بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر شما: ببخشید ما حدس می‌زنیم که بی حالی مان و خواب زیادمان مربوط به این باشد که بدرستی نمی توانیم بدن را تدبیر کنیم یعنی تسلط چندانی بروی جسم نداریم و این مسئله باعث شده که از مطالعه و برکات ماه رمضان محروم شویم راهکار حضرتعالی برای این موضوع چیست؟ التماس دعا با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برنامه‌دادن به خود از یک طرف و سخت‌گیری نکردن در برنامه‌دادن از طرف دیگر، در این مورد مفید خواهد بود. باید در حدّ توان خود از خود انتظار داشته باشید زیرا انسان‌ها با همدیگر متفاوتند. موفق باشید

30255
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نگاه قرآنی که یک مجموعه ی فرهنگی، مربی و والدین به سن تکلیف (خصوصا دختران) باید داشته باشند، چگونه باید باشد؟ می خواهیم پشتوانه این نگاه به عنوان یک مادر و مربی با جمعی از دوستان دغدغه مند در یک مرکز فرهنگی وابسته به آموزش و پرورش برای اصلاح برگزاری جشن تکلیف دختران در مدارس شهرمان برنامه ریزی کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا خواسته است ما در این دنیا تنها نباشیم زیرا امور دنیایی ما را از آن تنهایی‌ها رهایی نمی‌بخشد. تنها با خدایی که جان جهان است، انسان احساس تنهایی نمی‌کند و در همین رابطه خداوند از طریق رسولان راه‌های عبادت خود را برای ما مشخص کرد تا ما را از تنهایی درآورد و بتوانیم با او به‌سر بریم. و به تکلیف‌رسیدن یعنی: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و مرا شایسته‌ی همسخنی با خودش کرد.

در مورد جشن تکلیف سید بن طاووس داریم: او از عبادت لذّت می‌برد و جریان جشنِ تکلیف از افتخارات وی است. وقتی پانزده سالش تمام و وارد سال شانزدهم می‌شود، می‌گوید باید شاکر باشم که تا دیروز لایق محضر الهی نبودم که خدا با من سخن بگوید؛ لایق نبودم جزو خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» باشم، خداوند چیزی از من بخواهد، به من فرمان بدهد و من اطاعت کنم اما از امروز به حدّی رسیدم که خدای سبحان به من دستور می‌دهد. با من حرف می‌زند. مرا مخاطب قرار می‌دهد و این روز عید من است. از این‌روجشنی می‌گیرد، عدّه‌ای را دعوت کرده، پذیرایی می‌کند و شیرینی می‌دهد. مردم می‌پرسند چه جشنی است؟ می‌گوید جشن تشریف است نه تکلیف. من مشرّف شدم نه مکلّف؛ چون کُلفتی (سختی) نیست، شرافت است. موفق باشید

