بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چرا اوضاع دنیا و یه ویژه ایران به این روز افتاد؟ این حجم از نا امیدی بی انگیزگی سابقه داشته؟ دیگر هیچ پاسخی نمی‌توان به افرادی‌که نظام را زیر سوال می‌برن داد. زبانمان کوتاه است. خودمان هم متعجب و بعضا شک و تردید! در بازی های المپیک دو بانوی ایرانی مقابل هم ایستادن که خانم علیزاده پناهنده شدن همونی‌که اولین مدال المپیک زن ایرانی را به رهبر هدیه کرد! چرا کار به اینجا رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در طوفان ظلمانی دوران جدید، دینداری و بر مرز حقیقت ماندن، به این سادگی‌ها نیست و همان‌طور که ملاحظه می‌کنید با احساسات ساده، خواسته یا ناخواسته به دام شیطان می‌افتیم تا سره از ناسره مشخص شود. موفق باشید

30700

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد: به بشر خیره سر کنونی چطور می شود انکشاف طبیعت را نسبت داد؟ آیا در برحه ای بوده که این بینش جریان داشته باشد؟ آیا این انکشاف طبیعت را نباید به هایدگر نسبت داد نه به بشر مدرن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح اولیه‌ی بشر مدرن چنین خصوصیاتی را از خود بروز داد، ولی با غلبه‌ی گشتل، جهتِ آن روح تغییر کرد. پیشنهاد بنده آن است که بیایید و همت را جمع و عزم را محکم کنید و با حوصله‌ای چندان گسترده، کتاب «حوالت تاریخی عقل تکنیکی و جایگاه انقلاب اسلامی» را سطر به سطر مطالعه بفرمایید. موفق باشید

30604
متن پرسش
سلام: کار کردن باید چگونه و با چه نیت و چه رویکردی باشد تا حکم آن روایت را پیدا کند که می فرمایند کار کردن جهاد در راه خداست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کار، گوهر وجودی انسان را از قوه به فعل می‌آورد و ظرفیت‌های پنهان او را آشکار می‌کند. وقتی با هر چیزی در هر شرایطی روبه‌رو شدیم، همان شرایط را وظیفه و کار خود بدانیم. موفق باشید

30267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: من مدت زیادیه که دارم تو حجب ظلمانی اینور و اونور میرم، دیگه واقعا دارم خسته میشم، میخوام تا اعتکاف امسال کسب آمادگی کنم تا ان شاالله توفیق داشته باشم برم اعتکاف، چیکار کنم که به خوبی آماده شم تا این طلسم نحس شکسته بشه؟ (و آدم بشم)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از کجا می‌فرمایید شکسته نشده است؟!! بحمدلله با رعایت دستورات الهی، به خودی خود به تقوایی می‌رسید که از دست سیطره‌ی حجب ظلمانی آزاد شده و پرواز می‌کنید. موفق باشید

28751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعض اساتید و بزرگواران که اتفاقا در زمینه غرب شناسی هم کار کرده اند، معتقدند غرب در علوم انسانی جدا حرفی برای گفتن ندارد و نمی‌شود بر عهد علوم انسانی غربی راه انقلاب و تمدن انقلابی_اسلامی و ساختار سازی اسلامی را ادامه داد و باید بر ویرانه های تمدن مدرن و پرچمداران تمدن غربی، تمدن شیعی را بنا کرد و ساخت. نظر حضرتعالی درباره چنین مباحث و مطالبی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن درستی است. بحث در چگونگی آن است تا گرفتار پیشنهادهای انتزاعی نشویم. هنر آقای دکتر داوری در این‌جا است که با واقعیت‌ها در بستر تاریخیِ آن‌ها روبه‌رو می‌شود و همواره متوجه‌ی امکانات تاریخی ما می‌باشد. موفق باشید

28051
متن پرسش
سلام استاد: مینویسم با دلی پر آه و درد، شاید جواب شما تسکین دهد قلب مرا جوانی هستم ۲۰ ساله، حدود ۴ ساله که کتب شما رو کار می‌کنم، در فهم مباحث مشکلی ندارم، ولی در عمل به مباحث سر تا پا مشکلم. شبی نیست که به حال خودم افسوس نخورم حقیقتا فکر می‌کنم به پوچی رسیدم. نمیدونم تو زندگیم چیکار میخام بکنم. نمیدونم چطور مشکلاتم رو بگم. اینقدر به پوچی رسیدم که حتی نمیدونم مشکلم چیه. استاد دارم عذااب می‌کشم. میدونم راه کدوم طرفیه اما حرکت نمی‌کنم. میدونم باید چیکار کنم اما انجام نمیدم. اگرم کاری انجام بدم فوری آلوده میشه به ریا... و منم نمی‌توانم کاری کنم که ریا رو از خودم دور کنم. میدونم حرفام واضح نیست، درد دله. اما ازتون خواهش می‌کنم کمکم کنید. واقعا در عذابم. چیکار کنم که از این اوضاع نابسامان زندگی بیرون بیام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فرار از «ریا»، نباید حضوری که تاریخ ما مقابل ما قرار داده است، را ترک کرد. همان‌که متذکر ریا هستید، به مرور حجابِ أنانیت برطرف می‌شود و در جهانِ معنویت زندگی خواهید کرد. موفق باشید

