باسمه تعالی سلام خدمت استاد عزیزم: استاد اولا ممنون بابت توصیه کربلایی تان. شما را در سفر اربعین دعا کردم. مطلبی که قبلا هم می خواستم بگویم ولی بعد از سفر کربلا دوباره به ذهنم رسید این است که دو سال از آخرین کتاب شما می گذرد شما در مورد شهید آوینی عزیز، مطالبی داشته اید ولی فکر می کنم در میان کتاب های شما کتابی در خور شان ایشان خالی است. به تازگی کتاب ماجرای فکر آوینی دکتر رامین پور منتشر شده است ولی فکر می کنم هیچ کس مثل قلم شما نمی تواند عظمت شهید آوینی را به نمایش بگذارد. استاد زرشناس می فرمودند جنبه تفکری شهید آوینی تازه دارد هویدا می شود. زیاد در مورد شهید آوینی فکر می کنم به گونه ای که انگار گاها با او زندگی می کنم، نمی دانم چرا هر کس با او آشنا می شود عاشق او می شود؟! به نظر من او نیاز امروز ماست با او می شود از تمام تعلقات و اغلال و زنجیر های اسارت مدرن و مشهورات کذایی آن رها شد و به واقع، وارد عالم دینی شد. صورت او صورت بهشتی، صدای او صدای ملکوتی و غیبی و تفکر و روح او الهی است. خیلی فکر کردم در مورد او چه بگویم به نظرم بهترین چیزی که می توانم بگویم این است که او مردی از جنس مردان عاشورایی است! استاد جسارت مرا در مورد پیشنهادم به شما، به بزرگی خودتان ببخشید ولی یادم هست شما در مورد کتاب وزین فعالیت های فرهنگی فرمودید ما با شرح ۷۵ جلسه ای آن می خواهیم وارد فکر جدیدی شویم، فکر می کنم کتابی در خور شان شهید آوینی با شرح گسترده، مقدمه ای می شود برای عبور عینی از عالم غربی و ورود به عالم دینی!
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد لازمی است. فکر میکنم با کاری که رفقا در کانال «عصر جدید» شروع کردهاند و بنده نیز عرایضی را در این مورد داشتهام؛ إنشاءاللّه کار جلو میرود. عرایض بنده در آنجا شاید به نظر بعضی افراطی آید ولی جایگاه آن شهید بزرگوار چنین جایگاهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابدا اینطور نیست زیرا بندهی خدا آنچه از دستش بر میآمدهاست را انجام میداده هر چند هنوز به نتیجه نرسیده باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم مطالعهی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «آشتی با خدا» مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن سوال در این بود که خطر مشغول کردن مخاطبان آن برنامه به اموری که افق فکری آنها را باز نمیکند چرا باید باشد تا با روبرو شدن با موضوعاتی که نیاز به اندیشه و بصیرت دارد آنها در نمانند و از طرفی انتقاد به یک برنامه با تکفیر فرق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح صوتی آن بسیار ضعیف است. میتوانید برای استفاده از آن با جناب آقای حاجآقا نظری به شمارهی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که فرمودهاند. به هرحال هر اندازه معرفت انسان نسبت به حقایق بیشتر باشد، تاثیر اذکار او قویتر خواهد بود. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: یکی از آشنایان بنده که در آمریکا زندگی می کند در یک موضوعی درخواست راهنمایی داشتند که خواستم نظر شما را در این باره جویا شوم. مسئله این است که در آینده ای نزدیک سلمان رشدی در یکی از مناطق نزدیک زندگی این دوست ما برنامه ای (سخنرانی یا هر چیز دیگری) دارد، حال سوال دوست ما این است که آیا واجب است که به محل این برنامه برود تا او را بکشد و به سزای عملش برساند؟ این در حالی است که طبیعتا او (سلمان رشدی) تحت محافظت ویژه ای خواهد بود. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید موضوع به این سادگیها نباشد. البته بنده در این موارد صاحبنظر نیستم. موفق باشید
