بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چند سالی است عده ای از جوانان طرح هایی برای ایجاد تحول در آموزش و پرورش اجرا کرده اند یکی از آنها مدارس مسجد محور یا طرح مدرسه در مسجد است. به نظر شما این کار پسندیده است و مورد رضایت خداوند است و آیا فرزندانمان را دز اینگونه مدارس ثبت نام کنیم و آیا مسجد ظرفیت این برنامه را‌ دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دروس رسمی آموزش و پرورش به حاشیه نرود، کار خوبی است، بعضا هم نتیجه داده‌است و بعضا نیز حالت افراطی پیدا کرده‌است. موفق باشید

26324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرمودید برای اینکه انسان در نزد خداوند محترم باشد باید ظاهر آراسته داشته باشد ولی چرا برخی از عرفا ظاهری ژولیده داشتند مانند آخوند ملا فتحعلی سلطان آبادی؟ آیا می توان گفت اینگونه عرفا نتوانستند خود را در تعادل ملکوت و ناسوت نگه دارند؟ یا به عبارتی به مقام برزخیت کبری نزدیک شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت دیگر آن‌چنان محو عالَم خود هستند که متوجه‌ی ژولیدگی خود نمی‌باشند و آن را ژولیدگی و نامرتبی نمی‌دانند. موفق باشید

25278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت و عرض ارادت: استاد نظرتون در مورد سخنرانی های آقای امینی خواه آن که تحلیل کتاب پس از مرگ است چیست؟ صحبتهاشون در مورد برزخ تا چه اندازه درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

25147

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظرتون راجع به کتاب خرد و توسعه دکتر رضا داوری چی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابی است که نمی‌توان نسبت به فهم و تأمل در آن بی‌تفاوت بود. موفق باشید

24412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرمودید مولوی نشسته بود و شخصی به وی درباره فتوحات محی الدین گفت و مولوی چهره اش در هم شد زیرا وی با شهودات خود سیر می کرده و نمی توانسته با محی الدین همراهی کند. حال چگونه می شود امثال بنده که هنوز در پله اول هستیم هم با گزارش شهودات محی الدین و هم مولوی همراهی و سیر و سلوک کنیم؟ آیا می شود همزمان بفهمیم بر آن دو چه می گذشته در حالی که حتی شخصی مثل مولوی اصلا نمی خواسته یا نمی توانسته بفهمد که بر محی الدین چه می گذشته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از آن بزرگواران در ساحت و ذوق خود هستند و صاحبِ آن ساحت و ذوق‌اند. این ما هستیم که می‌خواهیم از آن‌ها بهره مند شویم. درختِ زردآلو، هلو نمی‌دهد ولی ما می‌توانیم از هلو و زردآلو استفاده کنیم. موفق باشید

23324

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام: استاد یه سوالی در مورد این موضوع رزق حیوانات دارم چرا به این صورت هست که مثلا روزی یک حیوان درنده مثل شیر، آهوی بی آزار صحراست؟ پس حق حیات اون حیوان چی میشه اگر بچه ناتوان داشته باشه بعد از شکار شدن تکلیف اون بچه چی میشه؟ گرفتن حق حیات در دنیای انسانها هم دیده میشه ولی روال طبیعی و همیشگی نیست اما مثلا همان شیر از ابتدای روز تا شب به دنبال تامین خوراک خودش و بچه هاش هست یعنی همیشه یه حیوان دیگه باید قربانی بشه. آهویی که پناه برده به امام رضا علیه السلام و در امان مانده خب مگر نمی شود بر روی زمین خدا در پناه خدا ماند؟ اگر علت این هست که به هر حال به یک طریقی باید حیوانات هم بمیرند تا به جمعیت متعادلی برسند چرا از این روش شکار و شکارچی؟ خب هیچ حیوانی شیر یا فیل را شکار نمی کند و بالاخره روزی از حیات ساقط میشن. و مورد دیگه اینکه در زمان حکومت حضرت ولیعصر عج الله گویا دیگر اینطور نیست و هیچ حیوانی حیوان دیگری را شکار نمی کند اگر چنین حالتی وجود دارد چرا الان به این شکل نیست؟ منظور این هست که آیا وضعیت فعلی بد است و با ظهور به نحو بهتر و کامل تری تبدیل می شود؟ اگر بد است خب مگه خود خدا اینطور خلق نکرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم علم ما آن‌قدرها نیست که بتوانیم تا این‌جاها متوجه‌ی راز عالَم بشویم. این را می‌دانیم که نظام عالَم در تدبیر خدای حکیم است و تنها انسان‌ها هستند که باید خودشان با اختیار خود، سرنوشت خود را تعیین کنند. موفق باشید

