بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در مورد آیت الله خویی گفته می‌شود آینده خود تا مرگ را مشاهده کردند از طرفی این علمی که برای ایشان پدید آمد ولو علمی باشد که تکلیف آفرین نبوده است مثل ائمه که غذای مسموم تناول کردند اما بنظر می‌رسد عدم اعتنای ائمه به علم غیب در راستای اعتلای اسلام بود و مثلا جز اینست که مامون با مسموم کردن امام خود را معدوم کرد اما در مورد مرحوم خویی که می‌گویند نهایتا به حقانیت راه روح الله رسید چرا نهایتا؟ مگر از قبل حقانیت امام را مکاشفه نکرده بودند یا آن دیدار با فرح در حالی‌که شخصی مثل آیت الله بهاالدینی را می‌بینیم که در زمان مرحوم منتظری نظرشان بر سید علیست و مشخص است که این علم را از مکاشفه گرفتند و اعتنا کردند والا از طرق عادی نظرها معطوف منتظری بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنیدکه آیت الله خویی با این‌که استعدادهای خوبی داشتند، ولی بیشتر در فقه متوقف شدند. موفق باشید

28936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: با آن بینش و آینده نگری و آن احاطه فوق العاده امام (ره) خصوصا در مسائل سیاسی، چگونه ممکن است امام (ره) با نماز جمعه که رکن رکین انقلاب است مخالف باشد اما علامه طهرانی (ره) ایشان را روشن سازد و موافق کند و امام دست از مخالفت بردارد؟ سوال حقیر صرفا جزیی نیست بلکه بسیار بسیار سوال مهمی است، لازم است جایگاه علامه طهرانی در انقلاب روشن شود، اینکه این شبهه عظیم هنوز وجود دارد که این علامه طهرانی بودند که هسته اولیه حکومت اسلامی را ایجاد کردند و بعد امام رو هم پیشوا فرمودند و بعدشم هم موارد خطای امام (ره) را اصلاح کنند، این شبهه بسیار خطرناک است، این صدق و صفا و اعتماد مردم به امام و رهبری را از دست می دهد، چرا که ملت چهل سال زیر بیرق امام خمینی سینه بزنند و کاشف به عمل بیاید مطلب جور دیگری است، خب چرا آقا زاده های ایشان صریحا این مطلب را حلاجی نکرده و منقح ننمودند؟ این مبحث اصلا ربطی به مشورت گرفتن امام از علامه طهرانی و از الله بهجت و بها الدینی و دیگر بزرگان نیست، بلکه جنبه هدایت دارد یعنی علامه طهرانی امام را هدایت می کرد، مشکل اینجاست. با این وجود یقینا مجلس خبرگان که مرکب از اعاظم فقها است به خطا رفته که چرا بعد از رحلت امام، فردی مثل علامه طهرانی را که خود امام را هم هدایت می کردند را برای رهبری کشف و انتخاب ننموده بلکه رفتند سراق آقای خامنه ای؟ یا به عنوان مثال در زمان حیات امام (ره) چگونه ممکن است اهم مطالب حکومت مثل نماز جمعه را امام مخالف باشد اما علامه طهرانی توجیهشان کند؟ آیا کسی که نمی داند نماز جمعه برای یک ملت لازم است یا خیر لیاقت رهبری اجتماع را دارد؟ یعنی امام (ره) به این بلوغ سیاسی نرسیده بودند که نماز جمعه را لازم بدانند؟ خواهشا خواهشا لطف بفزمایید منت بگذارید جواب این شبهه را عنایت کنید تا منقح شود و جسارتا صرفا به این که مثلا علامه طهرانی از امام دفاع می کرد و تایید می کرد و غیره اکتفا نفرمایید بلکه لازم است برای رفع این شبه قضیه منتقح شود با سند و مدرک با سپاس بسیار و با تشکر از لطفتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر «تحریر الوسیله» را مطالعه فرمایید که زمانی نوشته شده که هیچ نوع ارتباطی بین حضرت امام و آیت اللّه طهرانی نبوده؛ متوجه خواهید شد که قضیه چیز دیگری است. هم‌چنانکه عرض شد آیت اللّه طهرانی خود را در حدّ گرد پای امام هم حساب نمی‌کردند و حقیقتاً اصلاً نباید بنا به فرمایش آیت اللّه اراکی، بعد از معصوم کسی را با حضرت امام مقایسه کرد. آری! توصیه‌کردن یا به اصطلاح، نصیحة الملوک کار خوبی است همچنان‌که صعصعه به جناب امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» نصیحت می‌کرد و خود حضرت نیز به صعصعه می‌فرمودند: «عِظنی». ولی این به این معنا نیست که نتیجه بگیریم جناب صعصعه باید در مقام ولایت باشد! موفق باشید

