بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30386
متن پرسش
سلام و تبریک ایام خدمت استاد عزیز: ببخشید استاد، میشه واژه سوبژه و اوبژه رو که توی کتابهاتون آوردید به زبان ساده برام بیان کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رفقا بعضاً همین سؤال را داشتند، عیناً جوابی که تهیه شده، خدمتتان ارسال می‌شود:

1- اگزیستانس: حالت حضوری و وجودی که انسان خود را در جهان احساس نماید، وجهِ اگزیستانس اوست. مثل آن‌که انسان خود را در حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی احساس کند، نه آن‌که به عنوان یک باور دینی در کنار انقلاب اسلامی باشد.

2- اُبژه کردن یک چیز یعنی آن را به عنوان یک واقعیت در بیرون از ذهن مدّ نظر قراردادن. و سوبژه کردن یعنی آن‌که موضوع را در ذهن مدّ نظر قرار دهیم. وحدت وجود حالتی است که انسان خود را در همه‌ی هستی می‌یابد. بنابراین بحث سوبژه و ابژه دیگر در میان نیست، بلکه بودِ او عین حضور در خارج و عین یافتی است که به یک معنا در ذهن است، ولی دیگر همه‌ی بودِ او آن موضوع را فهم می‌کند، نه آن‌که در ذهن خود آن را مدّ نظر قرار دهد.

3- متافیزیک‌کردن یک موضوع یعنی آن را به صورت مفهومی درآوردن، به جای آن‌که خود را با آن واقعیت یگانه کند.

4- سکولاریسم، نگاهی است که انسان پدیده‌ها را صرفاً با نگاه مادی و غیر قدسی بنگرد.

5- دازاین، نحوه‌ی بودن انسان است در جهان به همان معنایی که اگزیستانس خود را مدّ نظر قرار دهد به جای آن‌که خود را یک چیز و جهان را چیز دیگر بداند.

6- بروکراتیک کردن یعنی موضوع را گرفتار نظام اداری قراردادن.

7- رئالیسم یعنی به واقعیت موضوع نظر داشتن.

8- هرمنوتیک، نگاهی است که انسان با نظر به هر متنی، سعی دارد روح تاریخی که آن متن یا آن فرد را فرا گرفته است، مدّ نظر قرار دهد هرچند ممکن است آن روح تاریخی تماماً در الفاظ نیاید ولی نگاه هرمنوتیکی سعی می‌کند روحی که منجر به آن حرکات و آن الفاظ شده است، مدّ نظر قرار دهد.

9- پوزیتیویسم، نگاهِ حسّی‌گرا و تجربی‌گرا می‌باشد.

موفق باشید

29960
متن پرسش
با سلام استاد: عذرمیخام ولی پیرامون بحث زن اینکه بالاترین جهاد زن خوب شوهرداری صحیح و بجا ولی آیا در جامعه ای که هنوز انتخاب همسر بیشتر توسط آقایان و خانواده هاشون هست و ملاکهای انتخاب دختر هنوز مادی هست آیا میشه از خانمی که آزادانه و با طیب خاطر همسر انتخاب نکرده توقع اطاعت از شوهر داشت، جایی از یک بزرگی شنیدم سخت ترین کار زن بودن است. استاد این دقیقا صحیحه متاسفانه به اسم اینکه زنان نباید حساس باشن لطافت زنان هم داره از دست میره
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به این فکر کرد که زنان از نظر تکوینی خداوند برای آن‌ها امکاناتی را قرار داده که تازه با اطاعت از همسران‌شان به ظهور می‌آیند و عملاً نتیجه‌ای که آن‌ها می‌خواهند به جهت حکومت عواطف زنان، پیش می‌آید. متأسفانه جهان مدرن در فضای «اراده‌ی معطوف به قدرت» به جای «اراده‌ی معطوف به حقیقت» نقش روحیه‌ی عاطفی زنان را به حاشیه برده است و در این رابطه اتفاقاً توانایی آن‌ها کم شده است که سعی می‌کنند با به‌دست‌آرودنِ قدرت و ثروت، خود را تثبیت کنند. موفق باشید   