37884
متن پرسش

سلام و درود خدا بر استاد عزیز: دوست نداشتم و نمی‌خواستم چنین مطلبی را بنویسم ولی آنچنان به تنگ آمده ام که جز نوشتن و درد دل کردن با جنابتان راهی دیگر نیافتم. چند سال پیش خود بنده در جلسه ای از حضرتعالی شنیدم که نسبت به دکتر عبدالکریمی فرمودید «بدا بغضا بیننا و بینکم» و پس از پرسیدن درباره علت این حرف فرمودید فیلسوف تا زمانی که اظهار نظر سیاسی نکند و دخالتی در حاکمیت نداشته باشد حرف هایش قابل شنیدن و تامل و احترام است و حتی اشاره کردید به تفاوت دکتر داوری و عبدالکریمی که آقای دکتر داوری با اینکه نگاه سیاسی اصلاح طلبانه دارد اما دخالت سیاسی ندارد. اما امروز با دیدن پیام دکتر داوری چنان به تنگ آمدم که به مرز انفجار رسیدم و دوست دارم طغیان کنم و هرچه که می‌توانم به ایشان بگویم، اما حرمت فلسفه و دانایی را نگه می‌دارم و گلایه هایم را به شما می‌گویم، سر بر دامن شما بگزارم و چون ابر در بهاران بگریم. آخر ما می‌دانستیم ایشان گرایش سیاسی اصلاح طلبانه دارد اما آیا روا است کسی که امروز بیشترین و جدی ترین مخاطب هایشان همین بسیجی های انقلابی هستند و ایشان را با تمام گرایش هایشان گرامی می‌داشتند روا بود بگوید که «مردم ایران مسلما کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمی کنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کرده اند». چرخ دنیای دون عجیب است که سی سال سروش پوپری عرصه را بر جان و جهان آقای دکتر و همفکرانشان تنگ کند و امروز ایشان بیانیه بدهد و حفظ و بقای کیان ایران را در به قدرت رسیدن ریزه خواران و نوکران بی جیره و مواجب آن آمریکا نشینان بی همه چیز بداند. بله ایشان که عمرشان به انتها رسیده نمی‌داند و شاید برایش مهم نیست که چه بر سر ایران بیاید. چه گویم که هرچه نگویم بهتر است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی در این رابطه در جواب سؤال شماره 37881 عرض شد. علاوه بر آنکه تصور بنده اینچنین است که آقای دکتر داوری، آقای پزشکیانِ آخر را هرگز مدّ نظر نداشتند. با اینهمه، آیا عجیب نیست که وقتی دکتر فردید کتاب «شاعران در عسرت» دکتر داوری را نگاه کرد، آن را به چیزی نگرفت؟ و آیا این بدان معنا نیست که به اندازه حضور در «وجود»، ما با هر آنکس که در این میدان است می‌توانیم گفتگو داشته باشیم؟ چه آن شخص جناب صدرالمتألهین باشند و چه جناب هایدگر. حال به اندازه ای که آقای دکتر داوری در نسبت با هایدگر با ما سخن بگویند، ما همچنان خود را در تاریخ انقلاب اسلامی دنبال می کنیم و گمان می‌کنم هنوز تذکراتی که منجر به ارتباط با تفکر هایدگر باشد، در دکتر داوری قابل استفاده است، هرچند به گفته خودشان کمان می‌کردند با نوشتن کتاب «انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم»، انقلاب اسلامی آغاز تاریخ دیگری است و بعداً با مسائلی از نوع تحجّرها که روبرو شدند، از آن نوع نگاه عدول کردند. و این جا است که ما در نسبت به انقلاب اسلامی با آقای دکتر داوری متفاوت می اندیشیم و جایگاهی که برای خود تعریف کرده ایم ذیل حضرت روح الله و رهبر معظم انقلاب، حضوری است در متن انقلاب اسلامی. موفق باشید  