28177
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز با توجه به مباحث تمدنی که در کتاب تمدن زایی شیعه داشتید، یک مبحث برام ایجاد شد. این نکته رو میشه بحران تمدنی ایران معاصر و جهان اسلام در یک قرن اخیر دانست که در مواجهه با تمدن مدرن و مظاهر آن، به رویکرد ترکیب و گزینش گری روی آورد به نحوی که این تفکر جا افتاد که خب مدرنیته که تمام جوانبش بد نیست و سراسر غیر دینی نیست بلکه جنبه های خوبی هم دارد باید محاسن تمدن مدرن رو بگیرد و معایبش را حذف کند و این محاسن تمدن مدرن رو ضمیمه میراث اسلامی و بینش دینی خود کنند تا به یک وضع درست و عقلانی و صحیح در جامعه و تمدن رسید و واقعا یک گزینش گری و تذبذبی بود که برای ما بحران تمدنی ایجاد کرده است. و این وضع در سطح عالم اسلام و در درجات و ساحت هایی هم در کشور ما با وجود اینکه قلب تپنده انقلاب تمدن ساز معاصر و آغازگر عصری مقابل تمدن مدرنیته بود، وجود دارد و به نظرم ما رو درگیر تذبذب تمدنی و هویتی کرده است و شاهدیم الگوهای توسعه و جامعه سازی مدرن ضمیمه الگوی اسلامی می‌شود، نهایتا هم یک آشوب ایجاد می‌کند کما اینکه در الگوهای اقتصادی و مدیریت شهری و حتی تعلیم و تربیت ویژه در آموزش و پرورش می بینیم این ترکیب و تذبذب ما رو در برگرفته و مشخص نیست در الگوی انقلاب اسلامی می‌خواهد ریل گذاری شود یا لیبرال دموکراسی بلکه در یک وضع ترکیبی و گزینش گری گویی بینشها و ریل گذاری ها دیده می‌شود. حال راه حل گذار از این تذبذب و ترکیب گری چیست و چگونه می‌توان در راستای انقلاب اسلامی و تمدن نوین اسلامی طراحی انجام داد به نحوی که نه رویکرد سلفی ها و نه سنت گرایان را دنبال کنیم و نه رویکردی که تمدن سازی در عصر غیبت و حضور مدرنیته را بسیار بعید می‌داند و به حفظ بنیانهای اعتقادی در کنار استفاده اکل میته از مظاهر تمدنی مدرن قائل است و معتقدست تمدن نوین اسلامی بلند پروازی است که به اعتبار و مقبولیت انقلاب ضربه می‌زند و اساسا در عصر غیبت و شرایط فعلی ممکن نیست و نه رویکردمان همان رویکرد هلند و ژاپن اسلامی شود که دین را در نظام و مختصات مدرن تعریف می‌کند و به تعبیر حضرتعالی در کتاب مبانی معرفتی مهدویت، می‌خواهد قرآن را در خدمت اهداف لیبرال دموکراسی ببرد و از قرآن فرهنگ مدرنیته را استخراج کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط بسیار حساسی قرار داریم. با تجربه‌ی راه‌هایی که رفته‌ایم و موفق نبوده‌ایم، روبه‌رو هستیم. در تعبیر مقام معظم رهبری فرمودند به جای تحول، بعضاً گرفتار استحاله شده‌ایم و از هویت خود و داشته‌هایمان محروم گشته‌ایم. هنوز بنده بر روی نظر به جهان دیگر که جهانی است بین دو جهان، تأکید دارم که البته کار آسانی نیست. موفق باشید