29389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: حضرت حافظ در غزل ۲۸۶ در بیت دوم می فرمایند: گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش اشاره جناب حافظ به چه نوعی سخت کوشی است و چرا جهان از روی طبع برای مردم سخت کوش سخت می‌گردد؟ و همچنین اگر می‌شود بر سر ما شاگردان خرد منت بگذارید و شرح این غزل را هم به مجموعه ی شرح غرلیات سایت بیافزایید. دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمان سخت‌کوش وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جناب حافظ می‌فرمایند جهان را نباید برای خود تنگ و تاریک کرد، وقتی که می‌توان در جهانِ گشوده‌ی رحمت الهی خود را درک کرد. زیرا این طبیعی است که اگر کسی جهان را برای خود تنگ کند و برای به‌دست‌آوردن آرزوهای دنیایی تلاش‌های طاقت‌فرسا بنماید، جهان نیز برای او سخت و تنگ می‌شود. ۲. إن‌شاءالله فرصتی پیش آید در خدمت هستیم. موفق باشید

29140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض احترام خدمت استاد طاهرزاده: استاد ببخشید خواندن کتاب کشکول علوم غریبه شیخ بهایی را صلاح می‌دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «کشکول» کتاب خوبی است ولی بنده از «علوم غریبه» چیزی سر در نمی‌آورم. موفق باشید

29077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: بنده نوجوانی ۱۸ ساله هستم و بخشی از آثارتون رو مطالعه کردم و فهمیدم که نسل جوان با این نوع مباحث سیراب میشه و خودش رو در عالم دیگری حس می‌کند. با اینکه در حدی نیستم که نظر بدم ولی به عقیده من اگه گروه فرهنگی المیزان تو بحث رسانه و کار هنری فعالیتش رو بیشتر کنه جوان های بیشتری به این نوع مباحث گرایش پیدا میکنن. به مدیر کانال لب المیزان تو ایتا هم گفتم که اگه مثلا عکس نوشته ها و کلیپ های کوتاه و تاثیر گذار از جملات ناب استاد طاهرزاده درست بشه و تو کانال های ایشون قرار داده بشه خیلی تاثیر گذاره. ایشون فرمودن کسی رو نداریم تو این زمینه وقت بگذاره. خواستم اگه میشه ما بتونیم تو این زمینه ها کمکی کنیم، دریغ نمی‌کنیم. حقیقتا حیفم میاد اساتید عمیق و معظمی چون شما برای نسل جوان که تشنه معارف حقیقی اهل بیت هستن، گمنام بمونید و از مباحث شما استفاده نکنن. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا کانال «مطالب ویژه» را در همین رابطه به‌وجود آورده‌اند. بد نیست نظری به آن بزنید @matalebevijeh موفق باشید

28981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: شخصی است چند وقت در شهر ما ادعا کرده که فقط باید هر چه می‌خواهیم از خدا بخواهیم دیکه لازم نیست ادم بره در خونه هر استادی که شخصیتش رو هم کم و زیاد کنه و خدایی که ارحم الراحمین هست، انقدر مهربونه که نمیخواد بنده اش رو ناراحت کند و در تحیر بگذارد بلکه اگر از خدا بخواهیم خود خدا استاد سلوکی را برای ما قرار می‌دهد جلوی راه ما و بسیاری از افراد از این طریق به شخصیت این فرد آشنا شده اند و حتی تلفن زدن این شخص به افراد و تذکر دادن که در آینده چه اتفاقی برای تو رخ می دهد و خیلی چیز ها آیا می‌توان به صرف این ادعا و چنین پیشگویی ها و حتی سیر دادن انسان در برزخ به این افراد گرایش پیدا کرد؟ ۱. از کجا صحت چنین ادعایی برای ما روشن می‌شود که بفهمیم این شخص به حق هست یا نه؟ ۲. اصلا این گونه می‌توان استاد سلوکی برای خودش انتخاب کند و به آن اعتماد کند؟ ۳. آیا می‌تواند شیطان هم این حالات را در انسان ایجاد کند و منشاش شیطان باشد؟ در آخر این شخص می‌گوید در سلوک فردی من استادم و سلوک فردی و اجتماعی را دو راه متفاوت از هم می‌داند در ضمن امام و آقا را هم قبول دارد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه برای انسان اصیل است عبودیت است نه آن نوع توانایی‌هایی که شیطان هم بعضاً دارا می‌باشد. بالاخره ما باید برای رجوع به قرآن و روایات از عالمان استفاده کنیم. آیا امروزه می‌توان در فهم اصیل قرآن از امثال علامه‌ی طباطبایی مستغنی باشیم؟ موفق باشید

