بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26660
متن پرسش
سلام علیکم: چرا در دوره بنی العباس، رویکرد نهضت ترجمه توانست جای حکمت دینی را بگیرید و تفکر ناب نبوی و سنت حسنه آل الله را به حاشیه ببرد و به جای اینکه مطالعه آثار غرب کهن باعث به خود آمدن مسلمین شود و آنها بفهمند چه میراث عظیم فکری را در پرتو تفکر اسلامی بدست آورده اند و بتوانند با رویکرد حکمت قدسی به نقد آن آثار بپردازند و بنیان فکری اسلامی را قوی کنند، مغلوب و خودباخته غرب (که تازه آن زمان وضعیت مسلمانان بشدت قوی تر از غرب آن روز بود و غرب در ضعف قرار داشت) شدند و عقاید التقاطی پیدا کردند تا آنجا که از دوره امام رضا (ع) تا دوره امام عسکری (ع)، ائمه شیعه در عین هدایت و تلاش برای برقراری حکومت عدل و قسط، با آن تفکرات التقاطی و غربزده و دور از حکمت دینی هم مبارزه کردند و شاهد مثالش هم ارشاد و پاسخ امام عسکری (ع) به رویکرد هرمنوتیک تفسیر قرآن بود که کندی فیلسوف مطرح عرب دنبال می کرد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث، بسیار است. نقش بنی‌العباس در این امر، جهتِ به حاشیه‌بردن حضور معارف اهل‌البیت «علیهم‌السلام» را نباید ساده گرفت. ولی در همین امر، نقش شیعیان هوشمندی چون فارابی و ابن‌سینا مهم است که سعی کردند حکمت یونانی را طوری وارد حکمت ایمانی نمایند که عملاً حکما یونانی با روح و رنگ حکمت ایمانی در جهان اسلام حاضر شود و تا آن‌جا که ممکن بود جهان اسلام از دعوای معتزلی‌گری که سختْ بر عقلِ یونانی تأکید داشت؛ و اشعری‌گری که در حدّ تحجر، دین را تقلیل داده بود؛ آزاد شد. در این مورد بد نیست سری به جزوات «تاریخ فلسفه و کلام» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

26565
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: آیا اینکه انسان خود را کوچک ببیند تا امکان رفع عیوب و مشکلات اخلاقی و رفتاری خود را داشته باشد (یا به اصطلاح محاسبه نفس کند) و حتی امکان توسل به حضرت الله و اولیاء الله، می توان گفت نوعی حقارت نفس در راستای مثبت است یا عنوان بهتر و عمیق تری وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعیت جز این است که ما وقتی خود را در مقابل حقیقت بیکران قرار می‌دهیم جز یک نیاز مطلق هستیم؟ که باید موانعِ گشودگیِ خود نسبت به حقیقت را با تواضع و صدق از بین ببریم؟ موفق باشید 

26470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اگر اسم شریف مضل از اسماء حق است. هر اسمی هم که به ذات بر می گردد. و دو گانگی بین ذات و اسم نیست. نتیجه این می شود که حضرت حق عین ضلالت است. آیا این اندیشه درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسمِ «مضلّ» شأنی از شئونِ اسمِ «جلال» خداوند است. موفق باشید

25837

ما و آزادیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان بدون آزادی معنوی آزادی اجتماعی داشت؟ به چه دلیل؟ آیا مگر در کشورهای غربی که آزادی های اجتماعی فراوانی وجود دارد آزادی معنوی نیز وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در غرب بعد از رنسانس، روحی به ظهور آمد در راستایِ رعایت آزادی انسان‌ها و این حالت همچنان در اکثر مردم، پاس‌داشته می‌شود. در این مورد عرایضی در جزوه‌ی «پاسداشت آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» که بر روی سایت هست، شده است. موفق باشید

25822
متن پرسش
سلام: معنای نزدیک بودن ظهور در روایات چیست؟ چرا برای مثال امام صادق (ع) به یاران خود چنان می‌گوید که انگار ظهور همین فرداست. حتی در زمان ما، امثال آیت الله بهجت چنان می‌گویند که انگار ظهور همین فرداست اما شاید تا هزاران سال دیگر طول بکشد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» عرض شد هم ظهور جزئی داریم که مکرر پیش آمده است مثل مددهایی که به نایب‌شان می‌کنند. و هم ظهور تامّ و کامل، که إن‌شاءاللّه هرچه زودتر پیش آید. موفق باشید

