بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22996
متن پرسش
سلام خدا قوت استاد عزیز: بعد از مرگ جدای از وابستگی های ناپسند؛ برای وابستگی های خوب چه برنامه ای داشته باشیم که بعد از مرگ باعث عدم سلوک نشود؟ آیا فقط حول وظیفه عمل کردن کافیست؟ چگونه می توانیم مثلاً بپذیریم که محبت مثلاً به مادر فقط از سر وظیفه باید باشد و آن عشق و احساس را نادیده بگیریم؟ آیا همین عشق و احساس باعث عدم سلوک بعد از مرگ نیست؟ باعث ایجاد تعلقات نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عشق‌ها و محبت‌های الهی عامل تغذیه‌ی جان انسان در این دنیا و آن دنیاست. عشق و علاقه به مادر به عنوان آغوش گشوده‌ی رحمت الهی چیزی نیست که مانع سلوک باشد. موفق باشید

22421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهر زاده عزیز: این لینکی که خدمتتون می فرستم جلسه نقد و بررسی کتاب شاکله شناسی استاد حکمت است. چون اطلاع دارم حضرت عالی هم این کتاب را خواندید از شما تقاضا دارم جناب عالی هم اگر مقدور هست مقاله ای، نقدی، یادداشتی در مورد این کتاب داشته باشید. مشتاقانه و بی صبرانه منتظر نظر استاد عزیزم هستم. http://iqna.ir/fa/news/3730351/%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AD%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AA%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از این‌که بنده را در جریان این نشست قرار دادید، حقیقت این است که هم می‌توان دغدغه‌های منتقدین را درک کرد و هم دغدغه‌های دلسوزانه‌ی جناب آقای دکتر حکمت را. در این‌که آقای دکتر حکمت تلاش دارند گامی به جلو بگذارند و نگاه‌ها را به آینده‌ای بیندازد که در آن آینده ما در مواجه با غرب، گرفتار تنگناهای گذشته نباشیم، حرفی نیست. می‌ماند که بدانیم این راه نیز یکی از راه‌هایی است که إن‌شاءاللّه با قرارگرفتن در کنار راه‌های دیگر با ذوق و سلیقه های متعهدان نسبت به اسلام و انقلاب، بزرگ‌راهی گشوده می‌شود که در سنت آن بزرگ‌راه، ما از جوابگویی به سؤالات جزئی که امروز در نسبت با غرب با آن روبه‌روئیم آزاد می‌شویم و سبل الهی به صراط مستقیم منتهی می‌شود. حتماً باید زحمات آقای دکتر حکمت را دید و آن را پاس داشت. موفق باشید

19783
متن پرسش
سلام: بنده حقیر از طلاب قم هستم سطح 3 ، می خواستم بدونم حضرتعالی دستور عمل سلوکی می دهید دستگیری می کنید. حقیر اکثر کتب های معرفت نفسی شما رو خوندم و خیلی استفاده کرده ام و خیلی سوالات من پاسخ داده شد. لذا طبق آشنایی با فکر و سبک هدایتی شما اینجانب درخواست دارم به این حقیر کمک و دستگیری کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش بنده روش حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» است که معتقد بودند اگر معرفت انسانی نسبت به حقایق دینی درست باشد، همین دستورات دینی تأثیر عمیق خود را می‌گذارد و شاید سخن آیت اللّه بهجت که می‌فرمایند: علم تو، استادِ توست؛ در همین رابطه باشد. موفق باشید 

19194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
میدونید اکثریت ما ایرانیها حتی پدر و مادرخودم تا وقتی که خوش هستیم به ندرت یاد خدا می افتیم، نماز میخونیم ولی یادی که از اعماق قلب بیرون میاد فاصله اش زیاده اما وقتی که توی بن بست های زندگی افتادیم آموقع آسمان را نگاه می کنیم که ای خدا مثلا این پسر من دانشگاه قبول بشه من یک گوسفند نذر می کنم و آن موقع خدای بزرگ بی نیازه و هیچ احتیاجی به آن گوسفند نداره تا دیروز وقتی کباب می خوردی و دودش می رفت خانه بغل دستی ات که دو ماهه اصلا شکل گوشت را ندیدن اما وقت گرفتاری خودت میری دویست گرم گوشت بهش میدی آن هم به خاطر معامله پایاپای که کردی، برادر معامله اینطور با خدا منسوخ و باطله شما اگر راست میگی اول نذر کن و بعد توقع داشته باش، به قول معروف اول برادری ثابت کن و بعد ادای ارث کن. ما از انسان بودن فقط اسمش را یدک می کشیم اگر نه اشرف مخلوقات اینها که می بینیم نیستن که بخاطر مال دنیا شرافت می فروشند. سعدی بزرگ میگه: تن آدمی شریف است بجان ادمیت / نه، همین لباس زیباست نشان آدمیت / رسد آدمی بجایی که بجز خدا نبیند / بنگر تا چه حد است مکان آدمیت. به نظر شما آیا هست؟ من میخوام کاری برای شخصی انجام بدم و غیر ممکنش را ممکن کنم. باید طهارت بگیرم سه روز غذای درستی نخورم و بعد طی یک جریان کاری براش انجام بدم میگم. آنقدر پول بفرست که من بیکارم. باید کار شما را انجام بدم، باید بگی که آقا این کلاهبرداره، عارف نباید مسایل مادی داشته باشه، مگر ما جز شتر هستیم یارو ماهی میخواد بگیره باید قبول کنه شلوارش خیس بشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه‌ی این احوال اولاً: خدای کریم به دنبال بهانه است تا لطفش را از ما دریغ ندارد. ثانیاً: بالاخره ما در حدّ توانایی‌های خود وظیفه هایی نسبت به همدیگر داریم و هراندازه در این امر، درست عمل کنیم، نتیجه‌ی آن برای ما و جامعه ظهور خواهد کرد. گفت: «ره چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید

18877
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی به دنبال بحث از فیلم فروشنده، اخیرا خبر اکران این فیلم در اسرائیل نیز به منتشر شد. جدای از تحلیل های سیاسی اصولگرا، من ماجرا را این طوری توضیح میدهم: این بدیهی است که غرب چه برسد به اسرائیل از یک فیلم با رویکردی دینی به خصوص انقلابی استقبال نمیکند. اما فرهادی رویکردی دارد که مورد پسند جهان غرب و تبعا اسرائیل که دنباله همان فرهنگ هست قرار میگیرد. این رویکرد رئالیسمی باریک-بینانه است که به هر حال به مشهورات و حساسیت های دینی عامه طعنه میزند و مطمئا چنین رویکردی مورد پسند نگاه انتقادی و رئالیستی غرب در برابر مشهورات سنت است. به علاوه فیلم های فرهادی معضلات فرهنگی جامعه ایران را نیز برای مخاطب غربی برجسته میکند و این همسو با سیاست های غربی علیه ما است. یعنی به هر حال استقبال غرب از فیلم هم انگیزه سیاسی و هم علل فرهنگی دارد. البته این سیاست هم به آن جنبه فرهنگی بی ارتباط نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید نباید از روحیه‌ی غرب‌گرایِ فیلم‌سازانی مثل آقای فرهادی غفلت کرد و از آن مهم‌تر نباید فراموش کرد که غرب، همواره امور سیاسی خود را در قالب فعالیت‌های فرهنگی بر جوامع تحمیل می‌کند. با این‌همه و با توجه به آن نکات؛ بحث بر سر آن است که آیا روح فیلم فروشنده متذکر یک امر اجتماعی برای ما هست یا نه؟ از آن جهت که جرم افراد باید در شرایط خودش دیده شود و نه با یک نگاه انتزاعی. آیا آن پیرمرد هوسباز چه اندازه هوسباز است؟ به اندازه‌ی یک متجاوز به عفت جامعه یا به اندازه‌ای که باید آن سیلی محکم را بخورد؟ مسلّم فیلم در فضای سکولار قرار دارد و به هیچ‌وجه نظر به باورهای دینی نداشته. اما آیا این نوع فیلم‌ها جایی در جامعه‌ی ما دارد به عنوان توجه‌دادن به یک معضل اجتماعی که ما گرفتار آن هستیم و نسبت به آن فکری همه‌جانبه نمی‌کنیم یا نه؟ موفق باشید

30255
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نگاه قرآنی که یک مجموعه ی فرهنگی، مربی و والدین به سن تکلیف (خصوصا دختران) باید داشته باشند، چگونه باید باشد؟ می خواهیم پشتوانه این نگاه به عنوان یک مادر و مربی با جمعی از دوستان دغدغه مند در یک مرکز فرهنگی وابسته به آموزش و پرورش برای اصلاح برگزاری جشن تکلیف دختران در مدارس شهرمان برنامه ریزی کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا خواسته است ما در این دنیا تنها نباشیم زیرا امور دنیایی ما را از آن تنهایی‌ها رهایی نمی‌بخشد. تنها با خدایی که جان جهان است، انسان احساس تنهایی نمی‌کند و در همین رابطه خداوند از طریق رسولان راه‌های عبادت خود را برای ما مشخص کرد تا ما را از تنهایی درآورد و بتوانیم با او به‌سر بریم. و به تکلیف‌رسیدن یعنی: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و مرا شایسته‌ی همسخنی با خودش کرد.

