بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19786

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در آيه ي ٥٩ سوره نساء «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ ۖ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا» چرا به جاي اين كه بگويد اي كساني كه إيمان آورديد نگفته اي كساني كه اسلام آورديد مگر كسي كه خدا و پيامبر و أولي الامر را أطاعت كند تازه بعد نمي شود مؤمن؟ اصلا مؤمن كيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطاعتی که در آیه‌ی مذکور مدّ نظر است، اطاعت انسانی است که از پذیرفتن اولیه‌ی انسان بالاتر آمده است و می‌خواهد نظام‌سازی کند. به همین جهت در آخر آیه باز تأکید می‌کند: «إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ». موفق باشید 

18989

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید وقت گرانبهایتان را می گیرم، شبهه ای در ذهنم افتاده و آن اینکه: ما علما و بزرگان زیادی داشتیم که اهل مبارزه با هوای نفس و اهل مکاشفات بوده اند ولی با این حال یک وابستگی هایی داشتند. مثلا بعضی هایشان وابستگی شدیدی به سیگار و قلیان داشتند. مگر این دنبال هوای نفس رفتن نیست؟ اصلا چرا از اول سراغ این چیزها بروند که بعد عادت بکنند؟ استاد بحث من سر ضرر سیگار و قلیان نیست، سر وابستگی و تعلقی است که به این چیز ها داشته اند ولی با این وجود انسان های عارفی بودند و بعصا به عوالم دیگر هم ورود پیدا کرده اند. این تناقص چگونه جواب داده می شود؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن بزرگان در فضای دیگری به چنین موضوعاتی می‌نگرند و بیشتر جنبه‌ی تفریحی برای کم‌کردنِ فشار روح در آن زمان داشته است و نه جنبه‌ی اعتیاد که امروز مورد بحث است. موفق باشید

18987
متن پرسش
سلام علیکم: بنده سعی می کنم که فکر بد و میل بد نداشته باشم و البته که حالات خوبی هم داشتم ولی یک دفعه از چندی پیش فکر بد سراغم‌ آمد و میل بد داشتم. شاید بشود گفت که حتی با مشغول کردن خودم نمی رفت و در این مدت دو سه روزه نماز شبم هم بد شده و ناقص شده است. استاد چرا من در این مرحله از سیر و سلوک و حالات، باید میل بد و فکر بد بر من غلبه کند؟ علتش چیست؟ ۲. حالت انقباض معنوی چیست؟ ۳. آقای ... را تایید می فرمایید تا ازشان استفاده کرد یا سوالات را در سایت مطرح کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر آن فکرهای «بد» در برزخ به سراغ‌تان می‌آمد که دیگر اختیارِ دفع آن‌ها را نداشتید، چه می‌کردید؟! در حالی‌که در این دنیا می‌توانیدبه مرور با آن‌ها دست و پنجه نرم کنید و از آن‌ها بگذرید. هر اندازه روح انسان ظریف‌تر شود، آن‌چه حجاب رجوع به حق هست برای او ظهور می‌کند تا بتواند در این دنیا از آن‌ها بگذرد 2- حالت «قبض» نیز از مراحل سلوک است تا انسان با نور اسم جلال حق روبه‌رو شود و ببیند اگر رحمت الهی به نور جمال می‌آید، به نور اسم جلال نیز متوجه شود باید در دفع رذائل اخلاقی به خود سخت‌گیری نماید. زیرا فرمود: «که عنقا را بلند است آشیانه» و با هر فکر و اخلاقی نمی‌توان به او نزدیک شد. موفق باشید

16601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در کتاب «سوره ی کهف راز زندگی دینی» در قسمت دیدار حضرت موسی (ع) و خضر نبی (ع)، علت اینکه در قسمتی که ماهی مرده، از ظرف بیرون می پرد و بر دریا می رود و زنده می شود چیست؟ آیا ارتباطی با سبزی و زندگی خضر نبی (ع) و روح حیات بخش است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید همین‌طور باشد که محل ملاقات باید صورتی از حیات را در صحنه داشته باشد. موفق باشید

16513
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا فرشتگان هم امکان تمرد از حق تعالی را دارند؟ و اینکه با توجه به اینکه فرشتگان عقل محض هستند و آگاهی در حد خودشان، کامل، فرق اطاعت تکوینی فرشته و یک چیزی مثل خورشید چیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در توصیف فرشتگان می‌فرماید: «لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ (6)/تحریم) آن‌ها هیچ‌گونه عصیانی در مقابل امر الهی ندارند و آن‌چه را به آن‌ها فرمان داده می‌شود، انجام می‌دهند. و از این جهت می‌توان گفت متوجه‌ی زیباییِ اطاعت از حضرت حق هستند. و این‌ را شاید نتوان در مورد موجوداتی مثل خورشید تصور کرد. موفق باشید