25179
متن پرسش
با سلام و تشکر: مسوولین سایت لب المیزان لطفا توجه بفرمایید: بخش شرح نهج البلاغه سایت در بسیاری از اوقات باز نمی شود. لطفا اشکال آن را برطرف کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تعدد وحجم بالای فایل های صوتی لطفا دوستان مراجعه کننده، فایل های مشکل دار را مشخص بفرمایند تا بررسی شده و اشکال برطرف گردد.

24992
متن پرسش
سلام استاد عزيز: ۱. مي خواستم درباره آفرينش عالم مادي سوال بپرسم، اينكه فلاسفه مي گويند كه ماده اولا صورت پذيرفته، مگر اين ماده و صورت در خارج يك چيز نيستند؟ پس چطور امري رو كه ما در ذهنمون بر آن تفكيك قائل مي شويم را در خارج هم سرايت مي دهند و اينكه در تعريف ماده مي گوييم كه همان استعداد و قابليت هست در حالي كه نمي توان عالم ماده از استعداد محض شروع شده باشد، بالاخره براي تشكيل عالم ماده بايد حداقل يك صورت داشته باشيم! خواهشمندم در ارتباط با اين موضوع اگر كتابي و يا صوتي را بيان فرموديد و يا از اساتيد ديگر مي شناسيد معرفي بفرماييد. ۲. آيا مطلب زير درست هست؟ در باب تناهي يا متناهي ابعاد جهان طبيعت اين سوال مطرح است كه اگر ما فرض را بر آن بگيريم كه اگر جهان محدود است در ابعاد، بعد از اين محدوديت چه چيزي است، اگر بگوييم عدم است كه در خارج عدم نداريم و اگر بگوييم وجود است پس اين وجود داراي حد است چون بعد از اتمام يك حد، شروع حد ديگر است و فرض نمي توان كرد كه چيزي موجود باشد و طرفي از آن حد باشد و آن طرفش (چون حد دارد طرف هم برمي دارد) حد نداشته باشد، از طرفي هم حد و حدود از ويژگي عالم طبيعت و ماده است و به همين منظور مي شود نامتناهي بودن عالم ماده رو اثبات نمود. ۳ در باب حركت جوهري در اثبات برهان اول فرموديد كه هر عرضي بايد به ذات منتهي شود و حركت در عرض هم بايد به حركت در جوهر برگردد و بدين جهت حركت در جوهر را مي توان ثابت نمود سوال اين است كه در باب اعراض ديگر چرا همچنين استدلالي جوابگو نيست مثلا در باب رنگ و بو كه هر دو از اعراض هستند ولي چرا به يك جوهر كه عين بو و يا عين رنگ باشند بر نمي گردند، اشتباه بنده در فهم اين مطلب به كدام قسمت برمي گرده؟ با تشكر فراوان از صبر حضرتعالي
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! موضوع صورت و ماده، یک تحلیل عقلی است به همین جهت سهروردی نمی‌پذبرد و جناب صدرا نیز در برهان اول «اثبات حرکت جوهری» بر مبنای نظرِ قوم بحث جوهر و عرض را پیش می‌کشند، وگرنه خود او جوهر مادی را پایین‌ترینِ مرتبه‌ی وجود می‌داند. ۲. به نظر بنده به فکر خوبی و نکته‌ی ارزشمندی دست یافته‌اید. ۳. چون بو و رنگ هم، عرض می‌باشند و نمی‌توان برای آن‌ها ذاتی قائل شد. ولی برای حرکت به عنوان ذاتی که بالقوه می‌باشد؛ می‌توان جوهری را در نظر گرفت. موفق باشید

24342
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. یکی از دوستان نزدیکم شرایط خاصی دارد. به خاطر شرایط خاص خانوادگی مجبورست روزها تنها باشد. کمک و یار و یاوری در زندگی ندارد. اغلب مشکلات را خودش باید پس بربیاید. اگر چنین شخصی مرتبا خوابهای قابل تعبیر داشته باشد و تعبیرها در جهت بهتر زندگی کردن و حل مشکلات ایشان باشد باز هم می توان گفت خواب قابل اعتنا نیست؟ به خوابشان اعتنا نکنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خود فرد می‌تواند بشارت باشد به همین جهت به خواب، «مبشرات» گفته می‌شود. موفق باشید