در مورد جشن تکلیف سید بن طاووس داریم: او از عبادت لذّت می‌برد و جریان جشنِ تکلیف از افتخارات وی است. وقتی پانزده سالش تمام و وارد سال شانزدهم می‌شود، می‌گوید باید شاکر باشم که تا دیروز لایق محضر الهی نبودم که خدا با من سخن بگوید؛ لایق نبودم جزو خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» باشم، خداوند چیزی از من بخواهد، به من فرمان بدهد و من اطاعت کنم اما از امروز به حدّی رسیدم که خدای سبحان به من دستور می‌دهد. با من حرف می‌زند. مرا مخاطب قرار می‌دهد و این روز عید من است. از این‌روجشنی می‌گیرد، عدّه‌ای را دعوت کرده، پذیرایی می‌کند و شیرینی می‌دهد. مردم می‌پرسند چه جشنی است؟ می‌گوید جشن تشریف است نه تکلیف. من مشرّف شدم نه مکلّف؛ چون کُلفتی (سختی) نیست، شرافت است. موفق باشید

28778
متن پرسش
سلام استاد: در جهت از بین بردن غفلت چه طوری باید از محرم امسال استفاده کنیم؟ در ماه محرم چه تفاوت هایی باید در برنامه هامون و زندگی مون ایجاد کنیم؟ (نسبت به سایر ماه ها) علاوه بر خواندن کتاب و تلاش در جهت افزایش معرفت باید به چه کارهایی بپردازیم؟ شیوه ی عزاداری هامون در محرم امسال چطور باید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سنتی که بحمدللّه در شیعه در رابطه با محرم شکل گرفته، سنت ارزشمندی است. عمده به رویکردِ ما نسبت به چنین موضوعی بستگی دارد که با معرفت بیشتر نسبت به آن رخداد تاریخی و تقوای فزون‌تر، آن حقیقت قدسی بیش از پیش برای ما رخ می‌نمایاند. موفق باشید

28572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید در مورد اون حرف گادامر که نظریات تئوری اگر متعین نشوند در حد ذهن باقی میمونند یه منبع میشه معرفی کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکترمحمدرضا بهشتی در شرح کتاب «حقیقت و روش» آقای گادامر، متذکر آن امر بودند. متأسفانه هنوز کتاب مذکور ترجمه نشده است. موفق باشید

28188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و وقت بخیر: در پاسخ سوال 28167 پرسیده شده بود ""نظرتون رو در مورد درخواست حوائج از امامزادگان و ائمه می خواستم بدونم بطور دقیق اگر ما به زیارت امام زادگان یا امام برویم و یا اینکه در دعایی به حضرات سلام بدهیم و بعد از آن بگوییم «یا امام، ای امام زاده ... از تو می خواهیم برای من فلان کار را انجام دهی.» در مورد حوائج شرعی و درست این قسمت آیا ایراد دارد یا خیر؟ با یک سند یا حدیث هم بیان کنید که برای ما الگو باشه عالی می شه. اینکه برای مثال یکی از حضرات معصومین در زیارت رسول خدا یا امیرالمومنین یا حضرت سیدالشهدا به این صورت عمل کرده باشند چنین حدیث یا روایتی داریم؟ با تشکر فراوان فرمودید نظرتون برای نمونه به زیارت امین الله باشد این مورد قبول راه درست را نشان دادید و البته زیارت جامعه و ... که تاکید کرده اید و شرح داده اید. در اینجا صرفا این مورد رو می خواستم بپرسم آیا این جمله که ما از امامزادگان یا حضرات ائمه چیزی بخواهیم غلط است یا خیر؟ علت سوال من هم این است گاهی که پیش میاد و برای مثال به زیارت می روم و حاجتی مدنظرم است و با این عبارت که خدمت شما گفتم درخواست خود را مطرح می کنم بعد مدتی حالم خراب میشه. انگار بعدش باید ملائکه با چماقی چیزی بیافتن جون آدم چند تا بزنن تا اصلاح بشه وقتی در زیارت اینچنین خطاب می کنی و برمی گردی جوری رفتار می کنن انگار رفته بودی بت خانه و برگشتی. در این خصوص نظرتون رو می خواستم. چون قبلا در کتاب سیدبن طاووس هم دیده بودم که زیارت امر دقیقی است. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه می‌توانید نظری به زیارات روزهای هفته در مفاتیح بیندازید که مثلاً در زیارت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در روز یکشنبه دارید: «هذا یوم الأحد... » تا آن‌جا که تقاضا می‌کنید «فأضفنی یا مولای و أجرنی....» مرا به عنوان میهمان و پناه‌آورنده بپذیر و آنچه رغبت دارم در شخصیت تو و امیدوارِ انجام آن هستم از رسوی تو، برایم محقق کن. به این معنا که شخصیت قدسی حضرت را واسطه‌ای می‌یابیم که محل تجلیات انوار الهی می‌توانند باشند ولی در هر حال منشأ هر خیر و برکتی، جز خداوند نیست. موفق باشید

