باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نسبت به اصل خبر عنایت داشتهاید که این کشتهها، کشتههایی نیست که توسط نیروهای نظامی وانتظامی انجام شده باشد، موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به هدف خلقت که ظهور انسان کامل و تجلیّات انوار اسماء الهی است، باید آن روایت را معنا کرد. پس عالَم بدون حجت نیست، حتی اگر آن حجت غایب باشد. در دوران فترات هم باز انسان کامل در عالم حاضرند هرچند که ظاهر نباشند به همان معنایی که خلقت نوری اولیای الهی متذکر این امر هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که انسانِ این زمانه دارای وسعتی فوقالعاده است. رهبر معظم انقلاب را در نظر بگیرید که هم «رسائل المکاسب» در دوران جوانی درس میدادند و هم «رمان» میخواندند و هم در شعر و شاعری ورود میکردند و هم در سیاست. اگر متوجهی وسعت خود بشوید، به راحتی دروس رسمی حوزه را با دقت دنبال میکنید بدون آنکه از سایر امور باز بمانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه هرچه زودتر بر روی سایت قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحثِ پدیدارشناسی که بحمداللّه امروزه به رشد خوبی رسیده است، بحث میشود که باید مجال داد تا پدیده، خود را با همهی هویتش از جمله روحِ تاریخیاش بنمایاند. آیا میتوان در نظر به انقلاب اسلامی روح دینی آن را نادیده گرفت و مدعی شد به عنوان یک استاد تاریخ پدیده را شناختهایم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته درست است ولی نمیتوان گفت خواب معبر صادقانه نیست، بلکه به نحوی همان خواب نیز از قبل به همین صورت باید محقق میشده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع فلسفهی غرب در عین اینکه به نوعی شکاکیت میانجامد ولی ابداً قابل مقایسه با شکاکیتی که در مقابل سقراط به ظهور آمد، نیست. مسئله، بسیار پیچیدهتر از این حرفها است. فکر میکنم اگر کسی بخواهد در این دنیا تفکر فلسفی داشته باشد، نمیتواند از کانت و هگل و هایدگر مستغنی گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. فکر میکنم همین مطلبی که به قلب جنابعالی رسیده است از انوار هدایت الهی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کتاب «آشتی با خدا» را برای آن تنظیم کردم تا با افراد همچون جنابعالی آن موضوعات را در میان بگذارم. فکر میکنم بد نیست سری به آن کتاب بزنید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره اگر واقعاً احتمال بدهید که طرف حقیقتاً محتاج است و شما هم بتوانید به او کمک بکنید، چرا نکنید؟ بحث بر سر آن است که بسیاری از این افراد به جهت تنبلی و یا ضعف مدیریت در زندگی گرفتار تکدیگری شدهاند. این افراد را نباید تأیید کرد. موفق باشید
سلام وقت بخیر: من چند سال هست خیلی ضعف شدید دارم همینطور کمر درد شدید هرچقدر هم پیش دکترهای گیاهی و شیمیایی میرم خوب نمیشم خیلی طب سنتی و اصول غذایم رو خیلی رعایت میکنم ولی اصلا افاقه ایی نکرده و همینطور ترس شدید دارم و از ترس شب ها نمیتونم بخوابم و کابوس میبینم و کلا زندگیم خیلی به هم ریخته. یک حاج آقایی که دعا نویس بود و مورد اعتماد به من گفتن که دچار جن زدگی شده ای و شما رو طلسم کرده اند. یک شخصی رو فرستادن که بیان داخل خونمون و خونه رو تخلیه اش کنند. اون آقا گفتند که داخل خونه طلسم گذاشتند و خودت و همسرت رو طلسم کردند. و همینطور من چند سالی هست که حرز امام جواد رو مینوشتم برای خودم و خانوادم و کلا بعضی از دعا و قرآن ها رو مینویسم برای دوری از چشم زخم و سلامتی. الان این آقا به من گفتند که همه مریضی هایی که این چند ساله داری بخاطر نوشتن این دعا هاست، بخاطر اینکه میگن شما اذن نوشتن دعا و قرآن رو ندارید. میخوام ببینم گفته این ها تا چه حدی صحت دارند که اگر حرفشون درست هست اجازه بدم بیاند داخل خونه ام؟ اگه میشه من رو راهنمایی کنید، من سردم گمشدم و واقعا نمیدونم دیگه چیکار کنم و نا امید شدم و اگه میشه میتونم باهاتون تماس بگیرم. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر برای نوشتن دعا و قرآن باید از کسی اجازه گرفت؟!! به هر حال نباید خودتان و زندگیتان را به دست چنین افرادی بدهید که موجب سرگردانی شما میشود. با ورزش و با درمانهای طبی اعم از طب جدید و سنتی همت کنید به یاری خدا از این نوع ضعفها و بیماریها عبور نمایید و در حدّ خود نیز راضی باشید. اگر فرصت کردید مطالعه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، إنشاءالله نکاتی در عزم و اراده شما برای عبور از این نوع سختیها در شما ایجاد خواهد کرد. موفق باشید
سلام: آقای صمدی آملی در جایی میگوید اصل جمله دکارت که «من فکر میکنم پس هستم» مربوط به ابن سینا هست که به نظر ایشون دکارت باید ذکر میکرده که بوعلی این جمله را گفته حال سوال من اینست که اگر این حرف درست باشد پس تاریخی با دکارت شروع نشده و روح جدیدی در تاریخ با آقای دکارت دمیده نشده نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه اینطور نیست. آنچه ابنسینا میگوید اساساً با جمله دکارت متفاوت است. جناب ابنسینا در اینکه انسان با نظر به علم به خود به صورت حضوری امکان شک برایش منتفی است، سخن به میان آورده. و این غیر از آن است که جناب دکارت بنا دارد مبنای سوبژگیِ انسان را به میان آورد که از طریق کانت به رشد کامل رسید و عملاً تاریخ جهان انسان مدرن پیش آمد. درک سخن دکارت با فهم تاریخی که او در آن است ممکن است. نباید سخن متفکران غربی را در دل فلسفه خود تفسیر کرد زیرا در این صورت باز در محدوده فلسفه خود میمانیم و توصیه بنده به رفقایی که فلسفه اسلامی میدانند آن است که گمان نشود فقط یک فلسفه داریم، غافل از آنکه فلسفهها داریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای اساسی بشر امروز، سوبژه بودن اوست که اصطلاحاً موجب خودبنیادی او میگردد و مسئله بسیار عمیق و اساسی است از آن جهت که در این فضا، آزادی خود را میطلبد. و در بحث «معرفت النفس و بیکرانههای ناشناخته» تا حدّی متذکر این امر شدهایم که چگونه بشر در عین سوبژهشدن و حفظ آزادی میتواند در مقام بیکرانه خود با حضرت حق مأنوس شود. صوت بحث در پیام رسان ایتا ارسال شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال زمینه و علتِ مُعدّه مقدمه است تا فیضان الهی به ظهور آید و اینطور نیست که تصور کنیم مثلاً خداوند بدون بستر تحقق ارادهاش امری را محقق کند. و در همین رابطه در حدیث است: «ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها - یا ابی الله ان یجری الاشیاء الا باسباب - فجعل لکل شیء سببا و لکل سبب شرحا و جعل لکل شرح علما و جعل لکل علم بابا ناطقا. خداوند امتناع دارد که امور عالم را جاری کند مگر از طریق وسائط و اسبابی. خداوند برای هر چیز سببی و برای هر سبب حکمتی و برای هر حکمتی دانشی و برای هر دانشی دروازه گویایی قرار داده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید، یک نگاه است به حقیقت و اگر مظاهر آن حقیقت مد نظر نیاید عملاً در حد یک باور انتزاعی میماند و این برای انس با خدا کافی نیست. باید انسانها در عین نگاه توحیدی به عالم و آدم، مظاهر تام و تمام توحید را بیابند و زیر سایه آنها موحدانه زندگی کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به امر دیگری فکر کنید که بنا است با تجربهای که در این صحنهها برایتان پیش میآید آن امر، بیش از پیش برایتان روشن گردد. عرایضی در جزوات «زن و در جهانبودن در این تاریخ» و «هویت قدسی زن و حضور در جهان گستردهی امروز» شده است که میتواند کمک کننده باشد إنشاءالله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به طور جدّی روی آن کتاب کار نکردهام تا نظر دهم. ۲. توجه به توحیدی که در مواجهه با آن، این تاریخ ظهور کرده، راه حل موضوع میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته، نکتهی درستی است ولی با نظر به افقی که امثال حضرت امام و علامهی طباطبایی گشودهاند؛ میتوانیم جایگاه منظومهی فکری افراد را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی و معرفتی در این زمان، فهم کرد. البته رفقای زیادی هستند که گوشه و کنار مشغول طرح مباحث میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تا آنجا که ممکن است نباید با نظر به فرمایشات مقام معظم رهبری «حفظهالله» طوری صحبت شود که حالت هتک حرمت قلمداد شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر کار تربیتی با روحیهتان هماهنگی دارد تصمیم خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مستند «روزگار ابراهیم» که روایتی بود از زندگی شهید مصطفی صدرزاده را بعد از آنکه شما تذکر دادید دیدم. قصهی «بودنی» بود که ما نیز میتوانیم احساسِ «حقالیقینی» را کم و زیاد در خود احساس کنیم که در این زمانه گویا این تنها معنای بودنی است که میتوانیم خود را در آن پیدا کنیم و بپذیریم. آری! همانطور که انقلاب اسلامی همچون موجودی زنده مراحلی را به سوی بلوغ دارد، نسبت ما نیز با این ودیعهی الهی مناسب حضور تاریخیاش در مراحل گوناگون به یک معنا متفاوت میشود و قصهی حضور در دفاع از حریم اهلالبیت «علیهمالسلام» یکی از آن مراحل بود و هست. مرحلهای که عرش، آری! عرش را در مقابل ما گشود و عدهای همچون مصطفی صدرزاده سر از پا نشناختند و قدم در آن راه گشوده نهادند. و امروز یک ندا به وسعت سینهی شهدای مدافع حرم باید بگشاییم، وگرنه از آن حضور عرشی عقب میافتیم. ما در باطن حرکات امثال حاج قاسم و پیرو آن شهید صدرزاده معنایی را یافتیم بزرگ تر از همهی آنچه تا حال از کربلا فهمیده بودیم. چه موقع ما میدانستیم کربلا یعنی محبت و محبت و یگانگی؟ در اینجا اوج آنچه در دفاع مقدس یافته بودیم، تجربه شد. در جهانی بسیار بزرگتر از جهانی که با اشگهای خود آن را شناخته بودیم. اشگهایی که به بزرگی همهی عالم بود. به همین جهت برای شهید صدرزاده برگشت از سوریه یعنی برگشت از آن جهانی که از همهی عالم بزرگتر است، و این ممکن نبود. و اینکه رفیق او میگوید: «زیادی مهربان بود»؛ رازِ رجوع او بود به حقیقت و شناختی که از حقیقت داشت و اگر پرتوی از آن را در کسی میدید به او عشق میورزید و این یعنی گشوده شدن در آغوش خدا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفهی همهی ما است که نسبت به فرهنگ دینی جامعه که تنها راه نجاتِ همهی ما است، حساس باشیم. آری! بهترین شکل، همان دیالوگ میباشد که در اینجا به صورت سؤال و جواب عمل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان اهل عرفان بودند و تحت تأثیر آیت اللّه انصاری همدانی قرار داشتند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد حجاب، بیشتر باید خود مردم آرامآرام متوجهی عظمت حجاب بگردند. مجلس نهایتاً میتواند هنجارشکنی را به عنوان خلاف قانون وضع نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آنچه میفرمایید به طور مشخص نیستم. ولی تجربهی کار اجراییِ بنده این نکته را به بنده فهماند که برای حضور در امورات اجرایی، توحیدی بس بالاتر از توحیدی که عرفاً انسانها با آنها بهسر میبرند، نیاز است. گفت: «یا مکن با فیل بانان دوستی .. یا بنا کن خانه ای در خورد فیل»
موفق باشید
