بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28606
متن پرسش
سلام علیکم: در پرسش و پاسخ ۲۸۶۰۰ نکاتی راجع به صحنه آوردن مدینه النبی در شهر امروز فرمودید و حضور اسلامی که توان جایگزین تمدن مدرنیته را دارد و اینکه اکر دل به زیست جهان گذشته و جامعه مدنی مدرن بدهیم، خودمان نخواهیم بود و آنوقت مجبور خواهیم بود با بخشنامه ها و دستورالعمل های اداری و توصیه های بسیط که ظاهر مناسک را حفظ کند، بکار ببندیم. به نظرم، مشکل اساسی آنجاست که ما فکر کردیم تمدن غرب و مدرنیته، بخشهای خوب و بدی دارد و می‌شود بخشهای خوبش را گرفت و با ظرفیتهای ایرانی_اسلامی خود ترکیب کرد و گزینش کرد و مثلا ساختار زندگی شهری را پذیرفت و نهادهای جامعه مدنی را آورد و البته آن بخشهاییش که با حقوق شرعی و مناسک عبادی و حفظ حدود دیانت نمی‌خواند را حذف کنیم و کنارش یک‌سری توصیه های اخلاقی و احادیث می‌گذاریم و به اصطلاح اسلامیش می‌کنیم و می‌توان بر این بستر پیش رفت. البته بعضی رسما به دنبال مدرنیزاسیون جامعه بودند و دین هضم شده در فرهنگ مدرنیته ولی با توجه به آفاق هویتی ما نتوانستند و خب لذا رویکرد غالب که ظاهر الصلاح هم به نظر می‌رسید این بود که بخشهای خوب تمدن مدرن و شهر مدرن را می‌گیریم و با هویت خود ممزوج می‌کنیم و اینگونه می‌شود کار را جلو برد. در اقتصاد هم این روند جلو رفت و در فرهنگ هم بخشها و سنگرهایی به همین شکل کار پیش رفت و متاسفانه بسیاری افراد علیرغم اینکه در بستر انقلاب اسلامی بودند ولی الگوهای مدرن را به قول خودشان با شرایط و زیست بوم ایرانی_اسلامی ممزوج و بومی سازی می‌کردند و بکار می‌برند غافل از اینکه تمدنها تحمیل گر هستند و شبکه ای منسجم در راستای جوهره اصلی و انحصار مخصوص اهداف و نظامهای خویش را دارند و این نمایانگر مواجهه تمدنی اسلام و مدرنیته است. این ترکیب گری و گزینش گری باعث یک تذبذب تمدنی و هویتی شد و حتی باعث شد در بخشهایی در نسبت مان با مدرنیته و اسلام و تمدن نوین اسلامی سردرگم و حیران شویم. البته مشکل این است تا از شهر اسلامی و مدیریت شهری اسلامی و تحول در شهرسازی با مبانی اسلامی می‌گوییم، خیلی ها فورا نظرشان می‌رود که یعنی شما می‌خواهید سبک زندگی پیش از مدرنیته را احیا کنید و به شرایط آن شکلی بر گردید در صورتی‌که مگر اسلام و شهر اسلامی در قبل از مدرنیته بوده و مگر تمام هم و غم بزرگانی مثل استاد شهید مطهری این نبود که اسلام و مقتضیات حضورش در اعصار را دریابیم و مگر اسلام هویتی است که در هویت قبلیه ای و شهر پیش از مدرنیته بیاید خودش را نشان دهد و مگر فقط شهر اسلامی پیش از مدرنیته قابل امکان بوده و رسما اگر این حرف را بپذیریم یعنی اسلام و هویت سبک زندگی اسلامی در جهاز هاضمه غرب مستحل می‌شود در صورتی‌که جدا این نیست. همت ما همتی باید باشد که ان شاء الله به برکت هدایت های حکیمانه و عظیم حضرت آقا که بحمدالله راهنمای ما در این مسیر عظیم هستند، اولا نظریات جایگزین علوم انسانی غربی و جامعه سازی مدرن و ساز و کارهای مدرنیته را بچینیم و یکسری زیر نظامها و ابزاری که می‌تواند با مبانی ما بخواند یا لااقل تضاد و تعارضی ندارد، در جهاز هاضمه ما مستحل شود کاری که آوینی با مستند کرد و ابزار مستند را در روح هنر تمدنی اسلامی و انقلابی مستحل کرد. البته این گونه کار دو مقدمه اصلی و ریشه ای دارد: یک نظریه سازی جایگزین با نگاه جامع به هویت اسلامی بجای مبانی معرفتی و تمدنی و جامعه سازی غربی و مدرن و ثانیا اینکه اگر ما الگوهای اسلامی را استخراج و بنا بر تحقق آن داشته ایم، توانسته ایم تمدن اسلامی را تحمیل کنیم و آنوقت است که می‌شود استحاله و تصرف عناصر مثبت یا حداقل غیر منفی تمدن غربی را انجام داد نه اینکه تمدن مدرن و مکانیزم هایش بر ما تحمیل شود و آنوقت به این فکر بیفتیم که حالا چکار کنیم و مثلا ساز و کارهایی مثل بانک را بیاوریم بعدا به فکر تحقق اسلام و قسط در آن بیفتیم. البته این امر صبری راسخ می‌خواهد و لازمست از استعجال هم دوری کنیم و بدانیم وقتی رویکرد کلی و نظریات اسلامی را استخراج کنیم و بتوانیم جایگزین های اسلامی را آنگونکه رهبری عزیزمان فرمودند به صحنه آوریم، به تدریج می‌توان نهادها و ساز و کارهای متناسب و همسو با آن را ساخت و گسترش داد کما اینکه اساسا جمهوری اسلامی هم با یک تغییر بستر سیاسی از شاهنشاهی به ولایت فقیه آغاز شد و به صورت تدریجی نهادهای مورد نیاز خود را ساخته و خواهد ساخت و امام هم با همین روند بتدریج نهاد سازی را پس از پیروزی نهضت پیش بردند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه هستید هر اندازه تمدنی فکر کنیم، ما از گردونه‌ی تقلید از تمدنِ غربی که به هیچ‌وجه ربطی به روح و روحیه‌ی ما ندارد، نجات می‌یابیم. هرچند در طول تاریخ این روشن شده است که تمدنِ بعدی از تمدن قبلی بهره‌ها می‌گیرد ولی آن را از آنِ خود می‌کند. همه‌ی عظمت رهبر انقلاب را می‌توان در همین نکته خلاصه کرد که نسبت به غرب، موضوع تمدن نوین اسلامی را به میان آوردند. در این صورت خطر استحاله‌شدن در تمدن غربی از بین می‌رود. موفق باشید   

