بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30125
متن پرسش
سلام استاد: میگم ما زمانی که استخاره می‌کنیم خدا پاسخ ما رو میده یا امام زمان (عج)؟ گذشته از قضیه قرآن ناطق بودن و «بکم ینزل الغیث» و سایر عبارت های جامعه کبیره درباره ائمه (ع)، حضور و هشیاری ای که حین مناجات با خدا و گرفتن استخاره برای انسان ایجاد میشه شبیه همون حال و هوا و حضور در حرم امام رضا (ع) هست. برای همین می‌پرسم که درسته ما با خدا مناجات می‌کنیم و از ایشون جواب استخاره با قرآن رو می‌خوایم ولی نقش امام زمان (عج) در این بین چیه؟ کلا غیر از این سوال نیز نقش حضرت (طبق برداشت من) برای بسیاری از مردم مغفول هست. ما حرم امام رضا ع میریم. توسل رو به حضرت زهرا و امام مجتبی علیهما السلام میکنیم. به امام حسین ع عشق میورزیم و به هر نحوی به هرکدام از ائمه متوسلیم اما هنوز به شخصه نقش ولی الله الاعظم رو درک نکردم درست... لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. استخاره چنین جایگاهی که می‌فرمایید ندارد. به همین جهت به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی پشت‌کردن به استخاره، پشت‌کردن به قرآن نیست و اگر عقل ما چیزی بگوید و استخاره چیز دیگری؛ واجب است که به عقل‌مان که حجّت خداوند است نزد ما، رجوع کرد. ۲. این‌که می‌فرمایید درست است و با پیروی از نایب امام یعنی مقام معظم رهبری «حفظه‌الله» می‌توان بهترین ارتباط را با امام زمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» داشت، وگرنه توهّم است. موفق باشید

29775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: نزدیک ۱۸ ساله جمعه ها دعای ندبه رو میخونم، ولی ارتباط وحسی با امامم ندارم و... خیلی دورم... چرا حسش نمی‌کنم؟ چرا وصل نمی‌شم؟ چرا با امامم محرم نمیشم؟ چکار کنم؟... «و نظر الینا نظره رحیمه نستکمل به الکرامه عندک»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا همین توفیق کمی است که هر جمعه بر عهد دلبستگی بر امامتان پایدار هستید و در محتوای آن دعای شریف تأمّل می‌کنید؟! عجله نباید کرد. از حضرت حق بخواهید از مواهب اُنس با دعای شریف ندبه بهر ه‌مندتان نماید. موفق باشید

28990
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: در مورد مطالعه سوالی داشتم اینکه آیا بهتر است آثار یک شخص را فقط مطالعه کنم مثلا کتابهای جنابعالی در مورد کربلا یا اینکه علاوه بر کتاب های شما آثار دیگر نویسندگان در مورد کربلا را هم مطالعه کنم؟ چون دیده ام بعضی افراد می‌گویند ما فقط مطهری مطالعه می‌کنیم یا فقط فلان نویسنده را.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا یک دریا حضور است، آیا می‌شود از نگاه شهید آوینی به کربلا که سال‌های سال برای ما حرفِ ماندگار گذاشته است، غفلت نمود؟ موفق باشید

28221
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله: یکی از علماء در رد وحدت تشکیکی وجود به آیه مبارکه «لیس کمثله شیء» اسناد کرده اند. آیا با وجود این آیه وحدت وجود همچنان اثبات می شود؟ لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر وحدت وجود به معنی آن است که اشیاء، خدا می‌باشند که نتیجه بگیریم هیچ چیزی خدا نیست؟ این بنده‌های خدا در ابتدا تصور غلطی از وحدت وجود دارند و بعد مطابق تصور خود وحدت وجود را نقد می‌کنند. آیه‌ی مبارکه‌ی «لیس کمثله شیئ» می خواهد بفرماید خداوند در عرض چیزی نیست. آری! او «مع کلّ شیئ» می‌باشد، ولی نه «بمقارنه» و در عرض آن چیز. این افراد این فراز از خطبه‌ی اول نهج‌البلاغه را چگونه می خواهند بفهمند؟ موفق باشید

