بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6527
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی . باوجود شرایط کنونی جهان اسلام ک سفیانیزم و وهابیت هسته اصلی اقدامات علیه شیعیان ب شمار میروند ایا صحیح است ب سفر حج عمره رویم؟ 2.روایت شده از زمان ظهور ک در ان هنگام ب یمن وجود حضرت بقیه الله و پر شدن زمین از عدالت دیگر نیازی ب حقوق و دادگاه قاضی نیست.تازه از رشته حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم.من علاقه زیادی ب درس خواندن و تحصیلات عالی دارم اما نمیدونم منفعت معنوی من در کدام شاخه است؟وقت و انرژی خودم را در این راه بگذارم تا خدمتی ب مردم کنم یا اصلا دنبال معارف را بگیرم حال یا رشته ام را تغییر دهم یا ... با تشکر از حضرتعالی.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سفر حج در حال حاظر زمینه‌ی حضور تشیع را در محافل بین‌المللی اسلامی فراهم می‌کند 2- به نیت احیاء حقوق مظلوم بسیار ضروری است. موفق باشید
28972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: استاد از چه موقعی و با چه پشتوانه ای برای ما که طلبه هستیم المیزان را شروع کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هر زمانی که فشار درس‌های اولیه، کمی کم شود مثلاً بعد از خواندن ادبیات و تا حدّی فقه و اصول؛ خوب است که به المیزان با دقت کامل به همان صورتی که در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» عرض شده، رجوع شود. موفق باشید

28431
متن پرسش
سلام علیکم: نقل قولی از مرحوم آیت الله العظمی بهجت است که ایشان می‌فرمایند شما قصد نماز اول وقت را بخوانید بتدریج خودتان به حضور قلب و سلوک در نماز و اخلاص می‌رسید و تکوینا در اثر تقید به نماز اول وقت این رشد و تعالی در زندگی و این خلوص ضمیر پیش می آید. آیا این امر در مورد تمام افراد و برای سلوک تمام شخصیتها صادق است؟ چون خیلی افراد تقید به نماز اول وقت دارند ولی تماما سبک زندگی شان توحیدی و متعالی نیست و بسیاری جاها اتفاقا درگیر عدم خلوص ضمیر می شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رویکرد انسان رسیدن به حضور قلب باشد، با نماز اول وقت به نحوه‌ای از حضور در جایگاه صاحب وقت یعنی صاحب‌الزمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌رسد و این همان ورود به حضور قلبی است که انسان نیاز دارد تا خود را در آغوش حقیقت بیابد. موفق باشید

27860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: بنده نوجوانی ۱۸ ساله هستم و امسال کنکور دارم. به رشته فلسفه اسلامی و فلسفه غرب بسیار علاقه دارم و همچنین به علوم اسلامی علاقه وافری دارم اما نمی‌دانم که به حوزه علمیه بروم یا به دانشگاه بروم و فلسفه بخوانم. همچنین لطفا معیار و ملاک برای شناخت اینکه آیا روح من توانایی فهم فلسفه را دارد یا نه را بفرمایید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که در این مورد سری به آرشیو سؤالات، قسمت «حوزه یا دانشگاه» بزنید، بهتر جواب خود را دریافت می‌کنید. موفق باشید

با سلام یکی از کاربران محترم در تکمیل عرایض بنده این طور فرموده :

سلام علیکم.
استاد بزرگوارم در خصوص سوال آن نوجوان ۱۸ ساله در پرسش۲۷۸۶۰ بر خود لازم دانستم که عرض کنم دانشگاه امام صادق علیه السلام در رشته فلسفه اسلامی بسیار قوی است، البته من فارغ التحصیل واحد خواهران دانشگاه هستم اما واحد برادران هم معمولا قوی عمل می کند. خوب است این بزرگوار یک تحقیقی هم راجع به دانشگاه امام صادق علیه السلام داشته باشند چون تلفیق حوزه و دانشگاه است. فرصت را مغتنم می شمارم و از خدا میخواهنم رحمت و نغفرت واسعه خود را نثار روح آیت الله مهدوی کنی نماید. الهی آمین

26633
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: با توجه به اینکه من انسان مجرد است و من انسان نه زن است و نه مرد و جنسیت ندارد پس خصوصیات مردانه و زنانه مربوط به تن انسان است، آیا جنسیت انسان کاملا جسمانی است؟ در مبحث هماهنگی تکوین و تشریع، شما فرموده بودید که انسان تکوینا زن یا مرد است و باید با تشریع این زن بودن یا مرد بودن به تکامل برسد. در حالی که زن بودن یا مرد بودن به تن انسان مربوط است و با بلوغ جنسی رشد می‌کند و با یائسگی و پیری ضعیف می شود. منظور شما از این تکامل چیست؟ با توجه به اینکه این حقیر یک طلبه فیزیولوژیست هستم، با استفاده از دروس شما نتیجه گرفتم که چون جنسیت انسان به تن انسان مربوط است و اکثر رفتار های جنسی (مانند غرور، اقتدار، غیرت، رقابت، ایجاد قلمرو و تامین کنندگی در جنس نر و ناز، حیا، لطافت و نیاز به تامین شدن در جنس ماده) بین انسان و حیوان مشترک است، پس ما انسان را از ۲ دیدگاه باید بررسی کنیم یکی از منظر روح و عالم ملکوت که انسان حی متاله است و دیگری از دیدگاه فیزیولوژیک و زیستی که انسان حیوان ناطق است. بر همین اساس رشته جدید به نام مشاوره فیزیولوژیک بنیان‌گذاری کردم که در این روش با استفاده از رفتار های حیوانات و آزمایشاتی که بر روی سیستم نورو آندوکرینولوژی آنها انجام شده توانستم به خانواده ها آموزش دهم که زن با استفاده از ناز و لطافت خود و تحریک محرکهای الکترونیکی یا الکتروفیزیولوژیکی مرد مانند گیرنده‌های بینایی، بویایی، شنوایی و لامسه بتواند توجه مرد را به خود جلب کند و عشق و محبت را در خانواده ایجاد کند. این روش برگرفته از احادیث پیغمبر صلوات الله علیه مبنی بر استفاده از لباس و آرایش و عطر و زیورآلات برای همسر می باشد. این روش تا کنون بر روی بیش از چند صد نفر آزمایش شده و نتایج بسیار خوب و جالبی داشته است. هم اکنون تصمیم داریم این آزمایشات را به صورت الکترونیکی با تحریک هسته های مغزی انجام دهیم زیرا می دانیم سیستم بدن انسان مانند یک ربات می تواند از طریق گیرنده های حسی تحریک شود و پاسخ دهد. حال برای اینکه معلوم شود که آیا این علم صحیح است یا نه و ابعاد مختلف آن را بررسی کنم لازم است یک هم اندیشی با شما استاد عزیز داشته باشم در حال حاضر سوالات بسیاری مطرح است از جمله سوالات زیر: رفتار های جنسی در حیوانات مانند رقابت، غیرت و ایجاد قلمرو چگونه ایج انجام می شود آیا نفس حیوانی با نفس انسانی متفاوت است یا این رفتارها منشأیی غیر نفسانی دارد؟ تشابه اثر تستوسترون بر روی ایجاد بلوغ جنسی در حیوان و انسان و ایجاد رفتارهای مانند رقابت نرها با یکدیگر و غیرت روی همسر و ایجاد قلمروی برای خود و همسر و فرزندان چگونه انجام می شود؟ آیا از طریق تن است یا من؟ یک روبات چگونه می‌تواند این رفتارها را یاد بگیرد و تکرار کند؟ چرا رفتار یک مرد مانند یک ربات می تواند ناخودآگاه باشد یعنی در نهایت خشم و نفرت و عصبانیت با تکنیک ناز و لطافت زن یا با کلمات تحسین کننده ناگهان تمام خشم و نفرت خود را فراموش می‌کند و مهربان می شود؟ لطفاً در صورت امکان سوال مرا پاسخ دهید و اگر مقدور است یک وقت حضوری برای بحث و تبادل نظر بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری ذات نفس ناطقه، نه زن است و نه مرد ولی روح و روحیه‌‌ای در جنین هست که بدنِ مناسب روح خود را در همان دوره‌ی جنینی شکل می‌دهد. مسلّما نفس حیوانی با نفس انسانی متفاوت است و به همین جهت بدنی مناسب روح و روحیه‌ی خودشان را می‌سازند. روح گرگی، بدنی که دارای چنگال است برای خود می‌سازد. با توجه به آن‌چه عرض شد، ان‌شاءالله می‌ توانید کار خود را ادامه دهید. عرایضی در کتاب «خویشتن پنهان» هست و یا در آرشیو سوالات در قسمت معرفت نفس نکاتی هست که می‌تواند در این امر کمک کند ولی متأسفانه شرایط بنده طوری نیست که بتوانم به طور حضوری در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید

26074
متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: این تحلیل از آقای علیزاده ظاهرا خیلی درست است. جریان به اصطلاح حزب اللهی که یک زمانی ذیل آقای هاشمی و راست بود در به محاق رفتن عدالت بی نقش نبود غیر از اقلیتی که زود فهمیدند کشور از دهه ۷۰ کجا می رود اما بیش از ۱ دهه طول کشید تا به خود بیایند و جنبش عدالتخواهی شکل بگیرد منتها دیگه خیلی دیر شده بود. با استحاله فرهنگ عمومی به سرمایه داری و قارون صفتی، آرمان عدالت با دشواری اساسی رو به رو است. مقام ولایت هم ظاهرا آن قدر قدرت نداشتند که پروژه هاشمی را سد کنند تا بعد از ۳ دهه همچنان آتش از گور آن مرحوم! برخیزد! دولت فعلی هم مشغول فروش شرکت های دولتی به حامیان خویش است تا در دور بعد هم مدیران اولگارش امورات کشور را در دست داشته باشند و اگر کسی خواست مثل احمدی نژادا صلاحات کند کشور را به آتش بکشند. [Forwarded from جدال- علی عليزاده] چرا احیای عدالت در ایران امروز دشوار است؟ احیای عدالت اجتماعی و مبارزه علیه تبعیض‌های اقتصادی در ایران امروز بسیار دشوار است. در سه دهه گذشته در ایران عملا یک جامعه سلسله‌مراتبی -یک کاست طبقاتی- بازتولید و تثبیت شده. از زایشگاه تا مهدکودک و مدرسه تا خانه سالمندان و قبر، طبقات از یکدیگر تفکیک می شوند تا کت و عبا و حتی کفن اشراف و فرزندانشان از برخورد با کت و عبا و کفن فقرا و مردم عادی آلوده نشود. مسلما طبقات برخوردار آنچه به دست آورده‌اند را پس نخواهند داد. اما دشواری اصلی عدالتخواهی جای دیگری است. در اینجاست که عامه مردم، و حتی طبقات پایینی به «فرم» و اصل این جامعه طبقاتی دیگر اعتراض ندارند. فقط می گویند چرا ما و خانواده‌مان در طبقات بالاتر این ساختمان نیستیم. ما با جامعه‌ای طرفیم که فقرایش به ثروتمندان و سلبریتی‌هایش نمی گویند از کجا آورده‌ای. بلکه با حسرت و احترام به آنها نگاه می کنند و آنها را الگوی موفقیت و پیشرفت می دانند. رفسنجانیسم، مثل تاچریسم در انگلیس و ریگانیسم در آمریکا و نئولیبرالیسم در نقاط دیگر جهان، موفق شده نه فقط مخالفانش که حتی کارگران و مستضعفان و محرومان جامعه، و به عبارتی حتی قربانیانش را با خود همراه و همفکر و همدست کند. به هر گروه حمله کنید طرفدارانشان فریاد می زنند زحمت کشیدند و «حق‌» شان است. از دارایی سلبریتی‌ها، دکترها، وکلا، تاجران بپرسید عده‌ای می گویند زحمت کشیدند و حقشان است. بپرسید «ایران مال»ها و فلان استارت‌آپهای هزار میلیاردی از کجا آمدند، عده‌ای می گویند زحمت کشیدند و حقشان است. برخلاف سالهای بعد از انقلاب که ثروت فراوان نشانه‌ی طاغوت بود، امروز کمتر کسی اصل جامعه‌ای که یک نفر میلیونها برابر دیگران دارد را زیر سوال می برد. این «طبیعی شدن جامعه به شدت طبقاتی» دلیل وجود آقازاده‌ها و رانتخواران مذهبی و تکنوکراتهای سکولاری است که نه فقط عذاب وجدان یا نگرانی از قضاوت جامعه درباره منبع ثروتشان ندارند بلکه با قلدری به ژن خوب (ترجمه همان طبقه خوب) شان می نازند و تهدید به مهاجرت و بردن ثروتشان از این کشور می کنند. دقت کنید که جامعه فقط وقتی از «قلدری طبقاتی» دردش می گیرد که به شکلی عیان با ساختار سیاسی گره خورده باشد. قلدری پسر محمدرضا عارف یا آیت‌الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه و برادرزاده فلان امام جمعه و خواهرزاده فلان سردار و وزیر توی ذوق جامعه می زند و به حق باعث انزجار می شود ولی قلدری طبقاتی جراح برج‌ساز کراواتی یا فوتبالیست و سلبریتی که ظاهری اپوزیسیون دارد با نفرت جامعه روبرو نمی شود. در حالی که دومی هم با شبکه قدرت سیاسی و رانتی پیوند دارد. حقوق نجومی فلان مدیر دولتی و نهادی به حق باعث عصبانیت جامعه می شود ولی درامد ماهی یک میلیارد تکنوکرات بخش خصوصی یا تاجری که به شکلی بخشی از همان نظام اقتصادی و سیاسی است نه. این نشان می دهد که اصل «جامعه به شدت طبقاتی» در ایران دیگر محل سوال و شک نیست. این فرایند طبیعی‌شدن «حق» محصول تزریق سه دهه ایدئولوژی کاذب توسط رفسنجانیسم از یک سو و فرهنگی و غیراقتصادی شدن امر سیاسی در چند دهه گذشته از سوی دیگر است. فرایند «طبیعی شدن حق میلیونها برابر بیشتر داشتن»، مهمترین ابزار مشروع‌کننده‌ی غارت و سهم‌خواهی و رانت‌خواری در ایران امروز است. رفسنجانیسم برای تزریق این ایدئولوژی کاذب دو بال دیگر هم داشت: اصلاح‌طلبی و اصولگرایی. اولی فضای سیاسی را با ارزشهای فرهنگی لیبرال و دومی با ارزشهای فرهنگی سنتگرایانه اشباع کردند. و با غیراقتصادی کردن سیاست، فرایند انباشت سرمایه و تثبیت طبقاتی دهه هفتاد و هشتاد و نود را پنهان و مخفی کردند. به دعواهای عرصه عمومی دهه هفتاد نگاه کنید: دوچرخه سواری زنان هزاران صفحه روزنامه‌ اصلاح‌طلبان/اصولگرایان را اشغال می کند در حالی که هیچ فردی در هیچ یک از دو جناح فریاد نمی زند مدارس غیرانتفاعی نهادینه‌کردن «تفکیک طبقاتی» در پایینترین سن و متضاد با روح انقلابی است که می خواست امت بسازد. هیچ کس نگفت از درون مدارس غیرانتفاعی که حس تعلق به طبقه برتر را به کودک می دهد باکری و همت و حججی بیرون نمی‌آید هیچ، حتی یک پزشک مسئول و غیرسوداگر هم بیرون نمی‌آید. بگذارید اینگونه خلاصه کنیم: از اوایل دهه هفتاد گروهی با فریاد «وای آزادی» و گروهی با فریاد «وای شریعت» بازتولید جامعه طبقاتی و اشراف قبل از انقلاب را در ذهن مردم به حاشیه بردند و فرعی کردند. به عبارتی این دو گروه آنقدر درباره تفکیک جنسیتی پیاده‌روها و استادیومها و میزان مجاز موی سر زنان بر سر هم فریاد زدند و جامعه هم با این دعوا همراهی کرد که مردم ندیدند سرتاسر خیابانها، مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستانها و حتی قبرستانها «تفکیک طبقاتی» شده‌اند. و بازندگان آنها بودند که بیشتر از همه برای انقلاب هزینه داده بودند. کانال تلگرام علی علیزاده. t.me/jedaal