10287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم با توجه به اینکه جلسات سخنرانی را پیگیری مینماییم و گاهی مواقع به علت مشغله کاری جلسات را حضور نداریم و در جلسه بعدی سررشته مطالب از دستمان خارج میشود .خواهشمندم صوت هر جلسه را تاقبل از شروع جلسه آینده روی سایت بگذارید تا ارتباط مطالب حفظ شود با تشکر- التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت! این حرف درستی است، سعی بفرمایید عملی شود. موفق باشید
9537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم استاد در پاسخ به پرسشی پیرامون مسأله توحید و شرک در مقابل زیارت (کسی هنگام زیارت خوف داشت شرک نباشد) فرمودید سه جلسه اعتکاف امسال را گوش بدهد از سال ۹۰ فایل های صوتی اعتکاف در سایت نیست،میشود در اختیارمان بگذارید؟ متشکرم إن شاء الله با امام عزیزمان محشور باشیم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت جهت بررسی در حدّ مقدور
8262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وعرض ادب محضر استاد طاهرزاده اگر کسی در مرتبه علمی عالمان دینی وساحت حضور معنوی آنها نبود وبخواهدآنها را نقد کند اصلا آن نقد منعقد و برقرار می شود ؟(حال بماند که ممکن است بعضی ها پا را فرا تر نهاده و جسارت بکنندو نمونه آن در تاریخ هست مثل جسارت به علامه طباطبایی (ره))
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انصاف آن است که کسی که می‌خواهد سخن عالمانه را نقد کند ابتدا متوجه مبانی نظر آن‌ها باشد در این حالت در عین نقد همدیگر مبنای همدیگر را می‌شناسند مثل کاری که مراجع در درس خارج انجام می‌دهند. موفق باشید
34505
متن پرسش

سلام علیکم خدمت استاد عزیز: وجیزه‌ای را خدمت شما فرستادم تا در این ماه عزیز یاد این حقیر در ایام اعتکاف هم باشید، امید آن‌که این کمترین، از برکات توحیدی ماه رجب به برکت دعای دوستان بهره‌مند باشم. پیشاپیش از شما بابت وقتی که در خواندن این نوشته از دست می‌دهید عذرخواهم و شرمنده.

ماه رجب و عبور از سکرات نیهیلیسم

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 امیرالمومنین «علیه‌السلام» در غررالحکم می‌فرمایند: «إنّ الأكياسَ هُمُ الذينَ للدُّنيا مَقَتوا، و أعيُنَهُم عن زَهرَتِها أغمَضوا، و قُلوبَهُم عنها صَرَفوا، و بالدّارِ الباقِيَةِ تَوَلَّهوا» زيركان، كسانى هستند كه دنيا را دشمن دارند و از زرق و برق آن چشم فرو بندند و دل‌هايشان را از آن روي گردان كنند و شيفته سراى جاويدان شوند.

پنج حسی هست جز این پنج حس / آن چو زرِّ سرخ و این حس‌ها چو مس

صحت این حس، ز معموری تن /  صحت آن حس، ز ویرانی بدن

صحت این حس بجویید از طبیب / صحت آن حس بجویید از حبیب

عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلاَ فَتَعَرَّضُوا لَهَا.» ماه رجب همان نفحه‌ای‌ است در کالبد وجودی که آن را عفونتِ پوچی زمین‌گیر کرده است. نسیمی است برای روح‌هایی که از دردِ بیگانگی، به خود می‌پیچند و راهِ پیش روی حقیقت را گم کرده‌اند. «رجب»، بازگشت به انسانیت است در اصیل‌ترین لایه‌های وجودی خودش، همان هویت اتصالی او که یک سرش وصل به کمال مطلق است و در این سو وصل است به توجه به این اتصال. می‌ماند نحوه‌ی رجوع به این حقیقت و اتصال به آن کمالات که فتح الفتوحش در ماه رجب رخ می‌دهد آنگاه که انسان خسته می‌شود و نفس‌هایش به شماره می‌افتد از تنگی و ضیقِ عالم دنیا از افق تاریک و سیاه عالَم مجازی که او را غرق در توهّم و از خود بیگانگی کرده است و سرپوشی شده است برای رهایی‌اش.

انسان گمان می‌کرد این تاریخ، عصری است که انسان‌ها را وسعت می‌دهد و انسان در آن می‌تواند خودش را در تجربه‌های مختلف عالم مدرن که برایش به میان آورده است تجربه کند و وسعت پیدا کند، و از حصارهای مختلف مشکلات و مسایل پیرامونی دنیا آزاد شود؛ اما خیلی زود به این پی‌برد که سرابی که برایش دریا جلوه کرد، جویِ کوچکی بود که به قیمت لجن‌مال‌شدنِ روحش تمام می‌شد و حالا در میان علفزار هرزِ عالمِ مدرن، این افق توحیدی ماه رجب است که نسیم دشتزارِ حقیقتش را به روی او نشان می‌دهد تا او حقیقت را از درون جان خود و نه بیرون از خود «بچشد» و «حس» کند و «بیابد» و «تصدیق» کند و «لذت» ببرد. و فریاد بر‌آورد: «من کیستم؟!!» آتش به دل افروخته در خرمن عشق، چهره بر در دوخته ماه رجب از آن منظر که انسان از خود گسیخته شده و در تاریخ عالم نیهیلیسم دست و پا می‌زند و از درون فریاد بی‌هویتی سر می‌دهد، اشارتی است برای رجوع به «هویت اصیل انسان» در امتداد افق معنایی وجودش که عین اتصال به حقیقت است، در این صورت است که می‌توان سکراتِ بی‌هویتی و بی‌معنایی را به او متذکر شد و او را از وحشت و مرگِ خاموش و زجرآور نیهیلیسم بیدار کرد.

