بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25776
متن پرسش
سلام: تفاوت عقل و فطرت و عذاب وجدان و نفس لوامه با هم چیست؟ آیا موقعی که کار بدی انجام می‌گیرد عذاب وجدان همان نفس لوامه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس لوامّه، نوعی بصیرت است که از فطرت ریشه می‌گیرد و متذکر خطاهای‌مان می‌شود که نمونه‌ی آن عذاب وجوان است. موفق باشید

25255
متن پرسش
سلام: استاد عزیز خواهش می کنم بصورت واضح این حقیر را راهنمایی بفرمایید. فرق دعا با تلقین چیست؟ اصلا آیا فرقی هم بینشان هست یا دعا همان تلقین است؟ چون شرایط اثر گذاری دعا با تلقین یکی است. مثلا در تلقین باید اعتقاد به اثر باشد و دوم اینکه باید چندین بار تکرار شود و در دعا هم حتی در روایات همچین شرایطی داریم که دعا را با اعتقاد به اجابت بخوانید یا اینکه مثلا داریم که در دعای خود اصرار و الحاح داشته باشید. (که همان تکرار کردن منظور است). خب این که شد همان شروط تلقین. در این صورت فرق دعا با تلقین چه می شود؟ شما در نظر بگیرید که شخصی که نعوذبالله اصلا خدا را قبول ندارد و مادی گراست می تواند با تلقین کردن به خود، در ساعت مشخصی از شب بیدار شود. مثلا تلقین کند که ساعت ۴ صبح بیدار بشود و واقعا هم اینطور می شود اگر شرایط تلقین را رعایت کرده باشد. حال یک شخص مسلمان و مومن و خداپرست هم برای اینکه بیدار شود آیه ی آخر سوره کهف را می خواند با اعتقاد کامل و توجه و... و این شخص نیز بیدار می شود. در هر دو حالت شخص بیدار می شود ولی در حالت اول شخص کاری به خدا ندارد و خود به خودتلقین می کند و به مقصود می رسد ولی در حالت دوم شخص به مقصد می رسد ولی بصورت دعا و ارتباط با خدا. حالا فرق شان چیست را شما استاد عزیز بگویید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان متدین در ابتدا مبنای عقلیِ عمل خود را شکل داده است و متوجه‌ی حضور خدای رحمان می‌باشد. خدایی که رحمت او بی‌کران است و در این رابطه و با نظر به رحمت خداوند دست به دعا برمی‌دارد. در حالی‌که در تلقین، چنین زیربنایی در میان نیست مگر در آن حدّ که انسان خودش خود را شارژ می‌کند و در این رابطه انسان، از مرز توانایی‌های خود خارج نمی‌شود. موفق باشید 

23142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده دو بار سوال ۲۳۱۳۸ رو پرسیدم ولی جوابی دریافت نکردم لطفا پاسخ را بر روی سایت قرار دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی نظر اصلی ایشان همان بود که در جلسه عرض شد. موفق باشید

33483
متن پرسش

با سلام و احترام: استاد گرامی آیا بعد از حرکتهای مدافع حجاب زنان و با کمک از کلام مولا علی علیه السلام که اگر تشخیص حق و باطل آسان بود افراد زیادی گمراه نمی شدند آیا می‌توانیم معصومیت برای سپاه و بسیج و گشت ارشاد قایل شویم وآنها را از هر خطایی مصون بدانیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. بالاخره همان‌طور که وزیر محترم ارشاد فرمودند چند ماهی است در شورای انقلاب در موضوع نحوه برخورد با بی‌حجابی‌های افراطی بحث برقرار است و همان‌طور که در مقاله «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» به عرض خواهد رسید، به هر حال نظام اسلامی از آن جهت که بر اسلامی‌بودن نظام تأکید دارد و حجاب نیز امری است اسلامی، نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد. ولی اگر جایگاه قدسی و معنوی حجاب درست روشن نشود، که مسلّم در این امر کوتاهی شده؛ ما با چنین افراط و تفریط‌هایی روبه‌رو هستیم. موفق باشید

32438
متن پرسش

با سلام به استاد گرامی. شنیده‌ایم که می‌خواهید به کربلا مشرف شوید، قسمت ما نشد، لااقل ما را دعا کنید که دل‌مان سخت هوای زیارت عتبات را کرده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنا بود طبق قولی که آقای الکاظمی نخست وزیر عراق داده بود، از ابتدای شعبان راه زمینی مرزهای عراق باز شود که فعلاً دوباره زیر وعده‌شان زده‌اند و موکول به ۱۵ شعبان کرده‌اند. و خلاصه ما محروم شدیم و این زمان بگذار تا وقت دگر. إن‌شاءالله خود حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» زیارت شریف‌شان را فراهم خواهند کرد و همه ما مفتخر به آن زیارت خواهیم شد. موفق باشید