28957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم سوال یکی از دوستان می‌باشد. بنده به لطف الهی حالات خوب معنوی داشتم و خوابهای خوب و حالات خوش عرفانی گه گاهی از رحمت خدا نصیبم می‌شد ولی سال گذشته در سفر اربعین بعد از خوردن غذای موکب های بین راه متوجه شدم دیگر آن حالات را از دست داده ام لطفا بفرمایید چکار باید بکنم تا دوباره آن حالات معنوی را بدست آورم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ربطی به غذای موکب‌ها ندارد. به هر حال احوالی است که می‌آید و می‌رود. سعی باید بکنند با تأمّل در معارف اسلامی به‌خصوص تفسیر قرآن، روح و روان خود را شکل دهند. موفق باشید

28670
متن پرسش
سلام استاد: در مشاغل سیاسی یا قضایی برای زنان مجبور هستیم برای ارتباط با غیر سخن گاهی زیاد بگوییم و مراقبه زبان خیلی سخت می شود و هم چنین این که بخواهیم با انسان های متقی در ارتباط باشیم فضای شغلی بگونه ای است که بیشتر با انسان های بزهکار و خلافکار در ارتباط هستیم و انسان را از حال و هوای معنوی دور می کند. چطور این مراقبه رو در عین حفظ این مشاغل حفظ کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در این صحنه‌ها از موضع تقوا و وظیفه موجب رشد و بسط انسان می‌شود. «ز آبِ خُرد ماهی خُرد خیزد / نهنگ آن بِه که در دریا ستیزد». موفق باشید

28163
متن پرسش
سلام: دغدغه زندگی بعد از مرگ در حد «لزوم عقلی دفع ضرر محتمل» چه هدفی به من باید بدهد در زندگی ام و چه جور زندگی؟ آیا باید تمام واجبات و تمام محرمات را رعایت کنم؟ مثلا در اعتقادات تا چه اندازه. در اخلاق آیا باید همه صفات رذیله را ترک کنم و تمام فضایل را دارا باشم؟ ( مثلا آیت الله مظاهری اولا مبحث تهذیب نفس را اوجب واجب می دانند و حدود ۴۰ رذیله و ۴۰ فضیلت را بیان نمودند). در احکام متناسب با شرایط زمان و مکان همه ی آن چه که در رساله نوشته شده. یا مثلا تمام آنچه که در کتاب گناهان کبیره (حدود ۷۰ مورد) هست. یا مثلا تمام آن چه که آیت الله مظاهری در رساله ی خود در قسمت مسائل اخلاقی نوشتند. متناسب با مقتضیات. آیا تقوایی که در قرآن هست منظورش همین است (با مراتبش) هدفم باید چی باشد؟ ببینید من تحصیلات حوزوی ندارم ولی یک کم مطالعه کردم و یک مقدار شنیدم ولی بحث انگیزه چیز دیگری است آنچه باعث می شود من یک آدم متوسط الحال و متعارف صبح از خواب بلند شوم و دو رکعت نماز بخوانم حداقل برای خوم اگر بخواهم خودم را گول نزنم چیزی جز ترس از مواخذه و حساب و کتاب نیست (خوانده ام و شنیده ام کمال مطلق خواهی را، قرب به خدا را، کمال و سعادت و شدت یافتن وجودی را و بهشت و جوا ر رحمت الهی را و...) ولی نمی دانم شاید چون حد و اندازه ام این قدها نیست این حرف ها (حداقل فعلا) تکانم نمی دهد. حالا سوال بنده این است هدفم را چی قرار بدهم (از قرآن بلدم مراتب طولی اهداف رحمت، عبودیت و آزمایش را)؟ تا به قد و قواره ی یک آدم متعارف بخورد و از آن طرف چه جوری رفتار کنم؟ آیا مثلا هدف «نجات» کافی است یا باید همراه با خواستن رفتن به بهشت (یا بهشتی شدن باشد) آیا مثلا فرضا اگر تمام اعمال را انجام بدهم ولی یکی از این ۴۰ صفت رذیله (مثلا تکبر، غرور، حب دنیا عجب، حسادت...) در من فعال باشم باز معذب هستم؟ یا مثلا اگر همه واجبات را انجام دادم ولی مثلا یک بار در عمرم دروغ گفتم و توبه نکردم باز باید عکس العمل فعلم را ببینم؟ آیا تا از تمام رذایل پاک نشویم می توانیم برویم بهشت یا بهشتی شویم یا شرط بهشت چیست؟ (قلب سلیم) تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت از پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» داریم: «بُعثت علی الشریعة السمحة السهلة» من بر دینی آرام و نرم مبعوث شدم، نه دینی که در آن سخت‌گیری باشد. به همان معنایی که در جای دیگر می‌فرمایند: «لم یرسلنی اللّه بالرهبانیة ولکن بَعَثَنی بالحنیفیة السهلة السمحة» خداوند مرا برای دین رهبانی و گوشه‌نشینی و فرار از فعالیت‌های اجتماعی ارسال نکرده است، لکن مرا برای دینی که در آن سخت‌گیری نیست مبعوث کرده.