29626
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: خدا قوت. حقیر مشغول مطالعه کتاب جایگاه تاریخی حادثه ها هستم سوالی برای بنده پیش اومده که می‌پرسم: در دوران خفقان ۲۰ ساله معاویه حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشغول کادر سازی و تربیت نیرو بودند یا خیر؟ اگر نبودند آیا شرایطشان اجازه این کار را نمی‌داد؟ و اگر این کار را میکردند چرا در سال ۶۱ تعداد یاران حضرت آنقدر کم بود؟ اگر بفرمایید مردم به ایشان اقبال نداشتند عرض می‌کنم که چرا یاران حضرت تلاش نکردند هرچقدر که می‌توانند حضرت را بشناسانند؟ بهتر نبود با هدف مقدسی که حضرت سیدالشهدا داشتند؛ در دوران معاویه خودشان یا اطرافیانشان برای دوران بعد معاویه نیرو و یار تربیت میکردند؟ این سوال درباره اصحاب حضرت هم هست؛ چرا که فرمودید یاران حضرت در دوران معاویه خوب خون دل خوردند که توانستند در سال ۶۱ به موقع عمل کنند؛ خب چرا در آن ۲۰ سال مشغول تربیت نیرو نشدند؟ ۲۰ سال فرصت کمی نیست. نوع جوانان در سن ۱۵ ۱۶ آماده اند برای تربیت صحیح؛ خب اگر درست برنامه ریزی می‌شد در طی این ۲۰ سال چه تعداد جوانان سلحشور که می‌شد تربیت کرد. آیا شرایط این کار هم فراهم نبود؟ مگر ما اعتقاد نداریم که انسان مسلمان لحظه ای بی کار نمی‌نشیند؟ اینکه جو آن ۲۰ساله جوری بوده که انقلابی ها در خفقان بودند درست اما بنظر حقیر کمترین کاری که از دست اصحاب حضرت برمی آمد تربیت نیرو و کادر سازی است؛ حالا اصحاب حضرت این کار را کردند یا نه؟ اگر نه چرا مشغول این کار نشدند؟ البته بنده خاک پای اصحاب حضرت هستم فقط سوالی پیش آمده بود که پرسیدم. ببخشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آنچنان شرایط از طریق امویان به هم ریخته بود و قبیله‌گرایی به جامعه برگشته بود، که حتی اکثر مردم مدینه، اهل‌البیت را کم‌تر از بنی‌العباس پذیرفته بودند. علامه‌ی طباطبایی با آوردن یک نمونه در نشان‌دادن آن فضا بسیار به ما کمک کرده‌اند که حضرت امام حسین «علیه‌السلام» بعد از شهادت امام حسن «علیه‌السلام» در مسجد مدینه نشسته بودند و ابن‌عباس هم در کنار حضرت بود. شخصی آمد تا مسئله‌ی خود را از ابن‌عباس بپرسد. ابن‌عباس به احترام امام حسین «علیه السلام» جواب سؤال طرف را به آن حضرت ارجاع دادند. سؤال‌کننده با عصبانیت گفت من که از ایشان نمی‌خواهم، از شما می‌خواهم. یعنی تا این حدّ اهل‌البیت «علیهم‌السلام» در انزوا بودند. و به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی حتی یک روایت فقهی  در ده ساله امامت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» از ایشان نداریم. «توخود حدیث مفصل بخوان از این مجمل». عظمت زمان‌شناسیِ حضرت در آن‌جا است که تشخیص دادند چگونه و چه موقع شرایط را آن‌چنان تغییر دهند که چیزی نگذشت و ۴۰۰۰ عالِم از جهان اسلام به حضرت صادق «علیه‌السلام» رجوع کردند. موفق باشید

29281

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: علما اهل فن و دیگر دوستان میگن آخرزمان هست و امتحان شدید الهی و... ما و اجدادمون در طول تاریخ که جز بدبختی و دویدن دنبال یه لقمه نون کاری نداشته و نداریم. پس این امتحان که میگن چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که امروز این تشیع است که می‌تواند معنای زندگی را در جهان نیهیلیسم زده به ما عطا کند، بهترین برکتی است که در امتحانِ دوران شکست نخورده‌ایم. موفق باشید

27735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه در کتاب آداب نماز امام خمینی (ره) حاصل بهشت اسماء را اسماء و حاصل بهشت ذات، لقای الهی بیان شده است، آیا لقا یا رویت الهی همان شهود و باطن عالم است که مربوط به مرحله تجلیات ذاتیه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم چنین است. ولی شهود، نیز مراتب دارد. ابتدا، شهودِ فعل است و انتها، شهودِ ذات. که در شرح «فصّ شیثی» بدان پرداخته شده است. موفق باشید