26605
متن پرسش
سلام استاد: فرمودید اولیاء‌الهی به این معنا که امروزه استخاره معمول است، استخاره نمی‌کردند بلکه به معنای طلب خیر استخاره برای آن‌ها معنا داشت. اولا این نوع استخاره ای که امروزه معمول است اعتبار دارد و درست است؟ و ثانیا استخاره طلب خیر یعنی چه و چگونه است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین نوع استخاره که امروز معمول است روی هم رفته قابل استفاده باشد ولی لغت استخاره یعنی طلب خیر کردن و رسول خدا می‌فرمایند: «استخیر الله» یعنی طلب خیر از خدا کردن و بعدا آن عملی که امروزه انجام می‌شود با آن عنوان مطرح شد. موفق باشید

26592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: شما می فرمایید که مثلا صندلی اعتبار ذهن است و باطن ندارد. در حالی که همین صندلی یا از راه حلال یا حرام به دست آمده پس باید باطن داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باطنش همان صورت ذهنی است؛ ربطی به حلال و حرام بودن ندارد. موفق باشید

26293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت بخیر: اگر کسی بخواهد از فضای یک مجموعه فرهنگی-معرفتی خارج شود و در مجوعه های فرهنگی دیگر فعالیت کند، وظیفه ما در قبال این فرد چیست؟ آیا آزاد گذاشتن فرد در تصمیم خود و انتخاب سرنوشت و یا نگه داشتن فرد به هر شکلی که هست حتی شده با تبیین یا تحمیل عقاید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انتخاب انسان‌ها احترام بگذاریم بدون آن‌که کار به دوگانگی و قهر بکشد. موفق باشید 

23974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگه مقدوره در مورد مفهوم دازاین هایدگر مقداری با زبانی قابل فهم بنده توضیح دهید. بنده با اینکه بحث فلسفه غرب جنابعالی را مطالعه کردم، متوجه این مفهوم که در بحث خرد سیاسی داوری چند بار از این مفهوم استفاده کردید متوجه نشدم. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دو جلسه‌ی اخیر بحثی که در کانال «ندای بی‌صدا» شد فکر می‌کنم در مورد فوق کمک‌کارتان باشد. موفق باشید

23367
متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت خدمت شما استاد گرامی: در خصوص مباحث معرفت نفس سوالاتی از حضورتان داشتم: ۱. طبق آیه ۴۲ سوره زمر که فرمودید «خدا» هنگام مرگ و خواب نفس ها را به تمامه می گیرد؛ سوالم اینه که کم خونی و بعضی مشکلات بدنی چه طور باعث دیرتر خوابیدن و اختلال در خواب میشه؟ این که مزاج های سرد خوابهای عمیق تر و طولانی تری دارن چطور تحلیل میکنین؟ ۲. در کتاب خویشتن پنهان فرمودین نفس در خواب هم به تمامه گرفته میشه الا اینکه با نیروی تدبیر از راه دور بدن رو تدبیر میکنه و اعضای بدن از کار نمی ایسته؛ سوالم اینه که این که در خواب پهلو به پهلو میشیم بدون اینکه متوجه بشیم آیا این با همون نیروی تدبیر از راه دوره یا نفس به بدن توجه میکنه؟ یا وقتی موقع پهلو به پهلو شدن هوشیار میشیم، بازگشت و توجه روح به بدن، بدن رو در پهلو به پهلو شدن یاری میکنه؟ ۳. با توجه به مطالبی که در بحث تدبیر از راه دور کتاب خویشن پنهان فرمودین: «می شود نفس انسان جدای از چیزی باشد و با تمرکز روی آن، اراده خود را در آن اعمال کند، و توان تکوینی خود را در اختیار گیرد» آیا می توان گفت این که در شرح حال بعضی علما هست که با یک خرما شخصی را شفا می داده اند از این سنخ امور است؟ یا مطلب، چیز دیگری است؟ ۴. میزان توجه و اعتقاد نگاه غربی به نفس و روح انسان چگونه است؟ به هر صورت نمی توان به طور کل این بعد از وجود را منکر شد؛ چیزی که این طور با بحث خواب اثبات می شود! (اگر در این زمینه منبعی جهت آشنایی با نقطه نظرات آن ها معرفی نمایید ممنون می شوم) ممنون از پاسخگویی تان. خدا حفظ تان نماید. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. توفّی و گرفتن روح توسط خداوند است ولی این‌که روح، چگونه خود را در اختیار خداوند قرار دهد مربوط به روحیه‌ی انسان و بدن انسان است ۲. به نظر بنده همین‌طور است که می‌فرمایید، یعنی روح است که چنین تدبیری را بر بدن إعمال می‌کند 3- می‌تواند از این نوع باشد، ولی منحصر به این نوع نیست. گاهی موانعِ بیماری را آن سالکِ واصل از آن شخص دفع می‌کند. ۴. نظر فیلسوفان غربی در مورد نفس متفاوت است. به نظرم کتاب «حقیقت انسان» از جناب آقای دکتر اصغر مصلح نکات خوبی در ارائه‌ی نظرات مختلف اندیشمندان غربی در اختیار خواننده می‌گذارد. موفق باشید

