باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورتهای مختلف این سؤال در سالهای قبل جواب داده شد از جمله میتوانید به جواب سؤال شماره 3415 رجوع فرمایید. از آن جهت که روشن میشود این موارد، مواردِ حضور در برزخ نیست، بلکه حضور در وجهِ تجردِ نفس ناطقه میباشد و به همین جهت محدود به زمان و مکان دنیایی نیست؛ همچنان که هنوز با نکیر و منکر که مربوط به برزخ است، روبهرو نشدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدنِ برزخی و قیامتی، صورتِ روح و اخلاق انسان است و بحث دوگانگی بین روح و بدن در آنجا مطرح نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّی که به معنای رجوع به اسباب و وسایلی باشد که خداوند برای رفع مشکلات قرار داده است؛ خوب است. ولی اصرار بر این امر و خود را به هر آب و آتشی زدن، درست نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی جناب مولوی: «آب گِل خواهد که بر دریا رود / گِل گرفته پای او را میکشد». معلوم است وقتی بناست حرکتی صورت بگیرد، خُلقیاتِ قبلی سر بر میآورد و خود را نشان میدهد. اگر آب، قصدِ رفتن به سوی دریا را نمیکرد که گِل، خودنمایی نمینمود! این شکها و سوء ظنها اگرچه بد است ولی حکایت از این دارد که حرکتی در حالِ صورتگرفتن است. همت کنید، آرزوهای دنیایی را کم کنید، کینهها را از دل بیرون کنید، از پرحرفی خودداری نمایید؛ إنشاءاللّه امکانِ ادامهی راه فراهم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیهی پستمدرنیسم، روحیهی بازخوانیِ مدرنیته است و افرادی مثل میشل فوکو را میتوان در این مورد مدّ نظر قرار داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای مذکور ما را به صورت حقیقی وارد عالَمی میکند که فرش به عرش متصل میگردد و عملاً زندگیِ زمینی انسان، آسمانی میشود و تمدن اسلامی به معنی حقیقی آن، معنا میگردد و میفهمیم تمدن غربی چه اندازه زندگی را آشفته میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسماء الهی یعنی همان عنوانهایی که خدا را با آن عنوانها میتوانیم بخوانیم. مثل اینکه خطاب به حضرت حق میگوییم یا غفار. یعنی با اسم غفار او را میخوانیم زیرا حضرت حق با همان اسماء ظهور میکنند از این جهت بهترین راه برای ارتباط با خداوند همان اسماء الهی است. لذا قرآن میفرماید: «وللّه الاسماء الحسنی فادعوه بها» خداوند را اسماء حسنایی هست، پس او را به آن اسماء بخوانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم عقل، اگر به درستی بهکار رود متوجهی آن چیزی که واقعاً هست میشود و تفاوت آن با وَهم، در همین نکته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت چون موضوع، به جنبهی تاریخی انقلاب اسلامی ربط دارد؛ چندان به پیشنیازیِ خاص نیاز نداشته باشد. البته بحثی است در رابطه با سلوکِ اجتماعی خاصی که در این تاریخ باید نسبت به انقلاب اسلامی مدّ نظر داشت. موفق باشید
سلام بر استاد عزیزتر از جان. استاد فردی بنام اقای پرویز شهبازی مباحثی را در برنامه های اینترنتی مطرح میکنند با عنوان من ذهنی آیا این مباحث صحت دارند؟ چون به مولانا ربطش میدهند. برای درک مفهوم «من فکری» باید ابتدا توضیحی در مورد «من» و «فکر» ارائه دهیم. ذهن انسان دارای ارتباطی دوگانه و متفاوت با دنیای اطراف است. یکی ارتباط مستقیم، شفاف و عریان با واقعیت است و دیگری دید و یا ارتباط تعبیر و تفسیری. این دید تعبیر و تفسیری که ذهن از پدیده ها دارد، در واقع مهمترین عامل قطع ارتباط انسان از واقعیت است. دید تعبیر و تفسیری به این معنی است که مثلا ما رفتاری را می بینیم و شروع به تفسیر و معنا دادن به آن می کنیم. ما خود ماهیت آن رفتار را نمی بینیم. ما واقعیت عریان را نگاه نمی کنیم ما با تفسیر و برداشت خود از آن واقعیت زندگی می کنیم. من یک نوشته ای را می گذارم و شما از آن نوشته می توانید چندین برداشت داشته باشید و بنا بر برداشت خود چندین برچسب بر من بزنید. برچسب مستبد، مدبر و یا هر برچسب دیگری و من را یک شخصیت مستبد و متکبر و یا یک شخصیت مدیر و مدبر بدانید. دقت می کنید چقدر بین ماهیت و انگیزه و واقعیت ذاتی رفتار من تا برداشت شما فاصله هست؟ شما برداشت خود را با ذهنتان انجام می دهید. ذهن تمام برداشت های خود را با پردازش اطلاعاتی که در حافظه ثبت شده است انجام می دهد. این اطلاعات شامل ارزش ها و ضد ارزش های است که از دوران کودکی از والدین و جامعه و محیط دریافت کرده ایم و به ما در سطحی وسیع و گسترده القا شده است و ما از درون تبدیل به موجودی مقلد و تکراری شده ایم. موجودی که هیچ احساس و رفتار و گفتاری در او از روی طبیعت و فطرتش سر نمی زند بلکه تنها در بند و زندانی تقلید است. این فرایند ذهنی و یا فکر از آبشخور حافظه خوراک می گیرد. همین فرایند یک «مرکز» و یا «هسته» ای در انسان ایجاد می کند بنام «من». چگونه؟ وقتی که ما از هر رفتار خود و دیگران چندین برداشت ذهنی درست می کنیم و یا وقتی از کودکی با هر رفتار ما چندین برچسب ارزشی و ضد ارزشی مختلف و گاه متضاد دریافت کرده ایم یا بر ما زده شده است در ذهن ما یک تصویری ایجاد می شود که ای تصویر مجموعه ای از این صفات و برچسب های ارزشی و ضد ارزشی است که در واقع «من یا شخصیت» را تشکیل می دهد. این هویت فکری و این شبح هیچ ماهیت واقعی ندارد. و فقط و فقط یک تصویر ذهنی است و در ما انواع و اقسام شخصیت ها را ایجاد می کند و ما تابع این تصویر ذهنی که حاصل افکار زائد و غیر واقعی و غیر اصیل است زندگی، احساس و رفتارمان را جهت می دهیم و باعث می شود بر اساس هویت اصیل انسانی زندگی نکنیم. بلکه تابع و اسیر آن زندگی کنیم. از این هویت فکری در واقع مرکزی بدنیا می آورد بنام «من ذهنی یا من فکری» یا همان «نفس» که مرکز همه شرارت ها است. البته من توضیح کوتاهش رو پیدا کردم. براتون گذاشتم کلیپهای بسیاری دارند این اقا.... ممنون از وقت و صبری که برای ما میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بیشتر با توهّماتِ بدون مبنا همراه است. اگر مباحث «معرفت نفس» و مراتب نفس را دنبال کنند، متوجه قضایایی که فکر میکنند، میگردند. در این مورد پیشنهاد میشود ترجمه جلد ۸ و ۹ اسفار را که تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» روی سایت هست؛ مطالعه فرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایات که میفرماید بچهها را به مسجد راه ندهید؛ یعنی بچههای کوچه که بدون همراهی والدین وارد مسجد میشوند و شلوغ میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم تا حدّی در جریان آن موضوع هستم و رویهمرفته همینطور بود. به نظر اینجانب روش شهید بهشتی روشی است که میتوان به کمک آن تمدن اسلامی را به میان آورد و حضور تاریخی انقلاب اسلامی را رقم زد. ملاحظه میکنید که آن سعهی صدری که انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی را جهانی میکند، آن سیره و روش شهید بهشتی است و نظر رهبر معظم انقلاب را نسبت به دکتر شریعتی قبول دارم که در اینترنت میتوانید آن نظر را پیدا کنید، ملاحظه کنید چه اندازه شهید بهشتی دقیق جواب دادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، ظلمت بالتبع است، نه آنکه خلقت آن مستقیم باشد. آری! خداوند نور و ظلمت را هر دو خلق میکند، ولی یکی مستقیم و یکی بالتبع. مثل آنکه خورشید نور را مستقیم ایجاد میکند و سایه غیر مستقیم مخلوق خورشید است. نباید روایات را طوری تفسیر نمود که انسانها گمان کنند ائمه «علیهمالسلام» اهل اندیشه و فکر نبودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر بگوییم کار شیطان است که همینطور است، باید متوجه باشیم شیطان بر اساس دستگیرههایی که نفس امّاره در اختیار او میگذارد وارد میشود. راهکارِ اصلی باید تواضع و صداقت و بندگی باشد تا از قدرت نفس امّاره کاسته شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقبولیت به همین معنا است که غیر از مردم بی تفاوت و ضد انقلاب افراد اصلی مدافع انقلاب در آن حدی است که به طور عرف باید در صحنه باشند و بدین لحاظ بنده معتقدم ذره ای از مقبولیت نظام کم نشده است هر چند که مردم مشکلاتی دارند و امیدوارند همین نظام این مشکلات را حل کند. نظر خواهی دانشگاه مریلند میگوید: بیش از ۹۰ درصد مردم معتقد به رفع اشکالات موجود از طریق همین نظام هستند و فقط ۸ درصد به بر اندازی نظام را معتقد اند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نگاه صدرا افقی است به سوی آینده تا ما در مواجه با جهان مدرن، توانِ ارائهی معارف عالیهی شیعه را داشته باشیم و معطل مخالفانِ فلسفه و عرفان که تاریخِ آنها گذشته است، نشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا وقتی که در ساحت سیر إلی اللّه هستند تا مقام فنا، هنوز مورد خطاب «و ما ادراک یوم الفصل» هستند و چون حضرت ربالعالمین آنها را بعد از فنا به بقای خود باقی نمود، دیگر در مقامِ درک یوم الفصل میباشند. و این مقام منحصر به قیامت نیست، آن ذوات مقدس، هم اکنون در قیامتاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. موضوع جبر و اختیار چیزی است که هرکس در جان خود حسّ میکند که از چه جهات در تکوین او حضرت ربّ العالمین حاضرند و او را در این موارد اختیاری نیست و از چه جهت اوست که باید شخصیت خود را شکل دهد. ۲. این دومی طلبتان، زیرا در این منزل، تنها بنده میتوانم جواب سؤال عزیزان را بدهم منزل کلاس و درس در جای دیگر مستقر باید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه هیبت مقام معظم رهبری، صورتِ عزّت حضرت حق است در این عالم و مظهریتِ «عزیزٌ حکیم»بودنِ ربّ العالمین در سیما و سیرت این مرد الهی میتوانیم به تماشا بنشینیم و تجربه کنیم؛ حرفی نیست. آنچه انسان را نسبت به آینده امیدوار میکند، نفوذِ آرام آرام حقّانیت انقلاب اسلامی است در جان و روان کسانیکه حتی از نظر خود نمیخواهند با انقلاب اسلامی همراهی کنند. ولی مگر موضوع در اختیار آنها است؟ ملاحظه کنید چگونه یک نفر خارجنشین میفهمد که قضیهی حضور تاریخیِ ما تا کجاها سر بر آورده و لااقل برای آنکه فهم خود را در مقابل نفهمانی چون منافقین خلق و سلطنتطلبان به رخ بکشد، تا کجاها اقرار به حقانیت حضور تاریخی ما توسط رهبر انقلاب مینماید و این، قصّهی آیندهی ما است. آیندهای که اگر کسی در مقابل طلوع جهانی بین دو جهان «تحجر» و «تجدد» سکوت کند، متهم به حماقت و نادانی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همینطور است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:علم فلسفه اصطلاحاتی دارد که با استاد بهتر جلو میرود. اقلا با صوت دروس فلسفه، فلسفه را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی همانند حضرت امام از الطاف الهی برای بشر این دوران هستند. بنده عرایضی در کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب در این تاریخ» تحت عنوان «تفاوت عالَم حضرت امام و علامه طباطبائي «رحمةاللهعليهما» در صفحهی ۳۹۹ داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رجعت، بیشتر بحث در رجعتِ سیرهی امامان است، نه رجعتِ فردفرد آنها. حال یا آن سیره با خود امامان ادامه مییابد، مثل سیرهی امام حسین «علیهالسلام». یا از طریق امام زمان «عجلاللّهتعالیفرجه». در این مورد خوب است به کتاب «حضرت بقیتاللّه» از استاد جوادی آملی رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در مورد خواب و مرگ میفرماید: «یتوفی الانفس». پس بنابراین در هر دو حال، خداوند تماماً انسان را به سوی خود برمیگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین را لطف خدا بدانید که حضرت ربّ العالمین نظر رحمتش را به شما انداخته. صبر در این امر، خودش راهگشاست. موفق باشید
