باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث، بسیار است. نقش بنیالعباس در این امر، جهتِ به حاشیهبردن حضور معارف اهلالبیت «علیهمالسلام» را نباید ساده گرفت. ولی در همین امر، نقش شیعیان هوشمندی چون فارابی و ابنسینا مهم است که سعی کردند حکمت یونانی را طوری وارد حکمت ایمانی نمایند که عملاً حکما یونانی با روح و رنگ حکمت ایمانی در جهان اسلام حاضر شود و تا آنجا که ممکن بود جهان اسلام از دعوای معتزلیگری که سختْ بر عقلِ یونانی تأکید داشت؛ و اشعریگری که در حدّ تحجر، دین را تقلیل داده بود؛ آزاد شد. در این مورد بد نیست سری به جزوات «تاریخ فلسفه و کلام» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعیت جز این است که ما وقتی خود را در مقابل حقیقت بیکران قرار میدهیم جز یک نیاز مطلق هستیم؟ که باید موانعِ گشودگیِ خود نسبت به حقیقت را با تواضع و صدق از بین ببریم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسمِ «مضلّ» شأنی از شئونِ اسمِ «جلال» خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در غرب بعد از رنسانس، روحی به ظهور آمد در راستایِ رعایت آزادی انسانها و این حالت همچنان در اکثر مردم، پاسداشته میشود. در این مورد عرایضی در جزوهی «پاسداشت آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» که بر روی سایت هست، شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» عرض شد هم ظهور جزئی داریم که مکرر پیش آمده است مثل مددهایی که به نایبشان میکنند. و هم ظهور تامّ و کامل، که إنشاءاللّه هرچه زودتر پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تعدد وحجم بالای فایل های صوتی لطفا دوستان مراجعه کننده، فایل های مشکل دار را مشخص بفرمایند تا بررسی شده و اشکال برطرف گردد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! موضوع صورت و ماده، یک تحلیل عقلی است به همین جهت سهروردی نمیپذبرد و جناب صدرا نیز در برهان اول «اثبات حرکت جوهری» بر مبنای نظرِ قوم بحث جوهر و عرض را پیش میکشند، وگرنه خود او جوهر مادی را پایینترینِ مرتبهی وجود میداند. ۲. به نظر بنده به فکر خوبی و نکتهی ارزشمندی دست یافتهاید. ۳. چون بو و رنگ هم، عرض میباشند و نمیتوان برای آنها ذاتی قائل شد. ولی برای حرکت به عنوان ذاتی که بالقوه میباشد؛ میتوان جوهری را در نظر گرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خود فرد میتواند بشارت باشد به همین جهت به خواب، «مبشرات» گفته میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وَحی الهی در راستای ربوبیت پروردگار عالم است و دادن برنامهای همهجانبه جهت هدایت بشر. حال هرکس در نسبت با وحی الهی میتواند بهرههایی چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی نصیب خود کند. اشراقی که در رابطه با حضرت امام عرض شد در این رابطهی اخیر است و هیچ ربطی به وحی الهی که بر پیامبران میشود، ندارد. ۲. آری! فکر میکنم جهان ظرفیت چنین حضوری را دارد و همانطور که شما میفرمایید همهی انسانها باید احساس کنند در جهانی زندگی میکنند که آن جهان، از آنِ آنها است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منِ انسان یا نفس ناطقهی او همان «جان» یا «روح» اوست. به جهت تشکیکیبودنِ آن است که مرتبهی مادون آن را به مرتبهی مافوقش نسبت میدهیم، وگرنه از جهت حقیقت، روحِ انسان همان منِ اوست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به اینکه بالاخره باید به هوش مصنوعی برنامه داد، پس میتوان گفت باز آینده از آنِ انسانها است و با توجه به اینکه جهان مدرن با همهی تحقیقات علمیاش نتوانسته جوابگوی ابعاد معنوی انسانها باشد، جهان آینده جهانِ رجوع انسانها به سوی معنویت است و امکان دارد در کنار همین پیشرفت علمی، آن حضور معنوی به ظهور آید 2- علامهی طباطبایی همینطور میفرمایند که آنچه دین به بشر پیشنهاد میکند، امری تحمیلی بر انسان نیست، بلکه جوابگوییِ همان ابعاد فطری بشر در آن نهفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح دعای سحر حضرت امام نکات خوبی در رابطه با توحید دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده نگاهی است که انسان در مواجهه با غرب باید داشته باشد. اگر در سنت قدسی و عقلانی با غرب مواجه شویم، نه غربزده میشویم و نه از خرد مدرن بیرون میمانیم و در این مواجهه ابن عربی و صدرا افقهای خوبی را در مقابل انسانها میگشایند زیرا ذات این دو فکر بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد به «وجود» نظر دارد. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در توصیف حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» میفرمایند: «یک نمونهی دیگر از این تحوّل در نگاه به دین و مسائل دینی، پافشاری بر تعبّد بود، در عین نگاه نوگرایانه به مسائل؛ یعنی امام، یک فقیه نوگرا، یک روحانی نوگرا بود؛ به مسائل با چشم نوگرایانه نگاه میکرد؛ در عین حال به شدّت پابند به تعبّد.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: خدا را شکر کنید که متوجه هستید خداوند شما را متوجهی عالَم کیفیتها کرده. ثانیاً: بدانید خداوند این عطا را از طریق همین سربازیِ حضرت امام زمان «عجلاللّهتعالیفرجه» به شما داده است. ثالثاً: آری! این مشکلات هست ولی باید از این پل صراط عبور کرد و نه اینکه مأیوس شویم. همان خون دلی که حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» در همان دورانها خوردند ولی راه خود را ادامه دادند؛ امثال شماها نیز باید بخورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:به نظر بنده موضوع در اینجا امری فطری است که انسان ها به دنبال کاملترین محبوب میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده هم معتقد به الهامی هستم که به سوی پزشکانِ دلسوزی که در بستر انقلاب اسلامی قدم میزنند، میآید و موجب عزّت انقلاب اسلامی خواهد شد. عرایضی در جواب سؤال شمارهی ۲۶۶۹۷ شده است بد نیست به آن جواب رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد: درد دلی داشتم خواستم اینجا مطرح کنم. آن روز جمعه صبح رفته بودم نانوایی شخصی بهم گفت سردارمون رو زدن کاملا شکه شدم. اومدم خونه پیام رهبر رو دیدم ولی اروم نشدم دو روز تمام گریه کردم اروم نشدم. استقبال با شکوه خوزسنان رو دیدم مقداری تسلی دل بود ولی اروم نشدم دل فقط یک چیز می خواست من هم برم گفتم میرم تشییع سردار اونجا رهبری چیزی میگه اروم میشیم ولی رهبری گفت «الحقنا بهم» حالمون بدتر شد. رفتیم تشییع ولی اروم نشدم. قید کارم رو زدم دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم. بیست و دو بهمن شد رفتیم جشن سالگرد پیروزی و ... امیدهایی که برای امسال آدم تو اون جشن حس می کرد ولی ارامش و قرار نیومد. استاد شما می دونید آرامش را کجا میشه پیدا کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرامش در همان اشکی است که بدون اختیار با یاد حاج قاسم عزیز جاری میشود. مگر نخواندهای که آن مردِ بیقرار که بعد از ملاقات شمس تبریزی، ۳۰ سال بیقرار بود، فرمود:
جملة بیقراریات از طلب قرار توست طالبِ بیقرار شو تا که قرار آیدت
جملة نامرادیات از طلب مراد توست ورنه همه مرادها جمله نثار آیدت
آن نفسی که با خودی بسته ابر غصهای آن نفسی که بیخودی مه به کنار آیدت
آن نفسی که با خودی یارکناره میکند وآن نفسی که بیخودی باده یار آیدت
آن نفسی که با خودی همچو خزان فسردهای وآن نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت
حاج قاسم تجربهی بیقراری در این دنیا را به ما عطا فرمود، حالا میخواهی هم یاد حاج قاسم را داشته باشی و هم با قرار باشی؟!! چرا بیقراری را در این تاریخ، عین زندگی ندانیم؟ مگر رهبر معظم ما که حاج قاسم جانش را فدای او میکند؛ یک لحظه قرار دارند که ما به دنبال قرار باشیم؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه حضور و فهم مبارکتان باد! بخواهند و یا نخواهند تاریخِ بشر امروز تاریخ تدبّر و گشودگی نسبت به سایر انسانها و اندیشهها است و از این جهت آن نوع ضدیّتها، تاریخش گذشته است، جزیرههایی میشوند تنها و عموماً گرفتار خودخواهی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بعضی از صوتها مثل صوتهای «معرفت نفس» بد نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه بالاخره در کتب احادیث ما، احادیثی ضعیف وارد شده، سخنی نیست و عقل منوّر به آیات و روایات، با تعمقِ خود متوجهی این ضعفها میشود. کاری که فقهای ما در موضوعات فقهی انجام میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نمیتوان از نظر تکلیف، واجب دانست. ولی همانطور که در جزوهی «مسئولیت فهم حرکت اربعینی در این تاریخ» عرض شد لازم است بفهمیم چه چیزی در حال وقوع است. جزوه بر روی تابلو یا بنر سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مورد از مواردی است که باید با مشاوری در میان گذاشته شود که روحیهی هر دوی شما را میشناسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بعد از چشیدن «حکمت متعالیه» و درکِ فهمی که در قوم ایرانیشیعهی ما به ظهور آمده، برای مطالعهی «هستی و زمان» شرح آقای دکتر صافیان خوب است. به نظرم مرکز سها، صوت آن درس را در اختیار دارد. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار در روایت آمده: لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّهِ شادی و خرسندی هنگام افطار به چه معناست؟ آیا مرتبط به فرح و شادی روحی روزه دار است؟ اگر هست توضیح بفرمایید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همینطور باشد. از آن جهت که از یک طرف از حجابهای أنانیت خود و سیطره میلهای به دنیا و غذا فاصله گرفته و از طرف دیگر که مهمتر از جهت اول است؛ افقی است که در مقابل او به صورت تکوینی گشوده میشود و آن احساس حضور نفس ناطقه او است در عالَم و عوالمی که نفس ناطقه تکویناً در آن عوالم حاضر است. و در همین راستا میباشد که وقتی نفس آرامآرام روزه و روزهداری را در این بستر و به این معنا شناخت، دیگر گرسنگی او که نهیب نفس امّاره است، قدرت چندانی نخواهد داشت و به راحتی میتواند اینچنین بسراید: «اگر نفس بنالد بگیریم کریها». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً هنوز کارها برای تحقق غیبت و ظرفیتی که شیعیان بتوانند غیبت را در نبود امام درک کنند؛ به اتمام نرسیده بود. جناب استاد غنوی نکات خوبی در موضوع «وکالت» به عنوان مقدمه غیبت در مباحث خود دارند. موفق باشید