27181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد کسی که فلسفه خوانده باشد چگونه می تواند آن را امتداد بخشد؟ حتما باید فقه هم بخواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. لازم نیست. اگر در ادامه‌ی تفکر فلسفی به سوی قرآن و روایات جلو برویم، آن تفکر بیش از پیش شکوفا می‌شود. موفق باشید

26873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در فضای موجود بعضی از رفقا تصمیم جدی بر حضور در اردو های راهیان نور و جهادی گرفته اند و می گویند این حلقه نباید منقطع گردد و می گویند به همان بهانه ای که در مساجد بسته شد و بسیاری از مراسمات تعطیل شد اگر ما امسال نرویم هر سال به بهانه ای محدود و تعطیل اش می کنند و در این رفتن یک احساس وظیفه می کنند. حال سوال این است که واقعا با نگاه انقلابی این حرکت ولو با رعایت کامل موارد بهداشتی درست است؟ در جواب به این گروه چه چیزی را باید متذکر شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز بسیار متأسفم که اردوهای راهیان نور تعطیل شده. ولی ظاهراً کاری نمی‌شود انجام داد زیرا اساساً امکان حضور در یادمان‌ها فراهم نیست. موفق باشید.

26553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب محضر پدر معنوی: استاد جان؛ اراده خداوند در مورد تحولات زندگی و سرنوشت انسانها تابع اعمال و رفتار آنهاست یا تابع علم و حکمت خود؟ به بیان دیگر آیا اعمال ما بر اراده خداوند نسبت به مقدرات حیات ما تاثیرگذار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بتوانیم این دو مطلب را جمع کنیم. عرایض بنده در این هفته در شرح آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی جاثیه تحت عنوان «ما و فوز مبین در این تاریخ» که بر روی سایت هست، و نیز جزوه‌ی «جبر و اختیار» إن‌شاءاللّه در جمع این دو نکته می‌تواند کمک کند. موفق باشید

26263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید جواب سوال ۲۶۲۴۳ مشاهده نشد. در صورت امکان مجدد ارسال فرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی این طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند خودش آن کودک را که وارد زندگی کند با فرشته‌هایی همراه می‌کند که نه‌تنها خانه را نورانی می‌نمایند، والدین را نیز مدد می‌رسانند. موفق باشید

26189
متن پرسش

چرا می پرسی که او چه کرده بود؟ مگه با این جملات و کلمات می شود وصف کرد؟ 'خب به هر حال باید فکر کرد... چه باعث شده او به این مرتبه برسد... ببین برادر من کم که نیست. از کجا برایت بگویم. از کجا شروع کنم؟ از فرماندهی عملیات ها در دهه ۶۰؟ از جنگ با اسرائیل تو میانه جنگ؟ از مبارزه با اشرار و جنگ لبنان؟ از داعش و شهادت به دست اشقی الاشقیا زمانه؟ از تشییع و ولوله؟ از چه بگویم؟ باید فکر کرد فکر...' عشق من... دوست روحانی من... گفتم که. خیلی مدت است از فکر و خیال و تادیب و کتاب کاری درخور بر نمی آید. بال می خواهد عشق من. پرواز می خواهد روح من. پرواااااااز. آه پرواز.... 'نمی فهمم چی میگی ممد. اصلا خودتم میدونی چی میگی؟ خب یجور بگو ما هم بفهمیم بابا...' من سگ کی باشم روحم که بخوام توضیح بدم... بذار یکم از زبون سید بشنویم. اگر اشک امانم بده البته " آری حاج قاسم تکه تکه شد... او تکه تکه شد و پیکرش به باد و خاک و آب و آتش پیوست اما راز خون آشکار شد راز خون چیست؟! مگر راز خون را جز شهدا در می یابند؟ مگر جز پروانگان که پروای سوختن ندارند دیگران را نیز این شایستگی هست که معرفت نور را به جان بیازمایند؟ تو دانی که حاج قاسم را برای طواف به نجف و کاظمین و کربلا بردند. کربلا مستقر حاج قاسم بود. کربلا مستقر کسی است که نور قلبش را تا آنجا انباشته است که ترس از مرگ جایی ندارد. کربلاییان جاودانه اند رفیق. فرمانروایان اقیانوس بی انتهای نور که طلیعه ای از آن بر ما افتاد و دیدی که چه کرد. آری شهید حاج قاسم سلیمانی چنین کرد تا جز شایستگان کسی در آن استقرار نیابد." ای شهید... ای شقایق آتش گرفته." شقایقی است که داغ شهادت شما را بر دل دارد. آیا شود که بلبلی دیگر در رسای ما چنین نغمه کند؟"