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رویهمرفته ما فعلاً در چنین شرایطی هستیم که وقتی طلحه و زبیرهای انقلاب اسلامی می‌میرند باید شمش‌های طلای‌شان را با تبر تقسیم کرد و نه با مثقال و قیراط. ولی اشتباه بزرگ این آقازاده‌ها، غفلت از جایگاه تاریخی ذات انقلاب اسلامی است، جایگاهی که سردار قاسم سلیمانی‌ها در جانِ مردم دارند و این بیچاره‌ها با عوضی‌گرفتنِ ایران اسلامی با اروپا، نمی‌دانند در جایی قرار دارند که همواره با تهی‌بودنِ خود روبه‌رو می‌شوند. در این رابطه به روش فوق‌العاده‌ی رهبر معظم انقلاب فکر کنید که چگونه انقلاب اسلامی را از این ورطه‌ها بیرون می‌کشند که آن روش، روش مارکسیستی نیست که به ظاهر، شعار عدالت داده می‌شود ولی در متن آن دنیاطلبی نهفته است بلکه روشی است که با برگرداندنِ انسانیت انسان به اصالت‌های انسانی‌اش، سرمایه‌داری را پوچ و تهی می‌کند و تاریخ دیگری را ماورای تاریخ امپریالیسم در مقابل ما می‌گشاید. نمی‌بینید چگونه در تشییع بدن مبارک سردار، دل‌ها، آری! همان دل‌ةایی که به گمان دشمن از حقیقت انقلاب اسلامی منصرف شده بود؛ تماماً خود را در گرو تعلق به آن سردار عزیز احساس کرد و این معجزه‌ی رهبری است که حقیقتاً نایب امام عصر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» می‌باشند. فرصت نیست، ولی به این فکر کنید که چه شکستِ سختی در انتظار آن‌هایی است که از فرصت‌های انقلاب خواستند جیب خود را پر کنند و عملاً خود را از انسانیت خالی کردند. انسانیتی که در حالِ طلوع است برای عبور از فرهنگ سرمایه‌داری. موفق باشید

25973
متن پرسش
بسمه تعالی موضوع معارف دین: با سلام: در ابتدا از حضرتعالی تشکر می کنم و از خداوند ملحق شدن جنابعالی را به شهداء مسألت نمی کنم چون شم اشهید بشید چه کسی پاسخ شبهاتمان را می دهد. نهایتا و از خداوند مسألت می کنم خداوند اجر مداد العلما افضل من دماء الشهداء را نصیب شما فرماید شاید اینطور بهتر باشد. اما شبهه و مشکل حقیر: مدتی است که در اثر مطالعات شدید فلسفی و عرفانی و خواندن تضاد مکاتب مخصوصا مکتب تفکیک و معارضان فلسفه و عرفان دچار ضعف اعصاب، مالیخولیا و انقطاع از محیط شدم. به خودم گفتم بگذار معارضان و متکلمان هرچه می خواهند بگویند قابل ترحم هستند اینها هم تشنه حقیقت هستند کشش آنها همین است و بحث را تمام کردم و الا بجنون می رسیدم. از آن‌طرف در دهشت و وحشت معارف عمیق عرفانی افتادم. مثلا علامه تهرانی در مبحث معاد در هنگام نیستی در ذات خداوند جوری می گوید هنیئا لهم که گویا مثلا من در چمن پارک دارم لذت می برم از یکی شدن با طبیعت ناسلامتی، ذات اقدس است این علم را به دهشت و وحشت کامل می برد خدایا. فنا در ذاتت دهشت و وحشت است و بقا ببقاءت دهشتناک تر... هرکسی را می بینم یا هر چیزی میگم به یک تعین ظاهر شد. مردم را خندان می بینم میگم بخندید بیچاره ها یک پوستی از کله تان کنده می شود که حتی فکرش را هم نکنید برزخ و عذاب و کتاب هیچ، قرار فانی در ذات بشید. شما و ما مثل مرغهایی هستیم که قراره به قربانگاه و وحشت برویم من فهمیدم قاطی کردم شما نفهمیدید خوش بحالتون. خلاصه کنم بعید میدونم اولیاءالهی علامات مالیخولیایی شبیه من از خودشان صادر کرده اند بعد اینکه فهمیدند چه خبر است تازه بالفرض اینکه بگوییم کلام عارف حجت است که البته معصوم هم نیست. علی‌ای‌حال راه خارج شدن از این زندان مالیخولیای وسواس فکری چیست قطعا بیماری است در این هیچ شکی ندارم بزرگان ما می گفتن می خندیدن و بشر مثلکم بودند. اما سیر علمی من مشکل دارد. ذهنم بیمار شده، حتی ذهنم گفته بابا جان همه سر کارید و حق با مادیگرا هاست لا خبر جاء و لا وحی نزل، نه پروردگاری هست و نه معادی! خوب مشخص هست سیم ها اتصالی کرده اند. بهتر نیست مدتی حواشی را کنار بگذارم و بپردازم مثلا مطالعه در علم اخلاق، احوال بزرگان و غیره، کلا ذهن بیمارم را چکار کنم مثل کامپیوتری که ویروس گرفته، در روز نهصد و نود و نه شبهه تولید می کند ... از کار و زندگی افتادم، اومدیم از چاله خروج از الحاد و اثبات صانع و مبدا و معاد خارج شیم افتادیم در جنگ تفکیک و عرفان از جنگ تفکیک و عرفان خارج شدیم بعلت ضیق صدر و ضعف اعصاب افتادیم در دهشت و وحشت و اضطراب کلام عارفان. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما با خودتان روبه‌روئید و آن‌ها هم با خودشان. نظر کنید به رهبر معظم انقلاب، ببینید می‌توانید در جهانِ او، خود را داشته باشید؟ جهانی نورانی و مقیّد به دیانت و مخالفت با استکبار. اگر خود را در آن جهان قرار دهید، به سرعت از پل صراط به سوی بهشت سیر می‌کنید، به همان معنایی که در آن روایت مشهور داریم: «حبّ علیٍ عبادة، لایضرّه سیئه و بغض علیٍ سیئه، لا ینفعه الحسنه». موفق باشید