24183
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی حضور شریف استاد سلام علیکم: الف: تفاوت وحی و اشراق در چیست؟ ب: چرا محمد (صلوات الله علیه) برای عبور دادن بشر از جاهلیت متحجر نیاز به وحی دارد اما خمینی (رضوان الله علیه) برای هدایت بشر از جاهلیت مدرن نیاز به اشراق دارد؟ تفاوت ساحت تاریخی این دو در چیست؟ با تشکر (روزی خواهد رسید که ما با عقل محمدی، مکتب صدرا، لطافت مکتب لائوتسه در شرق و هندسه مکتب هایدگر در غرب را پیوند می زنیم و جهان را برای حضور تاریخی حجت آماده می سازیم و آن روز روح فرمانده خود آوینی را آرام خواهیم یافت ....)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وَحی الهی در راستای ربوبیت پروردگار عالم است و دادن برنامه‌ای همه‌جانبه جهت هدایت بشر. حال هرکس در نسبت با وحی الهی می‌تواند بهره‌هایی چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی نصیب خود کند. اشراقی که در رابطه با حضرت امام عرض شد در این رابطه‌ی اخیر است و هیچ ربطی به وحی الهی که بر پیامبران می‌شود، ندارد. ۲. آری! فکر می‌کنم جهان ظرفیت چنین حضوری را دارد و همان‌طور که شما می‌فرمایید همه‌ی انسان‌ها باید احساس کنند در جهانی زندگی می‌کنند که آن جهان، از آنِ آن‌ها است. موفق باشید

19000
متن پرسش
با سلام: فرمودید من انسان روح انسان است. اما همان طور که می گوییم تن من همان طور هم می گوییم روح من. به عبارتی روح را به من خود مرتبط می کنیم. سوال اینجاست که پس این من انسان چیست که حتی روح هم به آن نسبت داده می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منِ انسان یا نفس ناطقه‌ی او همان «جان» یا «روح» اوست. به جهت تشکیکی‌بودنِ آن است که مرتبه‌ی مادون آن را به مرتبه‌ی مافوقش نسبت می‌دهیم، وگرنه از جهت حقیقت، روحِ انسان همان منِ اوست. موفق باشید

30709
متن پرسش
با سلام: ۱. بعضی ها می گویند آینده از آن هوش مصنوعی و ربات ها است، استاد با توجه به افول غرب و برگشت انسان ها به فطرتشان به نظر شما این حرف درست است؟ ۲. در «لا اکراه فی الدین»، اکراه را می توانیم به معنی «کراهت» معنی کنیم؟ یعنی «لا اکراه فی الدین» را این طوری معنی کنیم که اگر فرد در دین داری خود پایداری کند، پس از مدتی از دین داری خود لذت می برد و آن کراهت اولیه را ندارد؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که بالاخره باید به هوش مصنوعی برنامه داد، پس می‌توان گفت باز آینده از آنِ انسان‌ها است و با توجه به این‌که جهان مدرن با همه‌ی تحقیقات علمی‌اش نتوانسته جوابگوی ابعاد معنوی انسان‌ها باشد، جهان آینده جهانِ رجوع انسان‌ها به سوی معنویت است و امکان دارد در کنار همین پیشرفت علمی، آن حضور معنوی به ظهور آید 2- علامه‌ی طباطبایی همین‌طور می‌فرمایند که آنچه دین به بشر پیشنهاد می‌کند، امری تحمیلی بر انسان نیست، بلکه جوابگوییِ همان ابعاد فطری بشر در آن نهفته است. موفق باشید

29858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: مبحث توحید را به صورت جامع از کجا می‌توان پیگیر بود بخصوص مباحث توحید مربوط به امام (ره)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح دعای سحر حضرت امام نکات خوبی در رابطه با توحید دارد. موفق باشید

