بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27109

برزخ مومنینبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد اگر انسان عزم استفاده از معارف را داشته باشد ولی مرگ به او این اجازه را ندهد سیر او در برزخ و قیامت چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایات ما خبر از آن می‌دهند که همه‌ی آنچه را که آگاهانه اراده کرده است، برایش محقق می‌شود. موفق باشید

27091
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض تبریک ویژه بمناسبت ولادت قمر بنی هاشم. دیدگاه برخی از مکاتب مبنی بر اینکه سیر تکاملی بشر رو به افول و تنزل است و وقوع خاتمیت و ختم ارسال انبیا و نیز وقوع غیبت و فقدان حضور امام معصوم، خود دلیل محکمی مبنی بر عدم قابلیت و شایستگی بشر در آخرالزمان برای درک حضور رهبر و راهنمای شایسته است آیا بر مبنای دیدگاه تشیع مطلب صحیح و متقنی است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این جمله‌ی حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌‌علیه» فکر کنید که فرمودند منتظر مصلح، خودش باید صالح باشد. و به مدد خود حضرت، بحمداللّه ملت ایران راه تعالی بشریت را در پیش گرفته. و در همین رابطه رهبر معظم انقلاب در روز مبعث فرمودند: «ملت ایران علیرغم بعضی از ظواهر، قدرت ایمان‌شان و رسوخ ایمان در دل‌هایشان خیلی زیاد است». و بعد فرمودند: «بنده با قاطعیت عرض می‌کنم که ملت ایران، ملت صبوری هستند». و این حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است از طریق ملت ایران، آینده‌ی درخشانی را به جهان بشریت عرضه کند جهانی که کاملاً آینده‌ی خود را در فضای سکولار، تیره و تار کرده است و به خطا با انواع سرگرمی‌های غیر شایسته می‌خواهد از آن آینده فرار کند. موفق باشید  

25641
متن پرسش
سلام استاد: من پاسخ هایتان را در مورد عدم نیاز به استاد سیر و سلوک بعد از انقلاب اسلامی به برکت آیت الله خمینی مطالعه می کردم. شما گفتید که شهدا (ره) صد ساله را یک شبه طی کردند و امثال مثل شهدا و چمران ها الگو هستند. ۱. من دقیق متوجه نشدم منظور شما از این که فرمودید راه این افراد را بریم یعنی چه؛ روششان چه بوده؟ ۲. من جایی خوندم که شهدا یکبار فقط در وجه الله می نگرند و حسرت آن یکبار را می خورند و دوست دارند دوباره به دنیا برگردند و دوباره شهید شوند و دوباره در وجه الله بنگرند و اینکه آیا شهدا اسفار اربعه را در یک لحظه طی می کنند؟ آیا بعد از شهادت به فنای ذاتی می رسند؟ ۳. من یک چند وقتی است که با عرفان آشنا شدم و خیلی تغییر کردم ولی احاس رکود می کنم و سیرم مثل تناوبی یعنی یک روز حالم خیلی خوبه و مراقباتم خیلی قوی و حضورم در نماز خیلی خوبه یک روز کاملا برعکس نبود حضور قلب در نماز گذروندن روز بدون مراقبه و در غفلت کامل که معمولا هر دو هفته یکبار دو سه روز همچین رکودی پیدا میکنم که اون چند روز به دلیل اینکه هیچ شوق و اشتیاقی به خدا و عبادت ندارم، دچار افسردگی بسیار بسیار شدیدی میشم که از چهرم کاملا معلومه و در اون چند روز هیچ اومیدی به زندگی کردن ندارم و دعا می کنم که از دنیا برم (به شدت حالم بد میشه) که هر بار خدا لطف میکنه دوباره من رو ظرف چند روز به حالت قبلی برمی گردونه که البته حداکثر حالم مدت زیادیه که از یک حدی بیشتر نمیشه و هیچ فتح بابی رخ نمیده البته این حالت های رکود تناوبی و مکرر یکی از ضرر هایش سو ضن به خداست. استاد از شما خواهش می کنم که راه حلی بگید تا اینکه متناوبا دچار رکود نشم. چون واقعا در زندگیم سخت از روز های رکود و بی رغبتی به خدا رو تجربه نکردم. سعی خودم هم برای ترک محرمات می کنم ولی فایده ای نداره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شهداء با نظر به حضرت امام جلو رفتند و او را در امور جزئی و اخلاقیِ خود مدّ نظر داشتند. ۲. بلی. ۳. «ای بردار! عقل یک دم با خودآر / دم به دم در تو خزان است و بهار». خوب است سری به کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی بزنید