سلام علیکم: در باب عناصر اربعه آب، باد، آتش و خاک که مورد ادعای فلاسفه هست و به طب سنتی رسوخ پیدا کرده، چه فرآیند و توضیح فلسفی و منطقی جهت اثبات این عناصر مورد ادعای فلاسفه وجود دارد؟ عناصری که به گفته فلاسفه و حکما بسیط هستند، خالص هستند و در طبیعت پیرامون ما به شکل خالص یافت نمیشود، ناملموس و نامحسوس هستند، قابل تجربه نیستند، خالی از مادیت و ترکیب، خالی از بو و مزه و طعم و رنگ و جسمیت، هیچ دسترسی به آنها وجود ندارد، نصی از قرآن و روایات از آنها نداریم، و با همه این احوالات هر چیزی در عالم از این عناصر ترکیب و ساخته شده اند. آیا این ادعای فلاسفه با تمام این ابهامات قابل دفاع هست؟ ادعایی که طبیب در مقابل این ادعا تسلیم است و پایه و مبنای علم طب سنتی با این مسئله عناصر اربعه پایه ریزی شده و به ادعای حکما و قدمای طب سنتی، مسئله عناصر اربعه و... گفته انبیا تاریخ هست. آیا ادعای عناصر اربعه جزء نظریه قدیم بودم عالم حساب میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که بنده میدانم این موضوع نه نکتهای است فلسفی که پیرو آن دلایل فلسفی آن جستجو شود و نه امری است که از آیات و روایات استنباط شده باشد. امری است تجربی که میتوان با مدّ نظر قراردادن چنین نکتهای که عالم ماده شامل این چهار عناصر هستند، مطابق آن با پدیدهها و موضوعات مواجه شد. موفق باشید
سلام استاد: در مورد اون دوستی که گفته دیگه نیاز به نماز ندارم و دراویش و صوفیه و تیپ جریاناتی که میگن ما رسیدیم به حقیقت و دیگه از ظاهر عبور کردیم. استاد اینها هیچی تو ذهنشون نیست و به هیچ جایی هم نرسیدن و صرفا یه چیزایی به گوششون خورده و از حد پایین ترین مراتب توحید هم بالاتر نرفتن! خیلی فرق هست بین فهم و چشیدن اینکه همه ی وجود از خداست و بین اینکه یه چیزی از این موضوع به گوشمون خورده باشه، اصولا ماها دو تا بیت شعر میخونیم و دو تا صفحه در مورد وحدت وجود و یک چیزایی تو ذهنمون شکل میگیره و فکر میکنیم این مطلبی که بهش رسیدیم اوج توحیده و اوج خداشناسیه فکر میکنیم و توهم میکنیم که خدا را موثرمطلق میدونیم و خودمون رو فانی میبینیم ولی قلبمون و حتی ذهنمون فرسنگها با حقیقت این موضوع فاصله داره وبهتره بگم هیچ بویی نبرده، من وقتی کلمات و رفتار امام خمینی رو میخونم میفهمم حقیقت توحید نوری هست که به قلب باید بتابه و این تابیدن با خون جگر حاصل میشه، راهیه که انبیا و اولیا با بیداری و شب زنده داری و نخوردن و نخوابیدن و ترک دنیا کردن و تلاوت و روزه و دعا و گریه راه رو طی کردن و بعد هم فریاد زدن ما عرفناک حق معرفتک... حالا این دوستان هندزفری تو گوششون آهنگ ولوم بالا، پیتزاشون رو خوردن، گشتاشون رو زدن، همه فیلما رو دیدن، تمام مظاهر غرب دلشون رو پاره پاره کرده، عظمت آمریکا و تکنولوژی قلبهاشون رو آتیش زده، زیر لحاف دراز کشیدن بدون هیچ حرکتی میگن سجود و رکوع و نماز خوندن و نخوندن ما فرقی پیش خدا نداره، ما خدا رو یافتیم و شناختیم و چون شناختیم در اوج توحیدیم ونیاز به نماز نیست و کافیست!! باور کنید استاد ما خدا رو نمی بینیم، یک چیزی از وحدت وجود به گوشمون خورده، یک چیزی از لا حول ولا قوة شنیدیم و فکر کردیم که عارف شدیم و بدمستی میکنیم، فاز میگیریم از خود گذشتیم به فنا رسیدیم، بحثای فنایی میکنیم! فنا کجا و خوددیدن سراسری کجا؟ خیلی عجیبه توی نفسشون و منیت و پوچی و توهمشون غرق شدن، خودشون که هلاکن سنگ راه حقیقت هم میشن، به خدا پناه میبریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد در اصل و در واقع به خودشان ضرر میرسانند، زیرا از نور توحیدی که جان سالکان را با شراب طهور مست میکند؛ محروم میشوند. در احوالات مرحوم قاضی طباطبایی هست که فرموده باشند گفته شده در بهشت، نماز نیاز نیست، پس این بهشت به چه دردی میخورد؟! مقایسه کنید سلوک چنین عرفایی را با آن مدعیانی که میگویند ما از نماز گذشتهایم و دیگر نیاز به نماز نداریم!!! موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: استاد گرامی دوستی دارم که دارای تحصیلات عالیه در رشته فقه و تفسیر و الهیات و مطالعات فراوان در این رشته هستند و آثار خوبی هم برجای گذاشته اند و به چشم دیده ام که مورد عنایت اهل بیت علیهم السلام بوده اند ولی متاسفانه هنوز به پذیرش عقلی و حسی و عاطفی نسبت به شخص آقای خامنه ای به عنوان ولی فقیه نرسیده اند و دچار شبهه هستند. پس از فوت آیت الله لنکرانی (به عنوان مرجع تقلید ایشان) به حضرت آقا رجوع کردند و در حال حاضر مدتهاست که قصد رجوع به حضرت جوادی آملی را دارند و اندیشه ها و بیانات ایشان را به خود نزدیکتر می دانند و به عبارتی بیشتر قبولش دارند. با دفتر آقای جوادی آملی تماس گرفته و درخواست تغییر مرجع خود را مطرح کردند و پاسخی که شنیدند این بود که باید دو عالم دیگر برتری آقای جوادی بر حضرت آقا را تشخیص دهند تا ایشان بتواند چنین تغییری انجام دهد. حال این پاسخ هم به شبهه های ایشان دامن زده و هم شرایط را سخت تر کرده. آیا هیچ دو عالم دیگری پیدا می شود که حکم برتری آقای جوادی بر حضرت آقا را بدهند؟ آیا چنین پاسخی از دفتر آقای جوادی درست آست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در اعلمیت مرجع تقلید است به آن معنا که در همه ابعاد اسلام، اعلم باشد و معلوم است که اگر تشخیص دهیم مرجعی از همه ابعاد نسبت به مرجع ما اعلم است، عقلاً اقتضاء میکند که از اعلم تقلید کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. همین اندازه میتوان شماره ۵۰ «بنیانهای حکمت حضور جهان بین دو جهان» خدمتتان ارسال کنم تا فتح بابی در این مورد باشد. موفق باشید
۵۰. برای گشودهشدن قرآن و درک اولیای الهی، نباید مانند مشرکینِ حجاز دستهایمان از معانی قدسی خالی باشد و نسبت به تذکراتی که وَحی الهی میدهد بیگانه باشیم. در حالیکه وقتی ایرانیها با وَحی الهی از طریق اسلام روبهرو شدند، نسبت به آن خالیالذهن نبودند و حضور رهبر روحانی جهت نظام بشری را میشناختند و حاصل مواجهه حکمت خسروانی با اسلام، فارابی میشود و تذکر به مدینه فاضله. جناب سلمان فارسی حاصل مواجهه حکمت خسروانی با نبوت نبوی است و بدین لحاظ در زمره خانواده پیامبر (ص) قرار میگیرد، ولی ابوجهل یعنی عموی پیامبر (ص) از خانواده پیامبر خارج است.
مواجهه روح خسروانی در بستر دیانت نبوی، در دوران جدید موجب ظهور سلسله صفویه شد و حاصل آن میرفندرسکی و ملاصدرا گشت، در حالیکه در بستر حاکمیت عثمانی هرگز میرفندرسکی و ملاصدرا ظهور نخواهد کرد.
همان پیوستگی که بین حکمت خسروانی و سیره نبوی شکل گرفت، در این تاریخ موجب میشود در مواجهه با خرد مدرن به طلوع جهانیِ بین دو جهان فکر کنیم که در عین تشیع با هویت حکمت خسروانی، خود را از خرد مدرن بیرون نداند.
مصریان در شرایطی بودند که یا باید اسلام را میپذیرفتند و زبان مخصوص اسلام را و یا بر همان عصر طاغوتیِ خود باقی میماندند، زیرا زبان طاغوتزده آنها ظرفیت رابطه با اشارات قرآن را نداشت ولی در ایران شرایط متفاوت بود و امروز نیز ما در مواجهه با خرد مدرن شرایط مخصوص به خود را دارا هستیم.
از آنجایی احساس خود به عنوان حضوری در اکنون، امری است الهامی، ضرورت رهبریِ روحانی در تأسیس یک نظام حقیقی که مبتنی بر معرفت ذاتی انسان باشد پیش میآید، تا بتوانیم حضور در اکنون تاریخی خود را در یک نظام بنا کنیم زیرا یکی از شرایط بنیادین برای به خودآمدن انسان، حضور در جهانی است تاریخی، تاریخی که آینده حضور بیکرانه انسان را به صورتی اصیل مدّ نظر آورد. ساختن چنین تاریخی، ضرورتاً به تحقق نظامی منجر میشود که مبتنی بر رهبری و هدایت رهبری باشد تاریخساز، تا با شخصیت و رهنمودهای خود، امکان عبور از آشفتگیها و درماندگیها را فراهم آورد وگرنه صاحب منصبانِ تنگنظر، آن تاریخ را به یک رژیم دیوانسالار تبدیل میکنند. این جا است که ضرورت انسانهای قدسی به عنوان به ظهورآوردن «وجود» در تاریخ، ضروری خواهد بود تا آغازگر باشند. این همان برخورداری از معانی قدسی است در نظر به سیره اولیای الهی تا انسان برای رجوع به هویت قدسی خود، نمودی متعیّن در پیش رو داشته باشد و وجود چنین نمادی با تاریخسازیِ خود میتواند نقشآفرینی کند، امری که حجاز در صدر اسلام از آن غفلت کرد ولی در ایران بنیانهای تاریخی آن از قبل فراهم بود و اسلام نوری بود که به آن بنیانها تابید و آنها را به صورتی اصیلتر به ظهور آورد و غفلت از حضور رهبری که نماد حضور ما در ساحت قدس باشد ما را گرفتار محافظهکاری صاحبمنصبان میکند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت مذکور میخواهد خطر عُجب برای مؤمنین را تذکر دهد و نه اینکه بهانه گناهکردنِ گناهکاران باشد از آن جهت که آلودهشدن به این نوع گناهان، روحانیت انسان را که موجب حضور در عوالم معنوی میشود، از او میگیرد. باید همچنانکه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» گفته شده، خود را مشغول امور سالم حتی مثل ورزش بنماییم تا آن نوع خیالات بر ما سیطره نکنند و قوت نگیرند. بد نیست سری به آن کتاب بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا مطمئن باشید هرگز آن عزیزان اصرار ندارند از اشخاصی که شایسته بودنِ آنها برای شما محرز شدهاست عدول کنید؛ ثانیا بعضا خود رفقا آن بزرگان را در محذور قرار میدهند که در چنین اموری وارد شوند در حالی که بهتر آن است تا رفقا اجازه دهند بزرگان شهر به حکم «علینا بالقاء الاصول و علیکم بالتفریع» آنها ملاکهای کلی را در انتخاب افراد ارائه دهند تا افراد جهت انتخابات در میدانی که آن بزرگان ملاکها را تعیین کردهاند خودشان مصداقهای جزئی را انتخاب کنند؛ به خصوص که همه میدانیم خوبان یک شهر مثلا در امر شوراها منحصر به آن لیستی نیست که آن عزیزان و بزرگان شهر پشتیبانی میکنند. ثالثا اخلاق اسلامی اقتضا میکند تا رفقایی که بنا دارند طبق تشخیص خود به یک لیست رأی دهند، با گشودگی کامل نسبت به انتخاب بقیه برخورد کنند. رهبری میفرمایند: «ملّت عزیزمان انتخابات را نماد وحدت ملّی قرار بدهند، نماد دودستگی و نماد تفرقه قرار ندهند، نماد دوقطبیگری قرار ندهند؛ این تقسیمهای غلط «چپ» و «راست» و امثال اینها را کنار بگذارند. آنچه مهم است آیندهی کشور است». رابعا: حلقههای میانی از نقش خود غفلت نکنند از آنجایی که رهبر انقلاب به آنها توصیه دارند در جایی قرار بگیرند که جدای از آنچه رهبری به عنوان شخصیتی که تکلیف کلی را تعیین میکنند و نیز جدای آنچه مربوط به دولت است قرار گیرند؛ لذا در این رابطه میفرمایند: «این به عهدهی جریانهای حلقههای میانی است. این، نه به عهدهی رهبری است، نه به عهدهی دولت است، نه به عهدهی دستگاههای دیگر است.» و از این جهت رفقا باید خودشان در سنت انقلاب اسلامی بر اساس آتش به اختیاری که اقدام در این سنت است ابتکارات خود را شکل دهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بعد از آنکه تا حدّی در ادبیات عرب توانستید رشد خود را ادامه دهید، تدبّر در قرآن و روایات بخصوص از طریق «المیزان» راه های خوبی مقابلتان گشوده میشود، إنشاءالله. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مرحله همینطور خوب است که جهت فهم عمیق دین و ارتباط با قرآن و روایات همچنان تنها جلو بروید. خداوند بقیه مسیر را به وقتش نشان میدهد و راه را میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مباحث «معرفت نفس» خوب است که سراغ «برهان صدیقین» و سپس مباحث «معاد» همراه با شرح صوتی آنها بروید و در کنارش، بعضی از مباحث قرآنی مثل سورهی آلعمران را دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اسلام، نظام تربیتی همان نظام اخلاقی است که مدون شده آنهم با مبانیِ معرفت نفس. و به همین جهت در ابتدای کتب اخلاق، مانند «معراج السعاده» ابتدا بحثی در رابطه با «تجرد نفس» به میان آمده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بر فرض که این اطلاعات درست باشد، مگر اگر حضرت امام در بعضی موارد نظر ایشان را خواسته باشند، دلیل بر آن است که ایشان در کلیت، جهتِ ادارهی نظام اسلامی کافی بودهاند؟ مگر حضرت امام در بعضی موارد به آیت اللّه بهاء الدینی و یا آیت اللّه بهجت رجوع نداشتهاند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. به همین جهت تأکید پیامبز خدا آن بود که این دو نباید از هم جدا شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار ناراحتکننده بود. دینی که پدرِ نادان و متعصب آن دختر داشت، مسلّم دینی نیست که حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» برای بشر آوردند. ما باید از خود بپرسیم چه کسانی و چگونه به این افراد نادان آموزش دادهاند که به دخترش پیشنهاد کند برود خود را بکشد وگرنه او را خواهد کشت و بعد با حیلهای دختر را به خانه برگرداند و این فاجعهی زشت را مرتکب شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت باید چندان در تصمیمی که گرفتهاید متوقف نباشید. به هر حال همان ارادهی اولیه برای به نتیجه رسیدن نهایی کمک میکند هر چند که در میانهی راه ضعفهایی پیش آید. تا آنجا که ممکن است نباید متوقف شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین انسان نادانی که نتوانسته است عظمتهای همهجانبهی اسلام را بفهمد، مسلّم خود را فریب میدهد که میگوید مسیحیت متوجهی رشد اخلاقی میگردد. مسلّم مسیحیت را هم نخواهد فهمید. میخواهد هوس خود را دنبال کند. شدیداً باید نادانیِ اینچنین افراد را به رخشان کشید. البته یک مسیحی که نمیداند عظمت اسلام تا چه اندازه است، حکمش فرق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان با خودآگاهیِ لازم نظر به جایگاه کتب انحرافی بکند، بهخوبی مییابد چه اندازه بوی گند نفس امّارهی نویسندگان آنها جان را آزرده میکند. آری! طبیعی است که انسان باید به دنبال حق باشد تا باطلبودنِ باطل را بشناسد وگرنه اگر به دنبال هوس خود بود، غرقِ لجن اندیشههای باطل میشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات داریم کار حضرت «عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» یکشبه درست میشود. مهم آن است که هرکس آنطور خود را آماده کند که نسبت به آرمانهای آن حضرت، احساس بیگانگی نکند و نمونهی همراهی و هماهنگی با حضرت، هماهنگی با نایبِ مسلّم او یعنی حضزت آیت اللّه خامنهای است که دستپروردهی آن حضرت میباشند. مشکل بعضیها که برای حضور آن حضرت، چله میخواهند بگیرند اینجا است که جایگاه رهبر انقلاب را در این تاریخ جدّی نگرفتهاند هرچند قصد خیر دارند وگرنه اصل چله، همانطور که در جواب سؤال شمارهی ۲۷۲۰۰ عرض شد کار خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به واسطههایی که خداوند جهت اعمال ارادهاش به میان آورده است، با توحید منافات ندارد. موفق باشید