28130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و ارادت محضر استاد گرانقدر: جناب استاد، در خصوص شناخت و ارتباط با اسماء الهی و اینکه بتوانیم نگاه خود را در آفاق و انفس از پدیده ها به اسماءالله هدایت کنیم نیازمند مطالعه و شناخت اسماء الهی هستم. از محضرتان درخواست دارم راهنمایی بفرمایید در این رابطه مطالعه ی چه کتابهایی می‌تواند مفید فایده باشد؟ خداوند خیر دو جهان را به شما عطا کند. ان‌شاءلله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح کتاب «دعای سحر» حضرت امام نکات خوبی در رابطه با نظر به اسماء دارد که در کتاب «اسماء حسنی، دریچه‌‌های نظر به حق» نکاتی که حضرت امام فرمودند، شرح داده شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

28114
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و تشکر فراوان بابت زحمات شما و تیم لب المیزان: عارضم محضرتان که در زمانی توفیق خواندن نماز شب بصورت مستدام حاصل نمی شد و با کسب توفیق مقداری بیشتر خواندن نماز حاصل شد. اما حال دغدغه عدم حصول تمرکز و حضور قلب باعث می‌شود اقامه نماز شب برایم عادت جلوه کند، این وسواس فکریست یا چیز دیگر؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این عادت که شما و امثال رفقا می‌فرمایید غیر از آنی است که بعضی عبادات را در حدّ انجام آن اعمال و به صورت ظاهری آن می‌پندارند. و لذا همین دغدغه‌ی شما نحوه‌ای از حضور است و موجب اتصال به روح منوّر رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌شود. موفق باشید

26972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. استاد به نطر شما این که بنده تنها علاقه دارم شب و روز مطالعه و سخنرانی مذهبی و کلا همه آثار شما را بخوانم و حس می کنم دیگه در زندگی چیزی نمی خواهم تمام لذتم قرآن است و یاد اهل بیت آیا این افراط است؟ ۲. استاد من دوست دارم معلم معارف باشم و این حس و حال خوبم را به بچه ها منتقل کنم و آنها را هم با آثار شما آشنا کنم اما نمی شود. آیا خداوند مسیر زندگی مرا برای کمک به دیگران جور دیگری قرار داده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این نوع پیگیری نسبت به معارف، جهت آماده‌شدن برای حضور در آینده‌ای که زندگی با مردم است، خوب و لازم می‌باشد. ۲. باید منتظر ماند تا خدا چه پیش می‌آورد. تواضع و صداقت فراموش نشود. موفق باشید

26205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا مثلا ادراک کلی ما از درخت (یعنی مفهومی که هست اما ماده و اندازه و شکل ندارد) آیا این ادراک در عالم عقول وجود دارد؟ آیا می شود گفت که این ادراک کلی از درخت اتحاد وجودی ما با عالم فرشتگان است (یعنی آن ادراک کلی درخت یک حقیقت عقلی خارج از ذهن ما است)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مفاهیم ذهنی، انتزاعِ عقل است از امورِ کثیره‌ی خارج. و این غیر از اتحاد با عالم عقل می‌باشد. در این مورد خوب است به بحث «برهان صدیقین» رجوع فرمایید. موفق باشید

25763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد. خدا قوت! با توجه به اینکه در صوت سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) پیشنهاد می دهید که در مباحث سوبژکتیویته و غرب مطالعه کنیم تا به درک درستی از جایگاه غرب و همچنین فیلسوفان غربی برسیم و عقلانیتی در زمانه پیدا کنیم جنابعالی چه روندی را برای تحصیل این عقلانیت پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! به‌خصوص مطالعه‌ی افکارِ مارتین هایدگر. موفق باشید

 

 