27508
متن پرسش
سلام علیکم: در چند وقت اخیر بسیاری از افراد انقلابی اوایل پیروزی نهضت که الان خود را پشیمان از آن رویه می دانند و علی الظاهر می گویند باید اصلاحات ساختاری بشود، شروع به بحثی کرده اند که نظام نیازمند تحول و تغییر اساسی است. خداقلش این است که باید اختیارات رهبری مشخص و محدود بشود و اگر هم بشود که اصلا ولایت فقیه را در ریاست جمهوری مستحل کنیم که با رای مستقیم مردم انتخاب شود، عالی است. و خب مدعی اند اینگونه اختیارات فرا قانونی هم کاهش می یابد و اصلا رهبری مستقیما منتخب ملت می شود. به عقیده ام روزی که چنین اتفاقی بیافتد و رقم بخورد، روز مرگ انقلاب و جمهوری اسلامی و تمام راهی است که در این چهل و یکسال آمدیم و رسما این روند، نشان می دهد ما هم بی جهت مدعی تمدنی ماورای مدرنیته و در برابر لیبرال دموکراسی بودیم و نهایتا در همان چهارچوب حالا با کمی ملاحظات فقهی حاضر شدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که متوجه شده‌اید. آری! باید تغییراتی در ساختارها بشود و مثلاً نظام آموزشیِ ما و یا اقتصادِ ما بند نافش را از نظام نئولیبرالیسمِ غرب بِبُرد و خودش مطابق این تاریخ و این جهان فکر کند و اتفاقاً با حضور روحی که ولایت فقیه در آن حاضر است، نتیجه می‌گیریم، وگرنه باز گرفتاری و سرگردانیِ تاریخیِ ما توسط روشنفکران تحت تأثیر غرب ادامه می‌یابد. موفق باشید 

27422
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد: در رابطه با مبرا بودن خداوند و نفس ناطقه از چیستی و هستی مطلق بودن آیا می توان گفت که چیستی بقیه مخلوقات بخاطر درجه وجودی پائین‌ترشان است!؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالَم را «وجود» پر کرده با شدت و ضعف در ظهور، حال این ظهور است که در مجالی و ممکن‌الوجودهای مختلف به ظهور می‌آید و «چیستی» معنا پیدا می‌کند. موفق باشید

27078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تبریک اعیاد: آیا می توان گفت دجال یا اعور یک چشم همان عقل مدرن چهارم تجدد است که با تک ساختی بودن یا تقلیل همه ساحات وجودی موجب حجاب بسیار عظیم و عمیق شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینیِ عزیز «رحمت‌اللّه‌علیه» متوجه‌ی این امر شده بودند. آری! چشمِ عقل مدرن یک چشم بیشتر نیست. موفق باشید

27025

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: لطفا یه شرحی برای دعای صباح منظور فرمائید بنطر می رسد ترجمه ای این دعا چندان گویای مضامین نمی باشد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در دو جلسه‌ در بحث «شرح مقالات» در شرح دعای صباح شده است. موفق باشید

24341
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. در مورد بحث کردن با دیگران سوالی داشتم. بنده آدم حاضر جواب و اهل بحثی هستم و زمانی که جایی بحث عقیدتی، فلسفی،... می‌شود و بنده حاضرم، در اکثر مواقع کسی که بیشتر از همه صحبت میکنه منم و در نهایت دیگران رو قانع می‌کنم. اما مشکلی که برای بنده در زمان بحث پیش میاد اینه که دچار غفلت از یاد خدا میشم و با فکر خودم فکر می‌کنم (نمیدونم چجوری بگم یه‌جورایی از لحظه حال خارج میشم و با ذهنم فکر می‌کنم) یعنی اولش این طور نیستا، اول بحث با یاد خدا وارد میشم و بعد کم‌کم با سوالات و صحبت‌های دیگران و مخصوصا مخالفت انها خودم رو غرق بحث می‌کنم و میرم ببینم که مشکل از کجاس و اینجاس که از خدا غافل میشم و بعد هم با پشیمونی دوباره برمی گردم پیش خدا. نمیدونم مشکل چیه و چطور باید حلش کرد؟ در واقع نمیدونم چطور باید برای خدا حرف زد و همیشه حرف زدن یه اتفاق سنگین بوده برای من که بعد از اون کاملا منو به هم ریخته و معمولا عصبی و پشیمون میشم و تمرکزم رو بعدش از دست میدم و فکرم درگیرش میمونه و تا زمانی که حالم خوب بشه احساس می‌کنم توی برزخم. آیا اگر بحثی باشد و بنده هم جوابی داشته باشم اما بدانم هنوز این نقطه ضعف را دارم و از اتفاق نیفتادن آن مطمئن نباشم و حتی اگر کسی مخاطبش بنده باشم آیا می‌توانم حرفش را بدون جواب بگذارم؟ در واقع قصد دارم تا این مشکل رو حل نکردم وارد هیچ بحثی نشم لطفا راهنماییم کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا بحث نباید حالت جدال به خود بگیرد. ثانیا سعی کنید در حین بحث خدا مطالب را بر زبان شما جاری کند؛ لازمه‌ی این کار دل سپردن به حضرت ربّ‌العالمین است. موفق باشید

23917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب استاد این بحث با دیگری و مطالب امانوئل انسان را یاد شعر معروف سعدی که بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش همه از یک گوهرند/ تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی / می اندازد و آن نکته ای که شهید مطهری بیان می کند که اصل این شعر از حدیث پیامبر است که می فرماید مومنین چنین اند یعنی در پرتو ایمان می توان درک از دیگری داشت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. به همین جهت ما می‌توانیم با آن‌هایی که متوجه شده‌اند در دنیای جدید باید «دیگری» را نیز مدّ نظر قرار داد؛ هم‌سخن و هم‌نگاه گردیم. موفق باشید

23509
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: حدود یکسال پیش کتاب از برهان تا عرفان را همراه با صوت مطالعه کردم و انگیزه و شور زیادی پیدا کردم. حدود دو هفته پیش نمی دانم یک مسئله ای برایم پیش اومد و دوباره کتاب را خواندم و در قاعده «کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الا ما بالذات» عین شوروی و عین تری را می توانم تصور کنم و عقلم هم قانع می‌شود ولی در مسئله عین وجود که ذاتاً وجود است و هیچ درجه از وجود نیست که نداشته باشد، هر کاری می کنم نمی توانم تصور صحیحی داشته باشم و عقلم هم قانع نمی شود به نظر شما مشکل کجا است و راه حلش چیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعاتی که به صورت بدیهی روشن است مگر باید با فکر به‌دست آورد؟ این مثل آن است که بخواهیم از درون آب‌ها، به دنبالِ عین تری بگردیم. در حالی‌که همین آب‌ها عین تری است. مگر جز این است که عین وجود، همین وجودها است، و همه‌ی درجه‌ی وجود در همین عین وجود، وجود دارد؟ موفق باشید

23271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز و گرامی: چند مطلب رو می خواستم از شما راهنمایی بگیرم مطلب اول: من برای بحث بندگی در دنیا و شناخت معرفت خداوند و ائمه نمی دانم از کجا باید شروع کنم مثلاً چند وقت کتاب های آقای پناهیان یا اساتید دیگر را می خوانم و ول می کنم می روم سراغ استاد دیگری و همین منوال ادامه دارد تا اینکه الان سنم سی و پنج شش سال رسیده است و هنوز هم آن استاد راهنمای خودم را پیدا نکرده ام، نمی دانم از چه کسی از کجا از کدام کتاب و از چه مرحله ای باید شروع کنم؟ مطلب دوم: متاسفانه به یک گناه خیلی بد عادت کرده ام و نمی توانم آن را ترک کنم و آن هم گناه چشم است هر از گاهی می‌گویم امروز و فردا توبه می کنم چند بار هم حتی قسم خوردم اما باز هم بعد از یک ماه ۲۰ روز یا یک هفته باز دوباره به سراغ اینترنت می‌روم و دنبال سایت های مستهجن هستم. یک دفعه هم می‌گویم این آخرین بارم است که نگاه می کنم اما باز هم آن را تکرار می کنم نمی دانم چگونه باید آن را ترک کنم تا جایی شده است که حتی به خانمهای محجبه هم در بیرون نگاه می کنم. چشمم تمام بدن آنها را رصد می‌کنم تا بتوانم آن ها را به شکل هایی که در سایت های مستهجن هستند ببینم. متاهل هستم اما باز هم به دنبال این مسائل می روم و خودم هم از این کار خیلی ناراحتم. چند بار دنبال این بودم که بروم زن صیغه ای گیر بیاورم تا کمی این آتشم خاموش شود اما ترسیدم از اینکه خدایی نکرده هم آبروریزی شود و هم اینکه خانومم بفهمد زندگیم سیاه می شود. از شما استاد عزیز تقاضای کمک دارم. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید راه رجوع به حضرت ربّ را پیدا کنید و با قدم‌گذاشتن در آن راه، خود را بیابید؛ این نوع امیال وَهمی از قدرت و حاکمیت فرو می‌افتد. پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید و سپس به سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست، مشغول شوید. موفق باشید

22887
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: یه حدیث ذهنم رو درگیر کرده به این مضمون؛ علم یه نقطه است جاهلان زیادش کردند. تفسیر مناسبی در این مورد ندیدم. از طرفی بنده نمی خوام علم لاینفع داشته باشم و رشته تحصیلیم مهندسی برق هست و در کنارش حوزه هم می خونم تا بتونم ان شاءلله بین این دو علمی که تا حدودی دارم ارتباطی ان شاءلله بیابم و به این حدیث برخوردم. میشه کمکم کنید یه تفسیر محکم ازش می خواستم. ممنون از لطفتون. یا زهرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به حقیقتِ وحدانی، نظر به علیم است و این غیر از فعالیت‌هایی است که تحت عنوان علوم تجربی جهت امور زندگی دنیایی پیش می‌آید. آری! در این علوم نیز باید نظم طبیعیِ طبیعت خدادادی را حفظ کرد و تکنیکی به‌وجود نیاورد که عامل تخریب طبیعت شود. موفق باشید

22453
متن پرسش
سلام: حضرت امام فرمودند ما باید این انقلاب را به سایر بلاد صادر کنیم. حالا سوال این است با توجه به این موارد: بانکداری ربوی، تضعیف حقوق محرومان، شکاف طبقاتی، برباد دادن محیط زیست، اختلاس و چپاول بیت المال توسط مسئولین، عدم کارایی مسئولین رده بالا، تبعیض در بین اقشار مردم از بیت المال، حساب ویژه آقازاده ها از بیت المال و بلوکه کردن آن در خارج از کشور و.... آیا این انقلاب نیاز به انقلابی دیگر ندارد و ما چه چیز از این انتقلاب را باید صادر کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون انقلاب اسلامی حقیقتی دارد ماوراء این ضعف‌ها؛ می‌تواند حساسیت لازم را نشان دهد، وگرنه مثل سایر حکومت‌های دنیا هضمِ این چپاول‌ها می‌شد. آری! چون معده‌ی انقلاب سالم است، این نوع غذاهای مسموم را بیرون می‌ریزد و این‌هم به جهت نورِ ولایت فقیه است وگرنه دولت‌ها به خودی خود هضم این نوع چپاول‌ها می‌شدند. موفق باشید

21885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار و گرامی: خسته نباشید و امیدوارم خداوند بهتون سلامتی و طول عمر بده، استاد فرموده بودین که سعی کنین که نفس رو متوجه عالم غیب کنین تا بدانید در عالم برتر از این عالم چه خبر است، استاد این اتفاق بنظر واقعا شیرین میاد و حس میشه باعث انقطاع مطلوب از عالم ماده بشه و همچنین شاید باعث ایجاد یقین بشه، ولی از طرفی هم دست یافتن به همچین امری بسیار بسیار سخت مشکل بنظر میاد، لااقل در مورد بنده، حس می کنم هر کار می کنم اصلا منو راه نمیدن، بعضی وقتا حس می کنم اعمالم مثل تیری هست که به سنگ میخوره انگار اصلا راهی نداره، نه اینکه هدف از بندگی این باشه اما اینم شاید نشان از اجازه دادن برای فهمیدن سر الهی باشه و نوعی لیاقت باشه، کلا پیش میاد که آدم از عالم ماده خسته بشه و دوس داشته باشه با عالم بالا مرتبط باشه و شاید ایجاد شوق و نشاط بندگی کند، اما اصلا راه داده نمیشه و همچنان در حسرت این ارتباط هستم و به حال افرادی که اجازه و رخصت دارن غبطه میخورم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالعه‌ی کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «فعلیت‌یافتن باورهای دینی» همراه با شرح صوتی آن دو کتاب، راه‌گشاست. موفق باشید

21087
متن پرسش
سلام در کتاب معاد جمله ای نوشتید: «موجود برزخی فعلیت محض و صورت محض با حدود و مقدار معین است.» مگر در برزخ حد و مقدار معنی دارد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: معاد جسمانی یعنی هر عملی صورت معینی دارد مثل صورت‌های ذهنی انسان که در عین مجردبودن، محدودیت و شکل دارد. موفق باشید

18944
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: 1. شنیدم که آقای هاشم می گفته: «در یک لحظه بینهایت علوم بر من وارد می شود.» خود بنده قبلا معنویتم خوب تر بود گاهی یه آیه ای نگاه کردم یا خواندم معارف خوبی در قلبم وارد شد، در حالی که علم الانم بیشتر است پس چرا الان با نگاه آیات قلبم پر از معرفت و تفسیر آن نمی شود من سعی کردم خودم را در مسیر معنوی حفظ کنم پس چرا الان این جورم؟ 2. طبق جمله آقای حداد که عرض شد، آیا ما هم می توانیم به آن مقام برسیم در این شرایط؟ 3. راز ورود این همه علم به قلب ایشان چیست؟ 4. بنده قبلا حالاتم بهتر بود ولی الان آن حالات قبلی را ندارم شاید دلیلش این باشد که قبلا بیشتر عبادت مد نظرم بود تا مطالعه، آیا بهتر است به امید برگشت به حالات قبلی محور اصلی و تمرکزم روی ذکر و ارتباط باشد تا مطالعه؟ پس چه کنم برگردم؟ 5. آیا این برای همه است که ابتدا در مسیر سلوکی حالات خوب است بعد می روند و مثلا 30 دیگر می آیند؟ 6. استاد اگر بشود جواب سوال 18905 را بدهید. ممنون جواب این را روی سایت بفرستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر در آن حالت متوقف می‌شدید که زمینه‌ی ظهور فیوضات بعدی فراهم نمی‌شد 2- حتماً 3- توحید 4- یک ذکر «لا إله إلاّ اللّه» با معرفت لازم از هزار ذکر با معرفت ضعیف برتر است 5- بلی! مگر آن‌که عبادات انسان فقط در حدّ ظاهر و غالب باشد 6- آن سؤال این‌طور جواب داده شد: 18905- باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با او رفیق باشید و برایش خرج هم بکنید و گرنه بعدا پشیمان خواهید شد. وقتی با نیت الهی این کار انجام شود، مشکلی در حضور قلب ایجاد نمی‌گردد. موفق باشید بنا نشد که ما یک سؤال را چند بار جواب دهیم!! موفق باشید

18857
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد گرامی: در برهان صدیقین گفته شد که موجودات تجلی وجود مطلق و عین ربط به او هستند. به بیان دیگر همان حقیقت اند اما به نازله. در کتاب خویشتن پنهان در قسمت رابطه روح انسانی با خدا فرمودید خداوند به آن معنا روح ندارد و نسبت دادن روح انسان به خود به جهت شرافت است. حال اگر وجود انسان نازله وجود خداوند است جه ایرادی دارد بگوییم نفس یا روح نازله روح خداوند است؟ تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که وقتی گفته می‌شود خدا روح دارد در ذهن می‌آید که پس جسمی هم باید داشته باشد. لذا معنا ندارد که برای خدا بگوییم روح دارد، ولی اشکال ندارد بگوییم باطنِ هر روحی و باطن هر مخلوقی حضرت حق می‌باشد. موفق باشید

30246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: وقت بخیر، دو تا سوال دارم، یکی اینکه ما قبلا یک دوره ای در رابطه با فرق و ادیان گذروندیم که می‌گفت تمام عقاید و اعمال صوفی ها رد شده و باطل، الان شما در سوالات گذشته برخی رو بر حق دانسته و من در مورد منش و راه شما دچار تردید شدم و تنها ملاک شما این هست که هر کسی با انقلاب مشکلی نداره، پس راه و روش برحقی داره، البته دوره ما زیر نظر یکی از علمای دین و با اساتید مجرب و با مستندات بود. الان بنده را از موضع گیری خود مطلع کنید. سوال دوم اینکه در حدیث یابن جندب، جایی گفته مومن تنهاست و جایی میگه باید با همه مانوس باشه و گرنه خیری در آن نیست. آیا این تضاد نداره و اینکه من آدمی هستم که تمام تلاش خود را برای فروتنی انجام دادم ولی کسی دوست نداره با من معاشرتی داشته باشه، حتی من به قدیمی ترین دوستانم تماس گرفتم یا با پیام جویای حال اونها شدم ولی بقیه نه، حتی ارحام هم همینطور، آیا این خواست خداست که بعضی آدمها تنها اند یا مورد دیگری هست یا اینکه خدا می‌خواهد آدم مشغول بقیه باشه. تشکر از وقتی که می‌گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چگونه می‌توان گفت تمام عقاید و اعمال صوفیه باطل است؟ تا قبل از سال ۱۳۴۰ حتی حضرت امام را به عنوان آقا روح الله صوفی می‌گفتند. ۲. از یک طرف مؤمن، نباید به دنبال خودنمایی و شهرت باشد و از طرف دیگر مؤمن باید اهل الفت باشد. موفق باشید

29766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
پیرو سوالهای شماره : 29685 ، 29670 ، 29749 سلام خدمت همه عزیزان و استاد محترم: کاش این امکان فراهم می شد که رو در رو حداقل بشکل مجازی با عزیزانی که این پرسش ها را مطرح کرده اند، بحث و گفتگو شود. جدای از تبیین نقش علوم پزشکی و رفع اتهام از پزشکان، از برخی از این سوءتفاهم ها که به نظر من شاید منجر به وهن دین نیز شود، جلوگیری کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چگونه این گفتگو می‌تواند شکل بگیرد. در سایت جدید، زیرساخت‌هایی جهت این امر فکر شده. ولی در حال حاضر شاید عزیزان بتوانند با طرح نظریات خود در همین قسمت، گفتگوی متقابلی شکل بدهند. موفق باشید

27420
متن پرسش
سلام استاد جان: در جواب اینهایی که همه مشکلات کشور را به رهبر نسبت می دهند و می گویند طبق قانون اساسی رهبر با این همه اختیاراتی که دارد مثلا رئیس قوه قضاییه را خودش تعیین می کند پس چرا این همه فساد هست اصلا این همه فساد و پارتی بازی و بی عدالتی در ارگان های دولتی هست اگه قوه قضاییه برخورد قهریه محکمی می کرد آیا وضع کشور این چنین بود چه چور از رهبر عزیزمون دفاع کنیم استاد این همه فساد مقصرش کیه قوه مجریه مقننه یا قضاییه یا همگی؟ رهبر چطوری می تونه جلوشون رو بگیره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حاکمیت حضرت علی «علیه‌السلام» هم عده‌ای در انحراف بودند، حضرت هم در حدّ خود اقدام می‌کردند ولی مردم، خودشان باید اصلاح شوند. فرق نظام اسلامی با نظام شاهنشاهی آن است که در آن نظام، حاکمان فاسد بودند، پس مردم باید خودشان در اصلاح جامعه بکوشند وقتی حاکمان مانع اصلاح جامعه نیستند وگرنه اگر امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» هم حاکم باشند برای اصلاح جامعه کافی نیست. موفق باشید

26607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: توصیه و دستوراتی برای ماه شریف رجب نسبت به حال این حقیر سرا پا گناه دارید استاد؟ در این ماه دعایمان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نحوه‌‌ی بودن خود که عین اتصال به بودنِ حق است فکر کنید. جزوه‌ی «در جستجوی عشق» مربوط به بودنی که در یادمان هویزه انسان احساس می‌کند را در پیام‌رسان سروش ارسال کردم. موفق باشید

25925

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید تذکر دادن به خانمایی که روسریشون رو تو خیابون کامل انداخته اند دور گردنشون، کار درستیه؟ برخیشون شروع میکنن به داد زدن و فحش دادن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر شرایط مساعد باشد خوب است از سر دلسوزی به آن‌ها تذکر داده شود ولی درگیری صلاح نیست. موفق باشید

 

 

24926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرمودید «برای آزاد شدن از زمان، وقتی نماز می‌خوانید سعی کنید خود را در عالم برزخ احساس کنید.» دقیقاً چگونه باید این کار را بکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عالم انسان دینی» در این مورد تذکراتی را با شما در میان می‌گذارد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

نمایش چاپی