25467
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: حدودا ۲۰ سال پیش که با تعدادی از دوستان بنا داشتیم کار با قرآن را شروع کنیم این یادداشت از شما به دستمان رسید: [چنانچه خواهران و برادران مایل هستند از نوارهای شرح المیزان تحت عنوان فایلهای نوارهای لب المیزان استفاده کنند رعایت موارد زیر ضروری است: الف) نباید از نوارها مانند گوش دادن نوار یک سخنرانی استفاده کرد بلکه ابتدا باید تصمیمات تصمیم گرفتن درس باشد یعنی اینکه در محل خلوتی قلم و کاغذ و قرآن را آماده می کنیم آیه مورد بحث را جلو خود قرار می دهیم یکی دو بار از روی آیات مورد بحث می خوانیم معنای آن را می فهمیم سپس با ذهنی آماده ضبط صوت را روشن می کنیم و ذهن را متمرکز می کنیم و نکات مهم بحث را یادداشت می کنیم (نه همه کلمات گفته شده را بنویسید و نه بدون نوشتن نکات مهم با مسئله برخورد کنید) بعد از تمام شدن نوار یکبار یادداشتتان را مطالعه کنید و نکات تکراری را حذف کنید تا معلوم شود نکات مهم و عمده این جلسه چه بوده است در پایان سعی کنید آن نکات مهم را با تکرار به ذهن خود بسپارید. ب) در جلسه آینده ابتدا یادداشتهای جلسه گذشته را سریعا مرور کتید و کار را مثل نوار قبلی شروع کنید. ج) پس از آنکه به این ترتیب یک سوره تمام شد بدون اینکه عجله ای برای گوش دادن سوره بعدی داشته باشید یادداشتهای کلی سوره ای که گوش داده اید را مطالعه کنید و بعد چندین بار با تامل آن سوره را از روی قرآن می خوانید بخصوص در هر روز صبح قرائت همان آیات در دست مطالعه را تکرار کنید. د) چنانچه در حین کار سوالاتی برای شما پیش آمد بدون اینکه ذهنتان را مشغول آن سوالات بنمائید به کار کردن روی سوره ای دیگر همچنان که گفته شد ادامه دهید. تا ان شاءلله پس از مدتی خودتان توان جوابگویی به سوال را پیدا خواهید کرد. ه) پس از آنکه حدود ۶۰ جلسه نوارهای لب المیزان را به طریق فوق مطالعه کردید آهسته آهسته می توانید در حین گوش دادن نوارها به طریقی که گفته شد به خود تفسیر قیم المیزان در رابطه با همان آیه و همان سوره رجوع کنید ولی سعی کنید ارتباط خود را را با نوارها قطع نکنید در طول سال تحصیلی هفته ای یک نوار مطالعه بفرمایید تا روحیه توجه به قرآن همچنان در روح شما حاضر باشد و قدرت تجربه و تحلیل شما نسبت به کل حوادث زندگی از زاویه نگرش صاحب هستی تصحیح گردد فقط باید توجه داشته باشید که در قرآن اسرار کل هستی نهفته است و اسرار با تدبر و تفکر عمیق و با حوصله ای زیاد در اختیار ما قرار می گیرند و نه با مطالعه پشت سرهم و بدون تامل. و) چنانچه برادران و خواهران دبیرستانی بخواهند از نوارها استفاده کنند بهتر است به صورت گروهی کار کنند به این صورت که یک گروه حداکثر ۱۰ نفری در طول هفته (همه افراد گروه) به طور جداگانه نوار جلسه اول را گوش می دهند و به همان صورت که گفته شد یادداشت برداری می کنند بعد در یکی از روزهای هفته مطالب را بررسی می کنند و آماده برای گوش دادن جلسه دوم می شوند و برای ارائه بحث و رفع اشکال گرد هم می آیند. البته کار گروهی برروی نوارها برای همه برادران و خواهران اعم از دانش آموز یا دانشجو و غیره مفید خواهد بود و برکات خوبی دارد. در پایان از آن کسی که با لطف و کرم خود نور هدایت را بر قلبهای ما می فشاند کمک می خواهیم که ما را ارن عمت بزرگ هدایت محروم ننماید] به امید خدا قرار است سوره مبارکه جاثیه را با جمعی از دوستان شروع کنیم. اگر احیانا نکته ای مد نظرتان است که به متن اضافه شود بفرمایید خصوصا نکته مورد «و» که اشاره داشتید «یادداشتها در جلسه گروهی بررسی شود هر کدام از دوستان یادداشتهای خودشان را بخوانند» از یک طرف تمایل دوستان برای یادداشت برداری کم است. شاید سر زنده ماندن احساس حضوری در جلسه و اینکه جلسه حالت کلاس درس به خود نگیرد مانعی برای یادداشت برداری می شود. خدا را شاکریم از امکاناتی که برای پرسش و پاسخ در اختیار قرار داده اید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه راه خوبی در پیش گرفته‌اید اگر همان‌طور که عرض شد، کار را جلو ببرید. آری! در عین حال به اعضای جلسه سخت‌گیری نکنید. بنده هنوز آن تذکرات را مفید می‌دانم. موفق باشید

24396
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. جایگاه و نقش مزاج در سیر و سلوک کجاست؟ ۲. تا چه اندازه باید روی آن کار کرد و اهمیت داد؟ (مثلا صفراوی مزاج ها زود عصبانی می شوند) اینها را می توان تا چه حد موثر دانست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد نتوانستم به نتیجه‌ی روشنی برسم از آن جهت که حضرت ربّ العالمین با فطرت الهی که به انسان‌ها عطا فرموده و گفته است: «لا تبدیل لخلق اللّه» تمام انسان‌ها در نسبت با سلوک إلی اللّه شرایط مساوی باید داشته باشند. موفق باشید