26534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در پرسش و پاسخ، ۲۶۵۲۴ فرمودید که با ریختن ابهت استکبار و ارتجاع، جهت کلی افراد تغییر می یابد. منظورتان از ارتجاع، جریاناتی مثل انجمن حجتیه و یمانی ها و تشیع انگلیسی و حکام سعودی و سلفی ها است که جلوه اسلام التقاطی و تحجر را نشان می دهند یا منظورتان مطلب و چیز دیگری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور جریان سلفی‌گری و آل سعود است به همان صورتی که سؤال‌کننده‌ی محترم شماره‌ی ۲۶۵۳۲ متذکر شدند. موفق باشید

25927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: اگر ایران امروز نه توسعه یافته است و نه سنتی و اگر بپذیریم که توسعه یافتگی عقلی متناسب با خود می خواهد. لاجرم در ارائه الگو برای تاریخ امروزمان به تفکری ذوعالمین اشاره داریم و پیشنهاد به حضور عالمانی می دهیم که دو عالم را درک کرده اند هم از سنت بهره دارند و هم درصدد درک مدرنیته هستند. فارغ از اینکه این گزاره اصولا محال است یا نه ما بیشتر دل به افراد داریم و انگار هنوز بهترین مدل ارائه را مدل دفاع مقدس می دانیم که جوان مومن انقلابی بتواند کاری کند. اما چند مدتی ست که ساختار و مشکلاتش من را درگیر کرده است، آیا مشکلات ساختاری ما که از توسعه نیافتگی برآمده است با فرد ولو با فرض فوق قابل حل است؟ سخنانی امروز در باب نئوصدرایی می شنویم چقدر باید جدی گرفت؟ نسبت ما با صدرا امروز چگونه باید باشد؟ مدل حکومتی وجود اندیش چیست؟ ببخشید که سوالی درخور شما نپرسیدم اما واقعا درگیرم، اگر چنانچه سوالات حقیر را محقر دانستید پاسخ ندهید نمی خواهم وقت گران بهای استاد گرفته شود. تشکر یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه‌تنها بنده، بسیاری در حال حاضر در این مورد فکر کرده‌اند. فکر می‌کنم در چند جبهه باید موضوع را دنبال کرد. پیشنهاد بنده آن است که سری به جزوه‌ی «انقلاب اسلامی؛ طلوعِ جهانی بین دو جهان» بزنید. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید  