بشر امروز سخت محتاج عبور از پیچ هویتی خود است و اگر وجه اصیلی در برابر آنچه که با تشنگی به سراب رسیده است، در برابر خود پیدا نکند، اگر نتواند خود را با روزمرّگی سرگرم کند؛ لاجرم دست به انتحار خود می‌زند، چرا که آنچه می‌خواست آنی نبود که ابعاد وجودی‌اش را اشباع یا ارضاء کند، فلذا سرد و سردرگم و خسته خواهد شد. روزمرّگیِ تاریخِ ما وجهی از سرگردانی انسان در میان بی‌هویتی و عالَم معناست، نه می‌تواند با آنچه که هست خود را راضی کند، و نه می‌داند آنچه که جواب طلب اوست چیست!! شاید بتوان وجهی از عصبانیت انسان امروزین را هم در این سو تحلیل کرد که در اصل او از خودش و نارضایتی از افق کور عالمی است که در برابرش قرار گرفته و آنی نیست که انسان می‌خواست فلذا بهانه‌گیری می‌کند و مشکلات را به گردن بیرون می‌اندازد. در این میان این رجب است که در حال ظهورکردن در این عصر است برای «یگانگی» و «یافت حقیقت» و «روبه‌روشدن با طلب اعلای انسان آخرالزمانی» تا در این خلوت و انس، انسان آرام‌آرام متذکر لایه‌های عمیق حضور در عوالمی شود که برتر از افق طبیعت است، تا خلأ  اُنسی که طبیعت، او را از آن محروم کرد، بچشد آنگاه است که می‌بینید در سحری یا شبی در دل همین خلوت‌ها با صدایی رسا اعلام خواهد کرد که:

مژده بده مژده بده، یار پسندید مرا / سایه‌ی او گشتم و او، برد به خورشید مرا

جانِ دل و دیده منم، گریه‌ی خندیده منم / یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا

 آری! ماه رجب شکفتگیِ درون است و راهش از انسان آغاز می‌شود. یعنی باید بگوییم «رجب»، فتح انسان است در عصر تاریک پوچی‌ها. یا این‌گونه بگوییم: شروعی است بر یک پایان یا آغازی است از طلیعه‌ی اُنس انسان با خودِ وجودی‌اش، نه خودِ شخصی یا اعتباری‌اش. مطلع الفتحِ آغاز انسان در تاریخی که عالم مدرن آمده است تا انسان را برده‌ی ساحت‌های مکاتب خود کند یا انسان را منفعت‌طلب و سودجو پروش دهد، یا آن‌که انسان را محور تصمیم‌های اساسی زندگی‌اش قرار دهد، همان انسان‌محوری به آن معنایی که انسا ن، گرگ انسان می‌شود، نه آن‌که انسان، آینه‌ی انسان باشد.

 «ماه رجب» است. در «رجب» انسان، محور قرار می‌گیرد اما در انس و اتصال، فرقش با اومانیست در آن است که در مکتب انسان‌محوری، انسان ربطی با عالم و آدم ندارد، بلکه «خودش» در سود و منفعت و نظام سرمایه‌داری مهم است، حتی فضیلت و اخلاق از آن جهت که انسان اخلاق و معنویت را در زندگی به عنوان سود و منفعت نیاز دارد. اما انسانِ «عالَم رجب» متفاوت از انسان عالم نیهیلیسم، محوریت‌اش در عین ربط و اتصالی است که با افق معناییِ عالم قدس دارد که انسان در عین یگانگی می‌تواند در تمام عالم باشد. یعنی حضور بیکرانگی که نه راهی بر کسی می‌بندد، و نه می‌گذارد کسی راه بر او ببندد، آن‌گاه تجلیِ ظهور و بروزش می‌شود. کربلا، آری! می‌شود اربعین که انسان در آن‌جا فقط «هست» و «هست» و «هست»، در عین اتصال به ملکوت قدیم الإحسانی در صورت حسینی. حال باید بگوییم ماه رجب ماه انس است و انس در بستر تمرکز و خلوت و کناره‌گیری از وجوه کثرت عالم طبیعت به‌دست می‌آید و «رجب» بستری است تا در دل ظلمتِ عالم بی‌معنای پیرامون‌مان سر در گریبان وجود و درون‌مان کنیم تا حالت انس پدید آيد آنگاه پس از انس جذبه خواهد آمد و پس از آن عشق و آنگاه اتصال روی خواهد داد پس باید بگوییم شروعی است مبارک و راهی است گشوده برای آنی که می خواهد دوباره خود را بیابد و با خود آشنا شود و ساحتی دیگر از افق عالم را تجربه کند . این راه رفتنی است ......مرد سفر کجاست؟ خلاصه آنکه جمعیت رلف پریشان عالم مدرن انسان را به هم ریخته است و این ماه رجب است که به سراغمان آمده تا با آن همراه شویم، به خدا که نیاز نیست کاری بکنیم چون ما عین ناتوانی و فقریم در برابر نسیم فضل او، فقط کافی است طبق روایت، خود را در مسیر و همراه با آن نفحه کنیم، او «خود»ِ شما را در بر خواهد گرفت و با او همدم خواهیم شد فقط باید همراه شد و منتظر ماند.... رجب همان روح قُرب است که تروح جسم می‌باشد، از آن جهت که انسان را مسانخ با عالم مجردات می‌کند، عالمی که تجربتاً برای انسان مورد تصدیق است، عالَمی فراتر که انسان بدون مزاحمت احکام بدن طبیعی در آن عین بودن است و عین لذت است و عین توحّد و انس است. باید برای ورود به آن عالم، به خود رجوع کرد و برای رجوع به خود نیازمند خلوتی هستیم تا با خود روبرو شویم و آنگاه که با خود روبرو شدیم سوال از من کیستم که روی دهد، تصدیق خواهی کرد برتر از آنچه که به آن تن داده‌ام،

