باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که مولایمان فرمودند: «هَلَكَ خُزّانُ الأموالِ و هُم أحياءٌ ، و العُلَماءُ باقونَ ما بَقِيَ الدَّهرُ ، أعيانُهُم مَفقودَةٌ ، و أمثالُهُم فِي القُلوبِ مَوجودَة» مال اندوزان، با آن كه زنده اند، مُرده اند و اهل علم، تا دنيا هست زنده اند. پيكرهايشان از ميان مى رود، امّا يادشان در دلها هست.
آری! آیت الله حسنزاده پس از رحلتشان متولد خواهند شد زیرا همچون استادشان، انسانی فراتاریخی بودند و این ماییم که باید به خود آییم که چگونه به او رجوع کنیم، اگر ذوالفنون بودند باید بنگریم ما در چه فنی از فنون ایشان خود را باید جستجو کرد. عمده صفای شخصیت و سعه صدر و دلسوزی برای خلق و حضور در عالَم معنا و حساسیت نسبت به انقلاب اسلامی و از همه مهمتر، آری! از همه مهمتر درک شخصیت حضرت آیت الله خامنهای «حفظهاللهتعالی» بود و وجه روحانی و عرفانی ایشان که بهخوبی توسط آیت الله حسنزاده درک شده بود. و این در مقدمه کتاب «انسان در عرف عرفان» که به مقام معظم رهبری تقدیم کردند، نمایان است خوب است به مفاد دقیق آن جملات که در ذیل خواهد آمد، دقت شود. موفق باشید
سم الله الرحمن الرحیم الم تلک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین
با سلام و دعای خالصانه و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبر عظیم الشأن کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم، جناب خامنه ای کبیر متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف، این اثر نمونه دوران را اعنی، رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلد طیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می دارم و عزت و شوکت روزافزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن صحبتها را دیدم. بالاخره در متون خود اهل سنت نیز موضوع حقانیت اهلالبیت «علیهمالسلام» مطرح است. آری! بعضاً امویان ادعیه ائمه را به امثال عمروعاص نسبت دادهاند تا آبرویی برای آنها کسب کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عوامل زیادی دست در دست هم داده که کار به اینجاها رسیده. از عوامل بیرونی که همان نزدیکشدن به زندگیِ مدرن است و تنگناهایی که آن زندگی به جهت آنکه با سنتهای ما همراه نیست، برای ما ایجاد کرده است. اموری که غرب زودتر با آن روبهرو شد و گرفتار انواع بیبند و باریها و ازدواجهای به اصطلاح سفید شد. و از عوامل درونی اینکه دختران و پسران ما متوجهی تنگناهای این روزگار نیستند و به ایدهآلهای خود فکر میکنند، به جای آنکه همّت کنند و زندگی بسیار سادهای را برای خود در نظر بگیرند و از الگویمان یعنی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» و حضرت امیرالمؤمنین «علیهالسلام» با آن زندگی ساده غفلت نکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا روی این موضوع فکر کردهاند. رویهمرفته نظرشان آن است که با یک روز تأخیر، مسئله تغییر نخواهد کرد بخصوص که جلسات به صورت هفتگی و مستمر تشکیل میشود و با سمینار و نشستهای موسمی فرق دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این قبض و بسطها زمینهی پختهشدن جان انسان میشود زیرا حضرت امیر در نهجالبلاغه میفرمایند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَی النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَی الْفَرَائِضِ» این دل، مثل فصول چهارگانه است، یعنی مثل زمان که گاهی بهاری دارد و گاهی پاییزی، گاهی اقبالی دارد و گاهی ادباری. اگر دل در حالت بهار بود، شکوفایی و اقبال داشت، از نوافل نگذرید، سعی کنید، نافله ها را ترک نکنید و اگر دل، آن آمادگی را ندارد، شما بر دل تحمیل نکنید