25669
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در پاسخ سوال ۲۵۶۴۷ فرمودید: آری! زمان‌ها اقتضائات متفاوت دارند ولی قرآن و اولیاء معصوم، فوقِ زمان‌ها هستند. لذا وقتی با سیره‌ی اولیاء معصوم عمل نماییم، عملاً اقتضائات زمانه نیز رعایت می‌شود و همان روحانیتی که مطابق زمان است بر قلب ما القاء می‌شود. آیا این برداشت من درست است که ائمه اطهار و اولیاء الله، در عین بصیرت تاریخی و شناخت اینکه مشیت الهی در عصر آنها چگونه خود را نمایان می کند. (در یادداشت اخیرتان امام خمینی و مکتب مقاومت در این تاریخ، حضرتعالی تاکیدی روی این مطلب داشتید) با تزکیه و تقوا، بعد فوق زمانی را به میان می آورند تا هم بهتر اقتضای عصر خود را در یابند و هم ارتباطشان با عالم قدس به وسعت تاریخی باشد که در آن هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. اگر به سیره‌ی اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» عمل شود، شعور درک اقتضائاتِ زمانه به انسان عطا می‌گردد و مانند حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فهمیم این قرن، قرنِ نابودی ابرقدرت‌ها است؛ رضوان خداوند بر او باد که چشمِ بینای زمانه‌ی خود بود. موفق باشید

24882
متن پرسش
سلام عرض ادب: استاد خسته نباشين - خيلي دوستون داريم استاد استاد به اعتقاد صدرالمتالهين نفس در آغاز، امري مادي و جسماني است و در اثر حركت جوهري رشد و اشتداد يافته و به تجرد مي رسد و نفس و بدن درجات يك جوهرند و تكثر و ثنويت آنها عددي نيست، بلكه به مرتبه است يـــــعني چــــه ؟ استاد جناب صدرا به اين قائل هستن كه بين جسم و روح و نفس (نامي نباتي، حسي حيواني، ناطقه قدسي، كلي اللهي) قرار داره؟ يا منظور از اين نفس-جان (نامي نباتي - حسي حيواني - ناطقه قدسي - كلي اللهي) همان روح و روان هستش ؟ استاد كلاً انسان را از منظر اسلام از كجا مطالعه كنيم؟! هر چي بيشتر مطالعه مي كنيم بيشتر سردرگم ميشيم. كتاب هاي شما رو مطالعه كرديم استاد - ملتمس دعام استاد .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی گفته می‌شود دوگانگیِ بین نفس و بدن، عددی نیست؛ می‌خواهند بفرمایند آن دو در عرض همدیگر نیستند. ۲. بستگی به تأویلی دارد که از نفس می‌کنیم. به طور کلّی جناب صدرا معتقد به «تجرد نفس»اند در هر مرتبه که نفس باشد، چه در مرحله‌ی نباتی و چه در مرتبه‌ی حیوانی و انسانی. پیشنهاد بنده آن است که بحث «حرکت جوهری» و «برهان صدیقین» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. موفق باشید

24339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: آیا فلسفه را می شود به تنهایی خواند یا نه چون احتمال انحراف هست باید حتما با استاد خواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:علم فلسفه اصطلاحاتی دارد که با استاد بهتر جلو می‌رود. اقلا با صوت دروس فلسفه، فلسفه را دنبال فرمایید. موفق باشید

23724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت و وقت بخیر. به فرموده حضرت آیت الله جوادی زمانی رابطه افراد با فقها رابطه محدث و مستمع بود و زمانی این رابطه به مقلد و مرجع تقلید تبدیل شد و امام راحل (ره) این رابطه را به امام و امت تبدیل کرد، حال سوال این است که در نظام کنونی آیا تعدد مراجع برای نظام اسلامی که باید امام داشته باشد و افراد آن یک امت را تشکیل دهند یک آفت به شمار نمی رود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکالی به‌وجود آید. زیرا همه‌ی آن عزیزان در سنتی که روح تشیع بر آن حاکم است، انجام وظیفه می‌کنند لذا تفاوت‌های جزئی، مشکلی ایجاد نمی‌کند. آری! مشکل از آن جهت است که از بهترین رابطه بین مقلِد و مقلَد غفلت شود که بحث آن مفصل است و باید مجامع علمی در مورد آن فکر کند. موفق باشید

23708
متن پرسش
سلام خدا قوت: استاد در آیه ۸ سوره مبارکه نحل خداوند چهارپایانی چون اسب و قاطر و الاغ را باعث زینت ما می داند! اما در درس اخلاق ۲۷ دی ۹۷ ایت الله جوادی آملی ایشون فرمودن که «آنچه در جان ماست به نام علم و عقل و عدل آن زینت ماست (حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم) وگرنه باغ و راغ زینت زمین است نه ما مثل این که ستارگان زینت اسمان اند که (انا زینا السماء الدنیا بمصابیح)» خب حالا سوال اینه آخر این مرکب (اسب دیروز ماشین شاسی بلند امروز) که جزء مادیات هست زینته یا اون ایمان که جزء معنویاته! نمیشه با هم جمع بشن؟ آخه آقای جوادی عزیز می فرمایند که باغ و راغ (شما بگو مادیات) زینت نیست یعنی نمیشه مادی و معنوی زینت بشه! خودتون صوت این جلسه درس اخلاقو گوش کنید لطفا. خیلی ممنونم. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آیه‌ی مذکور می‌فرماید اسبان و استران و خران برای سوارشدن و زینت زندگی است و این غیر از چیزی است که زینت برای جان انسان است مثل ایمان. به همین جهت در آیه‌ی مذکور نفرمود: «زینتة لکم». موفق باشید  

21755
متن پرسش
سلام استاد: سال جدید ان شاءالله بر شما مبارک باشه در باب معاد عمل و اخلاق و عقاید انسان به صورت خود شخصیت او تجلی می یابد و در واقع خود او می شوند. از طرفی حدیث و آیه میگه که خود عمل و اخلاق و عقیده خود رو میبینه. اینجا که میگه میبینه خب یک دوگانگی بین او و عمل و اخلاقش هست که میبینه. چطور با هم جمع کنیم اینو که خودش ظهور همین اعمال و اخلاقه و هم اینا رو به صورت دیگر که غیر خودشه میبینه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع دیدنِ عمل و اخلاق و عقاید که در قیامت برای انسان محقق می‌شود؛ به آن صورت است که انسان با وجهِ مجرد خود وسعت می‌یابد و لذا آن نوع دوگانگی که در دنیا بین ما و مخلوقات هست، در آن‌جا پیش نمی‌اید. موفق باشید

21597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: در کتاب دائو د چینگ لائوتزه آمده : کارت که تمام شد رهاش کن، راه آسمان این است. متوجه منظورش نشدم لطفا توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی همواره هرکاری را، راهی در مقابل خود بدان برای نظر به عالم معنا، و لذا از آن کار، راهی را در مقابل خود بگشا. موفق باشید

21028
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد عالیقدر: با توجه به آیه «لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلْمُحْسِنِينَ»، در بهشت هر چه انسان اراده کند به او داده خواهد شد. از طرفی گفته شده که در آن دنیا زنهای بهشتی نصیب شوهرانشان خواهند شد. حال اگر در این دنیا شرایطی برای مردی ایجاد شود که به دختر مورد علاقه اش برسد و بخاطر خدا از آن دست بکشد، و در آن دنیا آن دختر را بخواهد با توجه به اینکه آن دختر زن کس دیگری شده، این خواسته اجابت نخواهد شد؟ این با آیه فوق الذکر در تناقض نیست؟ و اگر اجابت خواهد شد چگونه می شود یک زن در تملک دو مرد باشد؟ من جای دیگر هم این را پرسیده ام و جواب لازم را نگرفته ام گفته شده که در آن دنیا انقدر نعمت هست که مومن آن زن را فراموش می کند منتها من می خواهم بدانم اگر مومن در آنجا این زن را بخواهد چه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن دنیا این نسبت‌ها به‌کلّی از بین می‌رود و انسان هر آن‌چه اراده کند را ایجاد می‌نماید. قرآن می فرماید: فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ (101مومنون) هنگامى كه در«صور» دميده شود، هيچ يك از پيوندهاى خويشاوندى ميان آنها در آن روز نخواهد بود؛ و از يكديگر سراغ نمی‌گیرند! عرایضی در این مورد در شرح سوره‌ی واقعه شده است. موفق باشید

