باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر آن است که در همین کثرات و جمعِ افراد متوجهی وحدت الهیه باشیم. ولی اگر واقعاً شرایط موجب غفلت روح و قلب میشود، هجرت لازم میاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری تفکر به معنایی که موجب سیر الی الله شود اصل است. در حدیث دوازده از کتاب اربعین حدیث از حضرت امام نکات خوبی در رابطه با تفکر در دین و تفکر در حضرت حق مطرح شدهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه میفرمایند همهی آن ذوات مقدس از نور واحدند؛ مربوط به مقام ولایت و قرب است و به همین جهت مثلاً آنجا که قرآن میفرماید: «اولئک المقربون» مصداق آن را علی «علیهالسلام» میگیرند. با اینهمه وقتی امیرالمؤمنین «علیهالسلام» میفرمایند من بندهای از بندگان محمد هستم، نظر به مقام نبوت آن حضرت دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در عقل تکنیکی، بحث در ظهورِ «وجود» است در این تاریخ. و این مثل ظهور «وجود» در انقلاب اسلامی است و لذا شناخت غرب به یک معنا منجر به حضور در تاریخی میشود که ما را فراگرفته است. و این غیر از انفعال از غرب است که خودِ غربیها نیز در این رابطه، غربزدهاند. به این فکر کنید که بشر جدید، بشری است که تمدنی، خود را احساس میکند و نه فردی. و غرب به این معنا، جهانِ همهی انسانها است. و البته این غیر از اسلامیزهکردنِ غرب است که جنابعالی بهخوبی متوجهی آن هستید و متأسفانه بعضی از مذهبیهای تجددزده گرفتار آن هستند.
فکر میکنم جواب سؤالتان را با نشاندادنِ شخصیت همهجانبهنگرِ شهید آوینی، راحتتر میتوانم بیان کنم که چگونه آن شهید میفهمد در جهان باید حاضر شود و جهان را بشناسد ولی با روحِ عرفان حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه». البته در این رابطه به صورت جسته و گریخته، مطالبی عرض شده است، بهخصوص در کانال تلگرامی «عصر جدید» به آدرس @asre_jadeid . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمینی که چون موجودی زنده، زنده و بیدار است و حرف میزند. تمام زمين از اين حالت دنيايىاش در مى آيد و تغيير مى كند. پس نبايد انتظار داشت كه انسانها در آن عالم، بدنى با خصوصيات بدن اين دنيايى داشته باشند، بلكه بدن اخروى هركس، چه در برزخ و چه در قيامت متناسب با عوالم اخروى -اعم از بهشت يا جهنم- خواهد بود. عوالم بهشتى و تنعم انسانها در آن عوالم، زوال پذير نبوده و دائمى است، لذا قرآن مى فرمايد: «هُمْ فيها خالِدون» يا مى فرمايد: «جَنَّةُالْخُلْد» يعنى بهشتى پايدار. دوام و زوال ناپذيرى بهشت ها و جهنم ها و نبودن پيرى و شكستگى و مريضى و دردها در بهشت، همه گوياى اين حقيقت است كه قوانين حاكم در آنجا غير قوانين اين دنيا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عدهای مانع هدایت بقیهاند. بالاخره باید این موانع شناخته و دفع شوند و در همین حالت هم غلبه بر محبت بر خلق است. ۲. بالاخره بدهکاریِ مالی را باید اداء کرد إلا اینکه انسان امکان اداء آن را نداشته باشد که باید از طرف مهلت بخواهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع، مطلبی است که عرفا بهخصوص ابنعربی تحت عنوان «عین ثابته»ی هرشخص مطرح میکنند. شاید با آن روایتی که میفرماید: «خلق الارواح قبل از ابدان» بتوان تطبیق داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» از صفحهی ۳۴۷ به بعد، بحث مستقلی است که به آن پرداخته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه کرده باشید عرایض بنده تنها نظر به داناکردنِ مخاطب ندارد، بلکه سعی میکند زندگی او را معنا ببخشد، حال چقدر موفق است، خدا باید کمک کند و این برعکسِ بعضی از نوشتههاست که در صرف دانایی مخاطب متوقفاند. تذکر مقام معظم رهبری آن بود که اندیشه باید معطوف به عمل باشد. که البته نمونهی کامل آن خود قرآن است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال توحید در هر مرحلهای که باشد چه در مرحله توحید افعالی و یا غیر آن، مراتب خاص خود را دارد زیرا توحید، امری ذومراتب است. ۲. آری! درجات توحید، به معرفت و خلوص بستگی دارد. در این مورد خوب است به مباحث «رهنمودهای سلوکی و اخلاقی» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. http://lobolmizan.ir/sound/1304 3- آری! با توبه، تمام آثار گناه از بین میرود به طوری که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» میفرمایند مانند کسی میشود که آن گناه را انجام نداده است. بنابراین معنای چشاندن طعم عذاب، دیگر معنا ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دنیا، دنیای تغییر است و آخرت، دنیای بقاء است و مرگ از این جهت معنا ندارد هرچند که رفع حجاب همچنان در آنجا نیز جاری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی که در هیئت قدیم تحت عنوان «عقول عشره» مطرح بود و حکما آن را به افلاک نسبت می دادند، بنا به فرمایش شهید مطهری تطبیق نابجایی بود. ولی افلاک به معنای نفس کلی که ذیل عقل باشد حرف درستی است که به نظر می آید واژه افلاک باز ذهن را منتقل می کند به نگاه علمای نجوم. بنده که نتوانستم با آن مباحث ارتباط برقرار کنم. در هر حال مقام عقل برای واسطه فیض، مقام مناسبتری است و مسلم اولیای معصوم به یک اعتبار، مقام عقل اند و به اعتبار نفس شان، مقام نفس کلی می باشند که از این جهت می توان گفت واسطه فیض اند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم همهی سلسلههای صوفیه باطل نیستند. ۲. اتفاقاً جریان گنابادیها که جناب آقای دکتر شهرام پازوکی و آقای دکتر ریخته گران منتسب به آنها هستند جریان قابل اعتمادی می باشند بهخصوص با سرسلسلهی آنها یعنی حاج ملا سلطان محمد گنابادی با تفسیر قرآن «بیان السعاده» ایشان که حضرت امام خمینی نیز در تفسیر حمد خود متذکر آن شدند و البته اگر بعضی دراویش گنابادی تحت تأثیر بعضی از منحرفین قرار میگیرند، این را نباید پای اصل جریان گنابادیها که تعلقشان نسبت به نظام اسلامی مثبت است؛ گذاشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این چیزی نیست که در اختیار ما باشد ما باید مطابق شرع مقدس به وظیفهی خود عمل کنیم تا خدا، خداییاش را بکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب علامه طهرانی آن مباحث را در جلساتی فرمودهاند که مخاطبانشان افراد عادی بوده. فکر میکنم برای درک معاد در این زمانه، نگاه صدرا نیاز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد:
29012- باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط سختی است. به این فکر کنید که تا حدّی در این جلسات با هنرنمایی خاصی که مؤمنین باید از خود نشان دهند، موضوعاتی را پیش بکشید که نه ظاهرِ آن موضوعات، مذهبی باشد و افراد موضعگیری کنند، نه حالت غیبت داشته باشد. بالاخره انسانها با انسانها زندگی میکنند و رشد مییابند. نباید بهکلّی خود را از این نوع جلسات دور کنید، بلکه با مدیریتی خاص، جهتِ جلسات را به حالت ابعاد انسانیِ آن سیر دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین کمک به آشناهای نزدیک که نیازمند هستند در موضوع تقویت حوزه و زندگی طلاب میتوان نتایج خوبی گرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، جهانی که در آن فضای مجازی با هر عنوانی در میدان است به سوی ما میآید و اگر نتوانیم مثل آوینیها در مورد آن درست فکر کنیم و بدانیم در آنجا به دنبال چه چیزی باید باشیم و چه چیزی را بنا به رسالت تاریخی به میدان آوریم؛ سیلی است که ما را میبرد. باید مشخص شود بالاخره در این تاریخ، اصالتِ ما چیست تا تعاملی مناسب با فضای مجازی داشته باشیم و فضای مجازی را مطابق اهداف خود معنا کرده باشیم. مثل کسی که میخواهد با غذایی گرسنگی خود را رفع کند و نه مثل کسی که از خوردن لذّت میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکری که قرآن متذکر آن است غیر از تفکر انتزاعی و فلسفی است. تفکر قرآنی یعنی نظر به حقیقت در مظاهر عالم و در درون خود. در صفحهی ۹۳ کتاب «گوشسپردن به ندایِ بیصدایِ انقلاب اسلامی» تحت عنوان «سرآغازِ تفکر» عرایضی شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای پرورندان عقل، انسانها نیاز به راهی دارند تا عقل رشد کند و قرآن و روایت و سیرهی ائمه، همان راه پرورش عقل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرامآرام محرم میشوید تا به امکان رابطهی بدون حجاب برسید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح، إنشاءاللّه آرامآرام آن اذکار را تحمل خواهد کرد و آن فشاری که موجب مشکلات در خواب میشود، مرتفع میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم باید به اقتضای روح خودتان نظر کنید که به کدام ذکر گرایش بیشتر دارد. سری هم به کتاب «ماه رجب، ماه یگانگی با خدا» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه، چرا نه! موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: متن زیر مقاله ای مختصر به نام صور اسرافیل است که در مورد شهادت شهید سلیمانی می باشد که در آن ادعاهایی شده است که تمایل دارم نظر حضرتعالی را در مورد آن جویا شوم. از صبر و لطف شما سپاسگزارم. باسمه تعالی صور اسرافیل افراد جامعه به گونههای مختلفی هستند. برخی در زندگیشان برای دیگران آوردهای دارند و برخی ندارند. برخی اطرافیان خود را رشد میدهند و برخی نه و برخی بعد از مردن خود نیز میتوانند به بقیه خیری برسانند و برخی اینچنین نیستند. اما واقعه شهادت حاج قاسم سلیمانی از سنخ هیچ کدام از این موارد نیست! شهادت این فرد با شهادت کلیه شهدای انقلاب اسلامی متفاوت است. اینکه بیان میشود جنس شهادت جنس دیگری میباشد، به همان معنی است که جنس شهادت یاران اباعبدالله (ع) نیز با شهادتهای پیش از خود فرق داشت. با شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا (ع) فرق داشت. هیچکس نمیتواند شهادت شهید حججی را با شهادت شهید همت و امثالهم مقایسه کند. لازمه قیاس، سنخیت در نوع است. البته توجه داشته باشید این ادعا به هیچ معنا تلقی کننده پایین بودن و کم ارزش بودن شهادتهای آن بزرگواران نیست؛ بلکه نشان دهنده اهمیت و ارزش شهادتهای شهید حججی و سلیمانی است. مگر شهادت سلیمانی با شهادت کاظمیها و خرازیها چه تفاوتی دارد؟ چه چیزی باعث شده است که ما جنس شهادتهای آنها را جدای از هم بدانیم؟ آیا علت آن در نحوه شهادت آنها است؟ آیا در زمان و مکان شهادت است؟ آیا علت آن مصالح امنیتی و سیاسی کشور است؟ بدیهی است که پاسخ تمامی این سوالات منفی است. سوالاتی که برخی با پاسخ مثبت، آن را هنر شهادت شهید سلیمانی معرفی میکنند و به بیراهه میروند. باید در این دقت کرد که آنچه در این شهادت تمایز ایجاد کرده است و این شهادت را در ادامه شهادت شهید حججی قرار داده است، «رشد تکوینی انسانها» در اثر این شهادت بوده است. شاید به کار بردن این عبارت برای برخی بسیار محل اعراض و مناقشه باشد و آن را بیمبنا و ابتر تلقی کنند. اما باید دانست که آنچه پس از شهادت شهید سلیمانی رخ داد، دقیقا نشانههایی از همان رشد تکوینی و بیداری در مردمان بود. شهادت شهید سلیمانی نه در ابتدای انقلاب بلکه در سال ۲۰۲۰ اتفاق افتاده است. در این زمان، بلوغی به صحنه آمده است که ابتدای انقلاب هم شاهد آن نبودهایم. این اتفاق در زمانه کنونی که مدرنیته و تکنیک جولان میدهند رقم خورده است و نه در فضای نابالغ تکنیکی ابتدای انقلاب و با این همه، انسانهایی که در این فضا زیست کردهاند چنین تشییع جنازهای را رقم زدهاند. این برخورد و بازتابهای حسی و عقلی مردم را در نظر بگیرید، اگر همین برخوردها عینا و دقیقا در زمان انقلاب یا اصلا در دوران ائمه اطهار اتفاق میافتاد، جای شگفتی داشت اما اکنون که این حادثه در چنین شرایطی و در این زمانه رخ داده است، جای بسیار بسیار شگفتی دارد! از خودتان سوال بپرسید! این انسانهایی که در تشییع جنازه چنین کردند، از کجا آمدهاند؟ این انسانهایی که از شهرهای خودشان به تهران رفتند، از کجا آمدهاند؟ آری این ملت در گذشته نیز برای رحلت پیشوای خود حضرت روحالله (ره) چنین رفتار مشابهی را بروز دادند اما رخ دادن بسیار کمیتر و کیفیتر آن برای یک سردار جنگی که هر لحظه در میدانهای جنگ انتظار شهادتاش میرود، توسط این انسانها، مدهوش کننده است. انسانهایی که هر یک خودشان و با دعوت خودشان به صحنه آمدهاند و بدون اختیار عقل معاش خود، خود را به صحنه میرسانند، آیا چیزی جز لبیک به ندای اصرافیلی حقیقت است؟ چیزی جز شوق برای رویت حقیقت و لمس آن است؟ آیا این انسانهایی که چنین عظمتی را رقم زدند، غیر از انسانهای امروزی و غیر از من و شما بودیم؟ آیا ما باید خودمان را گول بزنیم و بگوییم این انسانِ در بند توهم و غربگرای امروزی که در تشییع جنازه آنچنان وارد میشود، انسان امروزی نیست و آنها را از دل تاریخ هزاران هزار سال پیش و از میان عمارها و سلمانها بیرون کشیدهایم و برای مدتی به تاریخ امروزی چسباندهایم تا نمایشی را اجرا کنند و سپس در گذر زمان متوقف شوند؟ یا باید با عینکی دیگر و به دور از تعصبات ذهنی تحلیل کنیم؟! به همین خاطر است که شما باید برای تحلیل این ماجرا فقط به درون خودتان رجوع داشته باشید تا از گزند این تعصبات رهایی یابید و صرفا آنچه را که دریافت کردهاید را به زبان بیاورید و نقش ببندید. از خودتان سوال بپرسید چرا خبر شهادت در دل شما انقلابی ایجاد کرد؟ آیا شما چیزی به غیر از چند خط متعارف از آقای سلیمانی شناخت داشتید؟ چرا با وجود این شناخت بسیار کم و اندک، این شهادت در درون شما تاثیرگذار شد؟ تاثیرگذاری که تاثّر آن به اختیار شما نبود و ناخوانده بر درون شما وارد شد و هرکسی که توانسته باشد حدی از غل و غش را در وجود خود زدائیده باشد، این ورود تکوینی را نیز یافته است و به استقبال آن رفته است. اینگونه و با طرح این سوالات خواهید فهمید که جنس این شهادت با شهادتهای اول انقلاب فرق میکند. در واقع این همان جنس غلیظ شده شهادت شهید حججی است. شهادتی که فرای از قبل و بعد از شهادت، خودِ شهادت موجب رشد تکوینی میشود. این رشد است که موجب تکاپوی انسانِ تحت سلطه عقل غربی میشود و اینچنین بیگدارانه و با اشتیاق خاصی حرکت میکند و گریه میکند و میلرزد. رشدی که بسیاری را در برگرفت، بدون آنکه آنها طلبی از آن داشته باشند. مائدهای ناخواندهای بود که بر دلهای ما نازل شد. از خودتان سوال بپرسید آیا این اتفاق جز وعده نزدیکی ظهور چه خبر دیگری دارد؟ ظهوری که وقتی اتفاق بیفتد انقلابی در قلوب میشود و تصعیدی در علوم میشود که شواهد آن در روایات ما فقط خاک میخورد. باید دانست در عصر کنونی یک اتفاقی که توانسته است حیات غربی انسان کنونی را اینچنین به مخاطره اندازد، قطعا در زمان ظهور نیز به همین نحو تقلب قلوب خواهیم داشت و انسانها از نوعی به نوع دیگر به پا خواهند خواست و این اتفاق آنقدر سریع است که میتوانیم آن را دفعی و لحظهای قلمداد کنیم و در این تقلب لحظهای، انسانها رشد میکنند و مهیای رکاب موعود میشوند. همانگونه که در این ایام نیز مزهای از آن را چشیدیم و بدون آنکه به اختیار کام خود را باز کرده باشیم. همین مزه است که سنخ متفاوتی را رقم زده است. مزهای که از آن بوی ظهور استشمام میشود و مزهای که انتظار چشیدن آن را در آن ایام داریم. از خودتان بپرسید آیا وقوع چنین سنخ از اتفاقها، غیر از زائیدگی در عقل اربعینی است؟ آیا چیزی جز مسخ قلوب و عقولی که در اربعین رخ میدهد را در اینجا میبینیم؟ و اگر صادقانه به خودتان رجوع کنید، این تاثیر را مییابید و بدانید که هر چقدر این تاثیر را بتوانید بیشتر ادراک کنید، میتوانید ظهور مهدی موعود (عج) را بهتر ادراک کنید. چرا که این اتفاقات همه آمادگی برای انسانهاست تا بتوانند زمینه مقلب القلوب شدن در زمان ظهور را در خودشان ایجاد کنند. «همه هستی همگام با انسانی است که در راه هدایت گام بر میدارد» امام موسی صدر. حدیث سحرگاهان، ص ۲۸۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات دقیقی را در این نگاه دیدم. عرایضی نیز تحت عنوان «آیا همهی ما قاسم سلیمانی بودیم؟» شده است که متن آن را این روزها إنشاءاللّه بر روی سایت خواهید دید. آری! همینطور که نویسندهی محترم مقالهی فوق میگوید انقلاب اسلامی ظرفیتهایی دارد که روز به روز بیش از پیش به ظهور میآید و ما باید منتظر ابعادی از انقلاب اسلامی باشیم که هنوز به ظهور نیامده است، إنشاءاللّه. موفق باشید
