بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28851
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: موضوعی که ذهن مرا مشغول خودش کرده است این است که در حقیقت باطنی کربلا آیا شخصیت های حضرت علی اصغر و علی اکبر و حضرت رقیه و حضرت زینب و سایرین حقایق باطنی مربوط به خود را دارند؟ آیا این جهت گیری درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. در شخصیت اولیه‌ی آن عزیزان که همان عین ثابته‌شان باشد این انتخاب را داشته‌اند و حضرت اباعبدالله علیه‌السلام که آگاه به سر قدر آن‌ها هستند، آن‌ها را بر اساس انتخاب خودشان به این میدان می‌آورند حتی جناب حضرت علی اصغر را. موفق باشید

28751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعض اساتید و بزرگواران که اتفاقا در زمینه غرب شناسی هم کار کرده اند، معتقدند غرب در علوم انسانی جدا حرفی برای گفتن ندارد و نمی‌شود بر عهد علوم انسانی غربی راه انقلاب و تمدن انقلابی_اسلامی و ساختار سازی اسلامی را ادامه داد و باید بر ویرانه های تمدن مدرن و پرچمداران تمدن غربی، تمدن شیعی را بنا کرد و ساخت. نظر حضرتعالی درباره چنین مباحث و مطالبی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن درستی است. بحث در چگونگی آن است تا گرفتار پیشنهادهای انتزاعی نشویم. هنر آقای دکتر داوری در این‌جا است که با واقعیت‌ها در بستر تاریخیِ آن‌ها روبه‌رو می‌شود و همواره متوجه‌ی امکانات تاریخی ما می‌باشد. موفق باشید

27722

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته: ضمن تشکر از شما استاد بزرگوار بنده با مطالعه کتاب مقام لیله القدری حضرت زهرا سلام الله علیها و با توجه به وصیت آن بزرگوار به مولا علی علیه سلام مبنی بر اینکه: (علی جان سلام مرا تا روز قیامت به فرزندانم برسان) این سوال را دارم که آیا در مقام رجعت ائمه علیه سلام آیا حضرت زهرا هم رجعت دارند؟ و یا این وصیت به معنای عدم رجعت ایشان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً روشن نیست. هرچه هست فرهنگِ فاطمی حتماً رجعت دارد، چه با حضور شخصی آن حضرت باشد و چه نباشد. موفق باشید

27058
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تبریک حلول سال نو و ایام شعبانیه: چرا مسئولان فرهنگی ما بیش از آنکه مردم را متوجه آثار سوء فقر معنوی و ایمانی و لزوم خودآگاهی با شناخت اندیشه انقلاب اسلامی و غربشناسی نقادانه بکنند مردم را بیشتر می خواهند فقر مادی را اهم جلوه داده و به مسائل کم توجه و بیشتر برای فرافکنی سوق می دهند و گویی حتی غافل از این هستند حتی همین مباحث فقر مادی و حیات دنیوی اگر در بستر رجوع و احیا تفکر ناب شریعت نباشد، پیش می آید؟ واقعا چه راهکار فرهنگی وجود دارد تا مردم بیشتر متوجه فقر و غنای معنوی و توجه به اسماء الهی در ساخت مسیر خود و جامعه شان بشوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به مردم توسط مجامع فرهنگی و تلویزیون و متفکران جامعه راهی است که باید در پیش است. مشکل آن است که هنوز زبان مناسب این تاریخ در مجامع فکری و فرهنگی ما به ظهور نیامده است زیرا تفکر، تاریخی است و معانی گذشته‌ی الفاظ، پس از مدتی دیگر تأثیر گذشته را ندارد و در اینجاست که باید از نگاه هرمنوتیکی غافل نبود و این هنوز برای متفکران دینی ما به‌خوبی روشن نشده است. موفق باشید

