باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تحولی در طبیعت ایجاد میشود که محل تجلی حیاتی خاص است مثل صبحگاهان که نحوهای از حیات در آن نهفته است بر عکس غروب نسبت به صبح. به همین جهت برکات صبح بیشتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم برنامههای «گفتگوی ویژه» شبکهی ۲ تلویزیون که بعضاً با کارشناسان خبره گفتگو میکند، اگر با دقت مطالبشان را دنبال کنید، سرخطهایی بهدست میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شیخالرئیس ابوعلی سینا فیلسوفی اندیشمند و متعهد و معتقد به دیانت اسلام است و نباید به جهت محذوراتی که در آن تاریخ در بستر اهل سنت داشته است، عظمت او نادیده گرفته شود. اما در مورد طب سنتی یا طب اسلامی بنده صاحبنظر نیستم تا بتوانم نظر بدهم. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم: بحث در عزم کلی انسان است که سعی باید کرد رجوع ما به حقایق از طریق رجوع قلبی باشد و معلوم است که قلب همواره در تقلّب احوال است ولی جهت کلی قلب مهم است و نباید از این که بعضاً قلب در موقعیت ادبار قرار میگیرد ما را مأیوس نماید. بنا را باید بر آن گذاشت که در هر حرکتی رجوع ما به حضرت رب العالمین باشد که چون نوری گشوده همواره رو به سوی ما دارد. موفق باشید
اسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً مردم ما بنا به توصیهی حضرت صادق«علیهالسلام» در هر محفل مذهبی خود تقاضای فرج مولایشان را دارند. مگر شبهای قدر همین کار را مردم نمیکنند؟ نیاز به کار دیگری نیست! بحمداللّه در همین بسترِ تعرفشده کارها دارد انجام میشود، نیاز به یک کار جدای از این کارها نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار شیطان همین است که بگذارد سرِ بزنگاهها ما را از ادامهی کار مأیوس کند. لذا به جای اینکه مأیوس شوید در این موارد تجربه پیدا میکنید تا در آینده راههای ورود شیطان را بشناسید و از آن عبور کنید. به هیچوجه جایِ مأیوسشدن نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» نکاتی در این مورد عرض شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. به همین جهت باید با رعایت اخلاق و تواضع، شرایط بسطِ رزق معنوی خود را فراهم نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم زعیم جامعهی اسلامی مورد الطاف خاص الهی قرار میگیرد، دیگر آن فرض معنا ندارد، زیرا توفیقات حضرت امام مربوط به زعامت ایشان بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این تحلیل نمیتواند درست باشد. چگونه ما انسانها که حقیقت قضیه را نمیدانیم، به راحتی مردم یک منطقه را به گناهکاری متهم کنیم! بد نیست در این مورد به جواب سؤال شمارهی 20797 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این از موضوعاتِ پر گفتگویی است. جمعبندیِ آقای دکتر داوری آن بود که تصور هایدگر به حزب نازی در ابتدای امر، چیزی غیر از آن بود که در عمل واقع شد و به همین جهت سریعاً از ریاست دانشگاه در زمان هیتلر استعفا داد. در ضمن این مصاحبه هم برای تفکر در این موضوع بد نیست که آدرسش خدمتتان ارسال میشود. موفق باشید
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2833953
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی خوب است. البته در کنار این کار، از قرآن غافل نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است فقیهی که در جایگاه ولایت فقیه قرار میگیرد به جهت خلوص خاص خود منوّر به ولایت تکوینی ذیل ولایت تکوینیِ امامان باشد، ولی ولایت فقیه یک موضوعِ تشریعی است از آن جهت که ولیّ فقیه کارشناس کشف حکم تشریعی خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این شناخت بخودی خود یک نوع سلوک است اگر درست انجام شود. مثل کاری که در کتاب «مدرنیته و توهّم» و در شرح صوتی آن انجام شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهچیز حکایت از امید و امیدواری نسبت به آینده دارد. همچنانکه عرض شد در این انتخابات ریلی که با دولت سازندگی بعد از دفاع مقدس گذاشته شد و کار به اینجا کشید؛ تغییر کرده است. باید در هرجا که هستیم و هرکاری میتوانیم برای این دولت که جهت آن برگشتِ ارزشهای انقلابی و الهی است، انجام داد.