25601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. استاد بنده وقتی میخوام روی مسائل معرفت نفس (مثل ۱۰ نکته و فراتر آن که مطرح فرموده بودید) نمیدونم بدلیل بودن و عادت به وهم هست و خیال پراکنده و بیماری یا ضعف وجودی یا ضعف فکر یا. (کلا در عالم ذهن و مقایسه هی گیر می کنم و نمیتونم جمعش کنم) نمیتونم متمرکز بشم و هی در فضایی غبار آلود آشفته میشم و انگار دور خودم می چرخم! و امثال این سوالات که نکنه این بهترین راه نیست، یه وقت داری وقتت رو تلف می کنی مثلا بجای این درس میخوندی یا دنبال استادی که راهنماییت کنه می گشتی یا کتب علمای درقله این زمینه را میخوندی یا با ورود در اجتماع معارف جدید و حضوری را در صحنه واقعیت با تمام جان حس می کردی یا الان واقعا داری بهترین کار رو می کنی؟ نکنه بهترین نباشه ؟و نتونی بهترین فرد باشی و... و این آشفتگی‌ها نه فقط در این مسئله که در موضوعات مختلف پیش میاد و نمودش مثلا در فقه باعث وسواس مانند شاید شده (هی جوانب ماجرا بررسی میشه) و خودم هم احساس بدی نسبت به آن دارم اما نمیتونم بیرون بیام. البته بنده ۴/۵ پیش تصمیم گرفتم قفسه اعتقادیم رو بهم بریزم و مبتنی بر عقل بچینم و حتی آن موقع در اینکه هستم یا نه هم فکر می‌کردم و مثل جهنم برام شده بود البته حالا هم بصورت کلامی این اعتقادات هنوز در بوته نقدن و طلبه شدنم برای حوزه نبود بلکه بستر حوزه را مناسب تردیدم برای پیگیری این مسائل خدمتتون در کوه هم رسیدم و شما افقی بالاتر از ۱۰ نکته را نشان دادید اما هم خیلی خلاصه و مجمل بود هم با این حالاتم و ماندن در مقایسه و عالم ذهن نمی توانم روی آن تمرکز کنم در درس خواندنم هم این مشکلات به شدت تاثیر گذاشته و فکر کن با حل آن درست بشه همچنین یکی از اساتید به روشی که حضرتعالی ارائه می فرمایید نقد وارد می کرد که ارتباط با حضوریات و... با یه باد بهم میخوره، باید اول از لحاظ عقلی شناج بندی صورت بگیره ولی جدای از حرف ایشون بنده وقتی میخوام به مسائل عقلی فکر کنم این آشفتگی ها مانع میشه - همچنین استاد این نگاه های کلامی که الان باید سریع به اسلام معتقد بشی و گرنه می میری و میندازن تو جهنم و بصورت کلامی باید اعتقاد داشته باشی و... که حتی از سوی برخی بزرگان علوم عقلی القا میشه هم خیلی مشکل ساز هست و حتی با وارد شدن به فضای قرآن هم بهم می ریزم که این همه علوم نیاز داره و نداری و کلا نسبت به مسائل وادادگی و احتیاط غیر عاقلانه شاید دارم. استاد تک تک این جملات مسئله جدی برام بوده و هستن لطف می فرمایید راهنمایی بفرمایید؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم خوب است با هر موضوعی که با آن روبه‌رو می‌شوید به این فکر باشید که فعلاً این رزقِ شماست، اگر با آن درست برخورد کردید، خداوند رزق عمیق‌تری را برایتان می‌گشاید، به همان معنایی که فرموده‌اند: شکر نعمت، نعمتت افزون کند. موفق باشید

