بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30700

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد: به بشر خیره سر کنونی چطور می شود انکشاف طبیعت را نسبت داد؟ آیا در برحه ای بوده که این بینش جریان داشته باشد؟ آیا این انکشاف طبیعت را نباید به هایدگر نسبت داد نه به بشر مدرن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح اولیه‌ی بشر مدرن چنین خصوصیاتی را از خود بروز داد، ولی با غلبه‌ی گشتل، جهتِ آن روح تغییر کرد. پیشنهاد بنده آن است که بیایید و همت را جمع و عزم را محکم کنید و با حوصله‌ای چندان گسترده، کتاب «حوالت تاریخی عقل تکنیکی و جایگاه انقلاب اسلامی» را سطر به سطر مطالعه بفرمایید. موفق باشید

30344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوال ۳۰۳۳۵ آیا با توجه به اینکه پیامبر قرمودند «اول ما خلق الله نوری» این فرض که ملائکه عالین مقام بالاتری دارند ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر بحث «اول ما خلق الله» باشد مقام پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از هر آنچه نامِ خلق بر آن گذاشته شود، افضل است. ولی بحث تجلیات نوری مثل اسمای الهی، امر دیگری است و شاید بتوان ملائکه‌ی عالین را از جنس تجلیات نوری دانست. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» نکات ظریفی دارند که می‌توان به آن نکات فکر کرد.

موفق باشید

30309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جریان اغوای شیطان فکر نمی‌کنید که بهترین نظریه این باشد که آدم و حوا و شیطان در همین دنیای مادی بودند نه در بهشت برزخی (در قوس نزول) چرا که آدم و حوا دارای بدن مادی بودند و عالم معنا چه در قوس نزول و چه در قوس صعود جای ماده نیست و اصلا ماده در معنا نفوذی ندارد که در جریان معراج پیامبر هم همین بحث مطرح است. لذا با جمع بندی آیات ابتدا شیطان آن اشتباه بزرگ را مرتکب شد و هبوط کرد یعنی معنویتی را که با عبادت کسب کرده بود از دست داد و به قول امروزی ها فرکانس وجودی او تنزل پیدا کرد و بعد آدم و حوا با اغوای شیطان در همین دنیا تنزل وجودی پیدا کردند و از آن مرتبه عالیه که غرق در جمال الهی بودند به مرتبه بدن هبوط کردند. البته بدنی که از ابتدا بود ولی به آن توجه نداشتند که با این نظریه دیگر مجبور نیستیم ورود مجدد شیطان را به بهشت برای اغوای آدم توجیه کنیم بلکه در همین دنیا در قوه خیال آنها نفوذ کرد و آنها را از آن حالت عرفانی و ادراک متعالی ساقط کرد. ظاهرا بعضی روایات بهشت آنها را در همین دنیا می‌داند نضر جنابعالی چیست؟ «من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود / وعده فردای زاهد را چرا باور کنم؟»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است. ظرایف دقیقی در این رابطه مطرح است از آن جهت که حقیقت آدم به اعتبار «علّم آدم الاسماء کلها» جهان دیگری است و این بدان معنی نیست که وجه حضوری او در دنیا نادیده گرفته شود، بلکه تأکید در جهان‌های دیگری است که در سوره‌ی اعراف نیز تا حدّی بدان پرداخته شد. موفق باشید

29820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت محضر مبارک شما: اگر زحمتی نیست لطف بکنین فایلی که آقای سید محمود نبویان در برنامه رو در رو و سه ساعته " رو در رو ۲۷_ افشاگری بی سابقه نبویان از برجام" در آدرس زیر هست، که اگر همه این ها واقعیت داشته باشد باید کارهای انقلابی توسط تمامی نیروهای انقلابی در تمام سطوح از بالاترین تا پایین فرد جامعه انجام شود. با سرچ «رو در رو ۲۷_افشاگری بی سابقه نبویان از برجام" در گوگل هم میشه فیلم را دید. https://www.aparat.com/v/JvlBT/%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%B1%D9%88%DB%B2%DB%B7_%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87_%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B2_%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آن صحبت‌ها هستم. البته طرف مقابل هم از جهات دیگر، حرف‌هایی دارد. با این‌همه باید بپذیریم تا مردم را از طریق دلسوزی با حکمت لازم جهت حضور در این تاریخ آشنا نکنیم، باور نمی‌کنند جریان روشنفکریِ غرب‌گرا خواسته یا ناخواسته به این ملت ضربه می‌زنند و دیدید که حدود ۸ سال فرصت جلورفتن را سوزاندند. موفق باشید

