بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23877
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ۱. اینکه در برخی روایات گفته می شود که جسم امامان تنها سه روز در قبرشان باقی می ماند و بعد به عالم بالاتر می رود تا چه حد صحت دارد؟ ۲. جسم خاکی حضرت عیسی الان کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جسم مبارک امامان همیشه در مضجع و حرم مبارک‌شان موجود است و روح آن‌ها در عوالمِ مختلف وجود دارد و چون نظر به جسم خود دارند با زیارتگاهِ حرم آن‌ها روح آ‌نان ما را مدد می‌کند. 2- با توجه به این‌که قرآن می‌فرماید حضرت عیسی «علیه‌السلام» را خداوند به آسمان برده، همین‌که جسم از مرتبه‌ی عالَم ماده بالاتر برود، به حالت مجرد در می‌اید و دیگر لازم نیست در جای خاصی باشد. این مطلب را می‌توانید در مباحث «برهان صدیقین» که بر روی سایت هست، دنبال کنید. موفق باشید

23539
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: استاد جان در مورد سوال ۲۳۵۳۲ می خواستم عرض کنم که قصد بنده این بود که ثابت کنم این سنن الهی علل فاعلی هستند و از میان اقسام علل فاعلی، فاعل طبیعی (غیر علمی) هستند مثل قانون جاذبه زمین تا به این نتیجه برسم که این قوانین تکوینی بوده و در بافت عالم تعبیه شده اند و فرقی میان مومن و کافر نیست و هرکس به این سنن عمل کند، چه به این سنن علم و اعتقاد داشته باشد چه نداشته باشد، به نتیجه آن خواهد رسید. به نظر شما اصلا این نتیجه در مورد سنن الهی درست است یا خیر؟ و در صورت درست بودن به نظرتان از چه راهی غیر از علل اربعه قابل اثبات است؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. ولی بعضی موارد موضوعاتی داریم که به راحتی در تقسیم‌بندیِ علل اربعه نمی‌گنجد. مثلاً آیا باید بگوییم خداوند علل فاعلی است یا علل غائی؟ و آیا تجلیاتِ اسماء الهی را در کجای این علل چهارگانه قرار دهیم؟ سنن الهی انوار اسماء الهی هستند که همه‌ی عالم را در برمی‌گیرند. پیشنهاد بنده در آن حدّ بود که مواظب باشیم همه‌چیز را در این تقسیم‌بندی‌ها دنبال نکنیم. زیرا حقیقت، لزوماً در این تقسیم‌بندی‌ها و روش‌های منطقی نمی‌گنجد. موفق باشید

22572
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرانقدر آقای طاهرزاده: استاد شما در کتاب «انقلاب اسلامی برون رفت از عالم غربی» ذکر کرده اید که اگر شرایط جامعه به نحوی باشد که در آن حیات دینی وجود داشته باشد و زمامداران جامعه کاری در امور مردم نداشته باشند و امور در دست روحانیت باشد، مسئله ولایت فقیه حس نمی شد. اینکه در این زمانه چون تمام شئونات جامعه در دست زمامداران قرار می گیرد برای این که حیات دینی در تمام شئون جاری شود نیاز به ولایت فقیه داریم. حال سوال بنده این است که اگر در آن زمان مسئله ولایت فقیه مطرح نبود چون امور در دست روحانیت بود نه زمامداران آیا به تمام شئون حیات دینی وجود داشت و ما دیگر به انقلاب اسلامی نیاز نداشتیم؟ آیا برای ایجاد جامعه اسلامی همین که دولتمردان و حاکمان نقشی در امور جامعه نداشته باشند و امور در دست عالمان دینی باشد می شود تمدن اسلامی ایجاد کرد؟ دیگر نیازی به حاکمیت اسلامی نداریم؟ این سوالات برای بنده در حین مطالعه کتاب «انقلاب اسلامی برون رفت از عالم غربی» ایجاد شده. شاید بنده فهم درست از این موضوع نکرده باشم. ممنون استاد. بنده را راهنمایی کنید که مطلب کتاب را درست درک کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هم‌چنانکه در قسمت اول کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرض شد موضوعِ ضرورت ولایت فقیه به صورتی که در صدساله‌ی اخیر مطرح شد و امثال ملا احمد نراقی در کتاب «خزائن» متذکر آن شدند؛ مربوط به شرایطی است که در موضوع اجتماع پیش آمده که حاکمیتِ جامعه به صورت خاصی در همه‌ی امور جامعه حتی در تحصیلات افراد نقش دارد و این غیر از شرایطی بود که مکتب‌خانه‌های گذشته داشته‌اند. آری! ولایت فقیه در چنین شرایطی، چنین نحوه ضرورتی را پیدا کرد وگرنه همواره ولایت دینی در جامعه‌ی ما جاری بوده است و حال که باید حاکمیت به صورت خاصی به صحنه آید ولایت دینی نیز به صورت خاصی که عنوان آن ولایت فقیه به صورت امروزی است، به صحنه آید. موفق باشید

22276

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خواهش می کنم ببینید حکومتی که از آن دفاع می کنید و پول می گیرید به چه روزی افتاده؟ به طور سازمان یافته اموال مردم را تخریب می کند. از آن ها فیلم می گیرد و به صدا و سیما می برد و برای آن سناریو می نویسد و به خورد مردم می دهد. آیا یک حکومت مردمی نیازی به همچین نقشه های شیطانی برای حکومت کردن دارد؟ چنین ظلمی را به کجا باید ببریم؟ فیلم مربوط به سال 88 و 96 https://www.dropbox.com/s/yigvstoirp1yqvc/TAakhribe%20amval%20.3gp?dl=0 فیلم های مربوط به تیرماه 97 https://www.dropbox.com/s/91lzzg5bdvd7oh3/TAakhribe%20amval%20tir%2097.wmv?dl=0 https://www.youtube.com/watch?v=HQ3fNjCleUI https://www.youtube.com/watch?v=F30k5UgkeR8 https://www.youtube.com/watch?v=mLEdD1Gi51c
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده فرصتی برای دیدن آن فیلم‌ها را ندارم و دفاع بنده از انقلاب اسلامی به عنوان اراده‌ی الهی در این تاریخ جهت عبور از سکولاریته، چیزی غیر از غفلت‌ها و انحرافاتی است که فعلاً ما در نظامِ اداری کشور با آن روبه‌روئیم و تنها از طریق تأکید بر اصالت‌های انقلاب اسلامی می‌توانیم از آن‌ها عبور کنیم. موفق باشید

22084
متن پرسش
سلام استاد: در موضوع تجلی چطور میشه یک چیزی از حق تعالی تجلی و ظهور کند ولی بعضی از اسماء را نداشته باشد در حالی که خدا عین صفات است و وجود او در هر مرتبه از نزول عین صفات اوست اما به نزول؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید با هر اسمی همه‌ی اسماء هست. تنها به جهت محل ظهورِ خاصِ آن اسم، آن اسم ظاهر می‌شود، به همان معنا که در معرفت نفس یافتید که نفس، در محلِ قوه‌ی بینایی ظاهر می‌شود و به همین جهت می‌گویید «من می‌بینم»، یعنی نفس ناطقه در صحنه است، منتها به مظهریت قوه‌ی بینایی. موفق باشید

18191
متن پرسش
سلام استاد: مرگ پیرها از کدام نوع است؟ طبیعی یا غیر طبیعی؟ اگه میشه نوعش رو با مختصر توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به طرف دارد. عموماً نفس ناطقه‌ی حتی افرادی که در سن پیری هستند از ادامه‌ی حضور خود جهت کمال برتر به صورت تکوینی مأیوس می‌شود. ولی مؤمنین در عین حال بهره‌هایی برای برزخ و قیامت خود از این دنیا برده‌اند. موفق باشید

18105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: توی بحث مرگ از ناامیدی نفس، منظور نفس تکوینیه یا تشریعی؟ مرگ پیرها از کدوم دسته از مردنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع تکوینی است و ربطی به اختیار انسان ندارد. در کتاب «خویشتن پنهان» تا حدّی به آن پرداخته شده است. موفق باشید

15988
متن پرسش
سلام: خسته نباشید ان شاءالله استاد. 1. بنده به مساله ای فکر می کردم ولی نمی دانم درست فهمیدم یا نه. با خود می گفتم: ما جوانان، دانشجویان، طلبه های انقلابی که این همه شوق داریم. هم به فلسفه، هم به تحقیق، هم به تاریخ، هم به تمدن، هم به عرفان نظری هم عملی و.... این همه شوق و انرژی در این همه زمینه باید یک نخ تسبیحی اینها را جمع کند وگرنه خیلی درهم می ماند و به جایی نمی رسد. حال سوالم این است که اگر درست می گویم به نظر شما آن نخ تسبیح که اینها را کنار هم جمع کند چیست؟ 2. این گسیختگی فکری منشأاش کجاست؟ در خود ماست؟ یا در تاریخی که در آن هستیم و تفکرش از خود تاریخ عقب افتاده؟ و یا در چیز دیگر است؟ چگونه رفع می شود؟ اگر استاد منت بگذارند و سوال دوم را کمی (به اقتضای وقتشان) بیشتر توضیح دهند ممنون می شوم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با نظر به انقلاب اسلامی و رسالت تاریخی که در خود احساس می‌کنید، می‌توانید مطالب علمی خود را از گسستگی به پیوستگی تبدیل نمایید. 2- گسستگیِ مذکور به جهت آن است که نمی‌دانیم چه نوع حضوری از طریق این مطالب باید در تاریخ داشته باشیم وگرنه شما ملاحظه فرمودید چگونه آیات سوره‌ی آل‌عمران با نظر به حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی، با انسجام کامل با ما سخن گفتند. در همه‌ی موارد ما باید متوجه باشیم باید خدایی که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به تاریخ ما برگرداندند، مدّ نظر ما باشد و دل و جان خود را در معرض این خدا قرار دهیم که اگر یک دست ما را به سوی عالم قدس متصل می‌کند، دست دیگر ما را به مشتی تبدیل می‌کند که بر سر فرهنگ استکباری بکوبیم. موفق باشید  

8418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسلام/گروهی هستیم که می خواهیم برای مراسم اعتکاف شهرمان برنامه ریزی کنیم باتوجه به معتکفانی باسلایق وگروههای سنی متفاوت چه رویکردی داشته باشیم/اگرکسی رامی شناسیدکه ازتجربیاتشان می شوداستفاده کرد معرفی نمایید/ خداوندشماراازبلیات حفظ کند./

متن پاسخ

باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید جناب آقای علی ایزدی بتوانند تجربیات خود را در اختیارتان بگذارند. تلفن ایشان 09139291232 است. موفق باشید

8032
متن پرسش
سلام من یک دانشجوی شهرسازی هستم که کمابیش بحث های مربوط به نقد غرب را پیگیری کرده ام. سؤال من از شما این است که راه دستیابی به دستور زبان شهرسازی اسلامی چیست؟ و از کجا باید شروع کرد؟ آیا نگاه هایی مثل ساختگرایی، نگاه سیستمی، شهرسازی شهروندگرا از ریشه با نگاه توحیدی تعارض دارند یا می توان آن ها را با نگاه توحیدی به کار بست؟ و سؤال آخر این که چگونه یم مهندس می تواند علم سماوات بداندو راه دستیابی به آن حکمتی که شیخ بهایی داشت چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- جزئیات موضوع شهرسازی در تخصص بنده نیست. عمده آن است که بدانیم باید صورت ظاهری شهرها مظهر و مظاهری از عالم ملکوت باشد و اشاره به آن‌جا داشته باشد که در بحث هنر مقدس می‌توانید آن را دنبال کنید 2- اگر در سیر مطالعاتی از جنبه‌ی حضوری معارف غفلت نشود إن‌شاءاللّه به مرور قلب انسان محل تجلیات عالم ملکوت می‌شود و شیخ بهائی با حکمت اسلامی و عرفان محی‌الدین در این راستا قدم بر داشته . موفق باشید
8031
متن پرسش
بسمه تعالی.سلام علیکم.این تفسیر عرفانی را که می گوید شیطان همان قوای دنیایی انسان و فرشتگان قوای الهی انسان هستند یعنی شیطان و ملایک دو بعد از انسان هستند ،را چگونه میشود با آیات قران که هر کام از شیطان وملایک را یک شخص درنظر گرفته جمع کرد؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هرگز تفاسیر انفسی منکر ظاهر آیات نیست بلکه متذکر این نکته است که مثل آنچه فرشتگان و شیاطین در این عالم نقش دارند، در عالم نفس انسانی یا عالم صغیر ما بإزاء شیاطین و فرشتگان عواملی هستند. به همین جهت شیطان و فرشته‌ی بیرونی می‌تواند از دریچه‌‌ی همان قوا نفوذ کند. موفق باشید
30972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در منابر شنیده ام که می‌گویند خداوند در روز قیامت آبروی بنده های مومنی که خطا کرده باشند رو مقابل بقیه نمی برد و اون خطاها رو از پیامبر هم می‌پوشاند و از طرفی نفس خود انسان بازتاب کننده تمام اعمالش هست بدون آنکه سخن بگوید. به نظر شما این دو مطلب با هم تناقض ندارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط، شرایطی می‌شود که با تجلیات انوار الهی، انسان خود را در موطنی می یابد که اساساً اراده‌های منجر به گناه غرق حضور و توجه به حضرت حق می‌شود و حضوری در میدان شخصیت آن افراد ندارد همان‌طور که بعضاً در دنیا نیز برای اهل ایمان پیش می‌آید که به کلّی اراده‌های قبلی آن‌ها نسبت به اعمال خلاف‌شان از میدان شخصیت‌شان خارج شده و اساساً این افراد دیگر آن افراد نیستند. موفق باشید

29801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در سوال 29783 فرمودید آثار حضرت سلیمان تا حدی در اورشلیم هست اما مختصر جستجویی که کردم گویا باستانشناسان چیز خاصی درین مورد نیافتند. مثلا در ویکیپدیا در مدخل هیکل سلیمان آمده است که معاویه ابراهیم که یکی از باستان شناسان فلسطینی می باشد در مورد معبد سلیمان بیان کرده است که بر اساس حفاری های انجام شده چیزی در مورد معبد پیدا نشده است. همچنین آقای هیرتسوغ که از باستان شناسان اسراییل هست که استاد دانشگاه تل آویو می باشند در مقاله در روزنامه هارتس در 28/11/1999 بیان کرده است که همه حفاری ها در سرزمین اسراییل ناامید کننده است و هیچ چیزی بر اساس آنچه که در تورات آمده پیدا نشده است. در تورات در مورد پادشاهی و حکومت سلیمان و داوود بسیار توصیف شده است که حکومت بزرگ و وسیعی بوده است اما با توجه به حفاری های انجام شده در بهترین حالت یک حکومت قبیله ای کوچک بوده است. آقای اسرائیل فنکلشتاین که مسئول بخش باستان شناسی در دانشگاه تل آویو می باشد بیان کرده است که براساس حفاری ها انجام شده آثار باقی مانده بسیار ناچیز است و تقریبا هیچ نتیجه ای نگرفتند و حتی براساس حفاری ها معبدسلیمان اصلا وجود نداشته است. بر اساس آنچه ذکر شده به صراحت گفته می شود که آتار از معبد سلیمان بر اساس آنچه در تورات ذکر شده است هیچ چیز پیدا نشده است. حضرتعالی اگر اسناد یا منابعی درین زمینه مدنظرتان است محبت کنید بیان فرمایید در مورد سایر انبیا می‌توانستند اسناد تاریخی از خود بجا بگذارند کما اینکه در مورد حضرت محمد احیانا اسنادی بجا مانده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد حضرت سلیمان، اطلاعات بنده در همان حدّی بود که شایع است باید آن کاخ و بنا در اورشلیم باشد که به یک معنا مسجدالاقصی مدّ نظر است و چیز بیشتری نمی‌دانم. و این در استقبال از سؤال جنابعالی بود که چرا از سایر پیامبران آثاری نمانده که عرض شد نقش انبیاء تربیت نفوس بود و این‌که امروز مردم جهان بیگانه از تأثیر انبیاء نیستند، حتی در همان کشورهایی که به ظاهر متجددند. موفق باشید

28048
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در پاسخ به دوستانی که گله داشتن از اینکه چرا وقتی کار های روزمره (مثل ایام دانشگاه) غلبه می کند و اندکی از مطالعه فاصله می‌گیریم (حتی برای بنده به اندازه «یک روز» مطالعه نکردن!) حالات معنوی از بین می‌رود، گویا دچار کثرات می شویم به حدی که حتی دیگر نفس هم سر نازسازگاری می گذارد و از ما تبعیت نمی کند. شما پاسخ دادید: هنر ما آن باید باشد که در فعالیت‌ روزمرّه هم، «دست در کار و دل با یار» باشد. می شود راه حل عملی هم بفرمایین؟ بنده با خواندن کتاب های شما و بقیه ی اساتید به این ذهنیت رسیدم که ما در این دنیا آمدیم برای یک ماموریت خاص. پس تمام مناسب های این دنیا (اعمم از تفریح و درس و کار و ازدواج و صله رحم و عبادت....) باید به گونه ای باشد که ما را به آن هدف خاص نزدیک کند. این صحبت را از شما خوانده ام که فرمودین: «انسان باید با انسان ها انسان شود» اما استاد چرا با صله رحم من حس می کنم از عالم خود خارج می شوم و از خدا دور می شوم؟ چرا با درس خواندن دچار غفلت می شوم؟ با اینکه تماما سعی می کنم هدف از درس خواندنم برای رضای خدا و خدمت رسانی به خلق خدا باشد؟ و همین طور مناسبات روز مره دیگر. مگر نه این است که قرار است از طریق «زندگی به روش دین خدا» در زمین به خلیفه اللهی برسیم و گام به گام در این مسیر پیش برویم؟ چرا من نمی توانم «کل» زندگی خود را در این راستا قرار دهم؟ من فقط با انجام چند کار خاص احساس رشد و تعالی می کنم (کتاب خواندن، فکر کردن، عبادت کردن، مباحثه کردن با دوستان همفکر، نشست و برخاست با افراد ناتوان و سالخورده، کمک کردن و خدمت کردن به خلق خدا و تا حدی هم بازی کردن با کودکان....)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها که می‌کنید خوب است ولی ظاهراً بیشتر در جهان محدود خودتان با این کارهای خوب به‌سر می‌برید. با حضور در جهانی بزرگ‌تر صله‌ی رحم معنای حضور با انسان‌هایی است که به نحوی ریشه‌ی فرهنگی‌مان می‌باشند. در رابطه با حضور در جهانی گشوده‌تر، پیشنهاد می‌شود جزوه‌ی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشید

27737
متن پرسش
سلام: چرا شما اینقدر بر تفسیر المیزان تأکید دارید در حالی که بعضی ها معتقدند تسنیم همان المیزان معاصر است که هم با استنادات بیشتر نوشته شده و هم مسائل جدید که در زمان علامه نبودند را نیز مطرح کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب شریف «تسنیم» از آیت اللّه جوادی «حفظه‌اللّه» سعی دارد با دقت زیاد، ابعادی از تفسیر شریف «المیزان» را تبیین کند و در این کار بحمداللّه موفق بوده‌اند. ولی در هر حال کتابِ مادر در تفسیر «تسنیم»، تفسیر «المیزان» است با جامعیت خاص خود. به همین جهت بنده همیشه به رفقا پیشنهاد می‌کنم در کنار تفسیر المیزان، از تفسیر تسنیم غفلت نشود. موفق باشید

26906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا سوالات پاسخ داده نمی شود خدا قوت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا بنا ندارید نه ایمیل خود را نگاه کنید و نه سؤال را در صفحه‌ی سایت دنبال بفرمایید. برای دومین بار عرض می‌شود سؤال‌تان این‌طور جواب داده شد: ۲۶۸۵۴ - باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی، این‌طور جواب داده شد: وقتی احساس نیاز روحی نسبت به وکالت ندارید، به خودتان سخت‌گیری نکنید. عرض بنده این بود که بدون دلیل از وسعتِ انسانی خود غفلت نفرمایید و روحیه‌ی صوفی‌گری را به زندگی خود تحمیل کنید. موفق باشید 

26612
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، برخی ها ویژه شبکه های فارسی زبان ماهواره ای، آمار مشارکت مردم در انتخابات کنونی را بسیار پایین دانسته اند و گفته اند مقبولیت نظام بین مردم رو به کاهش است و این یک پیام است که مردم از انقلاب خسته شده اند. آیا چنین مطالبی درباره مشارکت عمومی در این انتخابات صحت دارد و آیا واقعاً مردم از انقلاب خسته اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این که ما در حال جنگ با استکبار هستیم حرفی نیست. امروز جنگ در حضور و عدم شرکت در انتخابات به میان آمد؛ ما در دفاع مقدس کشته دادیم ولی شکست نخوردیم؛ ما در تهاجم فرهنگی تلفات دادیم و امروز با کسانی روبرو هستیم که از نظر ظاهر و باطن غرب زده‌اند ولی هویّت انقلاب همچنان حرف اصلی را برای بشر امروز دارد. ملاک شکست و پیروزی در برآورده شدن طمع دشمن یا برآورده نشدن طمع دشمن است. دشمن در جنگِ نظامی با ما می‌خواست تا تهران بیاید ولی تلفات ما منجر به نتیجه‌ی دشمن نشد. در جنگ حضور و عدم حضور در انتخابات نیز طمع دشمن آن بود که به قول خودشان ۱۲ درصد بیشتر شرکت نمی‌کنند ولی به طور عرف و نرمال، آن اندازه که در نظام دموکراسی به صحنه می‌آیند، مردم به صحنه آمدند؛ یعنی عملاً ۱۲ درصد به صحنه نیامدند به اعتبار حضور ۵۴ الی ۵۵ درصدی که معمولا در نظام اسلامی به صحنه می‌آمدند. آری بنابر این، این اندازه تلفات به معنای برآورده شدن طمع دشمن نیست ولی جنگی است که همواره ادامه دارد و العاقبه للمتقین. موفق باشید

25058

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج :قا ان شاء الله مثل همیشه سلامت باشید. الحمدلله خدا توفیق داد جلسات تدریس خیال را گوش می دادم و تا الان جلسه چهارم رسیدم. و هنوز زود است از چشیدن این بحث، اما یاد شعر زیر افتادم که بی زحمت ممنون میشم توضیحی اندک در موردش بنویسید. با تشکر من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور ازین بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم، نعره مزن، جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو قمری، جان صفتی در ره دل پیدا شد در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد که نه اندازۀ توست این بگذر هیچ مگو گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد گفت می‌باش چنین، زیر و زبر هیچ مگو ای نشسته تو در این خانۀ پرنقش و خیال خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو غزلیات شمس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح این غزلیات، خودش یک کاری است جدا از جواب‌دادن به سؤالات کاربران. و بنده چنین فرصتی برایم نیست که بر اساس نظر کاربرانِ محترم وارد این نوع کارها شوم، مگر همان تعریفی که در مورد شرح غزلیات حافظ برای خود وظیفه کرده‌ام. موفق باشید

23534
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: استاد ببخشید کسی که زیاد می خوابد و نمی تواند این خواب زیاد را کنترل کند باید چه کند؟ شما راه حلی برای این مسئله سراغ دارید؟ ببخشید یک سوال دیگه ام دارم اینکه چطور یک خواب با آرامش داشته باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به خودتان برنامه بدهید و غذای خود را کنترل کنید و ورزش را فراموش ننمایید. ۲. اساتید می‌فرمایند روزتان را درست کنید تا خواب‌تان درست باشد. یعنی سعی کنید در روز از پرحرفی و کینه و رقابت، ذهن‌تان را آزاد نگه دارید. موفق باشید

23449
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: حضوری فعال در عرصه های اجتماعی در انقلاب اسلامی برای رسیدن به نهایت قرب الهی که محور تفکر جنابعالی است، تا اندازه ی آن را درک کردم، اما میخوام این مسئله را از یک زاویه ببینید و نظر مبارک رابفرمایید. ازاین زاویه که سلوک فردی در قیاس با سلوک اجتماعی بسیار مشکل و چالش برانگیز است، چرا که در سلوک فردی، تفکر و تصمیم شما فردمحور است و اساسا به حضور اجتماعی خود درحد یک صله رحم و خدمت جزئی به مردم می بینید، اما در سلوک اجتماعی چالش مهم اینجاست که وقتی بنا دارید، در عرصه های اجتماعی حضوری فعال داشته باشید، ناخوداگاه با توهمات و تعلقاتی هم چون «شهرت طلبی»، «قدرت طلبی»، «ریاست طلبی» و «فخرفروشی» در روح و روان انسان ظهور می کند، در واقع فعالیت خالصانه فرد را مخدوش می کند. بنظرم خالی از لطف نیست که یادداشتی پیرامون این مقوله بنویسید، و بفرمایید که مواجه با چنین احوالاتی چگونه است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی مبنی بر این‌که «انسان به انسان، انسان می‌شود» شده است. در هر حال آن‌چه سلوک را حقیقی می‌کند، حضور فعّال در اجتماع است با این هدف که خدا را در مناسبات خود حاضر کنیم. پیامبر ما «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «لا رهبانیة فی الاسلام» رهبانیت ما جهاد با استکبار است که مانع حضور خدا در مناسبات انسانی است. فرارکردن از کفر، راهِ چاره نیست باید کفر را فراری دهیم چیزی که با انقلاب اسلامی محقق شد و جناب آقای دکتر سعداللّه زارعی در شماره‌ی اخیر روزنامه‌ی کیهان در روز شنبه ۶ بهمن‌ماه تحت عنوان «اخراج آمریکا از دایره قدرت» متذکر آن شدند. موفق باشید