25024
متن پرسش
سلام جناب طاهرزاده: چطور یک انسان فطری باید جواب جانش رابدهد؟ چرا؟ (چرا مال این هست که میان این همه جوابفروش ها به نظرم می رسد باید آن راه را بصورت واقعی یا درون خودم بیابم تا مطمئن باشم واقعیست) نمی دانم بطوریکه مطمئن شود راه همین است یا گمان کند (همه شناختها و فعالیتهایی که باید فردی انسانی که دنبال حقیقت است انجام دهد عملا و نظرا) اگر ابتدائا بفرمایید به نبوت باید پرداخت در این زمینه ۲ اثر جنابعالی در زمینه نبوت برای بنده اقناع کننده نبود لکن انسانی که درد دارد گیر وسواسهای عقل نظری نمی افتد ولی خب برای اینکه بداند چه بکند؟ و این طلب خود را چگونه باید قوی کرد تا قوی تر دنبالش بگردم؟ (هنوز دردم آنی که باید باشه و مرا با تمام وجود آشفته کنه تا سراغش برم نیست شاید آن موقع جواب بگیرم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که بنده بتوانم ورود کنم. موفق باشید

24810
متن پرسش
با سلام: آیا تصاویری که ما از عالم خارج و اشیا جهت ادراک آن شی درک می‌کنیم و بدست می آوریم در نفس ذخیره و نگهداری می شود و یا نه در عالمی دیگر صور هستند و ما جهت یاد آوری و ادراک مجدد آن شی یا اشیا آن صور را از آن عالم می گیریم و ادراک صورت می گیرد؟ همانطور که نفس ما در مرتبه عقل به عقل فعال متصل است و بدیهیات را از آن می گیرد. درود بر شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت‌های اصیل ریشه در مثالِ منفصل دارند و خیال انسان، به کمکِ وجهِ مثالی‌اش، با اتصال به عالَمِ مثال منفصل، از آن عالَم بهره می‌گیرد و خیالاتش صاحب‌جمال می‌شود. ولی صورت‌های عادی و اعتباری را خودِ خیال می‌سازد. موفق باشید  

24282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عیدتان مبارک. تو تلگرام گروهی نیست از کسانی که مباحث شما رو دنبال کنند و پیرامونشون بحث کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هم باشد بنده در جریان نیستم. قبلاً که تلگرام عادی‌تر محسوب می‌شد چند کانالی در این مورد تلاش می‌کردند ولی آن‌ها بعد از آن متوقف شدند. موفق باشید

24118
متن پرسش
سلام علیکم: فرموده اید روح عظیم الملائکه است. یعنی روح هم ملکی است که جامع همه اسماء است؟ می توان گفت اسم الله هم ملک دارد؟ سوال دیگر اینکه اسم مضل خودش هم غیر اینکه شیطان مظهر این اسم است ملکی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی پایِ ملک و فرشته‌بودن روح به میان آید، با توجه به این‌که مقام فرشتگان «ما منّا إلا و لهُ مقامُ المعلوم» است نمی‌شود بحث جامعیت اسماء را در مورد آن‌ها به میان آورد، مگر آن‌که روح را خارج از مقام فرشتگان بدانیم که آن نیز در جای خود نکته‌ای است. موفق باشید

24113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و تشکر از الطاف جنابعالی. ۱. استاد نظرتون راجع به نظر مرحوم مدرس زنوزی درباره معاد جسمانی چیست؟ ۲. به جز کتاب آقای کدیور و کتاب آقای دکتر دینانی اگر منبع دیگری در این زمینه سراغ دارید لطفا بفرمایید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلبی جز آن‌چه با نظر به مطالب جناب ملاصدرا که در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» تنظیم شده و بر روی سایت هست؛ به یاد ندارم. موفق باشید

23500
متن پرسش
سلام استاد: نمی دانم شما چقدر کارتون به ادارجات و قانون های این مملکت خورده ولی واقعا با این همه فشار، تبعیض، حقوق ندادن، اختلاس و دزدی مسئولان آخه چطور میشه انتظار داشت ۲۲ بهمن راهپیمایی عظیمی داشته باشیم؟ لطفا یه جواب جدید بدین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب جدیدی نمی‌خواهد! ۲۲ بهمن سال ۵۷ آغازی است برای عبور از همین ظلم‌های کهنه. پس همواره باید بر آن آغاز تکیه کرد و نگذاشت فراموش شود. موفق باشید