28834
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: در مورد دریافتی از کتاب فتح خون شهید آوینی، بنده اینطور می‌فهمم که شما در واقع به تأویل می‌برید به فکرم رسید بگویم شما قدسی تر می‌کنید، یعنی به نوعی ما را متوجه عالم قدس مقدس می‌فرمایید. شاید، نوعی تزکیه نفس نا آگاهانه ے ما می‌باشد. موفق باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینی حقیقتاً ملکوت کربلا و انقلاب اسلامی را در مقابل انسان می‌گشاید. وظیفه‌ی ما است که متذکر نکاتی شویم که آن شهید بزرگوار به نوشتار در آورده است. موفق باشید

28168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. استاد خبر زیر را دیدم، تعجب کردم، من تابحال فکر میکردم حکومت دستش به خون معترضین آبان آلوده نشده، تا این متن را خوندم، خب ما اگر که خودمون معترضین را بکشیم چطور به آمریکا بگیم مردم معترضشو نوشت ذوالنور: ۲۳۰ نفر در حوادث آبان‌ماه ۹۸ کشته شدند
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نسبت به اصل خبر عنایت داشته‌اید که این کشته‌ها، کشته‌هایی نیست که توسط نیروهای نظامی وانتظامی انجام شده باشد، موفق باشید

27720
متن پرسش
سلام علیکم: یک پژوهشگری مطلبی می‌گفت که دوره صفویه شروع دوره عقب ماندگی ما از مدرنیته و غرب بود و ما ویژه در ساینس و علوم تجربی عقب رفتیم و حتی روند اخباری باعث شد، عقلانیت هم ضربه ببیند و حکومت صفوی بر پایه همین اخباری گری جلو رفت در صورتی‌که غرب و مدرنیته در همان دوره حرکت قوی و رو به جلویی داشت و دانشگاه های متعدد در اروپا بود ولی ما تنها یکسری مدارس علمیه بود. بشخصه معتقدم با وجود یکسری از خودرایی ها و خودکامگی ها و حضور اخباریون و کم توجهی به مباحث تجربی که البته آنقدر نبود که موجب خسران ما شود، ولی دوره صفویه دوره حضور تمدنی ماست و ما همان موقع که حرکت مدرنیته شروع شد و غرب تحت سیطره تفکر دکارتی رفت، ولی فرهنگ شیعه تبدیل به تمدن شد و ما توانستیم متناسب هویت شیعی مان ابزار و الگو طراحی کنیم و معرفت شیعی که گمشده چند قرن مردم ایران بود و می‌توانست ایرانیان با آن سابقه عظیم تمدنی را متعالی کند، به صحنه آمد و در عین حال نقطه عطفی برای تمدن زایی تشیع است. این مطلب در نظرم هست و به نظرم چنین نقدی به صفویه کمی غیر منصفانه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا معاصر آقای دکارت است و ما می‌توانستیم در آن تاریخ در بسترِ فرهنگی خودمان تاریخی را شروع کنیم که در عین جهانی‌بودن، با عبور از اصالت ماهیت و برگشت به اصالت وجود، از طریق حکمت متعالیه، وجه انسانی اصیلی را به میان آوریم که هویت‌هایی شبیه بزرگانی چون شاه‌آبادی‌ها و طباطبایی‌ها و امام خمینی‌ها را به جهان عرضه کنیم و مردم اگزیستانس خود را در تشیعی آن‌چنانی دنبال کنند. چیزی که پس از ۴۰۰ سال باز از طریق انقلاب اسلامی بدان برگشتیم به آن شکل که دیگر تفکر شیعه در دیوارهای محدود باورهایش زمین‌گیر نیست و تک‌تکِ مردم ما گویا هرکس به خودی خود جهانی است که به میدان آمده است. صفویه، شروعِ بسیار مهم تاریخی ما بود ولی درست ادامه نیافت به‌خصوص که پای امین استرآبادی بنیان‌گذارِ اخباری‌گری به عنوان یکی از رفقای شاه‌عباس به دربار باز شد که هنوز نحوه‌ی بودنِ او سختْ مبهم و سؤال برانگیز است که چگونه این حجازی پایش به دربار صفویه باز شد. موفق باشید

27618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز با توجه به جواب سوال ۲۷۵۸۹ چرا بعد از چشیدن فلسفه‌ی صدرایی، در جریان فلسفه‌ی غرب قرارگرفتن، برای اهل تحقیق لازم است؟ این لزوم برای چیست؟ هدف از این لزوم چیست؟ آیا می‌توان این لزوم را اینگونه تعبیر کرد: مثل طبیبی که حتما باید تمام و کمال یک بیماری را بشناسد و تمام عوامل بروز و بوجود آمدن آن نقص و از کار افتادگی را بشناسد تا بتواند راه درمان و داروی مناسب جهت مقابله با آن نقص و بیماری را بیابد و تجویز کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر مربوط به امثال شهید مطهری‌ها است که ملاحظه می‌کنید در عین چشیدن فلسفه‌ی اسلامی، متوجه می‌شوند سری به فلسفه‌ی غرب بزنند. کتاب «فلسفه‌ی تاریخ» ایشان گواه خوبی بر این مطلب است. موفق باشید

27474
متن پرسش
سلام استاد گرامی: ضمن التماس دعای حقیقی دراین ایام نورانی. دغدغه ای داشتم که با حضرتعالی در میان میزارم لطفا پدرانه پاسخ بدهید؛ استاد؛ جوانی هستم ۲۰ ساله؛ تا ۱۸ سالگی در این نظام آموزشی غربی اوقاتم را تقریبا هدر دادم از بعد کنکور که الحمدالله دانشجو معلم شدم؛ قصد جدی داشتم برای مطالعه و ایجاد یک زندگی معنوی برای خویش. هر طور که فکر می کردم باید مدتی تمرکز و توجه ام را بر مطالعه و کسب معارف و دقت همه جانبه در رفتارهایم می گذاشتم تا عقب ماندگی ها را جبران کنم؛ اما ترسی دارم اول اینکه طبق نظر بزرگان در آستانه ظهور هستیم و بنده هنوز کاری نکردم چون معتقدم اصلی ترین وظیفه ما یعنی اصلی ترین خواسته ی امام عصر خودسازی است و بعد جامعه سازی. می ترسم فرصتم کم باشد و از قافله ظهور عقب بمانم گاهی اوقات غبطه حقیر به شما از این جهت است که فرصت کافی داشته اید و هم اکنون مشغول خدمت و جامعه سازی هستید؛ دوم اینکه اطرافیان مخصوصا دوستان مذهبی ام عموما نگاهشان به حقیر نگاهی است که انگار از جامعه عزلت گرفته ام و کار عملی چندانی انجام نمی دهم. البته بنده کار عملی زیادی انجام نمی دهم اما دلیلش چیز دیگری است؛ بنده هر طور فکر می کنم نمی توانم قبل از کسب معارف و تربیت خویش به کارهای گسترده اجتماعی بپردازم (البته نه اینکه کلا کاری انجام ندهم؛ بلکه اولویتم با کسب معارف است در کنارش آنقدری که مزاحم کار اصلی ام نباشد در اجتماع هم سعی می کنم حضور داشته باشم) بنده فعلا کار عملی و یدی زیادی انجام نمی دهم یعنی نمی توانم به غیر خودم به کار دیگه ای تمرکز کنم مگر اینکه یقین کنم واقعا واقعا وظیفه ام هست. نمی خواهم زحمت و تلاشم در جامعه جهت نداشته باشد. مثلا سر همین قضیه کرونا از بنده کمک خواستند اما حقیر رد کردم به جهت اینکه وظیفه خودم را در این برهه اولا کسب معارف می دانم ثانیا بنظرم جامعه معلمی هر چند نباید خیلی از کار جهادی و عملی دور باشد اما در هر حال اصل وظیفه شان تربیت است. کلا استاد گرامی در راه کسب معارف و علوم از این موارد زیاد پیش می آید که هم می توان به مطالعه پرداخت هم می توان رفت و کار جهادی کرد و از مطالعه بازماند. با توجه به اینکه حقیر اولا جوانی هستم که هنوز باید اصول عقاید و گناه شناسی و سیره اهل بیت (ع) بخوانم تا حرامی از بنده سر نزند و ثانیا اصلا بنده وظیفه ام پایه ریزی تمدن و تربیت است در این گونه موارد که می توان گفت تزاحم وظایف پیش آمده؛ چه کنم؟ لازم به ذکر است بنده از کار جهادی و یدی کردن نمی خواهم فرار کنم بلکه معتقدم حلقه مکمل کسب معارف است چون روحیه ایثار و تلاش و مجاهدت را در انسان به وجودمی آورد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً معلم باید در عالم معرفت حضوری فعّال داشته باشد. ولی همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۲۷۲ عرض شد اگر در عین دنبال‌کردنِ معارفی که نیاز دانش‌آموزان است در فعالیت‌های جهادی حاضر شوید، خود به خود به معارف و بصیرت‌هایی می‌رسید که امثال شهید حسن باقری‌ها رسیدند. موفق باشید   

27133
متن پرسش
سلام علیکم: آیا آیات دوم و سوم سوره عصر، اشاره به این مطلب و بحث نمی تواند داشته باشد که اگر توجه شما به خود دانی تان و مراتب پایین نفس و وجودتان باشد، در خسران هستید ولی اگر در وادی عبودیت وارد شوید می توانید خود دانی تان را به استخدام خود عالی درآورید و آزادی انسانی و حریت حقیقی از موانع اسارت و توقف تان در مراحل دانی پیدا کنید، از مقام خسران به مقام ایمان و دوری از تباهی و فهم حق و صبر در راه آن و هم چنین تذکر به دیگران می شوید و از این جهت انفسی و انسان شناسی هم در این دو آیه به آن نظر کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا نه؟ مگر سوگند اول سوره با جمله‌ی «والعصر» ما را متوجه‌ی بستر تاریخی که با اسلام در آن قرار می‌گیریم؛ نمی‌کند تا بدانیم اگر زمانه‌ی خود را پاس نداریم گرفتار روزمرّگی می‌شویم مگر آن‌که متوجه‌ی اراده‌ی حضرت حق گشته که در دل این تاریخ به ظهور آمده و انسان‌ها در مواجهه‌ی یکدیگر در چنین فضایی به شکوفایی می‌رسند. موفق باشید 

27019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض تبریک سال نو و ایام مبارک رجب و شعبان؛ در قرآن آیه ۴۶ سوره حج داریم که «قلوب یعقلون بها» .چرا در کلام الله، قلب را محل تفکر و تعقل بیان می کند؟ آیا به این علت است که تا زمانی معرفتی برای انسان تبدیل به یقین قلبی نشود، انسان به آن عمل نمی کند و آن را با باور انجام نمی دهد و در عین حال قلب می تواند به شهود و انس با حقایق و معارف برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی عجیبی است. اکثر کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و قسمت‌های مهم کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بر همین آیه تکیه دارد که چگونه باید انسان در رجوع به عالم، قلبی پیدا کند که آن قلب، توانِ تعقل داشته باشد مثل پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله». موفق باشید

26926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: می خواستم نظرتان را در رابطه با آقای یحیی یثربی و نظرات و تالیفاتشان بدانم. ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت بنده از سخنان آقای یثربی این شد که ایشان متوجه‌ی جایگاه فلسفه‌ی صدرایی و عرفانِ ابن‌عربی نشده‌اند. موفق باشید

25543
متن پرسش
سلام استاد: من واقعا حس ضعف و هیچی بودن دارم. از طرفی هیچ کمکی به اعضای خانوادم نمیتونم بکنم و اونا وضعیت بدی دارن. داداشم که یه جوون بیست سالس مدام هر شب دنبال قلیون کشیدنه. اخلاق و رفتاری هم نداره که بتونه ازدواج کنه. مادرم مدام عصبیه و در حال دعوا با همه ی اعضای خانواده. پدرم هم که هیچ گونه تصرف و ولایتی در خونه هیچوقت نداشتن. الان من متاهلم و یه شهر دیگه. می ترسم حتی تلفن بزنم خونمون چون میگم الانه که یه خبر بد بهم بدن. از طرفی خودم هم فقط دارم درس میخونم و یافته های مباحث تربیتی رو به صورت کم به تعداد کمی منتقل می کنم. همسرم بهم میگن تو هنوز لیاقت مادر شدن نداری به خاطر بعضی رفتارات که نمیگن چی. ولی من واقعا نمی فهمم چه رفتار بدی دارم. استاد از این همه هیچ بودن آدم باید به کجا فرار کنه؟ شرمند تونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آمدن کودک در محیط خانه با خودش فرشته‌هایی را همراه می‌آورد و موجب تعادلِ بهتر انسان می‌شود حتی جهت ارتباط با سایر انسان‌ها. موفق باشید

25448
متن پرسش
بسم الله النور سلام علیکم استاد عزیز: زیارت قبول و نورش ماندگار تا ابد، خدا خیرتون بده، بحث تون در مورد پیامبران خدا و نظر به آغاز آغازها رو گوش دادم، مثل همیشه عالی بود، مدتهاست که یکی از درگیری های فکریم همین بود که گمان می کردم ما که هیچیم پس نحوه بودن مان هم به اراده الهی است و همیشه می خواستم خودش نحوه بودنی چون شهدا و صالحین بهم بده، به نظرم باز رو این موضوع صحبت کنید، ۱. یعنی بنا بر تشکیکی بودن عالم وجود هر موجودی در مرتبه ای هست و خدا به او بودنش رو می دهد؟ خب آخر مگه ما به خودی خود چیزی داریم که نحوه بودن ما به خودمان باشد، مراتب رو باز خدا قرار داده، حتی اگه بنا به سنت و علم باشد باز هم اراده اوست، البته چیزی که متوجه شدم اینکه ما خودمون اون مرتبه و اون نحوه بودن رو انتخاب می کنیم. درسته؟ ۲. یادم میاد تو شرح جنود عقل و جهل هم توضیحاتی رو این موضوع فرموده بودید، الان که فکر می کنم شاید از سر غرور یا تنبلی که می خواهم همه چیز رو بندازیم گردن خدا و کاری نکنم، تو این مرحله گیر می کنم. استاد راه برون رفت از این مرحله چیست؟ محتاج ایمان و یقینم، چقد معرفت و عمل صالح اینجا موثره؟ ان شاءالله نفس تون به قلبمون ایمانی با روحیه جهادی متناسب با زمانه مان و عاقبت بخیری و شهادت در رکاب آقا بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکانِ ما، از ما است و خداوند وجودِ ما را به ما می‌دهد. وقتی ذات انسان، امکانِ صرف است و امکان، همان ظرفیت و استعداد است، پس وجوددهیِ حضرت ربّ العالمین به یک مرحله ختم نمی‌شود بلکه از آن‌جایی که انسان امکانات بی‌شماری در وجود خود دارد همواره خود را می‌تواند از طریق عبادات و معارف آماده کند برای تجلی وجودی شدیدتر تا آن‌جایی که کلّ اسماء الهی را در خود شکل دهد و در اوج قرب با حضرت ربّ العالمین قرار گیرد. موفق باشید 

24972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: سبب کوتاهی مردم در زمان خلافت حضرت امیر علیه السلام نسبت به ایشان بعد از جنگ صفین چه بود؟ که راحت از دستور جهاد حضرت سرپیچی می کردند و اینگونه به زمین چسبیده بودند (جدا از خوارج و عثمانی ها)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل آن‌ها سال‌های قبل از خلافت علی علیه السلام بود و این‌که تربیت لازم جهت مقابله با لشکر معاویه به عنوان یک معاند پیدا نکرده‌ بودند. به هر حال این نکته‌ای است که باید در یک تحقیق تاریخی متوجه‌ی روانی شد که بر یک ملت تحمیل می‌شود و آن را متزلزل می‌نماید. موفق باشید

24582
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در پاسخ به این شبهه که به تحدی قرآن می شود چه باید گفت؟ متن شبهه: درست است که تا حال کسی نتوانسته است سوره ای مثل قرآن بیاورد ولی از کجا معلوم شاید هزار سال دیگر انسانهای نابغه ای پیدا شوند و این کار را انجام دهند. این که در گذشته و حال کسی نتوانسته انجام دهد دلیل منطقی نیست که در آینده هم کسی نتواند. با تشکر و التماس دعا. لطفا در سایت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در هویت «زبان» است که در فلسفه‌ی زبان، امروزه به خوبی به آن می‌پردازند. هویتِ زبانِ انسان با کلام الهی، ذاتاً متفاوت است و اساساً زبانی که با فکر به ظهور آید غیر از زبانی است که انسان را در اختیار گرفته تا ظهور کند. موفق باشید

23764
متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل: ۱. احتراما، در روان شناسی یکی از راههای درمان اختلالات روحی را ایجاد حس اعتماد به نفس در بیمار روحی می داند. آیا اعتماد به نفس با اعتماد به خدا منافات ندارد؟ ۲. آیا روایت یا آیه‌ای یا کلام بزرگان در تایید اعتماد به نفس وجود دارد؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با نظر به نصرت الهی باشد، می‌توان آن را پذیرفت. ۲. علامه طباطبایی صرف اعتماد به نفس را شرک می‌دانند ولی انسان مؤمن به اعتبارِ اعتماد به خدا می‌تواند با اعتماد به نفس به میدان آید. موفق باشید

31830

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: استاد ببخشید مطلبی که به ذهن بنده میرسه آینه ما بیشتر استقبالی که از غرب میشه به گمانم نه به دلایل تکنیک و... مسایل دیگر هست بلکه افراد به دنبال اون گشودگی روح هستن. یادمه یه زمان در نوشته های دکتر عبدالکریم از کتبشون بحث آسیب شناسی تربیت دینی مطرح کرده بودن که مطلب را نشد دنبال کنم ولی جای تامله و یا یه جایی آسیب شناسی انقلاب اسلامی کسی عنوانی داشت حالا مطلبی که بنده از کتب خودتون به ذهنم رسید بحث گشودگی در فرهنگ انتظار هست که در کتاب دعای ندبه خودتون بهش اشاره ای هم شده به نظرم استاد مباحث انتظار متاسفانه توسط یه عده ای تبلیغ شده قبلا که نتونستن اون گشودگی و لطافت را نشون بدهند و شایدان گشودگی که افراد در غرب دنبال آن هستن در بحث انتظار بشه نشان داد. متشکرم استاد

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:آری!  همان‌طور که اگر مار نتواند پوست بیندازد می‌میرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. مردانِ نظام اگر خود را در آینده‌ تاریخ خود حاضر نکنند و همچنان در گذشته متوقف باشند، عملاً گور خود و نظام را پیشاپیش کنده‌اند، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شده‌اند. مردانی می‌خواهیم که معنای سعه‌ توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، اقیانوس شده است و دوره‌ دریاچه‌ بودنش به‌سر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحله‌ای از تاریخ پیدا می‌کنیم باید سعی کنیم گاه به گاه خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمی‌باشد و همراه با گشودگی نسبت به عالَم و آدم خواهد بود. موفق باشید

 

31774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: منظور و معنی این بیت، از غزل سعدی را محبت می‌فرمایید: هرجا سری است خسته شمشیر عشق تو هرجا دلیست بسته ی مهر و هوای توست شعر کامل مقصود عاشقان دو عالم لقای توست مطلوب طالبان به حقیقت رضای توست بودم بر آن‌که عشق تو پنهان کنم ولیک شهری تمام غلغله و ماجرای توست هر جا که پادشاهی و صدریّ و سروری‌ست موقوف آستان درِ کبریایِ توست هر جا سری‌ست، خستۀ شمشیر عشق تو هر جا دلی‌ست، بستۀ مهر و هوای توست کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست جاوید پادشاهی و دائم بقای توست امّید هر کسی به نیازی و حاجتی‌ست امید ما به رحمت بی‌منتهای توست هر کس امیدوار به اعمال خویشتن «سعدی» امیدوار به لطف و عطای توست #سعدی. متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار فرصتی می‌خواهد که بنده متاسفانه چنین فرصتی در اختیار ندارم زیرا باید جایگاه آن بیت را در دل غزل مربوطه روشن کرد. موفق باشید

31559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. باید اتفاقات رو چجوری تفسیر کنیم؟ چجوری باهاشون برخورد کنیم؟ مثلا کسی که تصادف کرده، باید بگه کاش حواسم رو جمع کرده بودم، مثلا با سرعت نرفته بودم که این حادثه اتفاق نمی افتاد؟ یا باید بگه خدا خواسته که تصادف کنم و حتما یه حکمتی توش هست؟ نمیشه بگیم هر دو باهم باشن، چون اگه خدا خواسته باشه طرف هرچقدر هم حواسش جمع باشه چون خدا خواسته آخرش تصادف میکنه. ۲. یه سوال دیگه هم داشتم، اینکه ما در عین ثابته نحوه بودنمون رو در این عالم انتخاب کردیم، تا چه حد رو انتخاب کردیم؟ یعنی تموم جزئیات هم به انتخاب خودمون بوده؟ مثلا بنده انتخاب کردم که فلان روز از محضرتون استفاده کنم و از شما سوال بپرسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظام عالم دارای سنن و قواعدی است لایتغیر. آری! این سنت خداوند است که اگر مثلاً درست رانندگی نکنیم تصادف نماییم و این جا باید خود را ملامت کرد. کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری در این مورد نکات خوبی دارد. ۲. کلیات شخصیت مدّ نظر است و در دل آن شخصیت، خود به خود موارد جزئی پیش می‌آید. موفق باشید

31242
متن پرسش
سلام علیکم: استاد کدوم ائمه‌ عليهم السلام در طول حیاتشون به کربلا سفر کرده و به زیارت امام حسین علیه السلام رفتند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعد از شهادت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» آن‌چنان خفقانی را برای ال الله ایجاد کردند به طوری که تمام خانه‌های بنی‌هاشم را در مدینه تخریب نمودند و بدین لحاظ ائمه «علیهم‌السلام» کاملاً در محاصره و یا تبعید بودند. و از این جهت امکانی برای زیارت نداشتند. ولی برای زائران و برای آن‌که آن زیارت جلیل‌القدر یعنی زیارت حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» به بهترین نحو انجام شود، زیارت های متفاوتی را به اصحاب تعلیم نمودند که از جمله آن‌ها زیارت عاشورا می‌باشد که حضرت باقر «علیه‌السلام» تعلیم فرمودند. موفق باشید

30913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چهار ماه هست درگیر یک رابطه عاطفی غیرمستقیم هستم. پسرعلاقه اش را نشان داد و محبت او به قلبم کاملا وارد شد. از همان اول شدید متوسل به حضرت زهرا و امام زمان و وائمه شدم و گفتم اگر صلاح من نیست همین اول محبت او را از دلم خارج کنید ولی روز به روز محبتش بیشتر شد. اما رابطه بهم خورد و من حالم بد است شدید. ماه رجب و شعبان و رمضان من در این احوالات گذشت و من پس از رمضان پر از حس شکست و تنهایی عمیق و بی خوابی و بی اشتهایی و غم خواهد شد. چرا چنین شد؟ سی ساله هستم و محبتم از روی بچگی و ناپختگی نبود و نیست. چرا امورم هیچکدام سامان نمی‌گیرد و هرچه بیشتر متوسل می‌شوم شکسته تر و گره های بیشتر؟ دعایم قبل از این ماجرا، هر شب در طول یکسال در نیمه شبها و شبانه روز، گشایش و فتح و دعای «ربنا تحملنا ما لا طاقه لنا» و دعای «رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین بود» حالم قبل این جریان سخت بود و حال اکنون بسی تنهاتر شدم و گرفتار. بسیار دلشکسته ام. دیگر پناه و چاره ای نمی‌شناسم. به که باید امید بست؟ چرا تقدیرات من گره اندر گره است؟ تشکر استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به امر دیگری فکر کنید که بنا است با تجربه‌ای که در این صحنه‌ها برایتان پیش می‌آید آن امر، بیش از پیش برایتان روشن گردد. عرایضی در جزوات «زن و در جهان‌بودن در این تاریخ» و «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» شده است که می‌تواند کمک کننده باشد إن‌شاءالله. موفق باشید

30416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: روزیم به شدت کمه. چیکار کنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صله‌ی رحم، خوش‌اخلاقی، تواضع، صداقت، تسلیم رضای حق، صدقه‌دادن. موفق باشید

30257
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: شما در تفسیر سوره مبارکه زمر فرمودید که در آیه «أَطِيعُواْ اللّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» اولی الامر باید معصوم باشند و در واقع همان امامان معصوم (علیهم اسلام) هستند و حرف آن ها همان حرف خداوند است و رجوع به امامان معصوم رجوع به خداوند هست و فرمودید که فقها هم حکمشان برآمده از قرآن و روایات هست پس ما باید اطاعت کنیم. با توجه به فرمایش شما که گفتید اولی الامر باید معصوم باشند و اگر معصوم باشند می توانند ما را به حقیقت برسانند، پس تکلیف ما که از فقهای غیر معصوم و ممکن الخطا تقلید می کنیم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رجوع به فقها، رجوع به کارشناس کشف حکم خداوند است در زمان غیبت امام معصوم. مثل آن‌که به پزشک متخصص قلب رجوع می‌کنیم، در عین آن‌که احتمال خطا در آن پزشک هست ولی نسبت به بقیه در تخصصی که دارد، خطایش کم‌تر است. از این جهت بهترین راه در زمان غیبت امام معصوم، رجوع به کارشناسان کشف حکم خداوند است از آن جهت که قلیل الاشتباه هستند و نه ممنوع الاشتباه. موفق باشید

30248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و درود بر استاد بزرگوار: خواهشمندم در مورد اينكه چرا بايد قرباني كرد و حيوانات رو ذبح كرد تا كفاره كناهان قرار گيرد؟ آيا با ريختن خون حيوانات و دست و پا زدنشان در هنگام ذبح رنج و دردي كه حيوان مي‌كشد خدا راضي می‌شود؟ آيا نمي توان از طرق ديگر خدا را راضي کرد؟ آيا در ريخته شدن خون حيوانات و خورده شدنشان الزامي براي بشر است؟ آيا نمي‌شود با خوردن گياهان در آرامش بود و خون حيواني ريخته نشود؟ ممنون و سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرمایند در حین ذبح حیوان حلال‌گوشت به عنوان قربانی، نفسِ بهیمه‌ی انسان بدان معنا قربانی می‌شود تا در ساحتی برتر حاضر گردد. موفق باشید

نمایش چاپی