باسمه تعالی: سلام علیکم: ازدواج شرعی زن و مرد، رابطهای عرشی بین آن دو پیش میآورد. آن همسری که فوت کرده، دیگر در جهانِ خودش حاضر است و نسبتی با این جهان ندارد. سری به تفسیر آیه «فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنْسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ» در المیزان بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوهی «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم» که روی بنر سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً مکرر عرض شد این افراد تنها با نحوهای از مجردبودنِ روح روبهرو میشوند که شاید حتی سکرات هم به حساب نیاید چه رسد به روبهروشدن با فرشتهی قبض و پیرو آن، روبهروشدن با دو فرشتهی نکیر و منکر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا وقتی هم که تمدنی در عین جداییِ از دین مدعی ضد دین هم نباشد، عملاً با دینی که میخواهد همهی مناسبات انسانی را در توحید معنا کند، به مقابله با آن دین میرسد و این هم یکی از تزویرهای فرهنگ مدرن است که در عین ادعایِ ظاهری غیر دینیاش، عملاً ضد دین خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب در این مورد زیاد است. از «تجدید الاعتقاد» خواجه نصیر بگیر تا «جهان بینی»های شهید مطهری. شاید کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست، به کار آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به دروسی که باید یک طلبه به طور رسمی دنبال کند؛ ضرری نرساند بسیار کار خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. پیشنهاد میکنم بعد از مطالعهی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آنها، به شرح تفسیر سورهی حمد امام جهت مطالعهی «وحدت وجود» بپردازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی میفرمایند این که فرشتگان متوجه بودند زمین به جهت محدودیتی که در مقایسه با عالم مجردات دارد اقتضای خون ریزی و فساد به همراه دارد لذا ملائکه معتقد بودند خلیفهی خدا باید فرشته باشد و خداوند به آنها فرمود «انی اعلم ما لا تعلمون». بنا بر این لازم نمیآید انسانهایی قبل از آدم در زمین باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در راستای هدایت انسانها هیچگونه فروگذاری نکرده است تا انسانها کلیّت زندگی را بشناسند و با عقل و تجربهی خود در امور جزئی، خودشان زندگی را ادامه دهند. آری! اگر فرمود: «اطلبوا العلم و لو بالصین» در همان بستر کلی میتوان از نگاه سایر ملل بهره برد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد سؤالهایی از طرف کاربران محترم در زمانهای مختلف شده و بنده نیز عرایضی داشتهام خوب است که به آن جوابها رجوع شود. مثل سؤال و جواب شماره 25063 و 27034 . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نفخهی اول، همه به عالَم برزخ منتقل و در آنجا حاضر میشوند حال، چه اندازه عالم برزخ باقی است تا عالم و آدم مستعدّ تجلیات قیامتی پیدا کنند و نفخهی دوم بوزد؛ والله اعلم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: می فرمایند اگر بدن در آب غرق شود و یا توسط حیوانی خورده شود، قبر او شروع میشود و شب اول قبرش هم همان شب است. ولی اگر نه! وقتی دفن شد، شب اول قبرش شروع میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به این بزرگان حق بدهید که به کارهایی که برای خود تعیین و تعریف کردهاند برسند. پیشنهاد بنده آن است که کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید و از برنامهی ورزشی که به خود میدهید نیز غافل نباشید. در این مورد اخیر میتوانید به قسمت سوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید وقتی متوجه باشیم حرکتی توحیدی در تاریخ به میان میآید، آن حرکت با انواع تنگناها روبهرو خواهد بود، از جبههی استکبار و جاهلیتِ بیرونی بگیر، تا تنگناهای تاریخی درونی و تا نفس امّارهی ما که گاه و بیگاه سر بر میآورد. ولی با اینهمه از عجایب روزگار اینکه خدا کار خود را میکند. صحنهای مثل مقابلهی قارون منطقه یعنی آل سعود را با فقیرترین کشور منطقه یعنی یمن، به وجود میآورد تا نشان دهد بنا گذاشته است در این تاریخ آبروی صاحبان زر و زور و تزویر را ببرد. نه! کارها دارد به نور توحید جلو میرود. بنده و امثال بنده باید در این فرآیندِ خاص جای خود را مشخص کنیم وگرنه خداوند همان بلایی که بر سر آل سعود در منطقه آورد که نه راه پس دارد و نه راه پیش، بر سر قارونهای داخلیِ ما میآورد. برو برگرد هم ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه نباشیم با چه انسانی روبهرو هستیم، علیالقاعده متوجهی جهانی که باید در آن قرار بگیریم، نخواهیم بود. بشر امروز دارای دو شاخصهی جهانیبودن و آزاد از سوبژه و اُبژه، نظر به حقیقتداشتن، خود را معنا کرده است و غفلت از این، غفلت از همهچیزی است که انسان در این زمانه میتواند در آن قرار گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که فعلاً راهی که پیش آمده است را ورود کنید إنشاءاللّه خودتان با همّت و دلسوزی در همان مسیری که فعلاً پیش آمده است، مؤثر خواهید بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهادت به آن معنایی که مستقیماً آن حضرت را شهید کرده باشند؛ غیر از آن است که به گفتهی بعضی از مورخان خانم جوانی که هیچ سابقهی بیماری نداشتند یکمرتبه با سقطی که حتی ابن ابی الحدید بالکنایه متذکر آن است، آنچنان از دنیا میروند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برای تحقق عزّت اسلام. ۲. در منظر خود، حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» را به عنوان استاد راه یافتند. ۳. رهبر معظم انقلاب را مافوقِ آنکه بخواهند از رهنمودهای ایشان تبعیت کنند، تصدیق کردهاند و خود را با آهنگِ این مرد الهی هماهنگ نمودهاند. ۴. باید خود را توانسته باشند در جهانِ پر از بیمعنایی درست معنا کرده باشند. عرایضی در جزوهی «در جستجوی عشق گمشده در محضر شهدای هویزه» شده است که إنشاءاللّه این روزها بر روی سایت قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. آری! انسانهای بصیر اتفاقاً در دلِ همین حادثههای به ظاهر در حالِ سیطره، متوجهی روح توحیدی در حالِ ظهور میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم شرح نامهی ۳۱ نهجالبلاغه که بر روی سایت هست، بتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تحلیل بدی نیست. ولی فراموش نفرمایید که همراهان حضرت مسلم در آن حدّ با حضرت همراهی نکردند و سپاهِ چهارهزارنفری وقتی جناب مسلم خواست به دارالعماره نزدیک شود، به ۳۰۰ نفر تقلیل یافتند و آن ۳۰۰ نفر هم آن حضرت را یکی یکی رها کردند. در این مورد بد نیست به جلد اول جزوهی «هویت گمشدهی شیعه» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر تفکر به طور صحیح جلو برود همواره در بستر «وجود» انسان را جلو میبرد و «وجود» در عین تشکیکیبودن همواره «وجود» است و نه عدم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طرحی که آقای بیکن و یا کانت در شرایط تاریخی خود مطرح میکنند مطابق روح تاریخی خود و آمادگی مردم آن زمان است و به همین جهت بنیاد تاریخی آنها میشود. در این مورد در شرح کتاب «خرد سیاسی در جهان توسعهنیافتگی» عرایضی نسبتاً مفصل شد. اگر بخواهید فلسفهی غرب را دنبال کنید در هر صورت نمیشود از آن نگاه که آقای دکتر داوری مدّ نظر قرار میدهند، غفلت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بندهی خدا! که خدا خیر دنیا و آخرت نصیبت کند و در مسیر اشارات به کتابِ «مصباح الهدایه» آنجا روی که کتاب به آنجا اشاره دارد. مگر خمرهی رنگرزی است که به این آسانی بشود صوت را تبدیل به کتاب و جزوه کرد؟!!!! موفق باشید
چند سوال داشتم که ذهن مرا مشغول کرده میخواستم تحلیل نمایید و درستی و غلطی آن را بیان کنید و اگر ناقص است تکمیل نمایید تا به شکی که در چیستی خداوند دارم پاسخ دهم. ۱. کمالات از وجود ناشی میشوند اگر کمال مطلق بخواهد وجود داشته باشد لازمه اش این است که وجود بدون حد داشته باشیم و این وجود بدون حد زمانی تحقق مییابد که عدم حقیقتی نداشته باشد تا وجود به آن حد عدمی محدود نشود. عدم حقیقت ندارد. حال چرا عدم حقیقت ندارد؟ چون اگر عدم حقیقت داشت وجود خواهد داشت و این میشود وجود و دیگر عدم نیست و عینا همین حکم نامحدودیت برای این عدمی که فرض شده و در اصل وجود است میبایست تعمیم یابد یعنی همین عدم که وجود دارد و در اصل همان وجود است و نمیتواند ناقص باشد زیرا در این صورت محدود به حد عدمی میشود. بنا براین تشکیک در وجود باطل میشود نمیتوان موجودات ناقص را دارای وجود ضعیف قلمداد کرد چون وجود به جهت نبودن عدم هیچگاه ضعیف نمیشود و موجودات ضعیف ظهورات صفات خدا در حدی که حکمت خدا اقتضا میکند هستند. ۲. آیا خدا میشود خود را معدوم کند؟ خیر محال است زیرا عدم حقیقتی ندارد اگر برای عدم که حقیقتی ندارد وجود فرض کنیم اینطور میشود که خدا بخواهد خود را تبدیل کند به حالتی که وجودی ندارد یعنی چیزی میبایست غیر وجود (همان حالت) وجود داشته باشد که خدا به آن مبدل شود حال انکه وجود مقابلی ندارد و غیر وجود تحققی ندارد. ۳. آیا خدا موجودات را از عدم آفریده و از نیستی به هستی آورده؟ امکان ندارد زیرا اولا عدم تحقق ندارد و وجود خدا چون لایتناهیست نمیتوان وجودی به آن اضافه کرد. پس این موجودات چیستند؟ جواب اینکه خدا ازروی فیض خود هستی خود را به شکل موجودات مختلف ظاهر ساخته و همه از قدرت و حول و قوه الاهی ند و در اصل فقط خدا وجود دارد و این منی هم که انسان با آن احساس استقلال میکند ظهوری محدود از وجود خداست. ۴. آیا موجودات را میشود خدا معدوم کند؟ خیر چون عدم تحققی ندارد حقیقت معدوم شدن یعنی تبدیل وجود به عدم وقتی عدم وجودی ندارد وجود نمیتواند به چیزی که نیست تبدیل شود. حال پس چرا میگوییم من اینجا هستم و فلان جا نیستم این از روی عدم من در جای دیگر نیست؟ خیر وجود من در این مکان ظهور وجود خداست و این ظهور به اندازه اقتضای حکمت خداست و چون در جای دیگر ظهور صفات وجودی خدا صورت نگرفته به ذهن متبادر میشود که عدم وجود من در آن جای دیگر تحقق یافته.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همینطور است. آری! «وجود» در نسبت با ما دارای مراتب و شدت و ضعف است و نه در رابطه با خودش 2- نکته خوبی است. ۳. آری! در علم خداوند امکان هر موجودی هست و خداوند آن موجود را که در علم او امکان تحققش هست، وجود میدهد و به آن میگوید: «کُن فَیَکون» بشو و میشود. ۴. نابودکردن موجودی توسط خداوند به معنای گرفتن فیض وجود از آن موجود است. موفق باشید