31204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده کاسب هستم و دو شیفت مشغول به کار هستم و از فرط خستگی نهایتا بتوانم روزی نیم الی یک ساعت مطالعه کنم یا دعا بخوانم. ۱. آیا با چنین شرایطی می توان قلب را به صحنه آورد؟ ۲. آیا تنها با قلب می توان به جامعیت رسید؟ ۳. به نظر شما باید از فعالیت شغلی کم کرد و برای رشد عقلی برنامه ریزی کرد یا اینکه نیازی نیست؟ اگر کسی به لحاظ درآمد مجبور باشد چطور؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به رویکرد و نیت‌تان بستگی دارد که جهت خود را به سوی حق بیندازید و البته اگر بتوانید اشتغالات را کم کنید کار خوبی است و یا در دل فعالیت‌ها بتوانید صوت مباحثی مثل مباحث قرآنی را استماع فرمایید. موفق باشید

30994
متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار: در بیانات اخیری که داشتید بر روی نقش شورای نگهبان در نظام سیاسی جمهوری اسلامی تاکید فراوان شد تا جایی که فرمودیت با فهم نقش شورای نگهبان عملا نحوه ای از خدایی کردن جامعه را به میان آورده ایم. منظور از فهم نقش شورای نگهبان چیست که با آن فهم نحوه ای از خدایی شدنِ جامعه به صحنه می آید؟ و از چه جنبه ای فعالیت شورای نگهبان در این حد مهم است؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شورای نگهبان از یک جهت یعنی پاسداشتِ قانون اساسی و از جهت دیگر یعنی پاسداشتِ شریعت. و اعضای آن شورا در جایگاه انطباق قوانین و یا انطباق افراد با مبانی تعریف‌شده هستند. همان‌طور که وقتی به پزشک رجوع می‌شود به علم پزشکی رجوع شده است و نه به فرد پزشک. و این مسئله مهمی است که در نظام اسلامی شورای نگهبان نسبت افراد یا قوانین را علاوه بر آن‌که از جهتی با قانون اساسی تطبیق می‌کند، که این در همه‌ دنیا معمول است بلکه با شریعتِ الهی نیز تطبیق می‌دهد و این یعنی انسان‌ها در میدانی که خداوند در صحنه است، انتخاب خود را انجام می‌دهند و نه در میدانی که هوس‌ها در میان باشد. موفق باشید

30478

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استادِ عزیز تر از جان! کتاب ادب خیالتان را نوشیدیم. یک سوال از محضرتان دارم دانشجویی که می‌خواهد کار تربیتی عمیقی را انجام دهد، به نظر شما، دوران ابتدای جوانی اش را فقط به کسب علم و جمع آوری ابزار های علمی، تقویت مبانی، یادگیری اصول تربیت اسلامی، به قول خودتان عالَم دار شدن و.. سپری کند و پس از ۷_۸_۱۰ سال، قدم در راه تربیت بگذارد، یا از همان ابتدا زمانش را تقسیم کند و بخشی را به کار فرهنگی و بخشی به کسب همان چیز ها که عرض شد، کُنَد؟ زیرا ترسم از آن است که در زمان جوانی که بهترین زمان برای باروری علمی است، با کار فرهنگی در اجتماع، کمی ضعیف شود. به طور کلی زمان اقدام جدی به کار فرهنگی در اجتماع را (به شکل عمیقش) در چه سنی می‌بینید؟ البته با استاندار های خودتان (با افق گام برداشتن برای تمدن سازی در زمان حضرت)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ما در هر زمانی در سنت‌هایی که در آن قرار داریم می‌توانیم مطابق آن‌ها فعالیت‌های فرهنگی داشته باشیم و در عین حال هر اندازه عمیق‌تر در معارف الهی ورود کنیم، بهتر می‌توانیم به جامعه‌ی خود کمک نماییم. لذا از این جهت نه به‌کلّی از فعالیت‌های اجتماعی، خود را جدا کنیم، و نه تماماً غرق فعالیت‌های اجتماعی شویم و از عمق‌بخشیدن به معارف خود غافل گردیم. موفق باشید

29753
متن پرسش
سلام: استاد مدتیه این سوال ذهن من رو مشغول کرده: اگر مقام شهید از یک عارف که ۸۰ سال زحمت کشیده بالاتره پس چرا عرفای قدیم ما و حتی خیلی از علمای جدید ما این راه رو انتخاب نمیکنن؟ اگر واقعا به هر کسی شهید میگن و شهید شدن آسونتره خب چرا نمیرن شهید بشن و خلاص؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر دست خود انسان است. شهادت راهی است که برای بعضی گشوده می‌شود و هنر شهداء آن است که خود را معطل نمی‌کنند. حقیقتاً کمی به این جمله‌ی حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که رازهایِ این عالم را می‌شناختند، فکر کنید که فرمود: «شهادت، هنرِ مردان خداست». آری! هنر مردان خداست. موفق باشید