31465
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: عرض تسلیت به مناسبت شهادت سیدالساجدین ع . با تشکر از پاسخ به سؤال ۳۱۴۴۳، با توجه به دروس معاد و بیاناتی که در پاسخ فرمودید، به نظر می رسد همونطور که اشاره فرمودید شناخت افراد در عالم برزخ و قیامت، از نوع شناخت صورت دنیایی اونها نیست که با زنی یا مردی شناخته بشوند، مثلا فرد متکبر که فرمودید به صورت مورچه محشور می شود متکبر مونث مورچه زن و مذکر مورچه مرد باشد! و یا مثلا آن فرد غضبناک گرگ مرد و آن یکی میمون زن باشد، بلکه شناخت افراد از نوع وجودی و معرفتی به سوابق دنیایی اونها و صورت برزخی و عائله ی متشکله از خلقیات و اعمال او هست و شاید به دلیل تجرد نفس در عالم بعد از دنیا صورت زن یا مرد در هیچ موجودی نیست مانند ملائكه یا وجود خود خداوند متعال و یا خود آدمیت در برزخ قبل از نزول در دنیا و محتمل است اینکه در قرآن کریم مثلا در سوره ی مبارکه ی الرحمن فرمودند «فیهن خیرات حسان» و یا آیات شریفه ی دیگری که در رابطه با حورالعین و... هست به دلیل این هست که در عالم دنیا زن صورت لطف الهی است و مظهر جمال اوست در اعیان و اذهان، ممکن هست وجهی از اون به جهت این مسئله باشد و وجهی دیگر هم شاید به دلیل مونث بودن لغت قرآنی این حقایق مثلا حورالعین، هست، مثل نفس که لغت مونث هست «و نفس و ما سواها». و حکم لغت بر معنی تسری ندارد. بنابراین همونطور که روح و نفس انسان نیز مانند بقیه مجردات فاقد جنسیت است، دلیلی ندارد که صورت او در عوالم دیگر جنسیت بردار باشد حتی به صورت، زیرا صورتها در اون عوالم از حقایق وجود و درون فرد به صورت اعمال و ملکات و خلقیات فرد متمثل می شوند و جنسیت بدن دنیا در شكل‌گیری او تاثیری ندارد و شاید وجود صورت زنی یا مردی در بدن برزخی عبث و بیهوده هست و به حکم عدل الهی فعل عبث از خداوند متعال محال است. در عالم دنیا هم که بدن مادی ابزار اوست با مواد و ژنهایی که روح در دسترس داشته بدن خاکی ساخته شده و زنی و مردی به این دلیل است و حتی اگر بگوییم در عین ثابت خود جنسیت این ابزار را انتخاب کرده ایم مانند اینکه مثلا پدر و مادر و خانه و اتاق خود را انتخاب کرده ایم که این اعتباریات با مرگ می رود و جنسیت و صورت مردی و زنی در این دنیاست و برای هیچ موجودی در عوالم دیگر شاید متصور نباشد و چه عیبی دارد ‌که مثلا بگوییم حورالعین صورت لطف الهی است فقط فارغ از جنسیت، مثل ملائكه مثل اینکه وقتی در همین دنیا برزخی می شویم به کل صورتها و جنسیتها فراموش می شوند مثلا مومنین عاشق حضرت آقا، رهبری حفظه‌الله هستند در حالی که در این دنیا نامحرمند به خانمها ولی نوع علاقه روحانی است. یا علاقه به خانم فاطمه ی زهرا س و رویت حضرت در روز قیامت که برای نامحرمان نیست، به این معنی که صورت حقیقت وجودی حضرت س را می بینیم که برای اهل جهنم قابل رویت نیست و برای بهشتیان با توجه به درجه ی وجودی هست ولی گفته نشده مثلا چون صورت روح ایشون زن هست آقایان بهشتی نبینند و خانمهای بهشتی ببینند، بلکه نامحرمی در اون دنیا امری وجودی تبیین شده، بنابراین محتمل است صورت روح حضرت س در عوالم دیگر از این قیود آزاد است و علی صوره الرحمن است، منتها ذهن خاک خورده ی بنده نمی تواند متصور شود و آیات قرآن کریم را مدام به حور و غلمان تقسیم کند بعضی تفاسیر حرفهای عجیبی می‌زنند که مردان چند همسر در اون دنیا دارند و زنان بهشتی چون پاکند طالب شوهر دیگری نیستند و از این حرفها که بین مردم بحث برانگیز هست که چرا... در حالی که در اون عوالم زشتی‌های بدن دنیایی و قوایی مثل شهویه که برای تدبیر بدن خاکی هست وجود ندارد، نفس فاقد جنسیت و مجرد هست و امام خمینی ره می فرمایند همان بدن قیامتی است با ظهور اعمال و عقاید و خلقیات نه ظهور جنسیت بدن خاکی، هر چند سوابق دنیایی او را به حکم تجرد بدانیم. «سبحان الله عمّا یصفون إلّا عباد الله المخلَصین»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. روبه‌رو شدن با تجلیات اسم لطیف را حمل بر چند همسری کرده‌اند. ولی در همان قاعده قیامتی آن ۲. همان‌طور که حضرت عسکری «علیه‌السلام» فرمودند در عالم بزرخ و قیامت شجره ممنوعه که به صورت‌های متفاوتی مطرح است مثل گندم یا سیب، فرمودند همه آن‌ها بوده است زیرا همان‌طور که جناب صدرالمتألهین می‌فرمایند موجودات مجرد دارای چنین ظرفیت‌هایی هستند که مثلاً در عین گندم بودن، سیب باشد همچنان‌که حضرت حق را وحدت ذات و صفات هست و در عین احدبودن، الله است به جامعیت اسماء. از این جهت زن و یا مرد در عین زن یا مرد بودن که سُکنای وجودیِ آن‌هاست؛ حامل ظواهری هستند که با اعمال و عقاید خود شکل داده‌اند. ۳. عین ثابته، بنیادی‌ترین وجه هر انسانی است و امری اعتباری نیست. موفق باشید