27693
متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد عزیز: ضمن تبریک روز معلم به ساحت شما، و تشکر از همه آنچه در جان ما کاشتید استاد جان در پاسخ سوال ۲۷۶۶۰ فرموده بودید، یک سمت دین نادیده گرفتن ضعف های دیگران است خوب آیا باید برای ملاقات خداوند به همه اینها عشق هم بورزیم در همین سطح پایینی که ما هستیم؟ هر کار می‌کنیم و سعی می‌کنیم عمل آنها را خوب جلوه دهیم نمی‌شود، قلبمان با آنها همراه نمی شود، مخصوصا اینکه دوست دارند ما در کنار آنها باشیم وقتی کارهای لغو و بیهوده انجام می‌دهند کاملا در این زمینه قدرت تفکر از من گرفته شده مگر می‌شود انسان خود را قانع کند که احوالاتی را نداشته باشد بعد به خاطر رعایت احترام و محبت به آنها در حالات وهمی و بچگانه آنها شریک شد؟ مثلا پای تلفن، مثلا تلوزیون دیدن، مثلا دورهمی های بی فایده که روایت هم می‌خوانند که از زیارت خانه خدا هم بالاتر است حتی اگر بیهوده باشد، مثلا بیرون رفتن های بدون برنامه ریزی و بدون زمان مشخص، مثلا بیدار ماندن تا ۱۲ نیمه شب،... کمک کردن به آنها یک چیز است، نشستن پای حرف های بیهوده یا کارهای بیهوده آنها که روح ما را هزار جا پراکنده می‌کنند یک چیز است. استاد من تا جایی که غفلت نکنم، به پدر و مادر خودم و والدین شوهرم احترام می‌گذارم و به آنها محبت افعالی می‌کنم به خاطر رضای خدا، ولی هر چه می‌کنم نمی توانم با قلب ام به آنها متمایل شوم و حس نفرت از رفتارهایی آنها مرا می‌گیرد چون برای رها شدن خودم از این لغویات قبلا متنفر شده ام. آیا این گناه است؟ دنیای من، کاملا با دنیایی آنها متفاوت است. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: با عمل آن‌ها مخالف باشید و نه با خود آن‌ها. آری! محبت به مردم، غیر از همراهی با آن‌هاست. با محبت و احترام، زمینه‌ی علاقه‌مندشدن به دین را در آن‌ها باید فراهم کرد.

27615
متن پرسش
سلام علیکم: در چه اموری باید با زنان مشورت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّه‌ی امور خانوادگی. در آن روایتی که از مشورت با زنان نهی می‌شود، مربوط به موضوعات جنگ و اموری است که در آن زمان تنها مردانه بوده است. ولی امروز اگر در امور جدّی زندگی، مردها تنها تصمصم بگیرند، زندگی خود را عقیم می کنند. موفق باشید

27594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: علامه طباطبایی در جلد سوم تفسیر المیزان، می نویسند که آنچه مي‌كند بر طبق آنچه مي‌داند نيست، بلكه بر طبق آن ملكات خوبي و بدي است كه در نفسش پديد آمده. منظور از ملکات چیست و چگونه می‌شود ملکات بر اساس آنچه می‌داند شکل نگیرد؟ آیا ابلیس را می‌توان نمونه این مطلب دید که علیرغم علم به توحید و معاد و اینکه منبر توحید در بین ملائکه داشت، ولی بعلت منیّت و اینکه سعی نکرد تمام وجودش را الهی کند و با نور توحید به وحدت شخصیت برسد، در برابر امر حضرت حق مقاومت کرد و سجده نکرد و از درگاه خدا رانده شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان‌ها در منش و شخصیت پذیرفته‌ی خود مستقرّند تا در دانایی‌های‌شان. و به همین جهت در توصیه‌های دینی به ما می‌فرمایند باید معارف به‌دست‌آمده‌ی خود را به قلب برسانیم تا جزء شخصیت و بصیرت و منش و ملکه ما شود. موفق باشید

27395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب و تبریک اعیاد شعبانیه استاد بزرگوارم، سوالی از حضورتان دارم: آیا آنچه درباره ی شمس تبریزی گفته می شود و برخی نیز به مخالفت با او و آثارش پرداخته اند صحیح است؟ اگر اینگونه هست پس چرا عارف بزرگی مثل جناب مولانا بسیار شیفته ی ایشان بودند؟ اگر نخواهیم ذر مقوله ی این دو شخصیت برجسته طریق افراط و تفریط پی نگیریم باید چه کرد؟ برخی افراطی های متصوفه از یکسری قول های ایشان سو استفاده می کنند و برخی تفریطی های عالم نما، برچسب کفر و الحاد به این دو عارف می زنند. ممنون می شوم راهنمایی بفرمائید. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر حضرت امام و مقام معظم رهبری نسبت به مولوی مثبت است و اینان هستند که در این موارد صاحب‌نظر می‌باشند و جناب شمس تبریزی را باید از زاویه‌ی نگاه مولوی نگریست و نه از زاویه‌ی رُمان‌هایی که در رابطه با شمس نوشته شده است. موفق باشید

27133
متن پرسش
سلام علیکم: آیا آیات دوم و سوم سوره عصر، اشاره به این مطلب و بحث نمی تواند داشته باشد که اگر توجه شما به خود دانی تان و مراتب پایین نفس و وجودتان باشد، در خسران هستید ولی اگر در وادی عبودیت وارد شوید می توانید خود دانی تان را به استخدام خود عالی درآورید و آزادی انسانی و حریت حقیقی از موانع اسارت و توقف تان در مراحل دانی پیدا کنید، از مقام خسران به مقام ایمان و دوری از تباهی و فهم حق و صبر در راه آن و هم چنین تذکر به دیگران می شوید و از این جهت انفسی و انسان شناسی هم در این دو آیه به آن نظر کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا نه؟ مگر سوگند اول سوره با جمله‌ی «والعصر» ما را متوجه‌ی بستر تاریخی که با اسلام در آن قرار می‌گیریم؛ نمی‌کند تا بدانیم اگر زمانه‌ی خود را پاس نداریم گرفتار روزمرّگی می‌شویم مگر آن‌که متوجه‌ی اراده‌ی حضرت حق گشته که در دل این تاریخ به ظهور آمده و انسان‌ها در مواجهه‌ی یکدیگر در چنین فضایی به شکوفایی می‌رسند. موفق باشید 

26391

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ما از یک طرف می گوییم نه شرقی و غربی و شعار مرگ بر آمریکا را ضروری می دانیم، از آن طرف بدنبال قرارداد با همان شرقی ها و غربی ها هستیم و انتظار داریم با وجود مرگ بر آمریکا گفتن، آنها به تعهدات برجام عمل کنند و به ما تنکولوژی بدهند یا حتی ساختار سیاسی ما در بسیاری بخشها و طرحها به سیاست های لیبرالی و کمونیستی نزدیک شده که ما مبنایش را نمی پذیریم. آیا این یک تناقض نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. ما باید از خود شروع کنیم. و بحمداللّه این تحریم‌ها و گران‌شدن دلار، گشایشی را فراهم می‌کند تا به دسترنج خود و به تفکر خود رجوع نماییم. موفق باشید

25543
متن پرسش
سلام استاد: من واقعا حس ضعف و هیچی بودن دارم. از طرفی هیچ کمکی به اعضای خانوادم نمیتونم بکنم و اونا وضعیت بدی دارن. داداشم که یه جوون بیست سالس مدام هر شب دنبال قلیون کشیدنه. اخلاق و رفتاری هم نداره که بتونه ازدواج کنه. مادرم مدام عصبیه و در حال دعوا با همه ی اعضای خانواده. پدرم هم که هیچ گونه تصرف و ولایتی در خونه هیچوقت نداشتن. الان من متاهلم و یه شهر دیگه. می ترسم حتی تلفن بزنم خونمون چون میگم الانه که یه خبر بد بهم بدن. از طرفی خودم هم فقط دارم درس میخونم و یافته های مباحث تربیتی رو به صورت کم به تعداد کمی منتقل می کنم. همسرم بهم میگن تو هنوز لیاقت مادر شدن نداری به خاطر بعضی رفتارات که نمیگن چی. ولی من واقعا نمی فهمم چه رفتار بدی دارم. استاد از این همه هیچ بودن آدم باید به کجا فرار کنه؟ شرمند تونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آمدن کودک در محیط خانه با خودش فرشته‌هایی را همراه می‌آورد و موجب تعادلِ بهتر انسان می‌شود حتی جهت ارتباط با سایر انسان‌ها. موفق باشید

38239
متن پرسش

خدمت جناب استاد اصغر طاهرزاده با سلام و احترام: به مناسب اربعین حسینی سؤالاتی خدمت جنابعالی داشتیم در صورت امکان سوالات ذیل را برای این گفتگو بررسی بفرمایید. از حسن نظر شما بسیار ممنونم.

متن پاسخ

۱. به عنوان سرآغاز بحث بفرمایید که اساسا نسبتی بین شرکت در مناسک (مراد ما در این مصاحبه از مناسک مربوط به عزاداری سیدالشهدا و مراسم اربعین، زیارت، اعتکاف، مراسم احیا و مواردی از این دست است) و رشد فضیلت های اخلاقی وجود دارد و ما باید از مناسک چنین انتظاری داشته باشیم؟ چون علی‌رغم چشمگیر بودن شرکت مردم در مناسک گویا وضعیت مناسبی در مولفه هایی نظیر صداقت، اعتماد، خیرخواهی و... در ایران وجود ندارد؟ چرا شرکت در مناسک به رشد این فضیلت ها منجر نشده

باسمه تعالی: سلام علیکم:  جواب ۱: در این‌که مناسک دینی نوعی حضور در میدان اُنس بیشتر با حقایق عالیه و انوار مقدسه است؛ بحثی در آن نیست. و در این‌که اگر متوجه هدف اصلی مناسک نباشیم بعد از مدتی به صورت عادت در می‌آید؛ در این نیز بحثی نیست. می‌ماند که انسان‌ها در شرایط جدید به دنبال حضور و امری هستند که نه عادات دینی آنان را قانع می‌کند و نه می‌دانند چه می‌خواهند. و لذا حضور در مناسک دینی در چنین موقعیتی با نوعی سرگردانی همراه است و وظیفه ما در این شرایط آن است که متذکر این افراد باشیم که اگر با سجایای اخلاقی لازم در این مناسک حاضر شوند، بهره‌های زیادی که به دنبال آن هستند برایشان حاصل می‌شود و آن، همان حضور در حالات معنوی می‌باشد به صورت حضوری و نه حصولی. بشر جدید در جایگزینی این نیاز به اجتماعاتی پناه می‌برد با انواع سرگرمی‌ها.
سوال ۲: در سال های اخیر بر اساس پایش ها با توجه به اینکه تغییر محسوسی در اعتقادات و باورها نداشته ایم اما گویا شکل عمل به دینداری تغییر پیدا کرده به طوری که تقید به شرعیات و فرائض کم رنگ شده و به جای آن مناسک برجسته و به متن آمده است. به طور کلی جستجو برای امر معنوی در دنیا نیز افزایش یافته است و در ایران نیز این بعد همیشه برجسته بوده که در قالب عواطف دینی یا تجربه های دینی مانند زیارت و ... بروز و ظهور پیدا می کند. این تغییر رویکرد از چه حیثی است و چه دلایل اجتماعی و فرهنگی دارد؟ 
جواب ۲: همان‌طور که عرض شد باورهای دینی که قرائت خاصی از دین بود بشر دیروز را قانع می‌کرد و از آن جهت مقیّد به دستوراتی بود مبتنی بر آن باورها. در حالی‌که بشر امروز با سوبژه‌شدن خود، جهانی است که باید همه چیز را در خود تجربه کند و اگر نتواند در درون خود به هویتی متعالی دست یابد ناخودآگاه نسبت به اعمال شرعی که در ذات خود عامل تثبیت باورها می‌تواند باشد؛ سست می‌گردد. امری که ما باید از قبل پیش‌بینی می‌کردیم که باید سخنان ما برای نسل امروز، سخنانی باشد که جواب چون و چراهای آنان را بدهد. سخن در این است که آیا می‌توان از مختصاتِ انسانِ جدید غفلت کرد؟ و یا باید با نظر به مختصات انسان جدید، به وسعتی که آخرالزمان برای انسان متذکر شده‌است، فکر کنیم؟ امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَعَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور» خداوند مى‌‏دانست در آخرالزمان اقوام متعمّقى مى‏‌آيند كه براى آن‏ها سوره توحيد و شش آيه اول سوره حديد را نازل كرد. آیا ما در تاریخ خودمان توانسته‌ایم باب نظر به سورۀ توحید و شش آیه اول سوره حدید را باز کنیم؟ این‌که خداوند در عین بودن و در همه‌جا بودن یعنی در «احدیت» خود، «صمد» است و همه به سوی او هستند، امری است که انسانِ جدید در تقدیر تاریخی خود به دنبال آن است و می‌خواهد در عین حضور در آغوشِ احدیتِ خدا، رفتن به‌سوی خدا را در نزد خودش حس کند. یکی از اساتید معارف اسلامی می‌گفتند: «من هروقت مباحث کتاب "معارف" را می‌خواهم تدریس کنم، دانشجویان چندان توجه نمی‌کنند. اما وقتی موضوعاتی که در کتاب «آداب‌الصلاة» حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» است را مطرح می‌کنم، همه توجه می‌کنند. به نظر بنده علت این امر آن است که مطالب کتاب «آداب الصلواة» با بودن و اگزیستانسِ خود دانشجویان رابطه دارد و بودن خود را در تذکرات آن کتاب احساس می‌کنند. ولی در کتاب «معارف اسلامی» بیشتر با باورهای ذهنی خود روبه‌رو هستند و احساس درونی و حضوری برای آن‌ها به‌وجود نمی‌آید.
سوال ۳: بر اساس آخرین پیمایش ها ۵۸ درصد پاسخگویان خیلی زیاد یا زیاد تمایل دارند در پیاده روی اربعین شرکت کنند، با توجه به پر رنگ بودن انگاره هایی نظیر افول دینداری در همان پیمایش ها، این تناقض چگونه قابل توضیح است؟ 
جواب ۳: همواره «حقیقت» در تاریخ، مطابق ظرفیت و نیاز آن تاریخ ظهور می‌کند و در همین رابطه قرآن می‌فرماید: «يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ؛» هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است از او- یعنی از خداوند- تقاضا دارند و او هر روز و روزگاری به شأنی مطابق طلبِ آن‌ها جوابگوی آنان است. عجیب است که طلب ازسوی آنچه در آسمان‌ها و زمین است شروع می‌شود و جالب اینجاست که می‌فرماید خداوند در هر مرحله از تاریخ به شأنی مطابق نیاز مخلوقات به ظهور می‌آید. اگر «یوم» را «تاریخ» معنا کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که خدا در هر تاریخی مناسبِ همان تاریخ تجلی پیدا می‌کند و اگر نتوانیم در آن تاریخ مطابق آن زمانه با خدا ارتباط برقرار کنیم، با حقیقتِ آن تاریخ که همان انوار الهی و شئونات ربّانی است، ارتباط برقرار نکرده‌ایم. اگر با آیات و روایات در تاریخ حاضر باشیم، می‌توانیم سخنانی بگوییم که دقیقاً همان مطالبی است که نیاز افراد است و در هیچ جای دیگری نمی‌توانند آن سخنان را بیابند. آیا «حقیقت» در هر زمانه‌ای همان افقِ گشوده‌ای نیست که ما را هم در بر می‌گیرد؟ چرا حقیقت را در حدّ یک مفهوم تقلیل دهیم؟ بنده همیشه در رابطه با نظر به «حقیقت»، رخداد اربعینیِ اخیر را مثال می‌زنم که چگونه در آن پیاده‌روی، ارادۀ الهی شما را در بر می‌گیرد و در این خصوص داریم همین‌که زائر از خانه‌اش حرکت کرد، فرشته‌ها به‌سراغش می‌آیند و او را دربر می‌گیرند. در تاریخ انقلاب اسلامی نیز ما در ذیل ارادۀ الهی قرار گرفته‌ایم و لذا باید خودمان را در آغوش خدا احساس کنیم. اگر در شرایط اربعینیِ اخیر از کسانی بپرسید چرا به کربلا می‌روند، به‌نظرم هر جوابی بدهد جواب نیست! زیرا در حضوری قرار دارد که گزارش از آن با کلمات ممکن نمی‌‌باشد. به قول آیت‌اللّه حسن‌زادۀ آملی «رحمۀ‌الله‌علیه»: «حلوای تن‌تنانی تا نخوری ندانی». یعنی امری است که باید در آن حاضر شد. و در این حضور نیاز به معرفتی دارد که آن معرفت، عباداتی را پیش می‌آورد که اتفاقاً سخت بدان نیاز دارد. ولی ما نتوانسته‌ایم رابطه‌ای که بین آن حضورِ معنوی و عبادات برای آن افراد پیش می‌آید را درست تبیین کنیم. زیرا هنوز در تبیین معارف دینی در محدوده مفاهیم و علم کلام با آن ها سخن می گوییم که بحث در این مورد مفصل است. در کتاب آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود. عرض شده «آن وقتی تفکر به تذکر و حضور بازگشت دارد که موضوعِ مورد تفکر «وجود حقایق» باشد و نه «مفهوم حقایق» و این با به صحنه آمدن قلب به جای عقلِ مفهوم گرا ممکن است و در این حالت است که تقاضای هدایت به سوی صراط مستقیم تمام وجود انسان را فرا می گیرد و انسان، آمادگی قدم زدن در راهی را پیدا می کند که او را به قرب حق نایل گرداند، قدم زدن در نفی همه تعلقات، تا فقط خدا برای او بماند. این راه، راهی است خاص که با فرهنگ حضوری- قلبی اهل البیت ممکن است. یعنی نگارانی که در هیچ مدرسه ای درس نخواندند ولی «به غمزه مسأله آموزِ صد مدرس شدند».
سوال ۴: آیا ربط وثیقی میان فربه شدن مناسک و کم شدن عمل به شریعت وجود دارد؟ چراکه گویا شرکت در مناسک دم دست ترین و راحت ترین شکل دینداری و پاسخی به نیاز معنوی مردم باشد و به نوعی جایگزین دینداری شریعت محور شده است. یا بالعکس این مناسک مقوم دینداری است؟ آیا فربه شدن مناسک را باید موید شکل گیری مذهب عرفی نزد عامه مردم قلمداد کرد، که به مناسک و مراسم ثانویه بیشتر از واجبات اهمیت می دهند؟ 
جواب ۴: همان‌طور که عرض شد بشر با سوبژه‌شدن خود گرفتار نوعی نیست‌انگاری و تنهایی شده است و برای جبران این تنهایی خود را در انواع سرگرمی‌ها وارد می‌کند. حال این ماییم و توجه به این امر که چگونه از طریق مراسم و مناسک خود متذکر باشیم به جای تبدیل مناسک به سرگرمی و فرار از تنهایی، می‌توان با حضوری اصیل و معارفی عمیق آن انسان را در وسعت معنویت آخرالزمانی‌اش حاضر کرد و با معارفی مانند «معرفت نفس» جهان او را جهانی حساس و گسترده نمود و از این طریق راهی برای دیگر انسان‌ها به ظهور آورد که آن راه، راهِ عبور از نیست‌انگاری و نیهیلیسم است و حقیقتاً مراسمی که نظر به حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» دارد، استعدادِ به خودآمدن انسان‌ها را در وسعت حیات توحیدی در تاریخ را به انسان می‌دهد.
سوال ۵: متاثر از اربعین ما راهپیمایی جاماندگان را داریم، آیا شکل گیری این نوع پیاده روی را می توان تغییر در مناسک نامید؟ اگر پاسخ مثبت است ریشه این تغییر در چیست؟ 
جواب ۵: به نظر می‌آید ابتکار خوبی است زیرا اگر شرایط اربعینیِ اخیر را حضور در تاریخی بدانیم که انسان برای احیای فرهنگ شهادت به میدان آمده است، حرکات اخیری که افراد در روز اربعین از اقصی نقاط شهر به سوی گلزارها و گلستان‌های شهدا حرکت می‌کنند، عملاً خود را در آن فضا و در آن تاریخ قرار داده‌اند و در حس حضور تاریخی خود همچون احیاء‌کنندگان اربعین در صدر اسلام، سعی دارند سنت احیای فرهنگ شهادت زنده بماند، به همان معنایی که حرکت به سوی حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» نوعی زنده‌ نگه‌داشتن آن حماسه بود. مهم، حضور در این تاریخی است که در حال شروع و گشایش است. حال هرجایی که ما نسبت به این حضور در این تاریخ برایمان پیش آمد؛ حاضر خواهیم شد و معنای انتظار، همین است و از این جهت فرموده‌اند در آنچه امروز برایتان تکلیف است کوتاهی نکنید، تا نسبت به آنچه فردا برایتان پیش می‌آید. در اربعین؛ جایی برای جاماندگی باقی نمی‌ماند. جامانده کسی را گویند که یا دیر می‌فهمد یا دیر اقدام می‌کند. دل‌های مشتاقی که از ماه‌ها قبل در انتظار سفری ملکوتی‌اند، جا نمی‌مانند هرچند محدودیت عالم خاک زنجیر به پایشان بسته باشد، «بُعد منزل نبود در سفر روحانی». اینان همان «دل‌دادگانند» و نه «جاماندگان». موفق باشید

32077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با تو سجده خواهیم کرد با سلام. هواداران تیم فوتبال لیورپول سرودی ساخته‌اند که در آن خطاب به محمد صلاح، بازیکن مصری خود می‌گویند: «اگر گل بزنی مسلمان خواهم شد. به خاطر تو به مسجد خواهم رفت و مسلمان خواهم شد.» محمد صلاح هر بار که گل می‌زند، همان‌جا وسط زمین سجده می‌کند و هوادارن لیورپول به افتخارش می‌خوانند که «با او سجده خواهند کرد.» از لیورپولی‌ها که بگذریم، برخی از هواداران دیگر تیم‌های لیگ جزیره نیز محمد را بهانه کرده و مسلمان شده‌اند. بِن بِرد که هوادار تیم ناتینگهام فارست و دانشجوی مطالعات خاورمیانه است، محمد صلاح را هدیه‌ی خدا و الهام‌بخش خود برای روی آوردن به اسلام معرفی می‌کند. اِمی و نیکی، دو خواهر انگلیسی، نیز می‌گویند با الهام از اخلاق این بازیکن مصری مسلمان شده‌اند. اروپایی‌ها پیش از این نیز بازیکنان مسلمانی چون فرانک ریبری، مسعود اوزیل، آردا توران، حاتم بن عرفا، و کریم بن زیما را دیده بودند؛ اما هیچ‌کدام از آن‌ها به دلیلِ مشکلات و درگیری‌های اخلاقی، نتوانستند کاریزمای اعجوبه‌ی آنفیلد را داشته باشند. محمد نه تنها در زمینِ فوتبال که در خارج از زمین نیز مسلمان متفاوتی است. او آن‌قدر خوب است که هیچ یک از مسئولان فوتبال جزیره نگران رفتار مذهبی او در زمین مسابقه نیستند. پیارا پاوار، مدیر اجرایی یوفا در مبارزه با نژاد پرستی، بی‌آن‌که نگران باشد مبادا سجده‌های بعد از گل محمد به تنش‌های مذهبی بیانجامد، می‌گوید: «این اولین بار است که شاهد وجود چنین واکنش مثبت و تحسین‌آمیزی در خصوص مسائل مذهبی هستیم.» هیچ بعید نیست ماه رمضان آینده، بسیاری از لیورپولی‌ها با محمد صلاح روزه بگیرند و به عشق او و فوتبال جذّابی که دارد، عید فطر در کنارش نماز بخوانند. این بازیکن مسلمان مصری، به تنهایی به اندازه‌ی صدها کتاب و همایش اروپایی‌ها را با اسلام آشتی داده است. محمد حقیقتِ پیش روی ماست. حقیقتی که می‌گوید در جهان امروز، آن‌قدر که افراد با تعهد و سلوک اخلاقی‌شان می‌توانند دین خود را نمایندگی کنند، متکلمان و الاهیات‌دانان نمی‌توانند. این بازیکن مسلمان مصری با جذابیّت‌های اخلاقی و فوتبالِ خیره‌کننده‌اش کاری کرده است که مراکز آموزشی و تبلیغی با سال‌ها تلاش و صرف هزینه‌های گزاف از عهده‌اش بر نیامدند. او نشان داد که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست.» سلام استاد وقتتون بخیر عزاداریهاتون مقبول. اگر زحمتی نیست میخواستم نظرتون را درمورد این مطلب بدونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : شاید بتوان گفت آقای محمد صلاح بهانه است تا بشر امروز که طالب وسعتی بیشتر از حضور در جهان کمیت‌ها و سکولارزده‌است؛ با او نظر به آن جهانِ کیفیت‌ها بیندازند. در حالی‌که جهان مسیحیت به جهت  سطحی‌بودنش نتوانسته است آن افق را در مقابل جوانان این تاریخ بگشاید. آری! این جوانان به جهت صفای شخصیتی که آقای محمد صلاح از خود نشان داده، خود را با ابعادی برتر در او جستجو می‌کنند. عمده آن است که متوجه باشیم این تاریخ، ظرفیت جوابگویی به انسان‌هایی که در طلب هویتی برتر هستند را دارد . اگر بتوانیم آن هویتِ برتر را بنمایانیم. البته و صد البته فکر نمی‌کنم روحی که انقلاب اسلامی به صورتی نرم و نامرئی به ظهور آورده است، در این صحنه‌ها بی‌تأثیر باشد. بالاخره آن‌ها از طریق حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی و حاج قاسم سلیمانی افقی را در مقابل خود یافته‌اند که ارادت به آقای محمد صلاح برای نزدیکی به آن افق است. می‌ماند که اگر نتوانند از طریق او به نوعی از حضور تاریخی دست یابند و وجه وجودیِ بیکرانه خود را در این صحنه‌ها احساس نکنند، سرخورده خواهند شد. زیرا موضوع، یک موضوع اخلاقی نیست بلکه موضوع، پیداکردن شخصیتی است که زندگی را در ابعاد تاریخی آن به معنای حق‌الیقینِ تاریخی معنا کند. نقش حاج قاسم را نمی‌توان در این موارد نادیده گرفت. گویا به دنبال حاج قاسمی هستند به اسم محمد صلاح..

32036
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: آیا پنج روز قبل از شهادت اول خانم فاطمه زهرا روضه گرفتن اشکال داره؟ دهه سازی محسوب میشه؟ میشه دهه سازی که اشکال داره رو دقیق توضیح بدید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است نباید طوری ما را تصور کنند که تنها دنبال عزاگرفتن برای اولیای معصوم هستیم. در حالی‌که هزاران عظمت در شخصیت آن‌ها است که ابداً منحصر به دهه‌های فاطمی نمی‌شود. چه شده است که شاعران و مداحان ما تنها نگاه خود را به مصیبت‌های اولیای الهی می‌اندازند؟! ملاحظه نکردید که اخیراً رهبر حکیم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» به مناسبت تولد حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» چه اندازه زیبا توجه ما را به ظرفیت زن و خردمندیِ او در جمال آن بانوی محترم متذکر شدند؟!

موفق باشید

31766
متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و بزرگوار و با تشکر از زحمات شما. آقای صمدی آملی در سخنرانی به نظرم شرح ادب مع الله بود یا طهارت درست خاطرم نیست می فرمایند نوافل و تسبیحات حضرت زهرا (س) برای عوام است و خواص چون نمازشان کامل است نیازی ندارند به اونها در صورتی که اهل بیت (ع) بیشترین مستحبات و نوافل را داشتند و اصلا تسبیحات حضرت زهرا (س) برای خود ایشون از وجود مقدس نبی اکرم (ص) صادر شده بود! بنده متوجه نمیشم، اگر توضیح بفرمایید متشکرم. متن این صحبتها: بعضی از اولیاء الله در مسیر کارشان نوافل را بر می‌دارند! می‌گن: نوافل باعث می‌شه که ما در واجباتمان کوتاهی کنیم! باید اونی که اصل هست رو محکم انجام داد، نماز ظهر و عصر باید خوب پیاده بشه، چرا من نماز را ناقص به‌جا بیاورم و برای جبران نقص نماز ظهر و عصر، نافله بخوانم؟ یا برای جبران نماز ظهر و عصر تعقیبات بخوانم؟! معلوم میشه که دستور العمل تعقیبات و نوافل برای عموم مردم است نه برای خواصّ. ما بعدها پی بردیم که چرا حضرت آقا فرمودند ما چهارده سال که در خدمت مرحوم قمشه ای بودیم، به محض اینکه نماز مغرب و عشاشون تمام می‌شد، تعقیب نماز ایشون، درس بود! این نماز دیگه سبحان الله نمی‌خواد! این نماز تسبیحات [حضرت زهرا سلام الله علیها] نمی‌خواد! این نماز تعقیبات نمی‌خواد! این نماز خودش تامّه، خودش کامله. نقصی نداره که انسان بیاد برای جبران نقص این نماز دنبال مستحبات راه بیفته. آنچه باید اهمیت بدهیم، واجباته، و آدم به سرّ این کلمات علمای اخلاق، عارفان بالله، آنهایی که به حقّ نزدیک شده اند، می‌رسد که می‌فرمایند: آقا در مسیر عملتون اگر می‌خواهید به جایی برسید، واجبات را انجام بدهید بسه، نیاز نمیشه کار دیگری انجام بدهید. فایل صوتی؛ http://ia800301.us.archive.org/2/items/samadi-www.ebnearabi.com/samadi-navafel-www.ebnearabi.com.mp3
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نماز کامل خواندن و محقق شدن آن نماز کامل در اخیار ما است که از مستحبّات مستغنی باشیم؟ مائیم و رجوع به حضرت حق، حال اوست که چگونه بنده‌پروری می‌کند، گاهی با نور جمالش می‌آید و گاهی با نور جلالش «تجلی گه جمال و گه جلال است.». آری! اگر امر مستحبی بر امر مستحبی رجحان داشت، عاقلانه آن است که آن امر مستحبی که رجحان دارد را انتخاب کنیم. مثل آن‌که مثلاً بعد از نماز واجب به درس و بحث پرداخته‌اند. ولی این بدان معنا نیست چون نمازشان کامل بوده است، نیاز به عمل مستحبی نداشته‌اند. موفق باشید

31255

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: ببخشید برای یک جوان ۲۲ ساله شما چه کتاب هایی رو پیشنهاد می کنید پیش از ازدواج مطالعه کنند؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد ما توصیه‌های مولایمان علی «علیه‌السلام» به فرزند جوان‌شان حضرت امام حسن «علیه‌السلام» در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه می‌باشد که روی سایت در قسمت کتب تحت عنوان «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» در دو جلد قرار دارد. موفق باشید