23326
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» توصیه کرده اید که تلاش کنیم تا تزکیه و تهدیب نفس کنیم. لطفا بفرمایید برای تزکیه نفس چگونه و از کجا شروع کنیم؟ ممنون از شما استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تزکیه و تهذیب نفس چیزی نیست جز کسب معارف عالیه‌ی الهی که قرآن و روایات بدان متذکر است و رعایت حلال و حرامی که شریعت الهی دستور داده. موفق باشید

22293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: «العمر الذی اعذر الله فیه الی ابن آدم ستون سنه» عمری که خداوند انسان را در آن معذور می دارد شصت سال است. این فرمایش حضرت علی علیه السلام چه هدایت و پیامی درش هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به روایات دیگری که از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» صادر شده و حضرت می‌فرمایند عمر امت من بین 60 تا 70 سال است؛ شاید بتوان گفت عمرِ فعّالِ انسان در بستر حیات دینی، عموماً از این قرار است، واللّه اعلم. موفق باشید

21106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا پاسخ سوال 21092 داده نشده است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی داده شده. موفق باشید

20227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در خصوص سوال 20205 منظورم این است که بهشت آدم چه نوع بهشتی بود؟ لطفا منابع فلسفی معرفی نمایید. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه کتاب «هدف حیات زمینی آدم» در این مورد می‌تواند نگاه جامعی در اختیار خواننده‌ی آن قرار دهد. موفق باشید

18215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: تا علم به خدا و قیامت به مرحله قلب و جزئیت و وجدان نرسیده باشد ایمان محسوب نمی شود. استاد منظور از جزئیت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزئیت در این‌جا معنا ندارد. همان قلب و وجدان برای علم به خدا و قیامت کافی است تا انسان به مقام ایمان برسد. موفق باشید

32521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ان شاءلله سال خوبی و پر برکتی داشته باشید. اینجانب ... که از سال ۸۵ افتخار آشنایی با شما و مباحث شما را داشتم که بابت این لطف و نعمت بزرگ الهی هرچقدر قدردان شما و شاکر خدا باشم کم است. استاد عزیزتر از جانم غرض از مزاحمت اینکه دچار مشکل عحیبی شدم که حتی منو تا مرز فکر به خود کشی کشونده البته به نظر خودم این مشکل عجیب است مشکلی که وقتی فکر می‌کنم قبلا یا وجود نداشت یا خیلی کمرنگ بوده که اصلا به چشم بنده نمی آمده و مورد توحه نبوده. استاد عزیز و بزرگوار من جدیدا وقتی به اوج حال معنوی که می‌رسم به ۲۴ ساعت نکشیده با سر سقوط می‌کنم زمین و تا چند روز گرفتار این سقوط میشم و آنقدر این سقوط منو زمین گیر میکنه که حوصله هیچ احدی حتی خودمو هم ندارم و مورد هجمه افکار شیطانی میشم که با یاد خدا مقاومت می‌کنم گاهی چنان در خلوت خویش انس با عالم بالا خدا و امام دارم که لذتش با هیچ چیز نمی تونم عوض کنم ولی بعدش به ۲۴ ساعت نرسیده دچار چنان سقوطی میشم که احساس خرد و خمیر شدن دارم. جدیدا متوجه شدم خیلی زود رنج شدم و اصلا چیزی مثل صبوری که قبلا داشتم ندارم و بخاطر این سقوط های پی در پی بسیار با هر بهانه ای پرخاشگری می کنم و حتی متوجه شدم اصلا یقین و باور ندارم و شدیدا در درون به دنبال یقین و باور هستم گویا نیاز به یک تلنگر شدید دارم تا این نفس کمی حساب ببره یا حتی نیاز شدید دارم مثلا برم توی کما و آن عالم را با وجودم لمس کنم من چند و قتی است احساس می‌کنم نیاز به مشارطه و مراقبه و محاسبه دارم دو سه روز این کارو انجام دادم اما چون راهکارش را ندارم نتونستم ادامه بدم. استاد عزیز خواهش می‌کنم بفرمایید من چگونه خودم از این مهلکه جهنمی نجات بدم. نوشتن و بیان این احساس منفی بسیار سخته ولی تا جایی که توانم بود نوشتم با این حال باز هم نمی دونم منظورم رسوندم یا خیر از زحمات شما سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک تذکر بزرگی است به نسل امروز و فردای ما، از آن جهت که باورهای دیروزین برای حضور در امروز و فردای ما کافی نیست هرچند که قرآن و روایت، فراتاریخی می‌باشند ولی قرائت دیروزین از متون مقدس مربوط به مسائل دیروزین افراد بوده است و به همین جهت باید سعی بفرمایید با نوعی از باورها و سلوک کار را جلو ببرید که در دل این تاریخ با خدایی که با شأن امروزین‌اش با ما مرتبط است، مرتبط شویم. سلسله مباحث سال‌های اخیر تحت عنوان «جهان بین دو جهان» متذکر همین امر است و مکرر عرض شده است اگر به معارف آخرالزمانیِ خود مرتبط نشویم، این احوالات که حکایت از عدم استقرار در سلوک است، پیش می‌آید. به عنوان مقدمه سری به بحث اخیری که در رابطه با سوره اخلاص شد، بزنید بد نیست [1]. موفق باشید  https://lobolmizan.ir/sound/962?mark=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%20%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5