20669
متن پرسش
سلام استاد: آقاي محمد حسین رجبی دوانی، در رابطه با تاثیر فرهنگ غرب در زمینه سازی عاشورا و تأثیراتی که فرهنگ رومی بر مسلمانان آن زمان داشته و زمینه ساز فاجعه عاشورا شده، می فرمايند: اصلا من تاثیر فرهنگ غرب بر زمینه سازی عاشورا و زمینه سازی فرهنگ رومی بر فاجعه عاشورا را، بنده قبول ندارم. اگر ما اسم سرجون رومی را در دربار معاویه و یزید (لعنهما الله) داریم، یا منصور بن سرجون، دلیل بر نفوذ فرهنگ غرب، یا قدرت غربی آن روز که امپراتوری روم باشد، در حاکميت مسلمان ها و تاثیرگذاری بر حوادث تاریخ اسلام، ما نمی توانیم چنین تلقی داشته باشیم. بنی امیه در مکه بودند و نظام قبيلگي داشتند. به برکت اسلام، اینها از اون جهالت و حالت بدبختی بیرون آمدند و بر اثر خیانتی که بعد از پیامبر به اهلبیت عصمت و طهارت شده، اینها در حاکمیت اسلام جا گرفتند و زمان عمر بن خطاب و عثمان، معاویه در شام حکومت می کند. شام، قلمرو فرهنگی و سیاسی و جغرافیایی امپراتوری روم بوده است، که مسلمانان گرفتند. معاویه هم، به عنوان فرمانروای این منطقه از سوی خلیفه دوم، قادر نیست یک منطقه ای با سابقه تمدنی دیرینه را، بخواهد اداره کند، مگر با یاری گرفتن و مشورت از افراد مطلع اهل محل ... لذا، این در واقع به نوعی میشه گفت ذکاوت معاویه بود که از افراد مطلع بومی مثل سرجون، برای اداره اون منطقه و مردمی که او زبانشان را می داند و او با این فرهنگ آشنایی داره، استفاده بکند. اگر ما حضور یکی دو نفر رومی را، در اینجا سند قرار بدیم بر اینکه رومی ها نفوذ کرده اند و فرهنگشان را پیاده کرده اند، پس باید که بگوئیم راجع به خاندان های ایرانی که در خلافت بنای عباس حضور دارند، خاندان برمکيان، خاندان نوبهاران، خانداني حضور دارند، پس این، نشانه نفوذ ایرانی های زرتشتی و دشمن اسلام در حاکمیت مسلمان است. خیر! بنی عباس، مرکز حکومت خود را در حوزه تمدن ایران، یعنی عراق امروز قرار داده بودند. ناچارند از عناصر ایرانی استفاده بکنند. بله، مشورت به یزید، برای تعیین عبدالله زیاد به فرمانروایی کوفه را، سرجون به او می دهد؛ اما این نشان دهنده این نیست که یک برنامه ریزی بوده و می خواسته اند حرکتی را مدیریت کنند. اگر چنین بود، ما باید شواهد و قرائن دیگری هم، می داشتیم، که هرگز چنین چیزی وجود نداشته و در هیچ کدام از منابع ما، اطلاعاتی در مورد سرجون و منصور بن سرجون، وجود ندارد؛ غیر از این نکات محدودی که عرض شد. نظر شما در مورد اين صحبت ایشان، چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهدی که حکایت از آن دارد که ابوسفیان حتی قبل از اسلام با رومیان ارتباط داشته است را، چه‌کار کنیم؟ حتی آن‌جایی که وقتی نامه‌ی حضرت پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به قیصر روم می‌رسد و قیصر روم می‌خواهد چند نفر از مردم عربستان که پیامبر را می‌شناسند، پیدا کند تا سؤالاتی از آن‌ها داشته باشد؛ یکی از آن افراد ابوسفیان است. پس به هر حال جای این فکر هنوز باقی است که احتمالاجریان اُموی بدون ارتباط فکری و فرهنگی با رومیان نبوده. موفق باشید

20103
متن پرسش
سلام استاد عزیز: کسی از امیرالمومنین (ع) پرسید قبل از این دنیا چه بود؟ آقا فرمودند دنیاهای دیگر مثل همین دنیا 1. آیا این روایت درسته یعنی سند داره؟ 2. اگه عالم ماده که پایین ترین مرتبه ی وجوده از بین بره اون موقع پایین ترین مرتبه ی وجود چی میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت مبتنی بر دلایل عقلی است، زیرا همواره خداوند در تجلی است و همین‌که عالم ماده به فعلیت رسید و در مرتبه‌ی بالاتری قرار گرفت، مرتبه‌ی مادون آن یعنی عالم ماده تجلی خواهد کرد. موفق باشید

30800
متن پرسش
سلام علیکم: خوبید قبول باشه استاد. ببخشید یک سؤال داشتم راجع به برنامه زندگی پس از زندگی (تجربه نزدیک به مرگ)، حالتهای اینها چطوری است آیا واقعا اون دنیا و برزخ را درک کردند و آیا اینطور هست که به آنها بگویند برگردید روح به بدن بر می گردد؟ دنیایی که اونا توصیف می کنند. کجاست اگه بزرخ نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت‌های مختلف این سؤال در سال‌های قبل جواب داده شد از جمله می‌توانید به جواب سؤال شماره 3415 رجوع فرمایید. از آن جهت که روشن می‌شود این موارد، مواردِ حضور در برزخ نیست، بلکه حضور در وجهِ تجردِ نفس ناطقه می‌باشد و به همین جهت محدود به زمان و مکان دنیایی نیست؛ همچنان که هنوز با نکیر و منکر که مربوط به برزخ است، روبه‌رو نشده‌اند. موفق باشید 

29919

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یک سوال در مبحث عدل الهی. یکسال پیش یکی از مومنان شهرمان که نماز اول وقتش هم ترک نمی شد وقتی در حال دنده عقب رفتن بود، متاسفانه متوجه همسرش که عقب ماشین بود، نشد و همسرش را زیر گرفت و از دنیا رفت. عین همین اتفاق برای همسایه مان افتاد و نوه اش را به طور غیر عمدی زیر گرفت. او هم آدم مسجدی و مومنی بود و کسی از او بدی ندیده بود. چرا خداوند باید همچین تقدیر غم انگیزی را برای کسی رقم بزند؟ حتی اگر موعد مرگ آن همسر و آن نوه هم رسیده باشد، چرا باید این نوع مرگ برای کسی انتخاب شود که طرف تا آخر عمر عذاب داشته باشد. از این نوع بلایا خیلی زیاد دیده ام. مثلا مادر و دختری که برای ملاقات پسر سربازشان به پادگان رفتند در وقت برگشت، تصادف می کنند و می میرند و وقتی خبر به پسر سربازشان می رسد او خودکشی می‌کند. به نظرم همچین خدایی که اینچنین سرنوشت های غم انگیزی را برای بندگانش رقم می زند، ارزش پرستیدن ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که دنیا را و جایگاه آن‌ را نسبت به حیات ابدی خود درست تبیین کنیم. در این‌که این نوع بلاها حتی برای مؤمنین بیشتر است، نشان می‌دهد که ما جای و جایگاه خود را در دنیا جای و جایگاه اصلی نگیریم. به همین جهت به ما فرموده‌اند: «أَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ؛» مگر کربلا از همین جنس نبود؟ موفق باشید