30248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و درود بر استاد بزرگوار: خواهشمندم در مورد اينكه چرا بايد قرباني كرد و حيوانات رو ذبح كرد تا كفاره كناهان قرار گيرد؟ آيا با ريختن خون حيوانات و دست و پا زدنشان در هنگام ذبح رنج و دردي كه حيوان مي‌كشد خدا راضي می‌شود؟ آيا نمي توان از طرق ديگر خدا را راضي کرد؟ آيا در ريخته شدن خون حيوانات و خورده شدنشان الزامي براي بشر است؟ آيا نمي‌شود با خوردن گياهان در آرامش بود و خون حيواني ريخته نشود؟ ممنون و سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرمایند در حین ذبح حیوان حلال‌گوشت به عنوان قربانی، نفسِ بهیمه‌ی انسان بدان معنا قربانی می‌شود تا در ساحتی برتر حاضر گردد. موفق باشید

28484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من طلبه هستم بسیار علاقه مند به دروس حوزوی و نسبتا کوشا در درس و بحث. یک ناامیدی شدید در من شش ماهی هست بوجود آمده نسبت به درس خواندن علتش هم نمی‌دانم. از طرفی هم از طرف خانواده در فشار هستم نسبت به طلبگی. می‌دانم هر شغلی هم داشتم آن را رها می‌کردم و طلبه می شدم. این ناامیدی که شش ماهی است گریبان گیر من هست آیا راهکاری هست این ناامیدی به امید تبدیل شود دوباره مثل قبل شوم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه‌ی کار، افق حضور در آینده‌ای که مردم فوج‌فوج به سوی صاحبان علم دینی می‌آیند، امثال شما باید خود را آماده‌ی جوابگویی به آن‌ها بکنید. بد نیست سری به سؤال و جواب ۲۸۴۸۹ بزنید. موفق باشید

27742
متن پرسش
با سلام: با توجه به این که نقش اخلاص در یک کار خیر بین امیال مختلف انسان از جمله خودنمایی بعضی مواقع کمرنگ است برای تقویت اخلاص چه باید کرد؟ اگر کاری با اخلاص نباشد و سایر امیال برای انسان اجتناب ناپذیر باشد آیا باید آن کار خیر را انجام داد یا نه؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به وسوسه‌های شیطان بی‌محلی کرد و کار را ادامه داد. «اگر حرص بنالد بگیریم کَری‌ها»، وقتی نفس امّاره به میان می‌آید نباید کار را ترک کرد، باید نفس امّاره را بی‌محلی کرد. موفق باشید

27722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته: ضمن تشکر از شما استاد بزرگوار بنده با مطالعه کتاب مقام لیله القدری حضرت زهرا سلام الله علیها و با توجه به وصیت آن بزرگوار به مولا علی علیه سلام مبنی بر اینکه: (علی جان سلام مرا تا روز قیامت به فرزندانم برسان) این سوال را دارم که آیا در مقام رجعت ائمه علیه سلام آیا حضرت زهرا هم رجعت دارند؟ و یا این وصیت به معنای عدم رجعت ایشان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً روشن نیست. هرچه هست فرهنگِ فاطمی حتماً رجعت دارد، چه با حضور شخصی آن حضرت باشد و چه نباشد. موفق باشید

27562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان‌: ببخشید استاد من خیلی دارم عذاب می‌کشم. از یه طرف به مباحث شما و توصیه هاتون فکر می‌کنم از یه طرف درگیر کارای الکی مثل پایان نامه و کنکور هستم. هرچند رشتم فلسفه اسلامی هست ولی غالب های اینجوری مثل پایانامه جان آدم رو سیراب نمیکنن. احساس گناه می‌کنم که تو ماه مبارک درگیر این کارا هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هرگز با فرهنگ موجود پایانه نویسی نتوانستم کنار بیایم. شما هم یک‌طوری مطلب را برای این که از سرتان باز شود، تمام کنید و به همان روشی که علمای ما تحقیق می‌کردند، مطالب معرفتی را دنبال کنید. موفق باشید

27416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر. چند وقته که سحر بیدار میشم ولی اصلا حال خواندن دعا و نماز ندارم .فقط قرآن را می گیرم دستم. فقط به فکر فرو می روم. گاهی هم اصلا فکری نیست فقط سکوت است. این حال خوبیه یا از کید شیطان است؟ .راهنمایی بفرمائید الان چه باید کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مرحوم قاضی طباطبایی «شما قبل از طلوع فجر بیدار شوید و حتی یک فنجان چایی بخورید.» آرام‌آرام، روحِ انسان می‌یابد که چه کند. موفق باشید

27370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینجور که من متوجه شدم، علامه جوادی آملی برای دینی شدن علوم شرایط و لوازمی را مد نظر دارد، پس چه طور شما به این نتیجه رسیده اید که ایشون علوم غربی را پذیرفته اند! واسه من این بحث یه کم مبهم هست، لطفا کامل توضیح دهید. مثلا آیا امکان داره تمام دستاوردهای علمی غرب به خاطر نوع نگاهش به واقعیت های عالم همگی پوچ و بی فایده باشد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود علامه جوادی آملی جملاتی دارند حاکی از آن‌که این علوم نظر به آثار خداوند است. شاید آن‌که می‌فرمایید، مربوط به علوم انسانی باشد که فرموده‌اند باید دینی شود. موفق باشید

نمایش چاپی