
او که خواست برای حفظ انقلاب، انقلابی بماند و نه دیپلمات
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
راستی را! چرا رهبر معظم انقلاب«حفظهالله» فرمودند: «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام»؟ مسلّم نخواستند با این جمله جایگاه دیپلماسی را نفی و یا تضعیف نمایند، بلکه خواستند جایگاه مسئولیتها را مشخص نمایند و روشن کنند خودشان به عنوان رهبر انقلاب چه جایگاه و مسئولیتی به عهده دارند.در این رابطه خوب است عزیزان به موارد زیر فکر کنند:
1- مسئولان اجرایی در قوای سهگانه، هرکدام وظیفه و جایگاهی دارند که باید طبق قانون به آن وظایف بپردازند ولی وظیفهی رهبر انقلاب، حفظ هویت انقلاب اسلامی است، به عنوان حرکتی که کلّیت نظام را در مقابل خطر استحاله در فرهنگ استکباری حفظ مینماید و سعی در تربیت انسانِ تراز انقلاب اسلامی دارد، تا انسانها بهخصوص ملت ایران، هویت از دسترفتهی خود را باز یابند.
2- مسلّم است آنجایی که دولت یا مجلس و یا قوهی قضائیه از جهتگیری کلّی خود غفلت کنند، این رهبر انقلاباند که وظیفه دارند متذکر آن امر شوند، ولی رویهمرفته سعی رهبر انقلاب عدم دخالت در امور سه قوه است و آنها هستند که باید مسئول کار خود و مسئول کوتاهیهای خود باشند و هرگز نمیتوانند به بهانهی آنکه رهبر انقلاب مانع انحراف آنها از اصول انقلاب شدهاند، نتایج کوتاهیهای خود را به دوش رهبر انقلاب بیندازند.
3- بصیرت رهبر معظم انقلاب«حفظهالله» با نظر به جملهی «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام» آن است که متوجهاند آن چیزی که سرنوشت یک ملت را به صورتی متعالی به ظهور میآورد، روحیهی مجاهده و سلحشوری در مقابل جهان کفر و شرک و استکبار و جهالت است و بدین لحاظ است که حضرت حق، نهتنها به روح و روحیهی مجاهدان قسم میخورد، حتی به نَفَس، نَفَسزنانِ اسبان آنها و به جرقههایی که در اثر برخورد نعل اسبانشان به سنگها پیدا میشود، قسم یاد میکند و میفرماید: «وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً& فَالْمُورِياتِ قَدْحاً»(عادیات/1 و2).
4- خدایی به نَفَس، نَفَس اسبانِ مجاهدان و جرقههای حاصل از نعل اسبان آنها قسم میخورد که کمال مطلق است و کمال مطلق جز به کمال مطلق به چیز دیگر نظر ندارد و این نشان میدهد خداوند در حرکت مجاهدان، خود را در آن صحنهها به نظاره مینشیند، زیرا حرکت مجاهدان، حرکتی است در راستای به ظهورآوردن خداوند در تاریخ و حضرت حق در ادامهی آیات سورهی مبارکهی عادیات پس از قسمهایی که با نظر به صحنههای فعالیت مجاهدان یاد میکند، متذکر میشود که چگونه میشود انسان از چنین نقشی در زندگی خود غفلت میکند و به شدت گرفتار حبّ دنیا و حبّ مال میشود. میفرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ& وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهيدٌ& وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ»(آیات 6 تا8).
5- آنچه سرنوشت یک ملت را به سوی سعادت تغییر میدهد، برگرداندنِ خداوند به مناسبات اجتماع است و این با انقلابیبودن و با مجاهده و جهاد در مقابل دشمنان خدا و دشمنان انسانیت محقق میشود و نه با دوستی نسبت به آنها و لذا خداوند در خطاب به مؤمنین میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ ...» (ممتحنه/1).
6- رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» برای حفظ حرکت توحیدی که از طریق انقلاب اسلامی و جانفشانی شهدا به ظهور آمد، با جملهی «من دیپلمات نیستم، من انقلابیام»؛ به سیرهی حضرت ابراهیم«علیهالسلام» و یاران آن حضرت عمل نمودند. آنجا که حضرت حق به مسلمانان میفرماید: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ» (ممتحنه/4) رهبر انقلاب نهتنها ابراهیموار برائت خود را از دشمنان خدا و دشمنان انسانیت اعلام میکنند، بلکه اظهار میدارند که بین ما و شما دشمنی و کینه برای همیشه برقرار است به همان معنایی که دائماً متذکر میشوند دشمنی با آمریکا را فراموش نکنید.
7- ملتی که بخواهد آزادانه خودش سرنوشت خود را بهدست گیرد، باید با روحیهی حماسی در صحنه باشد، تا مردم خودشان برای خود تصمیم بگیرند و نه دشمنان آنها در امورات آنها دخالت کنند.
نقش تربیتی رهبر انقلاب در آنجا است که ملتی سلحشور و حاکم بر سرنوشت خود تربیت کنند و این کاری است ماورای آنچه در مدارس و دانشگاههای ما شکل میگیرد. در مراکر آموزشی عموماً افراد جهت کارهایی که جامعهی جدید نیاز دارد، تربیت میشوند که متأسفانه مراکز آموزشیِ استعمارزده از همین کار هم باز ماندهاند. ولی رهبر انقلاب، یک ملت را در ابعادی بس متعالی مورد خطاب قرار میدهند تا آنجا که یک ملت است که جلو میرود و در انواع توطئهها میتواند پایدار بماند و نقشههای دشمن را خنثی کند به طوری که إنشاءالله نهتنها دشمنان از ادامهی توطئه مأیوس میشوند، بلکه با ظهور ناتوانی استکبار، افول ابر قدرتی آن به ظهور آید.
8- مسئولانی بودند که متوجهی جایگاه حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبودند و معنای حضور ما در لبنان و سوریه را متوجه نمیشدند و گمان میکردند ما اگر به خود بپردازیم و کاری به کار نظام استکباری نداشته باشیم، میتوانیم سر به سلامت ببریم. غافل از آنکه اگر ما هم کاری به کار استکبار نداشته باشیم-که این با هویت انقلاب اسلامی ناسازگار است- استکبار با روحیهی تمامیتخواهِ خود اجازه نمیدهد ما سرنوشت خود را بهدست گیریم. آری! بر فرض هم که چنین میشد و رهبر انقلاب به توصیهی آنهایی که معتقد بودند ما در مقابل استکبار کوتاه بیاییم، عمل میکردند، نهایتاً ما کشوری میشدیم مانند ترکیه، که مشکلات امروزین را نداشتیم ولی مسلّم چیزی به نام انقلاب اسلامی در میان نبود و آن معنایی که امروز ما از خود در جهان داریم و عامل احساس هویتی متعالی برای ما است؛ شکل نمیگرفت و هرگز از آن احساسِ غرور و سرافرازی که با حاج قاسمها برای ما پیش آمد، خبری نمیشد و این یقیناً با خِرد اسلامی- ایرانیِ ما نمیخواند و رهبر انقلاب حافظ چنین هویتی برای این ملت بودند تا ما در این جهان گرفتار بیمعنایی که ملتها امروزه به جهت سرافکندگیِ حاکمانشان در مقابل استکبار، در آن گرفتارند؛ نباشیم.
9- چه اندازه حکیمانه رهبر انقلاب در مقابل آنهایی که با روحیهی حق به جانب، اصرار بر نظرات خود داشتند تا ما را به غرب و آمریکا نزدیک کنند و گمان میکردند مشکلات را به کمک غربیان میتوانند حل کنند، با مدارا برخورد کردند، تا معلوم شود جریان استکبار هرگز تا ما تماماً در اختیارش قرار نگیریم، از ما راضی نمیشود. آری! آموزگار واقعی کمک میکند تا ملت بتواند از خودبیگانگی رهایی یابد. آموزگار واقعی، ما را از خود نمیستاند بلکه ما را از «خودِ کاذب» میرهاند تا به «خودِ راستین» برساند و این با دشمنشناسی و تأکیدات سالهای متمادی رهبر معظم انقلاب در این امر ممکن شد. آیا جز این است که مربیان واقعی کسانیاند که ما را از توهّماتِ امید به دشمن آزاد میکنند تا به سوی خودمان باز گردیم؟ به همان صورتی که رهبر انقلابی ما با جدّیت تمام در این امر به ما کمک کردند. آیا او بهترین دونده در این میدان به سوی حقیقت نبود؟ چه بیانصافاند سیاسیزدگان که کوتاهیها و علت بیثمریِ برنامهها و تئوریهای خود را از رهبر انقلاب مطالبه میکنند.
10- آری! ما با حضور در تاریخ انقلاب اسلامی بنا نیست «دیگری» را به خودمان تبدیل کنیم و یا «دیگری» را به خودمان فرو بکاهیم. در این کار، در عین آنکه به نوعی خودمرکزبینیِ غیر اخلاقی وارد میشویم، عملاً از حضورِ «وجود» در مظاهر مختلف انسانی غفلت میشود. در حضور تاریخی انقلاب اسلامی، ما به دنبال فهم غیر خود هستیم بدون آنکه بخواهیم همه مانند ما فکر کنند، بلکه به دنبال تذکر به چشماندازی هستیم که انقلاب اسلامی برای آیندهی ما و بشریت متذکر خواهد بود و رهبر معظم انقلاب«حفظهالله» بهخوبی متوجهی این نقش برای خود هستند.
11- حضور در تاریخ انقلاب اسلامی، یعنی ایمان به ایمانی که تا حال با آن بهسر میبردیم، به همان معنایی که حضرت حق میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا»(نساء/136). سنگینی این ایمان از آن جهت است که باید در گذشتهی خود نمانیم و از شرایطی که همهچیز معنای دیگری به خود گرفته، هراس به خود راه ندهیم. گشودهشدن در عالمی که هرچیز در معنای این ایمان تازه، معنای اصیلتری به خود میگیرد، ایمانی است که مؤمنین آخرالزمانی بدان منوّر هستند و با به ظهورآمدن انقلاب اسلامی، حقیقت در چشماندازی که توحید در مقابل انسان میگشاید، خود را ظاهر میکند و رهبر معظم انقلاب با توجه به این امر متوجهی چنین حضوری برای آیندهی انقلاب اسلامی هستند.
12- بشرِ امروز نقابهایی که بعضی از انسانها به عنوان «ایمان» بر چهره میزنند را میشناسد و چون نمیتواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ کفر و یا ایمان حقیقی قرار میگیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آنکه با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر ظهور انسان کاملی است که هرکس میتواند او را وجه برتر خود احساس کند. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان میتواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره میزند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظ این خرقهی پشمینه بینداز و برو
13- رهبری که خواست برای حفظ انقلاب، انقلابی بماند و نه دیپلمات، میداند افق آینده با حفظ هویت انقلابیِ ملت تا کجاها روشن است و این تنها با روحیهی سلحشوری و مجاهدت و شهادتطلبی ممکن است، راهی که توسط حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» گشوده شد و ایشان در وصف روحیهی شهادتطلبی فرمودند:
«ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا میداند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ خون شهیدان و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.» و فرمودند: ما هنوز در آغاز راه مبارزهایم و نیازمند به مشعل شهادت.»
و این همان روحیهی انقلابی است که حاصل آن عبور از همهی تنگناهایی است که جهان استکباری بر ما تحمیل کرده و مسلّم راه دیگری پیش روی ما نیست، هرچند دیپلماتها باید کار خود را بکنند.
14- اگر متوجه شویم رفع مشکلات ما با روحیهی انقلابی ممکن است و نه به روشِ تئوری توسعه و به عقلانیتی فکر کنیم که ناشی از درک امکانات خودمان میباشد؛ جایگاه رهبر معظم انقلاب«حفظهالله» را در این تاریخ و در تاریخی که در آن قرار داریم، میفهمیم و میفهمیم چرا میفرمایند با روحیهی انقلابی و سلحشوری و نترسیدن از مواجهه با تنگناهای استکبار غربی؛ میتوان به اصالتهای خود برگشت.
15- همین اندازه باید متوجهی عظمت رهبریِ رهبر انقلاب شد که بهخوبی مواظبت نمودند تا ما در نسبت با فرهنگ خودمان در جهان حاضر باشیم و در کلّیت نظام، گرفتار تجددزدگی که نوعی غربزدگی است، نشویم از آن جهت که انقلاب اسلامی نوعی بازگشت به خویشتن است و نجات از خودبیگانگی. هنرِ رهبریِ رهبر انقلاب آن بود تا گامهایی در این دنیای طوفانزده برداریم، گامهایی لازم است که اگر آن گامها در جای خود قرار گیرند، گامهایی است آزاد از تجددزدگی که بعضاً دولتها به آن تجددزدگی دامن میزدند.
به خوبی میبینیم که با رهبریِ رهبر انقلاب ما راه خود را میرویم و در عین حال در جهان حاضر میشویم و حضوری را دنبال میکنیم که آن حضور در گردونهی جهان استکبار نیست و این است که ما را شدیداً به آیندهی خود امیدوار میکند. رهبر معظم انقلاب در طول مدت رهبری خود مواظب بودند ما خود را در جایی صورتبندی نکنیم که متعلق به فرهنگ و ایمان ما نیست و عملاً ما را از انقلاب اسلامی که راز هویتبخشیِ ما است، جدا میکند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زبان یک فرهنگ را بشناسیم با روح و فرهنگِ آن ملت آشنا میشویم. ولی علوم تجربی یک نوع تخصص است و با آموختن زبان فرق دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به همین جهت متفکران جهان معتقدند درون فرهنگ مدرن تضادهای اساسی نهفته است. از هایدگر و گادامر که بگذریم، آثار امثال شهید آوینی و مرحوم دکتر مددپور و آقای دکتر داوری این نکته را به خوبی نمایان میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث نیهیلیسم یا احساس پوچی، مشکلِ این قرن است. متفکران معتقدند اگر کسی بهخوبی متوجهی این امر بشود، نوع رویکردش به دین، رویکردی اساسی برای معنابخشی به زندگی میگردد و دینِ الهی چنین توانایی را دارد، اگر ما رویکردمان برای معنابخشی به احکام و دستورات دین باشد. موفق باشید
سلام: آیا امسال هم همانند سالهای قبل حضور حداکثری در اربعین به همراه خانمها و بچه ها را تاکید دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته، مگر کودکانی که اگر بتوانید به آشنایان نزدیک بسپارید تا کمتر اذیت شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکلی در تثبیت عقاید ندارید. بیشتر از طریق قرآن و روایات و عبادات شرعی آن عقاید را منوّر و عمیق میتوانید بکنید. موفق باشید
23172- باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب با اضافاتی تحت عنوان «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» بر روی سایت هست. موفق باشید: آدرس آن در سایت
http://lobolmizan.ir/book/1380
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره قرآن کتاب «تذکر» است و بنیادِ جان انسانها به همان معنای فطرتی که دارند با قرآن آشنا است، لذا همینکه ما با عقل خود به سراغ آن برویم، قلب ما نیز متذکر خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع برای حضرت یعقوب«علیهالسلام» نظر به پیامبری است که از منظر ایشان، غایب شده است و پیامبر است که قدر پیامبر را میداند و اگر هم نام این نوع علاقه را عشق مجازی بگذاریم، حقیقتاً همان عشقی است که انسان در آینهی وجود او محبوب حقیقی را مینگرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حجاب زن غیر از این حرفهایی است که میزنند. حجاب مربوط به نعالی خود زنان است تا در مسیر عبودیت خود، آن را رعایت کنند تا موجب تعالی روح و روان آنها شود. موضوع نگاه مردان، فرعِ قضیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مطالب، گستردهتر از آن است که بتوان در محدودهی سؤال و جواب گنجاند. آری! ادراک حسی خود به خود بُعدِ خیالی انسان را فعّال میکند و انسان وجه خیالی محسوس را ابداع مینماید؛ با اینحال از این جملهی جناب صدرا غفلت نفرمایید که میفرماید: «هر علم حصولی، مسبوق به علم حضوری است» و از آن طرف نحوهای از رابطهی حضوری با آن صور در نفس ایجاد میشود. ۲. اگر با نگاهِ هستیشناسانه به محسوسات بنگریم، صورت عقلانیِ آن را نفس ابداع میکند. از طرفی جنس نفس ناطقه آن است که اگر به وجه خیالی آن محسوس نظر کند، صورت خیالی آن محسوس به ظهور میآید. ۳. به پیشفرضهای ذهنی در این موارد باید فکر کرد که ذهن با آن پیشفرضها حکم میکند که مثلاً آن اشکال سفید است. به همین جهت گفته میشود هیچ معرفتی بدون پیشفرض نیست. حال آیا این پیشفرض را ما با عنوان کلّی فرض کنیم؟ یا اساساً در هر رابطه ی محسوسی جزء و کلّ در هم ادغام هستند یعنی هیچ جزئی بدون کلّ نمیشود، و هیچ کلّی بدون جزء نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، اگر با خرید جنس ایرانی ضرر هم بکنید، آن ضرر در حکم صدقه خواهد بود و صدقه موجب رفع بلا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زندگی را طوری تعریف کنیم که در مدت کوتاه عمر، به زیباترین شکل با خدا و خلق خدا بتوانیم رابطه برقرار کنیم و سعی نکنیم آرزوهای دنیای محدود، آن شخصیت بزرگِ ابدی ما را تحت الشعاع قرار دهد. به هر حال دنیا با همهی زرق و برقاش، کوچک است، مواظب باش در این دنیای کوچک گم نشوی. به گفتهی جناب مولانا محمد بلخی:
«دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟
مهر است و محبت است و باقی همه هیچ.»
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نظر ولیّ امر که از طریق شورای نگهبان إعمال میشود، ملاک است و نه نظر افراد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی که بنده خدمت رفقا در جواب به سؤالات عرض میکنم با فرض این نکته است که اصل مباحث را در متون اصلی دنبال کردهاند وگرنه با سؤال و جواب نمیتوان به موضوعات علمی دست پیدا کرد. در کتب فلسفه همیشه این نکته مورد بحث هست که چرا انسان در تطبیق یک موضوع به اشتباه میافتد. مثلاً چرا سراب را آب تلقی میکند، در آنجا گفته میشود که حسّ انسان اشتباه نکرد، ولی تطبیق آنچه حسّ به ما داد، با خارج که به این عمل «حکم» میگویند، خطا پیش آمده. که البته باید مطلب را در کتب فلسفی دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. غرب، به معنایِ فرهنگِ پشتکرده به حقیقت و گرفتارِ پوزیتیویسم و سوء استفادهکننده از علم، یک غرب است که همان مدرنیته و توهم میباشد. و غرب به معنایِ عقلِ تکنیکی که هایدگر متذکر آن است و معتقد است آن عقل، گرفتار «گِشتل» شده؛ غرب دیگری است. غربِ عقلِ تکنیکی مربوط به این تاریخ است و ما باید در آن حاضر شویم و در آن سهیم گردیم که بحث آن مفصل است. عرایضی تحت عنوان «جایگاه تمدن نوین اسلامی در این تاریخ» خواهم داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً میدانید که روش حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» به جای ذکر، متذکرکردنِ روح است به معارف عالیه. تا در بسترِ گشودگی آن معارف، انسان خود را بیابد و جلو ببرد. حضرت آیت اللّه حسنزاده میفرمودند: «دیدم اگر خود را با معارف عالیه مشغول نکنم، ذهنم مرا مشغول خود میکند». در این رابطه میتوانید فکر کنید که چه مأوا و محفلی را برای خود تشکیل دهید که با گشودگی رحمت الهی روبهرو شوید. از زیارت شهدا و زیارت حضرت روح اللّه و تواضع و صدق غفلت نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخهی اول، همه در صعقه قرار میگیرند و به یک معنا از حیاتِ دنیایی میمیرند و به حیات برزخی زنده میشوند. و در نفخهی دوم از حیاتِ برزخی میمیرند و به حیات قیامتی وارد میشوند. موفق باشید