30398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال 30353 جسارتا پاسخ استاد قانع کننده نبود. اول اینکه نگاه عموم علما و مفسران تا پیش از قرون جدید، بطلمیوسی بود و خود می دانید که آیات را طبق هیئت قدیم تفسیر می‌کردند. دوم اینکه من در آن سوال کار به قرآن نداشتم نظر به کتب عرفا داشتم که وقتی به عالم ماده می رسند آن را مطابق علوم زمانه شان بحث می‌کنند که اکنون منسوخ شده است. کافیست به گلشن راز مراجعه شود که به تفاریق از هیئت قدیم سخن رانده است. راهکار حقیر چون کشف عرفا را یقینی و علوم جدیده را ظنی می‌دانم پذیرش حقانیت هیئت قدیم است. حال شما اگر نظر بر علوم ظنیه جدیده دارید منتجا می پذیرید که کشف عرفا نسبت به عالم ماده باطل بوده است؟ و بدین منوال اگر عارفان در کشف عالم پیش پا افتاده ماده به خطا رفته اند چگونه بپذیریم که شهودشان نسبت به عوالم اعلی صائب بوده است؟ مطالب کانت را به خاطر آوریم که چقدر عقل چون از موارد محسوس فاصله گیرد دچار تزلزل می‌شود و بعضا گرفتار جدل الطرفینی ها، بگذریم که عارفان (اگر علوم جدید را بپذیریم) حتی در محسوسات هم مسجون مشهورات زمانه اند و تخته بند زمان و به قول شاعر «کسی کو در طبیعیات عاجز چگونه در الهیات فائز» باری حقیر چون با عارفان اندک الفتی دیرینه دارم و عالم آنان را پذیرفته ام و در آن فضا نفس می‌کشم نمی‌توانم بپذیرم که شهود راستین عارفان مبنی بر وجود گنبد شیشه ای که در یکی از سوالات از قول آیت الحق قاضی در شرح دعای سمات و نیز بقیه مطالب حقه ای که ایشان منطبق بر هیئت قدیم فرمودند باطل باشد. همانطور که در طب جدید این چنین نیست که بطلان طب سنتی را ابتدائا اثبات و بعد منسوخش کنند در هیئت هم وضع به همین صورت است کوپرنیک فرض را بر خورشید مرکزی نهاد نه اینکه واقعا گردش ارض به گرد شمس را مشاهده کرده باشد یا در هندسه اقلیدسی بجای یکی از فرضها فروض دیگری نهادند هندسه های نااقلیدسی پدیدار شد باری غرض از تطویل کلام اینست که بشخصه نمی‌توانم شاهد باشم عارفان در تبیین عالم ساده ماده بر خطا باشند و و آنگاه سخن از صقع ربوبی بمیان آورند نه بازی بازی همه یا هیچ است و چون در عوالم اعلی نظر عارفان را صائب می‌دانم بنظرم به طریق اولی در عوالم ادنی نیز صادق اند. به یاری حق فالحق والحق اقول والسلام
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد در شهود عرفانی، واقعاً آنچه عارف می‌یابد همان حضور اوست در آن عوالِم، منتها ممکن است با زبان عُرف بگوید. به همین جهت عرض شد واقعاً عارف، هفت آسمان را در منظر خود می‌یابد، حال چه هیئت بطلمیوسی تصدیق کند و چه نکند. موفق باشید

30348

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: برای فهم دقیق کتب یک متفکرِ دارای نظام فکری که الفاظ آن، بار معنایی متناسب با نظام فکری آن متفکر را دارد، نیاز به استادی است که قبل از شروع آن کتب یا در حین مطالعه آنها، منظومه فکری شخص و ادبیات او را در چند جلسه توضیح و تشریح کند. می‌خواستم بدونم که شاگردی دارید که این کار رو بتونه انجام بده؟ اصلا این نکته ای که گفتم به نظرتان درست هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته، نکته‌ی درستی است ولی با نظر به افقی که امثال حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی گشوده‌اند؛ می‌توانیم جایگاه منظومه‌ی فکری افراد را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی و معرفتی در این زمان، فهم کرد. البته رفقای زیادی هستند که گوشه و کنار مشغول طرح مباحث می‌باشند. موفق باشید

30257
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: شما در تفسیر سوره مبارکه زمر فرمودید که در آیه «أَطِيعُواْ اللّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» اولی الامر باید معصوم باشند و در واقع همان امامان معصوم (علیهم اسلام) هستند و حرف آن ها همان حرف خداوند است و رجوع به امامان معصوم رجوع به خداوند هست و فرمودید که فقها هم حکمشان برآمده از قرآن و روایات هست پس ما باید اطاعت کنیم. با توجه به فرمایش شما که گفتید اولی الامر باید معصوم باشند و اگر معصوم باشند می توانند ما را به حقیقت برسانند، پس تکلیف ما که از فقهای غیر معصوم و ممکن الخطا تقلید می کنیم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رجوع به فقها، رجوع به کارشناس کشف حکم خداوند است در زمان غیبت امام معصوم. مثل آن‌که به پزشک متخصص قلب رجوع می‌کنیم، در عین آن‌که احتمال خطا در آن پزشک هست ولی نسبت به بقیه در تخصصی که دارد، خطایش کم‌تر است. از این جهت بهترین راه در زمان غیبت امام معصوم، رجوع به کارشناسان کشف حکم خداوند است از آن جهت که قلیل الاشتباه هستند و نه ممنوع الاشتباه. موفق باشید

28729
متن پرسش
عرض سلام و ادب: بعد از گوش دادن صوت های حرکت جوهری سوالی برایم پیش آمد که وقتی می‌گوییم زمان مختص ماده است و وقتی از ماده خارج شویم دیگر با عالم بی زمانی روبرو هستیم با این احوال چرا قرآن از مدت قیامت سخن می‌گوید و یا کفار می‌گویند یک روز یا ۲ روز در دنیا بودیم که نشان از زمان داشتن ولو به مقدار کم هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان به این معنا که در اثر حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید پدید می‌آید که همه ناشی از حرکت است؛ نداریم إلاّ مقایسه‌هایی که همان تأخیر و تقدم می‌باشد. آری! در جایی می‌فرماید: «تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ» ملائکة اللّه که سیر از عالمِ ارض به عالم عرش دارند، یک روز آن سیر برابر پنجاه هزارسال است نسبت به سال‌های دنیا. و یا آن‌جا که می‌فرماید: «وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» یک روز نزد خدا مانند هزار سال از سال‌های شماست؛ بیشتر می‌خواهد غیر قابل شبیه بودنِ آن شرایط را با این شرایط روشن کند وگرنه آن‌جا حرکت زمین و خورشید نیست که این نوع زمان‌ها باشد. موفق باشید     

28444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: ۱. استاد گرانقدر، بنده دچار وسواس عجیب در گذران وقتم شده ام به طوری که دائم با خود می‌گویم نکند فلان کار را کنم وقتم طلف شده است؟ یا اگر فلان قدر کمتر مطالعه کنم یعنی پسرفت داشته ام؟ آری استاد عزیز، این وسواس خوب است، اما فقط ابتدای کار، در ادامه همچون خوره به جان آدمی می‌افتد و زندگی او را متلاشی می‌کند. همچون علامه طباطبایی که فرمود آن چند سالی که به دلیل مشکلات معیشتی مجبور به کار در زمین زراعی بودم عمرم هدر رفت. لطفا اگر ممکن است نکته ای بفرمایید تا بلکه مرهمی شود بر این درد. ۲. این وسواس در خواب ماندن برای نماز صبح یا شب نیز در بنده هست به طوری که اگر سحرِ روز را از دست بدهم، چنان بهم می‌ریزم و عصبانی که با یک من عسل هم نمی‌شود مرا خورد!! و اخلاق بنده ۱۸۰ درجه فرق می‌کند درصورتی که فکر می‌کنم برای هیچ چیز دیگری این‌گونه نیستم حتی از دست دادن مال و ثروتم. ممنون و عذرخواهم. [شاید درد و دلی نیز بود ...]
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برنامه‌داشتن، خود به خود انسان را جلو می‌برد مثل سیر مطالعاتی سایت که إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند. ۲. همان برنامه‌داشتن اگر با جدّیت دنبال شود مشکل دوم را هم حل می‌کند. موفق باشید

27474
متن پرسش
سلام استاد گرامی: ضمن التماس دعای حقیقی دراین ایام نورانی. دغدغه ای داشتم که با حضرتعالی در میان میزارم لطفا پدرانه پاسخ بدهید؛ استاد؛ جوانی هستم ۲۰ ساله؛ تا ۱۸ سالگی در این نظام آموزشی غربی اوقاتم را تقریبا هدر دادم از بعد کنکور که الحمدالله دانشجو معلم شدم؛ قصد جدی داشتم برای مطالعه و ایجاد یک زندگی معنوی برای خویش. هر طور که فکر می کردم باید مدتی تمرکز و توجه ام را بر مطالعه و کسب معارف و دقت همه جانبه در رفتارهایم می گذاشتم تا عقب ماندگی ها را جبران کنم؛ اما ترسی دارم اول اینکه طبق نظر بزرگان در آستانه ظهور هستیم و بنده هنوز کاری نکردم چون معتقدم اصلی ترین وظیفه ما یعنی اصلی ترین خواسته ی امام عصر خودسازی است و بعد جامعه سازی. می ترسم فرصتم کم باشد و از قافله ظهور عقب بمانم گاهی اوقات غبطه حقیر به شما از این جهت است که فرصت کافی داشته اید و هم اکنون مشغول خدمت و جامعه سازی هستید؛ دوم اینکه اطرافیان مخصوصا دوستان مذهبی ام عموما نگاهشان به حقیر نگاهی است که انگار از جامعه عزلت گرفته ام و کار عملی چندانی انجام نمی دهم. البته بنده کار عملی زیادی انجام نمی دهم اما دلیلش چیز دیگری است؛ بنده هر طور فکر می کنم نمی توانم قبل از کسب معارف و تربیت خویش به کارهای گسترده اجتماعی بپردازم (البته نه اینکه کلا کاری انجام ندهم؛ بلکه اولویتم با کسب معارف است در کنارش آنقدری که مزاحم کار اصلی ام نباشد در اجتماع هم سعی می کنم حضور داشته باشم) بنده فعلا کار عملی و یدی زیادی انجام نمی دهم یعنی نمی توانم به غیر خودم به کار دیگه ای تمرکز کنم مگر اینکه یقین کنم واقعا واقعا وظیفه ام هست. نمی خواهم زحمت و تلاشم در جامعه جهت نداشته باشد. مثلا سر همین قضیه کرونا از بنده کمک خواستند اما حقیر رد کردم به جهت اینکه وظیفه خودم را در این برهه اولا کسب معارف می دانم ثانیا بنظرم جامعه معلمی هر چند نباید خیلی از کار جهادی و عملی دور باشد اما در هر حال اصل وظیفه شان تربیت است. کلا استاد گرامی در راه کسب معارف و علوم از این موارد زیاد پیش می آید که هم می توان به مطالعه پرداخت هم می توان رفت و کار جهادی کرد و از مطالعه بازماند. با توجه به اینکه حقیر اولا جوانی هستم که هنوز باید اصول عقاید و گناه شناسی و سیره اهل بیت (ع) بخوانم تا حرامی از بنده سر نزند و ثانیا اصلا بنده وظیفه ام پایه ریزی تمدن و تربیت است در این گونه موارد که می توان گفت تزاحم وظایف پیش آمده؛ چه کنم؟ لازم به ذکر است بنده از کار جهادی و یدی کردن نمی خواهم فرار کنم بلکه معتقدم حلقه مکمل کسب معارف است چون روحیه ایثار و تلاش و مجاهدت را در انسان به وجودمی آورد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً معلم باید در عالم معرفت حضوری فعّال داشته باشد. ولی همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۲۷۲ عرض شد اگر در عین دنبال‌کردنِ معارفی که نیاز دانش‌آموزان است در فعالیت‌های جهادی حاضر شوید، خود به خود به معارف و بصیرت‌هایی می‌رسید که امثال شهید حسن باقری‌ها رسیدند. موفق باشید   

26926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: می خواستم نظرتان را در رابطه با آقای یحیی یثربی و نظرات و تالیفاتشان بدانم. ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت بنده از سخنان آقای یثربی این شد که ایشان متوجه‌ی جایگاه فلسفه‌ی صدرایی و عرفانِ ابن‌عربی نشده‌اند. موفق باشید

26811
متن پرسش
سلام استاد جان: خدا قوت! یه عزیزی می گفت که امام خمینی (ره) در جایی فرمودند که با فلسفه و عرفان، نمی شود انقلاب کرد! آیا به واقع انقلاب ما امتداد سیاسی حکمت متعالیه ی ملاصدرا نبود!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در راستاى معرفى مكتب خود در نامه‌ای که به گورباچف دارند‏ انديشه‏ ى ملاصدرا و محى‌الدين بن‌عربى را پيش مى ‏كشند و مى‏ فرمايند: «و از اساتيد بزرگ بخواهيد تا به حكمت متعاليه ‏صدر المتألّهين «رضوان‏ الله‌تعالى‌عليه‏ وحشره‌الله‌مع‌النبيين‌والصالحين» مراجعه نمايند، تا معلوم گردد كه: حقيقت علم همانا وجودى است مجرد از ماده، و هرگونه انديشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد. ديگر شما را خسته نمى‏ كنم و از كتب عرفا و به ‏خصوص محى‏الدين ابن عربى نام نمى‏ برم؛ كه اگر خواستيد از مباحث اين بزرگ‏مرد مطلع گرديد، تنى چند از خبرگان تيزهوش خود را كه در اين گونه مسائل قوياً دست دارند، راهى قم گردانيد، تا پس از چند سالى با توكل به خدا از عمق لطيفِ باريك‏ تر ز موى منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون اين سفر آگاهى از آن امكان ندارد.» ( صحيفه‏ ى امام، ج ۲۱، صص: ۲۲۴- ۲۲۵) [1]

متن فوق حکایت از آن دارد که بنیان‌گذار انقلاب اسلامی بنا دارند جهانی را در مواجهه با جهان مدرن، مقابل بشر بگذارند که در آن جهان، اندیشه‌ی صدرایی و ابن عربی راه‌گشاست. عمده آن است که آن اندیشه‌ها در مواجهه با جهان امروز بازخوانی شود. موفق باشید   

[1] - حضرت امام در جواب حسنين‏ هيكل كه مى‏ پرسد چه كتاب‏هايى جز قرآن در شما اثر گذاشته، مى‏ فرمايند: «در فلسفه، ملاصدرا ، از كتب اخبار: كافى، از فقه: جواهر.» (صحيفه‏ ى امام، ج ۵، ص ۲۷۱)

26751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده چند وقتی تفسیر المیزان را می خوانم بعد برایم خسته کننده و سنگین می شود ول می کنم و دوباره شروع می کنم یعنی دوست دارم بخوانم اما برایم سخت و سنگین است چی کار کنم؟ از طرفی شما توصیه به المیزان دارید و از طرفی خودم هم به کمتر از آن راضی نمی شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا به روشی که در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» پیشنهاد شده، کار را جلو برده‌اید؟ موفق باشید

26261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد بنده با این اتفاقاتی که این چند وقت گذشت خیلی به حال بعضی ها غبطه خوردم و از خدا خواستم من را هم در این مسیر قراردهد. استاد بنده با توجه به شناختی که از انقلاب و جایگاه آن در این جهان، مقابله آن با استکبار جهانی و تمدن منحط غربی دارم می خواهم کاری برای انقلاب کنم کاری که نامم در تاریخ بماند و از فکر من ارتزاق شود و به مثابه یک مکتب، همانند امام، آوینی، سپهبد سلیمانی. با توجه به این که می بینم این انقلاب جای کار خیلی دارد و من بعنوان یک زن نمی دانم کجای انقلاب را دست بگیرم می دانم که اولویت من مادری و شوهر داری و خانه داری است اما استعدادهایم را چه بکنم؟ نمی دانم کدامشان را متمرکز کنم و پرورش دهم به حدی که برای انقلاب راهگشا باشد و مکتب بسازد. استاد مستاصل و درمانده شده ام نمی دانم طلب هایی که دارم آیا به آن ها می‌رسم یا فقط توهم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به جزوات «زن و حضور تمدنی» و «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» و «زن دیندار، در نسبتی جدید با عالم.» رجوع فرمایید. موفق باشید

25600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اساسی ترین نقدی که جناب آقای نصیری و میلانی بر فلسفه دارند این است که در فلسفه به یکی بودن خالق و مخلوق تصریح شده و اساس تفکر فلسفه آن است که خداوند در تمام اشیا فرو رفته و اجزای جهان جزئی از خدایند و برای اثبات آن به عبارات زیادی از محی الدین و ملاصدرا استناد می کنند و می گویند این شرک مسلم است که با دین تعارض دارد و بخاطر این طور مسائل می گویند اساس فلسفه ضدیت با عقل است و آن را کلا نفی می کنند در ضمن در نظر آنها ضدیت با فلسفه مخالفت با تعقل نیست. چگونه می توان اثبات کرد که منظور قواعد فلسفی مثل وحدت وجود و قاعده الواحد و سنخیت علت و معلول معنایی غیر از معنای شرک آمیز آن است؟ به سایت ها هم رجوع کردم ولی جواب کاملی داده نشده بود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد اگر کتاب «جدال با مدعی» دکتر غفاری را دنبال بفرمایید متوجه می‌شوید این آقایان چه اندازه در غفلت‌اند. موفق باشید

25516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد محترم: با مطالعه اولیه اثر گرانقدر حضرت امام به عنوان «مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه» پیرامون اعیان ثابته دو تا نتایج استنباط کرده ام و می خواهم جناب عالی در این مورد راهنمایی فرمایید چون خیلی مطمئن نیستم که درست فهمیده باشم: ۱. اولین خط آشکار بین خالق و مخلوق بین اسم پروردگار و عین ثابتش در تعین ثانی/مقام واحدیت بوجود می آید۔ گرچه خط حقیقی بین خالق و مخلوق بین مقام ذات و فیض اقدس قرار دارد۔ ۲. مقام عصمت محو شدن همین خط هست که می شود بهش فنای مطلق گفت۔ اینجا اسم مدنظرم اسم اعظم الله و عین ثابت انسان کامل هست۔ سپاسگزارم۔
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی است. فکر می‌کنم بد نیست از زاویه‌ای دیگر سری به بحث «پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها» همراه با شرح صوتی آن بزنید. موفق باشید

25421
متن پرسش
با سلام! تا به این سن هیچ گاه نتوانسته ام در حال زندگی کنم! یا هنوز در گذشته میچرخم یا در آینده سیر می کنم حتی دقیقه ای هم که شده عقب یا جلو هستم! و همین باعث نارضایتی من از زندگی و نداشتن نشاط است! یک راهکار اساسی بدهید .با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به بودنی گسترده‌تر از دنیا و آخرت باید نظر کرد. بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» که بر روی بنر سایت هست می‌تواند متذکر این امر باشد. موفق باشید

25114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز. من از سال ۹۵ پیگیر مباحث شما هستم. من با اینکه میدونم رذایلی مثل حسد خیلی بد هستن، ولی انگار اینها در وجودم نهادینه شدن. تازه ازدواج کردم و جهیزیه ام رو خیلی ساده و جنس ایرانی گرفتم و با یه مراسم کوچیک زندگیمون رو شروع کردیم. چون می خواستیم ساده زیست باشیم و در شان یه انقلابی نمیدونستیم که تجملی زندگی کنه. اما جاری من که بلافاصله بعد از ما جهیزیه گرفتن وسایل خارجی و بهتر از ما گرفتن و مراسمی مفصل. الان من میرم خونشون احساس ناراحتی و کمبودی رو دارم. دوست ندارم این حالت وجود داشته باشه چون شوهرم متوجه میشه و مطمئنا تاثیر میذاره رو زندگی. استاد من چیکار باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر عهد خود باید ماند تا إن‌شاءاللّه حقانیت موضوع بیش از پیش گشوده شود. موفق باشید

23801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من رفتن به حوزه را برای یادگیری علوم دین خیلی دوست دارم، اما به دلیل مشغله های زندگی تا الان نتوانسته ام اقدام کنم، به نظر شما از چه راه هایی می توان این نیاز را پاسخ داد، یا اینکه باید حوزه غیرحضوری شرکت کنم؟ الان هم به صورت آهسته دارم قرآن کریم را حفظ می کنم، اما همچنان آتش یادگیری علوم دینی در من هست. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی سیر مطالعاتی بر روی سایت بد نیست فکر کنید. ظاهرا برای جواب به همین نوع دغدغه‌هایی که جناب‌عالی دارید بحث‌ها تنظیم شده‌است و حدود چهار الی پنج سال هم طول می‌کشد. موفق باشید

23264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: توفیق شده است، صوت جلسات شما را پیگیری نمایم. در مطالبی که در تفسیر سوره حمد فرمودید به نظرم رسید می شود با کمی بیشتر پر وبال دادن و تنظیم و تبویب آنها در قالب مقاله علمی. اگر رخصت می دهید، برای این کار اقدام نمایم. سید مهدی کاظمی. از طلاب مشهد در صورت نیاز به توضیح و شرح بیشتر گفتگوی تلفنی داشته باشیم. من شماره را بالا قرار دادم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حضرت امام روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بستری را در تفسیر سوره‌ی «حمد» به طور اجمال فراهم کردند که به مرور باید آن را تفصیل داد. و پیشنهاد شما کار خوبی است، اگر بتوانید با تبویب مطالب و حذف نکات تکراری، بحث را قابل استفاده‌تر نمایید. موفق باشید

نمایش چاپی