24172

ما و حافظبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا تفسیر اشعار حافظ ادامه میابد؟ لطفا منبع تفسیر را معرفی کنید و تفسیر را ادامه دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیدوارم بتوانم کار را ادامه دهم. اخیراً غزل شماره‌ی ۷۲ شرح شد در آخرین قسمت بنر قرار داده اند. ممکن است کار بران به انجا نظر نکنند. منبع خاصی برای طرح غزل‌های حافظ نمی‌توانم پذیرا باشم به این معنا که این غزلیات باید اشارات جناب حافظ را برای این تاریخ ما گوشزد کند. ولی به شرح سودی و یا کتاب «حافظ معنوی» از آقای کریم فیضی که سخنان جناب دکتر دینانی را به میان آورده‌اند و چند تفسیر عرفانی که در نرم‌افزار عرفان مرکز کامپیوتری نور هست، رجوع می‌کنم. موفق باشید  

22859
متن پرسش
با سلام مدتی است سوالها در پیام رسان ایتا بارگذاری نمی شود علت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در پیام رسان های ایتا به آدرس  eitaa.com/lobolmizan ودر پیام رسان سروش به آدرس sapp.ir/lobolmizan میتوانید سوال ها و جواب ها را پیگیری فرمایید.

33122

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: در مباحث معادشناسی حدیثی را مطرح کردید از امام رضا (ع) که می فرمایند: هر کس که بگوید قیامت بعد می آید از ما نیست. اگه ممکنه منبع این حدیث رو بگید. من از این حدیث در جایی استفاده کرده ام و از من منبع خواستند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روايت داريم كه راوي از حضرت‌امام‌رضا (ع) مي‌پرسد: مرا از بهشت و جهنم خبر دهيد، آيا هم اكنون آن‌ها خلق شده‌اند؟ حضرت فرمودند: بلي، و رسول‌الله (ص) وقتي به معراج رفتند داخل بهشت شدند و آتش را ديدند. راوي مي‌گويد: عده‌اي از مسلمانان مي‌گويند بهشت و جهنم مقدر شده‌اند ولي خلق نشده‌اند. حضرت فرمودند: آن‌ها از ما نيستند و ما هم از آن‌ها نيستيم:

«مَنْ اَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَالنّار كَذَّبَ النَّبِيُّ (ص) وَ كَذَّبْنا وَ لا مِنْ وِلايَتِنا علي شَيْئٍ وَ يَخْلُدُ في نارِ جَهَنَّم. قال‌الله عزوجل: هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتي يُكَذِّبُ بِهَاالْمُجْرِمُونَ يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَميمٍ انٍ».

پس كسي كه منكر خلقت فعلي بهشت و جهنم شود، پيامبر و ما را تكذيب كرده است و از دوستان ما نيست و براي هميشه در آتش است. خداوند در آيه ۴۴ سوره الرحمن فرمود: اين است جهنمي كه گناهكاران انكار مي‌كردند و هم اكنون گناهكاران بين آن جهنم و آب‌جوشان در حال طواف‌اند.[1] موفق باشید

 

[1] - قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا(ع): يَابْنَ رَسُولِ اللَهِ! أَخْبِرْنِي‌عَنِ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ، أَهُمَا الْيَوْمَ مَخْلُوقَتَانِ؟! فَقَالَ: نَعَمْ، وَ إِنَّ رَسُولَ اللَهِ(ص)قَدْ دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَ رَأَي‌النَّارَ لَمَّا عُرِجَ بِهِ إلَي‌السَّمَآءِ. قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَإنَّ قَوْمًا يَقُولُونَ: إنَّهُمَا الْيَوْمَ مُقَدَّرَتَانِ غَيْرُ مَخْلُوقَتَيْنِ! فَقَالَ(ع): مَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ لاَ نَحْنُ مِنْهُمْ. مَنْ أَنْكَرَ خَلْقَ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ فَقَدْ كَذَّبَ النَّبِيَّ(ص)وَ كَذَّبَنَا وَ لَيْسَ مِنْ وَلاَيَتِنَا عَلَي‌شَيْءٍ وَ خُلِّدَ فِي‌نَارِ جَهَنَّمَ! قَالَ اللَهُ عَزَّوَجَلَّ: هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي‌يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ * يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍ. (توحيد صدوق، باب ما جاء في‌الرُّؤْيَه، حديث 21 ص 118).