23237
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد سلام علیکم. شما در صحبتی فرمودید برای رسیدن به بهشت تمدن اسلامی باید از جهنم تجدد عبور کرد حال سوال اینکه در این وضع توسعه نیافتگی و نابسامانی نظام اداری و نظام های آموزش پرورش و غیره با چه عقلی از این جهنم باید عبور کرد تا نابسامانی ها به سامان برسد کاری که فعلا باید انجام بدهیم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم باید به عقلِ توسعه‌یافتگی فکر کرد و نمی‌توان آن را زیر پا گذاشت. عمده آن است که بعد از درک آن عقل، از آن عبور کنیم و مقصد ما آن نوع توسعه‌یافتگی که عقلِ توسعه‌یافتگی در مقابل بشر گذاشته است، نباشد و به پیشرفتی فکر کرد که رهبر انقلاب مدّ نظر دارند. موفق باشید

23228
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید همانطور که می گویند ما به جهت ایمان قلبی حاضر هستیم و از ما سوال می شود و خب با بندگی و تلاطم زندگی و هدف بندگی است که باعث حضوری قلبی بیشتر می شود پس نوزاد و کسانی که هیچ موقعیت کسب حضور قلبی را نداشته اند برایشان چگونه محاسبه می شود کسی شده است از اولیا و کسی چنین موقعیتی نداشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین در این مورد می‌فرمایند با توجه به این‌که نوزاد و کودک به همان صورت، تقدیر خود را دارند و بر اساس همان تقدیری که داشته است، رحلت کرده، پس در همان مرتبه‌ی وجودی که خلق شده است، مستقر می‌باشد و از زندگی در آن دنیا بهره می‌برد. موفق باشید

22490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: شما در بعضی کتابهایتان از جمله گزینش تکنولوژی و کربلا به این نکته پرداخته اید که انسان با پذیرش روش های غربی از آسمان و آسمانی شدن جدا می شود. می خواهم بدانم فایده های آسمانی شدن چیست؟ سخت قانع می شوم. لطفا تمام فایده هایی که می دانید و مد نظرتان است را بفرمایید. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمانی‌بودن در آن جملات، به معنای آن است که رابطه‌ی انسان با عالَمِ غیب و معنویت و با حضرت پروردگار قطع نشود، زیرا انسان در ذیلِ هدایت عالَم غیب و حضرت ربّ می‌تواند خود را به نتیجه برساند. موفق باشید

22446

علم امامبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در بحث مهدویت شما فرمودید در زمان ظهور، امام زمان (عج) و یارانش با قدرت غیبی در صحنه اند و حتی روایت می گوید سنگ که پشتش مشرک قایم شده باشد او را لو می دهد این یعنی تمام هستی در خدمت حضرت است اما روایتی که می گوید مهدی شهید می شود اولا با قدرت غیبی مهدی نمی خواند در ثانی امام زمان (عج) اگر اینگونه از دنیا بروند یعنی کامل نشدند چون در بحث علت رجعت می گوییم امام که نقص نداشته چرا برگشته در جواب می گوییم برای اینکه در امامت و رهبری جامعه خود را به ظهور برساند خوب اگر امام شهید شود این اشکال هم وارد است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قدرت غیبی امام به آن معنا نیست که علم امام به تقدیرات الهی عامل مقابله با آن تقدیرات شود، مثل آن‌که حضرت علی«علیه‌السلام» در آن شب می‌دانستند که شهید می‌شوند، ولی این علم، علمِ به تقدیرات است، نه علمی که برای عبور از مشکلاتِ عادی انسان‌ها دارند. در این مورد می‌توانید به بحث «علم امام» در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» رجوع فرمایید. از طرفی چرا شهادتِ امام را به حساب کمالِ ایشان نیاوریم. موفق باشید

21897
متن پرسش
سلام: من تازه با این سایت اشنا شدم. سوال این هست: وضیف انسان در این جهان چی هست و چرا خداوند ما را به این جهان فرستاد؟ در کل میخوام بدونم هدف ما چی هست و باید به کجا برویم؟ در اصل من دنبال آیه قرانی این سوال می گردم. وگرنه میدونم که هدف ما به کمال رسیدن و به خدا رسیدن هست، میدونم ما به این دنیا آمدیم که با این تضاد ها امتحان بشیم و به کمال برسیم، میدونم با ستایش و پرستش خدا وند به کمال باید رسید و در این مسیر باشیم. فقط آیه قرآن میخوام که این ها را گفته باشه. چون علم تفسیر هم ندارم خواستم کسی که علم تفسیر داره جواب بده. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در سوره مبارکه البقرة آیه ۲۹ می‌فرماید: «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا» همه‌ی آن‌چه در زمین است برای شما خلق کردیم.  بدین معنا که شرایط زندگی زمینی به عنوان بستر عبودیت الهی فراهم است. به همان معنایی که فرمود:« يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»‌.(21/ بقره) اى مردم! پروردگارتان كه شما و پيشينيان شما را آفريد، پرستش كنيد تا اهل تقوا شويد. آیات زیادی در رابطه با این موضوع که می‌فرمایید در قرآن هست. خوب است با حوصله و با تدبّر در قرآن نکات ارزنده‌ای را به‌دست آورید. مثل آیه‌ی «ما خلقنا الجن و الانس الا لیعبدون». موفق باشید

21877

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: در حدیثی که اشاره دارد به این مطلب که اگر جناب ابوذر از آنچه جناب سلمان اطلاع داشت دچار کفر یا شرک می شد و ... دلیل این موضوع چیست؟ مگر در مسیر سیر الی الله آگاهی بیشتر نباید موجب تقرب و یا توجه بیشتر گردد؟ آیا می توان گفت یکی از عوامل این است که در ایمان بالاتر انسان علم و آگاهی بیشتری پیدا می کند ولی از طرفی بیشتر کمبودهای موجود در جامعه را متوجه می شود و در صورتی که خود ساختگی لازم را نداشته باشد سبب سرخوردگی و یا به قولی ترمز بریدن می گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً مقصود آن روایت در نسبت متفاوت آن دو بزرگوار در رابطه با توحید است از آن جهت که در توحید ناب همه‌چیز محل ظهور خداوند است و دیگر یک خدا و یک مخلوق در میان نیست. و معلوم است چنین فکری برای کسانی‌که خداوند را تنها خالق مخلوقات می‌دانند، فکر خطرناک و غلطی است. موفق باشید

19014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد وقتی نذر می کنیم روزی 1000 عدد صلوات بر محمد و آل و محمد بفرستیم حال اگر بیش از آن تعداد بفرستیم ناقض نذر خواهد بود یا 1000 عدد آن پای نذر حساب می شود و مابقی ثواب خود را خواهد داشت؟ با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید حالت دوم در میان است. موفق باشید.

30001
متن پرسش
سلام، تسلیت عرض می‌کنم ایام سوگواری فاطمیه را. استاد چه رخ می‌دهد که یک انسان از غم خود خوردن فارغ می‌شود و غمخوار ماوراء خود می‌شود؟ غم حقیقت و جامعه را می‌خورد؟ غم هدایت مردمان را می‌خورد؟ غم ظلمی که بر آنها روا می‌رود؟ چه می‌شود که فردی در خلوت خویش برای مظلوم جهان اشک می‌ریزد؟ چه راهی را اینها رفته اند که از این غم های متعالی برخوردار شده‌اند؟ می‌شود راهکارهایی برای رسیدن به غم های متعالی را بفرمایید؟ بلکه با اولیاء الهی هم نوا شویم. تشکر از وقتی که گذاشتید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود به وسعت همه‌ی هستی است. اگر در مسیر تقوا قدم بگذارد، آن نوع وسعت را می‌یابد. کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» در این رابطه نکاتی را مطرح کرده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

29735
متن پرسش
سلام استاد: چرا اگر در بیداری من در عالم خیال بروم و مثلا خودم را زیر آب ببرم خیس نمی‌شوم ولی اگر همان خیالات را در خواب ببرم و خواب ببینم که زیر آب رفته ام خیس می‌شوم؟ مگر عالم و موطنی که در آن رفته ام یکی نیست؟ به عبارت دیگر جرا مفاهیم من در بیداری «معلوم مرده» هستند ولی همان مفاهیم در خواب «معلوم زنده» می‌شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان خودش با نفس ناطقه در عالَمی حاضر شود، غیر از آن است که در خیالِ خود، فکرِ آن حضور را بکند. موفق باشید

29270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. در مورد آموزش پرورش یه سوال داشتم. دقیقا آسیبهای آموزش پرورش رو با چه ترفندی میشه برطرف کرد؟ استاد کاش می‌شد فلسفه و عرفان را از اول دبستان تا پیش دانشگاهی سلسله مراتب تالیف کرد و به آموزش پرورش پیشنهاد داد. می شه از نظر شما؟ اگر بله از چه طریق میشه ورود پیدا کرد به این قضیه؟ من آزمون استخدامی می‌خواهم شرکت کنم اما از بس این دستگاه را عقب مانده می‌بینم جرات ورود پیدا نمی‌کنم و بین اهداف حوزوی خودم و استخدام شدن در آموزش و پرورش مردد شده ام. با خود می‌گویم هستند معلم هایی که بتوانند کارهایی برای دانش آموزان کنند و تو برو دنبال علاقه ی قلبی خودت. از طرفی دلم به حال دانش آموزان می‌سوزد و وقتی تنفر آن ها را به درس می‌بینم پیشنهادات فلسفی و عرفانی و تالیف و... به سرم می‌زند و ورود به این دستگاه پر مساله! واقعا چگونه باید ورود پیدا کرد؟ دیدگاهتان را کامل بیان کنید. تشکر استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار که مدّ نظر دارید خوب است و بستگی به ذوق خودتان دارد. بالاخره با همه‌ی ضعف‌هایی که در نظام آموزش و پرورش هست، زمینه‌ی کار فراهم می باشد. موفق باشید

26584

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: منظور از اینکه انسان کامل عین انسان است مانند آب که عین تری است چیست؟ لطفا این جمله را توضیح دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در مقدمه‌ی کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد، مقدمه‌ی فهم این امور، مطالعه‌ی مباحث ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین همراه با شرح صوتی آن‌ها است. موفق باشید.

24422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید استاد بزرگوار: استا من هر موقع شخصی از دنیا میره خیلی هووول و ناراحتی برمیداره منو.ِِ و خیلی ترس و هراس برم میداره از مردن و شب اول قبر و برزخ که شنیدم برزخ خیلی سخته و تو این مواقع ناامیدی همه وجودم رو میگیره. حال سوال اینه که چه کنیم که مواقع مرگ و میر کسی اینقدر بهم نریزم تو دنیا و ترس و... و چه کنم که با خیال راحت و مطمئن سر زمین بزارم و در عالم برزخ حاضر بشم؟ هر چند واقعا بی خطا و اشتباه هم نیستم و... توصیه ای بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این به جهت نشناختن مرگ و معاد است. توصیه‌ی بنده مطالعه‌ی کتاب «معاد» که بر روی است همراه با شرح صوتی آن. موفق باشید

24075

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: طاعات و عبادات قبول، در رابطه با سیر مطالعاتی شما سوالی داشتم. در بین گفتار (جلسات صوتی) بین انتخاب دو روش گیر کرده ام. روش اول: به عنوان مثال شنبه: شرح نهج البلاغه یکشنبه: شرح حدیث عنوان بصری دوشنبه: شرح کتاب جنود عقل و جهل سه شنبه: شرح زیارت جامعه کبیره چهارشنبه: و الی آخر مثل برنامه های مدرسه و دانشگاه روش دوم: یا اینکه در این روش یک موضوع رو انتخاب کرده و هر روز یک جلسه از اون رو کار کنم تا به پایان برسه و بعد موضوع دیگه ای رو شروع کنم. و همچنین در رابطه با مطالعه کتابها ممنون میشم نظرتون رو بفرمایید شرمنده وقتتون رو گرفتم. یا حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است ابتدا سیر مطالعاتی را که مبانی فکری را شکل می‌دهد دنبال بفرمایید که تحت عنوان «سیر مباحث و چگونگی پیگیری آن‌ها» بر روی سایت هست. موفق باشید

23668
متن پرسش
سلام: آیا می‌توان سنت و مدرنیسم را جمع کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده چنین امکانی در این تاریخ برای ما هست به شرطی که سنت‌گرایی، ما را از درک تاریخی غافل نکند و بدانیم در مواجهه با دنیای جدید می‌توان سرمایه‌های دینی خود را در این تاریخ به ظهور آورد تا نه مثل متجددین به‌کلّی به سنت‌های خود پشت پا بزنیم، و نه مثل متحجرین جرأت مواجهه با دنیای مدرن را نداشته باشیم.
به نظر بنده می‌توانیم مدرنیته را بر اساس وضعیت جدید بازبینی کنیم، مدرنیته‌ای که در دوره‌ی متأخرِ خود بر سنت‌زدایی تأکید دارد و به قول لئو اشتراوس، مدرنیته در صورتِ متأخر آن مقابل سنت است و به یک معنا، اساس فکری‌اش زندگیِ بدون خدا شده است. و این‌که گفته می‌شود تجدد در ایران ریشه ندارد، بدین لحاظ است که متجددین ما تحت تأثیر مدرنیته‌ی اخیر خود را تعریف کرده‌اند بدون هرگونه تعمقی در فهمِ تجدد و در فهمِ سنت. موفق باشید

23358
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و ارادت خدمت استاد عزیز: گاهی در بین نماز، خطوراتی به ذهن انسان می رسد که راه حل بعضی مشکلات است و اتفاقا راه حل بسیار خوبی هم هست. اگر این خطورات در حال عدم حضور قلب باشد، آیا می توان گفت که حتما از جانب شیاطین است؟ اگر در حال حضور قلب باشد حتما می توان گفت که از جانب خداوند و ملائکه است؟ سوال بعدی اینکه می گویند خداوند به دل انسان می اندازد به چه کیفیتی است؟ نه اینکه تحربه نداشتم بلکه به لحاظ دقت زیادی که دارم، نمی دانم کدام خطورات رحمانی است و کدام نیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید این امور را طبیعی بدانید و برای رشد انسان لازم است. آن نوع خطوراتی که موجب تکبّر شود، شیطانی است و آن وارداتی که موجب عبودیت و تواضع گردد، الهی است. موفق باشید

22904
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی: بنده آشنایی زیادی با شما و مباحث شما دارم. تا جایی ک خود را شاگرد شما می دانم. لذا شما را همیشه انسانی اخلاقی، صبور و متواضع دیده ام. ولی از آنجایی که در مباحث شما هستم با شاگردان قدیمی شما در ارتباط نزدیکی هستم، آنها به مباحث شما و علوم حوزوی و دانشگاهی بسیار مسلط و استاد هستند ولی هیچ وقت اخلاق و تواضع جنابعالی را با عوام در آنها ندیده ام و شاهد بد اخلاقی های زیاد و تکبر و غرور خاصی از سوی آنها به خودم و دیگران شاهد بوده ام و این باعث ناراحتی بنده و دوستان بوده است و بارها این موضوع را از دیگران شنیده ام. و توقع ما این است که آنها نیز چون استاد خود متواضع و اخلاقمند باشند. جسارت بنده را ببخشید و آنها را از سر استادی مکررا نصیحتهایی بفرمایید. التماس دعا.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم از این امر رنج می‌برم. زیرا بعضی از این افراد تنها برخوردِ علمی با مباحث می‌کنند و به یک معنا شاگرد چند کتاب از مطالبی هستند که بنده نوشته‌ام. در حالی‌که یافتِ حضور تاریخی که با روح و روحیه‌ی خاصی محقق می‌شود چیز دیگری است. اینان تلاش نمی‌نمایند تا این مباحث، موجبِ راهی گشوده گردد و در آن راه، خود را در محضر حضرت معبود بیابند و در إزاء تواضع با خلق، آن راه را برای جان خود گشاده و گشاده‌تر نگه دارند. البته باید به آنان تذکر داد و از آنان ناامید نشد. موفق باشید

20669
متن پرسش
سلام استاد: آقاي محمد حسین رجبی دوانی، در رابطه با تاثیر فرهنگ غرب در زمینه سازی عاشورا و تأثیراتی که فرهنگ رومی بر مسلمانان آن زمان داشته و زمینه ساز فاجعه عاشورا شده، می فرمايند: اصلا من تاثیر فرهنگ غرب بر زمینه سازی عاشورا و زمینه سازی فرهنگ رومی بر فاجعه عاشورا را، بنده قبول ندارم. اگر ما اسم سرجون رومی را در دربار معاویه و یزید (لعنهما الله) داریم، یا منصور بن سرجون، دلیل بر نفوذ فرهنگ غرب، یا قدرت غربی آن روز که امپراتوری روم باشد، در حاکميت مسلمان ها و تاثیرگذاری بر حوادث تاریخ اسلام، ما نمی توانیم چنین تلقی داشته باشیم. بنی امیه در مکه بودند و نظام قبيلگي داشتند. به برکت اسلام، اینها از اون جهالت و حالت بدبختی بیرون آمدند و بر اثر خیانتی که بعد از پیامبر به اهلبیت عصمت و طهارت شده، اینها در حاکمیت اسلام جا گرفتند و زمان عمر بن خطاب و عثمان، معاویه در شام حکومت می کند. شام، قلمرو فرهنگی و سیاسی و جغرافیایی امپراتوری روم بوده است، که مسلمانان گرفتند. معاویه هم، به عنوان فرمانروای این منطقه از سوی خلیفه دوم، قادر نیست یک منطقه ای با سابقه تمدنی دیرینه را، بخواهد اداره کند، مگر با یاری گرفتن و مشورت از افراد مطلع اهل محل ... لذا، این در واقع به نوعی میشه گفت ذکاوت معاویه بود که از افراد مطلع بومی مثل سرجون، برای اداره اون منطقه و مردمی که او زبانشان را می داند و او با این فرهنگ آشنایی داره، استفاده بکند. اگر ما حضور یکی دو نفر رومی را، در اینجا سند قرار بدیم بر اینکه رومی ها نفوذ کرده اند و فرهنگشان را پیاده کرده اند، پس باید که بگوئیم راجع به خاندان های ایرانی که در خلافت بنای عباس حضور دارند، خاندان برمکيان، خاندان نوبهاران، خانداني حضور دارند، پس این، نشانه نفوذ ایرانی های زرتشتی و دشمن اسلام در حاکمیت مسلمان است. خیر! بنی عباس، مرکز حکومت خود را در حوزه تمدن ایران، یعنی عراق امروز قرار داده بودند. ناچارند از عناصر ایرانی استفاده بکنند. بله، مشورت به یزید، برای تعیین عبدالله زیاد به فرمانروایی کوفه را، سرجون به او می دهد؛ اما این نشان دهنده این نیست که یک برنامه ریزی بوده و می خواسته اند حرکتی را مدیریت کنند. اگر چنین بود، ما باید شواهد و قرائن دیگری هم، می داشتیم، که هرگز چنین چیزی وجود نداشته و در هیچ کدام از منابع ما، اطلاعاتی در مورد سرجون و منصور بن سرجون، وجود ندارد؛ غیر از این نکات محدودی که عرض شد. نظر شما در مورد اين صحبت ایشان، چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهدی که حکایت از آن دارد که ابوسفیان حتی قبل از اسلام با رومیان ارتباط داشته است را، چه‌کار کنیم؟ حتی آن‌جایی که وقتی نامه‌ی حضرت پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به قیصر روم می‌رسد و قیصر روم می‌خواهد چند نفر از مردم عربستان که پیامبر را می‌شناسند، پیدا کند تا سؤالاتی از آن‌ها داشته باشد؛ یکی از آن افراد ابوسفیان است. پس به هر حال جای این فکر هنوز باقی است که احتمالاجریان اُموی بدون ارتباط فکری و فرهنگی با رومیان نبوده. موفق باشید

نمایش چاپی