28991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد ببخشید لطفا در مورد نقش تحیر در تربیت عرفانی توضیح دهید و اینکه چگونه می‌توان به این حالت رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. موضوع از این قرار است که وقتی سالک طوری متوجه‌ی حضور خداوند شد که ابتدا و انتهای آن حضور، همواره مدّ نظرش قرار می‌گیرد، در مقام حیرت وارد شده است که به اصطلاح می‌گویند حالت دایره‌وار پیدا کرده. موفق باشید

27991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: صوت های تفسیر سوره بقره در سایت نبود. کجا باید گیر بیارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان که سوره‌ی بقره بحث شد، مباحث ضبط نمی‌ شد.

موفق باشید

26760
متن پرسش
سلام: کتاب المظاهر الالهیه، مرحوم آخوند (ره) آمده: باید سالک مشغول شود به ریاضت علمی و عملی تا «حتی یتیسّر له شروق نور الحق و تحصیل ملکة خلع الابدان» این مطلب در کجای منازل جای می گیرد؟ یعنی کجای منازل السائرین قسمت مربوط به خلع ابدان را بطور مفصل پیدا کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در خلع بدن، بحث در احساس وجود خود است با سعه‌ی لازمی که دارد ماورای بدن. عرایضی به طور پراکنده شده است ولی جای خاصی را در نظر ندارم. موفق باشید

26728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد گرامی: پیرو سئوال ۲۶۷۰۸ که فرموده بودند چگونه پر حرفی رو درمان کنیم، فرموده بودید خود را متوجه پیام حق کنید خوب مشکل اصلی همین جاست که انسان چگونه خود را متوجه پیام حضرت حق کند اگر می توانید و مقدور هست کمی بیشتر توضیح دهید تا این مطلب واضح گردد، چون واقعا بیماری مهلکی است و انسان رابه عقب می ندازد، با تشکر از شما و تلاش بی وقفه تان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید جهت رفع آن مشکل برنامه ریزی کرد؛ به همین جهت موضوعِ شرح حدیث جنود عقل و جهل را متذکر شدم. پیشنهاد بنده آن است که فرصتی بر روی آن کتاب بگذارید. بنده نیز عرایضی در شرح آن داشته‌ام. موفق باشید

26067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیت الله خامنه ای گفت: بنده چون درباره مسئله بنزین و قیمتش تخصص ندارم پس در اینجور مسائل دخالت نمی کنم و از تصمیم سران سه قوا حمایت می کنم! (بقول روزنامه کیهان،حرف حساب) ما مردم هم چون درباره مسایل سیاسی تخصص نداریم، پس در انتخابات شرکت نمی کنیم و رای نمی دهیم. اینم حرف حساب ما ایرانی نیستی نفرستی واسه همه مخاطبات! سلام استاد عزیز: این پیام الان توی گروها پخش میشه لطفا یه جواب مختصر و مفید بدید براشون بفرستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع انتخابات وظیفه‌ی ما است که یا خودمان تحقیق کنیم و بدانیم سرنوشت خود را به چه کسی می‌سپاریم، و یا به کسانی که قابل اعتمادند و می‌توانند درست تحقیق کنند؛ اعتماد کنیم. بنابراین راه، بسته نیست. چرا از حق اجتماعی خود عدول کنیم؟موفق باشید

25390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. استاد لطفا درباره روحیه اجتهادی در مطالعه توضیح بدهید. اصلا یعنی چه و چطور باید بر اساس آن عمل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به صورتی عمیق وارد موضوعات شد تا خود به خود در آن موضوع، صاحب‌نظر گشت. موفق باشید

24930
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: شیطان چطور متوجه می شود که هر کس را چگونه می تواند به خود مشغول کند و او را از راه حق منحرف کند؟ مثلا از کجا می داند می تواند فلان شخص را با وسواس فکری و عملی منحرف و اذیت کند و یا شخص دیگر را با حب مال و یا کس دیگر را با شهوت و...منحرف کند؟ از کجا می فهمد کدام نفس مستعد کدام انحراف است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان اذن دارد از طریق خیالِ انسان‌ها وارد شود و در آن حدّ با خیالات انسان‌ها مرتبط شود و آن‌ها را گرفتار اوهام نماید و در مقابل او، راهِ پیامبر و اولیاء الهی «علیهم‌السلام» است که راه نجات از وَهمیّات شیطانی است. موفق باشید

24685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من چند روزی قم هستم. لطفا بفرمایید در قم از کجا می توانم آثارتان را تهیه کنم؟ استاد پاساژ قدس کتاب هاتون رو داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قم نمایندگی‌های انتشارات لب‌المیزان به قرار زیر است: موفق باشید

 تلفن همراه: 09133057948

  • ۲) نشر معارف

(قـــــم)

تلفن: 02537735451

  • ۳) سوره مهر

(قـــــم)

تلفن: 02537839402

  • ۴) موسسه شهید ســـرلشکر کاظمی

(قـــــم)

تلفن: 6-02537840844 تلفن همراه: 09121501732

  • ۵) نشرمعارف

(قـــــم)

تلفن: 02533917727

  • ۶) فروشگاه قم

(قـــــم)

تلفن: 02537742757تلفن همراه: 09107755159

  • ۷) فرهنگ و اندیشه

(قـــــم)

تلفن: 02532110651تلفن همراه: 09107755161

  • ۸) پاتوق کتاب قم (فرهنگ و اندیشه) شعبه دوم

(قم)

تلفن : 02532110412 و 02132917727 و 02532904440*

  • ۹) پاتوق کتاب قم

(قم)

تلفن : 02537742757 و 02537735451 - موبایل : 09128518568 اسلامی*

  • ۱۰) پاتوق کتاب قم

(قم)

تلفن : 37742757 - موبایل : 09128518568 اسلامی فر*موبایل : 09361543580 آل ایوب*

  • ۱۱) کتاب فردا

(قم)

  • ۱۲) مجمع ناشران

(قم)

24458
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند دو سوال خدمتتان داشتم که اگر امکانش هست جواب بدهید. ۱. برای حل شبهات ایده‌آلیست ها و شک‌گرایان و نسبی‌گرایان افراطی چه می کنید؟ (فکر کنید که من یک شک‌گرا یا ایده‌آلیست هستم و در وجود اشیایی در خارج از ذهن، شک دارم. به من چه جوابی می دهید؟) ۲. برای حلّ مشکل فکری پست‌مدرنیست ها چه می‌کنید؟ (می دونید که پست مدرنیست‌ها، علم را یک مقوله‌ی فرهنگی می‌دانند و می‌گویند، هر فرهنگی، علم خود را دارد. در نتیجه، همه‌ی علوم نسبی می‌شوند. برای خروج از این نسبیت، باید علمی داشته باشیم که فرافرهنگی باشد و بشود با آن، همه چیز را قضاوت کرد.) آیا چنین علمی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌که می‌داند شما هستید و می‌خواهد سوالی بکند نشان می‌دهد شک او علمی نیست بلکه یک نوع بیماری روحی است. ۲. با نظر به وجود و عین وجود که عین کمال است پس حقیقت که همان وجود است را عقل می‌شناسد و می‌پذیرد و بدین لحاظ کمالات و از جمله علوم به عنوان فهمی که حکایت از خارج دارد امری است حقیقی. آری بحث تشکیک در وجود و شدّت و ضعف در علوم غیر از نسبی بودنِ علوم است به این معنا که ملاک بودن و نبودن، نظر انسان باشد که مشهور است میشل فوکو چنین گفته‌است. موفق باشید

24357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با مشکل وسواس در مسائل حق الناسی چگونه برخورد کنم؟ بعضی مسائل پیچیده اند و نمی دانم تکلیف دارم یا نه. اگر به مسأله توجه نکنم، ممکن است مدیون باشم. اگر بخواهم احتیاطا پیگیری کنم، تکلف زیادی دارد، گاهی اوقات هم فکر می کنم تکلف ندارد و از تنبلی ام است که تکلف و سختی احساس می‌کنم. نهایتا من می مانم و اضطراب زیاد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد عرف مؤمنین را باید ملاک خود قرار دهید تا گرفتار افراط و تفریط نشوید. موفق باشید

23970

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت: ببخشید سی دی های استاد هم در نمایشگاه موجود هست؟ سی دی شرح مقالات؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. در این مورد خوب است با حاج آقا نظری به شماره‌ی ۰۹۱۳۶۰۳۲۳۴۲ تماس بگیرید. موفق باشید

 

23690
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: ببخشید استاد ارجمند. از آنجا که قرار شد چشم به آسمان کنم تا رزق دریافت شود چندین سوال دیگر آمد. ۱. اینکه می گویند رزقی را نگیر تا رزق بالاتر دهند یعنی چه؟ از آنجا که حجب نوری از جلوی چشمم برداشته شد و در هر پدیده و هر وجود خدا را می بینم اگر شخصی حاجتی داشت از من که آن را برآورده کنم آن را مقدم کنم که خود جلوه ای از جلوات حق است یا نماز (اول وقت) را که وعده من و محبوب است؟ عقلم می گوید اول وقت خواندن نماز مستحبی است یا نماز شب همچنین مستحبی است خوب طبیعتا در مورد اجابت خواسته همسر که واجب است، همسر اولویت دارد ولی در مورد بقیه خلق که بر من ولایت ندارند نمی دانم کدام را مقدم کنم اول وقت خواندن نماز را یا حوایج دیگران را؟ ۲. می گویند میوه ای اگر زود برسد احتمال فسادش بیشتر است، حالا که در این سن دریافت های نوری یکی پس از دیگری می رسد به قدری که حالم بد می شود و جسم تحمل ندارد همان وقت فکر کردن را رها می کنم وگرنه چنان پرواز می کند که خود یک کتاب هزار صفحه ای می شود. چه کنم که آفت نزنم؟ آیا اجازه دارم فکر نکنم یا اصلا با دوستان ذکر عیش نکنم تا این بدن بیچاره فرسوده نگردد در حالی که صحبت کردن در مورد یک موضوع کلی راه را در تربیت فرزندان و نحوه صحیح شوهر داری و خانه داری برای من و آنها روشن می شود؟ آیا مجازم جلوی این همنشینی های بهشتی را بگیریم؟ ۳. بخواهم اینگونه پیش بروم درس های حوزه تعطیل می شود تصمیم دارم رها کنم این فکر کردن را، یک سیلی به گوش من بزنید تا سر جایم بنشینم و درس بخوانم این پرواز عقل مرا دیوانه می کند. هر چند خیر آن برآیم و دوستانم از درس خواندن بیشتر است و می ترسم این هادی الهی را نادیده بگیرم. این همه جستجوی حقیقت، حالا که به حقیقت رسیدم دیگر درس خواندن برآیم انگار در قفس رفتن است. ولی... امام زمانم یاری می خواهد آیا به این تبلیغ های چهره به چهره ادامه دهم یا همه را تعطیل کنم به درس بچسبم یا هر دو را مدیریت کنم؟ که خدا بخواهد من که نمی دانم، خودش پاسخ را عیان کند. ۴. به من ایراد می گیرند چرا با یک استاد حرکت نمی کنی؟ چرا صوت آیت الله شجاعی را گوش می دهی؟ بالاتر از او هستند برای حرکت؟ در حالی که در این سیر خدا داده هر چند به شدت دچار پراکندگی شدم با این همه کتاب و سخنرانی از این طرف و آن طرف ولی هرگز خدا نخواست وجود هیچ احدی برآیم مانع شود برای دیدن حقیقت چراکه بنده خدا هر که می خواهد باشد جز آن دوازده نور مطلق، ممکن است دچار خطا یا حداقل ترک اولی شوند و آنگاه بخواهم چشم و گوش بسته تبعیت کنم در حالی که دایما چشمم به آن ذوات مقدس بود و به قرآن، آیا این انتخاب من بود که صد در صد عاری از خطا نبوده یا خواست پروردگارم که اینچنین سیر کنم؟ «اللهم اذا کان عمری مرتعا لشیطان فاقبضنی» ۵. و آخرین سوال اینکه فهمیده بودم که ماده حجاب عالم مثال و عالم مثال حجاب عالم مجرد است. حالا این چه حسابی است که شخصی هر چه حجاب ماده را کنار می گذارد و در این راه تلاش می کند به جای ورود در عالم مثال وارد عالم عقل می شود بیشتر و بیشتر. آیا از کفری (که گفتید خداوند جلوات خود را به کافران نشان نمی دهد) خارج نشده؟ یا مصلحت خداوند است که پرده عالم مثال کنار نرود؟ می خواهم بدانم که اگر کوتاهی است بگردد پیدا کند و مشکل حل شود؟ این مثالات را در خواب ببیند کافی است؟ هر چند بسیار ترس دارد که با قوایی شیطانی تحلیل نشود. البته مادرم و مجبورم به خاطر تربیت فرزندان با آنها در مادیات غرق شوم تا از آنها آنقدر فاصله نگیرم تا با او احساس بیگانگی کنند وگرنه برای من راحت است هر روز را روزه بگیرم، اصلا سخن نگویم و برنامه کودک نگاه نکنم و در محتوای آن دقت نکنم و از شهوات مادی فاصله بگیرم ولی این که سیره اهل بیت نیست؟ اگر این ریاضت ها را بکشم می دانم همه چی مکشوف می شود ولی تربیت فرزندان و همراهی با همسر را چه کنم که دوست دارند با آنها باشم، بخندم، عذا بخورم با آنها تفریح کنم و... (این جلوات خدای مهربانم را که همه حقیقت اند و همه وجوداند و وجود، چگونه به مثالیات عالم خیال خودم مقدم کنم و طلب دیدن حق را با مثال اعتباری کنم؟ بیچاره کرد مرا این جولان ها) البته ذات این سوال برایم مهم نیست ولی اگر متوجه شوم این کنار نرفتن پرده نشان دهنده این است که پروردگارم نظر بر من ندارد به عللی خودم را به آب و آتش می زنم تا حجاب ها کنار رود؟ ببخشید بنا بر آیه «و شاورهم فی الامر» و حدیث امام عزیزم حضرت امام صادق (ع) که فرمودند هر چه نمی دانید بپرسید پرده حیا را دریدم و مزاحمت ایجاد کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود را عادت دهید بر روی سؤالاتی که برایتان پیش می‌آید، تأمل نمایید. سعی کنید آن سؤالات را وسیله‌ای جهت گشودن اندیشه‌ی خود قرار دهید. زیرا با القای این سؤالات، بنا دارند اندیشه‌ی شما را بپرورانند، نه آن‌که اطلاعاتتان را بیفزایند. مسیری که دارید را با تعقل و تفکر ادامه دهید، خود به خود فهمی برای درک این سؤالات پیدا می‌کنید به‌خصوص که بنا نیست جواب همه‌ی سؤالاتتان را فی‌الفور بیابید. مدت‌ها باید بعضی سؤالات مدّ نظرتان قرار داشته باشد تا افقی برایتان گشوده شود. می‌ماند بعضی از سؤالات که با یافتنِ جواب آن‌ها، راهی گشوده می‌شود و این سایت موظف است تا این نوع سؤالات را جواب دهد و بدین کار افتخار می‌نماید و این غیر از آن است که با جوابِ سؤالی که می‌کنید، بخواهید اطلاعی بر اطلاعاتتان افزوده شود. موفق باشید

33799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شما استاد بزرگوار! من می‌خواهم از روی صداقت حرفهایی بزنم. من سن و سالی گذرانده ام. زمانی که امام خمینی زنده بود، مریدش بودم. اما پس از گذشتن این سالها و اتفاقاتی که افتاده و دوری از اهدافی که برای انقلاب اسلامی ایران ادعا می‌شد و این سیاست بازی که از سیاست معاویه بدتر است، از انقلاب و آقای خمینی متنفرم. اول انقلاب ادعا می‌شد که برای تکلیف قدرت در دستشان است اما حالا برای ماندن در قدرت دست به هر اقدامی می‌زنند. متاسفانه شما انقلاب را مانند یک شخص معصوم فرض می کنید و آنگونه از انقلاب دفاع می‌کنید که انگار مملکت گل و بلبل است. شما هر انحرافی که در انقلاب می افتند توجیه می کنید. از این انقلابی که مدعی آن هستید، چه چیزی مانده است که می خواهید از آن دفاع کنید؟ البته چون شما عمری در راه انقلاب بوده اید و جزو شاکله شما شده، تغییر شما تقریباً محال است. مگر آقای خمینی در وصیت نامه اش نگفت که نظامیان در سیاست دخالت نکنند اما ما شاهدیم که سیاست بازی جزو وجودی سپاه پاسداران شده است. الان من فردی هستم که از نظر اعتقادی به هم ریخته ام. با تشکر از اینکه وقت گذاشتید و حرفهای مرا شنیدید. والسلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید اگر کسی در صدر اسلام تنها با جریان سقیفه می‌خواست اسلام را بشناسد، چه اندازه از اسلام دور می‌شد. ولی نگاه حکیمانه شیعیان طوری بود که اسلام را در جایی دیگر دنبال کردند (اسلامی که به حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» منتهی می‌شود) و این‌جا است که امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در عین حضور در اسلام و بدون درگیری مستقیم با خلفا، روح دیگری را در میان آوردند. در مورد انقلاب اسلامی نیز بنده چنین نظری دارم و عظمت کار مقام معظم رهبری را در همین می‌دانم که با حکمت و بصیرت لازم سعی دارند انقلاب را در افقی که جدا از طرح آقای هاشمی است؛ جلو ببرند. در مورد آینده انقلاب عرایضی تحت عنوان «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شده است. امید است که مفید افتد. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/11872

30692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سال نو مبارک. نظرتون راجع به بیمه هایی که برای فرزندان رد میشه تا بعد از چند سال (مثلا ۲۰ سال) اصل پول با سودش برداشت بشه و این پول در بانک سپرده شود و سود ماهیانه بگیره تا فرزند تا آخر عمر یه کمک مالی دریافت کنه و محتاج کسی نباشه مخصوصا برای دختر ها چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نمی‌توانم نظری داشته باشم. به هر حال اگر کسی باشد که امروز نیاز ضروری به این پول دارد، به راحتی نمی‌توان آن را در بانک ذخیره کرد. موفق باشید

30558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حالتون خوبه میلاد امام حسین مبارک. مطلبی به ذهنم رسیده که چون اثبات علمی و روشمند و مطمین مذاهب و ادیان در توان مردم نیست و شیعه و سنی و غیره عموما به تقلید پرداخته اند ولو ایمان محکم هم داشته اند و دل مردم به سبب گناه برای تشخیص حق کافی نیست آن هم زمانی که علمای مذاهب بی آن که فسق عملی داشته باشند متحیر بوده اند. پس قطعا خدا به شیعه تکلیف نکرده و کلیات و مثلا رد معاویه و یزید کافی است و ایمان بی جهت به عصمت هم نه تنها ارزش نیست چون راه مطمئنی نپیموده نسبت دادن چیزی که نمی دانیم به دین است. جواب و نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب صریحاً نظر به عصمت اهل‌البیت«علیهم‌السلام» شده است. در این رابطه می‌توانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» صفحه‌ی 131 که روی سایت هست، رجوع فرمایید. قسمتی از آن بحث، ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «...اِنَّما يُريدُاللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[1] اي اهل البيت؛ فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدي بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد. با دقت در آيه‌ي تطهير نكات زير مورد توجه قرار مي‌گيرد.

1- «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، يعني هرگونه پليدي جسمي و روحي. يعني اهل البيت(ع) را خداوند از هر گونه پليدي پاک کرده است.

2- بيش از 70 حديث كه بيشتر آن‌ها از اهل سنت است اقرار دارند كه «اهل بيت» شامل، رسول خدا(ص)و حضرت علي(ع)و فاطمه‌ زهراi و امام حسن و امام حسين«عليهم االسلام» مي‌باشد.

3- اُمّ‌سلمه مي‌گويد: بعد از آمدن آيه‌ي تطهير، رسول خدا(ص)عباي خود را برسر حضرت علي و همسر او و حسنين«عليهم االسلام» انداختند و گفتند: بارالها ! اينها آل محمداند. من گوشه‌ي عبا را بالا زدم كه وارد شوم، حضرت آن را از دست من كشيدند و گفتند: تو بر خير هستي (يعني تو زن خوبي هستي) ولي جايت اينجا نيست.

سؤال: با توجه به اين‌که قبل و بعد آيه زنان پيامبر(ص) را مورد خطاب قرار داده، چرا آيه شامل زنان پيامبر نمي‌باشد؟

جواب: اولاً: هيچ‌كس تا حال قائل به عصمت زنان پيامبر نشده، در حالي‌كه آيه خبر از عصمت «اهل بيت» مي‌دهد و در آيه‌ي مباهله هم ثابت شد زنان پيامبر(ص) به آن معنا معصوم نيستند که بتوانند لعنت الهي را بر کاذبين جعل کنند و لذا در كنار اهل‌ بيت پيامبر(ص)يك نفر از زنان پيامبر هم وارد مباهله نشد. [2]

ثانياً: همه‌ي روايات ازسني و شيعه پنج تن مذكور را به عنوان اهل بيت معرفي کرده‌اند.[3]

ثالثاً: اگر آيه مربوط به زنان پيامبر بود ضمير « عَنْكُن » كه قبل از آيه به صورت جمعِ مؤنث بود بايد ادامه مي‌يافت و نه اين‌كه وقتي موضوع اهل بيت را به ميان مي‌آورد بفرمايد «عنكم» يعني ضمير را عوض كند.

چنانچه ملاحظه بفرماييد در اين قسمت از آيه سخن از اراده و مشيت خاص خداوند به ميان آمده و اين نشانه‌ي آن است که مسئوليت مهمي را مي‌خواهد بر دوش اهل‌بيت پيامبر بگذارد که چنين مسئوليتي با وظيفه‌ي همسران پيامبر که در آيات قبل آن‌ها را توصيه کرده که در خانه‌هايشان ملازم باشند متناسب نيست. از طرفي روايات متعددي از محدثين اهل سنت هست که رسول خدا همسران خود را شامل اهل بيت ندانسته‌اند.[4] حاکم در کتاب مستدرک از قول ام سلمه مي‌گويد که: آيه‌ي تطهير در خانه‌ي من نازل شد و به دنبال آن پيامبر(ص)پيکي را به خانه‌ي فاطمه(س) فرستاد تا علي و فاطمه و حسن و حسين(ع)را نزد آن حضرت فرا خواند. آن‌گاه فرمودند: خدايا! اينها اهل بيت من‌اند. گفتم: يا رسول الله، من از اهل بيت شما نيستم؟ فرمودند: تو از نيکان اهل من هستي ولي اينان اهل بيت من هستند.[5]

4- بنا به روايات و همچنين با توجه به سياق آيه ، جاي اصلي آيه اينجا نبوده و به دستور پيامبر بعد از نزول به اين صورت تنظيم شده، و اين روش در كليه‌ي آيات مربوط به اهل‌البيت هست كه در بحث مستقلي به آن مي‌پردازيم.