31315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: ایام غدیر مبارک باشد، غرض از مزاحمت دانشجو معلم سال دوم و البته اگه خدا بخواد طلبه ای در آینده هستم که با جمعی از دوستان دغدغه مباحث تمدن اسلامی و تحول آموزش و پرورش برای تربیت نیرو انسانی تراز برای تحقق آن و حل مسائل جامعه اسلامی هستیم، و با توجه صحبت رهبری و متفکران دینی از جمله آقا مصباح و ... این موضوع اصل و پر اهمیت می‌دانیم اما در خواست اصلی حقیر و کمک از شما اینه است که ما برای تبدیل شدن به همچین آدمی که بتواند این کار را بکند، دقیق نمی‌دانم چه برنامه ریز و جزیی و عینی داشت که بتوان به این فعلیت رسید از لحاظ علمی، مهارتی، تخصص، روحی و.. که تاثیر گذار است فقط یه سری کلیت در ذهن داریم که ترس از آزمون خطا شدن و از دست دادن زمان یا دوباره کاری داریم؟ حال در سبک زندگی و طرحی ریزی برای سال های آینده از هر لحاظ که ما رو محکم و قوی و مدافع راه انقلاب قرار بده و سطحی نبود، چه باید کرد؟ چه موارد و نکات مختلف باید رعایت کرد؟ هر کمکی که می‌توانید بکنید و دریغ نکنید که دستمان خالی هست! إن شاءالله طول عمر با عزت و با برکت و عاقبتی خوش نصیبتون بشود. ممنون از عنایتتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پشتوانه فکری اولیه را با دنبال‌کردن سیر مطالعاتی سایت تا کتاب «معاد» و شرح آن و مطالعه کتاب «معرفتِ نفس و حشر» و سپس دنبال‌کردن مباحث فلسفه غرب، مقدمات اولیه کاری است که بنا دارید انجام دهید. موفق باشید

30583
متن پرسش
با سلام و تبریک سال نو خدمت استاد اصغر طاهرزاده: اگر ممکن است جوابی به این شبهه بفرمایید! چرا از لحظه ای که بشر توانست حوادث را ثبت و ضبط کند دیگر نه عصایی مار شد، نه دریا شکافت، نه ماه دو نیم شد، نه مرده ای زنده شد، نه انسانی در دل ماهی رفت، نه شتری از دل کوه آمد، نه آتش گلستان شد، نه کسی با حیوانات سخن گفت و نه پیامبری ظهور کرد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در متعالی‌شدن بشر است از ساحت حسّ به ساحتِ فهم. لذا خداوند از مرحله‌ای به بعد با فهم انسان‌ها با انسان‌ها سخن می‌گوید و گفتی آسمانی را به میان می‌آورد.

در راستای آیه‌ی 7 سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران که می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَ مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَ مَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ.» چندین سؤال پیش خواهد آمد که اولاً: چرا باید قرآن، آیات متشابه داشته باشد و ثانیاً: جایگاه تأویل آیات به چه معناست و ثالثاً: چرا آن‌هایی که زیغ و انحراف قلبی دارند می‌توانند از آیات متشابه سوء استفاده کنند؟ جهت جوابگویی به این نوع سؤالات و در رابطه با عظمت زبان قرآن نسبت به استعدادِ تأویلی و متشابه‌بودنِ آیات، نکات زیر مدّ نظر عزیزان قرار می‌گیرد.  

۱. قرآن از یک حقیقت واحدی صادر شده و به همین جهت تمام آیات آن دارای پیوستگی هستند. مشکل آن‌هایی که در قلب‌هایشان زیغ است آن است که کلام خدا را با کلام مردم عادی مقایسه می‌کنند و سعی در توجه ابعاد متعالی کلام خدا ندارد.

۲. آن «اللّه» که جامع کمالات است در قرآن با ما سخن می‌گوید و در سخنان خود، خود را به ما نشان می‌دهد. اگر او را بشناسیم می‌توانیم به سخن او گوش فرا دهیم. قرآن، کلام خدایی است که به سخن آمده و برای ما در کتابش آشکار می‌گردد. باید بتوانیم از طریق قرآن در حضور خدایی قرار بگیریم که با ما سخن می‌گوید. امام صادق «علیه‌السلام» در همین رابطه می‌فرمایند: «لَقَدْ تَجَلَّی اللَّهُ لِخَلْقِهِ فِي كَلَامِهِ وَ لَكِنَّهُمْ لَا يُبْصِرُون‏» (بحارالأنوار، ج‏89، ص107.) بدرستى كه خداوند در كلام خود براى بندگان خود تجلّى كرده است و لي آن‌ها نمی بینند.

۳. قرآن اسرار حضور خداوند در عالم را بر روی ما باز می‌کند از آن جهت که هماهنگ تکوین عالم است. یعنی از یک جهت حضور خدا در عالم و از جهت دیگر حضور خدا در کلام او به میان آمده است و با توجه به این‌که هرکس در کلامش حاضر می‌شود، خداوند در قرآن ظاهر شده آن‌هم در عین هم‌زبانی با انسان‌ها برای آن‌که قدرت درست‌دیدن را به انسان‌ها عطا ‌کند. در همین رابطه خداوند می‌فرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ» (انبیاء/10) حقیقتاً کتابی را برای شما نازل کردیم که در آن به فکر و یاد شما بودیم، آیا در این مورد فکر کرده‌اید؟

۴. قرآن همان «بودنِ» خدا در عالم است، به همان اندازه که برای دین خدا در مظاهر باید «وجودبین» شد[1] و از محدوده‌ی ماهیات عبور کرد، به همان اندازه باید با تدبّر در قرآن و نگاهِ وحدت‌نگر یعنی تمامیتیِ معنادار، خدا را در قرآن دید.