فراموش نکنید انقلاب اسلامی میتواند برای افراد جهانی بیافریند تا در بطن آن جهان هرکس نسبت به آنچه میتواند باشد آگاه شود، با حضور در چنین جهانی حتی با عملی بس ساده و اندک میتواند جهان خود را همطراز جهان سرداران بزرگ دفاع مقدس بگرداند و در جهانی متفاوت با جهان روزمرّگیها که منجر به نیهیلیسم میشود، حاضر شود و قادر به فهم حقیقت شود، منوط به گشودگی نسبت به حقیقت در هر افقی که به ظهور آید. در این حالت به جهانی که به آن تعلًق داریم نزدیک میشویم، در موضع انتظار و چشم به راهبودن برای وقوع چیزی که جهانِ ما را برای ما بیش از پیش آشکار میکند و بالاخره شادی خاصی به انسان عطا میشود، چیزی که مدتها در انتظار آن بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نمیتوان آنچنان مشکل آن ویروس را بزرگ کرد که منجر به ترک جلسات عزاداری شود. آری! باید رعایت دستورات ستاد مبارزه با کرونا بشود ولی به نحوی که برکات حضور در جلسات عزاداری اباعبداللّه «علیهالسلام» از بین نرود. زیرا وقتی روح انسانهای مؤمن در کنار هم باشد، برکات خاص فرشتگان به میان میآید و انسانها در کنار همدیگر بسط مییابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر خداوند علاقهی به حضور در حوزهی علمیه را به قلبتان انداخته است، خودش کمک میکند. بفرمایید اگر احساس وجوب نکردم، لباس نمیپوشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمینی بودن بد نیست، زمینیماندن بد است. بحمداللّه بنا ندارید زمینی بمانید. سری هم به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن حرفها را دیدهام. همانطور که حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» در نامهای که به گورباچف نوشتهاند در وصف ابنعربی فرمودند: برای فهم کلماتِ باریکتر از موی او چند نفر افراد با هوش خود را به قم بفرستید. لذا هرکس نمیتواند بدون شناختن آن زبان، وارد آن حوزهی فکری بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض شده است که مناسبت نامها بر اساس حروف ابجد، مبنایی ندارد. به نظر بنده همان نظر خودتان درست است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس بر اساس تعریفی که از خود در نزد خود دارد زندگیِ خود را انتخاب میکند. وقتی تعریف شمر از خودش ناقص شد، در راستای همراهی با امام حسین «علیهالسلام» کم میآورد. زیرا آن نوع تعریفی که در همهی ابعاد به عبودیت خود فکر کند را برای خود شکل نداده بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم احکام فقهی در کلّیّتِ خود ریشه در حقایق دارند ولی با رویکرد کشف حکم خدا فقیه در آیات و روایات نظر میکند و این غیر از رویکردی است که برای کشف حقایق از طریق عقل و قلب انجام میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفهی غرب، با هایدگر و گادامر و حتی کانت، نحوهی دیگری از تفکر است غیر از تفکری که ما در فلسفهی اسلامی داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نگران نباشید. همینکه به رسم عبودیت برای جبران مافات اقدام میکنید، اثر خود را به مرور میگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آری! انسان ابتدا رابطهی علت و معلول را به صورت علم حضوری در بین خود و حالات خود احساس میکند و آن را به امور بیرونی تعمیم میدهد. در این مورد نکاتی در جزوهی «فلسفهی غرب» در رابطه با نظر دیوید هیوم نسبت به علیت عرض شده است که عیناً برایتان کپی میگردد. موفق باشید