و فقط واجب ها را انجام دهید، نگویید حتماً نماز شب بخوانم چرا که آن نماز شبی که با ادبار دل همراه است، با کراهت آمیخته است و کمتر انسان، توفیق پیدا می کند، لذا حضرت فرمود: دل خود را نرنجانید و با دل کنار بیایید. تجربهای که در این مسیر به دست میآید کارساز است. احساس میشود حالت ادبارِ زمانه بیشتر شده است و کار را سخت کرده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم إنشاءاللّه با دنبالکردن متن جلسهی ۳ «با دعا در آغوش خدا» جواب خود را بیابید، إنشاءاللّه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید برای جوابگرفتنِ این سؤالات، خوب است کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. در آن صورت، بهتر نسبت به تجزیه و تحلیل معارف میتوانید فکر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این تقابل از جنس تقابلی است که ادیان با مستکبران دارند که به معنای آزادکردنِ انسانها از قید مستکبران است به همان صورتی که وقتی اسلام به سرزمین ما آمد، ما را از فرهنگ و حکمت خسروانیمان جدا نکرد. ولی استکبار تمامیتخواه است و انسان را از تمام ابعاد شخصیتی و فرهنگی آنها جدا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه که عزیزانی مثل استاد فلاح را داریم با آن حکمت و آرامش و صفا و گشودگی. و حمد و شکر به جهت وجود عزیزی مثل استاد یزدانپناه که به جهت بیقراریشان در فهم و تفهیم معارف، بدنشان از دستشان کلافه است. آری! کتاب «فلسفهی فلسفه» را دیدم. از نامگذاریاش معلوم است تا کجاها باید فکر شود و چه زیبا متذکر تفاوت شهود عقلی و قلبی میشود. بنده بیشتر در مباحث خود، نظر به شهود قلبی دارم، منتها «قلوبٌ یعقلونَ بِها» که بحث آن در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را باید با مشاوری که با روحیهی جنابعالی آشناست در میان بگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت، اولِ کار که بحث مقدمات است مدتی یکنواختی دارد ولی اگر بتوانید تحمل کنید و استعداد لازم جهت فهم مطالب را در خود مییابید، خوب است که ادامه دهید. در قسمت آرشیو سؤالات در موضوع «حوزه یا دانشگاه» نکاتی جهت فهم بهتر موضوع هست، خوب است که به آنجا رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جوابدادن به این سؤالات باید مطالعات طولانی مربوط به خانواده دنبال شود. آنچه میتوان مختصر عرض کرد: ۱. آیهی ۵ سورهی مائده میفرماید زنان اهل کتاب برای شما حلال است به شرطی که به صورت زنا و یا رفیقبازی نباشد. ۲. به هر حال مکرراً در روایات تأکید شده است که ارتباط با نامحرم بدون دلیل، موجب حضور شیطان در آن ارتباط میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: غفلت نفرمایید که رزق حقیقی انسان از قبل، مقسوم و تعیین شده است و چنانچه خودمان مسیر آن را خراب نکنیم بدون حرص و در مسیری صحیح به ما میرسد. در این مورد خوب است کتاب «جایگاه رزق در هستی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید تا معلوم شود بعضی چیزها، رزق ما نیست و تلاش برای بهدستآوردن آنها موجب زحمت ما و فرزندانمان میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت متعالیه نوعی از تفکر است و معلوم است که انسان در تاریخی که تاریخِ تمدنها است باید به تفکری که مناسب این تاریخ است، مجهز بود و جناب صدرالمتألهین با روبهروشدن با اندیشهی دکارتی متوجهی این امر شد. لذا حکمت متعالیه، روحی را مجهز میکند که میتواند در عبور از تفکر دکارتی آماده باشد. بحثی تحت عنوان «ما و حکمت متعالیه» بر روی سایت هست. به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1284
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن است در یادگیریِ آن علوم تفاوتی نکند، ولی در جهتدهی به آن علوم و استفادهی درست از آنها، تقوا نقش دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت بر مبنای فطرت الهی انسان انجام میگیرد و به همین جهت خداوند به رسول خود میفرماید: «فذکّر انّما انت مذکّر». ولی شک در موطن عقل شکل میگیرد به همین جهت میتوان در عین شک عقلی با عبادات خود فطرت را زنده نگه داشت. اتفاقاً وقتی فطرت به نشاط آمد، به راحتی از ترددیدهای عقلی عبور میکند و ندا سر میدهد: «عقل، بندِ رهروان است ای پسر / وان رها کن، ره عیان است ای پسر». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیازی به نبی» که بر روی سایت هست نسبتاً به صورت مفصل این موضوع را مورد بررسی قرار داده است. موفق باشید
اسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همینطور باید باشد. طبیعت، شرایط ظهورِ انوار باطنی عالم را در خود فراهم کرده است. موفق باشید
بسم رب الشهداء سلام علیکم: استاد عزیز متن زیر از نادر طالب زاده است! خواهشن اگر تکملهای، شرحی، بسطی دارید که به ما کمک کند بفرمایید که گوش جان میسپارم. آنچه شهید آوینی اشاره کردند، در مورد تعارض بین فرهنگ نفسانی و فرهنگ دینی، تا زمانی که این دو در عرصه سینما در کنار هم باشند جمع نمی شوند، ملغمه ای از سینمای دینی است که نفسانی است و آن بوی خوش و عصر ولایی را نخواهد داشت ولی فعلا احساسم این است که در کار سینمای داستانی، شبیه سینمای دینی داریم، نه آن سینمای ناب ولی شبیه آن را داریم. شاید لازمه آن این باشد که کسی بتواند تصرف کند و غالب بر تکنیک شود، همه چیز را تسخیر کند یک آیت الله العظمی می خواهد و اگر این چنین نباشد خیلی مشکل است و به نظر من این دستگاه و این ابزار این قابلیت را نخواهد داشت ولی اگر هم بخواهد این سینما متحقق شود شروطی دارد، شروط بسیار سنگین. من یک بار از شهید آوینی این را سوال کردم ایشان با خنده پاسخ داد آخر هم باید خودمان کاری بکنیم، شاید نزدیکترین کار به سینمای دینی کارهای مستند باشد، در واقع برشهایی از واقعیت که کنار هم قرار می گیرند بهترین نوع است، ولی هر چه کار کنیم شبه سینمای دینی است، ولی من معتقدم باید در این زمینه تجربه کرد و این جرات را داشت، یا علی گفت و وارد این عرصه شد، و زمان را باید پیدا کرد البته خیلی مشکل است، ولی کار مستند با فرهنگ دینی مانوس تر است ولی در سینما کارهای زیادی می توان کرد; حتی با قصه می توان به سینمای دینی رسید ولی چگونه؟ در سینمای جهان هم تجربیاتی دارند با توجه به تکنولوژی پیشرفته، زمینه های نفسانی فرهنگ خود را با زمینه های قصه پردازی، می آمیزند و یک کار بی حقیقت به انجام می رسد ولی به واسطه تصرف کامل روی ابزار توفیقاتی دارند، در سینمای جهان هم مورد خاص ندارم که بگویم و با آن سینمای دینی فاصله بسیار زیاد دارد. ممکن است عده ای به انگیزه تبلیغ دین وارد این عرضه شوند; مثلا اصحاب کهف بسازند این خیلی با ارزش است ولی باز با آن سینمای دینی خیلی فاصله دارد. ساخت اصحاب کهف با انگیزه تبلیغ دین است، سینما این قابلیت را ندارد من هر چه فکر می کنم شخص آیت الله جوادی املی وارد این عرضه شود با آن عرفان بعید می دانم، بسیار بعید است بالاخره این ابزار در این زمانه به کار می آید، شاید گوشه چشمی به صاحب ابزار کنند کشف هایی بر او بشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً همینطور است و حقیقتاً انقلاب، راهی در مقابل ما گشوده است و ما را در سنتی قرار داده است که سینمای آینده، سینمایی است مثل شخصیت حاج قاسم سلیمانی و اینکه سید مرتضی عزیز فرمود باید آیت الله بود؛ منظور باید معارف حقه الهیه مطابق زمان را در اختیار داشت.