۵. برای شنیدن کلامی این‌چنین گسترده که خدا را می‌نمایاند، باید گشودگیِ لازم را در خود ایجاد کنیم و خود را از تنگناهای سوءِ فهم و سوءِ‌اخلاق آزاد نماییم وگرنه سخن گسترده‌ی خدا را در شخصیت تنگ خود اسیر می‌کنیم، و این است معنای تفسیر به رأی.

۶. برای گوش‌سپردن به سخن خدا لازم است ابتدا به «خود» گوش فرا دهیم تا بیابیم فطرت ما چه‌چیزی را طلب می‌کند و با این گشایشِ اولیه می‌توان به سراغ خدا رفت و از ضیقِ قلبی آزاد شد. شنیدن سخن خدا با گوشِ فطرت ممکن است و آن تنها گوشی است که همواره در مقابل سخن خدا گشوده است. مگر نه آن است که تنها کسی که می‌فهمد گوش فرا دهد؟

موفق باشید


[1] - «وجودبینی» به همان معنا است که انسان‌ها در عهد ألست آن‌گاه که حضرت ربّ العالمین فرمودند: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» آیا من پروردگار شما نیستم؟ و بشریت در آینه‌ی مظاهری که نمایشگرِ ربوبیت حضرت ربّ بود، ربوبیت او را دید و عرض کرد: «بَلَى شَهِدْنَا» آری می‌بینم. و واقعاً نوعی رؤیت در صحنه بود. در حالی‌که اگر بحث ذات حضرت حق در میان بود، ذات قابل رؤیت نیست و «وجودبینی» به همین معنا است.

30455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به این که مبنای فکری و فلسفی طب سنتی ایران، مثل کتاب معروف قانون بوعلی، طبق فلسفه ارسطویی است و با وجود تمام مزایا و ویژگی های برجسته موجود در کتب طب سنتی که در قالب فلسفه ارسطو پایه ریزی شده، چه می‌شود که از مبانی فکری و فلسفی دیگر حکما و فلاسفه مثل شیخ اشراق و حکمت متعالیه غفلت شده و یک بار طب را با نگاه حکمت متعالیه تدوین نمی‌کنیم. اصلا چرا نباید طب را با نگاه ابن عربی پایه ریزی کرد‌‌؟ در این اینکه این کار انجام نشده و اگر شدنی شود قطعا در طول زمان شاهد رشد روز افزون طب خواهیم بود، به نظر بنده شکی نیست. اما مشتاقم استاد بزرگوار در صورت امکان چند مثال را به عنوان نمونه از طب، طبق حکمت متعالیه و یا طب با نگاه ابن عربی را ذکر کنند. قصد دارم کمی در این ماجرا به صورت کلی آشنایی پیدا کنم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موضوعات ورودی نداشته‌ام که بتوانم رابطه‌ای بین حکمت متعالیه و طب سنتی پیدا کنم. ظاهراً آیت الله حسن‌زاده‌ی آملی در این موارد قدم‌هایی برداشته‌اند. موفق باشید

30314
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در بحث مراقبه ماه رجب فرمودید ۴ مرحله هست و اذکار باید با مراقبه جای خودش بنشیند.‌ که مرحله اول استغفار و رجوع به حق است و فرمودید همین ذکر استغفرالله و اسئله التوبه هست. مرحله دوم: فرمودید همواره خودش را در پیشگاه خداوند احساس کند، تذکر و اندیشه یگانگی و همین ذکر استغفرالله الذی لا الا هو وحده لا شریک له. مرحله سوم: با مداومت مرحله قبل اندیشه یگانگی به احساس یگانگی می رسد. حس زیر نظر حق بودن، توحید صفاتی. مرحله چهارم: مداومت مرحله قبل و احساس تبدیل به شهود شود توحید ذات، «استغفرالله ذلجلال و الاکرام من جمیع الذنوب و الاثام» مرحله سوم با کدام ذکر می تواند هماهنگ باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در ذکر فوق مقام فنایی مدّ نظر باشد زیرا نظر به جلال او دارد و توجه به موانعی که در راه است نسبت به جلال او. از حضرت محبوب تقاضا دارید نسبت به جلالش، همه‌ی تعلقات را بزداید تا ما باشیم و خلوت‌خانه‌ی محبوب. موفق باشید

30262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: با عرض ادب و احترام خدمت شما و گروه فرهیخته المیزان آیه ۵۱ سوره مبارکه انبیاء می فرماید: «و لقد ءاتینا ابراهیم رشده من قبل و کنا به علمین» «ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از شایستگی او آگاه بودیم» استاد، یه چیزایی در رابطه با عین ثابته میدونم، آیا این آیه اشاره به عین ثابته حضرت ابراهیم داره؟ اگه اینطوره پس فقط حضرت ابراهیم میتونسته حضرت ابراهیم بشه. من همیشه به شهید حججی و شهید حججی ها غبطه میخورم و سعی می‌کنم خودم را در سبک زندگی و سلوک و عالم آنها قرار بدهم. ولی یه حسی بهم میگه فقط شهید حججی میتونسته شهید حججی بشه و بس و تو زحمت بکش و در این مسیر از پستی و بلندی ها عبور کن و تضرع کن تا به آن چه که متناسب با خلقت توست برسی. «الا یا ایها الساقی ادر کاسا» چه کنم تا هوای دوست بیشتر مرا جذب خودش کند؟ چه کنم تا رو سفید شوم؟ چه کنم تا یار بپسندد مرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد انبیاء، بحث فرق می‌کند. در ابتدای کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرایضی در این رابطه شده است. ولی برای رسیدن به مقام‌هایی همچون مقام شهید حججی‌ها، راه باز است. مگر همین امروز، کم حججی داریم؟!! موفق باشید