28667
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده و عرض تبریک به مناسبت عید سعید غدیر جناب استاد، حضرت امام (ره) در نامه ی به گورباجوف مطرح می کنند که صدای شکسته شدن استخوان های کومونیسم را می شنود و از طرف دیگر غرب را به عبارتی می خواهد رجوع دهد به دستگاه ابن سینا و ملاصدرا و ابن عربی. سوالی که بنده دارم این است که این سه بزرگوار در نهایت در تاریخ قبل مدرنیته حاضرند به عبارتی در این دستگاه بنای به تصرف و رجوع ساحت زمین نیست. درست است که عقل تکنیکی تصرف افسار گسیخته و وحشی از زمین بود اما در جنس فلسفه ی سنت بنای رجوع به زمین نیست به همین خاطر طبیعیات و فیزیک سنت چه در ابن سینا و در چه در صدرا و چه در سایرین ظهور زمینی ندارد و در نتیجه اکتشافی از آن رخ نمی دهد و همین محدودیت سنت بود که منجر به ظرف ظهور مدرنیته شد اگرچه مدرنیته ظرف مناسبی نبود اما عقل تکنیکی در عین افسار گسیختگی نشان از حقیقتی بود که سنت در محدودیت خودش نمی توانست با آن مواجه شود. اینکه حضرت امام جریان فلسفه ی غرب را مثلا در مصداق مارکس محکوم به شکسته شدن می داند و از طرف دیگر انسان مدرن را رجوع به صدرا و ابن عربی می دهد، آیا یک مواجهه ایدئولوژیک نیست؟ چه اینکه جنس مسئله ی فلاسفه ی غرب با جنس مسئله ی امثال صدرا متفاوت است و در هر صورت از فیزیک (طبیعیات) صدرا و ابن سینا عقل استفاده و کشف از زمین حاصل نمی شود یعنی بنا نیست نفی و انکار فهم جریان غرب شود بلکه باید صدرا و ابن عربی در تاریخی که مدرنیته فهمید اما ظرف مناسب نداشت به امتداد کشیده شود و نه اینکه رجوع به گذشته کرد. ظاهر کلام حضرت امام به این صورت است که گویا جریان فلسفی غرب فهمی از حقیقت نبرده است و در این راستاست که می‌خواهد فهم انحصاری ادعا شده ی در صدرا و ابن عربی را جایگزین آنها کند در صورتی که با صرف صدرا و ابن عربی نمی توان در تاریخ مدرنیته حاضر شد چون آسمانی دارند منقطع از زمین و حاصل همین دستگاه است که مدرنیته و عقل تکنیکی و فیزیک نیوتنی عرصه ی حضور پیدا می کنند. به عبارتی حضرت امام به جای مفاهمه ی با مدرنیته و متذکر شدن غفلت آن ها از ساحت آسمان صدرا و ابن عربی در عین اینکه تحسین کند غربی که توانسته است بُعدی از انسان را در ظرف ضعیف عقل تکنیک بفهمد، دست به انکار تاریخ مدرنیته می زند و گویا یک نحوه مواجهه ایدئولوژیک با غرب پیدا کرده است که از این جهت که ظرف خود را ظرف تام و از امکان عبور کرده و به ضرورت رسیده پنداشته است و ظرف غرب را توهمی عاری از هیچ فهم حقیقت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده نگاهی است که انسان در مواجهه با غرب باید داشته باشد. اگر در سنت قدسی و عقلانی با غرب مواجه شویم، نه غرب‌زده می‌شویم و نه از خرد مدرن بیرون می‌مانیم و در این مواجهه ابن عربی و صدرا افق‌های خوبی را در مقابل انسان‌ها می‌گشایند زیرا ذات این دو فکر بیش از آن‌که ایدئولوژیک باشد به «وجود» نظر دارد. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در توصیف حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: «یک نمونه‌ی دیگر از این تحوّل در نگاه به دین و مسائل دینی، پافشاری بر تعبّد بود، در عین نگاه نوگرایانه به مسائل؛ یعنی امام، یک فقیه نوگرا، یک روحانی نوگرا بود؛ به مسائل با چشم نوگرایانه نگاه می‌کرد؛ در عین حال به شدّت پابند به تعبّد.» موفق باشید