26994
متن پرسش
حضور شریف استاد سلام علیکم: جوانی هستم در آستانه سی سالگی. ناراحتم از اینکه این دهه بیست سالگی عمرم در بندگی و سیر به عالم معنا نگذشت. از این ناراحت نیستم که خدا نبخشد یا به جهنم بروم بلکه از این ناراحتم چرا این عمری که تنها یک بار به هر کسی داده می شود و دیگر باز نمی گردد را مغتنم نشمردم. متاسفانه دهه بیست سالگی عمرم در شهوات حرام گذشت. نه برای اینکه دلم هرزگی می خواست. به این خاطر که متاسفانه شرایطی بر جامعه حکم فرماست که از طرفی به خاطر فضای رسانه ای؛ شهوت زود بر انسان غالب می شود و از طرفی به خاطر شرایط رکود کشور طول کشید تا کاری برای خود دست و پا کنیم و ازدواجم به تاخیر افتاد در این ده سال از شدت فشار شهوت گناه کردم و غصه خوردم. گناه کردم و شرمنده شدم. افسوس می خورم که دهه بیست سالگی عمرم که بهار جوانی ام بود را نتوانستم با حقیقت مانوس شوم و اکنون هر چند راه توبه باز است اما از به فعلیت نرسیدن استعدادهایم در بهار عمرم از خود گله مندم. هر چند تصمیم دارم که گر ز دست براید دست به کاری زنم که غصه سرآید. اما استاد عزیز با حسرت از دست دادن و لجن مال شدن این دوران طلایی بیست سالگی چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیه فکر کنید که می‌فرماید: «إِلَّا مَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَ كَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» (فرقان/۷۰) مگر آن کسانی که از گناه توبه کنند و عمل صالح به جای آرند، پس خدا گناهان آنها را بدل به حسنات گرداند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. یعنی با روحیه‌ی جهادی نه‌تنها گناهان از بین می‌رود، بلکه به حسنات و خوبی‌ها تبدیل می‌شود. و این چیز عجیبی است که با رجوعِ آنچنانی به اسلام محقق می‌شود. موفق باشید 

26232
متن پرسش
با سلام: آیا می توان گفت که در شب معراج بدن مادی نازنین پیامبر تبدیل به بدن مثالی شد و در بازگشت از معراج دوباره آن بدن مثالی تبدیل به بدن مادی شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حرف خوبی است و در مباحث «برهان صدیقین» مطالبی در این رابطه عرض شده است. موفق باشید

25337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم و رحمة الله: وقت شما بخیر. استاد گرامی، من خانم خانه‌داری هستم که مدتی است برای کمک به اقتصاد خانواده خودم و نیازمندان به یک شغل خانگی هم می پردازم. در روز حدود یک ساعت وقت برای قرآن خواندن و دنبال کردن سیر مطالعاتی شما در نظر گرفته ام. حال سوال من این است که وقتی من کسانی را می شناسم که از نداری خود و فرزندانشان به معنی واقعی کلمه با شکم گرسنه می خوابند آیا جا ندارد که از همان یک ساعت هم صرف نظر کنم و باز هم بیشتر به کار بپردازم تا ان شا الله بتوانم بیشتر یا زودتر به آنها کمک کنم؟ از اینکه همیشه روشنگر ذهن و دل ما بوده اید متشکرم. حق نگهدارتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به طور مشخص کسی باشد که با شکم گرسنه بخوابد و بتوانید در رفع گرسنگی آن اقدام کنیم، هیچ راهی به ارزش آن کار نیست. می‌ماند که گاهی باید به صورت عمیق‌تری دلسوزی نمود به آن معنا که گفت: «سرشک از رُخم پاک کردی چه حاصل / تو کاری بکن کز دلم خون نریزد». سیره‌ی ائمه «علیهم‌السلام» در عین رفع نیازهای جزئی دلسوزی‌آن‌ها آن بود که چنین نقیصه‌هایی در عالم وجود نداشته باشد. موفق باشید

23764
متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل: ۱. احتراما، در روان شناسی یکی از راههای درمان اختلالات روحی را ایجاد حس اعتماد به نفس در بیمار روحی می داند. آیا اعتماد به نفس با اعتماد به خدا منافات ندارد؟ ۲. آیا روایت یا آیه‌ای یا کلام بزرگان در تایید اعتماد به نفس وجود دارد؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با نظر به نصرت الهی باشد، می‌توان آن را پذیرفت. ۲. علامه طباطبایی صرف اعتماد به نفس را شرک می‌دانند ولی انسان مؤمن به اعتبارِ اعتماد به خدا می‌تواند با اعتماد به نفس به میدان آید. موفق باشید

20601
متن پرسش
با عرض سلام: جناب آقای طاهرزاده؛ یک سوالی داشتم. چرا اکنون که اینقدر قوه قضاییه دارای فساد و بی نظمی شده و هر روز حق مردم مستضعف دارد پایمال می شود: آیا این نشان از بی تدبیری و ناکارآمدی رئیس این قوه نیست؟ چرا انقلاب اسلامی عزیز ما که واقعا ابرقدرت ها را به چه کنم، چه کنم انداخته و عجز آن ها را می توان در سخنان اخیر ترامپ که از عصبانیت نمی دانست چه دارد می گوید دید؛ آیا شایسته است که از درون اینگونه تضعیف بشود و مردم اعتماد خود را روز به روز از دست بدهند؟ آیا این درست است که رویش صولگرایان (که مثلابه انقلاب نزدیکترند) تتلو، و ریزش آنها ناطق نوری باشد؟ سرانجام چه می شود؟ نکند انقلاب به سرانجام نرسد و حسرت و افسوس بماند و دوباره حکومتی طاغوت جایگزین گردد؛ با این همه مشکلات درونی و ادبار روز به روز و ناامیدی مردم؟ که نمونه های آن را می توان در تاریخ یافت که اول قدرتی در دست یک حکومت شیعی افتاد ولی بعد نتوانست به سرانجام برسد. سرانجام چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌ای هرجا و هراندازه در تبیین درست انقلاب و در تربیت نیروهای تراز انقلاب کوتاهی کنیم، به همان اندازه با مشکل روبه‌رو خواهیم شد. ولی در نظر داشته باشید ما مشکلات تاریخی داریم و هنوز تعدادی از قضات ما از درک تاریخیِ درستی غافل‌اند که با روح اسلام و انقلاب باید همخوانی داشته باشند. درست است که در دنیا در نظام قضایی هزاران بیرحمی وجود دارد، ولی در عین دلسوزی و نیّت خیر مسئولان، کم‌کاری‌ها را و درست‌ندیدنِ آینده را نباید ساده گرفت. موفق باشید

40282
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام‌علیکم: ضمن عرض تسلیت ایمان و درخواست دعا. جهان آخرالزمانی، جهانی ماوراء ظاهر با نظر به حرکت جوهری ملّای صدرا (ره) و نگاه به تاریخ و حضور زیر بیرق «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی»؛ آیا می‌شود نیافت که جمهوری اسلامی تمام اسلام است و تمام وظایف مورد نیاز آن همچون صوم و صلاة اظهار عبودیت در محظر کبریایی حق تعالی است؟ تاریخی که با حضرت آدم علیه السلام شروع می‌شود و با شریعتی که بدست وی گشوده می گردد، نشان می دهد که تنها با چند فعل محدود می‌توان در روح ایمانی حاضر گشت و نیز به فراخور محدود بودن افعال، روح ایمانی محدودی_در نسبت با ایمان آخرالزمانی_ نیز حضور دارد؛ هر چند که انسان های دوران خود را سیراب می‌کند و شریعت محمدی صلی الله علیه و آله با ظرفیتی که به ظهور رساند، دیگر محدود در افعال نگشت و روح ایمانی بسی گشوده را روبروی جان تشنه انسان های دوران خود گذارد. و بعد از آنکه روح الله زمانه (رضوان الله تعالی علیه) ندای تکفیر استکبار را سر برآورد، چه اندازه زیبا خامنه ای عزیز ایمان گشوده شده را بیان می‌کند؛ همْکِ گُفت: دختران ضعيف الحجاب بچه های خودمانند، دختران خودمانند. و هَمْكِ گُفت: آن دانشجویان دین نشناسی که در امریکا در مقابل ظلم می ایستند، طرف درست تاریخ ایستاده اند. ظلمی که هر انسانی به طبیعت انسانی اش گریز از او را می‌جوید و نه امری که دین اعتبار کرده باشد. و اینجاست که چنان تمام موجودات فریاد حق سر می‌دهند که مرز بی ایمانی در ایمان شکسته شده و دیگر دینداری و سلوک منحصر به اعمالی که دین صریحا بدان ها اشاره شده، نمی شود؛ چه اینکه اگر معصوم و یا عالم متعمقی وجود داشت امروز شریعت در تک تک افعال انسانی را نشان می‌داد و چه بسا که انسان های بظاهر فرسنگ ها دور افتاده از ظواهر دینی را مؤمن می‌خواند! و آن عالم متعمق و آن معصوم زمانه همان خامنه ای عزیز است که دین را در تمام شئون اجتماعی بیان می‌دارد؛ چه اینکه کارگر و معلم و قاضی و... را مورد خطاب فعل قدسی می‌گرداند. و این یعنی ایمان دیگر در شکل ظاهر نمی‌گنجد. و این یعنی نظر به انسانیت انسان ها. و این یعنی رفتن به سمت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ در راستای یک رنگ شدن انسان ها، رنگی بدور از ذره ای ظلمت. و اینست وظیفه ی ما: اخلاق در راستای انسانیت و نه ظاهر...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نظر به انسانیت انسان‌ها، زمینۀ به میان‌آمدنِ حقیقت ایمان را فراهم می‌کند و در دل این ایمان، آری! شریعت نیز به میان می‌آید و در این رابطه عرایضی در شرح شمارۀ ۲ جلسۀ «کربلا و نظر به نهایی‌ترین حضور» https://eitaa.com/matalebevijeh/19788 شده که خوب است سری به آن بحث بزنید. موفق باشید

33489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدمت آقای طاهرزاده: بنده سرباز هستم و اوایل خدمت خودم را می‌گذرانم. حدود سه ماه خدمت هستم. در این سه ماهی که سرباز بودم، تغییرات مثبت زیادی داشته‌ام. به عنوان مثال فرصت گناه کردن از من گرفته شد و مثلا نمازهایم را مرتب می‌خوانم که البته همه از لطف خدا بود. ولی مسئله‌ای ذهن من را درگیر کرده و آن هم این که من در سربازی (که در یگان پاسدار هستم) بیشتر از نماز و بیشتر از گناه نکردن (حداقل گناه‌هایی که انسان به راحتی متوجه‌شان می‌شود) کار بیشتری در حین خدمت نمی‌توانم انجام بدهم! مثلا وقت نمی‌کنم قرآن بخوانم یا مستحبی انجام بدهم! حتی گاهی اوقات سر وقت نماز صبح به مشکل بر می‌خورم. بنابراین چند سوال داشتم. ۱. اول این که در این دو سالی که خواهد آمد، بر فرض این که ان‌شاءالله عمری باشد، اگر نتوانم بیشتر از این کارها (نماز و گناه نکردن) کار دیگری انجام بدهم، آیا در رشد و سیر تکامل خودم دچار خسران نمی‌شوم؟ مثلا در زندگی عادی می‌شد کارهای بیشتر انجام داد! آیا در خدمت دچار خسران و عقب‌افتادگی نخواهم شد!؟ ۲. سوال بعد با توجه به این که خدمت سربازی، اجباری و با اکراه صورت می‌گیرد و به مدت دو سال در زندگی انسان وقفه‌ای ایجاد می‌کند، می‌خواستم بپرسم نظر بزرگان دین راجع به خدمت سربازی در زمانه ما چیست؟ از آنجایی که معنای سربازی با معنای سربازی زمان قدیم تفاوت پیدا کرده و هر سربازی لزوماً خدمتی انجام نمی‌دهد. نظر بزرگان دین و مراجع تقلید و اساتید اخلاق و همچنین خود شما راجع به این دو سال خدمت اجباری سربازی چیست؟ ۳. و سوال بعدی این که، من در مواقع نماز صبح به دلیل عوض کردن پست‌های نگهبانی گاهی اوقات به مشکل بر می‌خورم. زمانی که پست نگهبانی من مصادف با زمان بین اذان صبح و طلوع خورشید می‌شود. می‌خواستم بپرسم که اگر سر پست نگهبانی نماز بخوانم (که مثلا هر کاری غیر از نگهبانی دادن ممنوع است) و با توجه به این که در جای حساسی هم نیستیم و در شهر تهران می‌باشیم، تکلیفم چیست؟ آیا نباید سر پست نگهبانی نماز بخوانم و بگذارم نمازم قضا شود؟ در این صورت مرتکب گناه می‌شوم؟ آیا سر پست نگهبانی نماز بخوانم؟ که ممکن است کسی من را در آن حالت ببیند و برایم دردسر شود و در طول خدمت اذیت شوم و اذیتم کنند. با توجه به این که صحبت کردن با بالادستی‌ها و مسئولین مربوطه بیفایده است می‌خواستم از شما راهنمایی بگیرم. در زمانی که این اتفاق می‌افتد، تکلیف بنده چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باقی‌ماندن بر وظیفه در حدّ توان، به خودی خود نوعی بندگی به حساب می‌آید. ۲. خدمت سربازی یک امر قانونی و اجتماعی است و مثل همه قوانین اجتماعی باید رعایت شود. ۳. شاید بتوان به عنوان واجب الهی، سریعاً نماز صبح را بدونه هرگونه مستحباتی انجام داد. البته در این مورد خوب است که به مرجع تقلید خود رجوع فرمایید. موفق باشید

32180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام‌علیکم: همان‌طور که استحضار دارید مکتب علّامه طباطبایی علیه‌الرّحمه از دو مسیر ادامه پیدا کرد. مسیر علّامه حسن‌زاده و آیةالله سعادت‌پرور رحمةالله‌علیهما. حال، به‌نظر حضرتعالی ۱. کدام مسیر جهت سلوک‌ الی‌الله ‌بهتر است؟ ۲. در مکتب حضرت علّامه طباطبایی رضوان‌الله‌علیه (و نیز علّامه حسن‌زاده رحمةالله‌علیه) برخلاف مکتب استادشان، آیةالله قاضی علیه‌الرّحمه، اشاره و توصیّه‌ای به «زیارت عاشورا» نشده‌است!!! این درحالی‌ست که سیّدعلی‌آقای قاضی (ره) فرموده بودند من هرچه دارم از زیارت عاشوراست! اگر ممکن است دراین‌زمینه توضیح بفرمایید! ۳. درزمینۀ بحث فوق درسال‌های اخیر کتابی از انتشارات «تُراث» به‌چاپ رسیده با عنوان «کیمیای وصل»، که نویسنده در انتهای آن، نسخه‌ای را از زیارت عاشورا آورده که ادّعا می‌شود نسخۀ متعلّق به آقای قاضی (ره) است. آیا شما این نسخه را تأیید می‌کنید؟ با تشکّر، علیرضا اسماعیلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بستگی به ذوق افراد دارد که با کدام‌یک از عزیزان راحت‌تر می‌توانند سیر خود را ادامه دهند ۲. در رابطه با زیارت عاشورا، چیزی بیش از آن‌چه در کتاب «زیارت عاشورا، اتحاد روحانی با امام حسین «علیه‌السلام» عرض شده، ندارم. آری! هرچه هست احوالاتی است که هر کس در نسبت خود با آن حضرت از طریق زیارت جلیل‌القدر عاشورا پیدا می‌کند. ۳. نه، ندیده‌ام. مگر تفاوتی با زیارت عاشورای مطرح‌شده در مفاتیح‌الجنان دارد؟ موفق باشید

31403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد معظم: ممکنه با توجه به تجربه حضرتعالی، در مورد مرحله سوم تمدن اسلامی که دولت اسلامی است و راهی که در این زمینه در جهانی میان دو جهان باید در نظر داشته باشیم از ساختار های کوچک مثل مجموعه های فرهنگی و هیات ها گرفته تا ساختار ها و نهاد های کلان مثل ادارات و سازمان ها اشارات و راهنمایی هایی بیان فرمایید؟ راهی که نه مدیریت و برنامه ریزی به معنای مدرن لفظ هست، نه آشفتگی و نا هماهنگی، ضمن اینکه از اقتضائات و سختی این راه در تعارض با فرهنگ جهانی که بصورت تمدن تحقق یافته را نمی‌توان چشم پوشی کرد. همچنین فعالان در میانه میدان و مسئول یا شاغل در ساختار های مذکور چگونه می‌توانند این افق را تحقق ببخشند؟ استاد صلاح می‌دونند بصورت تفصیلی در این باب اشاراتی داشته باشند؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «تمدن‌زایی شیعه» در همین موارد قدم زده و امید است با تأمّل و حوصله در مطالعه آن کتاب، افق‌های مفیدی برای جنابعالی گشوده شود. موفق باشید

31242
متن پرسش
سلام علیکم: استاد کدوم ائمه‌ عليهم السلام در طول حیاتشون به کربلا سفر کرده و به زیارت امام حسین علیه السلام رفتند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعد از شهادت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» آن‌چنان خفقانی را برای ال الله ایجاد کردند به طوری که تمام خانه‌های بنی‌هاشم را در مدینه تخریب نمودند و بدین لحاظ ائمه «علیهم‌السلام» کاملاً در محاصره و یا تبعید بودند. و از این جهت امکانی برای زیارت نداشتند. ولی برای زائران و برای آن‌که آن زیارت جلیل‌القدر یعنی زیارت حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» به بهترین نحو انجام شود، زیارت های متفاوتی را به اصحاب تعلیم نمودند که از جمله آن‌ها زیارت عاشورا می‌باشد که حضرت باقر «علیه‌السلام» تعلیم فرمودند. موفق باشید

31212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر محبوبِ دلم: استاد بزرگوار در شهر ما فردی به عنوان مطالبه گری و دغدغه مندی متنی را در فضای مجازی مطرح کرد که بنده درصدد جواب دادن به این متن بر آمده ام. بنده با توجه به یادداشت شما تحت عنوان حیاء و حریم مطالبی را مطرح کرده ام. بنده هر دو متن را برای شما ارسال می کنم. لطف بفرمایید نظر دهید آیا این ادبیات بنده مناسبِ تاریخ و زمانه فعلی است یا نه؟ تشکر متن اول: سلام: «دوچرخه سواری بانوان در قادرآباد بلامانع است؟» در کنار جمعیت قابل توجهی از مردان علاقه‌مند به این رشته زنانی هم هستند که برای حفظ سلامت، تفریح و گذراندن اوقات فراغت پا به رکاب می‌شوند و از این طریق پرچم استقلال هویت و اعتماد به نفس خود را بالا نگه می‌دارند. متاسفانه زنان دوچرخه‌سوار در جامعه و بخصوص شهر ما با محدودیت و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند و ناملایمات بسیاری را به جان می‌خرند تا شاید روزی برسد که بتوانند بدون هیچ تبعیضی در خیابان‌ها رکاب بزنند. بدون شک آن روز دور نیست اگر مردم و مسئولین «نگرش» خود را عوض کنند و به تغییرات مثبت تن دهند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده متوجه فرمایش شما نمی‌شوم. هرچه هست آن‌جایی که بحث تبرّج و خودنمایی برای آن‌ها در میان باشد، باید خودشان مواظب باشند تا از ابعاد ظریف شخصیتی‌شان خارج نشوند و به همین جهت به اعتبار تبرّجی که بعضاً در بعضی موارد در دوچرخه‌سواری خانم‌ها پیش می‌آید بحث جایز نبودن این کار در میان است. به نظر بنده همان بحثی که تحت عنوان «حیا» در کتاب «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» مطرح است، می‌تواند جوابگو باشد. موفق باشید

31049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: صوت مربوط به نصیحت امام باقر به یزید جعفی اون رو شنیدم. خیلی قابل تامل بود اما در مورد آقای مصلحی، به نظر من آقای مصلحی در این مقطع نباید چنین مصاحبه ای رو می‌کرد و من این رو مغرضانه میدونم. چرا همون ۱۰ سال پیش این مصاحبه رو نکرد و حالا باید همچین بحثی رو بکنه و دست مایه ی رسانه داخلی و خارجی بشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم چنین نظری دارم. ای کاش ایشان در چنین موقعیتی بهانه دستِ دشمنان انقلاب که کلیّت نظام را نیز قبول ندارند، نمی‌دادند. موفق باشید

30353
متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: در برخی سوالات در مورد نگاه عرفا به عالم مادی که منطبق بر هیئت قدیم است پرسیده شده است و شما سعی بر ارائه توجیهاتی چون وجه قدسی و... دارید لکن چه دلیلی دارد که وجه قدسی عالم دقیقا منطبق بر هیئت قدیم باشد و مثلا فلک چهارم قدسی عرفانی اتفاقا شمس باشد که در هیئت قدیم مطرح شده است. واقعیت اینست که ما به کتب عرفا همچون مصباح که مراجعه می‌کنیم واقعا در مباحثی که در مورد عالم ماده دارند سعی بر تبیین مادی آن را دارند نه اینکه بخواهند وجه قدسی را مطرح کنند و بنظر می‌رسد که اگر کشف عرفا مساعد هیئت قدیم باشد (و دلیلی ندارد که عرفا نتوانند امور تجربی مادی را کشف نکنند) و مطالب علوم جدید که به اعتراف خود غربی ها و فیلسوفان علمشان یقینی نیست و فرضیاتیست که در عمل بهتر بکار می آید چه دلیلی دارد که ما آنقدر غرب زده باشیم که مکاشفات یقینی عارفان را فدای این قبیل مشهورات غربی کنیم در یکی از سایت ها مطلبی دیدم در مورد محمد علی حکیم: آقای صدوقی سُها نوشته است: «… دیدم و شنیدم که مرحوم دکتر مهدی حمیدی شیرازی…، گاهی به خنده فراوان خطاب به مولانا [= حکیم شیرازی] گفت که: آقای حکیم! آپولو هم که به فضا رفت! و آنانی که می دانستند که مولانا با فَلَکیّاتِ قدیم سخت پایبند است ـ و البته شخص شخیصِ مرحوم دکتر حمیدی نیز از آن زمره می بود ـ به خنده اندر آمدند و چنین شنیدند از آن بزرگوار [=حکیم شیرازی] که: ها! شیره سرتان می مالند! دخترِ شاه پریان نشانتان می دهند!» پایان نقل قول. اگر به این نقل دقت شود بخوبی مشخص است که نگاه عارف بصیری چون جناب حکیم به عالم بطلمیوسیست نه این که صرفا نگاه قدسیشان به عالم ماده اینگونه باشد و حال که پس از دهه ها تشکیک هایی که در سفر به ماه می‌شود و بعضا آن را مجعول می‌دانند را مشاهده می‌کنیم به بصیرت ایشان پی می‌بریم گر چه آن زمان به ایشان می‌خندیدند و شما اگر به کتاب زیر رجوع فرمایید که در مورد مسطح بودن زمین است می‌بینید که لااقل در کنار نظرات رایج علوم غربی بدیل هایی نیز وجود دارد که می‌تواند مورد التفات قرار گیرد. https://s17.picofile.com/file/8413956100/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87_111_%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF_%D9%88_%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%B3%D8%B7%D8%AD_.pdf.html
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به آیه‌ی «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» فکر کنیم با توجه به این‌که برای زمین هم مانند آسمان هفت مرتبه قائل شده، می‌فهمیم قضیه‌ی هفت آسمان ربطی به علم هیئت بطلمیوسی ندارد. مثلاً ما در ورایت داریم رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در سفر معراجی، حضرت عیسی «علیه‌السلام» را در آسمان چهارم زیارت کردند. پس همان‌طور که هفت آسمان، هفت مقامِ طولی به سوی حقیقت است، هفت زمین نیز، هفت سقوط طولی به سوی رذالت می‌باشد. موفق باشید

30348

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: برای فهم دقیق کتب یک متفکرِ دارای نظام فکری که الفاظ آن، بار معنایی متناسب با نظام فکری آن متفکر را دارد، نیاز به استادی است که قبل از شروع آن کتب یا در حین مطالعه آنها، منظومه فکری شخص و ادبیات او را در چند جلسه توضیح و تشریح کند. می‌خواستم بدونم که شاگردی دارید که این کار رو بتونه انجام بده؟ اصلا این نکته ای که گفتم به نظرتان درست هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته، نکته‌ی درستی است ولی با نظر به افقی که امثال حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی گشوده‌اند؛ می‌توانیم جایگاه منظومه‌ی فکری افراد را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی و معرفتی در این زمان، فهم کرد. البته رفقای زیادی هستند که گوشه و کنار مشغول طرح مباحث می‌باشند. موفق باشید

30040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: شش سال است که مقالات و کتب متعدد در زمینه خداشناسی فلسفی را دارم می‌خوانم. از برهان تا عرفان بگیرید تا رحیق مختوم و عین نضاخ. هر جا می‌رسند به اینجا که هر ناقصی علت دارد، دلیلی نمی آورند و صرفا گفته می‌شود که هر ناقصی نیازمند است و هر نیازمند هم علت می‌خواهد. در صورتی که ممکن است موجودی نیازمند به کمال باشد ولی علتی که نیازش را برطرف کند نباشد. یا حرف های دیگر گفته می‌شود که هیچ‌کدام قابل قبول نیست. برهان وجودی هم که تکلیفش مشخص است. ای کاش از همان اول به ذکر و ورد و فتوحات شیخ می‌پرداختیم تا این جهنم کم یقینی شعله اش کمتر می‌شد. هر چند برای خدای لیس لصفته حد محدود ما، نیاز به این دلایل نیست اما انتظار داشتم که فیلسوفان حداقل یک دلیل بیاورند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حال یا باید خداوند کمال مطلق نباشد و یا بخل بورزد که نیاز به کمال برای موجودی باشد و آن نیاز را رفع نکند. موفق باشید

29504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: یکی از دوستان موضع گیری های رهبری نسبت به آقای روحانی رو تشبیه کردن به موضع گیری امام علی (ع) نسبت به عثمان. آیا این تشبیه درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تا آن‌جا که ممکن است نباید با نظر به فرمایشات مقام معظم رهبری «حفظه‌الله» طوری صحبت شود که حالت هتک حرمت قلمداد شود. موفق باشید

29302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا در جلسه ای که دیروز فرمودید باید در میدان مجاهدت انسان راه خودش را و جایگاه خودش را پیدا کنه و انتخاب کنه و مانند برخی که به همه کارها می‌پردازند نباشیم حال سوال من اینه که چه کار کنیم که راه خودمان را پیدا بکنیم؟ فرضا بنده در رشته ای مربوط به علوم پزشکی درس می‌خوانم و شغل ثابتی هم در این راستا دارم چه انتخابی می توانند داشته باشم تا از مجاهدین حساب بیایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده رویکرد جهادی است که در هر صحنه‌ای با آن رویکرد بتوانیم در خدمت انقلاب اسلامی باشیم، حال چه حاتمی‌کیا باشیم و چه حاج قاسم. موفق باشید

29003

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. با توجه به اینکه تهیه همه کتب شما برام هزینه ی زیادی داره می‌خواستم بپرسم ایا لازمه همه کتب رو تهیه کنم؟ مثلا من، کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می‌شود رو کامل صوتش رو گوش دادم، آیا خواندن متن کتاب هم ضروری هست؟ کتب کم حجم رو از تو سایت میخونم ولی اونهایی که خیلی متنش زیاده باید بخرم تا بتونم بخونم البته کتب مهم رو تهیه می‌کنم. مثل معاد و کتب مباحث اهل بیت و فاطمه شناسی و ... ۲. استاد من با تمرکز روی کتب شما خیلی عالی پیش میرم ، خواستم بدونم جز کتب علامه طباطبایی و کتب حضرت امام آیا لازم هست کتب دیگه ای تهیه کنم؟ البته منظورم برای الان نیست، مثلا بعد از اتمام سیر مطالعاتی شما و حضرت امام و علامه. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم همین‌طور که عمل می‌کنید خوب است. آنچه رزق شما باشد به لطف الهی از طریق همان کتاب‌ها که در اختیار دارید، به شما می‌رسد. ۲. بستگی به ذوق خودتان دارد. آری! بالاخره از کتاب‌های حضرت امام و علامه نباید غافل بود ولی بقیه را بر اساس روح و روحیه‌ی خودتان دنبال کنید. موفق باشید

28444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: ۱. استاد گرانقدر، بنده دچار وسواس عجیب در گذران وقتم شده ام به طوری که دائم با خود می‌گویم نکند فلان کار را کنم وقتم طلف شده است؟ یا اگر فلان قدر کمتر مطالعه کنم یعنی پسرفت داشته ام؟ آری استاد عزیز، این وسواس خوب است، اما فقط ابتدای کار، در ادامه همچون خوره به جان آدمی می‌افتد و زندگی او را متلاشی می‌کند. همچون علامه طباطبایی که فرمود آن چند سالی که به دلیل مشکلات معیشتی مجبور به کار در زمین زراعی بودم عمرم هدر رفت. لطفا اگر ممکن است نکته ای بفرمایید تا بلکه مرهمی شود بر این درد. ۲. این وسواس در خواب ماندن برای نماز صبح یا شب نیز در بنده هست به طوری که اگر سحرِ روز را از دست بدهم، چنان بهم می‌ریزم و عصبانی که با یک من عسل هم نمی‌شود مرا خورد!! و اخلاق بنده ۱۸۰ درجه فرق می‌کند درصورتی که فکر می‌کنم برای هیچ چیز دیگری این‌گونه نیستم حتی از دست دادن مال و ثروتم. ممنون و عذرخواهم. [شاید درد و دلی نیز بود ...]
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برنامه‌داشتن، خود به خود انسان را جلو می‌برد مثل سیر مطالعاتی سایت که إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند. ۲. همان برنامه‌داشتن اگر با جدّیت دنبال شود مشکل دوم را هم حل می‌کند. موفق باشید

28140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ۱. استاد بنده گاهی احساس می‌کنم در مطالعه ضعیف هستم و کسانی رو که این استعداد رو دارن که کتابهای زیادی رو میخونن غبطه می‌خورم، می‌خواستم در دوره تند خوانی شرکت کنم که مطالعات بیشتری داشته باشم، بنده خانه دار هستم. خواستم ببینم شرکت در دوره های تندخوانی لزومی داره؟ یا نه این استعداد رو آرام آرام با اضافه کردن مطالعات بدست بیارم؟ مثلا حضرت آقا در این دوره ها شرکت کردن یا نه به مرور این استعداد رو بدست آوردن؟ یا این که ایشان فرازمانی مطالعه دارند؟ ۲. انس با قرآن ندارم، هر کار می‌کنم انگار نماز و قرانم هنوز شده زورکی، که برم یک صفحه قرآن برای انجام وظیفه بخونم ،لطفا جواب رو در کانال بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر نمی‌کنم نیاز به دوره‌های تندخوانی باشد. انسان باید در موضوعاتی که اندیشه‌ساز است بدون هر شتاب و عجله‌ای، تأمّل کند. ۲. قرآن حاوی حقایقی است تا انسان در جهانی بس گشوده و کیفی وارد شود. وقتی با این رویکرد به قرآن رجوع شود حتماً علاقه‌مند خواهید شد که مطالب را دنبال کنید. موفق باشید

28108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بنده دانشجوی رشته علوم قرآن و حدیث هستم. متاسفانه دروس رسمی ما، نه اینکه بگویم اصلا به درد نمی‌خورد، بلکه این مقدار که دانشگاه روی آن وقت می‌گذارد نیاز نیست. حدود ۱۴ ترم تنها و تنها رجال حدیثی و مصطلح الحدیث و ... که می توان در ۲ ترم همه آنها را حلاصه کرد. و نیز متاسفانه تفسیر هم که می خوانیم بسیار پراکنده و براساس تفاسیری که دیگر در این زمانه با آمدن المیزان و تسنیم منسوخ شده اند و هیچ فایده ای برای روح و جان ما ندارند. استاد گرامی من با پیگیری مطالب شما به این نتیجه رسیدم که در این تاریخ بستری ویژه برای خودسازی فکری و عملی ما فراهم شده است. آیا رواست ما عمر خود را بیهوده در این دروس تلف کنیم؟ من نتوانستم با خودم کنار بیایم که چرا باید این همه وقت صرف این دروس در دانشگاه بکنم. نمرات آخر ترمم در این دروس همیشه پایین است در عوض وقت خود را صرف خواندن فلسفه و معرفت نفس و ... می‌کنم. آیا کار من درست است؟ پیشنهاد شما چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» فرمودند نظام آموزشیِ کشور نیاز به تحول دارد. به نظر می‌آید روش شما خوب باشد که کلیّات دروس را بشناسید. موفق باشید

نمایش چاپی