5- چون اراده و خواستن در آيه‌ی تطهیر را منحصر به اهل البيت(ع)كرده و گفته «اِنَّما»، پس اولاً: اين تطهير، آن تطهير عمومي كه خداوند براي همه‌ي مسلمين اراده كرده، نيست، و اگر اين تطهير همان تطهيري بود که براي سايرين خواسته ديگر مقام خاصي براي اهل البيت محسوب نمي‌شد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براي همه‌ي انسان‌ها خواسته، پس طهارتي که در اين آيه براي اهل‌البيت(ع)اراده کرده، تطهير تشريعي نبوده بلكه تطهير تكويني است، يعني طهارت و عصمتي است موهبتي كه در اثر آن، نيروي فوق‌العاده باطنيِ عصمت در آن‌ها ايجاد شده است، تا آن‌ها نمونه‌ي كامل صحيح زندگي كردن براي بشريت باشند.

6- معلوم است که قرآن يك واقعيت متعالي است كه بايد از طريق قلب با آن تماس گرفت، و در سوره‌ي واقعه مي‌فرمايد: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ، لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[6] آن قرآن، قرآن بلندمرتبه‌اي است، در کتابي پنهان، کسي نمي‌تواند با آن تماس بگيرد مگر مطهرون. «ال» در المطهرون نشانه‌ي عهد ذهني است، يعني آن مطهروني كه ذكر آن رفته و شما آن‌ها را مي‌شناسيد. از طرفي تنها در آيه‌ي تطهير از اهل بيت به عنوان مطهرون نام برده پس مي‌توان نتيجه گرفت اهل البيت(ع) هستند که به طور مطلق مي‌توانند با حقيقت قرآن تماس بگيرند و عمده‌ی وظيفه‌ی ما آموختن راه طهارت است از صاحبان اصلي طهارت، تا بتوانيم با نور قرآن مرتبط شويم و به نشاط فوق‌العاده‌اي كه در اين ارتباط به‌دست مي‌آيد نائل گرديم.

 


[1] - سوره‌ي احزاب، آيه‌ي 33.

[2] - ابن جرير و طبراني آورده‌اند كه رسول خدا(ص) فرمود: «اَنْزَلَتْ هذِهِ الْايةُ في خَمْسَةٍ: فِيَّ وَ في عَلِيٍّ وَالحسن وَ الْحسين وَ فاطِمه» اين آيه یعنی آیه تطهیر در مورد پنج كس نازل شده كه عبارتند از من و علي و حسن و حسين و فاطمهi. از طرفي در سوره تحريم خداوند دو نفر از زنان پيامبر(ص) را به باد انتقاد مي‌گيرد و مفسرين اهل سنت آن‌ها را عايشه و حفصه معرفي مي‌كنند. حال چطور مي‌توان چنين تطهيري را به زنان پيامبر(ص) نسبت داد. در ضمن اصل روايت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهل‌بيت معرفي كرده است.(ابن طاوس، الطرائف / ترجمه‌ي داود إلهامى، ص: 474)

[3] - در اين مورد مي‌توان به خصائص نسائي، ص 4 و مستدرک حاکم، ج 2، ص 416 و ده‌ها کتاب ديگر از اهل سنت رجوع کرد.

[4] - جامع‌الاصول، ج 1، ص 103، صواعق ابن حجر، ص 148.

[5] - مستدرک حاکم، ج 2، ص 416. اُسد الغالب، ج 2، ص 12 و 20.

[6] - سوره‌ي واقعه، آيات 77 تا 79.

30352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: خوب هستین ان‌شاء الله! در فرهنگ های گذشته مشکلات روانی به شیطان نسبت داده می شده که امروزه ثابت شده است ناشی از مشکلات ژنتیکی و تربیتی و هورمونی و نسبت به شیطان امری غلط بوده! در قرآن هم فراموشی به شیطان نسبت داده شده!(داستان خضر و موسی علیه السلام) چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آنچه مربوط به شیطان است، همیشه مربوط به شیطان است، چه علت علمی آن معلوم باشد، چه نباشد. موفق باشید

نمایش چاپی