باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جناب ابنعربی با روح عرفانی خود سخن میگوید هرچند بعضاً در گزارش کشف خود، واژههای فلسفی بهکار میبرد ولی امثال فناری و قیصری اساساً در تبیین نظرات ابنعربی یا قونوی با مبانی حکمت مشاء سخن میگویند. ۲. تفکر فلسفی در جای خود، بُعدی از ابعاد انسان است ولی اشتباه آنجا رخ میدهد که تفکر فلسفی بخواهد در عرفان هم خودنمایی کند و خرد عرفانی را نیز در افق تفکر فلسفی محدود نماید. ۳. فعلاً خوب است. ۴. به گفتهی محققانهی استاد یزدانپناه، فراموش نکنیم جناب ابنعربی و جناب مولوی در بستر فرهنگیِ اهل سنت حضور داشتهاند و تاریخ خاصی که اهل سنت شکل دادهاند، ما که نسبت به آن ضعفها آگاه هستیم نمیتوانیم آگاهی خود را نادیده بگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ایشان سلام برسانید و بگویید تا جایی که حرامی صورت نگیرد، امور خانه و مدیریت آن باید به دست خانم خانه باشد. در خبر داریم که جناب رباب، آنچنان خانهی خود را تنظیم کرده بود که بعضاً از حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» سؤال کردند و حضرت فرمودند به سلیقهی خودش در حدّ امکاناتی که در اختیار داشته، عمل کرده و حضرت امام خمینی نیز در همین اندازهها میدان عمل را به همسر خود میدادند. نکاتی در کانال https://eitaa.com/ololalbaabtarbeiat هست که میتوانید به آن رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هگل، بحثِ دیالکتیک را در تاریخ مطرح میکند که چگونه در سیر تاریخ، روح کلّی همچنان در تقابل تضادها خود را به ظهور میآورد. ولی بحث ترکیب حق و باطل، معنا ندارد هرچند ممکن است در تاریخی چیزی حق باشد مثل صلح امام حسن «علیهالسلام» و در زمانی دیگر کار دیگری حق باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر نفرموده باشند تا «هم فیها خالدون» بخوانید؛ تنها باید به همان آیهی اول بسنده نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون ضعف نبوده ولی حرکات جهتدار و امید بخشی در میان است. آری به جهت انتظارات زیادی که از حوزه هست، بیش از آنچه انجام شدهاست را جامعه طلب میکند ولی تنها راه نجات بشر از ظلمات این دوران، آموزههای دینی است که مرکز رسمی و جدّیِ تنظیم و تدوینِ آن تنها حوزههای علمیه میباشند با سابقهی تمدّنی هزار ساله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همانطور که مکرر در جوابهای سؤالهای کاربران محترم عرض کردهام، روحیهی ورود به پایاننامهها را ندارم. شاید کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست، به کارتان بیاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند همهی توصیههایی که جناب آقای نخودکی فرمودهاند خوب و مفید است ولی فکر میکنم آن دستور العمل اولا: از جهتی مربوط به آن شرایط باشد ثانیا مربوط به ذوق حضرت امام است لذا بهتر است ما بر اساس ذوق و روح خودمان تعقیباتی که جناب شیخ عباس قمی در مفاتیح مطرح کردهاند را انتخاب کرده و انجام دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه بر اطاعت خدا پایداری کنید، نهتنها آن تصاویر میرود، حتی طوری میگردد که هر چه تلاش کنید تا آنها را در صفحهی ذهنتان بیاورید، نمیآید، فقط از آن خاطرهای میماند و بس. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از اندیشهی درست و اعمال پاک فاصله بگیرد و به حقوق انسانها و اطرافیان بیتفاوت باشد؛ به همان اندازه از خدا دور میشود و از رحمت الهی محروم میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همینکه ما به غذا و لباس یهود و نصاری علاقهمند هستیم، نشانهی آن است که آنها را الگوی خود گرفتهایم و محبتی باید در میان باشد تا آنها شخصیت الگویی انسان بشوند. ۲. بنده به این نتیجه رسیدهام، ولی برای بقیهی اعاظم نیز احترام قائلام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در جزئیات سخنان این افراد نیست، بصیرت اقتضاء میکند که انسان مشغول جزئیات سخن این افراد نشود وقتی در جایگاهی قرار دارند که عملاً به نفع دشمنان