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک /  چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 باید به پرسش این خلوت صادقانه جواب داد که نمی‌توانی خودی باشی جدای از حقیقتی عالی تر و برتر که عین کمال و صدق و صفاست، مگر نه آن است که ناقص در ذیل کامل معنادار می‌باشد؟ و مگر نه آن است که نقص با کمال جبران می‌شود؟ و اگر کمالی مطرح شود که در عین کمالیت نقصی در آن راه ندارد، قطعا مطلوب خواهد بود و انسان ذاتاً کمال‌طلب است. سخن زیاد است و حرف ها در میان و آینده در انتظار رجبیون است... «این الرجبیون»!!

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آنچه را که از ماه رجب به مشامِ دل‌تان رسیده است، از همان نوعی از احساس روحانی است که روح روایات ما بدان اشاره دارد. معلوم نیست چه سرّی در گشودگیِ ماه رجب است که گویا هرکس به جایی رسیده است، از نسیمی بوده است که ماه رجب بر قلب او تابانده و از عالی‌ترین هوشیاری‌ها بهره‌مندش کرده است. و این درستْ همان نسیمی است که ما را به گفته شما از سکرات نیهیلیسم به بهشت حضور در نزد خود حاضر می‌کند تا در وسعت بیکرانه خود عرشی که فوق ملکوت است و دارای جامعیت خاص می‌باشد؛ تجربه کنیم. این‌جا است که معنی سخن خدا را می‌یابیم که فرمود: «ماه رجب، ماه من است» و این همان جامعیت شب قدر است که آرام‌آرام با «ماه شعبان» که نور تعیّن نبیّ را به ظهور می‌آورد و «ماه رمضان» که ناس را در جلوه الهی‌شان به کثرت و تعیّن ظاهر می‌کند، شکل می‌گیرد. مگر نه آن است که جامعیت شب قدر در دلِ سالی که پس از آن پیش می‌آید، در جلوات مختلف خود را می‌نمایاند؟!

گفتید: «توحید ماه رجب، نسیمِ دشتزار حقیقت را در مقابل انسان می‌گشاید تا انسان از سکرات بی‌هویتی خود را آزاد کند.» و این قصه بشر امروز است که از دست خودش کلافه شده است و خداوند با سفره گسترده ماه رجب او را به خود می‌آورد تا نه‌تنها خودِ گمشده خود را بیابد، بلکه خدایی را که نیز گم کرده است، با دعاهای ماه رجب پیدا کند. و این همه حرف بنده برای معتکفین عزیز است که متوجه باشند خدای خود را گم کرده‌اند، آری! خدایِ دیروز، خدایِ امروز نیست، به دنبالِ خدای دیروزگشتن، سرگردانی است. پس خدای خود را گم کرده‌ایم و به گفته جناب مولوی: «هر روز مرا تازه خدای دگری هست» و می‌توان او را با اشاراتی که مولایمان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای مخصوص ماه رجب به او کرده است، پیدایش نمود. دعایی که در ابتدای آن می‌خوانیم: «اَللّهُمَّ يا ذَاالْمِنَنِ السّابِغَةِ وَالاْلاَّءِ الْو ازِعَةِ والرَّحْمَةِ الْو اسِعَةِ وَالْقُدْرَةِ الْجامِعَةِ...». موفق باشید  

31666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد وقت بخیر: بنده تا مدتی پیش سخنرانی های استاد پناهیان رو دنبال می کردم و ایشون می فرمودن برای مبارزه با نفس با خودت لج کن و من به همین خاطر با اینکه بیدار شدن برای نماز شب برام سخت بود بیدار می شدم و نماز می خوندم و معمولا بدون حال دعا می خوندم ولی شما فرمودین که انجام مستحبات که زوری و با اکراه باشه خوب نیست و حتی قساوت قلب میاره و من دیگه نماز شب نمی خونم هرچند معمولا اون ساعات بیدار میشم اما از ترس نتیجه ی عکس نمیخونم و حالم گرفته ست که چرا در دینداری عقب گرد کردم یا لااقل حدود دو سال نماز شب خوندن و گاهی حال خوش دست دادن هم منو به این عبادت واقعا علاقه مند نکرد استاد به نظر شما چیکار کنم؟ و نکته ی دیگه درمورد زندگی با کسیه که نماز نمی خونه ببخشید همسر بنده ۴۱ سالشونه اهل نماز و روزه و امام و پیغمبر نیست بعضی وقت ها به علما که تلویزیون نشون میده توهین میکنن اون لحظه می خوام بمیرم. استاد جدیدا روایتی شنیدم که مال بی نماز و خوابیدن کنار بی نماز و این ها حرامه ناراحتم استاد چه کنم؟ به نیت قرب به خدا به همسرم خدمت می کنم ولی گاهی می ترسم وقتی دستم از دنیا کوتاه شد و پرده ها کنار رفت خدا تو صورتم نگاه نکنه که به ایشون خدمت کردم. استاد خواهش می کنم راهنماییم بفرمایید. اجرتون دعای خاص مولامون باشه ان نشاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با خود باید مدارا کرد ولی به صرف بی‌حالی از عبادات بخصوص نماز شب، نباید از آن منصرف شد زیرا نقش تکوینی آن در جای خودش محفوظ است. ۲. این افراد جاهل‌اند و بازی‌خورده دشمن، ولی معاند نیستند. شما کار خوبی می‌کنید که زندگی خود را در چنین شرایطی محفوظ می‌دارید. موفق باشید