22652
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد گفته می شود شیطان نمی تواند به شکل معصوم در خواب بیاید، آیا این قضیه درباره عالمان و عارفان واقعی همچون علامه طباطبایی رحمه الله علیه هم صدق می کند؟ در خواب دیدم که حضرت علامه کنار دریایی ایستاده بودند و مرا با اسم و فامیل صدا زدند گفتند تفسیر المیزان بخوان چیزی که مورد رضایت امام زمان عج الله است خیر دنیا آخرت را دارد. حال می خواهم بدانم آیا این خواب رحمانی است یا خدای نکرده شیطان در صدد عجب یا چیز دیگری است؟ با تشکر و التماس دعا. متاسفانه ایمیلم خراب است لطفا جواب را در سایت بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صدق رؤیا در إزاء محتوایی است که در آن رؤیا هست. اگر رؤیا شیطانی باشد بیشتر، إلقاءِ کبر در میان است. ولی اگر إلقاء بندگی باشد إن‌شاءاللّه آن رؤیا صادق است. موفق باشید

18969

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من واقعا شرمنده ام از خاطره ای که اینجا از شما خواستم ولی اول تماس گرفتم و گفتند که با استاد نه تلفنی و نه حضوری نمی توانید صحبت کنید، فقط از طریق سایت بپرسید. بخاطر همین من اینجا از شما راجع به خاطره سوال کردم. کسانی مثل شما موضوع ها وخاطرات خیلی خوبی از آن سالها دارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود کتاب «با سرود خوان جنگ در خطه‌ی نام و ننگ» از آقای «نادر ابراهیمی» را دنبال کنید تا نه تنها خاطره‌ها بلکه تحلیل فرهنگی عمیقی نسبت به آن خاطره‌ها را برای شما به ظهور برساند. موفق باشید

18954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من دارم صوت های سلوک ذیل شخصیت امام را گوش میدم یه سوالی برام پیش اومده اینکه مباحثی مثل وحدت، مردم توی این صحبت ها بسیار پرزنگ نشان داده میشه می خواستم از استاد بخواید یه سری منابع (توی صحبت های خودشون) که بیشتر شرح داده شده را معرفی کنن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مطالعه‌ی اصل کتاب و مطالعه‌ی دو کتاب بعدی که تفصیل کتاب  سلوک است، یعنی کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» و کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی»؛ آرام‌آرام مسائل برایتان روشن می‌شود. موفق باشید

16069
متن پرسش
سلام: آقای آشتیانی فرمودند هنوز زمان تنگ است که مطالب عرفانی ایشان فهمیده شود. زمان تنگ است یعنی چه؟ چرا زمان تغییر موضع می دهد؟ آیا خدا بدون در نظر گرفتن اعمال انسان ها زمان را تنگ می کند؟ ببخشید دیگه بهتر از این نمی تونستم بپرسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که بعضی از زمان‌ها و تاریخ‌ها ظرفیت ارائه‌ی معارف الهیه را ندارد. ولی با تحقق انقلاب اسلامی بحمداللّه تا آن‌جا زمان ظرفیت پیدا کرد که حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مبادرت به تفسیر عرفانیِ سوره‌ی حمد نمودند آن‌هم به شکل عمومی و از طریق تلویزیون. موفق باشید

31042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: بنده مدتی هست که به لطف خدا با شما و سایت خوبتون آشنا شدم و مطالب و مباحث شما رو دنبال می‌کنم و به لطف طرز تدریس و بیان شیواتون از نظر معرفتی به یک جمع بندی رسیدم ولی سوالی که هنوز به جوابش نرسیدم این هست که فرق عقل که مخلوق اول است و حضرت محمد (ص) که مخلوق اول هست در چیست میدونم که حضرت محمد (ص) و عقل یک حقیقت هستند ولی نمیدونم با هم فرق میکنن یا یکی هستن وجودن؟ اگر امکانش هست کمی درباره این موضوع توضیح بدین یا اگر مطلبی در سایت هست بگین که گوش بدم که این گره ذهنیم بر طرف بشه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظام تکوین، آری! عقل، اولین مخلوق است و شخصیت حضرت محمد«صلوات الله‌علیه‌وآله» محل تجلی تامّ و تمام آن عقل است. کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام در این مورد مطالب ظریف و دقیقی دارد. موفق باشید

نمایش چاپی