28489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: حاج آقای عزیز بنده طلبه ام، ناچیز و حقیر. اما با همه کاستی ام از همه راحتی هایی که برای بعضی ها جزء وظیفه شده چشم پوشی کرده ام و برای تبلیغ دین و قرآن و فرهنگ اهل بیت مشغول تبلیغ دین شده ام. سعی کرده ام مبنای کار تبلیغی ام را خودشنایی و خودسازی قرار بدم و خودم را وارد دنیای جدیدی کنم که در اون دنیا با دعا حیات دارم و با نماز صفا و خود را در جایی جستجو می‌کنم که گویی دیگران یا با آنجا غریبه اند یا اینکه آن را نفی می کنند. فکر می‌کنم می توان صورتِ عملیِ یک زندگی ای شد که غیر از وجود چیزی نجست و طلب نکرد و از همه اعتباریات و کثرات خلاص شد و همه را با لطافتِ این اصلِ اساسیِ همه چیز آشنا کرد تا به تدریج خود را ذیل همین زندگیِ غریبِ آشنا، معنا و تعریف کنند. اما استاد عزیز گرفتاری عجیبی پیش آمده. هر چقدر خود را از اعتباریات و زندگی کثرت زده فعلی دور می‌کنم به چالش ها و دوریِ حوزه علمیه از فرهنگ اهل بیت واقف تر میشم! چه کارها که به اسم قانون ولی به قیمت بی تاریخ شدن حوزه داره شکل میگیره و گویی همه در خوابی زمستانی آرمیده اند! گویا حوزه علمیه اهداف متعالی خود را در آینده تاریخ نمی شناسند تا به نسبت همین اهداف برنامه خود را بیابد و ادامه حیات دهد! چه معنا دارد حوزه هویت خود را گم کند و مبنای تصمیم گیری خود را مطابق نفس امارهِ غربی قرار دهد؟ کدوم فرهنگ بی فرهنگی حوزه را به این بی تاریخی کشانده که برای پیشرفت کمی و کیفی خود از ابزار ترس و گروگان کشی استفاده می کند؟! استاد مگر می شود حوزه برای غیبت در یک جلسه، مقدار قابل توجه ای پول از شهریه یا حق التبلیغ کسی کم کند! این دیگر چه روش تربیتی بی تربیتی است؟! مگر می شود حوزه شبیه پادگان نظامی شود و جریمه های روحی و روانی و مالی برای خطای سیستمی در نظر بگیرید؟! حوزه را چه شده و چه میکند با این سرمایه بزرگان دینی؟! حوزه قرار بود زندگیِ دیگری را به مردم متذکر شود، ولی گویی خود اسیر اقتضائات ارضای نفس اماره است! حوزه قرار بود فرهنگ ایثار، خدمت، گذشت، مهربانی، ساده زیستی، صمیمیت، نورانیت، وحدت، خلوص، انعطاف و ... را به جامعه هدیه دهد! به هیچ وجه نمی‌توانم بفهمم در حوزه دویست سال پیش چه جور فکر می کردن و ادامه حیات می‌داند که خردمندان آرزوی همان زندگی آن علما و طلاب وارسته را دارند و امروز چه بر سر ما آماده که خود را در زندگی کثرت زده معنا می‌کنیم و آرزوی هر چه بیشتر شدن همین اعتباریات را داریم؟! گویا به جای اینکه ما مردم را متوجه نوع دیگری از زندگی فرای این زندگی کثرت زده کنیم، این ما هستیم که هویت خود را گم کرده ایم و به دنبال همین خواسته های وهمی عموم جامعه هستیم؟! استاد شما بگید چه بر سر حوزه علمیه آمده؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: خدا را شکر کنید که متوجه هستید خداوند شما را متوجه‌ی عالَم کیفیت‌ها کرده. ثانیاً: بدانید خداوند این عطا را از طریق همین سربازیِ حضرت امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به شما داده است. ثالثاً: آری! این مشکلات هست ولی باید از این پل صراط عبور کرد و نه این‌که مأیوس شویم. همان خون دلی که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در همان دوران‌ها خوردند ولی راه خود را ادامه دادند؛ امثال شماها نیز باید بخورید. موفق باشید 