28364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با عرض ادب و احترام جناب استاد عزیز: شنیدم که شبها غیر از اهل بیتمان برای نماز و دعاها نروید، می‌خواستیم شبهای جمعه برویم به لطف خدای مهربان شهدا یا علامه مجلسی، تا بتوانیم از نور آنها یا به کمک آنها استفاده معنوی ببریم. حالا می‌توانیم برویم یا نه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکال داشته باشد زیرا این نوع زیارات که می‌فرمایید در همان راستای زیارت اولیای الهی است. موفق باشید

28326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: در خصوص پاسخ شما به پرسش من در خصوص سوال ٢٣٣١٣ در مورد بخش اعلم بودن رهبری اون عرایض من واقعا قلبی بود نه احساسی و واقعا حرف دلم بود و شما لطف دارید. در خصوص بخش اول آقای عباسی در مورد قمار بودن بورس فرمودید من سخنان ایشان را نشنیدم. استاد جان اگر برایم مهم نبود وقت شما را نمی‌گرفتم لذا تصمیم گرفتم هم آدرس کلیپ تصویری این سخنرانی رو هم عین اون سخنان رو بصورت متن بفرستم اگر در گوگل عنوان این سخنرانی ها رو سرج کنیم در بخش فیلم راحت پیدا میشه و من لینکش رو هم میفرستم لذا گفتم شاید دوستانی بخواهند تحقیق کنند با ٣ تا کلیپ ورود می‌کنم و کافی است عنوان هر کدام را سرچ کنیم ١) اول کلیپ رهبری با عنوان توصیه رهبر انقلاب به سرمایه گذاری مردم در بورس آدرس لینک https://www.aparat.com/v/a4xCB/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87_%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%26zwnj%3B%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3 اما متن این سخنرانی توصیه من به مردم مکررا گفته شده عرض من اینه مردم عزیزمان از کالای ساخت داخل حتما استفاده کنند در سرمایه گذاریهای مولد حتما شرکت کنند اون کسانی که می‌توانند از جمله در این تعاونیها یا یه جاهایی در بورس ٢) کلیپ منتشر شده با عنوان آموزش تحلییل تکنیکال بورس قمار را افزایش می‌دهد آدرس لینک https://www.aparat.com/v/kXuGH/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4_%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84_%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%8C_%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%B1%D8%A7_%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%AC_%D9%85%DB%8C%26zwnj%3B%D8%AF%D9%87%D8%AF اما متن این سخنرانی اتفاقاتی متاسفانه تو بورس میافته آقایون که تحلیلهای بورس و با جزئیات در جریان هستند میدونن که نرخ بهره سهام و بقیه اتفاقات منجر میشه به ربا ربائی که ربای فقهی نیست ظاهرا. اما اقتصاد دانهایی که اندک با حوزه مبانی اسلامی آشنا هستند می‌گویند که این بهره ای که روی برخی از سهام پدید می آید و منجر به دادن افزوده روی سهام میشه یه جور رباست، پس میشه این رو مطرح کرد که آیا سهام دارای ربا هستند؟ یک مورده که باید در فقه بررسی بشه. مورد دوم قمار است ما در اسلام این نکته رو داریم که اگر شما یک جنس را صاحب و مالک هستید و این مالک بودن شما به این جنس دائم است مثلا یک سری مرغ دارین و میدونین که این مرغها مریض هستند یا فردا یا هفته بعد تلف میشن ما تو فقه یه قاعده داریم که میگه اگر شما بدونین که قطعا یا احتمال به غریب به اتفاق جنس مال تلف شدنی است حق نداریم جنسمون رو بفروشیم حرامه، سوال پیش میاد که آیا کل آموزشهای تحلیل تکنیکال بورس با اون همه نمودار و دستگاههای محاسباتی به کاربر یک مفهموم ساده رو یاد نمیده که شما در آخرین لحظه قبل از فروپاشی جنست رو بفروش و بیشترین سود رو ببر و در پایین ترین نقطه نمودار که میدونی از اونجا به بعد شروع میکنه به افزایش سهام اونجا اون سهان رو بخر. این با مبانی اسلام سازگار هست یا نه این دیگه عقود شرعی نیست از چیدن این چرخ دنده ها در کنار هم یک تصویر داریم می‌گیریم بله خرید و فروش سهام تحت یک عقد شرعی داره اتفاق می افته اما کل تحلیل تکنیکال بورس و تمام کارگزاریها دارن این رو آموزش میدن و این یعنی خالی کردن اسلام از روح اسلام یعنی ظاهر اسلام بماند قرانها جذاب محتوا خالی مناره ها بلند. حدیثهای آخرالزمان به یاد اآدم میافته که چرا ما از این نگاه کلان نگر غفلت کردیم. ٣) و اما مهمترین بخش سوال کلیپ حسن عباسی با عنوان جنبش مردمی مبارزه با قمارسازمان یافته چرا بورس قمار است؟ اما متن عین سخنرانی می‌فرماید قمار نکنید عظیم ترین دستگاه قمار الان تو شهر لاسوگاسه. عظیم ترین قمار خانه جهانی الان در خیابان وال قرار داره، آنچه که بهش می‌گویی بورس جوان دانشجو، آقایی بود بنام جانلو یه کسی رو تو انگلیس کشت برا اینکه نگیرندش فرار کرد رفت هلند رفت تو قمارخونه ها و قمار هلندی را یاد گرفت تو قمار حرفه ای شد اونجا وضعش خیلی خوب شد شنید که دربار لویس تو فرانسه دچار مشکل مالی شده و اقتصادشون خرابه به عنوان نظریه پرداز بلند شد از قمار خونه های هلند رفت تو فرانسه تو دربار لویی، یک سیستم نظام مالی درست کرد برای اقای لویی که که امروز بهش میگند بورس. مبتنی به قمار مدل هلندی و این سازکار قمار را مدرن لیزه کرد خوب جلو برد اینکار وضع دوست لویی خوب شد که لویی این آقا رو از نخست وزیر به خودش نزدیک تر میدونست بغل اتاق لویی اتاق این آقا بود. آاقا این وضعش خوب شود حباب همین که تو بورس اصطلاح میگن حباب شکل میگیره و میترکه مال همون دوره است. یک دفعه این وضعش خوب شد و با این سازگار مالی ترکید و نابود شد. سیستم اقتصاد فرانسه ترکید این آقا شبانه فرار کرد رفت تو ایتالیا و همون جا مرد الان سنگ قبر اون شده محل طواف و زیارت قماربازان جهانی که بهشون میگن بورس باز. بورس پایش بر قماره مرکز این قمارجهانی در خیابان وال استریت است. دوست جوان تمدن غربی از نظر فرهنگی به این رسیده که حرص و طمع جامعه رو نابود میکنه جنبش وال استریت جنبش فرهنگی اجتماعی بود جنبش اقتصادی نبود، آقا پدیده ای که اساسش بر قماره چطور میتونیم اونو اسلامی کنین؟ حضرت روح الله یه روزی تو دیدار با کارکنان بانک فرمودند نباید پول کار کنه این پول نباید کارکنه یعنی همین ساختاری که بخشی سازکار بورس است. یه تحقیق میدانی کنین تو تهران تو شهرستانها هم همینه از میدان امام حسین تا انتهای دماوند این ٢٠ کیلومترو برو به تهران پارس رسیدی برگرد تا انقلاب یه وسیله ای باشه دیجیتال که تند تند بتونی شماره بزنی، چی می‌بینی یه مغازه یه بانک یه اداره یه بانک یه بانک یه مسجد یه بانک یه ساندویچی یه بانک یه مدرسه و.... جمهوری اسلانی به اشغال ساختمانهای بانک درامده اگه ساختمانهای بانکها را خراب کنین و کارمنداشم بیرون کنیم و بفروشیم به سایر مشاغل اینها پول جمع میکنن برا ٣ تا کار ١ بهترین ساختمانهای زیبا را انتخاب می‌کنند در جاهای زیبا و می‌سازند ٢ کارکنان خودشون رو خوب و شیرین مرتب بهشون می‌رسند ٣ زمینه ایجاد میکنن برای دزدیهایی مثل ٣٠٠٠ میلیارد اختلاس. بعد به من و شما میگن اونجا پول جمع میشه میدیم به صنعت یا بدیم تو بورس به صنایع. بابا اینجوری نیست مملکتی که تحریمه چرا باید نقدینگی توش جمع بشه و سازکر ها اینجوری هدر بره؟ اقتصاد مقاومتی دوست جوان یک راه برای نجات جهانه و برای اقتصاد ایران و از یک گلوگاه کلیدی میگذره اونم اینه که دلار آمریکا از پشت نظام اقتصاد ما کنار بره. اساس بانک بر رباست اساس بورس بر قماره و هر دو بصورت ذاتی در جامعه دینی مضمومه از این جهت نمیتوانیم با پسوند اسلام بانک اسلامی و بورس اسلامی را تعدیل کنین. پدیده ای که اساسش قماره آمده تو کشور ما شده فقهی بانکی که اساسش رباست آمده تو کشور ما شده پدیده مثبت اصلاح شده بانک داری اسلامی کدوم بانک داری اسلامی؟ کدوم بورس اسلامی؟ چطور میشه قمار و ربا رو بیارید اسلامیش کنید مگه امکان داره؟ خوب حالا استاد عزیز من قبلا از طریق جیمیل از دفتر رهبری این سوال رو پرسیم سلام مقلد رهبر هستم اگر به نیت کمک به فعالیت اقتصاد کشور و نیز کمک به رشد کارخانجات و شرکتهای داخلی کشورمان و نیز دریافت سود حاصل برای معیشت خودمان و آینده بچه ها وارد بورس شویم حالا با توجه به نیت ما و نیز نظر رهبری در مورد بورس و سفارش ایشان به مشارکت مردم در فعالیتهای اقتصادی چون برایم خیلی مهم است که خدای ناکرده پول شبهه ناک وارد زندگی نشود و میخاستم بدونم جواب سوالم با جواب در اینترنت چقدر نزدیک است امیدوارم لطف بفرمایید و راهنمایی کاملی بفرمایید. سوال من این است در صفحه خرید و فروش بورس هم نام شرکت یا کارخانه هم نوع فعالیت آن، تعداد سهام قابل خرید و فروش، هم قیمت هم سابقه و فعالیت هم سهامداران آن درج شده، حالا با توجه به این که هم امکان سود کردن هست هم ضرر و با توجه به این مطلب که مثلا من سهام کارخانه فولاد مبارکه یا سیمان اصفهان یا شیر و پگاه یا شرکت بیمه ای و خلاصه آنهایی که در تابلو بورس رسمی کشور درج شده رو امروز میخرم و شاید ٣ ساعت بعد بفروشم یا ١ روز بعد یا ١ هفته یا ١ ماه یا ١ سال دیگه به هر حال زمان خرید و فروش رو خودم مشخص می‌کنم و تصمیم می‌گیرم حتی اگر صبح بخرم و ظهر همان روز بفروشم آیا سود حاصله آن حلال است؟ آیا قمار نیست؟ جواب ج1) به طور کلی، فعّالیّت در بورس و صندوق های سرمایه گذاری بورس و خرید سهام و تعیین سود سالانه برای آن، اگر بر طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی که به تأیید شورای محترم نگهبان قانون اساسی رسیده باشد انجام بگیرد، محکوم به صحّت و حلیّت است. خوب استاد عزیز حال همون پرسش که در سوال ٢٣٣١٣ پرسیدم ١. در خصوص کلیپ ٢ شاید بگویی از مرجع تقلیدت بپرس چون فقهی است با توجه به سوال من از دفتر رهبری و جواب آنها چطور این جواب با کلیپ ٢ آخه جور در میاد؟ ۲. در خصوص کلیپ ١ با این شرح چطور رهبر دعوت به فعالیت کرد؟ ۳. در خصوص کلیپ ٣ سخنان آقای عباسی بانک ربوی و بورسی که بنیانش قماره تو مملکت اسلامی چکار میکنه چرا مراجع فتوا به حلیت دادن چرا جواب دفتر رهبری میگه حلاله و سودش حلاله؟ ۴. همون سوال قبلی با توجه به سخنان آقای عباسی اگه درسته چرا رهبر تایید کرده و مراجع اسلامیش میدونن؟ پاک گیج شدیم تکلیف چیست؟ اینها چطور جمع میشن ما تو این چند سال تو علم معرفت النفس فهمیدیم به موضوعات با دید چند بعدی نگاه کنیم نه تک بعدی تا جمع شود. حالا تو این موندیم چه کنیم؟ شاید سوال خیلی ها باشه و با نیت پاک وارد بورس شده باشند والی الان شده شبهه نمی‌خوایم خدای ناکرده بریم وسط قمار و حرام خوار بشیم اونوقت دیگه معرفت النفس رفتن کجاشه بانک که رباست پس سهام عدالتها بخشیش سهام همین بانکهاست، چه خبره داریم دسته جمعی میریم سمت ربا و قمار یا اینها تند رویه و راه مشخصه اگه به قول شهید قاسم سلیمانی حواسمون به کلام رهبری باشه الان با توجه به کل شرح بلا تکلیف چی میشه؟ اصرار بنده بخاطر به جمع بندی رسیدن یک بنیان فکری هست زندگی که همش پول نیست امیدوارم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه و متذکر شده‌اید سخنان کلّیِ آقای دکتر عباسی نمی‌تواند منطبق وضع فعلی ما در بورس باشد، به‌خصوص که وقتی رهبر انقلاب به عنوان فقیهی که عالِم به زمانه هستند؛ فعالیت بورس حمل بر حلّیّت می‌کنند، نباید صحبت‌های کلی آقای دکتر عباسی را برای کار خود حجّت قرار داد به‌خصوص که ایشان در عین دلسوزی، تندروی‌هایی هم دارند که بعضاً موجب مشکلاتی برای رفقای خودشان شده است. دیروز مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» فرمودند تحولات نظام قضایی از آقای صادق لاریجانی شروع شد و آقای رئیسی آن را به اوج رساندند. در حالی‌که در کلیپ اخیر آقای دکتر عباسی که در مورد دادگاه آقای طبری سخن می‌گوید و می‌فرمایند همه‌ی کارچاق‌کن‌های جریان رانت و چپاول ملت را که در نظام قضایی قبلی بوده‌اند، باید محاکمه کرد؛ متأسفانه در آخر می‌فرمایند و مسئول قضاییِ گذشته را نیز ایضاً. در حالی‌که کافی بود کمی در سال‌های گذشته تحقیق می‌کردند که بالاخره به قول قضات و وکلا، حقیقتاً تحولات در زمان ایشان در حال شکل گیری بود و بنده خودم از بعضی از وکلا در این مورد در سال‌های گذشته اطلاع کسب کرده بودم. آقای دکتر عباسی دلسوز هستند، ولی نمی‌دانم در جریان هستید که در دانشگاه تبریز به جای آن‌که بتوانند بفهمند منظور آقای دکتر رضا داوری از علوم انسانی چیست، ایشان را متهم به نوعی مسیحیت کردند. کسی را که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب فرهنگی انتخاب نمودند. به هر حال ما در مسیری در حرکت باید باشیم که از حکمت رهبری برای ادامه‌ی انقلاب بهره بگیریم و شما با آرامش تمام مطابق نظر مقام معظم رهبری نسبت به سهام باید عمل کنید، هرچند همچنان‌که قبلاً عرض شد بنده در این موارد صاحب‌نظر نمی‌باشم. موفق باشید

27750
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، بعضی افراد و پژوهشگران، می‌گویند که بسیار امری زیاده خواهانه و حتی شاید وهمی باشد که نیروهای انقلاب اسلامی از تولید علم دینی و ابداع مبانی دینی در عرصه علم و حکمت می‌گویند و این نوع روندها چیزی جز به هدر رفتن سرمایه ها و همان تمنای محالی بیش نیست و اساسا فقه و مبانی کنونی شریعت نمی‌تواند در این عصر و در این زندگی و در مقابل مدرنیته و مقابل عقل مدرن و سبک زندگی مدرن،‌ راه درستی عرضه کند و تعلیمات دین یکسری تعلیمات کلی است و مگر قرآن و ائمه گفته اند بیایید تحلیل و شناخت جامعه را بر اساس اسلام تولید کنید یا اقتصاد و سیاست و مدیریت شهری متناسب با اسلام داشته باشید و مگر می‌شود مدام نفی مدرنیته و مبانی علم کنونی ویژه در حوزه علوم انسانی را کرد و بعد گفت ما نظریه جایگزین داریم. حتی معتقد هم نیستند مشکلات و اینکه الگوهای اسلامی و تمدنی اجرا نمی‌شود مربوط به مباحث اجرایی است، بلکه معتقدند ما فقدان نظریه داریم و بعید است به اصطلاح خودشان با همین مبانی و فقه و قال الصادق (ع) و قال الباقر (ع) بتوانیم تمدن بسازیم و علم تولید کنیم. نظرشان هم بر این است که بایستی از این نوع رویکردها فاصله گرفت و باور کرد ممکن نیست و فقه و مبادی ما در عصر کنونی نمی‌تواند نظریه و تمدن بسازد بلکه بایستی با همان عقل و خرد بشری و همین تجارب بشری که اکنون در مقابل ماست، جامعه را مدیریت کنیم و حتی الامکان هم سعی کنیم با اسلام تعارض و مخالفت پیدا نکند ولی رویکرد تولید علم دینی و فقه تمدن ساز و الگوی اسلامی پیشرفت و تعالی ثمر بخش نخواهد بود. بشخصه با این نظر قاطعانه مخالفم و آن‌را دارای رگه هایی از بحث قبض و بسط شریعت آقای سروش می‌دانم، ولی حضرتعالی بعنوان استاد و پژوهشگر معرفت دینی که الحمدلله در تبیین معارف دین و انقلاب کوشیده اید و آثار گرانقدری تالیف کرده اید، در این مورد چه نظری دارید و چه بحث و موضعی را مطرح می‌فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم امثال حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» و حتی امثال آیت اللّه محمدتقی جعفری و علامه طباطبایی «رحمت‌اللّه‌علیهما» از یک طرف، و در دنیای غرب امثال هایدگر و هانری کربن و گادامر از طرف دیگر در یافتن راهی که در عین حاضربودن در تاریخِ جدید، مشکلات دنیای مدرن را نداشته باشد؛ فکر کرده‌اند، به‌خصوص که روشن شد پُست‌مدرنیسم که اصرار بر بازخوانیِ مدرنیته داشت و گمان می‌کرد می‌تواند با آن بازخوانی، مشکلاتِ پیش‌آمده را رفع کند، به بن‌بست رسید. در این مرحله است که بزرگان جهان به نوعی بازخوانیِ کلی‌تری دست زدند و آن، بازگشت به امر قدسی و توجه به غربت انسان در این تاریخ می‌باشد. و ما وقتی کلیّت این امر را قبول کردیم به مرور و طیّ فرآیندی متون مقدس خود را آرام‌آرام بازخوانی می‌کنیم. آری! فقه موجود برای بازگشت به امر قدسی در عینِ حاضربودن در تاریخ جدید، کافی نیست ولی دین و سخن امامان معصوم «علیهم‌السلام» به گفته‌ی آقای هانری کربن، فراتاریخی است و می‌توان در رسیدن به جهان گمشده از آن‌ها بهره گرفت. عمده آن است که از آن افرادی که بر ماندن بر تاریخ مدرن اصرار دارند، پرسیده شود مگر آنچه فرهنگ مدرن به بشر عرضه کرد و در آن راستا به تمامیت خود رسید، ثمربخش بود که ما همچنان بر فرهنگ سکولار و داده‌های حسّ در نگاه پوزیتیویستی جهت امورات خود تأکید کنیم؟ موفق باشید

27363
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این سخن درست است که بگوییم: (دل هم برای خود منطقی دارد که عقل از آن بی خبر است) یا این سخن صرفا یک شعار و یک سخن ذوقی است؟ اساسا دوگانه عقل و قلب و یا عقل و دل درست هست با وجود اینکه در معارف اسلامی داریم قلوب یعقلون بها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قلبی که تعقل کند و به معرفت خاصِ آن‌چنانی برسد، غیر از آن نحوه تعقلی است که انسان با مفاهیمِ حقایق ارتباط دارد، هرکدام در جای خود لازم است. ولی واقعاً در ادامه، راه‌هایی هست که معرفتش خاص می‌باشد. عرایضی گذرا در جلسه‌ی ۶ شرحِ «مناجات التائبین» شده است. موفق باشید

25582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. تفسیر تسنیم را در مقایسه با المیزان چگونه می بینید؟ ۲. آیا برای مطاللعه المیزان باید صرف و نحو بیاموزیم؟ ۳. مطالعه تفسیر های جنابعالی و المیزان باید همزمان باشد یا بعد از مطالعه تفاسیر شما؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صوت چند سوره را دنبال کنید و بعد با تفسیر المیزان مرتبط باشید، بهتر است. و در کنار مطالعه‌ی تفسیر المیزان به تفسیر تسنیم رجوع فرمایید. موفق باشید

24921
متن پرسش

سلام علیکم: استاد عزیز شما حضور خانمها در اربعین رو توصیه می کنید بنده پارسال به لطف خدا رفتم ولی تو کربلا به قدری ازدحام و شلوغی بود که مرتب تنه می خوردیم و خیلی ناراحت و معذب بودیم و احساس می کردیم کار خداپسندانه ای نیست و چون شاغل بودیم فرصت نداشتیم بمونیم تا خلوت بشه آیا با این اوضاع و برخورد با نامحرم شما توصیه می فرمایید بنده امسال برم؟ ممنونم التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا وارد شلوغی‌ها شدید؟! پس از طی مسافتی طولانی از همان دور که حرم مولا را مشاهده می‌کردید، سلامی می‌دادید و برمی‌گشتید. داستان معاشقه و دل‌دادگیِ خود را شکل می‌دادید. برمی‌گشتید و بر خلاف میل خود، دل خود را می‌کَندید و اشک‌ریزان از محبوب خود جدا می‌شدید. ولی دلِ خود را دلی که فرسنگ‌ها به شوق دیدار محبوب‌تان در محضر او آورده بودید، جا می‌گذاشتید و برمی‌گشتید. آن امام عزیز جز این از ما می‌خواهد که ما عهد خود را به هر شکل و شمایلی در نسبت با مولایمان در میان آوریم. بگذریم که قصّه‌ی راه‌های ورود به عشق حسین «علیه‌السلام» بیش از این حرف‌ها است که در کلمه و کلام آید. نه! باید زنان نیز، مردانه و مردان نیز، با اوج عاطفه در حماسه‌ی اربعینی حاضر شوند. هوایی‌ام کردید. موفق باشید

نمایش چاپی