همانطور که اگر مار نتواند پوست بیندازد میمیرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. مردان نظام اگر خود را در آینده تاریخ خود حاضر نکنند و همچنان در گذشته متوقف باشند، عملاً گور خود و نظام را پیشاپیش کندهاند، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شدهاند. مردانی میخواهیم که معنای سعهی توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، اقیانوس شده است و دوره دریاچه بودنش بهسر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحلهای از تاریخ پیدا میکنیم باید سعی کنیم گاه به گاه خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمیباشد.
متفکر تنها به یک اندیشه واحد نیاز دارد تا از آن یکتا اندیشه یعنی امری که باید به آن پایبند باشد، در شیوهای در خور سخن بگوید و این وقتی محقق میشود که همانی را بگوید که از جانب همان یکتا اندیشه پیش آمده است و او از جانب همان اندیشه واحد فراخوانده میشود که در عین بیمرزی، قاطعترین مرز است، مثل اندیشه حضور بیکرانه انسان در اکنونِ خود که در این اندیشه، ذات انسان شایسته تفکر است و میتواند با آن به وَجد آید و از چنین آغازی به سوی دیگر موضوعات آغازِ راه میکند، راهی که همواره انسان را از خود میستاند و سپس به هویتی برتر پس میدهد.
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چهل ساله اخیر ملاحظه کردهاید که چگونه دشمن میدانهایی برای ملت ایران فراهم کرده است تا نسبت به کلیّت نظام اسلامی اعتراض کند و با استقبال بسیار کمی روبهرو شده و عملاً مردم نقشه نظام استکباری را خنثی نمودند و از این جهت میتوان گفت صبر و مقاومت انتخابی است که مردم با اختیار خود کردهاند مانند خود شما و امثال شما. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد جناب مالک تا حدّی قضیه از این قرار بوده است. البته اگر از عظمتهای جناب مالک چشمپوشی کنیم. آری! در آن سالها هنوز جایگاه امامان در آن حدّ که شیعه به مرور متوجه شد، روشن نبوده. لذا اگر مثلاً بحثهایی که در «زیارت جامعه» است و به مرور روشن شد ائمه در چه مقام و جایگاهی هستند، در آن سالها مطرح میشد؛ میگفتند در مورد امامان غلوّ میشود. و این مشکل در آن سالها بود، ولی در حال حاضر که ولیّ فقیه با پشتوانهی آنهمه معارف و سیره، حکم میکند چرا باید برای عدم هماهنگیِ خود با احکام و رهنمودهای مقام معظم رهبری، مالک اشتر را بهانه کرد؟! در حالیکه امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» میفرمایند حکم ولیّ فقیه در حدّ حکم رسول اللّه «صلواتاللّهعلیهوآله» است. در این مورد خوب است به جواب سؤال شمارهی ۲۸۵۳۳ رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین راه توجه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب است. در این مورد خوب است به سؤال و جواب شمارهی ۲۸۴۹۱ رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید رجوع به قرآن با هر عنوانی، امروز بیش از پیش کارساز و نیاز است هرجا که میخواهد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید بر این نکته اصرار داشت بلکه تا آنجا که ممکن است بدون هر افراطی باید آنچه که فعلاً مسئولان سلامت پیشنهاد میکنند، رعایت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً مطلب همین است. لذا خداوند بر قلبِ سالکِ رهرفتهای یعنی حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» ارادهی تحقق انقلاب اسلامی را إشراق میکند و از طرفی بر قلبِ موحدان اصیلِ این آب و خاک، القاء مینماید که برای تحقق آن از حتی جان خود دریغ ننمایند تا آن نهالِ عظیمالقدر عالَمگیر شود، مگر نشده است که هر روز در سراسر عالم، دوست و دشمن از انقلاب اسلامی و از رهبر حکیم او سخن میگویند؟!! موفق باشید