29656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام:استاد من تو حال و هوایی فراتر از مادیات و محسوسات بزرگ شدم و سالها انس داشتم با احساس های غیر مادی تا اینکه خوابهای وحشتناکی دیدم و از ترس اینکه اون خوابها تکرار نشن، مسیرم رو عوض کردم و بعد درگیر امیال جوانی شدم و غرق در دنیا. الان چند سالیه که فقط با مادیات زندگی می‌کنم ولی جای خالی عوامل غیرمادی رو به شدت توی زندگیم می بینم و برای اینکه به جواب سوالات بیشماری که دارم برسم نیازمند کمک های غیر مادی هستم. ضمن اینکه عقلم دست از سرم برنمی‌داره و تشنه ی معنویت هست. با این اوصاف تصمیم گرفتم یه بار دیگه از نو شروع کنم و ببینم باز هم اون خوابها میان یا نه تا اگه نیومدن سراغم مسیرم رو ادامه بدم. سوالم به طور مشخص از شما اینه که اگه امشب شروع کنم به تزکیه ی نفس و روح، چند روز طول میکشه تا اولین نشانه های معنویت رو مجددا ببینم؟ خواهش می‌کنم یه عدد بگید و اگه بازه ای از اعداد هم باشه مشکلی نداره. چون برام خیلی مهمه و توی تصمیمم اثر داره. مرسی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که بتوان برای این امور زمان تعیین کرد، فکر نمی‌کنم ممکن باشد. به گفته‌ی جناب عطّار: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

29651

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ۱. ببخشید منظور از ترسیدن شیطان در این آیه چیست؟ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ۲. تفسیر انفسی حور العین و غلمان چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً شیطان هم از حضرت حق خوف دارد از آن جهت که بخواهد پا را از گلیمی که برایش تعیین کرده‌اند و اذنی که به او داده‌اند، جلوتر بگذارد. ۲. در مباحث تفسیری سوره‌ی واقعه تا حدّی در رابطه با «حورالعین» و «غلمان» عرایضی شده است. خوب است به صوت آن مباحث رجوع شود. موفق باشید

29345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: ممنونم از فرصتی که می‌گذارید. بنده پزشک هستم. از اول عمر چون در خانواده نسبتا مذهبی بودم به طور عامی دین و خدا و.. را شناختم. بزرگتر که شدم بیشتر با انقلاب و شهدا و استادان بزرگی آشنا شدم و به دین اسلام علاقمند شدم دوران دانشجویی هم خیلی فعال در مسائل مذهبی و انقلابی بودم. حالا هم می‌دانم خدایی هست و حق بودن انقلاب و شهدا و... را قبول دارم ولی قلبا خدا را نمی یابم. نمی‌توانم با خدا ارتباط بگیرم و با او حرف بزنم. حتی گاهی با خودم می‌گویم خدا کجاست. اینکه اگر من در نماز تمرکز کنم و به خدا فکر کنم و به مراسم مذهبی بروم خدا را پیدا می‌کنم و اگر از این کارها فاصله بگیرم دیگر انگار خدا نیست یعنی چه؟ می‌دانید چه می‌گویم؟ گاهی این فکر در ذهنم می آید که اگر خدا هست باید در هر صورت من او را حس کنم. چه به او فکر کنم چه نکنم. چه به خودم تلقین کنم که در محضرش هستم چه نکنم. اینکه من هی به خودم بگویم خدایی هست و امام زمانی هست و با آنها حرف بزنم ولی هیچ جوابی دریافت نکنم مرا آرام نمی‌کند. الان فکر می‌کنم علت اینکه در گذشته مومن بودم این بود که بیشتر عبادت می‌کردم و جاهای مذهبی می‌رفتم و در جمع آدمهای مومن بودم. حالا که این کارها را نمی‌کنم ایمانم کم شده. چرا؟ مگر ایمان به کار آدم وابسته است؟ چرا؟ خدا اگر هست که باید همیشه باشد. چرا گاهی می‌رود و گاهی می آید. ممنون می‌شوم پاسخم را بدهید. مستاصل شده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در حضور و ظهور خدا نیست، بحث در نسبت ما با خداوند است که بعضاً امور مادی، حجاب احساس آن حضور و ظهور می‌شود. کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» متذکر این امر است. موفق باشید  