29361
متن پرسش
سلام علیکم: هفته وحدت و ولادت رسول الله (ص) و امام صادق (ع) رو تبریک عرض می‌کنم در این چند ماهه اخیر احساسی پیدا کردم که شاید در نگاه سطحی و خرد و حوادثی که در جریان است، عجیب به نظر برسد ولی در وجود خود این حس را بصورت ویژه ای می یابم. حس می‌کنم هر چه می‌گذرد به اذن الله بستر برای رقم خوردن تمدن آینده کره ارض و انعقاد عهد جمعی با حضرت حجت (عج) که قطعا هر عصری بر اساس عهدی رقم می‌خورد، نزدیک می‌شویم و انقلاب در گذرگاه مهمی قرار گرفته که ان شاء الله زمینه برای عبور از آن فراهم است و حس می‌کنم قرن ۱۵ شمسی قرن اسلام ناب و انقلاب است. دشمنان مان به ضعفی عظیم دچار شده اند و آن لیبرال دموکراسی که روزی آن‌را ایستگاه پایانی بشر و آخرین علم تمدن مدرنیته می‌خواندند، امروز حتی نظریه پردازانش هم از تثبیت آن عاجزند و هر چه می‌گذرد جبهه استکبار وضع بغرنج تری پیدا می‌کند و گویی سعی دارد با تشدید فشارها و تلاش برای به مذاکره کشاندن، دردهای خود را التیام دهد و البته پیام نهفته در آن اینست که انقلاب فربه شده و به راحتی از پای درنمیاد و نه تنها انقلابی ساده نیست بلکه هویت تمدن مدرن را نشانه گرفته است. گویی بحمدالله در ایران هم علیرغم مسائلی که در صحنه اجتماع می بینیم، به برکت هدایت و رهبری تمدن ساز و بی نظیر امام امت، زمینه برای رخت بستن توسعه گرایی و التقاط و الگوهای نئولیبرال از ساحت معیشتی و نظام سازی و فرهنگی دارد فراهم می‌شود و مردم هم ثمره این نوع بینش را تجربه کردند و گویی زمینه برای حرکت بسمت گام دوم و تمدن نوین اسلامی و مسئولینی در تراز این گام تمدن ساز فراهم می‌شود. گویی انقلاب باید این زنگارها و حجابها را تجربه می‌کرد تا در مسیر تمدن سازی، امت بیش از پیش با امام خویش همراهی و همسویی کند و در غربالها خطوط از هم تمییز یابد و عرصه آخرالزمانی مهاجه جنود عقل و جهل و دولت آدم و دولت ابلیس فراهم شود و براستی چطور پرچمدارن عهد غربی مستاصل مانده اند و در درون خودشان با انواع مشکلات مواجهند و هر چه می‌گذرد از توقف پیشروی انقلاب ناکام مانده اند و بیش از پیش مترصد زمین گیر کردن آنند و البته از قضا سرکنگبین صفرا فزود. مثل اینکه بنا بر اینست که امت با جهادی کبیر که مر آن لا تطع الکافرین است پا در عالمی بگذارد که انعقاد عهد قدسی و بیعه لله است و گویی باید این حوادث و مشکلات و معضلات رخ می‌داد تا متوجه شویم اگر در بستر انقلاب سلوک و توطین نفس و خودسازی و اصلاح نفس نکنیم، با انانیت و نفسانیت در سطح مسئولین مواجهیم که باعث می شود کمترین قرابت فکری با امام جامعه را پیدا کنند. البته بلاشک نباید فراموش کرد اینکه انقلاب از ابلیه سخت ویژه با روندهایی که از سال ۶۸ شروع شد توانست خود را حفظ و گذار دهد و از بسیاری فتنات و تفکراتی که حجاب انقلاب بود، محفوظ مانده و یا در حال گذارست و این چنین این انقلاب ظرفیت دارد قرن آینده را بسازد و چنین تمدن غرب را درگیر حیرانی کند، مرهون زعامت علوی امام امت است که با آینده نگری حکیمانه زیربنای تمدن اسلامی را پی ریزی کرد و کشتی انقلاب را در دریای تلاطم ها پاسداری کرد و سعه صدرش موجب افشای خط نفاق و التقاط شد و هر بار مطمئن تر از پیش می‌گوید آینده این ملت روشن است و افول جوهره تمدن غربی نزدیک است و به حق میراث دار صالح خمینی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی سخن شهدا در همین نکته نهفته است که متوجه‌ی آینده‌ی متعالی این انقلاب شدند و فهمیدند باید تا مرزِ فداشدن برای انقلاب جلو رفت. به نظر این حقیر، بصیرت واقعی در این دوران همین نکاتی است که متذکر شدید. امید فراوان دارم که فرزندانِ حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متوجه‌ی این نحوه حضور باشند و در همین رابطه خوانندگان این جواب را به مطالعه‌ی دوباره‌ی متن جنابعالی وامی‌گذارم. موفق باشید   

26606

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: این درسته که ما انسان ها از بهشت اومدیم و توی اون عالم هر کس برای خودش نقش هایی رو انتخاب کرده و حالا با توجه به این انتخاب و این نقشی که پیش رو داریم باید ماموریتی رو که توی اون عالم، برای زمین انتخاب کردیم رو به انجام برسونیم و برگردیم؟ و همچنین همه ی خاطره ها و اتفاقات اون عالم دیگه رو به طور موقت تا وقتی که روی زمینیم فراموش کردیم و هنگامی که برگردیم یعنی بمیریم دوباره همه چی یادمون میاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته حرف درستی است ولی ظرایفی دارد که در مباحث فطرت از یک طرف و در مباحث عرفانی از طرف دیگر می‌توانید آن را دنبال نمایید. موفق باشید

26349
متن پرسش
سلام: شخصی اصفهانی به نام محمد زمانی در مورد تجربیات قبل از مرگ خود سخنرانی‌های زیادی داشته. می خواستم نظرتان رو در مورد حرفهای ایشون بدونم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم فرمایشات ایشان را شنیده‌ام. چیز خلافی در آن نبود. جالب است ظرایفی در تجربیات ایشان پیش آمده که فلاسفه‌ی اسلامی با دلایل و براهینِ دقیقی آن‌ها را اثبات و تبیین کرده‌اند مثل جلد ۸ و ۹ اسفار که تحت عنوان معرفت نفس و حشر ترجمه شده و بر روی سایت هست.موفق باشید

25541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. ببخشید مزاحم وقت تون شدم. منظور شما از مطالعه تفسیر سوره در سیر مطالعاتی، همون جزوات و صوت های خودتون هست یا مستقیم تفسیر المیزان کفایت میکنه؟ با تشکر. عمر طولانی و با برکت برای شما آرزومندم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که در ابتدا چند سوره را با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید و سپس به متن تفسیر «المیزان» رجوع کنید تا با آمادگی بیشتر، رابطه برقرار شود. موفق باشید

25428
متن پرسش
با سلام: آیا می توان با توجه به آیه «ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فی‏ أَنْفُسِکُمْ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیرٌ» (۲۲) هیچ مصیبتى در زمین و نه در وجود شما روى نمى‏ دهد مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در کتابی ثبت است؛ و این امر براى خدا آسان است) بیان کرد که: در این کتاب آمده است که در واقعه عاشورا یک شمری هست که سر امام حسین (ع) را می برد و یک شمری دارد که به امام حسین کمک می کند. و این شمر زمینی بود که یکی از دو سرنوشت این کتاب را خودش انتخاب کرد (که همان قتل امام حسین (ع) بود) آیا این بینش درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است، ولی علم خدا به حادثه‌ها قبل از وقوع آن حادثه‌ها، موجب جبر نمی‌شود که در جزوه‌ی «جبر و اختیار» به آن پرداخته شده است. موفق باشید

25397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: منظور از تمثل یافتن فرشتگان برای قوم لوط چیست؟ آیا تمثل یعنی حاضر شدن فرشتگان در قوه خیال مردم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. شاید هم آن‌قدر هم نازل شده‌اند که حالت جسمانیِ مادی پیدا کرده‌اند و برای روح خود، جسمی از عالم ماده شکل داده‌اند. موفق باشید

24875

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد و تمامی دست اندرکاران گروه فرهنگی المیزان. عرض معذرت به جهت مزاحمتم. استاد چون جستجو کردم و نیافتم در بخش سوالات می پرسم. استاد به شخصی توصیه فرمودید که دستگاه فکریش رو بر اساس آرا و اندیشه های امام خمینی (ره) و علامه طیاطبایی (ره) بنا کند. دو بزرگواری که فرمودید هر دو ایشان از علمای عالم دار هستند. استاد من اهل شوشتر هستم و آثار علامه محقق و صاحب قاموس الرجال شیخ محمد تقی شیخ شوشتری (ره) (که متاسفانه بسیار در حق ایشان و شناختن ایشان و وسعت علمی پهناور ایشان به جامعه تشیع و بخصوص نسل جوان کوتاهی شده است) دسترسی دارم. کتب ایشان به غیر از علم رجال دو جلد در تفسیر قرآن (باعنوان حواشی مصحف) مواعظ (۴ جلد) در اخلاق، قضاوتهای امیرالمومنین (ع) و کتب دیگر ایشان از ارزش بالایی برخوردارند و آیت الله شبیری زنجانی ایشان را با عنوان حسنات دهر خطاب می کنند و مرحوم شریعتی ایشان را کوهی از علم می دانند. و کاری که متاسفانه موفق به انجامش نشدند، تهیه یک دور تفسیر در قرآن بود. استاد عرض بنده طولانی شد. حال پرسش بنده این هست که مطالعه آثار ایشون می تواند یک خط فکری برای بنده ایجاد کند و امثال بنده را از ظلمات جهل به روشنایی علم برساند یا خیر؟ استاد بنده قصد ارسال یک نسخه از کتاب جلوه فضل و فضیلت نوشته ابوالقاسم اعتبار از نزدیکان مرحوم علامه شیخ که شرح احوالات آن بزرگوار هست رو خدمتتان ارسال کنم، ولی نمی دانم می شود یا خیر. ۲. استاد کتب مرحوم آقا مجتبی تهرانی (ره) برای پیدا کردن خط فکری مذکور چگونه است؟ شرمنده به جهت طولانی شدن عرایضم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که متوجه‌اید حقیقتاً در فرهنگ تشیع اقیانوس‌هایی از علم و معرفت هست که بسیاری از آن‌ها گمنام‌اند و متأسفانه دسترسی به آن‌ها مشکل می‌باشد. اگر بدانم چگونه می‌توان به تفسیر آن استاد عزیز دست پیدا کرد، خودم اقدام می‌کنم. ۲. نوشته‌ها و سخنان مرحوم آقامجتبی تهرانی در امر اخلاق، بسیار کارساز است. موفق باشید