28305

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. در کتاب اول سلوک فرمودید براساس حب انسان‌های معصوم، عالی ترین مبادی که حتما حضوری و وجودی است حاصل می‌شود. چگونه حب عالی ترین مبادی را شکل می‌دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:به نظر بنده موضوع در اینجا امری فطری است که انسان ها به دنبال کاملترین محبوب می‌باشند. موفق باشید

26971

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ای کاش دیدگاه و انقلابی که ادعای جهانی شدن دارد، می توانست راهی برای درمان بیماری کرونا به جهان نشان دهد. ولی می بینیم سر بزنگاه حساس، مجدد همه می گویند ان شاءلله پزشکان و کادر درمان ما (که علوم دانشگاهی غربی را خوانده اند) یک راهی برای این معضل پیدا می کنند! جسارتا این سوال را از آن باب می پرسم که شهید مطهری فرموده اند هر چه در این ایدولوژی سوال پرسیده شود تازه مایه اثبات آن خواهد شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده هم معتقد به الهامی هستم که به سوی پزشکانِ دلسوزی که در بستر انقلاب اسلامی قدم می‌زنند، می‌آید و موجب عزّت انقلاب اسلامی خواهد شد. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۶۹۷ شده است بد نیست به آن جواب رجوع فرمایید. موفق باشید

26529
متن پرسش

سلام استاد: درد دلی داشتم خواستم اینجا مطرح کنم. آن روز جمعه صبح رفته بودم نانوایی شخصی بهم گفت سردارمون رو زدن کاملا شکه شدم. اومدم خونه پیام رهبر رو دیدم ولی اروم نشدم دو روز تمام گریه کردم اروم نشدم. استقبال با شکوه خوزسنان رو دیدم مقداری تسلی دل بود ولی اروم نشدم دل فقط یک چیز می خواست من هم برم گفتم میرم تشییع سردار اونجا رهبری چیزی میگه اروم میشیم ولی رهبری گفت «الحقنا بهم» حالمون بدتر شد. رفتیم تشییع ولی اروم نشدم. قید کارم رو زدم دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم. بیست و دو بهمن شد رفتیم جشن سالگرد پیروزی و ... امیدهایی که برای امسال آدم تو اون جشن حس می کرد ولی ارامش و قرار نیومد. استاد شما می دونید آرامش را کجا میشه پیدا کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آرامش در همان اشکی است که بدون اختیار با یاد حاج قاسم عزیز جاری می‌شود. مگر نخوانده‌ای که آن مردِ بی‌قرار که بعد از ملاقات شمس تبریزی، ۳۰ سال بی‌قرار بود، فرمود:

جملة بی‌قراری‌ات از طلب قرار توست                   طالبِ بی‌قرار شو تا که قرار آیدت

جملة نامرادی‌ات از طلب مراد توست                    ورنه همه مرادها جمله نثار آیدت

آن نفسی که با خودی بسته ابر غصه‌ای               آن نفسی که بی‌خودی مه به کنار آیدت

آن نفسی که با خودی یارکناره می‌کند                وآن نفسی که بی‌خودی باده یار آیدت

آن نفسی که با خودی همچو خزان فسرده‌ای         وآن نفسی که بی‌خودی دی چو بهار آیدت

حاج قاسم تجربه‌ی بی‌قراری در این دنیا را به ما عطا فرمود، حالا می‌خواهی هم یاد حاج قاسم را داشته باشی و هم با قرار باشی؟!! چرا بی‌قراری را در این تاریخ، عین زندگی ندانیم؟ مگر رهبر معظم ما که حاج قاسم جانش را فدای او می‌کند؛ یک لحظه قرار دارند که ما به دنبال قرار باشیم؟!! موفق باشید  