28433
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. حضرتعالی وضعیت اقبال به دین یا دین گریزی و سستی در دین ویژه در شرایع و اصول عقاید البته شرایع که ظهور و بروز اجتماعی دارد را چگونه می یابید و تحلیل می‌کنید و آیا دین گریزی در جامعه بیشتر شده و آیا می‌توان امیدوار بود و معتقد به رشد بود؟ ۲. راهکار اساسی در احیاء تفکر دینی و مقابله با دین گریزی یا سستی در دین را در چه می‌دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید دینی را متذکر بشر گرفتار نیهیلیسم شد که احساس کند از آن پوچی نجات پیدا می‌کند و راهِ امام شهدا و شهدای عزیز چنین راهی است و راز علاقه‌ای این‌چنین شدید نسبت به سیره‌ی شهدا توسط مقام معظم رهبری نیز در همین رابطه می‌باشد. موفق باشید

27938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: دختری دارم ۱۲ ساله. با وجود اینکه جو خانواده مذهبی و مدرسه اش هم مذهبی است، ایشون روزه می‌گرد ولی به نماز اهتمامی ندارد و هر چه تذکر می‌دهیم می‌گوید باشه می‌خوانم. و مشکل دیگه هم که هست دائما مانوس با گوشی است و شرایط قرنطینه و کلاس مجازی این شرایط رو بهانه قرار داده است. چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید با مشاورانی که در این مورد کار کرده‌اند، مشورت شود. شاید کمی قهرکردنِ مختصر همراه با محروم‌کردن ایشان از گوشی موبایل، ولی نه آن‌چنان تند؛ کمک کند. موفق باشید

27728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و قبولی طاعات و عبادات شما استاد گرامی: سوالی که برای بنده پیش آمده این هستش که چرا در دین مسیحیت که معتقدند حضرت عیسی (ع) که به صلیب کشیده شد کفاره گناهان آنها را تا قیامت بر عهده دارد و البته علماء ما می گویند این حرف آنها اشتباه ولی ما هم در زیارت جامعه کبیره عبارت کفارة لذنوبنا را داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث کوتاهی‌های ما در حفظ دین و حفظ حقوق اولیای الهی و گرفتارِ کفاره‌ی آن شدن؛ یک بحث است، و بحث به صلیب‌رفتن حضرت مسیح «علیه‌السلام» به گمان مسیحیان به جهت گناه اولیه‌ی آدم؛ بحث دیگری است. بحث دوم است که عجیب است. موفق باشید

27682
متن پرسش
سلام علیکم: استاد، تلاشم بر این بوده اگر کسی از دوستان و نزدیکان با ولایت و انقلاب مخالفت دارد و یا چندان اعتقادی ندارد و پر از شبهه هست، با رحمت و مهربانی و حجت و دلیل واضح صحبت کنم و صبر به خرج دهم. اما گاهی هر چقدر صبر می‌کنم و دلیل میاورم باز هم حرف خودشان را می‌زنند و دوباره همان شیوه تحلیل را پیش می‌برند و حتی گاهی ناراحت می‌شوم که این بحث فایده ندارد و دارم خودم را ناراحت و عصبانی می‌کنم و حتی باعث می‌شود از جهت جسمی هم ناراحت بشوم و با خودم می‌گویم هر میزان هم گویی با صبر صحبت کنم و دلیل بیاورم باز دوباره مطالب خود را می‌گویند و مطالب ام رو به نحوی نادیده می‌گیرند و می‌گویند وضعیت کنونی حتی با مبانی متفکران این انقلاب مثل امام و شهید بهشتی و شهید مطهری نمی‌خواند و شما دارید دفاع بیجا می‌کنید و فکر می‌کنید واقعا مردم برایشان نظام مقبول و کارآمدست و اگر در پاسخ هم با شدت و محکم و یا دافعه صحبت کنم می‌گویند شما بی منطق هستید و این منطق شماست و منطق شما شدت و دفع بقیه است و خودم هم در این حالت اذیت می‌شوم. هر چند در راه انقلاب به نظرم چشیدن این سختی ها خودش عامل رشد و ثابت قدمی بتواند باشد، ولی این هم بحث است که این حدود رحمت و خوشرویی با شدت و قاطع بودن کجاست تا هم دلایل روشن شود و هم اتمام حجت باشد و خودم هم ناراحت این چنین نشوم و متاسفانه بعضی اوقات نسبت به انقلاب و این وضعیت و دفاع و تعهدم به آن و هندسه انقلاب دلم به لرزه می افتد و خب تاثیر ناراحت شدن و احساس بی ثمری بحث با سایرین برای خودم هست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در مباحث سوره‌ی جاثیه عرض شد انقلاب اسلامی در شرایطی نیست که از نداشتن چنین طرفدارانی به‌خصوص با روش توحیدیِ رهبر معظم انقلاب ضربه‌ای بخورد. می‌ماند که خوب است انسان از سر دلسوزی جهت کمک به افرادی که در گردونه‌ی توحیدی انقلاب اسلامی نیستند، متذکر برکات آن حضور بشود و چشم‌اندازی از آینده‌ی قدسی را در مقابل آن‌ها به روشی حکیمانه بگشاید و هرگز کار، به جدال نکشد به این معنا که یا باید دلایل ما را بپذیرند و یا رد کنند، لازم نیست. وظیفه‌ی ما آن است که با استحکامی حکیمانه متذکر حقیقتی شویم که نیاز هرکس در این دوران است و ردّ شویم و در بودنِ گسترده‌ی انقلابیِ خود از آنچه خدا برای ما تقدیر کرده است، بهره‌ی لازم را ببریم. نهایتش آن است که آن‌ها، آن‌قدر خود را در امور دنیایی غرق می‌کنند که مصداق این آیه می‌شوند که خداوند به پیامبر خود فرمود: «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ» خدای را پاس بدار و آن‌ها را در فرورفتن‌شان در بازی‌های دنیایی به خودشان واگذار. موفق باشید  