 

[1] - بد نیست در این رابطه با رفقای گلپایگانی خود رابطه داشته باشید.

31433
متن پرسش
عرض ادب و احترام: نظر به سخنرانی استاد داوری (در طلب فرهنگ) و مباحث بعد از آن با استاد عزیز ۱. ارائه دکتر داوری با راه حل های ابتر چه نتیجه ای را غیر از فتح باب های دیگری در بین ابواب بسته قبلی به همراه دارد؟ در جایگاه استاد داوری و یا جنابتان چرا نمی‌شود جمع بندی دقیقی داشت؟ بسیار در گفته های شما خوانده ام که باید بستری برای پذیرش قال الباقر و قال الصادق باشد. آیا این بستر اسمش در بحث نشده فرهنگ؟ پس چیز تازه ای ارائه نشد یا در فهم حقیر نیست. اینکه در سیر مباحث اخیر (جهانی بین دو جهان) تاکید بر عدم انتظار مخاطب بر نتیجه دقیق می‌شود برای چیست؟ آیا نمی‌توان اینطور مباحث را ساده تر و روان تر ارائه کرد یا اقتضای شرایط جلسه بعضی امور را مثل مشروطه دخیل کرده است؟ ۲. در قسمتی از فرمایشات شما گوشزد می‌شود که «خطر اینکه انقلاب اسلامی سیاسی شود هست.» تفاوت این سیاست با سیاستی که حضرت آقا در کتاب انسان ۲۵۰ ساله بدان اشاره دارند در چیست؟ ۳. به نظر حقیر در بین صحبتهای دکتر داوری یک نکته طلایی و دقیقی بود نادیده گرفته شد که اگر استاد عزیز بدان بپردازند بسیار سپاسگزار خواهم بود. «چرا امیدوار نباشیم که خلوت نشینی دستی از غیب برآورد و چراغی بیافروزد.» با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همه عرض بنده آن است که همراهی با اهل تفکر و کسانی که زمان و تاریخ خود را می‌شناسند و نسبت به مسائل جامعه، نگاهی ریشه‌ای و فلسفی دارند، موجب می‌شود تا ما بر اساس مسائل زمانه خود به متون مقدس‌مان یعنی قرآن و روایت رجوع کنیم ۲. آری! سیاستی که عین دیانت است، همان دینداری است با نظر به مسائل اجتماعی ۳. به نظر بنده حضور در بستر تاریخی انقلاب اسلامی منجر می‌شود تا عطایایی از عالم غیب و معنا به سوی انسان ظهور کند و در این مورد اخیراً در جلسه سالگرد شهید حججی که به صورت مجازی برگزار شد، عرایضی مطرح گردید. موفق باشید

نمایش چاپی