26414
متن پرسش
با سلام: عرض خسته نباشيد. خواستم از جنابعالي تشکرکنم ديگر همه سوالاتم درباره حقانيت علامه حسن زاده و عرفان اصيل تمام شد ولي جان به لب رسيد تا جام به لب رسيد. چقدر سخت و نفسگير و اغفال کننده بود جريان ضد فلسفه و عرفان، من اين پيروزي عقيدتي رو براي خودم جشن گرفتم و از کمکهايي که اين مدت به من داشتيد تشکر مي کنم، راحت عرض کنم ديگه جايي نمونده از اينترنت و جريان ضد عرفان و فلسفه و ضد علامه حسن زاده که مطالعه نکردم روح تعاليم و مسير علامه حسن زاده را ديدم حالا بگذار هرچه درباره پوسته بخوان بگن نميگم ايمن از ديو رجيمم باز هم به‌عنوان يک انسان ناقص در معرض اغفالم ولي الحق والانصاف سخت بود. يکي ازدوستانم در همين مرحله زمينگير شد، بشدت درد مي کشم براي جوانان عزيز کشورم که در معرض اغفالند، و برخي جوانهاي خارجي که بر اثر سخنان هاوکينگ يا فيزيکدانها و بعضي دانشجويان داخل کشور که ندانسته گير شبهات مي افتند درد مي کشم. ايکاش زبان خارجه بلد بودم. آيا مي توانم کاري کنم؟ براي نسل جديد درد مي کشم، تاريخچه خيلي مهم است نبايد بدون مطالعه تاريخي و نظريات متقابل سريع به آنچه که اغفال کننده گان شيرين جلوه مي دهند توجه کنيم لعنت خداوند بر شيطان و شياطين جني و انسي. از من به جرات ميگم لا اقل بيش از هزار نفر و بيشتر و بيشتر اثر مي پذيرند با زبان و قلمم بلايي بر سر ماديگراها، و جريان ضد فلسفه و ضد عرفان بيارم که سالها اثرش بر در و ديوارها بماند. يا علي مدد. خداحافظ شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه حضور و فهم مبارک‌تان باد! بخواهند و یا نخواهند تاریخِ بشر امروز تاریخ تدبّر و گشودگی نسبت به سایر انسان‌ها و اندیشه‌ها است و از این جهت آن نوع ضدیّت‌ها، تاریخش گذشته است، جزیره‌‌هایی می‌شوند تنها و عموماً گرفتار خودخواهی. موفق باشید

26308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده دوستانی دارم اهل مذهب هستند. ولی حوصله کتاب خوانی ندارند هر چه می خواهم آنها را با سیر مطالعاتی شما آشنا کنم می گویند حال نداریم چه جور جذبشان کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بعضی از صوت‌ها مثل صوت‌های «معرفت نفس» بد نباشد. موفق باشید

25767

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، یکی از دوستان به من گفت که کتب اربعه شیعه ویژه کتاب اصول کافی مرحوم کلینی، پر از نقص و ایراده و نمی توان بسیار بر روی اون تکیه کرد به نحوی که هر جا با عقل و تطابق های عقلی نخوند باید اون رو کنار گذاشت و سندش هم (ما حکم به العقل حکم به الشرع) است و چند حدیث خوند و ادعا کرد این احادیث نشان ضعف بالای کتب اربعه ویژه کافی است. این نوع استدلال ها تا چه حد متقن هست و آیا می توان چنین تعبیری رو برای کتب اربعه و معتبر شیعی داشت و علم الحدیث رو زیر سوال برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که بالاخره در کتب احادیث ما، احادیثی ضعیف وارد شده، سخنی نیست و عقل منوّر به آیات و روایات، با تعمقِ خود متوجه‌ی این ضعف‌ها می‌شود. کاری که فقهای ما در موضوعات فقهی انجام می‌دهند. موفق باشید

25328
متن پرسش
با عرض سلام محضر پدر معنوی و سرورم: با توجه به امکانات فراهم شده برای زیارت اربعین توسط حاکمیت ولی فقیه در این زمان و تاکیدات ایشان در اهمیت خاص این مراسم؛ آیا می توان اینگونه استنباط کرد که حضور در مراسم اربعین از دیدگاه معرفتی واجب می باشد، هر چند سفر سرپرست خانواده باعث عسر خانواده اش بشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نمی‌توان از نظر تکلیف، واجب دانست. ولی همان‌طور که در جزوه‌ی «مسئولیت فهم حرکت اربعینی در این تاریخ» عرض شد لازم است بفهمیم چه چیزی در حال وقوع است. جزوه بر روی تابلو یا بنر سایت هست. موفق باشید