22778

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا امکان دارد رییس جمهور کشوری در جهان همچون رهبر انقلاب، نایب امام زمان باشد؟ کشوری که مردمش را در اوج آرامش و پاکی و با حداقل فساد در جامعه در حال اداره کردن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است روزی بیاید که حاکم جامعه مثل زمان علی‌بن‌ابی‌طالب «علیه‌السلام» انسانِ معصومی باشند که اجرا و مبانیِ فکری فرهنگی در یک نفر جمع بشود. ولی در این شرایط تاریخی و با این تنگناهای اجرایی فکر می‌کنم مصلحت همین است که فعلاً هست. موفق باشید

22440
متن پرسش
استاد عزیز سلام: توفیق شده با جلسات «گوش سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» شما همراه شده‌ام. یکی از دوستانِ دیگر که با خیلی از مباحث شما انس دارد امروز از حس من نسبت به بحث ندای بی صدا پرسید. جواب من این بود: ندای بی صدا از جنس همان کاریست که شیخ اشراق در جمع متعصبان خشک مغزِ زمان خودش انجام می داد، و استاد طاهرزاده هم به همان اندازه در معرض خطر، ندای بی صدا همان جلساتِ سماع صوفیانه است اما به سبک انقلاب اسلامی و در زمانه انقلاب اسلامی، خیلی شجاعت و شهامت می خواهد که در دهه ۴۰ انقلاب که بدترین اوضاع اقتصادی است اینگونه لطیف و دقیق با ذات انقلاب مواجه شد و آن‌ را به سخن آورد و به مشاهده آن نشست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی خودش در هر مرحله‌ای خود را به صورت مناسب آن مرحله می‌نمایاند تا انسان‌ها را از روزمرّه‌گی‌ها نجات دهد. می‌ماند که ما سعی کنیم پا به پای انقلاب جلو برویم. موفق باشید

21313
متن پرسش
استاد عزیز سلام: در جایی فرموده‌اید (عقل امام را بگيريد و جاي وَهميات خود بگذاريد، ما هر چه ضرر كرديم به جهت بازي هاي وَهم است) به نظر شما تفکر دکتر داوری چقدر از عقل امام را گرفته؟ اصلا چرا دکتر داوری که در هر مسئله‌ای به تفکر می‌پردازد هیچ وقت به عقل امام معصوم و دین توجه‌ای نداشته و درباره آن به قول خودشان فیلسوفی نکرده؟ به نظرتان نمی‌آید خیلی وقت‌ها دکتر داوری هم بازی‌های وهم را انجام می‌دهد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان در بستر کلیِ تفکر خود، نظر به اصول تفکر دینی داشته باشد و در آن بستر تفکر کند، از وَهم آزاد خواهد بود. سوابق علمی و طلبگی دکتر داوری در این رابطه قابل توجه است. موفق باشید

20811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: اگر ما اهل کتابی که برایش یقین حاصل شد که اسلام حق است و آخرین دین آسمانی است و با این بهانه که من توحید بیشتر نمی خواهم از مسلمان شدن سر باز زد را سعادتمند بدانیم با بعضی آیات قرآن ناسازگار است. مثلا در آیه 89 سوره بقره فرمود «فلما جاءهم ما عرفوا کفروابه فلعنه الله علی الکافرین» در این آیه خداوند یهودی که حقانیت قرآن را شناختند ولی باز هم به آن کفر ورزید را کافر و مستحق لعن می داند. از طرف دیگر هر مسلمانی هم می تواند با این دلیل که توحید موجود در مسیحت مرا کافیست از دین اسلام خارج و مسیحی شود چرا که فرمودید خداوند هر که توحید بیشتر را می خواهد به اسلام دعوت کرده است و اگر کسی به توحید کم اهل کتاب هم راضی باشد بر او حرجی نیست. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی متوجه‌ی توحید برتر اسلام شود و عملاً به آن پشت کند، به حق پشت کرده است. ولی قرآن موضوع را از آن طرف مطرح می‌کند که همه بیایید به توحیدی که دارید مقید باشید، و این وجه دیگری است. موفق باشید

