سلام علیکم جناب استاد گرامی: کتب «برهان تا عرفان» و «ده نکته معرفت نفس» شما را مطالعه کردم، سپاسگزارم از اینکه مفاهیم حکمت متعالیه را به زبان ساده آموزش می دهید. کتاب شما باعث شد که سوالات بسیاری برایم پیش بیاید در نتیجه به مقالات و کتب متعددی رجوع کردم. لیکن ابهامات و سوالات اساسی در این مطالب برای من بر جا مانده که ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید. ۱. مباحث وحدت وجود تماما در باب ذات الهی است، در حالی که می دانیم در احادیث بسیاری از اهل بیت تفکر در ذات الهی نهی شده است. آیا هیچیک از فلاسفه اسلامی، قائل به وحدت وجود در مورد این ایراد جوابی ارائه کرده اند؟ مثلا در تعریف وحدت تشکیکی وجود، ذات الهی برابر با وجود دانسته شده که دارای مراتب شدت توصیف می شود! آیا قائل شدن مراتب شدت و ضعف وجود معادل به قائل شدن کم و کیف برای ذات الهی نیست؟! که در این صورت قابل پذیرش نیست. ۲. بنده منابع بسیاری را برای یافتن تعریف دقیق از «وحدت شخصیه وجود» جستجو کردم. علی رغم اینکه این نظریه از زمان ابن عربی بین عرفا رایج بوده ولی متاسفانه تعریف دقیق و شفافی از آن یافت نمی شود. در تعریف ویکی فقه بیان شده است که «وحدت شخصی وجود» به معنای وحدت مطلق در وجود است اما مراتب در تجلی وجود است. حال آنکه در «وحدت تشکیکی وجود» مراتب در خود وجود است. بنابر این تعریف «وحدت شخصی وجود» منطقی تر به نظر می رسد. ۳. در مورد مساله «وجود شرور» در عالم دلایل ارائه شده در حکمت متعالیه غامض میباشد. اول اینکه خواسته شده با ارجاع به وحدت تشکیکی وجود، شرور معادل با «عدم» در نظر گرفته شود که ناشی از نقص وجود در مراتب پایین تر است. در وحدت شخصی وجود نیز هیچ توضیحی برای شرور نیافتم! بنده شخصا به این می اندیشم که با وجود این همه ظلمها و شرارتها در اطراف ما، چگونه می توان فلسفه آنها را با کمک وحدت وجود فهم کرد؟! ۴. در باب اختیار انسان، جناب ملاصدرا در اسفار متذکر شده است که چون انسان دارای سه بعد عقلانی، مثالی و جسمانی می باشد در نتیجه مضطر به اختیار است. ولی این استدلال قویی نیست زیرا ابتدا باید اثبات شود که بین عقل و مثل و جسم تضاد وجود دارد تا نتیجه شود که انسان مضطر به اختیار بین این نشئات متضاد است. در حالی که می دانیم این سه عوالم به ترتیب در طول و منتج از یکدیگرند پس قاعدتا نباید تضادی بین این سه عوالم باشد! ۴. در مورد حرکت جوهری، ظاهرا حکمت متعالیه آن را مختص عالم ماده دانسته است و عالم مجردات فاقد حرکت است. در حالی که می دانیم تنها خداوند کمال مطلق است و هر چه غیر اوست فقیر بالذات است. در نتیجه منطقی این است که استدلال کنیم تمامی عوالم وجود اعم از مادی و مجرد همه به سوی کمال مطلق در حرکت هستند تا از او فیض گیرند. و این حرکت باید نامتوقف باشد. مثلا اینکه بهشتیان در بهشت ارتقای مقام می یابند ویا گروهی از جهنمیان پس از مدتی از جهنم آزاد میشوند همگی مثالهایی بر حرکت جوهری در عالم غیر ماده است. در عالم فرشتگان نیز می دانیم هاروت و ماروت (بنابر داستانی در عیون اخبارالرضا) دچار امتحان الهی شدند که نشانگر امکان تحول و حرکت جوهری بین فرشتگان نیز هست! در انتها اگر ذکری نیز دستور بفرمایید بسیار متشکر خواهم شد. خداوند توفیقات شما استاد گرامی را افزون فرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد نیاز به بحث مفصل دارد. ولی به طور مختصر عنایت داشته باشید که حضرت امام در کتاب «چهل حدیث» حدیث چهاردم که مربوط به تفکر در ذات الهی است، نکاتی در رابطه با وحدت وجود مطرح فرمودهاند. عنایت داشته باشید که خداوند عین وجود و وجودِ مطلق است و در تشکیک وجود بحث در تجلیات وجود است که همه به ذات حق برمیگردد ولی هیچکدام خداوند نیستند زیرا هیچکدام وجود مطلق نمیباشند.
در مورد شرور و وجه عدمی آن اتفاقاً بهترین جواب در دستگاه «اصالت وجود» توسط مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» داده شده است.
همینکه انسان دارای مقام امکانات مختلف و ابعاد مختلف وجودی است، عملاً در گذرگاه انتخاب قرار میگیرد. به همین جهت در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» بحث شد که انتخاب، ذاتیِ وجود انسان است.
حرکت جوهری را باید با دقت مطالعه کرد تا این نوع اشکالات در دل آن رفع شود. زیرا آنچه در «حرکت جوهری» مطرح است تبدیل قوه به فعل میباشد و این غیر از حرکت به معنای رفع موانع حضور و حاضرشدن در مرتبه حضور برتر است. آنجا بحث حضور در حضور است و این ربطی به حرکت جوهری ندارد.
به هر حال ملاحظه میفرمایید که معارف گرانقدری در «حکمت متعالیه» نهفته است که دقیقاً جواب نیازهای معرفتیِ این زمان میباشد و باید با همت زیاد و دقت فراوان در آن وارد شد تا معلوم شود حتی «وحدت وجود» در نسبت حضور حق با حق، با «تشکیک وجود» در نسبتِ حضور حق با خلق، قابل جمع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر شرایطی بود که از یک طرف فرزندان انقلاب نشان دهند سجایای اخلاقیِ بلندی دارا هستند و تهمتهای جبههی استکبار که از افراد مذهبی انسانهای تنگنظر ساخته است، خنثی نمود. و از طرفی با کار فرهنگی موضوع اصالتداشتن حجاب را تبیین نمود و به امید افول هرچه زودتر فرهنگ غربی که مبلغ عریانی است، منتظر ماند که بسیاری از این مشکلات در یک روند تاریخی رفع شود. البته به هیچوجه نباید از حجاب که یک نماد انقلابی و دینی و ایرانی است؛ کوتاه آمد و در نظر به تمدن اسلامی که در دل چنین شاخصههایی خود را به ظهور میآورد، مطلب را دنبال کرد. مناظرهی آقای مهدی نصیری با آقای دکتر سورنچی نشان داد که آقای نصیری گویا متوجه نیستند ما در آیندهی متعالی خود قرار داریم و عملاً ایشان یک نوع انفعال نسبت به تبلیغات دشمنان در رابطه با حجاب پیش کشیدهاند در حالیکه جناب آقای دکتر سوزنچی بسیار حکیمانه موضوع را مطرح کردند که نه حالت تحمیل دیکتاتورانه در کار باشد و نه حجاب از هویت حکومتی خارج شود. در این مورد خوب است به مصاحبهی مذکور که در برنامهی «زاویه» پیش آمد رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که با چه انگیزهای وارد آن امور شوید. بالاخره در همان شغلهایی هم که میفرمایید اگر با همان روحیهی نرم زنانه وارد شوید، و نه با روحیهی مردانه؛ بعضی از نقیصهها را که نیاز به روح زنانه دارد، مرتفع میکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز قضیه همانطور است که استاد رفیعپور متذکر شدهاند. و در همین راستا رهبر معظم انقلاب فرمودند میتوان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد و این، در صورتی ممکن است که ما اصرار نداشته باشیم به همان نوع زندگی که به آن در تاریخ گذشته عادت کرده بودیم، برگردیم. باید فکر کرد چه نوع از زندگی را در این زمانه باید پیشه کنیم که ماورای این نوع زندگی است که منجر به چنین تهدیدهایی توسط یک ویروس میشود. نیاز به فکر دارد تا خداوند آنچه صلاح است را الهام کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال جنگ و نبردی در میان است با همان ابزارهایی که میفرمایید. ولی بحمداللّه در این طرف هم نوعی خودآگاهی در مردمِ ما کم و بیش بهوجود آمده که طی فرآیندی مسیر کشور از گردونهی تهاجم فرهنگی در حال عبور است هرچند در این جنگ، تلفاتی بس سهمگین در میان داریم، تلفاتی که از گرفتارشدنِ جوانانمان در دام آن تهاجم خبر میدهد. تلفاتی از دختران و پسرانِ آلوده به فرهنگ غربی که میتوانند جهت احیای خود از آن پوچی افسرانِ جنگ نرم در مقابل فرهنگ غربی باشند، ولی هنوز میترسند وارد این جبهه شوند. در حالیکه تنها راه برای نجات از روزمرّگی، ورود به روحیهی انقلابیبودن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای یاریِ مولایمان حضرت مهدی «عجلاللّهتعالیفرجه» همان کارهایی که به فکرتان میرسد، خوب است. ولی به تقویت جبههای فکر کنید که نایب او در آن قرار دارد. به نظر این حقیر آنهایی که روز دوشنبه در تهران در میدان انقلاب حاضر شدند، امام زمان خود را یاری کردند حتی آنهایی که حجاب را به طور کامل رعایت نکرده بودند، ولی ارادت خود را به رهبر انقلاب از عمق جان اظهار میداشتند. معلوم نیست چگونه رهبر معظم انقلاب توانستهاند این جانها را اشغال کنند! آری یاریِ امام در صحنهها و در تبلیغ معارف عالیهی الهی لازم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم احکام فقهی در کلّیّتِ خود ریشه در حقایق دارند ولی با رویکرد کشف حکم خدا فقیه در آیات و روایات نظر میکند و این غیر از رویکردی است که برای کشف حقایق از طریق عقل و قلب انجام میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً. اساساً بنده در این موارد وارد نمیشوم. آنچه ملاک عمل است سخنان مقام معظم رهبری انقلاب است که ایشان سختْ این کار را خطرناک برای انسجام خانواده میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در آن جواب عرض شد مربوط به بدن برزخی است که رابطهی مستقیم با نفس ناطقه دارد. ولی در هر حال اگر روح انسان در آرامش لازم به کمک توکل به رحمت الهی قرار گیرد، آرامآرام همین بدنِ مادی هم به تناسب لازم میرسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست ما تکلیف برای آن حضرت معلوم کنیم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست سری به کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که بر روی سایت در قسمت نوشتارها هست بزنید؛ ببینید با ذوق شما همخوانی دارد یا نه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت حقیقی اگر به عدالت منجر نشود، که ولایت نیست. آری! انسانها به اندازهای که صادقانه به سوی ولایت الهی و مظهر آن ولایت که در این زمانه ولایت فقیه است، رجوع نکنند چوب آن را خواهند خورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آنچه وجود دارد، معلومِ حضرت حق است. زیرا جدا از حق نیست. علمِ حق به خودش مساوی علم به همهی مخلوقاتش میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچوقت نباید به کسی که مشکل عقیدتی برای کسی ایجاد میکند، کمک کرد. آنکه فرمود: «من علّمنی حرفا قد صیّرنی عبداً» مربوط به معارف الهی است، نه آنکه اگر کسی به ما فیزیک آموخت عبد او شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخهی اول، همهی موجوداتِ زمینی به برزخ منتقل میشوند و در نفخهی دوم، همهی موجودات برزخی در برزخیتِ خود میمیرند و به قیامتیبودن خود زنده میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان وجود موجوداتِ دیگر در فضا نامعقول نیست، ولی سفر در زمان، یک امر غیر عقلی است که استدلالهای مطرح در حرکت جوهری روشن میکند حرکت، عین ماده و عین زمان است و چیزی به نام حرکت در زمان که انسان از هویت مادی خارج شود، معنا ندارد و بدین لحاظ تنها با سرعتی میتوان حرکت کرد که ماده ظرفیت آن را دارد. مثل اینکه اگر بخواهیم به سرعت نور حرکت کنیم، باید نور باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به جهت آنکه باید با انتخاب خود، کمال خود را بهدست آورد حضرت حق او را در مقابل دوگونه میل یعنی میل به بدیها و میل به خوبیها قرار میدهد و میفرماید: «انّا هدیناه السبیل امّا شاکراً و امّا کفوراً» ما او را در مقابل جادهای قرار میدهیم که میتواند از آن استفاده کند و یا از آن منحرف شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است فقیهی که در جایگاه ولایت فقیه قرار میگیرد به جهت خلوص خاص خود منوّر به ولایت تکوینی ذیل ولایت تکوینیِ امامان باشد، ولی ولایت فقیه یک موضوعِ تشریعی است از آن جهت که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم تشریعی خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک عرفانی، سالک نظر به توحید حضرت حق دارد و سعی میکند خود را نفی کند تا حضرت حق در همهی ابعاد وجودی او به ظهور آید. به همان معنایی که در حدیث شریف قرب نوافل مطرح است. ولی در روش مرتاضها نظر به نفس و قوای نفس میشود و این امری نیست که در عرفان جاری میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در روایت داریم اولاً هر اندازه عقل انسان بیشتر باشد، خوابدیدن انسان کم میشود و ثانیاً: به خواب نباید اعتماد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» در مورد آمریکا فرمودند: آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. ولی در مورد متحجرین و مقدسمآبان میفرمایند: «ما از شرّ اين مقدسمآبان به خدا پناه مىبريم»؛[1] چون شخصيت افرادِ سطحى و مقدسمآب طورى است كه نه مىتوان با آنها جنگيد و نه مىتوان از آنها در امان بود و به مسير زندگى دينى خود ادامه داد، به راحتى بازيچه ى دشمن مى شوند و لذا دشمنان سخنان خود را با لعاب مقدس مآبى، از زبان آنها اظهار مى كنند.[2] عمده نحوهی برخورد با کسانی است که معنی خود را در درگیری و تهمت میدانند و راه ما راهِ خدایی است که فرمود: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین کسانیاند که به جهت اهداف بلندی که دارند چون با سخنان پوچ و بیهوده روبه رو شوند، بزرگوارانه از آن میگذرند، زیرا به گفتهی جناب مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید
[1] ( 1)- امام خمينى« رضوان الله تعالى عليه»، 29/ 4/ 67.
[2] ( 2)- در جنگ بيست و دو روزه ى مردم غزه با اسرائيل، مفتى سعودى در باره ى تظاهرات مردم مسلمان به جنايات اسرائيل گفت: تظاهرات يك نحوه فساد در زمين است!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و سرزنده گفتید و نوشتید دلم حال آمد. در ضمن به نظام احسنِ الهی هم در این رابطه فکر شود که صدامها تا آنجا مختارند که شخصیت خود را معلوم کنند، نه تا آنجایی که فکر کنند با اختیار خود جهان را به هم بریزند. موفق باشید