25171
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: بنده با یک دختر خانمی عقد کردم که ایشون قبل از بنده با یک نفر دیگر ازدواج کرده بودند، دلیل جدایی ایشان نفرت و سردرد هایی بوده ک این دختر در دوران عقد از این پسر داشته و طی دو سال هر کار کردند درست نشده از دکتر گرفته تا دعا نویسا، که دعا نویسها بر این عقیده هستند که دعا شده این دختر که ازواج نکنه حالا که با بنده عقد کرده بعد از حدود یه هفته دوباره اون نفرت رو از من داره و اصلا گاهی وقتا نمی خواهد منو ببینه و گاهی اوقات خوب میشه به نظر حضرتعالی باید چکار کرد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مورد از مواردی است که باید با مشاوری در میان گذاشته شود که روحیه‌ی هر دوی شما را می‌شناسد. موفق باشید

24565

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده مباحث غرب شناسی و انقلاب اسلامی و خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی و جزوات مربوط به فلسفه ی غرب جنابعالی را در مدت یک سال کار کردم و با توجه به تاکیدی که جنابعالی در مورد شناخت غرب دارید و مخصوصا فلسفه ی هایدگر بنده تصمیم گرفتم مدتی روی فلسفه ی هایدگر کار کنم می خواستم بنده را راهنمایی کنید که برای فهم درست هایدگر مخصوصا کتاب هستی و زمان چه مقدماتی را طی کنم آیا شرح صوتی این کتاب موجود است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بعد از چشیدن «حکمت متعالیه» و درکِ فهمی که در قوم ایرانی‌شیعه‌ی ما به ظهور آمده، برای مطالعه‌ی «هستی و زمان» شرح آقای دکتر صافیان خوب است. به نظرم مرکز سها، صوت آن درس را در اختیار دارد. موفق باشید

32349
متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار در روایت آمده: لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّهِ شادی و خرسندی هنگام افطار به چه معناست؟ آیا مرتبط به فرح و شادی روحی روزه دار است؟ اگر هست توضیح بفرمایید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همین‌طور باشد. از آن جهت که از یک طرف از حجاب‌های أنانیت خود و سیطره میل‌های به دنیا و غذا فاصله گرفته و از طرف دیگر که مهم‌تر از جهت اول است؛ افقی است که در مقابل او به صورت تکوینی گشوده می‌شود و آن احساس حضور نفس ناطقه او است در عالَم و عوالمی که نفس ناطقه تکویناً در آن عوالم حاضر است. و در همین راستا می‌باشد که وقتی نفس آرام‌‌آرام روزه و روزه‌داری را در این بستر و به این معنا شناخت، دیگر گرسنگی او که نهیب نفس امّاره است، قدرت چندانی نخواهد داشت و به راحتی می‌تواند این‌چنین بسراید: «اگر نفس بنالد بگیریم کری‌ها». موفق باشید    

31656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یک موضوعی همیشه برای من سوال بوده. چه حسابی درکاره که بعد از مصیبت و جنایت عاشورا غیبت اتفاق نیافتاد ولی بعد از امام حسن عسکری نعمت امامت از بشریت گرفته شد؟ این قضیه با چه نگاهی جور در میاد؟ اگر بخواهم سوال رو کامل مطرح کنم، به هیچ وجه برایم باور پذیر نیست که نعمت امامت از بشریت گرفته بشه. نجیح گوید: حسن بن علی علیه السلام را دیدم که مشغول خوردن غذا بود و سگی روبروی او قرار گرفته بود، هر لقمه‌ای که می‌خورد یک لقمه هم به آن سگ می‌داد. عرض کردم: یابن رسول اللّه! این سگ را از خود دور نمی‌کنی؟ حضرت فرمود: رهایش کن، زیرا من از خداوند حیا می‌کنم که جانداری به من نگاه کند و من بخورم و به او نخورانم. با چنین امام رئوفی ما چنین وضعی داشته باشیم؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً هنوز کارها برای تحقق غیبت و ظرفیتی که شیعیان بتوانند غیبت را در نبود امام درک کنند؛ به اتمام نرسیده بود. جناب استاد غنوی نکات خوبی در موضوع «وکالت» به عنوان مقدمه غیبت در مباحث خود دارند. موفق باشید

نمایش چاپی