20362
متن پرسش
با سلام: گاهی انسان دچار خوفی می شود، از این رو که اشتباهی یا گناهی انجام داده و نگران عواقبش است. حال انسان تا جایی که می تواند، جبران می کند، حق الناس و حق الله را می پردازد، و تصمیم بر عدم انجام گناه می گیرد، ولی همچنان خوف در وی باقی است. برای رفع این خوف باید چه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از توبه، جای خوف در میان نیست! زیرا با توّاب‌بودنِ حضرت حق، خداوند چیزی از آن گناه را در عالَم باقی نمی‌گذارد. موفق باشید

19905
متن پرسش
سلام استاد: سه تا سوال جداگانه در مورد حرکت جوهری: ۱. آیا اعراض انتزاع ذهن است، مثلا وزن سیب، یعنی سیب و وزن در خارج یک پدیده اند و ما در ذهن وزن رو انتزاع می کنیم؟ ۲. آیا زمان هم جزء اعراضه؟ ۳. چرا توی کتاب وزن رو جزء کیف آوردید نه کم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اعراض، همان نحوه‌ی بودنِ پدیده است که حسّ با آن‌ها روبه‌رو می‌شود. 2- خیر، زمان، ذاتیِ پدیده‌ی مادی است از آن جهت که آن پدیده دارای حرکت است. 3- وزن را به اعتبار کیفیتی که برای پدیده به‌وجود می‌آورد، جزو کیفیات برده‌اند، ولی اگر اعتبار خود را عوض کنیم این تقسیم‌بندی به هم می‌خورد و اساساً این نوع تقسیم‌بندی‌ها مورد اتفاق همه نیست. موفق باشید

18881
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به پاسخ هایی که به سوالات عزیزان داده اید به این که یک تمدن برای شکل گیری باید فراز و نشیب طی کند و با توجه به اینکه ما وضع بدی در جامعه مان داریم آیا شما معتقد هستید که این انقلاب مثل حال معنوی انسان فعلا در حال انقباض است و مردم کشورمان همه بعدا ضربه و نیرنگ فرهنگ مدرنیته را احساس کرده و باز می گردند و خوب می شوند و تلاش علمی، عقلی فرهنگیان برای تأمین بشر آن دوران است؟ آیا معتقدید که اکثر منحرفان رجوع به اندیشه انقلابی خواهند داشت؟ اگر این نیست پس مشخص کنید فراز و نشیب یک تمدن یعنی چه و جایگاه خراب این وضع کنونی چگونه است؟ 2. آیا این چیز خوبی است که کسی بخواهد در مقامات علمی و عرفانی بزرگترین فرد هستی بشود؟ و این را پیوسته از خدا بخواهد آیا خوب است؟ آیا خدا می دهد؟ آیا در این جا منیت انسان مطرح نیست؟ 3. یعنی چه خدا فقط هست موجود را به موجود می دهد و نقص او از خود اوست آیا نعوذبالله موجود را کس دیگری درست می کند و فقط خدا هست می دهد؟ یقینا این جور نیست! پس موضوع چیست اگر وقت ندارید منبع بفرمایید، به دعاهایی که پشت سر شما می کنند امیدوار باشید، شما را دعا کرده ایم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مطمئن باشید وقتی جبهه‌ای توحیدی در تاریخ در مقابل جبهه‌ی استکباری به میدان آمد با توجه به این‌که فطرت انسان‌ها توحیدی است، حتماً خود را متمایل به جبهه‌ی توحیدی می‌دانند. فعلاً هنوز در قبضِ عادت غربی خود هستند 2- از خدا بخواهید حقیقت را به شما نشان دهد به همان معنایی که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در دعای خود عرضه می‌دارند: «اللهم أرنی الأشیاء کما هی» پروردگارا! چیزها را آن‌طور که هستند به من بنامایان 3- در این قسمت سعی کنید بحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست را دنبال فرمایید. موفق باشید

18517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد لطف کنید جواب سوال 18505 را عمیق تر بدهید. بنده در این زمینه کتب معرفت شناسی را مطالعه کردم و با برخی از اساتید هم صحبت کردم ولی به نظر می رسه تا به حال به این سوال پاسخ حلی داده نشده است به حرف دکارت نقد های زیادی از قبیل دور بودن وارد است احساس بدیهی هم قضیه را حل نمی کند چون باز هم ادراک انسان است و باز هم مسئله دور پیش خواهد آمد. اینکه با واقعیت در ارتباط هستیم یک مسئله است و اینکه آیا ادراک ما با واقعیت مطابقت دارد یا نه مسئله ای دیگر است. استاد چگونه می شود این مسئله را حل کرد که آیا اگر انسان به گونه ای دیگر درک می کرد شاید واقعیت را جور دیگری می فهمید؟! استاد خواهشا پاسخ حلی بدهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک نوع موضوع فلسفی نیست که انتظار دارید جواب فلسفی از طریق علم حصولی دریافت کنید! این یک موضوع حضوری است و تنها با همان جواب که عرض شد قابل حلّ است و لا غیر، مگر این‌که بی‌دلیل موضوع را بپیچانید و مباحثی از قبیل معلومِ بذات و معلوم بالعرض را به میان آوریم. موفق باشید

نمایش چاپی