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از رازِ خون گفتی! و چه خوش گفتی! می‌گویی: «آیا شود که بلبلی دیگر در رسای ما چنین نغمه کند؟» آری! راهی گشوده شده که خدا می‌داند این راه، چه آینده‌ی درخشانی دارد و چه انسان‌هایی را به ظهور می‌آورد. قبلاً عرض شده بود آینده، کسانی ظهور و رجعت می‌کنند که باکری‌ها و خرازی‌ها به گَردِ پایشان هم نمی‌رسند. بفرمایید همین آقای شهید حاج قاسم!! باز می‌گویم قاسم سلیمانی‌های بس بزرگی در پیش رو داریم. توحید خمینی به طور عجیبی انسان‌هایی بس متعالی می‌پروراند و می‌نمایاند. پس نه‌تنها بلبلی دیگر، بلکه صدها بلبل باز در رسایِ انسانِ دوران انقلاب به نغمه خواهند آمد. موفق باشید  

25738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند، خدا قوت: شبهه‌ای یکی از دانشجویان برای دخترم ایحاد کرده و بعد متوجه شدم که تقریبا بین بیشتر جوانان این اعتقاد وجود داره و آن این است که می گویند این قانون جذب هست که تو می‌توانی هر آنچه را که دوست داری و آرزویش را داری با فکر کردن به آن و معطوف کردن توجه فرد به آن، می‌توانی آن را بدست آوری و حتما به آن می رسی. حالا سوال بنده این است که آیا این حرف درست است و چنین قانونی وجود دارد و اینکه ما طبق قرآن معتقدیم تا خداوند نخواهد برگی از درخت نمی‌افتد، چگونه باید این را برای جوانمان تبین کنیم و در درستی و غلطی این حرف چه جواب باید گفت؟! با عرض پوزش از اینکه مزاحم وقتتون شدم. متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بدانند این افراد با توهّمات خود زندگی می‌کنند و با توهّمات خود به آن‌چه می‌خواهند می‌رسند. زیرا خالق هستی نظام خود را بر اساس میل انسان‌ها نساخته است، ولی رحمت واسعه‌ی او آن‌چنان است که انسان‌ها را تنها نمی‌گذارد. موفق باشید

23824

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. شایعه ای هست در مورد ملاصدرا که ایشان از اسفارشون در کتاب حکمه العرشیه شون استغفار کرده اند. اصل مطلب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌هایی که چنین ادعایی را دارند باید سند بیاورند. مگر کسی مثل ملاصدرا که در کتاب‌های مذکور از توحید سخن گفته‌است می‌تواند بعدا استغفار کند؟ موفق باشید

22848
متن پرسش
سلام: اینکه یک مرد احساس کند همان یک بچه کافیست و دیگر وقت رسیدگی به بچه دوم را ندارد و یا بگوید دیگر نمی توانم، سنم زیاد شده و عمرم را تلف کردم اگر بچه دوم بیاید دیگر وقت برای کسب معارف، مطالعه، عبادت و جبران عمر از دست رفته و... را ندارم آیا این صحبتها توجیه برای بچه دار نشدن هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بودن کودک در خانه همراه با فرشتگانی که با خود می‌آورد، آن‌قدر برکت دارد که شما نگران بقیه‌ی امورش نباشید. موفق باشید

20691

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نمیدونم از کجا شروع کنم، ولی به شدت دچار پریشانی هستم و احساس می کنم در هوا معلقم، هم کتاب های استاد صفایی معروف به عین صاد رو میخونم هم کتاب های شما رو و هم از مباحث حضرت علامه حسن زاده و یکی از شاگردانشون استفاده می کنم، گهگاهی هم پناهیان و شهید مطهری میخونم و گوش میدم، شاید این همه مسیر و استاد من رو پریشون کرده ولی من احساس می کنم به عنوان مکمل هم هستند و اگر تک بعدی به یک استاد راه دل ببندم از سایر مباحث باز میمونم، ولی استاد پریشانی من بیشتر یه احساس قلبیه، انگار یک گمشده ای دارم و هر وقت تو هر روضه ای یا سر هر نمازی به آرامش وصال می رسم دوباره توی همون وصال خودم احساس هجران دارم و کیلومترها خودم رو از مطلوبم دور می بینم. من واقعا موندم و نمیدونم چیکار کنم تا آرامش داشته باشم. هم از نظر ذهنی و هم از نظر قلبی. خیلی حالم بده و ناامید از خودم هستم. چه کنم که قابل این همه فیض باشم. با آرزوی سلامتی برای همه گروه لب المیزان. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عجله نکنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید و همین راهی را که شروع کرده‌اید، ادامه دهید إ‌ن‌شاءاللّه گشایشی حاصل می‌شود. موفق باشید

18415
متن پرسش
با سلام: لطفا درباره جمله زیر کمی توضیح دهید: تلقین به معنایی که ابن‌سینا می‌گوید یعنی توجه‌دادن روح به حضرت حق، ولی تلقینی که سوبژکتیویته می‌گوید توجه‌دادن انسان به خودش است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سوال شماره 18359 این‌طور در این مورد عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معنا که انسانی فرهیخته که متوجه حقایق است و می‌داند در ما کمالاتی هست که از آن غافلیم، اگر به صورت تذکر ممتد ما را جلو ببرد، یک نحوه تلقین کرده است و از این جهت قابل پذیرش است و حضور در جلسات دینی جهت همین امر است. موفق باشید. بنابر این هم می‌تواند «تلقین» وجهی از سوبژکتیویته باشد و هم می‌تواند وجهی از رجوع به حق داشته‌باشد. موفق باشید

28965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ممکنه زیارت جامعه کبیره باعث امتحاناتی تو زندگی آدم بشه؟ به اصطلاح سنگین باشه یا عوارض داشته باشه؟ چون من ۶ ماهی هست مداومت هر روزه دارم و دچار یه مریضی شدم از اون موقع، آیا صرفا یه همزمانیه یا من مداومت هر روز رو ترک کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است در این موارد مبانی معرفتی خود را رشد دهید تا با خواندن زیارات، ارتباط قدسی لازم برای انسان پیش آید. موفق باشید

28923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اخیرا آیت الله سید محمد مهدی میرباقری توصیه ای به طلاب در بابت مراقبت در مطالعه علوم انسانی غربی ویژه فلسفه غرب داشتند که متاسفانه مورد سوء استفاده یکی از سایتهایی که پیش از این هم اساتید و فعالان انقلابی را ترور شخصیت و تخریب می‌کرد واقع گرفت و سعی در موج سازی ضد آیت الله میرباقری کردند. اما فارغ از آن موج سازی هایی که سایت های معلوم الحال درباره این بیانات کرده اند، شما هم با توجه به نظراتی که در این باب داشتید نکاتی را بفرمایید. این متن اصلی بیانات ایت الله میرباقری هست که کانال ایشان منتشر کرد: «من یک هشدار جدی می‌دهم نسبت به این انبوه‌خوانی‌هایی که از علوم انسانی و اجتماعی مدرن در حوزه دارد اتفاق می‌افتد‌. اینها کتبی هستند که انسان تا فرقان ندارد نباید سراغشان برود. بله، اگر کسی جزو عبادالله شد و نورانی به نور هدایت الهی شد و فرقان داشت، می‌تواند سراغشان برود «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» تا به آنجا نرسیدی، «فَلْيَنْظُرِ اَلْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ»؛ آدم باید به طعام خودش نگاه کند؛ در معنای این آیه فرمود: «عِلْمُهُ اَلَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ». علمتان را ببینید از چه کسی می‌گیرید. این نکته را من جدی می‌گویم. این کسانی که فیلسوفان دوره مدرن که دست به بدنشان بزنی باید بروی آب بکشی، این نجاست مال روحشان است که به بدن سرایت کرده است. روح کافر نجس است که جسمش نجس می‌شود. قرآن به ما گفته است این‌قدر فاصله‌گذاری کنید. حال اگر من بدون اینکه جهاز هاضمۀ خودم هم تقویت کرده باشم که بتواند آن اطلاعات را تصفیه کند، انبوهی از آن اطلاعات آنها را در جهاز هاضمه خودم ببرم، طبیعی است که مسموم می‌شوم. این انبوه‌خوانی که به‌خصوص جوانان عزیز ما، و گاهی طلبه‌های جوان ما، انجام می‌دهند، با فرقان، خیلی خوب است و آدم می‌داند دارد چه کار می‌کند. اما اگر بخوانیم تا ببینیم که حق کجاست، این اولِ خطاست. آنها حق و باطل را با هم قاطی کرده‌اند و قاطی کردنش اینطوری است که «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». اگر فرقان نباشد، یک‌موقعی خدای‌نکرده ما در دهه‌های آینده تبدیل می‌شویم به یک فضلایی که ابزار عرفی‌سازی دین می‌شویم و دین را به نفع مفاهیم عرفی و به نفع مفاهیم مدرن و به نفع علوم مادی تغییر می‌دهیم و ابزار این کار می‌شویم. البته حتماً حوزه‌ها مکلف‌اند که بر این علوم، مُشرف بشوند و سخن دین را نسبت به آنها بفهمند و ارائه کنند؛ اصلاً این‌طوری،جامعه‌سازی و جامعه‌پردازی می‌شود؛ اصلاً مسئله امروز ما این است. ولی این کار یک قواعدی دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ایشان احترام قائل هستم، ولی به هر حال ایشان به‌کلّی فلسفه را نفی می‌کنند چه فلسفه‌ی اسلامی و چه غیر اسلامی. در حالی‌که حضرت امام و مقام معظم رهبری حرف دیگری دارند. تصور این‌که فیلسوفان غربی نجس هستند و کتاب‌های آن‌ها کتب ضالّه می‌باشند؛ برای بنده خیلی عجیب است! ولی در هر حال توصیه‌ی بنده آن است که طلاب تا فلسفه‌ی اسلامی را نچشیده‌اند، سراغ فلسفه‌ی غرب نروند. موفق باشید

