باسمه تعالی: سلام علیکم: پلورالیسم یعنی بگوییم همهی ادیان و همهی فرق بر حقاند که در این رابطه همهی ادیان را در عرض هم قرار دادهایم. ولی وقتی میگوییم هر دینی به اندازهی توحیدی که دارد حق است، موضوع فرق میکند. قران میفرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ» (113/ آل عمران) همهی اهل کتاب را یکسان نگیرید. عدهای از آنها شببیدارانی هستند که آیات الهی را تلاوت میکنند و اهل سجده و عبادتاند. «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ» (114) اینان مؤمنین به خداوند و به روز آخرتاند و اهل امر به معروف و نهی از منکر میباشند و در انجام خیرات، سرعت میگیرند، اینان از صالحیناند. که این نشان میدهد چگونه در عین بودنِ اسلام، این افراد از اهل کتاب مورد تأیید میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک لطف الهی است، إنشاءاللّه در آن ذکر مستقر میشوید و راهِ توحیدی خوبی در مقابل شما گشوده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. البته 20 سال و 30 سال زمان زیادی نیست، زیرا در هر قدمی که برداشته میشود نتایج آن ظاهر میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رینگ انقلاب برای رسیدن به اهداف خود به هرحال در شرایط حاضر در بستر دو بزرگوار جناب آقای رئیسی و جناب آقای جلیلی جلو میرود. به همین جهت پیشنهاد بنده به رفقا این بود که به شخصیت و طرح و برنامههای آن دو توجه خاص شود. شواهد نشان میدهد إنشاءالله مسئولیت اجرایی در این شرایط به یکی از آن دو محول شود. و هو المطلوب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس در هرجایی که هست با توجه به شخصیت و توانایی که دارد، حقیقتاً در این روز و روزگار باید در مسیر رضای خداوند قدم بردارد، ولی مطابق تشخیص و توانی که دارد. ۲. شاید آن تعداد، به اعتبار یاران رسول خدا «صلواتاللهعلیهواله» در جنگ بدر، نماد باشد از آن جهت که با آن تعداد، اسلام به فتح تاریخی خود رسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راه خود را باید در بستر حضور تاریخی انقلاب اسلامی و رهنمودهای نایب الامام حضرت آیت الله خامنهای «حفظهالله» و روحیهی جهادی پیدا کنیم. به نظر میآید رهنمودهای حضرت مولی الموحدین «علیهالسلام» به فرزندشان امام حسن «علیهالسلام» در کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» راههایی در مقابل ما بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرا در بحث حرکت جوهری روشن میفرماید که زمان انتزاع ذهن است از حرکت. باید عمیقا حرکت جوهری مطالعه شود برای جواب به این نوع سوالها. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» سعی شده است موضوع آزاداندیشی و مبانیِ مربوط به آن در میان گذاشته شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تصور بنده آن است که بتوانید در همان رشتهی خودتان با حساسیت فلسفهی صدرایی و هایدگر که امروزه روانشناسان دنیا به هر دو فیلسوف فوق رجوع داشتهاند، جلو بروید و برای مخاطبان إنشاءاللّه مفید باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم امثال حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» و رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» و حتی امثال آیت اللّه محمدتقی جعفری و علامه طباطبایی «رحمتاللّهعلیهما» از یک طرف، و در دنیای غرب امثال هایدگر و هانری کربن و گادامر از طرف دیگر در یافتن راهی که در عین حاضربودن در تاریخِ جدید، مشکلات دنیای مدرن را نداشته باشد؛ فکر کردهاند، بهخصوص که روشن شد پُستمدرنیسم که اصرار بر بازخوانیِ مدرنیته داشت و گمان میکرد میتواند با آن بازخوانی، مشکلاتِ پیشآمده را رفع کند، به بنبست رسید. در این مرحله است که بزرگان جهان به نوعی بازخوانیِ کلیتری دست زدند و آن، بازگشت به امر قدسی و توجه به غربت انسان در این تاریخ میباشد. و ما وقتی کلیّت این امر را قبول کردیم به مرور و طیّ فرآیندی متون مقدس خود را آرامآرام بازخوانی میکنیم. آری! فقه موجود برای بازگشت به امر قدسی در عینِ حاضربودن در تاریخ جدید، کافی نیست ولی دین و سخن امامان معصوم «علیهمالسلام» به گفتهی آقای هانری کربن، فراتاریخی است و میتوان در رسیدن به جهان گمشده از آنها بهره گرفت. عمده آن است که از آن افرادی که بر ماندن بر تاریخ مدرن اصرار دارند، پرسیده شود مگر آنچه فرهنگ مدرن به بشر عرضه کرد و در آن راستا به تمامیت خود رسید، ثمربخش بود که ما همچنان بر فرهنگ سکولار و دادههای حسّ در نگاه پوزیتیویستی جهت امورات خود تأکید کنیم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان روحِ حکمت و برهان و قرآن را چشید، خود به خود افقی در مقابلش گشوده میشود که متوجه خواهد شد در کدام راه قدم بگذارد بهخصوص که راهنمایی همچون نایبالإمام خامنهای در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم بتوان فصوص الحکم را بدون شرح استاد خواند ولی شرحهای فارسی مثل شرح خوارزمی و شرح بابارکنا و شرحهای عربی مثل شرح قیصری و جندی خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است به کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد یزدانپناه و با به جزوه عرفان نظری که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حتماً همینطور است. به همین جهت مرحوم حسینقلی همدانی بر «اسفار» جناب صدرا تکیه داشتهاند و آن را درس میدادند و حضرت امام نیز بر همین راه هستند ۲. بحمداللّه تعلیقات مربوط به سخنان امام در رابطه با جلد ۸ و ۹ «اسفار» میتواند نظر به معرفت نفس و حشر را به میان آورد. ۳. در جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست عرایضی شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است. اگر به سیرهی اولیاء معصوم «علیهمالسلام» عمل شود، شعور درک اقتضائاتِ زمانه به انسان عطا میگردد و مانند حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» میفهمیم این قرن، قرنِ نابودی ابرقدرتها است؛ رضوان خداوند بر او باد که چشمِ بینای زمانهی خود بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید نکات خوب و ارزشمندی است. علاوه بر این با نظر به علم نفس ناطقه به بدن و تدبیر بدن توسط نفس، موضوعِ استکمال نفس پیش میآید و اینکه در نهایت، نفس بدن را به عنوان ابزاری که دیگر نیاز ندارد رها میکند و لذا در این مورد دیگر موضوع یگانگی بین نفس و بدن در میان نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم به حرکت جوهری، کار عقل است. عقل، مییابد که جوهرِ ماده عین حرکت است و این، «فهم» کارِ عقل است، نه آنکه حرکت، کارِ عقل باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم نظر شما آن است که ما هر ترجمهای را بهکلی کنار بگذاریم؟ و یا نظری به سخن اساتیدی مثل دکتر داوری نداشته باشیم؟ و یا بالاخره باید از این ترجمهها و از این اساتید استفاده کرد. آری! کسی که به جهانی تعلق دارد، فهمش، فهمِ آن جهان است و چه بسا با فهمِ جهانهای دیگر بیگانه باشد و امور را به نحوی که آنها درمییابند و میشناسند، درنیابند که این با موضوع ترجمه یا عدم ترجمه متفاوت است و بحث دیگری است و با خودآگاهی میتوان مشکل را تا حدّی رفع کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مشکلی که مطرح میفرمایید مشکلی است که امروز، خودِ غرب را نیز فرا گرفته است. و این روح غربی نسبت به 50 سال پیش، هم در غرب رشد بیشتری داشته و هم در سایر جهان. میماند که غرب، اسیر این فکر است و ما اگر به خود آییم، فرهنگی داریم که از این گرفتاریها آزاد شویم. میماند که بالاخره با این نسل چگونه رفتار کنیم تا اولاً: برخورد ما تند نباشد و وسیلهی بیداریِ فرهنگی این نسل باشیم. ثانیاً: آری! اگر کسی مخلّ کلاس است و راه دیگری برای اصلاح او نیست و عملاً کلاس قربانیِ گستاخی او میشود، چارهای جز اخراج او نیست، ولی این آخرین چاره باید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معاویه نشان داد که با اصل اسلام مخالف است، ولی خلفا به جهت اشتباهاتشان، زمینهای شدند که اُمویان و معاویه به میدان بیایند. موفق باشید
باباسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور میفرماید: اعمال کافران مانند سرابی است در بیابانی خشک که انسانِ تشنه فکر کند آب است و او را سیراب میکند، در حالیکه وقتی به آن رسید در آن تنهایی و بیکسی، هیچچیز جز خدا را نمییابد که باید به آن امید میبست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادات، لازم است که با حضور باشد مگر اینکه خود را عادت دهیم که وقتی در حضور هستیم، از آن عادت استفاده نماییم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بخواهند مسامحتاً موضوع را مطرح کنند وگرنه برای این نوع مرگها هنوز برزخی واقع نشده. قرآن در اين رابطه مى فرمايد: «حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ».[1] چون آن كفار را مرگ فرا گرفت، تقاضا مى كنند؛ پرودگارا مرا برگردان بلكه عمل صالحى در آنچه ترك كرده ام انجام دهم. جواب مى شنود ديگر نمى شود و تا قيامت مانعى پشت سر آنها هست كه نمى توانند به دنيا برگردند. پس معلوم مىشود آنها، اولًا: پس از مرگ و قبل از قيامت در عالمى بين دنيا و قيامت قرار مىگيرند. ثانياً: در آن دنيا هوشيارى و شعور دارند و نتيجه كارهايشان را مى يابند كه پشيمان مى شوند و تقاضاى برگشت به دنيا را مى كنند. ثالثاً: اين تمنّا در شرايطى است كه فاقد نفس امّاره- كه موجب انجام گناه و غفلت است- هستند، ولى اگر به دنيا برگردند به اين جهت كه زندگى دنيايى همواره با نفس امّاره همراه است، دوباره همان كارهايى را انجام مىدهند كه در مدت عمر خود انجام دادند و اين است كه در جواب به آنها گفته مى شود: «كلّا إنّها كلمةٌ هو قائلُها» نه! راست نمىگويند، اين يك حرفى است كه اينها مىزنند و لذا خداوند مى فرمايد: «و لَو رُدُّوا لَعادوا لِما نُهُوا عَنْهُ و إنَّهُم لَكاذِبُونَ».[2] اگر آنها برگردند باز به همان كارهايى كه پيامبران در دنيا از آن كارها بازشان مى داشتند، برمى گردند و آنها دروغ مى گويند.
و ملاحظه میکنید که این فرآیند، فرآیندی نیست که برای این نوع افراد پیش آمده باشد. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره مؤمنون، آيات 99 و 100.
[2] ( 1)- سوره انعام، آيه 28.