29265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من دچار تناقض شدم به خاطر همین در انجام اعمال عبادی سست شدم تا حدی که وقتی صحبت آیه یا روایتی می شنوم برخلاف قبل نمی تونم قبول کنم دلیلش تناقض شنیده و دیده هام هست. مثلا بحت دعا و نماز برای ازدواج بود اما سرنوشتم مدام می گم اگه با دعا و توسل این لیست خواستگار و شوهر منه اگه انجام نمی دادم چی می شد؟ وقتی شوهرم می بینم کاهل و نماز تو جمع همکارا می خونه و فحاش و خسیس و... روز به روز روزی داره و من که فلان کار روزی وسیع می شه و دستورات دیگه مثل گدا باید التماس کنم بعد کلی فحش و ناسزا و تحقیر شدن یک دهم نیازت بهت نمی دهند که برای نون ساده مواخذه بشی. از خودم می پرسم چرا اون اعمال را انجام دادم وقتی می بینم جاریم اهل نماز و... نیست اما شوهر خوش اخلاق و لارج گیرش اومده با تعجب به همه چیز نگاه می کنم. وقتی سیلی خوردم، وقتی کبود شد بدنم، وقتی خانواده و جد عموی شهیدم سر هیچی فحش و ناسزا شنیدم تا طرف دلش خنک شه. وقتی رفتم در خونه اهل البیت و دیدم اتفاقی نیافتاد. حالا میان اشک هام میگم کی صدا می کنی وقتی از افرادی می پرسم می گند امتحان. می گم برای منه پس طرفم چی ولی این جواب پرسش های من نیست. اگه شما هم بگید نمی دونید به نتیجه می رسم جوابی نیست. یک عمر با توهم زندگی کردم. خودم را از خیلی لذت ها محروم کردم به اسم گناه و ... ممنون خدا هستم به خاطر نعمت هاش. این سیوال ها اونقدر اذیتم می کنه که شوهر و آدم های مثل اونا را عزیز کرده های خداند که کاری بکنند اشکال نداره و امثال خودم چی را گذاشم بگذریم. امیدوارم از طرف شما جوابی بدستم برسه که از حس فریب خوردگی نجاتم بده یا حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به این موضوع فکر نمی‌کنید که اهل دنیا بالاخره اهل دنیا هستند و ما می‌توانیم در دل همین رنج‌ها و سازگاری‌ها قد بکشیم و رشد کنیم و سختی‌ها را وسیله‌ی حضور در جهان معنوی بگیریم؟ امیدوار باشید شرایط تغییر می کند. موفق باشید

27389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت عالم مدرن با تغییر انسان حکیم به انسان ابزارساز که هدفش تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیشتر است، وقتی جهت عالم خود را همین امر قرار داد، مفاهیم و واژگان عمیق را از معنا و باطن جدا کرد و به ظاهر و شیئیت یک امر و مفهوم روی آورد و اساسا معنای مفاهیمی مثل علم و هنر هم از آن باطن ویژه قدسی تهی شد تا سفارش پذیر و تغییر پذیر توسط عالم مدرنیته شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به نظر بنده مقاله‌ی شهید آوینی با عنوان « چگونه هنرها را به خدمت اسلام درآوریم» در این مورد نکات خوبی را مطرح می‌کند. موفق باشید

27364
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت آقا در بیانات روز نیمه شعبان فرمودند و نقل قول از یک سناتور غربی کردند که غرب وحشی زنده است و باطن توحش در حال طلوع در غرب هست. واقعا آیا این زنده شدن غرب وحشی را می توان گفت ریشه در همان نگاه عالم مدرنیته به انسان دارد که معتقدست انسانها را باید از توحش به تاهل و سپس به تمدن رساند؟ یعنی ابتدای امر هم انسان را در توحش می بیند که باید با علوم تربیتی او را به اهلیت رساند و سپس با علوم اجتماعی، او را به تمدن و جامعه آورد؟ این نوع نگاه هر چند بخواهد انسان را متمدن کند ولی نهایتا انسان آن خلیفه الله و محل ظهور جامع اسماء الله و آیینه تمام قد خلقت خالق حکیم نیست، بلکه در مرحله توحشی است که باید اهلی و متمدن شود تازه در مرحله تمدن بکوشد که ارضای امیال و آرزوها کند و صورت ساخته خود را مبنی بر ارضاء امیال و طلب ها بر نظام عالم حاکم کند چنانکه حضرتعالی به ظرافت با اشاره و بیان تفسیری آیه قرآن در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم اشاره فرمودید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است برای درک روح غربی برخورد غربِ مهاجم را به سرزمین سرخپوستان مطالعه کنید. شهید آوینی در مقاله‌ی «چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم» اشاره‌ای گذرا ولی حکیمانه به این امر دارد. موفق باشید

27274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک اعیاد شعبانیه: جزوه مربوط به بحث های سلوکی و اخلاقی را کجا میتونیم پیدا کنیم؟ چون ما صوت ها را گوش میدیم خوبه اگه متن احادیث را هم داشته باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورتان کدام بحث است؟ موفق باشید

