جواب: پس از سلام؛ همچنان که مستحضرید سؤالا تتان گسترده است و نیاز به جواب گسترده دارد، لذا پیشنهاد میکنم ابتدا شرح کتاب «ده نکته از معرفت نفس» را که به صورت سیدی موجود است دنبال بفرمایید تا سؤالاتتان را راحتتر طرح کنید.
در مورد رابطهی بین جهان متکثر با وحدانیت، لازم است موضوعِ «وجود» را دنبال کنید ، پیشنهاد مشخص بنده مطالعه کتاب «از برهان تا عرفان» است که لازم است همراه با شرح آن در سیدی دنبال شود.
کتاب «مباحث بنیادین» را نخواندهام، ولی رویهمرفته با طرز فکر مؤلف آن آشنا هستم. مشکل را باید در موضوع «وجود» حل کرد که در بحث جواب به آقای دکتر سروش مطرح شده، چون آقای سروش هم موضوع ایجاد صوت از طرف خدا را مشکل میداند و لذا فکر کردهاند پس باید الفاظ قرآن ساختهی پیامبر«صلواةاللهعلیهوآله» باشد، میتوانید به جواب اینجانب در قسمت مقالات ویژه در سایت لب المیزان رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل روایت فوق در شرایطی بوده است که ائمه در قید حیات بودهاند و وظیفهی حجاج آن بوده که پس از انجام حج به خدمت امام برسند و در زمان غیبت اگر انسان طالب چنین مطلبی باشد إنشاءاللّه قلب او منوّر به انوار وجودی امام خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این عزم و برنامه که ریختهاید، إنشاءاللّه خداوند مدد لازم را مقدّر میدارد. شرح «مقالات» را به اوقات تعطیلی حوزه مثل تابستانها موکول کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما با روبهروشدن با حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و انتقادهای اجمالی که ایشان در راستای تحقق اهداف انقلاب اسلامی نسبت به فرهنگ غربی داشتند، متوجه شدیم تفصیل آن انتقادها در کلام امثال دکتر فردید و دکتر داوری نهفته است و لذا در راستای نظر به اهداف انقلاب اسلامی و عبور از غرب، از سخن آن اساتید محترم استفاده کردیم و همانطور که میفرمایید آنها نیز مکرراً اشاره به اندیشهی هایدگر به عنوان منظمترین متفکر نقّادِ غرب، میکردند. بنده چند بار کتاب «هستی و زمان» هایدگر را با ترجمههای فارسی آن خواندهام و متوجه شدم این کتاب مثل کتاب فصوص الحکم محیالدین باید توسط استادی توانا که یک نحوه احساس ارتباط روحی با هایدگر دارد، تدریس شود که مسلّم آن استاد من نیستم. ولی این یکی از نیازهای اساسی امروز ما است. اخیراً جناب آقای دکتر صافیان در دانشگاه اصفهان با بعضی از علاقهمندان، شروع کردهاند و بنده هم به ایشان تأکید کردم که این کتاب باید تدریس شود تا طالبان تفکر هایدگر نسبت به این تفکر سرگردان نمانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش این ابهام از آنجا برای بنده شکل گرفت که وقتی انسان متدینی وظیفهی خود میبیند که سخنان حقی را جهت تذکرات اسلامی اظهار نماید، دیگر چرا با عنوان عارف ناشناس این کار انجام گیرد که مسئولیتی به عهدهی شخص خاصی نباشد؟ مگر اینهم یک نوع تقوا به حساب میآید؟ پس چرا امامان معصوم«علیهمالسلام» چنین نکردند؟! موفق باشید