اسلام است و وسیلهای هستند تا انقلاب اسلامی که راهِ نجات اسلام از دست استکبارِ جهانی است؛ به حاشیه و حجاب رود. از این جهت نباید در دام چنین سؤالاتی که امثال شما مطرح میکنند قرار گرفت وگرنه علی محمد باب هم از این سخنان به ظاهر دلفریب دارد و نباید مشغول این سخنان شد و از جایگاه او که مستر همفر مأمور شکلدادنِ به آن است، غفلت کرد! امید است توانسته باشم حجت را بر شما تمام کنم. حال خود دانید و آیندهای که در پیش دارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در کتاب «خویشتن پنهان» عرض شد آنچه در حافظه میماند، چیزهایی است که به صورت علم حصولی و با ارادههای جزئی ما انجام میشود، وگرنه چه در حالت بیداری و چه در حالتِ خواب، آنچیزی که صرفاً حضوری باشد در یاد و خاطره نمیماند. آری! تنها انسان به جهت جنبهی وجودیاش احساسی نسبت به آن امر در خود دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امور کلی هر جامعهای باید مبتنی بر احکام الهی باشد و ولیّ فقیه کارشناسِ کشف آن احکام است و در امور جزئی باید خود مردم تصمیم بگیرند. به همین جهت در روایات از ائمه داریم: ««عَلَيْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ إِلَيْكُمْ وَ عَلَيْكُمُ التَّفَرُّع»؛[1] يعنى وظيفه ى ما است كه اصول را به شما بگوئيم و بر شما است كه در حواشى آن سير كنيد و تدبّر نمائيد. موفق باشید
[1] ( 1)- بحار الأنوار، ج 2، ص 245.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است بهخصوص که نفس انسان مؤمن در زیر سایهی رحمت الهی است. پس بهشت مظهر تجلیات انوار الهی خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرشتگان به عنوان حقایق وجودی دارای شدت و ضعف هستند و مناسب هر مخلوقی نور مناسب مرتبهی مخلوق را بدان متجلی میکنند و با وجه وجودی مخلوق ارتباط دارند، نه وجه ماهیتی آن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مسئله که روشن است. یعنی آن مرحوم مثل حضرت زهرای مرضیه«سلاماللّهعلیها» که برای پدر گرامیشان بودند که حضرت فرمودند: «فاطمة امّ ابیها»، مرحوم آقا مصطفی برای امام بودند و تا زنده بودند هوای امام را داشتند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: شبهه ای در ذهن بنده هست که تا حالا جواب های زیادی رو در موردش شنیدم ولی من رو قانع نکرده. و اون این هست که چطور ممکنه که غیرت الله حضرت امیر علیه السلام در خانه باشند و با این وجود حضرت زهرا علیها السلام به تنهایی پشت در خانه بیایند و با اون جماعت صحبت کنند که بعد منجر به اون حادثه تلخ بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در کتاب «بصیرت فاطمه زهرا «سلاماللهعلیها» شده است از آن جهت که جلسهای در خانه حضرت با بعضی از اصحاب رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» در رابطه با کودتایی که منجر به خلافت ابابکر بود تشکیل شده بود و خلیفه دوم خبر دار شد و خواست بزعم خود خانه را آتش بزند و آن جلسه را به هم بریزد. و زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» با شجاعت کامل در مقابل کسی ایستادند که در تندی مشهور بود و متأسفانه مداحان ما طوری موضوع را مطرح میکنند که سنت خدا در عزّتمندی مؤمنین فراموش میشود و متوجه نیستیم به همان معنایی که خداوند فرمود: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» (منافقون/8) هیچگاه خداوند طوری صحنهها را بهوجود نمیآورد که مؤمنین تحقیر شوند، حتی اگر به قیمت شهادت حضرت امام حسین «علیهالسلام» باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب در نوعی پرسشگری که نظر به افقی است تا آینده به سوی ما آید، میپرسید ماجرا از چه قرار است که «اصلا دست خدا جبهه حزب الله را از رقابت خالی کرد». به نظر بنده آنچه در این لیلة القدر بنا است به نمایش آید، نظر به آینهای است که نسبت ما را با مقام معظم رهبری معنای دیگری میبخشد. آقای دکتر جلیلی میدان رقابت با آقای رئیسی را تبدیل کردند به میدانی که ما هرچه بیشتر حضور رهبری را در این تاریخ بنگریم.
راهی را گشودند که در نوعی از انتخاب قرار میگیریم ولی نه انتخاب بین دو رقیب که یکی با نفی دیگری، خود را اثبات کند؛ بلکه انتخابی که بستر حضور در صحنهای است که عملاً با رهبری بیعت میشود از نوع بیعتی که با مولایمان در غدیر انجام دادیم.
ملاحظه کردید که در غدیر از یک طرف انتصابی الهی انجام شد، تا مدیریت جهان اسلام توسط انسانی قدسی شکل بگیرد، ولی از طرف دیگر پیامبر خدا «صلوات اللهعلیهوآله» مردم را تشویق کردند تا در همان مکان با علی بن ابیطالب «علیهالسلام» بیعت کنند. راستی! اگر انتصاب از طرف خداوند بود، چرا رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نفرمودند این حکم خدا است و باید همه بپذیرند؟ جایگاه این بیعت، جز آن است که باید در عین بستری قدسی، جمهور، خود را و انتخاب خود را به میان آورد؟ اینجا رقابت بین دو جریان نبود، بلکه اختیار و انتخابی بود برای پذیرفتن و نپذیرفتنِ آنچه خداوند مقرر کرده بود. آیا ما نیز در شرایطی در حال قرارگرفتن هستیم از جنس انتخاب و بیعتی که نسبت خود را با نظام مقدس اسلامی باید معلوم کنیم؟ و در این انتخابات مخیر به چنین موضعگیری هستیم؟ بیعتی از جنس بیعتی که در غدیر واقع شد و نه بیعتی که خلفای عثمانی بر مردم تحمیل کردند؟ آیا اگر دموکراسی، عبور از آن نوع دیکتاتوری بود که به نام بیعت بر مسلمانان تحمیل کردند، ما دوباره به آن بیعت برگشتهایم؟ و یا با نظر به ضعفهای دموکراسی، قدمی جلوتر آمدهایم تا در عین نقشآفرینیِ جمهورِ مردمان، از صحنه رقابت مطرح در دموکراسی نیز قدمی جلوتر بیاییم؟ و در انتخاباتی قرار بگیریم که بیعتی باشد با راهی که نظام اسلامی مقابل ما گشوده است؟ و ما هنوز در طلوع و تولد این راه هستیم، با همه ابهاماتی که دارد. مثل آن روز که با روبهروشدن با ولایت فقیه، هزاران ابهام برایمان پیش آمد که نکند ولایت فقیه نوعی دیکتاتوری است و سپس معلوم شد تاریخ دیگری است که انسانها در عین انتخابی آزاد، اسیر سکولاریسم جهان مدرن نباشد. موفق باشید
سلام به استاد گرامی و با قبولی طاعات و تبریک به جهت عید سعید فطر. راستش با جوابی که به سؤال شماره 30948 تحت عنوان «بهترین حضور در عهدی که ما با ماه رمضان در خود میتوانیم نگه داریم» دادید احساس کردم مطلب می تواند بیش از این حرفها باشد و آن جواب مقدمهای هست برای این که ما با شروع عید فطر به تولد دیگری فکر کنیم. خواستم اگر ممکن است در این رابطه یعنی در رابطه با عید فطر و نوع زندگی که باید شروع کنیم، نکاتی بفرمایید. پیشاپیش از اینکه وقت شما را میگیرم، پوزش میطلبم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید موضوع عید فطر بسیار بزرگتر از آن است که تنها خوشحال باشیم که وظایف دینی خود را انجام دادیم و تمام شد. آری! سالهای قبل در رابطه با عید لقاء الهیبودنِ عید فطر عرایضی شد و در امسال یادداشتی را که امروز تنظیم شد را خدمتتان ارسال میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی
عید فطر و شروعی دیگر
وقتی در ماه رمضان دل به دریا زدید و با همّتی بزرگ تا کنارههای رؤیت حضرت مجبوب جلو رفتید؛ هان! متوجه باشید حال که راز خدایی بر زبان دارید و جان شما پیک کلام ازلی شده، آن را پاس دارید. این نتیجه تلاش و صبر آنهایی است که به برتر از نیازهای حیوانی خود نظر کردند.
حال که آسمان به سوی شما گشوده شد، باید خود را وقف ایثارها و خوشخلقیها و خوشبینیها کنید، به پاس این همنشینی با فرشتگان، به پاس زندگی در تاریخی که شهید حاج قاسمها در آن متولد شدند و خود را در جاودانگی تجربه کردند و فهمیدند در سایه چه کسی آرام گیرند آنجایی که آن شهید بزرگوار در وصف مقام معظم رهبری «حفظهالله» فرمود:
«والله! والله! والله! از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد.»
در جنگ بین ظلمات و نور، از رنج مقدس و غم از دسترفتن عزیزان در این جنگ نباید هراس داشت. آنکه به دل طوفان میزند، زبان خداوند است و اجازه ندارد اجازه دهد این شعله برافراشته، یعنی انقلاب اسلامی را عدهای که تا دیروز مدعی انقلابیگری بودند با شعارهای عوامانه خود، خاموش کنند.
کسی که با آسمانها به گفتگو در میآید از آذرخش آسمان نمیترسد، حتی اگر آن آذرخشها، مقدسانِ نادانی باشند همانند خوارج.
تنها با ایمانی پارسایانه میتوان به «عید فطرِ» رمضانی رسید که در آن زندگی با طراوتی دیگر شروع میشود و تنها در پرتو تسلیم، دلیرانه در مقابل حکیم بزرگ دوران میتوان در خدمت مردم بود وگرنه از مردم و از انسانیت دمزدن و رهبریِ رهبر معظم انقلاب را مدّ نظر نداشتن، شیطانی را تداعی میکند با 6000 سال عبادت، چون کوری سرگردان با وجودی سراسر غضب.
در بستر انقلاب اسلامی و با حضور در کنارههای رؤیت حضرت محبوب، تنها چیزی ارزش دارد که جانها را به سوی حقیقت، به شکوفایی دعوت میکند. کافی نیست وقتی به سخن میپردازند، سخنان خوب بگویند و دم از انسانیت بزنند اما در دل آن سخنان، نهادهای مقدس نظام اسلامی را نفی کنند و تلاش نمایند مردم را در مقابل آن نهادها قرار دهند و با روحیه کودکانه خود، نقش و رهنمودهای حکیم فرزانه انقلاب را نادیده بگیرند.
چگونه آن کلام دوستانهای که از دل آن مرد شجاع چون چشمهای معنوی از عمق کوه وجدان این ملت بیرون آمد و چون قطرههای بلورین ما را به نیروهای پنهان عالم آگاه کرد؛ فراموش کنیم؟ آنگاه که فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد.»
از چه ملتِ ما را به سازش و دوستی با دشمنان انسانیت دعوت میکنند؟ ملتی را که رهاییاش جز در نبرد با مستکبران نیست؟ شهدای ما رؤیای رفاه غربی را از سر به در کردند که آنچنان آبدیده و آسمانی شدند.
در عید فطر میتوان غرق در شوق الهام شد و زندگی را در بستری که به سوی آینده توحیدی است، دنبال کرد. با طبیعتی خدایی باید خویشتن را خداگونه آشکار نمود تا از دهانتان موسیقی عشق و حماسه به ظهور آید، عشق و حماسهای که در طنین سخنان رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» به گوشها میرسد تا همچون سردار دلها، جاویدان ادامه یابید.
بنیادیترین روحی که در عید فطر شروع میشود، نظر به جانب بالا است و با تمام وجود و یکپارچه ایمان و عزمشدن.
مقدس میتواند همیشه مقدس بماند اگر انسان مغرور تعریف و تمجید عوام نشود و از سنتهای حضور در جهان بیکرانه الهی غفلت نکند.
آن کسی که در زندگی فقط یک راه را میبیند و آن راهی است که تنها به او ختم شود، اگر مردم به او رأی ندهند، به هیچکس رأی نمیدهد.
عید فطر، عیدی است برای شروعی دیگر و گامزدن در جادهای که مردم ما در انتخابات پیش رو به حاکمیت مردانِ مردی نظر میکنند که در تراز انقلاب اسلامی باشد. با نظر به «جهانی میان دو جهان»، تا نه از آرمانهای مقدس نظام اسلامی غافل شویم و نه از زندگی در دنیای جدید فرار کنیم.
والسلام
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در شرایط حساس تاریخی قرار داریم که از یک طرف انقلاب اسلامی توانسته است با رهبریهای حکیمانهی مقام معظم رهبری و در عین سعهی صدری که ایشان نسبت به آقای هاشمی و انحرافاتی که ایشان وارد انقلاب میکردند؛ انقلاب را حفظ کنند و به جای اینکه در همان زمانی که امثال آقای هاشمی و امثال ایشان پایههایی را گذاشتند که امروز شما با آن انحرافاها و ثروتهای بادآوردهی جریانهای به ظاهر در کنار انقلاب، با آقای هاشمی و انحرافات ایشان مقابله کنند و به نظر بنده بساط انقلاب اسلامی را به وسعتی که امروز ملاحظه میکنید، برچینند؛ و نهایتش یک جریان به اصطلاح خوب انقلابی میدان مدیریت ایران را به دست بگیرند، ایشان با آن سعهی صدر مهدوی، سعی کردند اصل انقلاب با توجه به ذات خاص تاریخی که دارد، بماند زیرا میدانستند در دل این حضور تاریخی به مرور مشکلات پیشآمده رفع خواهد شد ولی انقلاب میماند. و امروز ما ناظر دو پدیده هستیم؛ یکی مشکلاتی که ملاحظه میکنید از فقر و بیکاری گرفته تا ثروتهای بادآورده و فاصلهی طبقاتی اینچنین آزاددهنده، که امثال آقای سعید زیباکلام نسبت به آن نگران هستند. پدیدهی دوم وجود خود انقلاب است و تواناییهایی که برای رفع این مشکلات در ذات خود دارد و با رهنمودهای فوقالعاده مهدوی مقام معظم رهبری «حفظهاللّه» میبینید که بنیان عبور از بلیّهی آقای هاشمی بحمداللّه در حال شکل گیری است. و رساندن جامعه به این مرحله که مردم امیدشان از آن نگاه غربگرا که به اصطلاح به بهانهی برجام میخواستند ما را «ژاپن اسلامی» کنند، تا حدّ زیادی قطع شده است؛ کار بس مهمی است و افقی که با حضور مسئولین نظام قضایی و نظام تقنین پیش آمده است، حتماً در اجرا نیز پیش خواهد آمد و با حفظ انقلاب اسلامی تحول اساسی در کشور بهوجود میآید. و اگر تا دیروز آقای عباس عبدی در آخرین روزهای دولت آقای خاتمی گفتند آخرین میخ به تابوت اصلاحطلبی در حال کوبیدن است، ولی به جهت نشناختن ذات انقلاب اسلامی توسط آقای احمدینژاد و نداشتن معارف لازم ما باز نتوانستیم به هویت اصیلی که نظام اجرایی ما نیاز دارد، برگردیم، با رهنمودهای مقام معظم رهبری و تجربههای بهدست آمده، مسلّم آخرین میخها به تابوت جریان غربگرایی که متوجهی اصالت حضور تاریخی انقلاب نیست؛ در حال کوبیدن است و به همین جهت رهبر معظم انقلاب مجلس را و نیروهای انقلاب را متذکر شدند که به جای استیضاح دولت، اجازه دهند تا دولت همهی آنچه که باید از خود نشان دهد را، به میدان بیاورد. و مسلّم بدانید این نوع نگاه که در این دولتمردان هست، هیچ سنگی بر سنگی گذاشته نخواهد شد و إنشاءاللّه امثال آقای زیباکلامها هم متوجه میشوند باید در سعهی وسیعتری انقلاب را و مددهای الهی را که به رهبری میشود ببینند، به همان معنایی که بنده مکرر عرض کردهام «برای آبادانی دهی نباید شهری را خراب کرد.» بحث بسیار است و امکان طرح موضوعات هنوز فراهم نشده است. خدا را شکر که باطن نورانی این انقلاب اگر از یک طرف جوانان پاکسیرتی را متوجهی اصالتهای انقلاب میکند؛ توانِ آن را دارد که مدعیان دروغین دفاع از انقلاب امثال تاجزادهها را اینچنین رسوا کند. آیا عقابی از این بالاتر که اینان دیگر هیچ تعلقی به انقلابی که حاجقاسمها میپروراند، ندارند؟! در حالیکه محال است خداوند آثار زحمات شهدای ما را ضایع کند که قصد و مقصدشان حفظ نظام اسلامی و جهانیشدن آن بود به همان معنایی که خداوند وعده داد: «فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ». موفق باشید