27116
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام در ابتدای کتاب شرح چهل حدیث می فرمایند: «مقام وهم، زیرا که وهم سلطان قواى ظاهره و باطنه نفس است. پس اگر وهم حکومت نـمـود در آنـهـا بـه تـصرف خود یا شیطان، این قوا جنود شیطان گردند و مملکت در تحت سـلطـنـت شـیـطــان واقــع شــود، و لشـکـر رحـمـان و جـنـود عـقل مضمحل گردند و شکست خورده رخت از نشئه ملک و دنیـاى انسان درکشند و هجرت نمایند، و مـمـلکـت خــاص بــه شـیـطــان گــردد.» به چه علت امام، مقام وهم را سلطان قوا می دانند و آن مقامی می دانند که اگر به گوهر عبودیت آراسته بشود، می تواند مقام قرب الهی و تعالی الی الله پیدا کند و اگر مغلوب اسارتها و جنود جهل و شیطان گردد، به اسفل السافلین سقوط می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قوه‌ی واهمه اگر به عنوان یکی از قوای انسانی که متوجه‌ی حقایق وجود می‌شود، نظر به عاَم مثال کند، صورت‌های مثالیِ متعالی را در انسان شکل می‌دهد و این بهترین حالت برای اُنس با خداست از آن جهت که عبادات انسان، متوقفِ مفهومات و ذهنیات نشده. ولی اگر قوه‌ی واهمه تحت تأثیر صورت‌های عالَم ماده و عالم کثرات شد، بستر تأثیر شیطان می‌شود و انسان را از سیر به سوی حقیقت محروم می‌نماید. در این مورد می‌توانید به مباحث «جهان گمشده در عالم خیال» که در کانال «تشکل اشارت» به آدرس @esharat می‌باشد، رجوع فرمایید.  موفق باشید   

25390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. استاد لطفا درباره روحیه اجتهادی در مطالعه توضیح بدهید. اصلا یعنی چه و چطور باید بر اساس آن عمل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به صورتی عمیق وارد موضوعات شد تا خود به خود در آن موضوع، صاحب‌نظر گشت. موفق باشید

25109
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار وقتتون بخیر: ۱. جنیان از جنس آتش اند چطور آتش جهنم آنها را می سوزاند؟ ۲. یک سخنران در یک برنامه تلویزیونی گفت جنیان در قیامت به صورت انسان محشور می شوند. البته در دنیا ممکنه جن به صورت انسان در بیاید ولی در قیامت که نفس و بدن یکی هستند و صورت انسانی صورت همه اسماء است چطور می شود جنیان که همه اسما را ندارند به شکل انسان محشور شود؟ چنین چیزی ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آتش جهنم از جنس خشم الهی است و روح را می‌سوزاند و آثار آن بر آن بدنی که مظهرِ روح است، ظاهر می‌شود. ۲. نباید به این نوع صحبت‌ها توجه داشت که مبنایِ درستی ندارد. موفق باشید

24922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میرم سر اصل سوال، آیا ما چند دنیا داریم در کل که جلوه اش هی نزول پیدا کرده و شده این دنیای مادی؟ غیر از یکیه؟ بذارین اینجوری بپرسم مگه ما چند تا خالق داریم؟ خدا شاهده همش یکیه و هر چه بالاتر بریم معانی بیشتری دارند، خب چرا من باید بیام این معانی رو برم دنبال همش؟! بحث بنده روی شهداست، آقا مگه شهید ۱۳ ساله چی داشت که به وصال رسید، خدا شاهده هدف وصال و فناست و خداوند متعال داور و راهنما و اصل هستند، بنظرتون این، یک دنیای خلق شده که در آیه داریم بازیه ما باید توش بتابیم و هی بخوایم همه چیزشو بفهمیم، قصد وصاله و بسیار سخته گذشتن از همه دنیا مگه حضرت رب العالمین کافی نیستند برای ما؟ البته اگر این حرف ها برای مردم زده بشه جز تنبلی و گناه و قتل عام و فساد ازشون به ندرت آدم حسابی در میاد اما خدا وکیلی غیر از اینه؟ حالا شایدم من دارم اشتباه می کنم من تعصب ندارم رو هیچ چیز و جز شرع مبین اسلام و پی روی چیزی نیاز نمی بینم در خودم گر چه بازم شک کردم به نوع نوشتارم چون در نیومد و اون نشد آخر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که خداوند چگونه با جلوات مختلف، حقایقی را در افق جان کسانی که صادقانه با او برخورد می‌کنند، قرار می‌دهد. موفق باشید

24738
متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسه‌ی شنبه‌ی گذشته در شرح آیه‌ی ۱۰۵ سوره‌ی مائده بحثی را در رابطه با معرفت نفس مطرح کردید که نسبت به بحث‌های گذشته، بحث جدیدی بود. لطفاً اگر ممکن است نکاتی را که یادداشت فرموده بودید را در اختیار ئاین حقیر قرار دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که بنده مطالب را به صورتی دقیق‌تر تنظیم کردم، همان مطالب را خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید.

برکات شناخت ذاتِ گشوده‌ی انسان نسبت به حقیقت

باسمه تعالی

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (مائده/ 105)

۱. هویت انسان، تعلقی است یعنی وجود او عین ربط به حضرت حق است و بدین لحاظ در ذات و وجودش نسبت به حق گشوده است.

۲. از آن جهت که ذات انسان نسبت به خداوند گشوده است، هر لحظه با نور اسماء الهی و تجلیّات جدیدی با خداوند روبه‌رو است.

۳. با توجه به آن‌که انسان نسبت به حق و حقیقت موجودِ بسته‌ای نیست، با تفکری ایستا از خداوند و با ذات خود، عملاً از حقیقت دور می‌افتد.

۴. انسان در ذات خود می‌تواند خدا را بیابد و به ایمانی برسد که همواره آن ایمان، زنده است و نوری است علی نور. این ایمان هر اندازه با بقیه‌ی افراد و افکار مواجه شود، با ظهور ابعاد عمیق‌تری از خود زنده و زنده‌تر می‌گردد و به ایمانی بت‌شکن نایل می‌شود زیرا به‌خوبی متوجه‌ی حجاب‌های به حاشیه‌برنده‌ی حقیقت می‌باشد.

۵. ذات انسان با هویت تعلقی‌اش ذاتی است پویا و همواره امکان تجربه‌ی تجلیّات انوار الهی را به صورتی جدید و جدیدتر دارد. و در همین رابطه باید گفت انسان نسبت به حقیقت، باز و گشوده است.

۶. وقتی انسان توجه خود را به سوی خدا باز و گشوده نگه دارد، ذات خود را عین ربط به حضرت حق و انوار و اسماء الهی احساس می‌کند. در مقابلِ این حالت، نگاهی است که توجه ما را از تجلیّات انوار الهی باز دارد و این خیانت بزرگی است به بشریت توسط مقدسان احمق که نه آزادی را می‌فهمند و نه حقوق انسانی را، و با خودمطلق‌انگاریِ خویش هیچ حقی برای دیگر اندیشه‌ها حتی در بستر اسلامیت قائل نیستند. گویا هر اندیشه‌ای جز فهم آن‌ها باید در خاکروبه‌ها ریخته شود.

۷. بشر موجودی است که «سو» دارد به سوی حقیقت، و اگر خود را پاس دارد - به همان معنای عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُم‏- وارد سلسله‌مراتبی می‌شود که تا ابدیت مقابل خود را گشوده می‌یابد. خودش به سوی قیامت می‌رود نه آن‌که او را ببرند.

۸. انسانی که خودش به سوی قیامت و ابدیت خود سیر کند، انسانی است که در مسیر هدایت قرار دارد. انحراف و گمراهیِ سایر انسان‌ها ضرری به او نمی‌زند، یعنی «لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ».

۹. با توجه به آیه‌ی فوق، باید به ملکوت رازآمیزِ درون خود نظر کنیم تا معلوم شود چه اندازه نسبت به حقیقتی که سراسر عالم را پر کرده است یگانه و درهم تنیده‌ایم. جایگاه مباحث «معرفت نفس» و «فعلیت‌یافتن باورهای دینی»، در این‌جا است تا معلوم شود چرا حضرت حق می‌فرمایند: «عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُم» زیرا ملکوت خدا در شما است و شما به آن خوانده شده‌اید. از این طریق است که نه سکولاریته و نه ارتجاع و نه بی‌خردی می‌تواند میدان‌دارِ زندگی‌ها شود.

۱۰. وقتی انسان خود را ملکوتی دید، جایگاه اخلاق و رابطه‌ی اخلاقی با بقیه معنی می‌یابد و انگیزه‌ی اخلاقی با طراوت و شادابیِ تمام به میان خواهد آمد. در این حالت توصیه‌های اخلاقی باری بر دوش ما نخواهد بود، بلکه چشم‌اندازی است برای هرچه بیشتر گشوده‌شدن و نیوشایِ تجلیّات انوارِ الهی‌گشتن.

۱۱. قرآن می‌فرماید: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»(حشر/۱۹) همانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و در نتیجه‌ی فراموشیِ غایت خود که همان خدا است، راه به سوی خدا را که خود آن‌ها باشند؛ فراموش نمودند. و این نشان می‌دهد که نفسِ انسان همان راهی است که انسان باید از طریق آن به سوی خدا سیر کند و فراموش‌کردنِ غایت به معنای فراموش‌کردنِ راه است و طریق انسان به سوی خدا همان نفس اوست یعنی طریق انسان، خودِ انسان است مثل همان تحولات گوناگونی که از جنین تا پیری در انسان محقق می‌شود و همچنان ادامه می‌یابد تا برزخ و قیامت.

۱۲. وقتی انسان به جهت ذات مجردی که دارد می‌تواند در همه‌ی عالم و عوالم حاضر باشد، چرا باید گرفتار سوبژه‌کردنِ عالم گردد و قابلیتِ بشری خود را گم کند و از حضوری که برای او در حدّ «اَلآن قیامتی قائم» تعیین کرده‌اند، محروم گردد.

۱۳. از آن‌چه گذشت برمی‌آید که دین خدا به ما «درون» می‌دهد و راهِ ما را به ما می‌نمایاند و آن راه، جز خودمان به سوی حضرت معبود نیستیم.

24568
متن پرسش
استاد گرامی سلام: تفاوت وحدت وجود مد نظر صوفیه با وحدت وجود حکمت متعالیه در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرا در آخرین آثار خود به‌خصوص در کتاب «ایقاظ النائمین» نظر صریح خود را در همراهی با وحدت وجودِ عرفا روشن می‌کند. موفق باشید

24357

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با مشکل وسواس در مسائل حق الناسی چگونه برخورد کنم؟ بعضی مسائل پیچیده اند و نمی دانم تکلیف دارم یا نه. اگر به مسأله توجه نکنم، ممکن است مدیون باشم. اگر بخواهم احتیاطا پیگیری کنم، تکلف زیادی دارد، گاهی اوقات هم فکر می کنم تکلف ندارد و از تنبلی ام است که تکلف و سختی احساس می‌کنم. نهایتا من می مانم و اضطراب زیاد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد عرف مؤمنین را باید ملاک خود قرار دهید تا گرفتار افراط و تفریط نشوید. موفق باشید

23970

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت: ببخشید سی دی های استاد هم در نمایشگاه موجود هست؟ سی دی شرح مقالات؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. در این مورد خوب است با حاج آقا نظری به شماره‌ی ۰۹۱۳۶۰۳۲۳۴۲ تماس بگیرید. موفق باشید

 

23690
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: ببخشید استاد ارجمند. از آنجا که قرار شد چشم به آسمان کنم تا رزق دریافت شود چندین سوال دیگر آمد. ۱. اینکه می گویند رزقی را نگیر تا رزق بالاتر دهند یعنی چه؟ از آنجا که حجب نوری از جلوی چشمم برداشته شد و در هر پدیده و هر وجود خدا را می بینم اگر شخصی حاجتی داشت از من که آن را برآورده کنم آن را مقدم کنم که خود جلوه ای از جلوات حق است یا نماز (اول وقت) را که وعده من و محبوب است؟ عقلم می گوید اول وقت خواندن نماز مستحبی است یا نماز شب همچنین مستحبی است خوب طبیعتا در مورد اجابت خواسته همسر که واجب است، همسر اولویت دارد ولی در مورد بقیه خلق که بر من ولایت ندارند نمی دانم کدام را مقدم کنم اول وقت خواندن نماز را یا حوایج دیگران را؟ ۲. می گویند میوه ای اگر زود برسد احتمال فسادش بیشتر است، حالا که در این سن دریافت های نوری یکی پس از دیگری می رسد به قدری که حالم بد می شود و جسم تحمل ندارد همان وقت فکر کردن را رها می کنم وگرنه چنان پرواز می کند که خود یک کتاب هزار صفحه ای می شود. چه کنم که آفت نزنم؟ آیا اجازه دارم فکر نکنم یا اصلا با دوستان ذکر عیش نکنم تا این بدن بیچاره فرسوده نگردد در حالی که صحبت کردن در مورد یک موضوع کلی راه را در تربیت فرزندان و نحوه صحیح شوهر داری و خانه داری برای من و آنها روشن می شود؟ آیا مجازم جلوی این همنشینی های بهشتی را بگیریم؟ ۳. بخواهم اینگونه پیش بروم درس های حوزه تعطیل می شود تصمیم دارم رها کنم این فکر کردن را، یک سیلی به گوش من بزنید تا سر جایم بنشینم و درس بخوانم این پرواز عقل مرا دیوانه می کند. هر چند خیر آن برآیم و دوستانم از درس خواندن بیشتر است و می ترسم این هادی الهی را نادیده بگیرم. این همه جستجوی حقیقت، حالا که به حقیقت رسیدم دیگر درس خواندن برآیم انگار در قفس رفتن است. ولی... امام زمانم یاری می خواهد آیا به این تبلیغ های چهره به چهره ادامه دهم یا همه را تعطیل کنم به درس بچسبم یا هر دو را مدیریت کنم؟ که خدا بخواهد من که نمی دانم، خودش پاسخ را عیان کند. ۴. به من ایراد می گیرند چرا با یک استاد حرکت نمی کنی؟ چرا صوت آیت الله شجاعی را گوش می دهی؟ بالاتر از او هستند برای حرکت؟ در حالی که در این سیر خدا داده هر چند به شدت دچار پراکندگی شدم با این همه کتاب و سخنرانی از این طرف و آن طرف ولی هرگز خدا نخواست وجود هیچ احدی برآیم مانع شود برای دیدن حقیقت چراکه بنده خدا هر که می خواهد باشد جز آن دوازده نور مطلق، ممکن است دچار خطا یا حداقل ترک اولی شوند و آنگاه بخواهم چشم و گوش بسته تبعیت کنم در حالی که دایما چشمم به آن ذوات مقدس بود و به قرآن، آیا این انتخاب من بود که صد در صد عاری از خطا نبوده یا خواست پروردگارم که اینچنین سیر کنم؟ «اللهم اذا کان عمری مرتعا لشیطان فاقبضنی» ۵. و آخرین سوال اینکه فهمیده بودم که ماده حجاب عالم مثال و عالم مثال حجاب عالم مجرد است. حالا این چه حسابی است که شخصی هر چه حجاب ماده را کنار می گذارد و در این راه تلاش می کند به جای ورود در عالم مثال وارد عالم عقل می شود بیشتر و بیشتر. آیا از کفری (که گفتید خداوند جلوات خود را به کافران نشان نمی دهد) خارج نشده؟ یا مصلحت خداوند است که پرده عالم مثال کنار نرود؟ می خواهم بدانم که اگر کوتاهی است بگردد پیدا کند و مشکل حل شود؟ این مثالات را در خواب ببیند کافی است؟ هر چند بسیار ترس دارد که با قوایی شیطانی تحلیل نشود. البته مادرم و مجبورم به خاطر تربیت فرزندان با آنها در مادیات غرق شوم تا از آنها آنقدر فاصله نگیرم تا با او احساس بیگانگی کنند وگرنه برای من راحت است هر روز را روزه بگیرم، اصلا سخن نگویم و برنامه کودک نگاه نکنم و در محتوای آن دقت نکنم و از شهوات مادی فاصله بگیرم ولی این که سیره اهل بیت نیست؟ اگر این ریاضت ها را بکشم می دانم همه چی مکشوف می شود ولی تربیت فرزندان و همراهی با همسر را چه کنم که دوست دارند با آنها باشم، بخندم، عذا بخورم با آنها تفریح کنم و... (این جلوات خدای مهربانم را که همه حقیقت اند و همه وجوداند و وجود، چگونه به مثالیات عالم خیال خودم مقدم کنم و طلب دیدن حق را با مثال اعتباری کنم؟ بیچاره کرد مرا این جولان ها) البته ذات این سوال برایم مهم نیست ولی اگر متوجه شوم این کنار نرفتن پرده نشان دهنده این است که پروردگارم نظر بر من ندارد به عللی خودم را به آب و آتش می زنم تا حجاب ها کنار رود؟ ببخشید بنا بر آیه «و شاورهم فی الامر» و حدیث امام عزیزم حضرت امام صادق (ع) که فرمودند هر چه نمی دانید بپرسید پرده حیا را دریدم و مزاحمت ایجاد کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود را عادت دهید بر روی سؤالاتی که برایتان پیش می‌آید، تأمل نمایید. سعی کنید آن سؤالات را وسیله‌ای جهت گشودن اندیشه‌ی خود قرار دهید. زیرا با القای این سؤالات، بنا دارند اندیشه‌ی شما را بپرورانند، نه آن‌که اطلاعاتتان را بیفزایند. مسیری که دارید را با تعقل و تفکر ادامه دهید، خود به خود فهمی برای درک این سؤالات پیدا می‌کنید به‌خصوص که بنا نیست جواب همه‌ی سؤالاتتان را فی‌الفور بیابید. مدت‌ها باید بعضی سؤالات مدّ نظرتان قرار داشته باشد تا افقی برایتان گشوده شود. می‌ماند بعضی از سؤالات که با یافتنِ جواب آن‌ها، راهی گشوده می‌شود و این سایت موظف است تا این نوع سؤالات را جواب دهد و بدین کار افتخار می‌نماید و این غیر از آن است که با جوابِ سؤالی که می‌کنید، بخواهید اطلاعی بر اطلاعاتتان افزوده شود. موفق باشید

34510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: بنده امسال برای اولین بار می‌خواهم وارد عالم اعتکاف بشوم. چگونه برای این ۳ شبانه روز طلایی برنامه ریزی کنم که از این رو به آن رو بشوم؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید جزوه «اعتکاف» که روی سایت هست، باب تفکر نسبت به اعتکاف را بگشاید. در ضمن در قسمت پرسش و پاسخ‌های سایت نکاتی هست که إن‌شاءالله مفید خواهد بود. احتمالاً عرایض بنده در اعتکاف به صورت آنلاین پخش می‌شود. موفق باشید

31012
متن پرسش
سلام علیکم: ارتباط غیبت کبری با رحمت واسعه الهی چیست؟ آیا غیبت کبری با رحمت واسعه الهی سازگار است؟ بر فرض مثال ساکنان اروپا و آمریکا اون دسته ای که غافل هستند و واقعا به منجی نیاز دارند و تا کنون هم منجی نیامده و خیلی از اون ها در غفلت از حقایق از دنیا رفته اند. چرا؟ این انسان های ضعیف النّفس اروپا و آمریکا که در بند طبیعت و شهوت اند ثابت کرده اند که خودشان نمی‌توانند به مقامات انسانی برسند و از طرفی می‌دانیم که شیاطین جن و انس هم بیکار نمی‌نشینند و این انسان ها به یک مرد الهی و قهرمان آسمانی نیاز دارند تا آنها را به انسانیّت الهی برساند. پس چرا با ابن توجّه غیبت تا کنون ادامه داشته؟ آیا انسان های ضعیف می‌توانند به امامشان کمکی کنند؟ اصلا خودشان به یک شخصی نیاز دارند تا کمکشان کند و آن هم امام زمان (عج) است. پس چرا انسان های جهان هنوز نجات پیدا نکرده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن است که تمام مردم دنیا به حکم هدایت الهیه به نحوی با حقیقت از طریق یک شخصیت آرمانی و الهی که انسانیت آن‌ها را متذکر شود، روبه‌رو هستند، حال چه آن شخصیت حضرت عیسی «علیه‌السلام» باشند که به آسمان رفتند و به زمین برمی‌گردند و چه آن شخصیت، حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشند که غایب‌اند و ظهور می‌کنند. مشکل، خودِ ما هستیم. مگر مردم ما با توجه به باور به حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعلی‌فرجه» توانسته‌اند شایستگی خود را نشان دهند؟ آری! غیبت کبری حکایت از وقوع حضوری بس بزرگ دارد و بشری که باید ظرفیت جهانی و الهی پیدا کند که شواهد حکایت از آن دارد چنین بشری در حال تولد است. عرایضی در کتاب «انقلاب اسلامی؛ جهانی بین دو جهان» در این رابطه شده است. موفق باشید

30361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. استاد بنده در بحث حرکت جوهری هستم. همراه بچه های کلاسمون تصمیم گرفتیم درس رو متوقف کنیم در این ماه و بیشتر در مورد این ماه های عزیز گفت و گو داشته باشیم که بهره کافی از این ماه ببریم. شما پیشنهادی دارین برای ما که در کنار گفت و گو ها به اون بپردازیم و استفاده کنیم؟ استاد بنده در خودسازی هستم و خیلی به راهنمایی نیازمندم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحثی که در رابطه با ماه رجب شده است، کمک خواهد کرد. بخصوص دو بحث اخیری که در بنر سایت گذاشته شده است. موفق باشید

28830

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در پاسخ به سوال ۲۴۱۷۴ فرمودید هر روز ۲۱ عدد آیت الکرسی خوانده شود، فقط آیه اول تا و هو العلی العظیم را منظورتان است یا کل آیات؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور همان آیه‌ی اول است ولی آیت اللّه قاضی توصیه فرموده بودند هر سه آیه خوانده شود. موفق باشید

28212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: عذر خواهی می کنم از اینکه سوالم معرفتی نیست ولی بعد از دیدن فیلم غلامرضا تختی به کارگردانی بهرام توکلی (کارگردان فیلم تنگه ابوقریب) که در سال ۹۷ ساخته شد و در جشنواره فیلم فجر هم جایزه گرفت، برایم دغدغه شد. من قبل از دیدن این فیلم خیلی شناخت از غلامرضا تختی نداشتم. چیزی که در این فیلم به نمایش گذاشته این است که تختی خودکشی می کند. یک روز قبل از خودکشی وصیت نامه خودش را ثبت رسمی می کند و برای بچه اش سرپرست تعیین می کند و بعد به هتل محل اقامت خودش می رود و صبح جنازه اش را در آن اتاق پیدا می کنند. توی اینترنت سرچ کردم ظاهرا نظر پسرش و همچنین جمشید مشایخی و حتی خسرو معتضد هم این است که (بخاطر اختلافاتی که با همسر خودش داشته و ناکامی های ورزشی سالهای پایانی و فشارهایی که از طرف نظام بر روی او بوده) خودکشی کرده و هیچ مدرکی دال بر اینکه به دست ساواک کشته شده باشد در دسترس نیست. (حتی در فیلم اول جهان پهلوان تختی که در سال ۷۶ توسط بهروز افخمی ساخته می شود اشاره شده که هیچ پرونده ای از تختی در دفتر اسناد ملی کشور دال بر اینکه در ساواک پرونده ای به نام تختی وجود داشته نیست) البته در فروردین ۱۳۹۸، علیرضا زاکانی نمایندهٔ پیشین مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، خودکشی تختی را شایعه خواند و گفت تختی را به «شهادت» رسانده‌اند. با توجه به اینکه شما زمان شاه را درک کرده اید آن زمان درباره مرگ تختی چه نظریه ای وجود داشت خودکشی و یا کشته شدن توسط ساواک؟ (البته در فیلم نشان می دهد که تختی عضو حزب جبهه ملی و از طرفداران جدی دکتر مصدق هم بوده) آیا شخصی که روحیات جوانمردی زیادی ازش دیده شده که در خود فیلم هم نشان داده از جمله رسیدگی زیاد به فقرا و مردم توسط ایشان و نفرتی که از شاه داشته آیا به جهت اعتقادات دینی او بوده یا تمایلات ملی گرایی و یا سوسیالیستی؟) ممنون اگر پاسخ بدهید. چون شاید دغدغه خیلی های دیگر هم باشد، که آیا کسی که در ورزش کشور تبدیل به اسطوره شده و لقب «جهان پهلوان» به او داده شده خودکشی کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان ما بحث از این قرار بود که رقابت شاهپور غلام‌رضا پهلوی و جناب تختی، کار را به قتل تختی کشاند. زیرا از نظر شخصیت، جناب تختی بسیار مورد توجه مردم بود. به عنوان مثال در صحنه‌ای که شاپور غلامرضا در ورزشگاهی بوده و وقتی حضور او اعلام می شود جمعیت حاضر واکنش استقبالی نشان نمی دهند ولی تا غلامرضا تختی که از سال های قهرمانی فاصله گرفته بود برای تماشا پا به سالن می گذارد جمعیت یک صدا او را تشویق می کنند به حدی که غلامرضا پهلوی ناگزیر از ترک سالن می شود. گوینده بار دیگر نام شاهپور غلامرضا را می آورد اما مردم فریاد می زنند غلامرضای تختی.

حتی وقتی روزنامه‌های رژیم، خبر خودکشی تختی را اعلام کردند، روزنامه‌ی «توفیق» نوشت: «تختی را خودکشی کردند». موفق باشید

27614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیزم استاد درموردطب سنتی مطلبی دریکی از مجلات خلق (مربوط به سری مجلات که فکر می‌کنم حاج آقا ناصری هم اینطور که توی قسمت فهرست نامشون رو دیدم باشن) فردی به نام حاج آقا محمد سلطانی استاد فکر می‌کنم ایشون خیلی در زمینه این طب مطالعه داشتن مطالب جالبی دیدم از ایشون استاد بنده نتوانستم به ایشون دسترسی داشته باشم مجله مال شماره ۱۷ خرداد و تیرماه ۱۳۸۹ هست ایشون مباحث معرفت نفس را همونطورکه نظر شماست مدنظر قراردادن اگه خاستین میتونن بیارم خدمتتون شاید بشه اگه ایشون رو پیدا کنیم استفاده کرد مطالب هم در سطح خیلی خوبه پی نوشت مقاله به کتب طبی مثل مفرح القلوب خلاصه الحکمه و همچنین سرح العیون علامه حسن زاده ارجاع داده ممنون استاد گفتم بهتون بگم اگر شما تونستید گیرشون بیارید و صلاح دونستید ما هم بتونیم استفاده کنیم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از رفقایی که در این امور وارد هستند سراغ استاد محمد سلطانی را گرفت. موفق باشید

27156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در خصوص مبحث توحید چه کتبی را توصیه می فرمایید؟ کتابی که مباحثش سبک باشد و برای جوانانی که اطلاعات دینی متقنی ندارن بتواند مفید باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مباحث «معرفت نفس» از آن جهت که منجر به معرفت ربّ می‌شود، مفید باشد. مثل کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس» و «آشتی با خدا» که همه بر روی سایت هست. موفق باشید

26881
متن پرسش
سلام خسته نباشید: آیه ای هست که اشاره می کند به آرامش «الا بذکرالله تطمئن القلوب» من هرچه در خودم و در جوامع دیدم نقض این آیه هست. دیدم انسانی که فشار روحی بر او غلبه می کند موقع گرفتاری به راه‌های گوناگونی چون موسیقی، سیگار و اعتیاد و... اگه هم آدم مثبتی باشه ورزش و... یعنی واقعا تو اون لحظه نعوذبالله نمی خوام کفر بگم ولی خدا نمی تونه آرومم کنه؟ چرا؟ می دونم اشکال از من هست ولی چه کار کنم این مشکل رفع بشه؟ سوال دومم اینه که الان خیلی از روانشناسان می گن برای آرامش، مراقبه کنید، من دوست دارم با نماز خوندن و دعا این حس برام پیش بیاد اما متاسفانه اینجوری نیست باید چه کنم؟ سوال سومم اینه که مثبت اندیشی در دین هم جایی داره؟ من بیشتر سعی می کنم واقع بین باشم این اشتباهه؟ ممنونم از اینکه وقت می گذارید برای جواب.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا است با خدا آشنا شویم تا در این عرصه‌ها بتوانیم به او پناه ببریم و تجربه‌ی باورِ توحیدی برایمان پیش آید مثل این روزها که اگر کسی روح توحیدیِ لازم را داشته باشد، در عین رعایت بهداشت، حاکمیت را به خدا می‌دهد و نه به ویروس کرونا. ۲. خوب است در این مورد سری به کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست بزنید. ۳. اعتماد به خدا به یک معنا مثبت‌اندیشی است، ولی با توهّم‌زدگی فرق دارد. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید. موفق باشید

26545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در بسیاری از نوشته های شما روی امور وهمی خیلی تاکید می کنید. منظور شما وهم اخلاقی است یا قوه وهم که معانی را صورت می دهد؟ یا چیزی دیگر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی در این رابطه شده است مبنی بر آن‌که وَهمِ مورد بحث، امری است اخلاقی، و این غیر از قوه‌ی واهمه است که یکی از قوای ادراکی می‌باشد. موفق باشید

26393
متن پرسش
با سلام: در یکی از سخنرانی های استاد، ایشان بیان کردند که ناامید نشدن از اجابت دعا حتی بعد از گذشت مدتها از دعا کردن، می‌تواند به اجابت آن منجر شود. در روایتی که از امام رضا (ع) نقل کردن ناامیدی از اجابت دعا از شیطان است. آیا اصرار بر خواسته های شرعی می‌تواند منجر به اجابت شود؟ می ترسم خواسته ام بعد از گذشت این همه سال اجابت نشود. مقداری سرد شده ام از دعا کردن. اما هرموقع از ته دل دعا می کنم احساس آرامش و حتی رسیدن به آرزو دارم. سردرگمم که ادامه بدم یاخیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا، مسیر اُنس با خدا است. وقتی هم که فکر می‌کنید گویا بنا نیست آن دعا مستجاب شود و از استجابت آن ناامید می‌شوید؛ باز امیدوار باید بود گویا تقدیری در میان است که از چشم ما پنهان می‌باشد. موفق باشید

25866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: همانطور که می دانید انسان ها دو نوع تیپ شخصیتی دارند درونگرا و برونگرا٬ درونگرا ها انرژی خود را از درون خود می سازند و علاقمند به تنهایی، ولی برونگرا ها از میان جمع انرژی کسب می کنند و از تنهایی گریزان هستند. من هم شخصیتا درونگرا هستم و زیاد علاقه ایی به میان جمع بودن ندارم ولی این موضوع برایم ایجاد مشکل کرده است و در میان جمع همکارنم و فامیل و خانواده محبوبیت ندارم و هیچ کسی با من صمیمی نمی شود و همه از من فراری اند یک شخصیت خشک و آکادمیک دارم گاهی اوقات حس می کنم عقل محض هستم و هیچ احساسی از خود بروز نمی دهم اگر بحث فنی و مهمی در میان نباشد اصلا زبانم به چرخش در نمی آید انگار تمام حرف های دنیا در ذهن من لغو و بی هدف معنی شده است و اصلا خوش صحبت و خوش مشرب نیستم. سرتان را درد نیاورم استاد سوالم را خلاصه می کنم: می خواهم یک شخصیت جذاب و دوست داشتنی برای خودم بسازم مثل جذابیت و کاریزمایی که حضرت محمد داشتند یا مثل شخصیت امام همه عاشقم بشوند و درون جمع بدرخشم. برای من چه دستورالعملی دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه مطالعه‌ی کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که بر روی سایت هست، زبان شما را باز می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی