بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام: بنده طبق سیرمطالعاتی که در سایت قرار دادید پیش میرم اکنون می‌خواهم بحث معاد را شروع کنم. با یکی از شاگردان شما صحبت کردم ایشان گفتند تا خشم و عصبانیت خود را کنترل نکنی نمی‌تواتی معاد کار بکنی..آیا شما حرف ایشان را تایید می‌کنید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است. چون هر اندازه با روح آرام‌تری وارد مباحث معاد شوید به همان اندازه احساس حضور شما در معاد بیشتر خواهد شد. موفق باشید
32082
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد گرامی: کتب «برهان تا عرفان» و «ده نکته معرفت نفس» شما را مطالعه کردم، سپاسگزارم از اینکه مفاهیم حکمت متعالیه را به زبان ساده آموزش می دهید. کتاب شما باعث شد که سوالات بسیاری برایم پیش بیاید در نتیجه به مقالات و کتب متعددی رجوع کردم. لیکن ابهامات و سوالات اساسی در این مطالب برای من بر جا مانده که ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید. ۱. مباحث وحدت وجود تماما در باب ذات الهی است، در حالی که می دانیم در احادیث بسیاری از اهل بیت تفکر در ذات الهی نهی شده است. آیا هیچیک از فلاسفه اسلامی، قائل به وحدت وجود در مورد این ایراد جوابی ارائه کرده اند؟ مثلا در تعریف وحدت تشکیکی وجود، ذات الهی برابر با وجود دانسته شده که دارای مراتب شدت توصیف می شود! آیا قائل شدن مراتب شدت و ضعف وجود معادل به قائل شدن کم و کیف برای ذات الهی نیست؟! که در این صورت قابل پذیرش نیست. ۲. بنده منابع بسیاری را برای یافتن تعریف دقیق از «وحدت شخصیه وجود» جستجو کردم. علی رغم اینکه این نظریه از زمان ابن عربی بین عرفا رایج بوده  ولی متاسفانه تعریف دقیق و شفافی از آن یافت نمی شود. در تعریف ویکی فقه بیان شده است که «وحدت شخصی وجود» به معنای وحدت مطلق در وجود است اما مراتب در تجلی وجود است. حال آنکه در «وحدت تشکیکی وجود» مراتب در خود وجود است. بنابر این تعریف «وحدت شخصی وجود» منطقی تر به نظر می رسد. ۳. در مورد مساله «وجود شرور» در عالم دلایل ارائه شده در حکمت متعالیه غامض می‌باشد. اول اینکه خواسته شده با ارجاع به وحدت تشکیکی وجود،  شرور معادل با «عدم» در نظر گرفته شود که ناشی از نقص وجود در مراتب پایین تر است. در وحدت شخصی وجود نیز هیچ توضیحی برای شرور نیافتم! بنده شخصا به این می اندیشم که با وجود این همه ظلم‌ها و شرارت‌ها در اطراف ما، چگونه می توان فلسفه آنها را با کمک وحدت وجود فهم کرد؟! ۴.  در باب اختیار انسان، جناب ملاصدرا در اسفار متذکر شده است که چون انسان دارای سه بعد عقلانی، مثالی و جسمانی می باشد در نتیجه مضطر به اختیار است. ولی این استدلال قویی نیست زیرا ابتدا باید اثبات شود که بین عقل و مثل و جسم تضاد وجود دارد تا نتیجه شود که انسان مضطر به اختیار بین این نشئات متضاد است. در حالی که می دانیم این سه عوالم به ترتیب در طول و منتج از یکدیگرند پس قاعدتا نباید تضادی بین این سه عوالم باشد! ۴. در مورد حرکت جوهری، ظاهرا حکمت متعالیه آن را مختص عالم ماده دانسته است  و عالم مجردات فاقد حرکت است. در حالی که می دانیم تنها خداوند کمال مطلق است و هر چه غیر اوست فقیر بالذات است. در نتیجه منطقی این است که استدلال کنیم تمامی عوالم وجود اعم از مادی و مجرد همه به سوی کمال مطلق در حرکت هستند تا از او فیض گیرند. و این حرکت باید نامتوقف باشد. مثلا اینکه بهشتیان در بهشت ارتقای مقام می یابند ویا گروهی از جهنمیان پس از مدتی از جهنم آزاد می‌شوند همگی مثال‌هایی بر حرکت جوهری در عالم غیر ماده است. در عالم فرشتگان نیز می دانیم هاروت و ماروت (بنابر داستانی در عیون اخبارالرضا) دچار امتحان الهی شدند که نشانگر امکان تحول و حرکت جوهری بین فرشتگان نیز هست! در انتها اگر ذکری نیز دستور بفرمایید بسیار متشکر خواهم شد. خداوند توفیقات شما استاد گرامی را افزون فرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد نیاز به بحث مفصل دارد. ولی به طور مختصر عنایت داشته باشید که حضرت امام در کتاب «چهل حدیث» حدیث چهاردم که مربوط به تفکر در ذات الهی است، نکاتی در رابطه با وحدت وجود مطرح فرموده‌اند. عنایت داشته باشید که خداوند عین وجود و وجودِ مطلق است و در تشکیک وجود بحث در تجلیات وجود است که همه به ذات حق برمی‌گردد ولی هیچ‌کدام خداوند نیستند زیرا هیچ‌کدام وجود مطلق نمی‌باشند.

در مورد شرور و وجه عدمی آن اتفاقاً بهترین جواب در دستگاه «اصالت وجود» توسط مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» داده شده است.

همین‌که انسان دارای مقام امکانات مختلف و ابعاد مختلف وجودی است، عملاً در گذرگاه انتخاب قرار می‌گیرد. به همین جهت در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» بحث شد که انتخاب، ذاتیِ وجود انسان است.

حرکت جوهری را باید با دقت مطالعه کرد تا این نوع اشکالات در دل آن رفع شود. زیرا آنچه در «حرکت جوهری» مطرح است تبدیل قوه به فعل می‌باشد و این غیر از حرکت به معنای رفع موانع حضور و حاضرشدن در مرتبه حضور برتر است. آن‌جا بحث حضور در حضور است و این ربطی به حرکت جوهری ندارد.

به هر حال ملاحظه می‌فرمایید که معارف گرانقدری در «حکمت متعالیه» نهفته است که دقیقاً جواب نیازهای معرفتیِ این زمان می‌باشد و باید با همت زیاد و دقت فراوان در آن وارد شد تا معلوم شود حتی «وحدت وجود» در نسبت حضور حق با حق، با «تشکیک وجود» در نسبتِ حضور حق با خلق، قابل جمع است. موفق باشید      

29007
متن پرسش
سلام استاد: امروز به خاطر وضع کاملا بی حجابی چندین نفری که در کوه دیدم حالم گرفته شده؛ استاد می‌دانم که نهی از منکر در آن افراد شرایطش فراهم نیست و بر من هم واجب نیست اما چه کار کنم که دلم راضی شود؟ احساس می‌کنم وظیفه ام را خوب انجام ندادم از طرفی هم این آیه در گوشم می‌شنوم که «علیکم انفسکم»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر شرایطی بود که از یک طرف فرزندان انقلاب نشان دهند سجایای اخلاقیِ بلندی دارا هستند و تهمت‌های جبهه‌ی استکبار که از افراد مذهبی انسان‌های تنگ‌نظر ساخته است، خنثی نمود.  و از طرفی با کار فرهنگی موضوع اصالت‌داشتن حجاب را تبیین نمود و به امید افول هرچه زودتر فرهنگ غربی که مبلغ عریانی است، منتظر ماند که بسیاری از این مشکلات در یک روند تاریخی رفع شود. البته به هیچ‌وجه نباید از حجاب که یک نماد انقلابی و دینی و ایرانی است؛ کوتاه آمد و در نظر به تمدن اسلامی که در دل چنین شاخصه‌هایی خود را به ظهور می‌آورد، مطلب را دنبال کرد. مناظره‌ی آقای مهدی نصیری با آقای دکتر سورنچی نشان داد که آقای نصیری گویا متوجه نیستند ما در آینده‌ی متعالی خود قرار داریم و عملاً ایشان یک نوع انفعال نسبت به تبلیغات دشمنان در رابطه با حجاب پیش کشیده‌اند در حالی‌که جناب آقای دکتر سوزنچی بسیار حکیمانه موضوع را مطرح کردند که نه حالت تحمیل دیکتاتورانه در کار باشد و نه حجاب از هویت حکومتی خارج شود. در این مورد خوب است به مصاحبه‌ی مذکور که در برنامه‌ی «زاویه» پیش آمد رجوع فرمایید. موفق باشید 

28367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده جزوه های شما در مورد زن رو مطالعه کردم درست است که شما فرمودید در مورد حضور نرم زنان مسئله وجودی است پرسش نکنید اما من واقعا به راهنمایی شما محتاج ام واقعا مصادیق این حضور نرم چیه؟ دریافت بنده از صحبت های شما بیشتر کارهای فرهنگی و معلمی برای زنان است چون واقعا بعصی مشاعل مردانه هستند نمیشه نرم بود و زن اخلاق مردانه پیدا می کند مثل وکالت و پلیس برای زن، به نظر شما یه شغلی چون کارمند بانک یا ادارات دیگر چه رسالت تاریخی و فایدهای برای زن دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که با چه انگیزه‌ای وارد آن امور شوید. بالاخره در همان شغل‌هایی هم که می‌فرمایید اگر با همان روحیه‌ی نرم زنانه وارد شوید، و نه با روحیه‌ی مردانه؛ بعضی از نقیصه‌ها را که نیاز به روح زنانه دارد، مرتفع می‌کنید. موفق باشید

27121
متن پرسش
سلام علیکم: یادداشت پروفسور رفیع‌پور در تحلیل کرونا و وقایع اخیر: «نمی‌بینم نشاط عیش در کس نه درمان دلی نه درد دینی درون‌ها تیره شد باشد که از غیب چراغی بر کند خلوت نشینی این ابیات حافظ گرچه برای بیشتر افراد وصف حال کنونی است. اما این شرایط در عین حال برکاتی نیز دارد. اولین برکت فهم آیه زیر است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ۚ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ ۖ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ۚ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ (۷۳) ضعف تمام قدرتمندان جهان و درک قدرت خالق که: ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ (۷۴) (حج) دومین برکت فهم و تجسم برخی از علایم یوم الدین است: يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً...، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ «۳۴» وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ «۳۵» وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ «۳۶» از برکات دیگر، در کنار درک اهمیت کارکرد جامعه و نیاز به همکاری متقابل، تشخیص و تمایز چرخهای کارکردی (functional) و غیرکارکردی (dysfunctional) و برخی عناصر شیطانی جامعه که نبودشان به ز بودشان است. اتفاقی که روی داده و در جریان است انقلابی است عجیب که تمام ساختارهای ریز و درشت را در سطوح: فرد، خانواده، اجتماعات، جامعه و از همه مهمتر در سطح جهان کم و بیش دگرگون کرده و توزیع نامتوازن قدرت‌ها و امتیازات را مورد تهدید قرار داده است. برای ایران این فرصتی می‌بود که ساختارها و ریل‌های عقب‌نگهدارنده را اصلاح نماید.» فروردین ۱۳۹۹
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز قضیه همان‌طور است که استاد رفیع‌پور متذکر شده‌اند. و در همین راستا رهبر معظم انقلاب فرمودند می‌توان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد و این، در صورتی ممکن است که ما اصرار نداشته باشیم به همان نوع زندگی که به آن در تاریخ گذشته عادت کرده بودیم، برگردیم. باید فکر کرد چه نوع از زندگی را در این زمانه باید پیشه کنیم که ماورای این نوع زندگی است که منجر به چنین تهدیدهایی توسط یک ویروس می‌شود. نیاز به فکر دارد تا خداوند آنچه صلاح است را الهام کند. موفق باشید  

26567
متن پرسش
سلام علیکم: آیا همچنان با وجود رویکردهای دیگری که برای نفوذ و تهاجم علیه انقلاب برای نظام سلطه وجود دارد، همچنان تهاجم فرهنگی و جنگ نرم و نفوذ فرهنگی اولویت و اهمیت دارد و افرادی که خود آماج نفوذ و تحت تاثیر جنگ فرهنگی اند و مغلوب این نبرد شده اند، تاثیر گذار و موثرند همانند اویل دوره جنگ نرم علی الخصوص دهه هفتاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال جنگ و نبردی در میان است با همان ابزارهایی که می‌فرمایید. ولی بحمداللّه در این طرف هم نوعی خودآگاهی در مردمِ ما کم و بیش به‌وجود آمده که طی فرآیندی مسیر کشور از گردونه‌ی تهاجم فرهنگی در حال عبور است هرچند در این جنگ، تلفاتی بس سهمگین در میان داریم، تلفاتی که از گرفتارشدنِ جوانان‌مان در دام آن تهاجم خبر می‌دهد. تلفاتی از دختران و پسرانِ آلوده به فرهنگ غربی که می‌توانند جهت احیای خود از آن پوچی افسرانِ جنگ نرم در مقابل فرهنگ غربی باشند، ولی هنوز می‌ترسند وارد این جبهه شوند. در حالی‌که تنها راه برای نجات از روزمرّگی، ورود به روحیه‌ی انقلابی‌‌بودن است. موفق باشید

25674
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی اگر برای یاری امام زمان (عج) خود کاری را شروع کنیم مثلا کار کردن در زمینه قرآن که البته بسیار وقت گذاشتن می خواهد، با توجه به اینکه کار ما در طول روز زیاد است هم کار خانه داریم و هم درس می خوانیم می توان اوقات سحر را به نیت ایشان فعالیت کرد به جای نماز شب و ادعیه وارده در بین الطلوعین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای یاریِ مولای‌مان حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» همان کارهایی که به فکرتان می‌رسد، خوب است. ولی به تقویت جبهه‌ای فکر کنید که نایب او در آن قرار دارد. به نظر این حقیر آن‌هایی که روز دوشنبه در تهران در میدان انقلاب حاضر شدند، امام زمان خود را یاری کردند حتی آن‌هایی که حجاب را به طور کامل رعایت نکرده بودند، ولی ارادت خود را به رهبر انقلاب از عمق جان اظهار می‌داشتند. معلوم نیست چگونه رهبر معظم انقلاب توانسته‌اند این جان‌ها را اشغال کنند! آری یاریِ امام در صحنه‌ها و در تبلیغ معارف عالیه‌ی الهی لازم است. موفق باشید

24935
متن پرسش
با سلام: به نظر شما فقه و احادیث فقهی ما، خالی از توحید و معارفند و سنخشان از سنخ احادیث اعتقادی جداست؟ یا با توجه به اینکه احکام ریشه در تکوینیات دارند نه اعتباریات، خود اینها هم معارف ما حساب می شوند و از مثلا احکام ارث و دیات هم می شود، معارف اعتقادی بیرون کشید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم احکام فقهی در کلّیّتِ خود ریشه در حقایق دارند ولی با رویکرد کشف حکم خدا فقیه در آیات و روایات نظر می‌کند و این غیر از رویکردی است که برای کشف حقایق از طریق عقل و قلب انجام می‌شود. موفق باشید

24284

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. آیا این جمله که به شما منتسب می کنند که شما با ازدواج سفید نه به صورت غیر شرعی بلکه بدون حضور و اجازه والدین موافقید واقعیت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً. اساساً بنده در این موارد وارد نمی‌شوم. آن‌چه ملاک عمل است سخنان مقام معظم رهبری انقلاب است که ایشان سختْ این کار را خطرناک برای انسجام خانواده می‌دانند. موفق باشید

23862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با اینکه فرمودید نفس ناطقه بدن متناسب را می سازد، بنده بسیار لاغر هستم. هر چه پیش می روم لاغرتر می شوم طوری که مداوم سایز کم می کنم. تلاشم هست که وزن بگیرم اما نمی شود. طب سنتی می گوید طبعم خشک است و سودایی ام. تا سودا هست این وضعیت هست. منتها سودا به راحتی از بین نمی رود و نتیجه حاصل نمی شود. مادرم خیلی ناراحت است. ۱. آیا این امکان دارد که نفس ناطقه ی من دچار ضعف است که نمی تواند بدنِ متناسب را بسازد؟ (من تلاش دارم به لطف خدا که رابطه ام همچنان خوب باشد ولی خوب مبتدی ام. مراقب بودن هنوز ملکه نشده) یا اینکه به نفسم ربطی ندارد و باید بروم جدی تر طب سنتی را دنبال کنم. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه در آن جواب عرض شد مربوط به بدن برزخی است که رابطه‌ی مستقیم با نفس ناطقه دارد. ولی در هر حال اگر روح انسان در آرامش لازم به کمک توکل به رحمت الهی قرار گیرد، آرام‌آرام همین بدنِ مادی هم به تناسب لازم می‌رسد. موفق باشید

23151

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی وقت شما بخیر: من به سوالی داشتم و پاسخ این سوال را جاهای دیگر نتوانستم پیدا کنم. اگر ما از امام زمان (عج) بخواهیم به نیت و حاجت مد نظر ما نمازی بخوانند (مثل نماز جعفر طیار) آیا ایشان حتما حتما این لطف را در حق ما می‌کنند؟ یا معیار و ملاک برای انجام این کار از طرف ایشان‌، اعمال ما است و قطعی نیست؟ (منظور من به جز دعاهای همیشگی و طلب استغفار و... برای شیعیان است.) آیا در روایات به این موضوع اشاره شده است؟ پیشاپیش کمال تشکر را دارم بابت پاسخگویی. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست ما تکلیف برای آن حضرت معلوم کنیم! موفق باشید

22986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد من یک پسر نوجوان پانزده ساله هستم. دوست دارم که خوشبختی را تجربه کنم. لطفا به صورت دقیق منو راهنمایی کنید. کتاب های شما رو هم نخوانده ام. شما رو یک نفر به من معرفی کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست سری به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که بر روی سایت در قسمت نوشتارها هست بزنید؛ ببینید با ذوق شما همخوانی دارد یا نه. موفق باشید

22741

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: سالهاست در شرایطی قرار گرفته ایم که بین ولایت و عدالت یکی را باید برگزینیم و از دیگری (در شرایط کنونی) چشم بپوشیم. به نظرتون چرا به این نقطه رسیدیم؟ و آیا استدلال نظریه پردازانی که قائل به تقدم ولایت بر عدالت هستند را می توان پذیرفت؟ اگر ولایتِ منهای عدالت را تصور کنیم آنگاه چه فرقی بین علی و معاویه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت حقیقی اگر به عدالت منجر نشود، که ولایت نیست. آری! انسان‌ها به اندازه‌ای که صادقانه به سوی ولایت الهی و مظهر آن ولایت که در این زمانه ولایت فقیه است، رجوع نکنند چوب آن را خواهند خورد. موفق باشید

21964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا در علم الهی کشوری به نام ایران وجود دارد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آن‌چه وجود دارد، معلومِ حضرت حق است. زیرا جدا از حق نیست. علمِ حق به خودش مساوی علم به همه‌ی مخلوقاتش می‌باشد. موفق باشید

21572
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: استادی دارم که خیلی خدمات به دانشجویان می دهد و از لحاظ علمی خیلی پر است و چیزهای زیادی از او آموخته ام. ایشان به لحاظ دینی مشکل دارند و شبهه در ذهن دانشجویان وارد می کنند و این مربوط به اخیر است در گذشته خیلی حرف های مذهبی هم سر کلاس می زد و کلا آدم عجیبی است. از من خواست مقاله ای برایش بنویسم برای ارتقایش و مانده ام چه کنم. دارد مصداق «یصدون عن سبیل الله» می شود که خدا را قبول دارد اما در قالب مفاهیم انسان خدایی برای دیگران شرح می دهد. من را به هم ریخته چه کنم آیا چون علمی از او آموخته ام بنده اش هستم و باید هر خواسته ای دارد اجابتش کنم؟ خب ایشان رسمی دولت نیست و قرار است با بستن رزومه کاری اش مثلا این مقاله یکی از شروط آن است رسمی شود و من نمی دانم جایش محکم نیست در خفا به دانشجو این حرف ها را می زند آن موقع چه کند. چه راهنمایی دارید. خیلی واجب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌وقت نباید به کسی که مشکل عقیدتی برای کسی ایجاد می‌کند، کمک کرد. آن‌که فرمود: «من علّمنی حرفا قد صیّرنی عبداً» مربوط به معارف الهی است، نه آن‌که اگر کسی به ما فیزیک آموخت عبد او شویم. موفق باشید

20279
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: یک سوال داشتم خدمت استاد ارجمند: ۱. همانطور که می دانید اولین مرحله قیامت با نفخ صور آغاز می شود که همه در پی آن می می میرند. بر این اساس آیا منظور از مردن در اینجا این است که انسان در اینجا عدم می شود و روحش هم از بین می رود؟ اگر اینطور باشد که مخالف میل به جاودانگی در انسان است و نیز ضد برهان حکمت است چرا که بعد می فرماید که دوباره در صور دمیده می شود و همه زنده می شوند پس می تواند به این معنا باشد که انسان عدم شده و بعد دوباره زنده می شود و اگر چنین نیست پس منظور از اینکه همه ی انسان ها می میرند و بعد با نفخ صور دوم زنده می شوند چیست؟ (بنابر اینکه شما خودتان فرمودید که روح و حقیقت انسان هیچ موقع از بین نمی رود پس اگر اینطور باشد دیگر زنده شدن معنا ندارد چرا که خود زنده است و دیگر نفخ صور دوم معنا نخواهد داشت.) لطفا توضیح دهید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخه‌ی اول، همه‌ی موجوداتِ زمینی به برزخ منتقل می‌شوند و در نفخه‌ی دوم، همه‌ی موجودات برزخی در برزخیتِ خود می‌میرند و به قیامتی‌بودن خود زنده می‌شوند. موفق باشید

20167
متن پرسش
سلام: استاد با توجه به گسترش کانال های تلگرامی در خصوص موجودات فضایی و سفر در زمان به آینده یا گذشته، آیا شما با وجود داشتن موجودات فضایی و سفر در زمان و... موافقید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان وجود موجوداتِ دیگر در فضا نامعقول نیست، ولی سفر در زمان، یک امر غیر عقلی است که استدلال‌های مطرح در حرکت جوهری روشن می‌کند حرکت، عین ماده و عین زمان است و چیزی به نام حرکت در زمان که انسان از هویت مادی خارج شود، معنا ندارد و بدین لحاظ تنها با سرعتی می‌توان حرکت کرد که ماده ظرفیت آن را دارد. مثل این‌که اگر بخواهیم به سرعت نور حرکت کنیم، باید نور باشیم. موفق باشید

19236
متن پرسش
با سلام: آیا نفس اماره میل و امر به سوء ندارد؟ خوب از خداوند جز انتظار خیر نمی رود. این موضوع و وجود دیگر شرور چگونه قابل تفسیر است؟ تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به جهت آن‌که باید با انتخاب خود، کمال خود را به‌دست آورد حضرت حق او را در مقابل دوگونه میل یعنی میل به بدی‌ها و میل به خوبی‌ها قرار می‌دهد و می‌فرماید: «انّا هدیناه السبیل امّا شاکراً و امّا کفوراً» ما او را در مقابل جاده‌ای قرار می‌دهیم که می‌تواند از آن استفاده کند و یا از آن منحرف شود. موفق باشید

18945
متن پرسش
پیشگفتار و خلاصه ی کل مباحث: مسئله‌ی ولایت در اسلام موضوعی است که در اصل مزبوط به خداوند متعاله و هیچ یک از بندگان بر دیگران ولایتی ندارند مگر به اجازه و دستور خداوند. بنابر این اگر برای پیامبر و امام و فقیه ولایتی تعریف میشه ذیل همین ولایت هست و لاغیر. و ولایت خداوند بصورت تکوینی است، یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم تحت ولایت الهی هستیم. این موضوعی است اساسی که وقتی در باره‌ی ولایت مخلوقات بر دیگر مخلوقات سخن می گوییم حواسمان باشد که این ولایت مطلقه نیست! بلگه مشروط است و شرطش هم احکام الهی است. درباره‌ی معصوم علیه السلام چون این قابلیت کامل است و به صورت کامل و دقیق و بدون خدشه قادر به استنباط احکام الهی در مرحله‌ی فهم و عمل هست، ولایت معصوم ولایت الهی است که معصوم علیه اسلام در کنار قرآن، تنها وسیله‌ی ارتباطی ما مخلوقات محجوب با خداوند متعال است. اما درباره‌ی دیگر انسان‌ها مطمئناً بر اساس تقربشان به معصوم این موضوع قابل دقت و بازنگری و کنترل بیشتری است و مهمترین عامل کنترلی همین رفتار و کلام معصوم و قرآن کریم است، در واقع معصوم علیه السلام در نقش پدر برای جامعه است و وقتی که در غیبت به سر می‌برد، جامعه موظف به انتصاب و انتخاب شخصی است که نقش ولایت معصوم را در حد مقدورات خودش برای جامعه بازی کند و این شخص نقش برادر بزرگ را بازی می‌کند و نه پدر، بنابر این باید با روش‌های مختلف دائماً این شخص و رفتارش و تصمیماتش توسط دیگر برادران تحت نظارت باشد. این مطلب در مورد ولایت فقیه درست است؟ استاد بزرگوار لطفا راهنمایی بفرمایید. با سپاس.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است فقیهی که در جایگاه ولایت فقیه قرار می‌گیرد به جهت خلوص خاص خود منوّر به ولایت تکوینی ذیل ولایت تکوینیِ امامان باشد، ولی ولایت فقیه یک موضوعِ تشریعی است از آن جهت که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم تشریعی خداوند است. موفق باشید

8459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز بهترین ساعات شبانه روز برای گفتن ذکر یونسی چه موقع است؟وآیا می شود در مسجد که عموم مردم رفت و آمد دارند انجام داد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در ساعاتی که شرایط روحی شما مناسب باشد. بهتر است در جای خلوت باشد. موفق باشید
8095
متن پرسش
با سلام. به آبروی جده سادات انشاءالله در راه اشاعه اسلام حقیقی موید به فضل الهی باشید. استاد، دو سوال داشتم1. در دعای مکارم اخلاق حضرت سجاد در یک جا هست که می گوید اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اجْعَلْ لِی یَداً عَلَى مَنْ ظَلَمَنِی ، وَ لِسَاناً عَلَى مَنْ خَاصَمَنِی ، وَ ظَفَراً بِمَنْ عَانَدَنِی ، وَ هَبْ لِی مَکْراً عَلَى مَنْ کَایَدَنِی ، وَ قُدْرَهً عَلَى مَنِ اضْطَهَدَنِی ، وَ تَکْذِیباً لِمَنْ قَصَبَنِی ، وَ سَلَامَهً مِمَّنْ تَوَعَّدَنِی ، وَ وَفِّقْنِی لِطَاعَهِ مَنْ سَدَّدَنِی ، وَ مُتَابَعَهِ مَنْ أَرْشَدَنِی و بعد از ادامه داده می شود اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ سَدِّدْنِی لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِی بِالنُّصْحِ ، وَ أَجْزِیَ مَنْ هَجَرَنِی بِالْبِرِّ ، وَ أُثِیبَ مَنْ حَرَمَنِی بِالْبَذْلِ ، وَ أُکَافِیَ مَنْ قَطَعَنِی بِالصِّلَهِ ، وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِی إِلَى حُسْنِ الذِّکْرِ ، وَ أَنْ أَشْکُرَ الْحَسَنَهَ ، وَ أُغْضِیَ عَنِ السَّیِّئَهِ استاد بزرگوار در عین حال که میدانم این هر دوجنبه نگاه کردن و کل را دیدن از ختصاصات ائمه هدی سلام اله علیهم هست اما خوب گیج می شوم که1. آخر با مردم با روحیه ای که در فراز اول آمده مواجه شوم و یا با روحیه ای که در فراز دوم آمده چون خیلی متفاوت است و 2.دیگر اینکه آیا این دو فراز برای دو گروه متفاوت از مخاطبان آمده مثلا گروه اول برای کسانی که با ما عناد بنیادین دارند و فراز دوم برای کسانی که آنچنان عنادی ندارند.3. استاد مثلا من اغلب مواقع وقتی کسی طعنه و کنایه می زند تغافل می کنم، و در منابع هم هست که تغافل مهمترین اصل تربیتی است؛ خوب جایگاه این روحیه تغافل کجاست در این دعا؟استاد بنده فایلهای صوتی شرح دعای مکارم رو هم گوش دادم.تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- از طرفی حضرت سجاد«علیه‌السلام» از حضرت حق می‌خواهند در مقابل ظالمان ضعیف نباشند و از طرف دیگر طالب روحیه‌ای هستند که با انسان‌های خطاکار که از سر جهل به ایشان ظلم می‌کنند از سر خیرخواهی برخورد کنند و آن‌هایی که از اردوگاه توحید فاصله گرفته‌اند و به دشمنان اهل‌البیت«علیهم‌السلام» رجوع کرده‌اند را رها نکنیند، بلکه با نیکی‌کردن به آن‌ها جامعه‌ای بسازند تا انسان‌های آن جامعه گرفتار انواع دوگانگی نسبت به همدیگر نباشند. در شرح این دعای شریف که بحمداللّه هنوز هم ادامه دارد عرض کرده‌ام که حضرت در تلاش اند با این دعا پایه‌ی تمدن اسلامی را شکل دهند 2- همین‌طور است که متوجه شدید در مقابل معاندان و مستکبران نباید از خود ضعف نشان داد ولی در مقابل شهروندانِ خطاکار و دشمنان فریب خورده باید برخورد دیگری داشت 3- بحمداللّه در رابطه با تغافل کار خوبی می‌کنید چون بنا نیست ما دائماً با مردم حتی مردم خطاکار درگیر باشیم و جای تغافل همین‌ جاها است نه این‌که نسبت به نقشه‌های دشمن خود را به نادانی بزنیم و او هم هرکاری خواست انجام دهد. موفق باشید
30471
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به جواب سوال ۳۰۴۶۵ تفاوت سلوکی که منجر به تقویت قوای نفس می شود یا منجر به تجلی توحیدی در قلب سالک می شود چیست؟ آیا نوع رجوع سالک در سلوک مهم است؟ سالک چگونه متوجه شود که در قلمرو کدامیک قرار دارد؟ قربان شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک عرفانی، سالک نظر به توحید حضرت حق دارد و سعی می‌کند خود را نفی کند تا حضرت حق در همه‌ی ابعاد وجودی او به ظهور آید. به همان معنایی که در حدیث شریف قرب نوافل مطرح است. ولی در روش مرتاض‌ها نظر به نفس و قوای نفس می‌شود و این امری نیست که در عرفان جاری می‌شود. موفق باشید

28339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: راز خواب دیدن مکرر اولیای خدا چیه؟! توقع خاصی از ما دارند؟! خصوصا یکی از اولیای حاضر در این عصر که من احساس می‌کنم مظهر نور حضرت حجت بن الحسن هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در روایت داریم اولاً هر اندازه عقل انسان بیشتر باشد، خواب‌دیدن انسان کم می‌شود و ثانیاً: به خواب نباید اعتماد کرد. موفق باشید

28032
متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد بنده الحمدلله با هر مشکلی از مشکلات روحی خود مواجه میشم، بحمدلله رو به بهبود میره، و بهبود حس میشه. ولی یک مشکل بنده هنوز رو به بهبود نرفته و اون هم اینه که: افراطی های مذهبی نما، هیچ‌وقت نتوانستم با ایشان ارتباط خوبی برقرار کنم، با بهترین شکل ممکن هم تفکر خود را پالایش می‌کنم که قضاوتی نکنم راجع به ایشان، ولی آنچنان رفتاری می‌بینم که کاملا مشهود است که اینها تیشه به ریشه می‌زنند! و من بیشترین ناراحتی ام این است که اینها مانع ایجاد می‌کنند، دردسر ایجاد می‌کنند. سر همین موضوع هست که بنده وقتی با ایشان هم کلام می‌شوم یا هم صحبت، حالم گرفته می‌شود، مضطرب می‌شوم، حرص می‌خورم. به جرات می‌توانم بگویم: تنها جایی است که بنده این حالات را باهم در خود جمع می‌بینم! دست خودم نیست، نمی‌دانم ریشه کجاست؟ بنظر شما چه مقدارش طبیعی است و چه مقدارش ریشه در رذائل دارد؟ بنده با لا مذهب ترین افراد دانشگاه هم رفیق بودم و مشکلی پیش نیامده ولی با اینها!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد آمریکا فرمودند: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. ولی در مورد متحجرین و مقدس‌مآبان می‌فرمایند: «ما از شرّ اين مقدس‏‌مآبان به خدا پناه مى‏‌بريم»؛[1] چون شخصيت افرادِ سطحى و مقدس‌‏مآب طورى است كه نه مى‌‏توان با آن‏ها جنگيد و نه مى‏‌توان از آن‏ها در امان بود و به مسير زندگى دينى خود ادامه داد، به راحتى بازيچه‏ ى دشمن مى‏ شوند و لذا دشمنان سخنان خود را با لعاب مقدس‏ مآبى، از زبان آن‏ها اظهار مى‏ كنند.[2] عمده نحوه‌ی برخورد با کسانی است که معنی خود را در درگیری و تهمت می‌دانند و راه ما راهِ خدایی است که فرمود: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین کسانی‌اند که به جهت اهداف بلندی که دارند چون با سخنان پوچ و بیهوده روبه رو شوند، بزرگوارانه از آن می‌گذرند، زیرا به گفته‌ی جناب مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید 

[1] ( 1)- امام خمينى« رضوان ‏الله‏ تعالى عليه»، 29/ 4/ 67.

[2] ( 2)- در جنگ بيست و دو روزه‏ ى مردم غزه با اسرائيل، مفتى سعودى در باره‏ ى تظاهرات مردم مسلمان به جنايات اسرائيل گفت: تظاهرات يك نحوه فساد در زمين است!

28005
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز و گرامی: من نه تحصیلات حوزوی دارم و نه تحصیلات دانشگاهی. منتهی به خاطر علاقه زیادی که به علوم معارف دارم مدت زیادی به موضوع اعیان ثابت و آغاز آغاز ها فکر می کردم و نمی تونستم به یه جمع بندی درست برسم تا اینکه امشب (زمانی که دارم متن رو می نویسم) مسائلی به ذهنم خطور کرد و از حضرت رب العالمین خواستم که این موضوع برام روشن بشه. حاصل همه تفکرم متن زیر شد که براتون نوشتم. می خواستم بدونم که آیا این عقیده صحیح است و یا اینکه من دچار خطا شده ام. بر اساس آیه ۸۲ سوره یس: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» - شان او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید باش، پس بی درنگ موجود می شود. این کلمه (آن) - (له) در آیه اشاره به تمام موجوداتی است که در علم خدا موجود است. در همین رابطه آن جمله معروف ابن سینا که می گوید: (خداوند زردآلو را زردآلو نکرد. بلکه آن را وجود داد) پس در علم خدا چیزی به عنوان زردآلو موجود است و خداوند چون عین وجود است و عین هستی است و از عین وجود جز وجود صادر نمی شود، پس آنچه را که تحت عنوان زردآلو در علم خود موجود داشت را وجود داد و خلق کرد به حسب امکان ذاتی اش. به اعتبار آیه ۵۰ سوره طه که می فرماید: «قال ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی» - گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش ویژه او را آن گونه که سزاوارش بود، به وی عطا کرده سپس هدایت نمود. پس اینجا بحث جبر به خودی خود منتفی می شود چون به عنوان مثال مثلث نمیتونه اعتراض کنه که چرا من سه ضلعی خلق شدم و مربع چهار ضلعی، چون امکان ذاتی مثلث ایجاب می کنه که سه ضلعی باشه و چهار ضلعی بودن آن محال ذاتیه و دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت مثلث حال مثال شمر رو می زنیم: خداوند در علم خود موجودی دارد تحت عنوان شمر که نسبت به اول و آخر آن علم دارد. به تعبیری می داند که آغاز و انجام آن به چه نحوی است. حال بر اساس آیه ۸۲ سوره یس خداوند زمانی اراده می کند به شمر وجود دهد که پدر و مادر آن در زمانی خاص عمل انعقاد نطفه را انجام دهند یا اینکه نه می آییم بالاتر، زمانی که نطفه پدر و مادر شمر بسته می شود اراده کرده یا اینکه نه می آییم بالاتر موقعی که آدم را هبوط داد روی زمین اراده کرده یا اینکه نه می آییم بالاتر تا جایی که خداوند در زمان بی زمانی همه آنچه را که در علم خود داشت اراده کرده بود و وجود داد. (به تعبیری در آن مرتبه ازل و ابد یکی می شود که: «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم» منتهی در قوس نزول نازل شد و نازل شد و نازل شد و آنقدر نازل شد تا رسید به عالم ماده و چون ذات این عالم بر اساس حرکت است، زمان و مکان پدیدار می شود و در زمان و مکان خاص آنچه را که اراده کرده بود حادث شد و آن وجود به پایین ترین مرتبه خود در قوس نزول رسید و از آن زمان به بعد قوس صعود آغاز می شود و شمر با اختیار خودش و با انتخاب های خودش می شود آنچه که باید بشود تا اینکه وقتی از این نشئه رفت، در آن عالم مواجه می شود با صورت اعمال خودش و این قصه همه بشریت است که به قول علامه حسن زاده (حفظه الله) {هیچ کس دیگری را ملامت نکند که همه ما سر سفره خودمان نشسته ایم و داریم خودمان را می سازیم} حال این ساختن یا مطابق با فطرت ما هست و یا نیست. ببخشید که یکم طولانی شد. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و سرزنده گفتید و نوشتید دلم حال آمد. در ضمن به نظام احسنِ الهی هم در این رابطه فکر شود که صدام‌ها تا آن‌جا مختارند که شخصیت خود را معلوم کنند، نه تا آن‌جایی که فکر کنند با اختیار خود جهان را به هم بریزند. موفق باشید      

نمایش چاپی