عليّت: هيوم در راستاى گرايش تجربى مسلكى اش كه فقط به دريافت هاى حس و مشاهده و تجربه اعتماد و باور دارد «عليت» يعنى رابطه علت و معلولى بين دو شىء را بالكل مردود مى داند مى گويد: در وهله اول مى بينيم همه اشيايى كه علت و معلول به شمار مى آيند «هم پهلو» هستند، در حالى كه چه بسا شيئى با شىء ديگر «هم پهلو» باشد ولى علت آن به شمار نيايد و اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى هم داشته باشد؟ و چرا نتيجه مى گيريم چنين علتهاى خاص بايد چنين معلول هاى خاص را داشته باشند. يعنى چرا بايد اين معلولها را به خدا نسبت دهيم و چرا بايد خدا را علت اين معلولها بدانيم؟ ما چون بارها به تجربه «هم پهلويى» آتش و گرما را مشاهده كرده ايم يكى را علت و ديگرى را معلول مى دانيم. گويا هيوم فكر كرده است اعتقاد به علت بر اساس تجربه بوده است و آن هم تجربه حسى. و بعد هم گفته ما فقط «هم پهلويى» را مشاهده و تجربه كرده ايم و نه خود عليت را. و چون عليت را مشاهده نكرده ايم نمى پذيريم. در حالى كه در جواب هيوم بايد گفت: اولًا؛ اصل عليت يك اصل عقلى است كه از حقايق عينى نشأت گرفته است، مثل حركت و قانون عليت قضيه اى عقلى و علمى حصولى است كه از علم حضورى نفس به افعال خودش به دست آمده است. يعنى نفس امورى مثل اراده را در خودش به علم حضورى مى يابد كه سنخ وجود آن «تعلقى» يعنى قائم به غير است، و نفس به آن وجود مى دهد، ولى وجود نفس بستگى به آن اراده ندارد و پس از علم حضورى به رابطه اى كه بين نفس و فعل آن محقق است، عقل اين رابطه را تحليل مى كند و خصوصيات مصداق را ملغى كرده و ماهيت نفس و ماهيت اراده و زمان و مكانِ آن اراده را كنار مى گذارد و تنها به سنخ وجود نفس و اراده اش نظر مى كند و به حكم كلىِ عليّت مى رسد كه بر تمام مصداقهاى علت و معلول صادق است كه يكى عين نياز به ديگرى است و اولى علت است و دومى معلول. يعنى بر عكس ادعاى هيوم عليت از طريق مشاهده و تجربه مادى به دست نيامد كه صرفِ «هم پهلويى» تجربه شده باشد، بلكه در تجربه صرفاً مصداقهاى عليت مطرح مى شود و اگر خصوصيات واقعى علت و معلول بر آنها تطبيق كرد به عنوان علت و معلول پذيرفته مى شود. ثانياً عليت يك واقعت عينى است كه حس و عقل به وجود آن در عالم محسوس پى مى برند و همچنان كه حس و تجربه به تنهايى از حركت، فقط سكون هاى متوالى دريافت مى كردند، از عليت هم حس و تجربه به تنهايى فقط «هم پهلويى» و «تقارن بين دو شىء» را دريافت مى كنند و نه همه واقعيت عليت را هيوم بر اساس همان گرايش تجربى خود كه تنها مى خواهد آنچه را كه مشاهده و تجربه مى كند بپذيرد مى گويد: اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى داشته باشد؟ يعنى چون علت را در كنار اين پديده كه وجودش آغازى دارد نمى يابيم، نمى پذيريم كه آن پديده نياز به علت دارد در حالى كه اگر وجودش آغاز دارد، يعنى عين بودن نيست، و بودنش از خودش نيست، چرا كه اگر بودنش و وجودش از خودش بود بايد بى آغاز موجود باشد در حالى كه آغاز دارد يعنى وجودش ذاتاً وابسته به غير است و عقل نمى پذيرد وجودى كه ذاتاً وجودش وابسته به غير است بدون علت باشد. مى گويد: ما چون به تجربه و مشاهده نيافته ايم كه هرچيز كه آغاز به بودن مى گذارد علتى دارد. پس اين يك باور است و چون بنا است زندگى انسانها امكان پذير باشد بايد به اين باورها اعتماد كرد. يعنى خود هيوم هم در زندگى به صرف دريافت هاى حسى نمى تواند زندگى كند، ولى به جاى اينكه بگويد به كمك استعدادى ديگر به نام عقل متوجه عليت مى شويم و زندگى بر اساس اعتماد به عليت يك زندگى عقلانى است مى گويد اعتقاد به وجود علت يك باور است.