25586
متن پرسش
سلام استاد عزیز: تو یکی از سوالات جوانی گفت که من هر روز بعد از نماز صبح هزار مرتبه «لا اله الا اللهن میگم و هر روز زیارت عاشورا با صد لعن و سلام میگم و گفته بود که یه عالمی من رو از این کار نهی کرد. چون ذکر «لا اله الا الله» باعث میشه آدم تنها بشه و زیارت عاشورا هم چون لعن داره فقط ۴۰ روز بگه نه بیشتر. سوالم اینه که اگه آدم با اون ذکر تنها بشه و از خواص اون ذکر تنها شدن هست آیا اون تنها شدن عیب داره؟ خب بشه چی میشه مگه. سوال دوم اینکه لعن داشتن زیارت عاشورا چه تاثیر منفی میتونه داشته بشه که اون عالم نهی کرد که هر روز با صد لعن و سلام بخونه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره انسان با انسان، انسان می‌شود. تنهایی به خودیِ خود خوب نیست مگر در مواردی که باید تنها بود ولی نباید از اجتماع مؤمنین و دوستان فرار کرد. مؤمن باید اهل الفت باشد. ۲. نمی‌دانم. زیرا بالاخره لعن‌کردنِ بدان، جایگاه قرآنی دارد. در آیه ۱۵۹ سوره بقره می‌فرماید: «ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللعنون» آنهایی که آنچه ما نازل کردیم از بینات و هدایت کتمان می کنند پس از آن که بیان کردیم آن را برای مردم در کتاب. این کتمان کننده ها مورد لعن خدای متعال است و آن ها لعن کنندگان لعن می کنند. دقت در متن، ابتدای آیه کتمان ما انزل الله است، انتهای آیه این افراد مورد لعن و نفرین خدا و بندگان خداست. موفق باشید

25474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت بخیر. من سی و یک سال دارم، دو تا بچه کوچولو دارم. چندین سال عشق درس دین دارم و عاشق حوزه رفتنم، بنظرتون برم یا نه؟ مطالعات دیگه هم راضی ام نکرده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قسمت آموزش عربی آن برای خواهران هم مفید است. ولی بعضی از دروس حوزه‌ی خواهران، بیشتر برای خواهرانی مفید است که می‌خواهند تبلیغ دینی داشته باشند. اگر بتوانید در عین آموزش عربی موضوعاتی مثل «تفسیر المیزان» را دنبال کنید، بهتر است. جزوه‌ی «روش استفاده از المیزان» بر روی سایت هست. موفق باشید

25312
متن پرسش
با سلام: سوال من در خصوص حداقل ایمان است که انسان را از عذاب جاودان نجات می دهد. ۱. تعریف دقیق آن چیست؟ ۲. آیا حداقل ایمان یک مقوله ی کاملا فکری است یا عملی؟ ۳. در رساله خواندم که کافر کسی است که منکر خدا، رسالت پیامبر (ص) یا ضروریات دین باشد در این صورت که شیطان هم مسلمان محسوب می شود چون اعتقاد به خدا و پیامبر (ص) دارد اگر ممکن است ابهام من را برطرف کنید و یک تعریف کامل از حداقل ایمان به من دهید. چون این سوال را بارها از افراد مختلف پرسیده ام و هر بار پاسخ های ضد و نقیض داده اند از نظر خودم با توجه به مطالعاتی که داشته ام تعریفی که در رساله ها آمده ناکامل است و باید یک شرط به آن اضافه کرد و آن عدم دشمنی با خدا و پیامبر (ص) و سایر مقدسات است آیا برداشت من درست است و هر کس که این دو شرط را داشته باشد مومن محسوب می شود ولو هر کاری بکند مثلا توهین به مقدسات کند و... با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایمان اولیه، ایمان به وجود پروردگار عالم است که با نظر به ربوبیت او، عبودیت ما به ظهور می‌اید و معنا پیدا می‌کند و با رعایت واجباتی که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند، بندگیِ انسان به صورت بالفعل شکل می‌گیرد و معلوم است که حتماً این نوع بندگی با دشمنی با دشمنان خدا و رسول خدا که مانع ظهور حقیقت به بشریت‌اند، همراه خواهد بود. موفق باشید

24977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استادجان: وقتتون بخیر. با توجه به حدیث امام باقر که می فرمایند هر اندازه عقل انسان کامل شود خوابش کم می شود، تکلیف کسی که هم خوابی می بیند که قابل تعبیر است و در آینده کم و بیش به وقوع می پیوندد و در عین حال خوابهای غیر قابل تعبیر هم می بیند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور روایت حضرت «کثرت خواب دیدن» است و گرنه پیامبر خدا هم خواب می‌دیدند. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در مورد انواع خواب‌ها شده‌است. موفق باشید

24964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: بنده خیلی کم خواب می بینم، یا اگر هم دیده باشم یادم نمیاد؟ در صورتی که قبلاً بیشتر بوده و یادم می ماند٬ مشکل از کجاست؟ چرا اینگونه شده؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مباحث «ده نکته در معرفت نفس» را دنبال بفرمایید در آن‌جا سخن حضرت باقر «علیه‌السلام» را می‌یابید که حضرت می‌فرمایند: هر اندازه عقل انسان کامل شود، خواب‌دیدن‌های او کم می‌گردد. موفق باشید

24801
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم: داستان فیلیپ را شنیده اید؟ جوانی که مبتلای به سرطان بوده و بعد از اینکه شفا پیدا میکنه و بهبود پیدا میکنه برای اینکه پیام مبارزه با سرطان رو به دیگران انتقال بده از چند کشور با دوچرخه عبور میکنه. متاسفانه یکی از کشورهای در مسیر ایران انتخاب میشه. اما در حالی که داشته تلفی با مادرش گفتگو می کرده مورد هجوم چند نفر قرار میگیره و فک و دهانش شکسته و به چشمش و صورتش آسیب فراوانی زده میشه و مادرش تلفنی شاهد این اتفاقات بوده. نکته تلخ تر ماجرا اینه که یه خانواده ایرانی حاضر میشن تا قبل از خروج آنها از ایران پذیرای ایشون و مادرش و دوست مادرش بشن اما عجیب اینکه بعد از چند روز اونها رو به گروگان میگیرن و میگن یا پانزده هزار دلار میدید یا نمیتونید برید!! تلخ ترین قسمت ماجرا اینه که فیلیپ گفته من مردم ایران و خاطرات خوبم رو با این جوانان مهاجم یکی نمی دانم و فرهنگ و تمدن ایران را دوست دارم و پیام مهمان نوازی ایرانیان رو به همه دنیا ارسال می کنم. سوال من اینه درسته که «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» و قرار نیست برای فیلیپ آلمانی بمیریم و جامه بدرانیم، اما آیا برای فرهنگ از دست رفته مان نباید بمیرم؟ از کی ما اینقد عوضی و به درد نخور و خاک برسر شده ایم؟ چه اتفاقی برای ایران و ایرانیان افتاده؟ آیا ما همان پوریای ولی ها و حججی ها و قاسم سلیمانیها و باقریها و باکری ها و و شاهرخ ضرغام ها و مجید سوزوکی ها نبودیم؟ چه بر سرمان آمده است؟ موفق باشید
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. ما در فضای شیفتگی نسبت به غرب، از غرب رانده و از فرهنگ خود نیز، مانده شده‌ایم. و البته و صد البته نقشِ تبلیغات دشمن را نیز نباید نادیده گرفت. در هر حال از نظر بنده راهِ حلّ مشکل از یک طرف، نجات از غربزدگی و از طرف دیگر برگشت به سنت معنوی و خردِ اسلامی ایرانی است. در این مورد بد نیست به جزوه‌ی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید

24154
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: سوألی داشتم در مورد این مطلب که حضرت امام و دیگران فرموده اند انسان موحد بخاطر شوق به بهشت و ترس از جهنم خدا را عبادت نمی کند و این ترس از دوزخ و شوق بهشت یک مرحله بسیار پایین از بندگی است. حال سوالی اینجاست چرا در ادعیه منسوب به ایمه اطهار (ع) این نعمتهای بهشتی درخواست شده؟ چرا امیر المومنین علی (ع) اینقدر از آتش و عذاب های دوزخ نام برده اند و اظهار خوف نموده اند؟ مگر در قیامت نعمت های بهشتی همان جلوه های ظهور حق تعالی نیستند؟ و مگر بهشت خواستن با خدا خواهی در تصاد است؟ یا مگر کسی وقتی شوقی به بهشت داشته باشد اصلا غیر از شوق بخدا است؟ این همه آیات الهی در قران در مورد نعمت های بهشتی و حتی مخصوص مقربین برای چه عنوان شده؟ بالا ترین درجه در قران برای مقربین مطرح شده و بهشت آنها را هم بصورت نعمت های بهشتی در کنار روح و ریحان معرفی نموده حال آیا یک انسان مقرب می تواند بگوید من نعمت ها را نمی خواهم فقط خود خدا را می خواهم؟ مگر جدایی بین این نعیم بهشتی و خدا هست؟ مگر حورالعین جلوه تام خدا نیست؟ آیا یک عارف بالله از حور العین فراری است و فقط خدا را می خواهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! موضوع رجوع به حضرت حق و در نتیجه، روبه‌روشدن با بهشت و نعمت‌های آن یک بحث است که آن عبادت احرار است. ولی یک بحث آن است که انسان از ابتدای امر، انگیزه‌ی عبادتش را رسیدن به نعمت‌های بهشتی و یا فرار از عذاب جهنم قرار دهد. انگیزه‌ی اولیاء الهی در عبادات‌شان، حالت دوم نیست و این غیر از تلاش برای جهنم‌نرفتن است، زیرا متوجه‌ی محرومیت‌های بزرگ در ازاء گرفتارشدن در جهنم هستند.

آری! وقتی انگیزه‌ی انسان در عبادات، نظر به حضرت معبود شد عملاً حاصل آن‌ها تجلی انوار الهی به صورت حورالعین است. ولی آن‌کس که به امید حورالعین عبادت می‌کند، نمی‌دانم به چه‌چیز می‌رسد. در حالی‌که حورالعین محل تجلی اسماء جامع الهی است و عطایی است از طرف پروردگار برای مقربین، حال چه آن مقربین زن باشند و یا مرد، سراسر حیات‌بخش است. موفق باشید    

23954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، معیار میزان غضب چگونه است؟ اگر اینگونه فرض کنیم که فقط در مورد ضایع شدن حق و حقوقمان دفاع کنیم، دائما باید در طول روز دچار غضب باشیم، لطفا راهنمائی بفرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید تا آنجا که ممکن است مردم را مغرض ندانیم و تا آن‌جا که ممکن است عذری برای کارهایشان در نظر بگیریم. موفق باشید

33087

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد: سوالی در مورد زمانزدگی دارم. خاطرات عذاب و دلتنگم می‌کنند. حتی خاطرات شیرین گذشته‌ ام همش  فکر و خودم رو به گذشته میبره اینگار که اصلا در حال نیستم. حتی خاطرات شیرین دوران دانشجویی که بدلیل مشکلات زیادم دچار افسردگی شده بودم تا اینکه با یکی از رفقای اصفهانی آشنا شدم و شما رو به من معرفی کردن و واقعا از افسردگی نجات یافتم و اون روزای بد تبدیل شد به بهترین خاطره زندگیم که هنوز شیرینیش رو حس می‌کنم و حالا دلتنگی برای همون خاطرات شیرین عرفانی هم من رو عذاب میده. چه کنم؟ مدتی است که  بشدت دلتنگ اون روزای دانشگاه و سربازی و دبیرستان میفتم که با رفقای مومن کار فرهنگی می‌کردیم و خیلی دلتنگ اون روزا میشم. چطور از این خواطر بیرون بیاییم؟ هم خاطرات عرفانی و هم غیر عرفانی دلتنگم میکنه. آیا می‌توان به خود گفت که هر چه به جلو میریم نقص هایمان برطرف تر می‌شود (پیشرفت در مسیر عرفان) و شناخت الهی بهتری پیدا می‌کنیم و اگر خدا بخواهد روز به روز با أسماء دیگری و با شدت بالاتر مرتبط می‌شویم و بهتر از آن (گذشته) می آید. و هر روز مرا تازه خدای دگری است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که متوجه شده‌اید. بالاخره «بی‌نهایت حضرت است این بارگاه» و باید از هر حضوری به سوی حضوری بسی بالاتر سفر کرد. پیشنهاد می‌شود نظری به سوره «والتین» و عرایضی که در این مورد شده بشود. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/928?mark=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87

32985

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: استاد عزیز بحث درباره معنا و مفهوم چه نسبتی با مباحث هرمنوتیک فلسفی دارد؟ (چه تعاملی و چه تاثیری و چه اشتراک خاستگاهی و چه رهاورد مشابه و متفاوتی دارند؟) از آن جهت از محضرتان پرسیده می‌شود که بنابر پژوهشهای صورت گرفته میان معنا و مفهوم باید تمایز قائل شد زیرا معنا محصول انباشت تاریخی زبان و مفهوم محصول لقاح عالم عین و عالم ذهن است. از نتایج این تمایز این است که در ترجمه قرآن کریم کلماتی همچون فلک یا بلاد صرفا به معنی ظاهری خود بازگردانده نمی‌شوند بلکه با توجه به شبکه مفهومی که در آن قرار گرفته اند معنی می‌شوند. متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه می‌دانم که در تفکر هرمنوتیکی باید در رخدادِ «فهم» نظر به روح تاریخیِ آن رخداد داشت و اشاراتی که در این راستا پیش می‌آید و از این جهت نگاه هرمنوتیکی را نگاهِ تأویلی گفته‌اند. حال با توجه به این امر باید در رخداد فهم، متوجه معنایی شد که با آن روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

31730
متن پرسش
سلام:‌ درگذشت علامه حسن زاده را تسلیت می گویم احساس می‌کنم گویی اربعین را خودشان انتخاب کردند یا ایشان که انتخابی نداشتند خدا وعده ی دیدار را اربعین معین کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد. ایشان به واقع اربعینی بودند از آن جهت که:

سحرگه ره روی در سرزمینی

همی‌گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آنگه شود صاف

که در شیشه بماند اربعینی

موفق باشید

31564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من چند سالی است نماز شب می خوانم ولی مشکلی که دارم این است که خیلی به آن وابسته شده ام. طوری که هیچ چیز دیگر جای آن را برایم نمی گیرد. دقیقا مثل یک معتاد با ویژگی هایش. انگار معتاد شده ام بهش و می ترسم ترکش کنم. حتی مثلا در حال راه رفتن هم باشد ترجیح می دهم حتما با حالت معمول بخوانم یک شب که نخوانم حالم خوب نیست انگار چیزی گم کرده باشم و انگار خودم را گم کرده ام آن روز ناراحت و مضطرب و بی حوصله و در اخلاقم هم بی تاثیر نیست احساس می کنم بخت یارم نیست اصطلاحا. این حالات من را خیلی آزار می دهد: ۱. یکی همان بحث همه چیز شدن (انسان کامل شهید مطهری) ۲. یکی گول حال خوردن در مقابل مراقبه و بحث انگیزه و معیار. ۳. بحثم سر نخواندن نیست که بگوئیم قضایش را بخوان چون خودم با علاقه می خوانم این وابستگی و نیاز شدید به آن مورد من است. ۴. این حالت درست است یا بیماری است؟ چون از بعضی سوال کردم بعضی گفتند شاید بیماری دارید ولی بعضی؟ ۵. این حالات باعث توجه بیش از حد به آن شده، به طوری که کارهای دیگه این قدر برایم مهم نیست. ۶. مثلا آن روایتی که در کتاب تعلیم و تربیت شهید مطهری آن بحث عادت هست که نگاه به زیادی نماز و... نکنید، اگر انجام ندهد «وحشت"» می کند. من دقیقا این حالت وحشت را دارم!!! ۷. نمی دانم دغدغه ام ایمانی است (در مقابل انگیزه نسبت به واجبات و...) یا مشکل روحی یا اضطراب..؟ لطفا راهنمایی کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله این تعلّق به جهت روحانیتی است که در نماز شب پیش می‌آید. ولی خودتان باید مواظب باشید از سر عادت نخوانید، بلکه بر اساس عزم اُنس با حضرت حق باشد. موفق باشید

30836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و آرزوی عمر طولانی: بنده در جایگاه شغل و فعالیت اقتصادی در سعادت اخروی انسان ها دچار چالش هستم که در دو مثال خدمتتان عرض می‌کنم: ۱. به عنوان مثال آیا می‌توانیم اینگونه ادعا کنیم یک کارخانه دار شغل اش همانقدری موجب سلوک فردی اوست که یک معلم معارف و این در حالیست که خداوند استعداد معلم شدن را به آن کارخانه دار نداده و استعداد کارخانه دار شدن را به آن معلم پس اگر آن کارخانه دار از لحاظ سلوک معنوی نسبت به آن معلم عقب بیوفتد این یک نوع بی عدالتیست در تخصیص استعداد ها به انسان ها؟ ۲. در یک مثال دیگر مثلا شخصی که برای گذران معاشش مثلا به او استعداد داد و ستد در بازار بورس داده شده و استعداد و علاقه ی دیگری به شغل دیگری ندارد آیا باید شخصیتش را تغییر دهد بطوریکه مثلا در نفس او علاقه و جدیت نسبت به شغلی مانند معلمی پدید آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است حتی ممکن است انواری به قلب آن کارخانه‌دار که به قصد کارآفرینی تلاش می‌کند، برسد که بسی برتر و پاک‌تر از آن الطافی است که به استاد معارف می‌رسد. ۲. در مسیر کسب معاش باید آنچه در بستر طبیعی به ما می‌رسد، ورود کرد و آن وقتی است که ما کاری انجام داده باشیم و حاصل کار خود را استفاده کنیم. مسئله بورس، از این جهت برای بنده حل نیست، والله اعلم. موفق باشید

29940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد زحمت کش و دلسوز: بنده ۴ سال است ازدواج کردم. همسرم در این سال ها بنابر دلایل اخلاقی و تهذیبی اقدام به بچه داری نکرده و حال می‌گوید چون امر بسیار مهمی هست و باید صبر کنیم اخلاق و رفتار هایمان رو درست کنیم. من هربار تلاش کردم ایشان گفتن نه اینا به درد نمی‌خورد روزه گیری از بیرون و چیزی از دست کسی نخوردن، نامحرم ندیدن، داخل خونه موندن. باز میگن که اینا فایده نداره در صورتی که اخلاق خودشون بسیار تند هست و مردسالاری، دستور میدن فقط، طبق آیات و احادیث قانونی صحبت میکنن اسم گذشت میاد میگن کجای آیات گفتن که تو اینکارو کن که من گذشت کنم و تو لیاقت مادر شدن نداری واقعا خیلی دلم شکسته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها بهانه است. از نظر شرعی این حقّ شرعی زن است در نزدیکی به او بچه‌دار شود، مگر این‌که خودش راضی باشد. موفق باشید

29184

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: استاد من نفس انقلاب اسلامی را و ولایت و رهبری را قبول دارم، البته با اندک اطلاعاتی که دارم، الان مایلم تخصصی تر و با مطالعه انقلاب را بپذیرم. شما چه منبعی را معرفی می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید مبانی کلامی موضوع دنبال شود مثل کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به‌خصوص قسمت آخر کتاب که مربوط به بحث «حکومت دینی» است و سپس مباحثی مثل کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه». موفق باشید

28021
متن پرسش
دانشگاه تشکل‌های دانشگاهی کد خبر: ۸۵۰۵۶۲۱۰:۱۴ - ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ طی نامه‌ای صورت گرفت واکنش اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به تقدیر مراجع از لاریجانی / ۱۲ سال خون دل‌های بسیاری خورده‌ایم اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان طی نامه‌ای به تقدیر مراجع عظام تقلید از رئیس مجلس دهم واکنش نشان داد. به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان طی نامه‌ای به تقدیر مراجع عظام تقلید از رئیس مجلس دهم واکنش نشان داد. متن این نامه به شرح زیر است: بسمه تعالی محضر مبارک مراجع عظام تقلید با سلام و تبریک عید سعید فطر. روز‌های گذشته صحنه پایان دوره چهارساله مجلس دهم به عنوان یکی از ضعیف‌ترین مجالس تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود و همچنین این پایان همزمان شده است با به آخر رسیدن ۱۲ سال ریاست عجیب و غریب علی لاریجانی بر نهادی که بنا بود در راس امور باشد. جایگاه علمای اسلام در تاریخ کشور عزیزمان راهبردی بوده و پایبندی مردم مسلمان ایران به سخنان و دستورات ایشان همیشه مورد هجوم دشمنان بوده و هست، اما این رشته مستحکم هیج زمانی گسسته نشده است. در ۴۰ سال گذشته نیز ملت شریف ایران نشان داده است که خط قرمزش علما و مراجع عظام تقلید هستند، اما روز‌های اخیر شاهد پیام‌هایی از سوی حضراتعالی به جهت تقدیر و تشکر از فردی بودیم که تغییر در مصوبات نمایندگان، لابی با دولت، تصویب کمتر از ۲۰ دقیقه‌ای لوایح بعضاً استعماری و قس علی هذا‌های دیگر بسیاری در کارنامه‌اش نمایان است. تقدیر مراجع از آقای لاریجانی و استفاده از واژگانی همچون مدیریت شایسته، خدمات فراوان، مدیریت مخصوص، دوره افتخار آفرین و ... موجب نگرانی دانشجویان انقلابی و حزب اللهی شده است چرا که در این ۱۲ سال خون دل‌های بسیاری از اقدامات رئیس سابق قوه مقننه خورده‌ایم. امروز نگرانی جنبش دانشجویی مسلمان ایران را محضر حضرات گرامی اعلام داشته و بیم آن داریم که نقش دفتر علما در عدم ملاحظه نقاط قوت و ضعف ریاست ۱۲ ساله بر مجلس شورای اسلامی و تعریف و تمجید زیاده از حد، پررنگ‌تر از همیشه شده باشد. نظر جنابعالی در مورد متن بالا چیست؟ تشکر مراجع از خدمات ارزنده علی لاریجانی با توجه به نقاط تاریک در کارنامه سیاسی شان چه معنی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است متذکر زمین‌گیرکردنِ مجلس توسط روحیه‌ی آقای دکتر علی لاریجانی باشیم، هرچند ممکن است از جهاتی در بعضی مراحل از دردسرشدنِ مجلس، حتی در دوره‌ی دهم جلوگیری کردند، ولی نتوانستند تلاش کنند تا مجلس رأس امور باشد وگرنه ما با پدیده‌هایی مثل رانت‌خواری و چپاول هپکو روبه‌رو نمی‌شدیم در حدّی که مسئول قضایی کشور مجبور شود وارد آن نظارت‌هایی که به عهده‌ی مجلس است بشود. موفق باشید       

نمایش چاپی