28165
متن پرسش
یا رب با عرض سلام و ادب: سوال بنده از محضر شما ناظر است به نگاه ما به کودک و کودکی. امروزه ظاهرا به کودک و کودکی بسیار توجه می شود اما گویی همچنان در غربت است شاید به این دلیل است که کمتر به حقیقت کودکی پرداخته می‌شود. در یک نگاه، کودکی دوره تمهیدی ست برای آینده، که در آن باید کودک را تجهیز کرد به آن چه بر اساس این نگاه برای آینده اش مفید است تا انسان موفقی شود. اما گویی به نحو دیگری نیز می توان به کودک و کودکی نگریست، از این منظر کودکی دیگر دوره تمهیدی برای آینده نیست بلکه بستر رشد انسان است؛ بستر رشدی که نباید از آن گذر کرد بلکه باید آن را به خوبی یافت تا بتوان آن را در حقیقتش بسط داد. کودکی گویی امکان زیست انسان با حقایق است؛ حقایقی از جنس بساطت و وحدت عالم، همان که گم شده بشر امروز است. همان که در نگاه غالب، در سیر رشد از دست می رود و انسان بزرگ شده در این سیر را با آفتهای سنگین آن مواجه می کند. کودکی گویی الست انسان است که در آن زیست توحیدی را تجربه می‌کند و خود را نه گسسته که در پیوستگی عالم می‌یابد، اما به خاطر نگاه اشتباه به عقلانیت تمایز محور، این سرمایه عظیم در سیر به اصطلاح بزرگ شدن، به خفی می‌رود. غافل از این که می توان در نگاهی دیگر به حقیقت کودکی، عقلانیت توحیدی را یافت و آن را تفصیل داد. در این جا دیگر بزرگ شدن، فراموشی قابلیت کودکی نیست بلکه تفصیل درک پیوستگی و توحید کودکی است در بسترهای زندگی، تا آن جا که می تواند علم و تمدن تکوینی موحدانه را در عالم محقق کند. نکته قابل تامل در این نگاه، تاکید بر کودکی ست تا صرف کودک، یعنی برای این که کودک را از ساحت بساطتتش خارج نکنیم باید کودکی خود را یافت کنیم تا بتوانیم در آن ساحت با کودکان تعامل کنیم و این یافت با رویکرد پدیدارشناسی به حقیقت کودکی دسترس پذیر می شود. مشتاقانه شنوای راهنمایی های شما در مورد این نگاه به کودک و کودکی هستم. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوب و قابل توجهی را متذکر هستید از آن جهت که کودک را در منظر خود باید جهانی دید با ابعاد اصیل انسانی. ساده نیست که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اُحِبُّ الصِّبيانُ لِخَمسٍ : الأوَّلُ : أنَّهُم هُمُ البَكَّاؤونَ ، وَالثّاني : يَتَمرَّغونَ بِالتُّرابِ، وَالثّالِثُ : يَختَصِمونَ مِن غَيرِ حِقدٍ ، وَالرّابِعُ : لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا، وَالخامِسُ : يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبون » ۱. گریه می کنند چرا که گریه کلید بهشت است. ۲. قهر می کنند ولی زود آشتی می کنند چرا که دلی بی کینه دارند. ۳. چیزی را زود خراب می کنند چون دلبستگی به دنیا ندارند. ۴. با خاک بازی می کنند چون غرور ندارند. ۵. هر چه دارند می خورند چون غم فردا ندارند.

آیا این همان جهانی نیست که هر انسانی باید خود را در آن پیدا کند؟ چرا متوجه نباشیم که بنا نیست انسان‌ها از کودکیِ خود جدا شوند و چرا باید انسان‌ها را از کودکی‌شان بگیریم؟ موفق باشید

27951
متن پرسش
سلام علیکم: چه می‌توان کرد که مطالعه ما و علم ما و معرفت ما از مدار معرفت توحیدی خارج نشود و ما را انسان و عالم دینی خارج کند و تبدیل به علم غیر نافع و علومی نشود که ثمره اش معرفت توحیدی نیست و انسانی بدور از عقل قدسی می‌سازد؟ بسیار افراد و متفکران در طول تاریخ آمده اند و مطلب گفته اند و نظریه داده اند و طرح ریزی کرده اند ولی در مدار و ذیل طرح ولایت الهی و عالم انسان مومن و معرفت توحیدی نبوده و چه بسا انسان را بسیار از معرفت توحیدی دور کرده است کما اینکه در عصر تمدن مدرن مباحث و نظریه پردازی و علم بوده و هست ولی مدارش مداری غیر از تربیت انسان موحد و تراز اسلام است و چه بسیار دانشمندان و متفکران به اصطلاح مشهوری که شخصیت های مطرح عالم مدرن و دانشمندان برجسته و شهیر بودند ولی نهایتا حجاب حق شدند و مباحثشان حجاب و مانعی برای تجلی حق و انسان شناسی اصیل وحدانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در این آخرالزمان دلایل روشنی بر حقانیت عطای الهی یعنی قرآن کریم در مقابل ما است، تنها و تنها باید در بستر قرآن در عالَم حاضر شد و در این حالت برای طلب علم تا چین هم می‌توان رفت، ولی برای برگشت به وطنِ معرفتیِ قرآنی و درک بهترِ اشارات قرآن. بنده حتی به برادر بسیار عزیزم جناب حجت‌الاسلام وکیلی که اخیراً هم مناظره‌ای با آقای دکتر عبدالکریمی داشته اند، عرض کردم به این دلیل هایدگر و کربن می‌خوانم تا قرآن را بهتر بفهمم، از آن جهت که بدانم بر ذهن و فکر متفکران جهان چه می‌گذرد و راه حلّ قرآنیِ آن در افقی که آنان دغدغه دارند، چیست. موفق باشید  

27927
متن پرسش
سلام علیکم: قبول باشه طاعات و عبادات و عید بندگی تون مبارک. تو پاسخ سوال ۲۷۸۸۹ فرمودید که اونها به مرحله سکرات و نکیر و منکر نرسیدند که با اعمال خلاف خودشون رو به رو شوند ولی استاد من کتاب سه دقیقه در قیامت رو که مطالعه کردم اون حاج آقا گفته بودن به اعمال شون رسیدگی شد و حق الناسهاشون و... بررسی شد تا اونجایی که نامه اعمالشون خالی شده بوده و تقاضا کردند که به دنیا برگردن، نظرتون در این مورد چیه؟! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی آنچه که علاوه بر رؤیت‌های خود در امور عادی از برزخ و قیامت می‌گویند، بر اساس پیش‌فرض‌های خود آن‌ها است که نفس ناطقه خلق می‌کند. اتفاقاً همان قسمتی که می‌فرمایید که آن حاج آقا می‌گوید؛ شدیداً تحت تأثیر پیش‌فرض‌های ذهنی است. در حالی‌که وقتی ملکِ «قابض» به میان آید، دیگر امکان برگشت نیست. موفق باشید

27579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و عرض ادب خدمت شما، بنده نوجوانی ۱۴ ساله هستم که در پایه نهم دبیرستان تحصیل می‌کنم و قصد انتخاب رشته دارم. بنده علاقه بسیار شدید به حوزه علمیه دارم و تمام ارزش ها و علاقه ها و ... مانند عرفان، سلوک، اخلاق و... را در این راه و مسیر می‌دانم اگه بخواهم به صورت بسیار ساده عرض کنم الگو آیت الله سید علی قاضی رضوان الله علیه است و می‌خواهم مثل این بزرگوار بشم که هم بتوانم برای امام زمانم و انقلاب و .... مفید باشم و به درجات عالیه برسم ولی مشکلی که وجود دارد این است که علاقه قلبی من این است که از همین سن و بعد از اخذ سیکل وارد حوزه بشوم ولی خانواده بنده با ورود من با این سن مشکل داشته و می‌گویند بعد از گرفتن دیپلم وارد حوزه بشوم ولی بنده مطمئن مطمئن هستم که آنها با مشاوره با یک عالم راضی می‌شوند سوال بنده این است که با این وضعیت من با چه سنی وارد حوزه بشوم (گفتنی است که بنده خیلی برام سخته که از دیپلم وارد بشم چون معتقدم اون موقع دیر هست) یا اصلا با این اهداف من وارد حوزه بشوم یا دانشگاه (برای مثال دانشگاه امام صادق) در آخر گفتنی است بنده علاقه زیاد به خادم شدن آستان های معصومین نیز هستم و یکی از اهداف من بعد از گذراندن درجات عالی حوزه این است که همراه با حوزه خادم آستان یکی از معصومین بشوم. با آرزوی توفیق و برکات برای شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید اگر همان‌طور که فرمودید با سیکل وارد حوزه شوید و در این امر، جدّی باشید بهتر است. و تجربه‌ی بنده در مورد بعضی از افراد که می‌شناسم، همین نکته را تأیید می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی