بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در خصوص سوال ۲۹۱۳۱ خواستم بگم که منظورم اینه که از کجا معلوم من الان که دارم از شما سوال می‌پرسم و شما دارید به من جواب میدید، در حال خواب دیدن نیستم و در حال بیداری دارم از شما سوال می‌پرسم؟ به خدا روم نمیشه وققتتون رو بگیرم. استاد راستش بعضی از کاربران بعضا سوالات عجیب و غریبی از شما میپرسن که من با خوندن آن سوالات بیخودی نسبت به حساسیتی که آن کاربر دارد حساس می‌شوم. مثلا کاربری که سوالات ۲۱۱۴۵ و ۲۱۳۵۶ را از شما پرسیده من را نسبت به این موضوع حساس کرده که نکند راستی راستی من الان دارم خواب می‌بینم و خودم خبر ندارم. گویا این کاربر همانطور که از صورت سوالاتش هم مشخص است به این حالت شکاک بودن خودش هم افتخار می‌کند و دوست دارد در خواب و در بیداری شکاک باشد. شما هم در جواب هایی که به او دادید به او تذکر ندادید که داری اشتباه می‌کنی. اینکه به او تذکر ندادید نکند دارد درست می‌گوید؟ آن چیزی که شک مرا بیشتر کرده این شعر است: عالم چو حباب است ولیکن چه حباب نی بر سر آب بلکه بر روی سرآب آن نیز سرابی که ببیند بخواب آن خواب چه خواب، خواب مستان خراب استاد من از این حالت بدم میاد. راهنمایی بفرمایید. جواب این شبهه ای که برایم پیش اومده رو خیلی متقن بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد دلیل آن‌که طرف در حال خواب نیست، همان است که می‌پرسد نکند خواب هستم. زیرا کسی که در حال خواب است که نمی‌گوید نکند خواب باشم. گفت:

من آب شدم سراب دیدم خود را

دریا گشتم، حباب دیدم خود را

آگاه شدم غفلت خود را دیدم

بیدار شدم به خواب دیدم خود را

موفق باشید

28071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به دغدغه حضرتعالی به تمدن نوین اسلامی و تمدن سازی و حرکت بسمت تحول در مبانی معرفتی، یک مطلبی مطرح شده که با توجه به تمدن سازی نوین اسلامی و تحول در علوم انسانی و الگوی اسلامی پیشرفت و گذار از ساختارهای متعارف مدرن و توسعه گرایی، به نظر من با توجه به چیزی که در متن می بینم نقطه مقابلی هست و حتی نقد جدی و مخالفت قاطع داره و به جهت اضطرار در عصر غیبت و سیطره مدرنیته این رو مطرح می‌کند که «سیاست ورزی و حکمرانی دینی در عصر غیبت و سیطره مدرنیته نباید مبتنی بر تغلب و اکراه باشد بلکه باید نهایت تلاش برای همراهی مردم با اهداف و برنامه های حکومت صورت پذیرد و هر جا اجرای حکمی از احکام شرع با مقاومت مردمی و اجتماعی و یا در مواردی فشار غیر قابل مقاومت جامعه جهانی مواجه شد و اجرای آن موجب مفسده ای چون تشتت و تفرقه ملی و سیاسی و اجتماعی گردید، نباید بر اجرای آن حکم اصرار ورزید و مفاسد بزرگتری از ترک حکم را رقم زد.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با حاکمیت فقیه آری! بحث مقبولیت در میان است و به همین جهت حضرت امام موضوعِ جمهوری اسلامی را که ولایت فقیه نیز در متن آن گنجانده شده بود، به رأی گذاشتند و سال گذشته هم که دانشگاه مریلند نظرخواهی کرده بود، بیش از ۹۰ در صد از مردم ایران در باقی‌بودن این نظام نظر مثبت داشتند، هرچند درصد زیادی تقاضای تغییرات اساسی را به میان آورده بودند و رهبر معظم انقلاب نیز در بحث ۱۴ خرداد و موضوع «امامِ تحول» بر همین مسئله تأکید دارند و در همین رابطه امیدشان به جوانان است و روحیه‌ی تحول‌زاییِ آن‌ها. موفق باشید

26785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز بعضی مواقع که به بی نهایت بزرگی عوالم و تدبیر خداوند در امور خلقت و... فکر می کنم آن قدر خود را کوچک و ضعیف می بینم که حیرت زده می شوم. ابتدا ترسی تمام بدنم را فرا می گیرد و سپس احساس می کنم روحم از بدنم می خواهد خارج شود و تمام حافظه ام برای چند ثانیه پاک می شود. حتی نام خودم و مکان بودنم را فراموش می کنم. سپس کم کم‌ با ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» یا هر ذکری که بر زبانم آن لحضه از ترس جاری شود به حالت عادی برمی گردم. واقعا نمی دانم این حالت رحمانیست یا شیطانیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه رحمانی است. سعی کنید کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

24757
متن پرسش
استاد عزیزم سلام: ببخشید که چنین سوالی می پرسم می خواهم نظر شما را بدانم گرگیاس یکی از سوفسطائیان اینگونه برای خود استدلال نموده «انسان، شک ندارد که عدم، عدم است. ولی آن هنگام که این گفته را تصدیق می‌نماید در واقع به وجود عدم اعتراف می‌نماید. یعنی عدم، وجود دارد. انسان از سویی دیگر وجود را تصدیق می‌نماید. از این‌رو بین وجود و عدم تفاوتی نخواهد بود. و در نتیجه وجود، موجود نیست.» به نظر بنده جدای از اینکه وجود از بدیهی ترین بدیهیات است در این استدلال سخیف که سراسر مغالطه است و با ادراک بدیهی به وجود و مفهوم عدم پی به بطلان این به اصطلاح استدلال می‌بریم و خارج از این فهم بدیهی این استدلال پوچ، سراسر اصل اجتماع نقیضین محال است که هر انسان عاقلی در آن شک ندارد و برای او بدیهیست را نقض کرده، اما بنده مغالطه های آن را طبق منطق در جملات نمی توانم در بیاورم، لطفا مغالطه های او را در این متن برای بنده روشن نمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوعی خلطی بین مفهوم و مصداق است. جواب سؤال ۲۴۷۵۱ کمک می‌کند. موفق باشید

24202
متن پرسش
استاد سلام یک سوال ذهن بنده را درگیر کرده: نفس یا همان روح چگونه است، آیا شکل یا ظاهری دارد؟ در جسم است یا بر جسم است، به دلیل وجود نفوس متعدد پس نفس محدود است، آیا نفس نسبت به بدن همانند شبح هست و اگر مومن باشد همانند نوری محدود که بر جسم خودش تسلط دارد و یا محیط بر جسم خودش است می‌باشد و یا اگر کافر باشد همانند تاریکی محدود که بر جسم خودش تسلط دارد و یا محیط بر جسم خودش محیط هست می باشد؟ آیا جنس نفس از نور یا ظلمت با توجه به ایمان آن می‌باشد که هرچه این نفس با ایمان تر و نزدیکتر به منبع نور الهی باشد وجود نوری اش شدیدتر و لاجرم بر وسعت بیشتری محیط می تواند شود. حتی بر نفوس دیگر مانند زمانی که عرفا از اعمال و افکار دیگران در زمان مقتضی خبر داشتند، و اگر هم نفس از جنس ظلمت باشد تسلطش فقط در حد جسم خود می‌باشد چون وجودش ضعیف می باشد، آیا واقعا نفس عرفا به دلیل وصل بودن شدید به منبع نور الهی وسعتی بیشتر از نفوس دیگر دارد که حتی بر نفوس دیگر هم در شرایط خاص و خود خواسته محیط می شود، و علوم آنها و ادراکات آنها را به صورت حضوری می‌توانند درک کنند و یا این حرف غلط است و فقط نفس عرفا شدت وجودی در راستای اتصال به عالم غیب دارد و اصلا نمی‌تواند بر نفوس دیگر محیط شود و فقط افکار و یا اعمال انجام شده آنها از طریق عالم غیب به آنها خبر داده می شود؟ لطفا توضیح واضح دهید و قضیه را برای بنده روشن کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن می‌تواند شروع خوبی باشد. سعی بفرمایید مطالبی که در بحث‌ها دنبال می‌کنید را بچشید تا این سؤال‌ها برایتان پیش نیاید. نظری هم به جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۱۹۸ بیندازید. موفق باشید

23203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سوال در مورد تاثیر ارتعاشات و خواص ماورایی اعداد معادل اسم انسان روی زندگی و خصوصیات انسان است. صحبت شده که این علم اسامی پایه و اساسی ندارد. اگر کسی این علم را مطرح می کنه از خودش در نیاورده و مثل هر علومی یک ابداع کننده وجود داشته است. علم اسامی منتسب به شیخ بهایی است. اگر این علم رد شود پس باید اندیشه های شیخ بهایی و افرادی مثل ملاصدرا و ابن سینا و ... که بر اساس آموزه های مخفی معصومان مثل امام علی (ع) رد شوند. اسم افراد عادی را مگر مثل اولیا دین خداوند انتخاب می کند که تغییرش کفر باشد پدر و مادرها بدلیل عدم اطلاع از این علوم اسم را روی فرزند می گذارند و بطور شانسی سبب و منشا خیرات و برکات در زندگی می شود. جهان هستی بر اساس انرژی ها بنا شده است فیثاغورث معتقد بود که چنانچه ارتعاشات اسم انسان با انرژی های کیهانی همسو باشد فرد در راحتی زندگی خواهد کرد ولی چنانچه همسو نباشد مدام در رنج و سختی بسر خواهد برد. اگر غیر از این باشد از عدالت خداوند بدور است که فرد بخاطر اسمی که والدین برایش گذارده اند زندگی را بسختی بسر ببرد و مدام خطر و پی پولی در کمینش باشد. خداوند جهان را بر اساس سیستم های پیچیده عظیم بر مبنای معادلات پیچیده ریاضی آفریده است. و بدین خاطر جهان هستی بطور اتوماتیک به کار خود ادامه می دهد و در ازای یکسری ورودی ها یکسری خروجی ایجاد می کند. چرا سعی داریم مدام انسان ها را در بدبختی و مشکلات قرار دهیم وقتی ارتعاش اسم یک نفر خوب باشد دلیل بر این نیست که اصلا و ابدا هیچ مشکلی نداشته باشد بلکه مشکلات و بلا و سختی ها منطقی تر می گردند تا انسانی که هر قدم که بر می دارد یک مشکل برایش ایجاد می گردد. آیا خداوند به این حالت راضی است. توصیه شده صدقه و دعا و ... بلا و سختی را کم می کند بله این برای همه هست چون سرنوشت تحت تاثیر یک یا دو پارامتر نیست بلکه عوامل مختلفی دخیل هستند که ارتعاش نام یکی از آن دلایل است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم الأسماء در قرآن مطرح است و خداوند می‌فرماید: «و للّه الاسماء الحسنی» ولی این چه ربطی دارد به نام و عنوان‌هایی که ما روی افراد و اشیاء می‌گذاریم؟! موفق باشید

22666
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد گرانمایه: جناب استاد در دعای شریف عشرات آمده که الف) خدایا تو را شاهد می گیرم و شهادت تو کافیست و ملائکه تو و انبیا و........ جمیع خلقت را شاهد می گیریم که تو خدایی هستی که خدایی غیر تو نیست.... ۱. اگر می فرماید تو را شاهد می گیرم و شهادت تو کافیست پس ادامه را برای چه مطرح می فرماید؟ ۲. اساسا معنای دقیق شاهد گرفتن یعنی چه؟ ۳. این که می فرماید جمیع خلق را شاهد می گیرم. شیطان، شمر، صدام، جنایتکاران تاریخ هم جزو جمیع خلق هستند شاهد گرفتن هیتلر به چه معناست؟ ب) در فرازی می فرماید «اللهم و لک الحمد و لک الشکر بجمیع محامدک کلها علی جمیع نعمائک کلها» منظور از به همه حمد های تو «بجمیع محامدک» چیست؟ ج) فراز «و لک الحمد حمدا تضرع لک السماء کنیفیها» حمد برای توست حمدی که می گذارد آسمان بر تو شانه هایش را تفسیرش چیست؟ با عرض پوزش از مزاحمت و با تشکر و التماس دعا. خداوند به شما خیر دنیا و آخرت را عطا فرماید لطفا جواب را در سایت قرار دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سالک از یک جهت نظر به وجهِ وحدانیِ حضرت حق دارد و از جهت دیگر همان وجهِ وحدانی را با نظر به تجلیات، در عوالم نازله می‌یابد تا در همه‌ی مراحل،به وَحدانیت حضرت حق إقرار کند 2- یعنی توجه به انوار الهی 3- در تمام این موارد نظر به وجهِ مخلوقیتِ مخلوق است که آن وجه مخلوقیت، اشاره به وجه خالقیت حضرت احد دارد. موفق باشید 

22380
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. آیا رفتن به سر قبر اموات و قرآن خواندن برای آنها بر دیگر اوقاتی که برایشان قرآن می خوانیم فضیلت دارد؟ حتا اگر بیست سال بیشتر باشد فوت کرده باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال متوفی، نظر به محل دفن خود دارد و از قرآنی که بر سر مزار او خوانده می‌شود، بهره‌مند می‌گردد. موفق باشید

20450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت: خواستم بدانم مقام معظم رهبری چگونه از این آیه (نور / 54)، این استفاده را کردند که اطاعت فردی کافی نیست و اطاعت جمعی لازمه ی تحقق جامعه ی اسلامی است. متن سخن ایشان: http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=8988&nt=2&year=1388&tid=1437#7183 با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که خطابِ آیه به جمع مؤمنین است، اولین چیزی که به ذهن می‌آید همان جنبه‌ی جمعیت اهل ایمان است. زیرا بحث بر سر ایجاد جامعه‌ی اسلامی است نه به میدان‌آمدنِ افراد مؤمن. و در همین رابطه آیه‌ی مذکور می‌فرماید: «قُل أَطيعُوا اللَّهَ وَأَطيعُوا الرَّسولَ ۖ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّما عَلَيهِ ما حُمِّلَ وَعَلَيكُم ما حُمِّلتُم ۖ وَإِن تُطيعوهُ تَهتَدوا ۚ وَما عَلَى الرَّسولِ إِلَّا البَلاغُ المُبينُ». موفق باشید

19254
متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم وقتتون بخیر: ان شاالله همونجوری که آرزو کردین شهادت در راه خداوند نصیبتون شه و جز به شهادت به ملاقات محبوب نرین و به آخرین درجه قرب الهی بعد از درجه قرب انبیاء و ائمه معصومین برسین قبل از لقاء یار. استاد خیلی دوس دارم بشم همون بنده ای که خدا میخواد اما رذایل اخلاقی نمیذارن و منم عاجز شدم از تهذیب نفسم. که مهمترینش زودرنجی و عصبانیته، تحمل انتقاد و کاری خلاف میلم و ندارم، اصلا این صفت و باقی صفات بدم رو دوس ندارم اما هر چی مقابله و مراقبه می کنم باز گناه از دستم میره، استاد من در این زمینه مطالعه کردم، احادیثی که بر قبح و عذاب این گناه اومده و راهکارای تسلط بر اونو، اما اینا فقط توی ذهن و فکر هستن و موقع عمل کم میارم و همه این تعلیمات یادم میره انگار یه آدم دیگه ام و بعد که آروم میشم یادم میان و وحشتناک ناراحت و پشینون میشم. اما آخه این ندامت که دردی رو دوا نمیکنه، من نمیخوام اصلا عصبانیت و خشم غضبی پیش بیاد اما از توان من خارج و عاجزم به خدا هم التماس کردم که خدا کم آوردم خودت کمکم کن و تهذیب و تزکیه نفسم کن، اما نشده. استاد خواهش می کنم بفرمایید چیکار کنم که از این رذیله رها شم. من جز رضایت خداوند چیزی نمیخوام، می ترسم بمیرم و بنده شایسته ای براش نشده باشم و این بزرگترین ترس منه، از شروع روز می ترسم از اینکه بازم این گناه ازم سرم بزنه وحشت دارم میگم ای خدا بازم یه روز دیگه، اگر باز گناه کردم چی، این ترس امونمو بریده. استاد ببخشید طولانی شد. منتظر راهنماییتون هستم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً مأیوس نشوید. اگر صد بار هم از دستتان در رفت مأیوس نشوید. غلبه بر چنین رذایلی مسئله‌ی مهمی است و طول می‌کشد تا آرام‌آرام روحیه‌ی تسلط بر خودتان ظهور کند. موفق باشید

19054

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به جملات پر مغز و زیبای دعاهایی مثل «کمیل» و «ال یاسین» و «ندبه» و.... زمانی که به فارسی می خوانیم و معناهای آن را می فهمیم نسبت به زمانی که به عربی می خوانیم احساس می کنم با زبان فارسی بیشتر به حال معنوی و والای دعا نزدیک می شوم. حال به نظر شما اگر همیشه دعاها را به فارسی فقط بخوانم آیا قبول است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه که قبول است ولی زبان عربی از نظر مفاهیم، انسجام خاص خود را دارد. موفق باشید

16071
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: آیا می شود گفت برزخ فقط برای کسانی است که به مرگ غیر طبیعی از دنیا رفته اند و کسی که به مرگ طبیعی مرده برزخ ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. غیر از انسان‌های معصوم، همه برزخ دارند. به هرحال آن کسی که به مرگ طبیعی هم رحلت کرده باید مقدمات حضور در قیامت را طی کند، مگر آن‌هایی که در همین دنیا تا قیامت جلو رفته‌اند. موفق باشید

8120
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر. در یکی از سوالات دوستی مطرح کرده بود که با مطالعه اسفار و مراجعه بهیک روحانی، آن روحانیگفت برای طی سلوک می تواند سالک با نوجوانی زیر یک لحاف برود و ...وحضرتعالی پاسخ داده بودید آن شخص درست مطلب را متوجه نشده و استعاراتیکه ملاصدرا و یا حافظ استفاده می کنند برای رساندن معناست و...حتی مثال دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود را مثال زده بودید؛ استاد سوال من این است مگر مثال قحط است که این بزرگان از چنین مسائل سخیفی جهت استعاره استفاده می کنند؟حرف از مغبچه و پسرک و زیر دامن و... چه ضرورتی دارد وقتی این نوع از برداشتهای بد و را منجر می شود؟بنده اینهمه روایت از ائمه خوانده ام یک بار به چنین مطالبی برنخورده ام؛ چگونه این حضرات که یعنی پیرو ائمه هستند برای بیان وصال با حق و .. به نازلترین مطالب متوسل می شوند؟استاد خواهشمندم پاسخ مرا بدهید، بی صبرانه منتظرم سپاس بسیار
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری مقام متعادل ائمه«علیهم‌السلام» هرگز منجر به اظهار این واژه‌ها نمی‌شد در عین آن‌که وقتی قرآن از شراب طهور نام می‌برد می‌خواهد بفرماید احساسی برای اهل بهشت پیش می‌آید که با این واژه می‌توان آن را اداء کرد . و یا در آیه‌ی 93 سوره‌ی بقره می‌گوید بنی‌اسرائیل در قلبشان گوساله نوشیدند، در حالی‌که گوساله ‌نوشیدنی نیست، ولی برای آن‌که آن احساس را به‌خوبی بیان کند این نوع واژه‌ها را به‌کار می‌برند. حافظ در وصف رسول خدا می‌گوید: «نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت.... به غمزه‌، مسئله‌آموز صد مدرس شد» هرکس می‌فهمد منظور او از نگار، رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» است و منظور از غمزه، توصیه‌های روحانی آن حضرت است، ولی چون احساس می‌کنند واژه‌ها بعد از مدتی معمولی می‌شود و دیگر آن احساساتی را که این‌ها به آن رسیده‌اند بیان نمی‌کند، از این نوع واژه‌ها استفاده می‌کنند. نمی‌خواهم آن‌ها را تبرئه کنم، می‌خواهم عرض کنم نکند منظور آن‌‌ها به اشتباه فهمیده شود. موفق باشید
29241
متن پرسش
سلام و عرض ادب و احترام: متن زیر در فضای مجازی منتشر شده لطفا دیدگاه خودتان را با توجه به تاثیر اینگونه متن ها در ذهن دختران جوان در این زمینه مطرح فرمایید ممنون مدتی است سوزن همه ‌گیر کرده روی حجاب! امام جمعه و بسیج، موافقین را دعوت می‌کنند به راهپیمایی حجاب و عفاف! استدلال مدافعان این است که حجاب بگذارید، چون مردها زیبایی شما زنها را می‌بینند و دلشان می‌خواهد! مگر من که ماشین آخرین مدل شما را می‌بینم، دلم نمی‌خواهد؟ مگر من پشت ویترین مغازه لباس مدروز می‌بینم، نمی‌خواهم؟ مگر بچه‌های ما وقتی در تلویزیون غذاهای رنگارنگ می‌بینند، هوس نمی‌کنند!؟ خوب بکنند! چه کسی ضامن است؟ چرا فقط نگران تحریک یک شهوت، آن‌ هم از نوع مردانه‌اش هستید!؟ مگر زنها طعمه‌ی نمایش‌ها و‌ تبلیغات نمی‌شوند؟ اگر انسانها را انقدر بی‌اختیار و بی‌اراده دیده‌اید که هر چه ببینند، می‌خواهند، باید فکر اساسی‌تری کنیم! بیایید معامله کنیم. هر نمایشی ممنوع! یا نمایش هر چیز زیبا و دل‌انگیز یا هوس‌انگیزی ممنوع! شما خانه‌های لاکچری و برجها و آپارتمانهای کاخ نمایی که هوش از سر مستاجرها می‌برد را ویران کنید، ما قول می‌دهیم پایمان را به خیابان نگذاریم. شما ویترین مغازه‌‌هایی که لباس و کیف و کفش و لوازم خانه را به نمایش گذاشته‌اند تخته کنید، ما روبنده به رویمان می‌بندیم! شما پخش تبلیغات رستوران و انواع غذا و ماهی و کباب را تعطیل کنید تا ما شاهد برق چشمان فرزندانمان نباشیم، ما به جای چادر، کارتن یخچال می‌پوشیم که حجم هیچ جایمان معلوم نباشد! شما حجم شکمتان را پنهان کنید، ما هم مویمان را پنهان می‌کنیم! شما دست از پرخوری بردارید و بر شکم مبارک حریف شوید، تا ما از خودنمایی دست بکشیم و برخوی زنانه‌مان چیره شویم! به نظرم معامله‌ی منصفانه ایست! دیگر عقب‌مانده‌ترینهای جهان هم فهمیده‌اند که دوران جنگ و چوب و چماق گذشته! بیایید بنشینیم و مذاکره کنیم! شما مردان پولدار را قلع و قمع کنید تا دل زنان فقیر نلرزد، ما چنان گره روسریمان را سفت می‌کنیم که زبانمان از حلقمان آویزان شود! امتیاز می‌دهیم و امتیاز می‌گیریم! نمی‌شود تمام حلوای اسلام به کام شما باشد و چوب و چماقش برای ما! چماق ‌و هویجی اگر هست، با هم نوش‌جان می‌کنیم! عادلانه و منصفانه!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حجاب زن غیر از این حرف‌هایی است که می‌زنند. حجاب مربوط به نعالی خود زنان است تا در مسیر عبودیت خود، آن را رعایت کنند تا موجب تعالی روح و روان آن‌ها شود. موضوع نگاه مردان، فرعِ قضیه است. موفق باشید

27239
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ ۲۷۲۱۷ اشاره دقیقی به مخاطب قراردادن نفس اماره و اسارت خود حقیقی و عالی بشر با مکانیزم های سکولار کردید و اینکه آزادی بندگی چه میزان در مدرنیته مغفول است. به نظرم مکانیزمی که غرب مدرن و فرهنگ مدرنیته پیش گرفت، تا منهای آزادی عبودیت تمدن سازی کند و حتی منفعت طلبی بشر را مراقبت کند، این بود که خب آمدند مطابق اومانیسم، هر انسانی را بجای خدا نشاندند و انسانها خود شدند خدایگان ها و محور آنها بودند و حتی تعبیری پیچید که خدا کشته شده و مدفون شده و دیگر آن توحید و شریعت مبنا نیست. پس حالا هر کدام از انسان خداها یا همان خدایگان ها تا جایی آزادند و قدرت عمل دارند که به آزادی و محوریت دیگر خدایگان ها ضربه نزنند و این مبنا باشد. هر چند در مکانیزم آزادی اجتماعی که اقل کار انبیا و اولیا الله است، عالم مدرنیته و غرب مدرن ویژه توانست در چارچوب هایی مثلا برای انتظام امور شهری و مدیریت شهر و پارلمان موفقیت و نقاط مثبتی بدست بیاورد ولی نهایتا همان اومانیسم باعث شده رسما امروز در مقولات مهمی به چالش و تعارض بیفتند و متناقض باشند و حتی آمارهای عجیب و نادری را شاهد هستیم. امروز با آن مبنا اگر قصد اعدام شخصی را داشته باشند رسما اگر بپرسی چرا چنین می کنی و حیات او را می گیری با وجود مبنا بودن اومانیسم رسما به همان حد آزادی و احترام تا جایی که به آزادی دیگران لطمه نزند استناد می کنند و دیگر گویی راهی برای خود متصور نمی بینند و حتی مبانی شان هم اینجا درگیر چالش می گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به همین جهت متفکران جهان معتقدند درون فرهنگ مدرن تضادهای اساسی نهفته است. از هایدگر و گادامر که بگذریم، آثار امثال شهید آوینی و مرحوم دکتر مددپور و آقای دکتر داوری این نکته را به خوبی نمایان می‌کنند. موفق باشید

26046

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام: مساله اول: چندی پیش کلیپ یکی از مخالفان فلسفه و عرفان را دیدم که می گفتند حافظ، مولوی، غزالی، و... فاسد و بچه باز بودند البته در مورد ملاصدرا می گفتند مروج بچه بازی هستند و ظاهرا کلیپ یا مستندی از فساد ایشان دردستشان نیست جناب استاد مستندات این عزیزان چیست آیا واقعا چیز تاریخی وجود دارد که باعث سوء تفاهم این عزیزان شده است و اینکه این عزیزان چرا اینقدر زندگی برکام ما تلخ کرده اند؟ دوم کتاب جدال با مدعی در سایت شما نیست و قیمت آن هم در بعضی سایتها بالاست. لطفا خلاصه اش را در ساییتون بیاورید. یا بفرمایید از کجا آن را تهیه کنیم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جدال با مدعی» از جناب آقای دکتر غفاری است و باید از طریق انتشارات حکمت تهیه شود. کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» نکات خوبی در دفعِ آن شبهات در اختیار خواننده می‌گذارد. موفق باشید

24916
متن پرسش

سلام: آیا امسال هم همانند سالهای قبل حضور حداکثری در اربعین به همراه خانمها و بچه ها را تاکید دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته، مگر کودکانی که اگر بتوانید به آشنایان نزدیک بسپارید تا کم‌تر اذیت شوند. موفق باشید

24773
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد بنده دانشجوی سال آخر پزشکی هستم و در بیمارستان دوره کارورزی رو می گذرونم. یه موضوعی هست که مدتیه بهش فکر می کنم اینه که تو کشور ما متاسفانه آمار تصادف و آسیب در پی حادثه خیلی زیاده در صورتیکه کشورهای اروپایی و آمریکا مدت هاست مسئله تصادف و ترافیک و رانندگی های پر خطر رو حل کردن. واقعا ناراحت کننده است این آمار پزشکان غربی اغلب وقت آزاد دارن در نتیجه مطالعه بیشتر و اختراع وسائل پزشکی پیشرفته تری دارن. من متعجبم مثلا دولت آمریکا چطور توانسته ۳۰۰ میلیون جمعیت رو پایبند به قانون بکنه ولی ما هنوز در گیر حوادثی هستیم که میشه نباشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید این یک روح تاریخی است که بر ملتی شکست‌خورده در دنیای مدرن سیطره پیدا کرده است، ملتی که از این‌جا مانده و از آن‌جا رانده، نه توانست خِردِ قومی خود را در مواجهه با فرهنگِ غربی حفظ کند و نه توانست غربی شود. راه صحیح آن است که با جدیّت و با حضور در تاریخی که انقلاب اسلامی به میان آورده است، خود را بیابد. عرایضی تحت عنوان «عقل تکنیکی» در ۹ جلسه شد، شاید به کار آید. کتاب «خِرد سیاسی در زمانِ توسعه‌نیافتگی» از آقای دکتر داوری مطالب خوبی را با در میان می‌گذارد. موفق باشید

23380
متن پرسش
سلام استاد و پدر عزیز: خسته نباشید، امیدوارم که حالتون خوبه خوب باشه، استاد بنده در زمینه دعا خیلی ابهام دارم، واقعا نمیدونم مکانسیم اجابت چه جوریه، و اینکه آیا اصلا خواست ما در اجابت دخیل هست یا نه، مگر نه اینکه گفته میشه صورت درست و معرفتی دعا اینه که بگیم خدایا من فلان حاجت رو دارم اما من صلاح خودم رو نمیدونم، پس تو هر چی صلاح من هست رو به من عطا کن؟ اما سوالی که اینجا پیش میاد اینه که، مگر خداوند خودش نمیدونه صلاح ما چیه که ما باید بهش گوشزد کنیم، آیا این بی ادبی نیست؟ بعدم داریم که خداوند خیلی از خواسته ها رو حتا قبل از اینکه ما بگیم بهمون عطا کرده، یعنی مصلحت ما رو چون میدونسته خواسته ما رو حتی بدون درخواست داده، پس این شرایط فعلی که من دارم بهترینه و مصلحت هست و اونی که میخوام مصلحتم نیست، پس میتونیم بگیم دعا فقط شاید یه راه ارتباطی با خداوند باشه نه یه وسیله برای استجابت و رسیدن به خواسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که حضرت ربّ العالمین می‌فرمایند: من گنجی مخفی بودم، خواستم شناخته شوم». با اظهار عبودیت از طرف ما است که ربوبیتِ او ظهور می‌کند و با نظر به دعای ما که خودْ موجب ایجاد ظرفیتی در ما می‌شود، او ما را اجابت می‌کند و با ربوبیت خود ما را در بر می‌گیرد. موفق باشید 

23065
متن پرسش
سلام: بعضی سوالات عجیب به ذهنم می رسد. اگر فرشتگان بال و پر دارند یعنی مثل کوتر برای جابجایی پرواز می کنند و یا از وسیله ای استفاده می کنند یا در هیچ جا به بال و پر و یا وسیله ای جهت جابجایی از ائمه اشاره شده در قران کریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت‌های برزخیِ فرشتگان دارای بال است، نه آن‌که وجود آن‌ها در عالم ماده چنین شکل و شمایلی داشته باشد! موفق باشید

22938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام مجدد: استاد عزیز دیروز چند تا سوال مطرح کردیم اما یک سوالم باقی ماند اگر این سوالم را در کنار سوالات قبلی جواب بدهید بی نهایت سپاسگزارم: سوال قبلی ام در مورد آثار مهدی طیب بود. سوال جدید و بسیار بسیار مهم: ایا تمامی اعمالی که انجام می دهیم نظیر حرف زدن و کار کردن و انواع رفتارهای خارجی از قبل در عالم تکوین بوده؟ یعنی اینکه مثلا من امروز نماز جمعه رفتم آیا قبلا در لوح پیش حق تعالی ثبت شده بوده؟ مثلا من سهوا و غفلتا یک گناهی مرتکب می شوم آیا قبلا در لوح ثبت بود و حتما باید رخ می داد؟ استاد عزیز من اینها را بدین خاطر می پرسم که بعضا آدم دچار اشتباهی می شود و یک کاری انجام می دهد و بعدا پشیمان و حسرت می خورد که ای کاش باید این کار را نمی کردم و یا ان کار را می کردم و .... چون اگر الحق از قبل در لوح ثبت باشد دیگر جای حسرت و پشیمانی وجود ندارد!!! چون اراده خدا بر این بود و حتما خیر در این بود. نکته ای که هست در کتاب طبیب عشق نظر نویسنده بر این است که تمامی اعمال و حوادث از قبل در لوحی ثبت است. در صورت امکان لطفا راهنمایی فرمایید. یا کتابی در این مورد معرفی کنید. با تشکر. اجرکم عندالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با مطالعه‌ی جزوه‌ی «جبر و اختیار» و دقت بر روی تفاوت امر تکوینی با امر تشریعی، جواب سؤالتان داده خواهد شد. موفق باشید

22222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: عید بر شما مبارک. سوالی راجع به دو رویکردی که حوزه در رابطه دو شخصیت یعنی علامه حسن زاده و علامه جوادی داشت بپرسم که چه شد حوزه از درس و بحث علامه حسن زاده بی بهره شد ولی از آیت الله جوادی خیر؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی آیت اللّه حسن‌زاده و ناتوانی جسمی ایشان، موجب شده است که کمتر بتوان از ایشان به صورت مرتب و رسمی استفاده کرد وگرنه همه مشتاق استفاده از ایشان هستند. موفق باشید

21956
متن پرسش
سلام استاد: در بحث معاد روشن شد که همین الان که انسان در دنیا زندگی میکنه بدن برزخی و قیامتی خودش رو عالم برتر داره می سازد و چون حجاب داره نمیتونه ببینه، یه سوال پیش میاد: بدن برزخی و قیامتی ظهور نفس انسانه، حال اگر این بدن خود انسانه به ظهور چطور میشه که نفس ما به بدنی که ظهور خود اوست توجهی نداره؟ به عبارتی مگر میشه نفس توجه نکنه ولی برای خودش بدن بسازد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن بدن تکویناً ایجاد می‌شود و ربطی به اراده‌های جزیی ما ندارد. مثل تدبیری است که نفس بر روی بدن ما إعمال می‌کند و معده و قلب ما را تدبیر می‌نماید. موفق باشید

20479
متن پرسش
سلام محضر استاد طاهرزاده بزرگ ذبح کننده سوالات من دریافتم که تنها راه نجات از اهریمن شروری که دکارت مطرح می کند (یا به طور کلی نجات از خطا و اشتباه و جهل مرکب) پناه بردن به شکاکیت تسلسلیست بدین معنا که شک دارم و در شک داشتن خویش شک دارم و درین شک دوم شک دارم همین طور این شک ادمه می یابد و البته این تسلسل محال نیست به دو دلیل 1 وجدانا این تسلسل را در وجود خویش می یابم 2 اعداد هم تسلسل دارند و تسلسل محال نیست. پس وقتی ما هیچ گزاره ای را تایید نکنیم قطعا هیچ فریبی نیز در کار نخواهد بود این نکته مورد تایید حضرتعالی می باشد؟ خواهشا مستدل پاسخ دهید. به نظرم خیلی از سوالات را ذبح می کنید. چرا دست و پای استاد در مقام پاسخ گویی لرزان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهی به نظر می‌آید باید به خواستگاهِ سؤال عزیزان توجه کرد و جواب داد و نه به ظاهرِ سؤالات. مثل آن‌که در قرآن هست که طرف می‌پرسد چه چیزی انفاق کنیم؟ ولی خداوند مسئله را می‌برد در جایگاه اصلی سؤال، و آن این‌که به چه کسانی باید انفاق کرد. ملاحظه کنید: «يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ» (215/بقره) بنابراین اگر به قول شما سؤالات را ذبح می‌کنیم، ذبح شرعی انجام می‌گیرد 2- در مورد شکی که به میان می‌اورید، بحث در محل‌بودن و محل‌نبودنِ شک در میان نیست، بحث در این که دکارت می‌رسد به این‌که در شک‌بودن، کسی دارد شک می‌کند که در شک‌بودنِ خود، شک ندارد و از این طریق بحث را تا یقینِ به وجود انسانی که شک می‌کند، جلو می‌برد با همان جمله‌ی مشهورِ «من شک می‌کنم، پس هستم». موفق باشید

20466
متن پرسش
با سلام و ارادت: اینکه فرمودید سلوک عبادی دارای شدت و ضعف است، این همان خوف و رجا است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شدت و ضعف سلوک به جهت تفاوت تجلیات انوار الهی است و بدین نحو می‌توان گفت هرگاه آن تجلیات، گشوده‌تر باشد و اسماء جمالی در صحنه باشد رجاء غلبه دارد. موفق باشید

نمایش چاپی