26136
متن پرسش
سلام علیکم: با تسلیت ایام شهادت ام الائمه حضرت صدیقه طاهره (س) و شهدای ضایعه اخیر. با توجه به تحقیقات حضرتعالی و اینکه در حوزه شناخت سیره حضرت زهرا (س) از صاحب نظران بشمار می روید، به نظرتان انحراف ستیزی فاطمی در تداوم غدیر با توجه به وعده «ان الله یعصمک من الناس» که وعده حفظ غدیر در طول اعصار است بویژه در قیام اباعبدالله بعنوان نقطه عطف حفظ اسلام ناب و فرهنگ اصیل اهل البیت، چگونه و تا چه حد است؟ به تعبیر بهتر، میزان این روشنگری این بانو در پاسداشت ولایت ویژه در قیام تاریخی حضرت سیدالشهدا تا چه حد است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن حدّ تاریخی که باید با غدیر ادامه یابد، گم نشود و سقیفه خود را پیروز میدان نداند. اگر آن روشن‌گری‌های بانوی بصیر ما نبود تا ابد جهان اسلام در غلظتِ غلیظی فرو می‌رفت که معلوم نبود چه می‌شد. یکی از مصداق‌های تحقق اراده‌ی الهی در وعده‌ی «ان الله یعصمک من الناس» خودِ زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» بودند که خداوند از طریق ایشان رسالت پیامبر را حفظ کرد. موفق باشید

26085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد، آیا از حضرتعالی مطالب و مباحثی در نقد فمنیسم وجود داره که بشه مطالعه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در این رابطه بتواند نکاتی را با شما در میان بگذارد. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید

25291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: می خواستم بدونم برای انتخاب اسم بچه چه فاکتورهایی باید در نظر گرفته بشه، این که یه اسم مذهبی انتخاب کنیم که در اجتماع وجهه خوبی نداره و ممکنه بچه رو مسخره کنن باید در نظر گرفته بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نام اسوه‌های دینی، نام‌هایی هستند که با خود فرهنگ و معانی خوبی را به همراه دارند و در کلّ، صاحب چنین اسم‌هایی محترم خواهند بود. موفق باشید

25071
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: شما در بحث خلیفه اللهی می فرمایید هیچ وقت نمی شود صادره اول و اولین مخلوق یک ملک باشد حتما باید صادره اول یک انسان کامل باشد (کتاب حقیقت نوری اهل البیت تاریخ انتشار ۸۹- ص ۹۲) قبل از آفرینش انسان خداوند جن و ملک را خلق کرده بود اگر از این باب نگاه کنیم اولین مخلوق انسان نیست پس این شبهه در سخن شما ایجاد می شود و نمی توان آن را پذیرفت مگر انکه از جهت آفرینش نور اهل البیت باشه ولی بحث خلقتی که در ایات ۳۰ و ۳۳ سوره بقره هست صحبت نور نمیکنه بلکه خلقت انسان را مطرح می کند علت اینکه فرمودید صادره اول و اولین انسان است پس خلقت قبل خداوند مثل ملک و جن چه چایگاهی دارند آنها اولین خلقت محسوب نمی شوند؟ پس این مفهوم صادر شدن قطعا منظور خلقت نیست میشه لطفا در خصوص کلمه صادر شدن توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که علی‌القاعده اولین مخلوق، کامل‌ترین مخلوق است و در قربِ خود نسبت به حق، حاملِ جامعِ انوار الهی می‌باشد؛ شاید بتوان گفت اشارات آیات ۳۰ و ۳۳ سوره‌ی بقره به اعتبار انسان کامل به عنوان خلیفه‌ی الهی در زمین و در بهشتْ که برزخِ نزولی است می‌باشد و از این جهت فرشتگان و جنّ قبل از خلیفه‌ی الهی در زمین مطرح‌اند و حضرت آدم مظهر صادره‌ی اول‌اند که قبل از هر چیز خلق شده‌اند و پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این رابطه و با نظر به این مقام در وصف خود فرمودند: «اولُ ما خلق اللّه نوری». موفق باشید

24362
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بنده مربی نقاشی کودک هستم و سعی می کنم موضاعات نقاشی که به کودکان آموزش می دهم جوری باشد که اشکال عالی را بکشند تا قوه ی خیالشان را سمت زیبایها ی عالم ببرم یا به نحوی آنها را در خلقت خداوند به فکر ببرم، تا کمک کنم رابطه ی بین خود و عالم را پیدا کنند، و برای کشیدن حیوانات و آموزش آنها هم به رازهای خلقت آنها بپردازم، حال سوالی که برایم پیش آمده در مورد گربه بود عده ای می گویند گربه خوب هست و پیغمبر هم گربه داشت عده ای می گویند نه اینگونه نیست. خواستم از شما بپرسم در مورد نفس گربه؟ و سوال بعدی بنده اینکه آیا درست است که بعضی حیوانات مسخ شده اند؟ بنده می خواهم اشکال عالی را به کودکان بیاموزم که از این حیوانات نباشند، کار درستی است؟ باز به صورت کلی دوست دارم راهنمایی های به بنده به عنوان مربی نقاشی داشته باشید. سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کار خوبی است و نهضت رمانتیک در غرب در همین راستا شکل گرفت تا روحیه‌ی زیبافهمی و معرفت‌بخشی از طرف زیبایی‌ها را متذکر شود. ۲. بنده فکر نمی‌کنم باید با گربه‌ها قهر کرد. ۳. حیواناتی که فعلاً در دنیا هستند و ما با آن‌ها ارتباط داریم هیچ‌کدام انسان‌هایی نیستند که مسخ شده‌ باشند انسان‌هایی که به صورت مورچه یا میمون یا فیل، مسخ شده‌اند سریعاً مرده‌اند. موفق باشید

نمایش چاپی